« به زودي، دامنهء نفوذ از فاس به كشورهاي اروپايي كشانده ميشود. شهرها در آتش ميسوزند و شمشيرها، سرها را قطع ميكند. بزرگ مردي از آسيا، با سپاهي بسيار رعبانگيز، از زمين و دريا سر ميرسد. با او مرداني هستند كه كه مانند مردگان، چهرههايي رنگ پرده دارند و صليبيان را نابود ميكنند. » (قرن 6 – قطعهء 80 )
فاس يكي از شهرهاي مراكش ميباشد. فاس يكي از ريشهدارترين و باسابقهترين مراكز سواحل بربريان بوده است. در بسياري از پيشگوييهاي نوسترآداموس، ردپاي اين منطقه به چشم ميخورد.
[External Link Removed for Guests]
پادشاه وحشت
« هفت ماه پس از سال 1999، پادشاهي بسيار ترسناك از آسمان فرود خواهد آمد. او پادشاه بزرگ آنگومو (Angoumois) را دوباره به زندگاني باز خواهد گرداند. قبل و بعد از اين واقعه، تا آنجا كه شرائط اجازه دهد، جنگي بسيار سخت بالا خواهد گرفت. » (قرن 10 – قطعهء 72 )
به نظر بسيار از مورخين و نوسترآداموسشناسان، استفاده از كلمهء ماه براي گذشت زمان، به معني سال ميباشد. همان طور كه ميدانيم به تاريخ ژوئيه 1999 يا 2000 اتفاق خاص و مهمي در جهان اتفاق نيفتاده است و بايد منتظر وقايع سال 2007 و بعد از آن باشيم.
آنگومو، استاني قديمي در جنوب غربي فرانسه است و مركز آن آنگولم ميباشد. اين ناحيه به همراه قسمتهاي ديگري از سرزمينهاي فرانسه، از حدود سال 50 ق.م. تحت نفوذ امپراطوري بزرگ روم قرار داشت. با شروع قرن پنجم ميلادي، اين منطقه شاهد جنگهاي متعددي گشت.
[External Link Removed for Guests]
در آغاز قرن چهارم ميلادي، در جنوب و شرق درياي سياه، قبائلي بيابانگرد معروف به هون (Hun) زندگي ميكردند. آنها از نظر نژاد به مغولان شباهت بسيار داشتند، تا آنجايي كه برخي مورخان، اين قبائل را از نژاد مغول ميپنداشتند. اين گروه وحشي، در اسب سواري و استفاده از تير و كمان، مهارت كافي داشتند و با ساكنين شبه قارهء هند و فارس، جنگهاي فراواني نمودند. در حدود سال 370 ميلادي به سوي غرب هجوم آوردند تا قسمتهايي از اوكراين و اروپاي شرقي را كه محل زندگي اسكانديناويهاي معروف به گوت (Goth) بود، به اشغال درآورند.
اهالي اين منطقه از هونها فرار كردند و از شدت ترس به سمت سرزمينهاي مختلف كوچ كردند. بيشتر آنها به سوي غرب و امپراطوري روم رفتند و از آنها درخواست حمايت كردند. امپراطور روم با اقامت آنها در سرزمين خويش موافقت كرد، اما ماليات سنگين بر آنها وضع نمود. شرائط سخت پيش آمده بعدها باعث شد اين طائفه عليه امپراطوري روم قيام كنند و با يورش به روم (410 ميلادي) آنجا را غارت نمايند. مدتي بعد، اين طائفه به سوي غرب مهاجرت كردند و تعدادي از آنها در منطقهء آنگومو استقرار يافتند. گروهي ديگر در سال 417 ميلادي به سوي جنوب اسپانيا مهاجرت كردند.
نفوذ و سيطرهء كامل اين قوم بر سرزميني كه امروز آن را به نام فرانسه ميشناسيم در سال 507 ميلادي و با كمك قبائلي از ژرمنها صورت پذيرفت. فرانكها (Frank)، همان كساني بودند كه نام فعلي فرانسه را بر آن نهادند.
گروه دوم از طوائف گوت، در سال 711 ميلادي، در منطقهء اسپانياي كنوني به قدرت رسيدند. نيروي عظيم كشورگشايي زمان خليفهء دوم مسلمين، در اين برهه به ياري اين طائفه رسيد و منطقهء آنگومو جزء امپراطوري شارلمان (Charlemagne) گرديد. سپس براي مدتي تحت نفوذ انگليسيها اداره گرديد. قبل از پيوستن به فرانسهء متحد، مدتي تيز در سلطهء چند دوك قرار گرفت. اين ناحيه و مركز آن در جنگهاي صدساله كه از 1337 تا 1453 ميلادي به طول انجاميد، مورد اختلاف دولتهاي فرانسه و انگليس بود.
اين منطقه در زمان حيات نوسترآداموس، به صحنهء جنگهاي مذهبي ميان كاتوليكها و پروتستانها مبدل گشت. شاخهاي از خاندان سلطنتي فرانسه معروف به سلسلهء والوآ (Valois) نيز به نام خاندان آنگولم خوانده ميشدند. آنها از سال 1515 تا 1574 ميلادي بر اين ناحيه حاكم بودند.
طائفهء هونها پس از اشغال ناحيهء شرقي اروپا در حدود سال 370 ميلادي، به سوي اروپاي مركزي حركت كردند. آنها ابتدا بر روم شرقي چنگ انداختند و سپس در سال 432 ميلادي در دوران حكمراني روگيلاس (Rugilas) براي امپراطوري روم ماليات و خراج تعيين نمودند. پس از مرگ روگيلاس، در سال 434 ميلادي، آتيلا (Attila) به جانشيني او برگزيده شد. اين سردار جنايتكار، به بلاي آسماني معروف است. در زمان او، هونها سه بار در سالهاي 441، 447 و 451 ميلادي به سرزمينهاي امپراطوري روم هجوم بردند.
بار نخست آتيلا توانست تا مرزهاي قسطنطنيه نفوذ كند و آن را در معرض سقوط قرار دهد. بار دوم از بالكان عبور كرد و به يونان دسترسي يافت. بار سوم بر سرزمينهاي فرانسه امروز مسلط شد و چيزي نمانده بود كه آنگومو را نيز اشغال كند، اما به علت همپيمان شدن روميها با قبائل گوت در آن ناحيه سكونت داشتند، شكست خورد و در سال 451 ميلادي از آنجا عقبنشيني نمود. با اين وصف در بازگشت، براي مدت كوتاهي، ايتالياي كنوني را متصرف شد و آنجا را غارت كرده و به ويراني كامل كشاند.
با توضيحات داده شده، به نظر ميرسد منظور نوسترآداموس از پادشاه بزرگ آنگومو، شخصی همانند آتيلا باشد.
در اين رباعي، تاريخي بسيار دقيق براي حوادث قرن 21 ام پيشبيني شده است. همچنان كه نوسترآداموس در نامهء معروف خود به هنري دوّم، پادشاه فرانسه، به او هشدار ميدهد كه دوران سلطنت در فرانسه، به سال 1792 براي هميشه به پايان ميرسد و اين دقيقن همان تاريخي است كه جمهوري فرانسه اعلام موجوديت نمود و نظام پادشاهي پايان يافت. در كل به نظر ميرسد اهميت حوادث آينده در نزد نوسترآداموس، به دو عنصر اساسي بستگي دارد: 1- ميزان تاثير حوادث بر نفوذ كليساي كاتوليك 2- تماميت ارضي و برتري فرانسه و اقتدار غرب. (مسيحيان يا صليبيان)
وحشت بزرگ
« مردي، خدايان جهنمي هانيبال را زنده خواهد ساخت. او مايهء وحشت نژاد بشر است. تا قبل از اين، نشريات چنين ترس بزرگ و شديدي را نقل نكرده بودند؛ مصيبتي كه از جانب بابل (عراق) متوجه روميها (غرب) خواهد شد. » (قرن 2 – قطعهء 30 )
هانيبال، بزرگترين سردار كارتاژ ميباشد. اين شهر داراي تمدن كهن را فنيقيها يا همان كساني كه در حدود سال 814 ميلادي از لبنان مهاجرت كرده بودند، در نزديكي كشور تونس فعلي بنا كردند. بعدها اين شهر، رشد و نمو كرد و تبديل به پايگاه حكومتي نيرومندي شد. هانيبال پس از مدتي، درصدد رقابت با امپراطوري روم برآمد تا بتواند بر سرزمينهاي غرب دريايي مديترانه تسلط پيدا كند. در سه جنگي كه بيش از سه قرن (از 464 تا 146 قبل از ميلاد) ميان روميها و كارتاژها در جريان بود، نهايتن روميها توانستند شهر تاريخي كارتاژ را با خاك يكسان كنند؛ اما آنها پس از صد سال، اقدام به بازسازي آن نمودند و آنجا را تبديل به مركز امور اداري حكومت خويش در شمال آفريقا كردند. حوزهء نفود كارتاژ شامل قسمتهاي بسيار وسيعي از آفريقا، جزائر سيسيل، ساردنيا، مالت و منطقهء بزرگي در جنوب اسپانيا بود.
هانيبال (183 تا 237 قبل از ميلاد) در سن 26 سالگي به فرماندهي نيروهاي كارتاژ در اسپانيا منصوب گشت و با اينكه ميان دو دولت كارتاژ و روم معاهدهء عدم تعرض امضاء شده بود، او به اسپانيا كه تحت نفوذ روميها بود، يورش برد. روميها كه اين حمله را نقض قرارداد صلح قلمداد ميكردند، به جنگ با هانيبال پرداختند. اما سردار كارتاژ در هجومي سريع، آنها را در داخل اراضي خودشان شكست داد.
اين حمله، عمليات نظامي برجستهاي بود كه در تاريخ از آن به عنوان يكي از مفاخر جنگي ياد ميكنند. در اين يورش، هانيبال با 40 هزار نيروي پياده و اسبسوار، و ستون عظيمي از فيلها از اسپانيا به سمت شمال حركت كرد و با عبور از رشته كوههاي بين فرانسه و اسپانيا، وارد جنوب فرانسه شد.
پس از عبور از رودخانهء رون (Rhone) براي پنهان نگه داشتن مقاصد نظامياش، همچنان به طرف شمال ادامهء مسير داد و تنها زماني كه مطمئن گشت دشمن را فريب داده است، به سمت جنوب دور زد. او همراه سپاهيانش، سلسله جبال پوشيده از برف آلپ را پشت سر نهاد و از آنجا به شمال ايتاليا رفت و شكستهاي بسيار سنگيني بر روميها وارد ساخت.
با اينكه نقشهء هانيبال بسيار دقيق و ماهرانه بود، ولي او وارد شهر روم نشد و تا تابستان سال 218 ق.م. به انتظار زمان مناسب نشست. در دومين حملهء خويش، ضمن نفوذ به داخل روم، بار ديگر ارتش اين كشور را تار و مار نمود.
سال بعد در حملهاي ديگر، هانيبال توانست شكست ديگري را بر روميها تحميل كند، اما در نبر سال 202 ق.م. از روميها شكست خورد و ناگزير به آنتيوكوس سوم» (Antiochus III) پادشاه سوريه پناهنده شد و با وي پيمان مشتركي را براي حمله به روميها منعقد كرد. اما چيزي نگذشت كه پادشاه سوريه وي را به حال خود رها ساخت. وي از آنجا به آسياي صغير (تركيه كنوني) و سرزمين بيتينيه (بيتونيا = Bithynia) رفت و با پادشاه آنجا جهت جنگ عليه روميان همپيمان شد. اما در اين جنگ هم شكست خورد و هنگامي كه در شرف اسارت قرار داشت، با خوردن سمي كه در انگشتر خود پنهان كرده بود، خودكشي نمود. (183 ق.م.)
گويا منظور از خدايان كارتاژ، بتهايي است كه مردم اين مانند اجداد خويش يعني فينيقيها ميپرستيدند. بت اصلي كارتاژها، «بعل» نام داشت كه در تورات از آن ياد شده است. بعد از آن، خداي آسمان (تانيت = Tanit) در درجهء دوم اهميت قرار داشت. آنها علاقهء زيادي به بتهايشان داشتند و براي اين بتها انسانها را به شكل انداختن در آتش، قرباني ميساختند.
در اين رباعي، تمثيل شعرگونه از مردي است كه باعق ايجاد رعب و وحشت در ميان انسانها خواهد شد. نوسترآداموس، برخورد و رفتار چنين فردي با اروپائيان را مطابق با روش هانيبال دانسته است. (اصليت هانيبال نيز از لبنان و خاورميانه بود) نوسترآداموس در سطر سوم از نشريات سخن ميگويد. اين از شگفتيهاي پيشگويي اين شخص محسوب ميشود زيرا در زمان او، روزنامه و نشريات به شكل امروز وجود نداشتند. در ادامه، خيزش اين مرد را از بابل يا عراق كنوني پيشگويي ميكند.
« به زودي از شرق، قلبي كاتاژي درخواهد رسيد. او ساكنين دريايي آدرياتيك و وارثان رومولوس (Ramulus) را آزار خواهد رساند. آن مرد را ناوگان ليبيايي همراهي خواهد كرد. به زودي پرستشگاههاي مالت و جزائر نزديك آن متروكه خواهد شد. » (قرن 1 – قطعهء 9 )
نوسترآداموس در اين رباعي، از همان شخ رعبانگيز كه در پيشگوييهاي قبلي او را با هانيبال مقايسه كرده بود، سخن گفته است. او مانند اهالي كاتاژ، قلبش مملو از كينهء روميهاست.
رومولوس، پهلوان افسانهاي روميها ميباشد و پادشاهي است كه شهر روم را بنا نموده است. منظور از وارثان رومولوس نيز همان ساكنين فعلي ايتاليا هستند.
مالت نيز يكي از جزائر دريايي مديترانه است كه در 60 مايلي جنوب جزيرهء سيسل قرار دارد، و در آنجا، بتکده های از زمانهای بسیار دور نظیر 2300 ق.م. وجود دارد
[External Link Removed for Guests]
در اين جا بد نيست يك رباعي ديگر كه پيشتر درج كرده بودم، دوباره ذكر كنم:
« ناوگان در نزديكي درياي آدرياتيك، متلاشي خواهد شد. زمين ميلرزد و به سوي آسمان پرتاب ميشود و مجددن در جاي اوليهء خود قرار ميگيرد. مصر به لرزه در ميآيد و از محمديون حمايت ميكند. از پيشواي كل خواسته ميشود كه تسليم گردد. »
نوسترآداموس در رباعي ديگري در بخش سنتري اول، دربارهء حركت ناوگان بربرها، چنين ميگويد:
« بندر دوبوك (Port de Bouc) از بيم ناوگان بربرها، دچار وحشت خواهد شد. زمان درازي پس از آن، ناوگان غرب به اين نقطه خواهد رسيد. خسارتهاي بسياري به انسانها، حيوانات، و دارائيهاي مردم وارد خواهد شد. به زودي در فاصلهء دو برج ثور و ميزان، نبردي بسيار خونين روي خواهد داد. » (قرن 1 – قطعهء 28 )
بندر دوبوك در خليج فوس (Fos) فرانسه و در نزديكي مارسي قرار دارد. منظور از برجهاي ثور و ميزان، همان خطوط فرضي است كه ستارهشناسان بابل، در مسير گردش خورشيد در آسمان، طي يك يك سال ترسيم نمودهاند. آنها اين مسير را به 12 برج تقسيم كردهاند و نام مجموعه ستارگاني را كه در اين برج واقع گشتهاند، بر آن نهادهاند. براي مثال برج ثور، نشاندهندهء فاصلهء زماني 30 آوريل تا 20 مي و برج ميزان، نشاندهندهء 23 سپتامبر تا 22 اكتبر ميباشد.
نوسترآداموس، فاصلهء ميان اين دو زمان را، هنگامهء نبردي بسيار خونين ميداند كه در سواحل فرانسه و دريايي مديترانه به وقوع خواهد پيوست.
منظور از ناوگان بربرها، اعراب مسلمان يا اعراب ساكن در شمال آفريقا ميباشد. مطابق اين پيشگويي، ناوگان جنگي اعراب، بنادر فرانسه را مورد تهديد جدي قرار خواهد داد و فرانسه از همپيمانان خود (شايد اعضاي ناتو) درخواست كمك خواهد كرد. همچنين به نظر ميرسد منظور از حيوانات، اتومبيلها ميباشد. موعدي كه نوسترآداموس براي آغاز اين تحولات پيشبيني كرده است، حدود سال 2007 ميباشد.
[External Link Removed for Guests]
این رباعی را نیز میتوان مرتبط با پیشگویی قبلی دانست:
« هنگامی که، آن ماهی، که هم در خشکی راه میپیماید، و هم در دریا سفر میکند، با جهشی عظیم به کرانه افکنده شود ؛ شکلی غریب، مغشوش و هولناک به خود خواهد گرفت. از آن پس خیلی زود، دشمنان از راه دریای خود را به دیوارها میرسانند. »
[External Link Removed for Guests]
« مرد شرقي، به زودي از محل استقرار خويش خارج خواهد شد. او از طريق آپنينز (Apennines) به فرانسه خواهد رسيد. او در مسيرش از آسمان، دريا و سرزمينهاي پوشيده از برف و يخ گذر خواهد كرد. او همگان را با دستهء پرچمش مضروب خواهد ساخت. » (قرن 2 – قطعهء 29 )
آپنينز، سلسله كوههايي است كه از شمال تا جنوب ايتاليا كشيده شده است. مرد شرقي به گفتهء نوسترآداموس از مقر خويش كه در پيشگوييهاي قبلن ذكر شده، مكانش در ميانهء كشور عراق است، خارج خواهد شد و از آنجا به طرق مختلف زميني و هوايي، و از سرزمينهاي سرد و گرم گوناگون گذر خواهد كرد. به نظر ميرسد منظور از دستهء پرچم، قدرتي خاص يا ماوراء طبيعي ميباشد.
« فرماندهاي اسكاتلندي و شش تن از بزرگان آلمان، به دست دريانوردان شرقي، دستگير خواهند شد. آنها از جبلالطارق و اسپانيا عبور داده خواهند شد؛ آنگاه در ايران، به پيشواي رعبانگيز جديد، تحويل داده ميشوند. » (قرن 3 – قطعهء 78 )
در اين رباعي جالب، سيطرهء كامل پارس (ايران) بر اروپا در آينده، پيشگويي شده است.
« هواپيماي سلطنتي، بر فراز شهر خورشيد (Heliopolis) در پرواز است. قبل از هفت ماه، هشدارهايي گمراه كننده خواهد داد. ديواري كه در شرق است، به زودي فرو خواهد ريخت. دشمنان در رعد و برق، هفت روزه به دروازهها خواهند رسيد. » (قرن 5 – قطعهء 81 )
شهر خورشيد (هليوپليس) يكي از شهرهي مصر باستان است كه مركز پرستش خداي خورشيد بود و حدود 11 كيلومتري قاهره قرار دارد. در مورد فرو ريختن ديوار، برخي اعتقاد دارند منظور، ديوار برلين است و برخي نيز اعتقاد دارند منظور فرو ريختن ديوار حائل برتري غرب بر شرق (خاورميانه) ميباشد.
[External Link Removed for Guests]
« خارج شويد، همگي ژنو را ترك كنيد. به زودي جنس ساترن، از طلا به آهن تبديل ميگردد. كساني كه مخالف پيشواي ايراني هستند، نابود خواهند شد. پيش از اين خروج پرطنين، نشانههاي در آسمان آشكار خواهد شد. » (قرن 9 – قطعهء 44 )
ژنو شهري در غرب سوئيس است. ساترن، همان سيارهء زهره ميباشد كه نزد روميها به خداي زراعت و بذر و به عنوان سمبل زمان معروف بود. تغيير جنس از طلا به آهن، به معني پايان دوران طلايي مردم ژنو ميباشد.
عبارت پيشواي ايراني در اصل متن رباعي به صورت Raypoz آمده است كه معنايي ندارد؛ اما اگر حروف اين كلمه را جابهجا كنيم، به واژهء Zopyra خواهيم رسيد كه نام يكي از نجيبزادگان باستاني ايران قديم (پارس) ميباشد. گفته ميشود اين شخص، باعث به قدرت رسيدن داريوش كبير در ايران بود. وي با قتل سمرديس دروغگو (Smedis = Bardiya)، داريوش اول را بر جاي او نشاند.
همچنان كه در يكي از پيشگوييهاي قبلي ديديم، ايران حكومت و بالطبع حاكم جديدي را خواهد يافت و اين شخص طبق پيشگويي نوسترآداموس، ايران را به عزت و افتخار گذشته باز خواهد گرداند.
« اشك، فرياد، ناله، زاري و ترس؛ قلبي كه رحم در آن جايي ندارد، و سخت و سياه و بسيار وحشتناك است. درياچهء ژنو، جزائر اطراف، سردمداران جنوا ؛ خونهايي كه بر زمين ميريزد، گرسنگي و سرما، به هيچ كس رحم نخواهد شد. » (قرن 6 – قطعهء 81 )
به نظر ميرسد منظور از جزائر اطراف ژنو، كشوري مانند انگلستان باشد.
آغاز يك دوران جديد در جهان
« پس از بسيج بزرگ نيروهاي انساني، آمادهسازي بسيجي بسيار بزرگتر صورت ميگيرد. در آن هنگام، پس از قرنها، مرحلهء تاريخي بسيار مهمي از سر گرفته خواهد شد؛ انقلاب، خونريزي، گرسنگي، جنگ و وبا. به زودي آتشي در آسمان ديده خواهد شد كه اخگري را به دنبال دارد. » (قرن 2 – قطعهء 46 )
نوسترآداموس در اين رباعي، به وضوح عبور يك موشك بزرگ را در آسمان پيشگويي كرده است. ضمن اينكه آغاز دوران و عصر جديد در مناسبات و حكومتهاي جهان را پيشبيني كرده است.
« بر بلنداي برج حمل (Aries)، ژوپيتر (Jupiter) و ساترن (Saturn) ؛ دگرگونيهايي بسيار عميقي به دست بشر حادث خواهد شد، پس از سدهاي طولاني، روزهاي بسيار سخت و شوم باز خواهند گشت. ناآرامي و آشوب، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا را در بر خواهد گرفت. » (قرن 1 – قطعهء 51 )
اين رباعي نيز دربارهء تغييرات و تحولات بسيار بزرگي است كه جهان در آغاز قرن بيست و يكم، شاهد آن خواهد بود.
Aries يكي از برجهاي فلكي است كه به آن برج حمل و برج منجنيق نيز ميگويند. ژوپيتر يا سيارهء مشتري، نام خدايي بود كه تمام مردم روم باستان آن را ميپرستيدند و براي آنها به منزلهء روشنايي تمام اجرام آسماني بود. ساترن يا زحل، نام خداي بذرها و كشاورزي روميان باستان به مانند آباداني و رفاه بود.
از زاويهء ستارهشناسي، نزديك شدن مشتري و زحل در برج حمل، به سال 1995 روي داده است، اما از منظر تفسير معناي رمز و رموز ميتوان گفت كه استعار از اسامي سيارات و برجهاي فلكي اين است: برج حمل به معناي توان تكنولوژيكي ماشين آلات جنگي، ژوپيتر استعاره از شيوه و توان علمي است كه در استفاده طبيعت بر اساس شناخت قوانين آن مفيد واقع ميشود و ساترن نمادي از آباداني و زمان آسايش و راحتي است.
به هر حال در اين رباعي نيز از پايان رفاه و آسايش ساكنين اروپا سخن گفته شده است.
انقلاب ايران
« در جوشایی احساساتی تند، قلبها، دستها و پاها، یکدیگر را میپذیرند. آتشها، موجها و شمشیرها، در پارس خیزش میکنند، و زان پس، نجیبزادهای نابود میشود؛ او از سر کماندیشی، یا کشته میشود یا خود میمیرد. »
در جدیدترین ویرایش کتاب نوستراداموس مییابیم که در سالهای اخیر به فارسی نیز ترجمه و منتشر شده است. در این کتاب نه تنها از ظهور آيت الله خمینی و انقلاب اسلامی و سفر مرحوم محمدرضا پ ه ل و ی به مصر سخن رانده شده، بلکه تباهی و فروپاشی جمهوری اسلامی ایران در اثر «فساد مالی» و «اختلاس» نیز پیشبینی شده است. از آنجا كه دوست عزيز Zector خواستار معرفي كتاب بودند، كتاب «پيشگوييهاي نوسترآداموس» را معرفي ميكنم. اما در ويرايشهاي چند سالهء اخير، برخي پيشگوييهاي مربوط به پايان دوران جمهوري اسلامي در ايران، حذف شدهاند. با تشكر
با تشکر از شما
اما نکاتی را باید عرض کنم. من منتظر گفتن جملات آخر از شما بودم و خواستم که خودتان این موضوع "یعنی فروپاشی کشورمان" را بگویید. بله ، درست است. به کشورما هیچ کسی حمله نخواهد و این مردم هستند که در آینده این کار را انجام خواهند داد. آن کسی که به ظهور می رسد دیکتاتوری خواهد بود (البته از دیدگاه بعضی از افراد) که طرفدار سوسیالیسم خواهد بود و پرشیا را به قدرت واقعی خواهد رساند. در مورد لغت Raypoz ، آن را تغییر دهید به Payroz تبدیل خواهد شد . شاید نام وی ، "پیروز" باشد.
بگذارید خاطره جالبی را برایتان بگویم. من قبل از اینکه اصلا" اسم نوستراداموس را بدانم و حتی عقیده ای به پیشگویی داشته باشم ، سالیان پیش یک خواب بسیار عجیبی دیدم. من گاهی اوقات البته بسیار نادر هستند و شاید کمتر از انگشتان یک دست باشند ، خوابهای عجیبی می بینم که در آن به آینده سفر می کنم و دقیقا" عین آن بعدا" برایم اتفاق افتاده !! به حدی که خودم وقتی متوجه شدم بسیار متعجب شده ام. حال برگردیم به جریان خوابی که دیده بودم.
در خواب دیدم که به 15 یا 20 سال آینده رفته بودم چون در دوران میانسالی بودم و خیلی از الان پیرتر شده بودم. در حال قدم زدن در خیابانهای تهران بودم. ابتدا برایم اوضاع عادی بود اما وقتی به خیابانها و خانه نگاه کردم خیلی تغییر کرده بودند. خیابانها خلوت شده بودند و مثل الان در وسط روز شلوغ نبودند. ماشین هایی دیدم که جدید بودند و اسمشان را نمی دانستم. به اسامی خیابانها و کوچه ها نگاه کردم ، تغییر پیدا کرده بودند و بیشتر شبیه اسامی اساطیری ایرانی بودند و بعضی ها هم عجیب بودند و تا به حال به گوشم نخورده بود . بسیار تعجب زده شدم و وقتی به نزدیکی یک میدان رسیدم (در حالیکه قدم می زدم) یک مجسمه بزرگ که نماد یک فردی ناشناس بود را دیدم (گویا نماد همان دیکتاتور بوده که در آینده ظهور خواهد کرد). بسیار ترسیدم. در زیرش جملاتی شعارگونه یا اساطیری مثل ما قدرت برتر هستیم و یا چیزی شبیه آن نوشته شده بود.
سال های بعد از آن بود که با نوستراداموس و پیشگویی های آن اشنا شدم و همیشه این خواب عجیب برایم سوال بوده است ؟
یک مجسمه بزرگ که نماد یک فردی ناشناس بود را دیدم (گویا نماد همان دیکتاتور بوده که در آینده ظهور خواهد کرد). بسیار ترسیدم. در زیرش جملاتی شعارگونه یا اساطیری مثل ما قدرت برتر هستیم و یا چیزی شبیه آن نوشته شده بود. سال های بعد از آن بود که با نوستراداموس و پیشگویی های آن اشنا شدم و همیشه این خواب عجیب برایم سوال بوده است ؟
بله دوست من، آينده در اختيار ناسيونال سوسياليست ها ايراني قرار خواهد گرفت. خواب شما هم بي دليل نبوده.
شما دارید اشتباه می کنید آقای ahmad6644 .
شاید ایشان هم پیشگویی های افراد دیگر را خوانده است. مهم این هست که این اتفاق خواهد افتاد و شما نمی توانید این را به چیزهای دیگری ربط دهید. در آینده دین از سی یا ست جدا خواهد شد و مردم خودشان به این نتیجه خواهند رسید همانطور که نوسترداموس گفتند. برای من مهم است که پرشیا قدرتمند و علمی تر باشد و کاری ندارم که چه کسی بر سرقدرت باشد.
.
zector عزيز شما حرف حضرت علي (ع) رو قبول داري يا نه ؟
يه چيزي رو نبايد فراموش کنيم اون هم اينه که نوستراداموس يک آدم ضد اسلاميه چون در تمام پيشگوئيهاش مسلمانها رو بربر خطاب کرده و اگه حرف شما درست باشه و در اون زمان سياست از دين جدا باشه يعني ما يک حکومت بي دين داشته باشيم به نظر شما درست مي آد که تمام تجهيزات نظامي ايران در آينده در اختيار حضرت ولي عصر (عج) قرار بگيره ؟ مثل اينه که آمريکا در اين وضعيت از حضرت مهدي (عج) حمايت کنه ، واقعا خنده داره، اگه واقعا بي طرف و منطقي باشيد به حرف من مي رسيد
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
شما چرا به نوسترداموس توهین می کنید ؟ ایشان مسیحی متعصبی بودند. بربرها را هم به افریقایی ها گفته اند. تا حالا دیدی به پرشیا توهین کند ؟ ضمنا" کجا گفته شده که تجهیزات نظامی ما برای قیامت استفاده می شود ؟ لطفا" داستان از خودتان درنیاورید. به این می گویند تحریف دین. همانطور که گفتم برای من قدرت بی دین یا با دین فرقی ندارد مهم این هست که باشرف باشند (شرف امروزه خیلی کم شده !) . شما هم سعی نکنید همه چیز را سریعا" به دین بچسبانید. این یک حقیقت است که اتفاق خواهد افتاد. متاسفانه شما نمی خواهید قبول کنید.
من بیش از این بحث نمی کنم چون جریان تاپیک منحرف می شود.
Reza6662, نفر اولي که به مقابله با اين گروه وارد نبرد خواهد شد اينجانب است. اينکه بعد جمهوري اسلامي حکومت ديگري خواهد آمد بطور يقين حکومت مهدي (ع) است و منظور همين است که باعث پيشرفت همه جانبه ماست.
اگه بخواين اسامي و محل زندگي اين 72 نفر با نام پدر رو براتون مي نويسم ) و با پايان ثبت نام جهاد شروع ميشه براي نابودي ظلم و ستم .
zector عزيز اشتباه شما اينجاست که چيزي رو که تا حالا نشنيدين انکار مي کنيد من براي گفته هام دليل دارم و به زودي منبع خودم رو ذکر مي کنم تا بخونيد و متوجه اشتباهتون بشيد ، دوست عزيز چون بعضي از پيشگويي هاي اين آقا درست از آب در اومده دليل نمي شه که گفته هاي انبياء يا بزرگان دين رو زير سئوال ببريم .
Sardar عزيز بايد تا هفته ي آينده صبر کنيد چون من الان در مسافرت هستم و اون کتابي که اسامي داخلشون هست همرام نيست به محظ پايان سفر به روي چشم يه چيزي رو بگم : تا اونجايي که يادمه حدود 60 تا 70 درصد افراد نام برده شده ايراني هستند و اين مايه ي مباهاته
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
ايران به قدرت مي رسد و اسراييل و ..... شكست مي دهد با براندازي حكومت جمهوري اسلامي
[FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif] این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود, [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر