شگفتيهاي رويا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ديگر مباحث پزشکي و بهداشت به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

شگفتيهاي رويا

پست توسط gigi64 »

شگفتيهاي رويا

تصویر

روياها(dreams) تجربه تصاوير، صداها و ساير حواس خيالپردازي شده حين خواب ميباشند. معمولاً محتوا و مضامين روياها خارج از كنترل رويا بين است، البته به استثناي روياهاي روشن(LUCID DREAMS) كه درآن رويابين هوشيارانه در مي يابد كه در حال رويابيني است و قادر به تغيير حقايق پيرامون خويش و كنترل جنبه هاي گوناگون رويا ميباشد. قويترين روياها و آنهايي كه يادآوري شان آسان است در مرحله پنجم خواب يا همان رم(REM) ديده ميشوند. يك فرد بطور متوسط 6 سال از كل عمر خود را در ديدن رويا سپري ميكند، به عبارتي 2 ساعت در هر شب.

ديدگاه نظريه پردازان در باب كاركردهاي رويا:

1- نظريه زيگموند فرويد: زيگموند فرويد و كارل يونگ هر دو روياها را برهم كنشي بين ناخودآگاه و خودآگاه مي انگاشتند. همچنين اعتقاد داشتند كه ناخودآگاه انسان نيروي غالب در روياها است. فرويد بر اين عقيده بود كه سانسور فعال بر ضد ناخودآگاه حتي در روياها نيز نمود دارد. اما يونگ چنين استدلال ميكرد كه روياها ميتوانند با اشعار قابل قياس باشند و اعتقاد داشت روياها توانايي آشكارسازي مفاهيم اصولي و زيربنايي را دارا ميباشند. فرويد اعتقاد داشت كه مضمون روياها تحقق و ارضاي آرزوها و اميال سركوب شده و واپس رانده ما ميباشند. روياها به ناخودآگاه اين اجازه را ميدهند تا افكار و اميال غير قابل پذيرش اجتماع و فراخود را بروز داده و برآورده سازد.تنش ميان نهاد(ID) و فراخود(SUPEREGO) به سانسور روياها مي انجامد. ناخودآگاه مصر است كه تحقق و ارضاء آرزوها و اميال را بطور كامل و واضح به تصوير بكشد، اما نيمه ناخودآگاه از آن ممانعت ميكند. بنابراين آرزوها و اميال خود را بصورت كسوت مبدل نمايان ميسازند، تا از گزند سانسور و بازدارندگي ناخود آگاه در امان بمانند. به عنوان مثال رويا ممكن است به شكل ادغام (تلفيقي از چندين انديشه سركوب شده)، جابجايي (كه اهميت رواني مضمون رويا به يك مضمون مورد پسند ناخودآگاه منتقل شده است)، بازنمايي (تبديل انديشه ها به تصاوير بصري)، فرافكني (انتساب آرزوها و اميال خويش به فرد ديگر) و يا نمادگري ( جايگزين شدن اعمال، اشخاص و يا ايده ها با يك نماد) در خواب نمود يابد. فرويد معتقد بود كه كابوسها نتيجه تنش ميان فراخود و نهاد است. به عقيده وي ترسها، آرزوها و احساساتي كه از آنها بي اطلاع ميباشيم، در روياها تجلي مي يابند، اما بصورت رمز گذاري شده و غير مستقيم. ذهن ناهوشيار از زبان شفاهي استفاده نكرده و از طريق نمادها با ما ارتباط برقرار ميكند. برخي نمادها جهاني و برخي جنبه كاملاً شخصي دارند. رويا متشكل از دو بخش است: نخست محتواي آشـــــــــكار(manifect content) كه در واقع همان رويايي است كه مي بينيم و محتواي نـــــــــهفته(LATENT CONTENT) كه همان اميال و آرزوهاي ارضا نشده اند، كه رويا آنها را به شكل كسوت مبدل بازگو ميكند. روياها به تخليه انرژي مي انجامند، كه اگر چنين نشود ممكن است باعث تعارضات ميان فردي، احساس گناه يا اضطراب شوند. تكنيك تحليل و تعـــــــــبير رويا كه توسط فرويد مورد استفاده قرار مي گــــــــرفت، تــــــــــداعي آزاد(FREE ASSOCIATION) ناميده ميشود. در اين تكنيك رويابين تشويق ميشود تا به مضمون رويا بطور غير مستقيم نظر كند و بيشتر به افكار و احساساتي كه روياها پديد مي آورند تامل كرده و آنها را به زبان بياورد (هر چه به ذهنشان خطور ميكند). خود اين افكار و احساسات مجدداً به افكار و احساسات ديگري منجر خواهد شد و اين روند ادامه مي يابد.سپس رشته تداعي هاي ثبت شده به رويابين كمك ميكند تا به مضمون نهفته روياي خود پي برده و به خودشناسي برسد. در تداعي آزاد فرد تشويق ميشود تا فرايند انديشه خويش را كنترل نكند و از او خواسته ميشود تا هر چيزي را كه از ذهنش ميگذرد بدون هيچ سانسوري بيان كند. نظريه فرويد اصولاً متمركز بر اميال جنسي، پرخاشگري و نماد گري است. به عنوان مثال هر شيء استوانه اي شكل در رويا آلت مردانه، هر شيء توخالي و داراي شكاف آلت زنانه و يا عبور قطار از يك تونل به برقراري رابطه جنسي تعبير ميگردد. به عقيده فرويد روياها تركيبي از تجربيات كودكي با والدين و اتفاقات روز گذشته ميباشد.

2- نظريه كارل يونگ: يونگ نيز به ناخودآگاه اعتقاد داشت، اما به آن به عنوان يك جنبه حيواني، غريزي و جنسي نمي نگريست. بلكه بيشتر ناخودآگاه را روحاني ميديد. وي معتقد بود، روياها كوشش نميكنند تا احساسات حقيقي ما را از ذهن بيدار پنهان سازند، بلكه آنها دريچه اي هستند به ناخودآگاه ما. روياها براي مشكلاتي كه در بيداري با آنها مواجه هستيم راه حل ارائه ميدهند. يونگ اعتقاد داشت كه به همه چيز ميتوان بصورت جفتهاي متضاد نگريست (خير/شر، مرد/زن، عشق/نفرت). بنابراين چيزي كه بر ضد نهاد(ID) قرار دارد، ضدنهاد(COUNTEREGO) و يا سايه (SHADOW) ناميده ميگردد. سايه نمايانگر جنبه هاي مطرود شماست، چيزهايي كه مايل به تصديق آنها در وجودتان نمي باشيد. و جنبه اي از شما كه تا حدودي ناپسند، بدوي و ناخوشايند است. وي معتقد بود رويا راهي است براي برقراري ارتباط با ناخودآگاه. وي تصوير سازي ذهني در رويا را روشي براي آشكار سازي چيزي در رابطه با خويشتن، روابطمان با ديگران و يا شرايط حاكم بر زندگي مي پنداشت. روياها به ما كمك ميكنند تا استعدادعاي بالقوه خود را شكوفا سازيم. وي به نمادهاي جهاني براي تعبير خواب اعتقاد داشت. وي معتقد بود كه مفهوم رويا از نظر فرويد كه صرفا تحقق و ارضا آرزوهاي سركوب شده است، يك ديدگاه ساده انگارانه است. وي معتقد بود ناخودآگاه جــــــمعي(COLLECTIVE UNCONSCIOUS) و كهن الگوها و يا آركي تايپ ها(ARCHETYPE) (يك نماد قدرتمند و زيربنايي كه همه ما از طريق ناخوداگاه جمعي از آن برخوردار ميباشيم، نظير نماد "مادر" و يا "قهرمان") نظير مادينه روان و يا آنيما(ANIMA) (مؤلفه مكمل ناخودآگاه مادينه در روان مردان)، نرينه روان و يا آنيموس(ANIMUS) (مؤلفه مكمل ناخودآگاه نرينه در روان زنان) و سايه(SHADOW) در روياها به عنوان نمادهاي رويا، در روياها تجلي مي يابند. وي معتقد بود كه روياها تجلي ناخودآگاه شخصي بواسطه كهن الگوهاي ناخودآگاه جمعي است. وي اعتقاد داشت كه رويا يك پيام مستقيم از ناخودآگاه شخصي است و تحريفهاي احتمالي رويا، كوشش ناخودآگاه بمنظور سركوب رويا نيست. روش آناليز روياي وي به اين منوال است كه رويابين تشويق ميشود تا براي هر جنبه از روياي خويش، افكار خود را در رابطه با تمام تداعي هاي نمادين بيان دارد(شامل تداعي هاي شخصي، فرهنگي و كهن الگويي). سپس تداعيهاي نمادين متعدد بررسي گرديده و مهمترين آنها با يكديگر تلفيق و تعبير رويا بر اساس شخصيت خاص فرد انجام ميگرفت. وي نه تنها معتقد بود كه روياهاي انسان محتوي آرزوها و اميال گذشته وي ميباشد، بلكه در عين حال به آينده نيز نظر داشته و هدفها و مقاصد آتي رويابين را مشخص ميكنند. همچنين يونگ معتقد بود كه روياها ممكن است حاوي حقايق ناگزير، خطاهاي حسي، خيالپردازي هاي ماجراجويانه، خاطرات، برنامه ها و تجارب غير منطقي نيز باشند.

3- نظريه آلفرد آدلر: وي معتقد بود كه روياها ابزارهاي حل مسئله بوده و با مشكلات روزمره زندگي مرتبط ميباشند. بنابراين بر مبناي اين نظريه، چنانچه شما زياد رويا ميبينيد، علت آن ممكن است مشكلات عديده شما در زندگي تان باشد و يا برعكس اگر زياد رويا نمي بينيد به معني سلامت روان شما است. وي معتقد بود عناصر كنترل، قدرت و انگيزش عامل نيروي پيشرانه در پس رفتارهاي ما ميباشند و نه تكانه هاي جنسي. وي عمده ترين نيروي پيشرانه در زندگي را فائق آمدن بر احساس ناامني ها، فرودستي ها، كهتري ها و كاستي ها بر مي شمرد، كه روي همرفته "اراده (معطوف) به قدرت"(WILL TO POWER) ناميده ميشود. وي اعتقاد داشت انسان در دوران نوزادي و كودكي دچار عقده حقارت گرديده و از اينرو پيوسته ميكوشد تمام عمر خود را صرف جبران آن فقدان قدرت كرده و به كمال برسد. روياها راهي براي مطرح ساختن ناامني ها ميباشند. وي اعتقاد داشت كه رفتار و كردار ما تحت حكمراني ناخودآگاه قرار ندارد. بلكه كوشش در جهت كمال و نياز به كنترل علت عملكرد ما است. وي به اينكه ناخودآگاه و خودآگاه بر ضد يكديگر ميباشند، اعتقادي نداشت. وي روياها را جبران بيش از حد كاستي ها و نقاط ضعف ما در بيداري مي دانست. مثلاً شخصي كه از رئيس خود هراس دارد، در رويا جسور گرديده و بر سر رئيس خود فرياد ميكشد. وي اعتقاد داشت كه نه تنها روياها با نشان دادن ترسهاي دروني ما و راهبردهاي مرجح در كنارآمدن با مشكلات به ما ياري ميرسانند، بلكه آنها نوع شخصيت و سبك زندگي ما را نيز بازگو ميكنند.

4- نظريه فريتز پرلز: وي بنيانگذار گشتالت درماني است. اساس گشتالت درماني ، عوض آناليز عقلاني نگاه به زمان حال است. گشتالت درماني تاكيد دارد بر ادراك مستقيم چيزي كه شخص در زمان حال آن را احساس ميكند. روياها فرافكني بخش هاي از نهاد است. به اعتقاد وي روياها بخش طرد شده ، انكار شده و يا سركوب شده نفس ميباشند. وي معتقد بود كه هر رويا مختص فرد رويا بين است، و به زبان نمادين جهاني اعتقادي نداشت. وي بر اين باور بود كه هر شيء و يا كاراكتر در رويا بيانگر جنبه اي از وجود ما ميباشد. در آناليز روياي گشتالت رويابين تشويق ميگردد تا وارد گفتگو شود، گفتگو درباره جنبه هاي گوناگون رويا. همچنين تشويق ميشود تا رويا را بازسازي كرده و از ديد ساير عناصر رويا، به اظهار عقيده بپردازد. در اين روش بر نمادهاي جهاني تاكيد نميشود و نمادها را مختص به شخص رويابين مي انگارد.

5- نظريه برانگيختگي -سنتز(ACTIVATION SYNTHESIS THEORY): اين نظريه مبتني است بر اينكه روياها رخدادهاي تصادفي اي ميباشند كه با فعاليت شديد نورونهاي مغز ايجاد ميشوند. قسمتي از ساقه مغز موسوم به پل مغزي(PONS) در هنگام خواب و مرحله رم(REM) كماكان به فعاليت خود ادامه داده و توليد تحريكات تصادفي ميكند. اين فعاليت هاي شديد سيگنالهايي را به سيستم حركتي بدن ارسال ميكند، اما از آنجايي كه در حين مرحله رويابيني (يعني مرحله REM) تمام بدن فلج است، ازاينرو مغز با يك پارادوكس روبرو ميشود. به همين خاطر مغز براي اينكه بتواند چيزي كه تجربه ميكند را توجيه عقلي كند يك حكايت و داستان كه از محتويات سيستم حافظه اقتباس كرده را بطور تصادفي خلق ميكند. روياها در ناحيه مغز قدامي توليد ميشوند، آن هم بصورت تصادفي و بدون هدف، به همين خاطر است كه مضمون روياها ناگهان تغيير ميكند و يا روياها معمولا فاقد انسجام ميباشند. بنابر نظريه سنتز-برانگيختگي روياها صرفاً مكانيسمهاي بيولوژيكي بي معني و بدون كاركرد ميباشند. به عنوان مثال تحريكات تصادفي ممكن است مشابه آنهايي باشد كه حين دويدن ايجاد ميشوند. بنابراين ذهن رويابين آن تحريكات را به شكل روياي دويدن تفسير و خلق ميكند. و چنانچه در طي روز رويابين از مشاهده يك گربه غافل گير شده باشد، مغز از آن حافظه نيز استفاده كرده و ايجاد رويايي ميكند بدين مضمون: رويابين توسط يك شير تعقيب ميشود.

6- نظريه كاركرد حافظه و يادگيري رويا: از منظر عصب شناسي روياها با برانگيختگي هاي حافظه بلند مدت همراه ميباشند. كاركرد خواب پردازش، رمزگذاري و انتقال داده ها از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلند مدت است. در مرحله غير رم(NREM) پردازش حافظه هوشيار (اظهاري) و در مرحله رم(REM) پردازش حافظه هاي ناخودآگاه(روندي) انجام ميگيرد. در طي روز نيز يك كاركرد اجرايي حافظه بلند مدت را از حيث سازگاري و همساني با واقعيت وارسي ميكند.

7- نظريه گريفن: روياها به شكل استعاره هاي حسي بيان ميگردند. روياها ترجمان استعاره اي انتظارات ما در حين بيداري ميباشند. انتظاراتي كه در طي روز قادر به عملي كردن آنها نيستيم، سبب پديد آمدن برانگيختگي هيجاني ميشوند. بمنظور فرونشاندن اين برانگيختگي ها، روياها خلق ميشوند. رويابيني با تكميل استعاري الگوي انتظارات، آن برانگيختگي هاي هيجاني را بي اثر ميكند.

8- نظريه ميشل ژووه: وي چنين اظهار مي دارد كه رفتارهاي غريزي در جنين و نوزاد انسان حين مرحله رم(REM) برنامه ريزي ميشوند. در حقيقت آن رفتارها الزاماً به شكل قالب هاي ناكامل ميباشند، كه رويابين بعدها براي آنها در عالم واقع مؤلفه هاي حسي مشابهي را شناسايي ميكند. اين قالب هاي قياسي اين توانايي را به به رويابين ميدهند تا نسبت به محيط پاسخ انعطاف پذيرتري بروز داده و توان يادگيري را در وي ايجاد ميكنند، چيزي بيش از يك واكنش ساده.

9- روياها يك فرآيند شناختي ميباشند. روياها يك انديشه و يا رشته اي از افكار ميباشند كه حين خواب جلوه ميكنند. و مضمون رويا بازنمايي بصري از ادراكات فردي است. مثلاً وقتي كه در رويا مي بينيد كه توسط دوستان خود مورد حمله و هجوم قرار گرفته ايد، تعبير آن ميتواند ترس شما از برقراي دوستي با ديگران باشد. در روياهاي پيچيده تر استعاره هاي فرهنگي نيز در تعبير رويا دخيل ميباشند.

10- روياها وظيفه زدودن استرسهاي رواني انباشته شده در طي روز را بر عهده دارند.

11- روياها در توسعه و رشد مغز نقش مهمي بر عهده دارند. نوزاد انسان 16 تا 18 ساعت در شبانه روز مي خوابد، كه 50 درصد آن را در حال رويا ديدن سپري ميكند. عقيده بر آنست كه فراهم آوردن يك منبع دروني "تحريكات شديد" به بلوغ سيستم عصبي انسان كمك كرده و آن را بمنظور كنار آمدن با محركات خارجي آماده ميسازد. اما پس از دوران كودكي كاركرد روياها تغيير كرده و به عنوان يك ابزار يادگيري وتكميل فرآيند يادسپاري حافظه عمل ميكنند.

12- روياها به ما كمك مي كنند تا براي مسايلي كه درگير آنها ميباشيم راه حل بيابيم، به خصوص مشكلات رواني.

13- روياها به ما ياري ميرسانند تا احساسات و هيجانات خود را سازماندهي كنيم. به همين خاطر است كه وقتي با يك مشكل احساسي به خواب ميرويم، معمولاً صبح روز بعد از شدت آن مشكل بسيار كاسته ميشود.

14- روياها در سازماندهي خاطرات، شكل دهي به ايده هاي نو، يادگيري تكاليف جديد و به روز رساني چشم انداز احساسي به ما ياري ميرسانند.

مطالبي ديگر در باب رويا:

1-حركات سريع چشم حين رويابيني با جهتي كه رويابين در حال نگريستن در حالت رويا است، مطابقت دارد.

2- محتواي روياهاي انسان شامل تجارب روزانه، تجارب قديمي، آرزوها، اميال، ترس ها و ناكامي ها و موفقيت ها است.

3- صرفنظر از محتواي رويا، حين رويابيني مردان و زنان از نظر جنسي برانگيخته ميشوند. در مردان نعوظ و در زنان افزايش خونرساني به كليتوريس روي ميدهد.

4- كودكان نوپا تا قبل از سن 3 سالگي در روياهاي خود حضور ندارند.

5- در محتواي روياهاي مردان بيشتر مردان ديگر حضور دارند تا زنان. اما در محتواي روياي زنان، مردان و زنان بطور برابر حضور دارند.

6- انسان بطور متوسط يك سوم عمر خود را در خواب و 6 سال آن را در رويابيني سپري ميكند. ما بطورميانگين در طول شب 2 ساعت رويا مي بينيم، يا به عبارتي 4 تا 7 رويا در هر شب.

7- فقدان تجربه رويا ميتواند به علت فقر پروتئين ها، ويتامينها و همچنين اختلالات شخصيت باشد.

8- موضوع روياها راجع به پيچيدگيهاي افكار ماست. مضمون روياها معمولاً راجع به مسايلي است كه ما نسبت به آنها ترديد داريم. مثلاً روياها پيرامون اين مسئله نيستند كه آيا ما پيتزا دوست داريم يا خير. بلكه درباره آنست كه در چه شرايطي ما پيتزا دوست داريم و چه نوع پيتزايي دوست داريم و يا تا چه اندازه پيتزا را دوست داريم.

9- دشواري در درك روياها از آن جهت است كه آنها توسط ذهن ناخودآگاه شكل ميگيرند و بوسيله ذهن هوشيار تفسير ميگرند، با زباني كه نزد خودآگاه نا آشنا و رمز آلود است. ناخودآگاه از الگوها، استعاره ها و نمادها بهره ميگيرد. مثلاً ناخودآگاه به "مه" و "آشفتگي احساسي" يكسان مي نگرد، چراكه هر دوي آنها مانع ديد واضح ميشوند.

10- رويا دو مفهوم دارد. يكي مفهوم كلي و عمومي كه پيام رويا به شكل داستان نمادين بيان ميشود و ديگري مفهوم فردي و اختصاصي كه مختص به شخص رويابين است. تنها خود رويابين قادر به درك معناي اخير است. بنابراين شما بايستي پيام كلي رويا را با احساسات، شرايط و اوضاع فعلي خودتان مقايسه كنيد. يگانه فردي كه ميتواند روياهاي شما را بدرستي تفسير و تعبير كند، خود شما ميباشيد. غالب اوقات مفاهيم نمادين كاملاً خاص و منحصر بفرد ميباشند. مثلا فرهنگ هاي تعبير خواب معمولاً موش صحرايي را موجودي زننده و انزجار آور تفسير ميكنند، اما چنانچه شما يك موش صحرايي را در منزل به عنوان حيوان خانگي نگهداري ميكنيد،اين تفسير فراخور شما نخواهد بود.بنابراين معاني نمادين شما ممكن است كاملا متفاوت از ديگران باشد.كتب تعبير خواب صرفا يك مرجع راهنما ميباشند.

11- ذهن ناخودآگاه خيالپرداز است، اما ذهن خودآگاه نظام مند و استدلالي. روياها به ما كمك ميكنند تا اطلاعات هر دو ذهن را دريافت و در آنها ايجاد توازن كنيم.

12- روياها خيلي سريع فراموش ميشوند. پس از 5 دقيقه نيمي از محتواي رويا و پس از 10 دقيقه 90 درصد رويا از خاطر زدوده ميشود.

13- عدم تجربه رويا باعث كاهش تمركز، تحريك پذيري، از دست رفتن حافظه، تغييرات خلقي و حتي توهم ميشود.

14- عامل روياهاي تكرار شونده معمولا احساسات و دغدغه هاي حل نشده شخص است. افرادي كه از سوء رفتار، آسيب ها (روحي و رواني)، و يا فقدان يك عزيز رنج ميبرند، معمولاً روياهاي تكرار شونده اي راجع به تجارب دردناك خود مي بينند، كه با گذشت زمان از شدت و تواتر آنها كاسته ميشود. در روياها ذهن ما ميكوشد تا مشكلات را حل كرده و يا به آنها معنا بخشد. همچنين روياهاي تكرار شونده ممكن است بازتاب رفتارهاي غالب ما در زندگي و يا يك رفتار شرطي شده باشد. مثلاً هر بار شخصي شاد و مسرور ميشود ممكن است روياي يك ساحل را ببيند.

15- افراد نابينا نيز قادر به ديدن رويا ميباشند. حس بينايي تنها حسي نيست كه در روياها شركت دارد. در روياي افراد نابينا حواس شنوايي، لامسه و بويايي حضور فعالتري دارند.

يادآوري روياها:

به عقيده فرويد از آنجايي كه روياها اميال سركوب شده ما بوده و با ناخودآگاه سرو كار دارند، اغلب فراموش ميشوند. اما در كل فاكتورهاي ميزان اهميت، برانگيختگي و تداخل، در يادآوري روياها مؤثر است. براي يادآوري بهتر روياهايتان ميتوانيد از پيشنهادهاي زير بهره گيريد:

1-هنگامي كه به رختخواب ميرويد به خود بگوييد كه روياهايتان را به خاطر خواهيد آورد.

2-ساعت خود را طوري تنظيم كنيد كه هر يك و نيم ساعت يكبار به صدا درآيد. زماني كه از مرحله رم(REM) خارج ميشويد، بهترين زمان براي يادآوري روياهايتان است.

3-هميشه يك كاغذ و قلم در كنار خود داشته باشيد، تا هنگام بيدار شدن و يا پريدن از خواب روياهاي خود را يادداشت كنيد.

4-هنگام بيدار شدن از خواب، ذهن خود را مشغول فعاليت هاي روزمره نكنيد، بلكه چشمان خود را بسته نگاه داشته و سعي كنيد روياهاي خود را به خاطر آوريد.

روياي روشن(LUCID DREAMS):

ادراك هوشيار وضعيت رويابين حين مشاهده رويا ميباشد، كه نتيجه آن يك تجربه روشن تر از رويا و كنترل مستقيم محتواي رويا است. با آنكه ديدن روياي روشن يك مهارت شرطي شده است، اما دستيابي منظم به آن امكان پذير نيست. در فضاي رويابيني روشن، ديگر افراد صرفا مشاهده گران منفعل روياهايشان نيستند، بلكه امكان دستكاري محتواي رويا وجود داشته،و رويابين مي تواند فعالانه با مكان ها، موقعيت ها يا اشخاص ارتباط برقرار كند. خودآگاهي در كورتكس جلوي پيشاني مغز مستقراست، كه حين خواب از فعاليتش كاسته ميشود. رويابيني روشن هنگامي روي ميدهد كه لوب قدامي حين خواب كماكان به فعاليت خود ادامه ميدهد. در قلمرو رويابيني روشن شما قادريد پرواز كنيد و يا قوانين فيزيك را نقض كنيد، همه چيز تحت اراده و سيطره شماست.

فاكتورهاي موثر بر توانايي تجربه روياي روشن:

1-برخي افراد بطور ذاتي سهل تراز ديگران روياي روشن مي بينند.

2-مراقبه و انجام تمرينات تمركز ميتواند توانايي تجربه روياي روشن را در شما تقويت كند.

3-كودكان آسانتراز بزرگسالان روياي روشن مي بينند و اين قابليت با افزايش سن كاهش مي يابد.

4-هيپنوتيزم ميتواند به القاي روياي روشن كمك كند.

5-بهره گيري از تكنيك هاي تلقيني .

6-بهبود مهارت در يادآوري روياها احتمال ديدن روياي روشن را بيشتر ميكند.

چند تكنيك خود تلقيني:

1-قبل از اينكه بخوابيد، انجام اين كار را به خاطر بسپاريد: "كه حين رويابيني نشانه هاي رويا را شناسايي خواهيد كرد." يعني حين رويابيني به دنبال سرنخ هايي بگرديد كه به شما كمك كند تا دريابيد در حال رويابيني ميباشيد يا خير. نشانه هاي رويا بيني به قرار زير است:

نشانه هاي رويا(DREAM SIGNS):

- روشن و خاموش كردن چراغها: معمولاً در رويا كليد چراغها به درستي عمل نمي كنند. و نور لامپ ممكن است پر نورتر و يا كم نورتر از معمول بوده و يا نور چراغ چشمك زن باشد.

- نگاه كردن به آينه: معمولاً در رويا انعكاسهاي آينه تار و داراي اعوجاج است.

- نيشگون گرفتن خود و مشت زدن محكم به اشياء: در حين رويا معمولاً درد حس نمي شود.

- بافت رويا: معمولا مكان و موقعيت رويا عجيب و ناشناس است.

- فرم:رويابين، ساير كاراكترهاي رويا و اشياء شكلشان تغيير كرده و يا ناگهان تغير شكل ميدهند.

- هوشياري: يك انديشه خاص، هيجان قوي و يا احساس غيرعادي در رويا وجود دارد. مثلا وقتي سرتان را تكان ميدهيد ممكن است تصاوير مقابل چشمتان سو سو بزنند.

- تغيير مكان ناگهاني: رويابين ناگهان از يك مكان به يك مكان جديد تغيير مكان ميدهد.

- رويابين و يا كاراكترهاي ديگر دست به اعمال غير عادي و ناممكن ميزنند، كه معمولا در بيداري قادر به انجامشان نيستند.

- حركت پاها بسيار كند ميگردد ،گويي درون آب راه ميرويد.و يا اصلا راه رفتن غير ممكن ميشود.

- سقوط از بلندي.

- يافتن توالت غير ممكن است و يا حمام بسيار نامرتب،غير بهداشتي و فاقد حريم خصوصي است.

- دندانها در حال افتادن بوده و يا اصلا هيچ دنداني در دهان نداريد.

- به درون كتاب، فيلم سينمايي و يا بازي رايانه اي كشانده ميشويد.

- ساعت ها شكسته، فاقد عقربه هاي ساعت شمار و دقيقه شمار بوده و درست كار نمي كنند.

- پيدا كردن مقادير زيادي پول.

- مورد حمله قرار گرفتن توسط يك هيولا.

- واقع بودن در يك مكان پرازدحام نظير شهر و يا شهر بازي.

- در يك ساختمان گم ميشويد.

- تبديل به يك حيوان ميشويد.

- قدرت تكلم خود را از دست ميدهيد.

- در حال برقراري رابطه جنسي ميباشيد (معمولاً با افرادي كه در بيداري قادر به برقراري رابطه جنسي با آنان نيستيد)

- وقتي كه درون آب قرار داريد، آب خشك احساس ميشود، انگار يك ملافه به دور شما پيچيده شده است.

- خود را سر كلاس مي يابيد كه براي امتحان مطالعه نكرده و آمادگي نداريد. و يا خود را برهنه مي يابيد.

- حواس انسان خيلي قوي و يا ضعيف ميشوند. مثلا ممكن است حدت بينايي شما بسيار افزايش يابد بطوري كه جزئيات بيشتري را ببيند.

- احساس ترس، شعف، اضطراب و يا لذت زايد الوصف.

- در حال مشاجره با فردي ميباشيد كه در بيداري احتمال وقوع آن بسيار ضعيف است.

- قادريد پرواز كنيد.

- سوراخهاي بيني خود را با انگشتان مسدود كنيد، اگر باز هم توانستيد تنفس كنيد، در حال ديدن رويا ميباشيد.

- چيزي را بخوانيد و از مقابل آن عبور كرده و مجدداً سرتان را برگردانيد و آن را بخوانيد، چنانچه در حال رويا ديدن باشيد، متن معمولاً در نگاه دوم تغيير ميكند.

- بخشي از موي سرتان ريخته و يا كاملا طاس مي شويد.

2- آسانترين روش القاء روياي روشن بدين قرار است. خسته و دير وقت به رختخواب برويد، 5 ساعت پس از به خواب رفتن از خواب برخيزيد و سپس تمام افكار خود را به روياي روشن متمركز سازيد، يك ساعت بيدار بمانيد و مجدداً به خواب رويد. اكنون احتمال اينكه روياي روشن را تجربه كنيد بسيار بيشتر است.

3- در تكنيك ديگري رويابين بدون انفصال از خود آگاهي مستقيماً از حالت بيداري وارد مرحله رم (REM) ميگردد. براي انجام آن بايستي مرحله پيش از خواب(HYPNOGOGIC STATE) را تشخيص دهيد، مرحله اي كه مرز بين بيداري و خواب است. چنانچه شخص بتواند لحظه فرارسيدن اين مرحله هوشياري خود را حفظ كند، سرانجام ميتواند وارد مرحله رويا شود، ضمن آنكه حس خود آگاهي وي حفظ گرديده و كاملا از رويا بودن تجربيات خود آگاهي دارد. بهترين زمان براي انجام آن چرت زدن در بعد از ظهر است. ابتدا بايستي در عين حالي كه آراميده و ريلكس ميباشيد، با تمركز ذهن خود را بيدار نگه داريد، مثلا با كنترل تنفس، تمركز بر روي آرام سازي كل بدن از نوك پا تا فرق سر، شمردن اعداد و يا بالا رفتن از پله در خيال خود. اما از آنجايي كه مرحله گذر از بيداري به خواب معمولاً هراسناك بوده و معمولاً با فلج خواب، ارتعاشات سريع، شنيدن صداهاي بلند، احساس سقوط و يا ورود به يك اتاق خيلي تاريك همراه است، كليد موفقيت در اين تكنيك كنترل ترس است.

بيداري كاذب(FALSE AWAKENING):

در اين حالت شخص ناگهان در رويا مي بيند كه از خواب برخاسته است، وي تصور ميكند كه حقيقتاً بيدار شده، اما غافل از اينكه كماكان در حالت رويابيني بسر ميبرد. معمولاً در اين حالت اتاق (ديده شده در رويا) با اتاقي كه در آن فرد به خواب رفته كاملاً يكسان است، به غير از چند تفاوت جزئي و ظريف. اين تجربه يكي از مسايل مشكل آفرين در ديدن روياي روشن است، چراكه شخص تصور ميكند واقعا از خواب بيدار شده، و به همين خاطر خودآگاهي خود مبني بر اينكه در حال رويابيني است را از دست ميدهد.

بيداري زودرس(PREMATURE AWAKENING):

يكي از موانعي كه در سر راه ديدن رويابيني روشن وجود دارد، و رويابين را مايوس ميسازد، آنست كه وقتي رويابين متوجه آن ميشود كه در حال ديدن روياي روشن است، ناگهان مضطرب و هيجانزده ميشود، همين امر باعث بيدار شدن رويابين گرديده و وي را از تجربه يك روياي جذاب و شگفت انگيز باز ميدارد. تهييج ناگهاني عامل اصلي بيدار شدن رويابين بوده و افرادي كه براي نخستين بار روياي روشن را تجربه ميكنند، بيشتر با آن مواجه ميشوند.اما راهكارهاي شناخته شده اي جهت غلبه بر اين معضل ارائه گرديده است:

1-به سرعت بدور خود بچرخيد و با خود اين جمله را تكرار كنيد: "وقتي از حركت باز مي ايستم، باز در حال ديدن روياي روشن ميباشيم"

2-با صداي بلند فرياد بكشيد.

3-به دستان خود و يا زمين نگاه كنيد.

4-يك چيزي را با دست بگيريد.

5-تمركز بيش از حد به يك موضوع باعث بيداري شما ميشود، بنابراين از تمركز طولاني مدت بپرهيزيد.

6-آرامش خود را حفظ كنيد.

7-كف دو دست خود را به يكديگر بماليد.

رويابيني روشن در افزايش اعتماد بنفس، افزايش تسلط بر خويشتن، و فراگيري نحوه كنار آمدن با تعارضات و مشكلات زمان بيداري موثر ميباشد. )

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه در مورد پزشکي”