مهدويت و علائم آخرالزمان

به كاربران برتر امكان ايجاد موضوع در اين بخش و مديريت آن موضوع داده مي‌شود

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

دوستان توجه داشته باشن كه نوشته هاي داخل پرانتز نظر شخصي خودم هست و صوع برداشت نشه

پس از نامبردن در مورد ياران آن حضرت صحبت مي كنيم :

واقعيت اين است كه برخي از ياران امام عصر (عج) در فرا رسيدن هنگامه ي ظهور و قيام آن گرامي ، خود وارد مكه مي شوند و به جستجوي يار مي پردازند . در اوج جستجوي آنان مردي از طرف امام مهدي (عج) نزد آنان مي رود و تعدادشان را جويا مي شود . (منظور تعدا كساني كه در مكه به دنبال حضرت مي گردند قبل از فراخاني آن حضرت است ) كه گويا تعداشان 40 نفر مي باشد .
فرستاده حضرت مهدي (عج) از آنان خواهد پرسيد : اگر امام را ببينيد چگونه خواهيد بود ؟
آنها پاسخ مي دهند : به خداي سوگند ! اگر به ما فرمان دهد بر ضد كوهها پيكار نمائيم ، به همراه او چنين خواهيم كرد .
و با اين سخن اعتقادشان به امام مهدي (عج) و آمادگي كامل خيش براي فداكاري در راه اجراي دستورات او را به نمايش مي گذارند .
آنگاه فرستاده ويژه ي امام ، شب بعد به سوي آنها مي رود و مي گويد : 10 نفر از شايستگان خود را برگزينيد . سپس آن 10 نفر را نزد امام مي برد و بقيه را هم شب بعد به ديدار امام خواهد برد .
پس از آن كه آن 313 نفر نام برده شده گرد امام (ع) جمع شدند امام در در روز 25 ماه ذيحجه بزرگ مردي با نام « نفس زكيه » را به سوي مردم مكه مي فرستد و آنان او را ميان ركن و مقام سر مي برند ( به نظر شخص خودم منظور در هنگام اقامه ي نماز مي باشد ) و سرش را به سوي سفياني در شما گسيل مي دارند . ( احتمالا منظور از اين نوشته اين است كه مردم مكه هم مانند مردم كوفه به امام و فرستاده او خيانت مي كنند )
پس از اين رخداد است كه امام در روز عاشورا در مسجدالحرام حاضر مي شود در مقام ابراهيم نماز مي خواند و در حالي كه يارانش پروانه وار بر گرد او مي چرخند خطابه ي جهاني و جاودانه ي خويش را آغاز مي كند . ( احتمالا اين به معنيه اينه كه امام با مردم مكه وارد جنگ ميشه يا شياد هم به صورت مخفي وارد مكه ميشه )
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

رواياتي كه در مورد نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (عج) رسيده و در كتابهاي حديثي موجود است ، بر سه بخش قابل تقسيم است :
1- بخش نخست : علايم و نشانه هاي عمومي است كه از انحرافات گسترده ي فكري ، عقيدتي ، عملي و ... كه در سراسر جهان و كشورها و مراكز اسلامي پديد مي آيد و جامعه ها و تمدن هاي بشري را آلوده مي كند ، سخن مي گويد .
2- بخش دوم : علايم و نشانه هايي است كه نزديك ظهور امام مهدي (عج) پديدار مي گردد ، اما نشانگر اين نيست كه ظهور در همان سال خواهد بود ، بلكه اينها انواع رخدادها و فتنه هايي هستند كه پس از صدور اين گونه روايات ، به تدريج در طي قرون و اعصار تا هنگامه ي ظهور ، پديدار خواهند شد .
3- بخش سوم : علايم و نشانه هايي است كه در همان سال ظهور آن اصلاحگر بزرگ يا سال پيش از ظهور آن بزرگوار ، رخ داد كه اين بخش خود به دو بخش ، تقسيم مي گردد :
الف) بخش نخست : علايم و نشانه هاي غير قطعي است و مفهوم آنها اين است كه رخ دادن آنها حتمي نيست ، بلكه ممكن است رخ دهند يا ندهند .
ب) بخش دوم : علايم قطعي است كه ترديد ناپذيرند و به طور حتم روي خواهند داد .
اين علايم و نشانه ها به طور كلي برخي از نظر مفهوم و معنا و پيام روشن و اشكارند و برخي در نهايت ابهام و اجمال و پيچيدگي .
بسياري از نويسندگان ، بويژه نويسندگان معاصر ، اين روايات را پيش از ما آورده ، آنها را تفسير نموده و طبق ديدگاه خاص خويش ، به تاويل آنها پرداخته و بر اساس آراي شخصي خود آنها راتحليل كرده اند .
من فكر مي كنم اينان توان اثبات اين آراء و ديدگاهها را در مورد روايات مورد اشاره ، نه از نظر علمي دارند و نه از نظر تاريخي . به همين جهت من جرات و جسارت دنباله روي و پي جويي اين توضيحات ! يا اقتداي به آنان در ديدگاهها و تاويلات روايات مورد بحث را ندارم ، چرا كه پيام حقيقي آنها مبهم است و خدا و پيامبر و خاندان وحي و رسالت (ع) به حقايق امور داناترند .
به جاست در اين مورد نمونه اي بياورم :
مرحوم مفيد در ارشاد ، ضمن بحث در نشانه هاي ظهور مي نويسد :
« ... ونزول الترك الجزيره و نزول الروم الرمله ... »
1- در شرايط كنوني ، تركها در ايران ، در شمال عراق ، تركيه ، قزاقستان و آذربايجان شوروي سابق سكونت دارند ، پس منظور از اين سخن چيست ؟ و اين تركها كيايند ؟ روشن نيست . (بحارالانوار، ج52 ، ص220)
2- واژه ي جزيره نيز كه در اين جمله آمده ، بسيار است ، كدام جزيره از جزاير دنيا كه نژاد ترك در آن فرود مي آيد ؟ آن جزيره كجاست ؟ ( به نظر شخص خودم احتمال اينكه اون جزيره نام برده شده قبرس باشه زياده )
3- اما « روم » همهي اروپاي كنوني را شامل مي گردد و روشن است كه تازه اروپاي امروز ، داراي كشورهاي متعددي است و همه ي آنها هم جزو روم قديم هستند ، از اين رو ، سئوال ديگر اين است كه : « آيا منظور از واژه ي روم ، اسرائيل است ؟ » بدان اعتبار كه رومياني كه براي جنگ با مسلمانان در پيكار « موته » آمدند در اردن و فلسطين كنوني سكونت داشتند .
ممكن است مقصود از روم ، آمريكا باشد چرا كه بيشتر آمريكائيها را مهاجراني تشكيل داده اند كه از قاره ي اروپا رفته اند .
4- و نيز واژه هاي مشرق يا مغرب در روايات مربوط به ظهور و بيانگر نشانه هاي ظهور ، بارها به كار رفته است ، سئوال اين است كه منظور از مشرق و مغرب چيست ؟
خاور دور يا خاورميانه ؟
غرب دور ؟ يا مغرب عربي كه شامل كشورهاي ليبي ، تونس ، الجزاير ، و مغرب و مراكش مي شود ؟ كدام يك ؟
5- در روايات اين بخش واژه ي « بني فلان » آمده است ، آيا اين جمله : « الا اخبركم بآخر ملك بني فلان ؟ » منظور از بني فلان كيست ؟ يا كيانند ؟
برخي پنداشته اند مقصود بني عباس است . با آگاهي بر اينكه اين سلسله منقرض شده اند و حكومت بيدادگرانه ي آنان ، در سال 656 هجري نابود گشته است ، آيا ممكن است برخي از سردمداران كشورهاي عربي از نژاد و نسب آنان باشند ؟
به هر حال ما نمي توانيم اين نامهايي را كه در اين روايات آمده و به راز و رمز شبهت دارند ، بشناسيم . و در توان خود نمي بينيم كه منظور از آنها را به طور دقيق دريابيم ؛ بنابراين بهتر است اينگونه نشانه ها و علايم ظهور را همانگونه كه آمده است ترسيم كنيم . آينده خود با رخدادهايش ، اين واژه ها و كلمات را تفسير و مصاديق آنها را تبيين و در موارد شايسته ي آنها تطبيق خواهد نمود .
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

در ابتدا دو نكته رو متذكر بشم :
1- دوستان توجه داشته باشند كه مطالب داخل پرانتز برداشت و نظر خودم از جمله است .
2- من اين مطالب رو در ساعات بيكاري تايپ مي كنم به خاطر هميناز دوستان عذر مي خوام اگه دير ، دير ، مطالب رو پست مي كنم .

اينك اين شما و اين نشانه هاي عمومي ظهور آن حضرت :

1- نشانه هاي عمومي :
اين بخش از علايم و نشانه ها كه نخستين بخش را تشكيل مي دهد بسيار است ، از همه ي روايات اين بخش ، تنها يك روايت را بر ميگزينم و همان يك حديث بسنده مي كنم آنگاه به تفسير و توضيح برخي واژه هاي آن مي پردازيم .
از «نزال بن سبره» آورده اند كه مي گويد : اميرالمومنان علي (ع) براي ما سخن مي گفت كه : نخست خدا را بجا آورد و او را ستود و بر پيامبر و خاندانش (ع) درود فرستاد ، آنگاه سه بار فرمود :« مردم! تا مرا از دست نداده ايد ، هر آنچه مي خواهيد بپرسيد »
سپس «صعصعه بن صوحان» بپاخواست و گفت : «چه زماني دجال خواهد آمد ؟»
علي (ع) فرمودند : « بنشين ! خدا سخن تو را شنيد و منظورت را دانست ... براي خروج دجال نشانه ها و علايمي است كه كه دسته دسته هر كدام پس از ديگري روي خواهد داد اگر مي خواهي تو را از آنها آگاه سازم ؟ »
صعصعه پاسخ داد : « آري ! اي اميرالمومنين »
علي (ع) فر مود : « پس به خاطر بسپار و حفظ كن كه اينها علايم و نشانه هاي آن است : هنگامي كه مردم راه و رسم و فرهنگ و معنويت نماز را نابود ساختند و به پوسته ي آن قناعت كردند و ويژگي امانت و امانت داري را ضايع ساختند و دروغ پردازي را روا شمردند و رباخواري و ربا را مباح دانستند و رشوه دادند و گرفتند و دين به دنيا فروختند و سفيهان و كم خردان را به اداره ي امور جامعه گماشتند و قطع رحم كردند و هواهاي دل را پيروي كردند و ريختن خونها را آسان ساختند . ( تمامي نشانه هاي گفته شده در جوامع غربي و عربي محقق شده ، بطوري كه زن هاي فاحشه رحم هاي خود را قطع يا خارج مي كنند ، امانت داري و نماز هم كه جاي خودشو داده به عرق خوردن و حرزه بازي سران عرب ) هنگامي كه بردباري ، ناتواني شمرده شد و بيدادگري ، باعث افتخار گرديد و زمامداران فاجر و بدكار ! و وزيران ، ستمكار شدند و ماموران و مجريان عدالت ، خيانت پيشه ساختند و گويندگان و قاريان قرآن ، به فسق و گناه روي آوردند و شهادتهاي دروغين در جامعه پديدار شد و كارهاي زشت و ناپسند و تهمت تراشيها و گناهكاري و تجاوزگري علني گرديد ، آنگاه كه قرآن به صورت زيبايي چاپ و جلد و تزيين گرديد و مسجدها آراسته شد و مناره ها سر به آسمان ساييد و اشرار مورد تجليل قرار گرفتند و صفهاي جماعت فشرده و دلها از هم دور شد و عهدها و پيمانها گسسته و آن وعده ي بزرگ نزديك گرديد و زنان بخاطر حرص به دنيا ، در كسب و كار همسران خود شركت كردند و به بازارها و مغازه ها و كارخانه ها سرازير گشتند . ( نمونه ي بارز سردمدارن عرب كه بيشتر از اونكه به فكر مردم كشورشون باشن به فكر مال اندوزي و ... هستند و در دادگاههاشون –چه عربي چه غربي- حق مظلوم رو به ظالم مي دن ) صداي آواز فاسقان ، همه جا پخش و به گوشها رسيد و هر چه گفتند و خواندند از آنان پذيرفته شد . رهبري جامعه ها به دست اراذل واگذاشته شد و فاجر بخاطر ترس از شرارتش ، مدارا گرديد و دروغساز و دروغپرداز ، تصديق و تاييد شد و خيانتكار ، امين شمرده شد .( نمونه بارزش باز هم سردمداران غرب و بخصوص عرب ) هنگامي كه كنيزان آوازه خوان و رقاصه ها و آلات لهو و موسيقي ، بكار گرفته شد و نسلهاي آخرين به نسلهاي پيشين نفرين كردند و زنان بر زينها سوار شدند و تلاش كردند خود را شبيه مردان سازند و مردان نيز خود را در ظاهر و اخلاق بسان زنان ساختند و شاهد بي آنكه از او شهادت بخواهند به دادگاه رفت و شهادت داد و ديگري بر خلاف حق و عدالت و بدون آگاهي ، بخاطر رفاقت با كسي ، به نفع او به دروغ گواهي كرد . ( در مورد ايجاد رقاص خانه ها كه در ممالك عربي و غربي به وفور يافت مي شود و زنان خود را شبيه مردان مي كنند و مردان خود را شبيه زنان و در بسياري از دادگاه ها همان طوري كه همه ي دوستان مي دونن و مي شنويم حق خوري و ظلم فراوان ميشه ) آنگاه كه تفقه در دين و آموزش علوم ديني ، نه براي خدمت به دين بلكه براي دنيا و قدرت و رياست بكار گرفته شد و كار دنيا را بر كار آخرت برگزيدند و با ريا و تظاهر و عوام فريبي به گرگها ي خونخوار ، لباس گوسفند آرام پوشاندند ، ظاهرهاي مردم ، آراسته اما دلها ، عفونت بارتر از مردان متعفن و تلختر از گياه تلخ و بد طعم گرديد . آري ! در اين شرايط منحط و وخامت بار گناه آلود جامعه ها و تمدن ها ي اسلامي و جهاني است كه دجال ظاهر مي گردد و در آمدن شتاب مي كند ... » .

ادامه دارد .......
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

( دوستان ، قبل از اينكه مطالب رو بخونيد از شما بابت اشكالات تايپي ، دستوري و ... عذر مي خوام و اگه جايي اشتباه تايپي شده لطفا بگيد تا تصحيح بشه ، باتشكر كوچيك شما احمد )
روايتي كه از نظرتان گذشت ، به برخي از آفتها و عوامل انحطاط و مفاسد اجتماعي كه پيش از واپسين حركت تاريخ و آخرالزمان در جوامع اسلامي گسترش مي يابد اشاره دارد :
به وارونه شدن مفاهيم ،
به ضعف ابعاد عقيدتي و فكري جامعه ،
به بي اعتنايي و بها ندادن به اصول و ارزشهاي اسلامي ،
به روي آوردن به ارزشهاي پوچ و بدلي و ميان تهي ،
به انحصار قدرت و امكانات توده ها بوسيله ي زمامداران و گروههاي منحرف ،
به سقوط ارزشهاي واقعي و رواج و گسترش نارواها و ضد ارزشها در كران تا كران جامعه بدون هراس از خدا و بدون حيا و شرم از ديگران ... .
آري ! روايات به اينها اشاره دارد .
روايت امام علي (ع) نشانگر آن است كه : « در اين جامعه ها نماز كه ستون دين و ايمان است ، روح و مغز و محتواي خويش را از دست مي دهد ، امانتها ضايع مي گردد و دروغگويي روا مي شود و رباخواري و بهره كشي مباح مي گردد و عناصر و جرياناتي بدون داشتن صلاحيتها و ويژگيهاي لازم ، قدرت و امكانات جامعه را به انحصار مي گيرند و پيوندهاي خويشاوندي گسسته مي شود .
ريختن خون شايستگان و خوبان و ظلم ستيزان آسان مي گردد و ستمكاران به ستم خود فخر مي فروشند و كارهاي زشت ، ميان مقامات و سياستمداران ، رواج و گسترش ميابد و ظلم و بيداد ميان وزيران و خيانت ميان ماموران و جاسوسان ويژه ي حكومتها و فسق ميان قاريان قرآن و خطبا و گويندگان گسترش ميابد .
احترام قرآن در ميان اين جامعه ها ، به چاپ و جلد رنگين و نفيس قرآن است نه به تلاوت شايسته و عمل به دستورات نجات بخش آن در صحنه ي زندگي ، صفهاي نماز جماعتها و جمعه ها فشرده است و نمازگذاران بسيار ، اما در همان حال كه جسمها در كنار هم هستند ، دلها و قلبها از هم دور و پراكنده اند .
زنان و دختران به بازارها و مغازه ها و كارگاهها براي بدست آوردن مال و ثروت سرازير مي گردند و نواي شوم فاسقان از رسانه هاي گروهي و ... همه جا پخش مي گردد و مردم مسخ شده بافته هاي دروغين آنان را بسان وحي آساني ، تصديق مي كنند .
رهبري و تشكيلات سياسي جامعه به اراذل و عناصر پستي واگذار مي گردد كه به ارزشهاي والاي انساني و شارفت و كرامت ، ايمان ندارند و مردم در بند ، از هراس و ترس فاجران و بدكاران با آنان نرمش و مدارا مي كنند و بخاطر نرسيدن شرارت آنان به حريم زندگيشان ، به آنها احترام مي نمايند .
صداي ساز و آواز خوانندگان و رقاصه ها و هنرپيشه ها و مطربها ، آميخته به انواع موسيقي و تار و طنبور ، همهجا به آسمان بلند است و از خانه ها ، كوچه ها ، خيابانها ، بيابانها و دشتها ، از وسايل نقليه و حتي در خشكي و دريا و هوا ، بوسيله ي رسانه ها ، نوارها و ماهواره ها ... گوشها را پر مي كند .
زنان بر مركبها سوار مي گردند و ترديدي نيست نشستن بر اينگونه زينتها و اينگونه مركبها بخاطر تماس خاص بخشي از اندامهاي آنان با زينتها ، ايجاد هيجانات تند مي كند كه اينگونه تهييج و تحرك ، در سوار شدن به ماشين و امثال آن نيست .
و نيز ژست مردانه گرفتن زنان و پوشيدن لباس آنان كه اينك به نشانه ي پيشرفت و روشنفكري و متمدن شدن آنان به خوردشان رفته است .
روايات نشانگر آن است كه دختران جوان ، لباس مردان را به تن مي كنند ، موهاي خويش را مردانه آرايش مي كنند ... از سوي ديگر در ادارات و وزارتخانه ها و ديگر ميدانهاي جامعه استخدام مي گردند .
مردان لباس رنگارنگ و خاص زنان به تن مي كنند و گردنبند و زنجير طلا به گردن خويش مي آويزند ، انگشتر طلا به انگشت مي كنند و ريش و سبيل خويش را به دقت مي تراشند و ابروهاي خود را نازك مي كنند و براي طراوت و شادابي چهره و خودنمايي ، انواع پودرها و كرمها را بكار مي گيرند ، گويي مي خواهند نظرها را به خود جلب نمايند و گويي قرارداد فرهنگي براي مادله ميان زنان و مردان منعقد گرديده است كه مردان زن نما شوند و زنان بلعكس .
روايات نشانگر آن است كه در دادگاه ، شاهد و گواه بي آنكه از او بخواهند به دلخواه خود گواهي مي دهد و ديگري به نفع دوست خود ، بي آنكه حق و باطل را بشناسد و يا در انديشه ي باطل باشد ، شهادت مي دهد .
و ديگر از رشوه خواري ، هديه ها به قاضيان ، حاكمان و واسطه ها ، براي جلب نظر آنان و ناحق كردن حق و يا بلعكس ، سخن مگو ! ... اينها ديگر بر كسي پوشيده نمي ماند .
روايت نشانگر آن است كه تفقه و آموختن علوم اسلامي براي دنياداري و دنيا طلبي و جاه و مقام صورت مي گيرد ، نه براي دين و در خدمت دين ، بلكه براي دنيا . برخي دروس و علوم ديني را مي آموزند تا فراغ التحصيل گردند ، بدان جهت كه پست قضاوت بدست آورند و به حقوق ماهانه و درآمد و رفاه دست يابند و ذره اي به دين و ارزشهاي ديني و خدمت به دين ، بها نمي دهند و برايشان اهميتي ندارد
افرادي تظاهر به ورع و تقوا و شايستگي مي كنند در حالي كه درونهايي شرربار ، نيتهايي بد و باطنهاي پليد دارند . هنگامي كه فرصتي برايشان پيش آيد ، نه وجداني دارند نه عاطفه و نه انسانيت و نه دين و مذهب . بسان گرگ درنده اي هستند كه جز دريدن شكار خويش و خوردن خون آن و قطعه ، قطعه ساختن اعضاي آن ، چيزي نمي شناسند » .
آري ! خوانندگان گرامي اين بود شرح فشرده اي براي برخي از جملات هشدار دهنده اي كه از امير المومنان علي (ع) در اين مورد رسيده است . رواياتي كه بيانگر اين موضوعات و رخدادهاي منفي و ضد ارزش در ميان جامعه ها و تمدنها باشد بسيار است كه ما بخاطر رعايت اختصار ، تنها به يك روايت بسنده نموديم . ( لازمه در انتها بگم كه به نظر من سخن امام علي (ع) كلي بوده و يا بيشتر حول كشورهاي عربي مي باشد ، با وجود اينكه بعضي از گفته هاي ايشان در جامعه ي اسلامي ما نيز وجود دارد اما هنوز انسانيت ، حداقل در ايران از بين نرفته و دليلي وجود نداره كه از بين بره ، يا حق )

ادامه دارد .......
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

2- نشانه هاي نزديك ظهور
بخش دوم ، نشانه هايي است كه نزديك ظهور حضرت مهدي (عج) پديدار مي گردد و اينها نيز بسيارند . مرحوم شيخ مفيد ، در كتاب خويش ، ارشاد ، انبوهي از اين نشانه ها و علايم را از روايات صحيح و معتبر از ديدگاه خويش ، بطور فشرده ترسيم نموده است و دو دسته علايم ظهور را كه يك دسته پيش از ظهور و دسته ي ديگر مقارن و همزمان با ظهور آن حضرت پديدار مي گردد ، همه را بصورت اجمال و فشرده آورده است كه ما براي بهره وري بيشتر شما خواننده ي عزيز ، نخستين سخنان او را در اين مورد مي آوريم و آنگاه به شرح و توضيح برخي واژه ها و كلمات مي پردازيم .

بيان شيخ مفيد :
مرحوم شيخ مفيد مي فرمايد : روايات رسيده از پيامبر و خاندان وحي و رسالت (ع) بيانگر علايم و نشانه ها و رخدادهايي است كه پيش از قيام حضرت مهدي (عج) پديدار مي گردند كه اهم آنها عبارتنداز :
جنبش ارتجاعي « سفياني »
قتل « سيد حسني »
جنگ قدرت « بني عباس »
گرفتن خورشيد در نيم روز ماه رمضان
گرفتن ماه در آخر ماه رمضان ، بر خلاف عادت
شكافته شدن زمين و فروبردن تجاوزكاران
فرو رفتن زمين در مشرق
فرو رفتن زمين در مغرب
توقف خورشيد به هنگام نيم روز در وسط آسمان
طلوع خورشيد از مغرب
قتل « نفس زكيه » پشت دروازه ي كوفه در زمره ي هفتاد نفر از شايستگان ( اين قسمت برام تعجب آور بود چون همون طوري كه قبلا نوشته بودم ، منظور منبع قبلي هست ، نوشته بود در مكه :? «الله اعلم» )
بريده شدن سرمردي از بني هاشم ميان ركن و مقام
ويران شدن ديوار مسجد كوفه
آمدن پرچم هاي سياه از طرف خراسان
قيام و جنبش يمني
آشكار شدن مرد مغربي و تصرف شام به وسيله ي سپاه او
فرود آمدن تركها در جزيره
فرود آمدن روميان در رمله
طلوع ستاره اي درخشان و نوراني بسان ماه و آنگاه انعطاف خاص آن ...
پديدار شدن سرخي در آسمان و گسترش آن در آفاق آسمان
پيدايش ستون آتشي در مشرق به مدت 3 تا 7 روز
قيام امت عرب و بركنار كردن زمامداران بوسيله ي ملتهاي خويش و بدست گرفتنت زمام امور كشورها بوسيله ي مردم ( خيلي خبر خوبيه ، اميدوارم هر چه سريعتر اتفاق بيفته ، قيافه آمريكا اون موقع ديدنيه ، يه انقلاب مشابه انقلاب اسلامي ايران در كشورهاي عربي ، البته اگه آمريكا اون موقع وجود داشته باشه :( )
خروج جهان عرب از سيطره ي عجم ( خبر خوبيه :( :smile: )
كشته شدن رهبر مصر بدست مردم ( اين كه عاليه :( :smile: )
انهدام شام و اختلاف سه جريان سياسي در آن
ورود پرچم هاي قيس و عرب به مصر
ورود پرچم هاي كنده به خراسان
ورود سپاهي از مغرب و رسيدن آن ها به دروازه ي شهر حيره
آمدن پرچم هاي سياه از سوي مشق ( احتمال مي دم كه منظور يا همون پرچهاي ساهي كه گفته شد از خراسان حرك مي كنند باشه يا شايد منظور اعزام نيروي كمكي براي پرچمهاي سياه خراسان باشه :? «الله اعلم» )
شكستن ديوار فرات و جريان يافتن آب در كوچه هاي كوفه
خروج 60 پيامبر دروغين
خروج 12 امام دروغين
( خروج پيامبران و امامان دروغين بعد از ورود اسلا به ايران و مخصوصا بعد از سلطه ي غرب به ايران رواج زيادي داشت ، اما از تعداد دقيقشون اطلاعي ندارم ، از جمله مي توان به ظهور فرقه ي بابيت و بهائيت اشاره كرد :shock: :-( )
به آتش كشيده شدن مرد گرانقدري از بني عباس بين جلولاء و خانقين ( شايد منظور انهدام به وسيله ي مواد منفجره اي كه در خودرو كارگذاشته شده باشه يا به وسيله ي تجهيزات نظامي ديگه :? )
ايجاد پل ارتباط ميان كرخ و بغداد
وزش بادي سياه در آغاز روز
زلزله اي كه انبوهي را به زمين فرو مي برد ( شايد منظور زلزله ي تهران باشه كه اگه درست گفته باشم هر 1000 سال يك بار رخ ميده :-( )
ترس و نا امني فراگيري كه همه ي عراق و بغداد را فراميگيرد
مرگ سريع و دردناك و نقص و زيان در اموال و جان و ثمرات
آفت ملخ نابهنگام و به هنگام كشاورزي
برداشت كم محصولات زراعي ( « آفت ملخ و برداشت كم محصول » احتملا اشاره هست به اون قحطي اي كه قرار قبل زا ظهور امام زمان (عج) رخ بده :-( :? )
جنگ قدرت ميان عجم و خونريزي بسيار در ميان آنها ( شايد منظور جنگ جهاني باشه كه 99% احتمال داره كه ايران يك طرف جنگ باشه :-( )
شورش بردگان عليه برده داران و كشتن آنها
مسخ شدن گروهي از بدعت گذاران و بصورت ميمون و خوك درآمدن آنان
تسلط كشور هيا عقب مانده به كشورهاي زورمند و ثروتمند ( خوشمان مي آيد :grin: )
طنبن افكن شدن ندايي از آسمان و رسيدن آن به گوش جهانيان به زيانهاي گوناگون
پديدار شدن چهره و سينه اي در خورشيد
زنده شدن گروهي از مردگان و بازگشت آنان به دنيا به گونه اي كه مردم آنان را شناخته و با آنان ديدار مي كنند
و آنگاه به پايان اين سلسله رخدادهاي شگرف و شگفت و اعجاب انگيز بوسيله ي 24 روز رگبار باران پياپي كه زمين را پس از مردنش زنده مي سازد و بركاتش را پديدار مي كند و پس از آنها همه ي آفات و رنجها و دردها از حق طلبان و حق پذيران و شيعيان حضرت مهدي (عج) زايل مي گردد و آنگاه است كه از ظهور آن گرامي در مكه مكرمه و بيت الله آگاه مي گردند و با شور و شوق و درايت و اخلاص براي ياري او مي شتابند.

ادامه دارد .....
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

نگرشي به دريافتهاي شيخ مفيد :
به باور ما ، برخي از نشانه هايي را كه مرحوم مفيد از روايات مورد بحث دريافت داشته و آنها را تلخيص نموده است ، تاكنون پديدار گشته و برخي در آينده ي نزديك يا دور پديدار خواهد گشت .
برخي از اين نشانه ها نياز به اندكي شرح و توضيح دارد و برخي نيز براي ما روشن نيست و توان تفسير آنها را نداريم . اينك به خواست خدا و ياري او ، به شرح و تفسير آنچه بنظر مي رسد مي پردازيم با اين يادآوري كه هرگز مدعي آن نيستيم كه مفهوم و مقصود اين روايات ، درست همينهايي است كه ما دريافت داشته ايم .
در مورد سفياني و جنبش ارتجاعي او ونيز قتل حسني ، گرفتگي خورشيد و ماه ، فرو رفتن زمين ، قتل نفس زكيه و مرد هاشمي ، بزودي بحث خواهد شد اما جنگ قدرت بني عباس چگونه از نشانه هاي ظهور است ؟ با اينكه مي دانيم آنان به ظاهر حدود 800 سال پيش منقرض شده اند ؟
پاسخ اين است كه با توجه به روايات ، ناگزير بايد گفت كه : برخي زمامداران در كشورهاي عربي ، از نژاد بني عباس هستند اما ناشناخته اند .
اما توقف خورشيد در آسمان يا طلوع آن از مغرب : اين رخدادي خواهد بود كه دانش جديد در روزگار ما آن را نمي تواند هضم و تحليل كند ، اما بنظر ما مي توان گفت خداوند بر هر كاري تواناست و ما براي روايات نيازي به تاييد و تصديق دانش جديد در اين مورد نداريم .
اما آمدن پرچمهاي سياه از خراسان ، نمي دانيم كه اين عبارت اشاره به هجوم مغول و سقوط خفت بار خلافت عباسي است كه صدها سال قبل به وقوع پيوسته يا اشاره به رخدادي در آينده است ؟ و خراسان نيز نام منطقه ي وسيعي است كه شمال بخشي از افغانستان و بخشي از شوروي سابق و شهر مشهد و اطراف آن مي گردد .
اماخروج مرد يمني و ظهور مرد مغربي در مصر : تاريخ بيانگر اين است كه مصريان بارها بر شام سلطه يافته اند و ممكن است بار ديگر اين تسلط تكرار گردد .
اما سرخي مورد اشاره ، كه در آسمان ظاهر مي گردد : اين رخداد ممكن است انعكاس پرتو خورشيد در افق يا فضا باشد و اين از آثار و نشانه هاي خشم خدا بر زمينيان است كه نظير آن در عاشورا و پس از شهادت امام حسين (ع) پديدار شده است .
« ابوالعلاء » در اين مورد مي گويد :
بر افق آسمان ، دو شاهد از خون مقدس علي (ع) و فرزندش موجود است .
اما آتشي كه به صورت ستوني سر به آسمان كشيده : در مشرق پديدار مي گردد و سه يا هفت روز نمايان است ، شايد از آتشهاي سهمگيني باشد كه پيش از ظهور ظاهر مي گردد و شايد هم چاههاي نفتي باشد كه در برخي مناطق طعمه ي حريق مي گردد و فضا را مملو از آتش و دود مي سازد و سه يا هفت روز تلاش براي خواموش ساختن آن ادامه مي يا بد . « والله العالم » ( شايد منظور برخورد شهاب سنگ يا انفجار بمبي بسيار قوي باشه ، مثلا بمب اتم يا شايد منظور بمب باران پي در پي يعني 3 يا 7 شبانه روزي يك منطقه باشد ، والله العالم )
اما قيام امت عرب و بركنار ساختن زمامداران و به كف گرفتن زمام امور خود در برخي كشورهاي عربي و نيز رهايي عرب از سيطره ي عجم : اينها اموري است كه شايد رخ داده است و مي دانيم كه عجم در اينجا منظور فارس نيست بلكه غير از عرب مي باشد خواه فارس يا ترك يا ديگر ملل . از اينرو پس از حكومت امپراطوري بزرگ عثماني بر جهان عرب و بخش عمده اي از كشورهاي مهم آن ، همچون : عراق ، اردن ، فلسطين ، سوريه ، لبنان ، مصر ، سودان ، يمن ، حجاز و ... و آنگاه سقوط آن امپراتوري بزرگ از همان امور است . اما ويراني شام و جنگ قدرت ميان 3 پرچم و 3 جريان ، در صفحات آينده خواهد آمد . ( به نظر من هنوز اتفاق نيفتاده چون اگه مربوط به گذشته مي بود تا حالا بايد امام زمان (عج) ظهور مي كرد چون اين از نشانه هاي نزديك ظهور است و همون طوري كه همه مي دونيم جهان عرب زير سيطره ي آمريكا و غربه و به طور عملي سردمداران عرب حتي براي خوردن آب هم بايد از اونها اجازه بگيرن )
ورود پرچمهاي قيس و عرب به مصر : از اخباري است كه رويدادهاي آينده و جامعه ها آن را روشن خواهد ساخت . ( شايد منظور از پرچمهاي عرب ، ارتش ملت عرب بعد از به دست گرفتن حكومت توسط مردم و نابودي حكومت وابسته به غرب باشد )
اما ورود سپاه از مغرب و رسيدن آن به دروازه ي حيره در عراق : بدان دليل كه نمي دانيم منظور از مغرب كجاست ، نمي توانيم در مورد سپاه آن نيز كه به سوي عراق خواهد آمد ، نظر قطعي بدهيم . ( اگر منظور از مغرب كشورهاي اروپايي و آمريكا باشد شايد منظور حمله ي آنها به عراق باشد )
و در مورد آمدن پرچمهاي سياه از جانب مشرق بسوي حيره عراق ، نيز نمي توانيم اظهار نظر كنيم . ( اگر منظور از مشرق ايران باشد شايد به معني جنگ ايران با كشورهاي اروپايي و آمريكا باشد كه هم اكنون درگيري با آنها دور از انتظار نيست )
اما شكستگي ديوار فرات ، شايد اين شرايط از فروريختن آب بند فرات و بالا آمدن آب و طغيان و جاري شدن آب در كوچه هاي كوفه پديد آيد ، در گذشته نيز بارها چنين حوادثي رخ داده است .
اما به آتش كشيدن مرد بزرگي از بني عباس ، ميان دو منطقه « خانقين » و « جلولاء » در عراق : در اين مورد اينك چيزي به ذهن نمي رسد ، شايد زمان آن را روشن سازد . (همان طور كه قبلا هم گفتم شايد منظور استفاده از تجهيزات نظامي و منهدم كردن خودروي شخص مورد نظر باشد « والله العالم» )
اما پلي كه كرخ و بغداد را به هم پيوند دهد : دهها سال قبل بنياد گشته و اينك شمار آن پلها به هفت عدد رسيده است .
وزش و ارتفاع باد سياه در آغاز روز در بغداد : ممكن است ره آورد انفجارهاي مهيب و آتش سوزيهاي بزرگ يا عذاب دردناكي ار جانب خدا باشد ،همانگونه كه در برخي جامعه ها و تمدن هاي پيشين پديد آمد .
زلزله اي كه انبوهي را در بغداد به قعر زمين فرو مي برد : شايد اشراه به بمبارانهاي وحشتناكي باشد كه شهر را به لرزه در مي آورد و ساختمانها را منهدم مي سازد ، يا اينكه اشاره به زمين لرزه ها و زلزله هاي واقعي باشد كه هنوز رخ نداده است .
هراس و دلهره اي كه عراقيان را در كام خود فرو مي برد : ممكن است اشاره به ديكتاتور وحشتناكي باشد كه قبلا ( صدام حسين تكريتي ) حاكم بوده و كسي از شرارت آن احساس امنيت نمي كرد . ( چون اين كتاب قبل از حمله ي آمريكا به عراق نگارش شده ، صحبتي از اينكه شايد منظور نظاميان آمريكايي و حملات تروريستي متعددي كه در كشور عراق انجام مي شود نشده )
مرگ دردناك : ممكن است اشاره بع اعدامهاي بسيار ، كشتارهاي دسته جمعي و ... باشد كه هم اكنون بطور مرتب و روزانه ، بلكه هر ساعت ادامه دارد .
نقص در اموال : ممكن است اشاره به آثار مرگبار مرام سياه كمونيستي ، فقر ، گرسنگي ، محروميت ، عقب ماندگي و ورشكستگي برجاي مانده از آن باشد كه اينك براي اردوگاه از هم پاشيده ي كمونيسم و عراق سايه افكنده است . ( من احتمال مي دم اين ورشكستگي ها مربوط به اغاز يه جنگ جديد مثلا بين ايران و آمريكا باشد كه در اين صورت قيمت نفت چند برابر مي شود به طوري كه بسياري از اقتصاددانان از رسيدن قيمت نفت به 200 ، 300 يا قيمت بالاتر خبر مي دهند و در اين صورت بسياري از شركتها در سراسر جهان دچار ورشكستگي مي شوند )
نقص در جانها : ( ممكن است اشاره به دفاع مقدس باشد كه ميان ايران از يك سو و عراق و تمام كشورها از سوي ديگر به وقوع پيوست يا شايد مربوط به جنگي در آينده باشد مثلا وقوع جنگ بين ايران و امريكا كه در شرايط فعلي دور از انتظار نيست و هر لحظه احتمال آغاز جنگ وجود دارد )
كمبود و نقص در محصولات زارعي و ميوه جات : ممكن است اشاره به سياست مخرب اصلاحات ارضي باشد كه در زمان شاه مخلوع به اجرا در آمد و شهرهاي سرسبز و خرم و باطراوت و شاداب را به بيابانهاي خشك و خالي تبديل كرد . ( احتمال دارد مربوط به خشك سالي گسترده اي باشد كه گفته شده قبل از ظهور حضرت مهدي (عج) به وقوع مي پيوندد )
اما ملخ مرد اشاره كه به نگام با نابهنگام خواهد آمد و آفت جان زراعت ، محصولات ، دانه ها و غلات خواهد شد ، بنظر مي رسد هنوز نيامده باشد . ( احتمال مي دم اين هم مربوط به آغاز خشكسالي بزرگ نزديك به ظهور آن حضرت باشد )
عدم رشد در كشت و زرع و سلب بركات از محصولات كشاورزي : ممكن است اشاره به حشراتي باشد كه به صورت آفتي همه چيز را تباه مي كنند يا اشاره به بارانهاي پياپي و بسياري كه همه چيز را نابود مي سازد . ( اين قسمت را با نشانه هاي بالايي مرتبت مي دونم )
جنگ و جدا دو دسته از عجم : براي ما روشن نيست ، چرا كه عجم شامل همه ملتها و نژادهاي غير عرب مي شود و نه فارس تنها ، بناباين ، نكته مورد نظر اين جمله براي ما مبهم است و خداست كه حقايق امور را مي داند . ( من احتمال مي دم يك طرف اين مناقشه آمريكا و طرف ديگر كره ي شمالي يا ايران باشد )
شورش بردگان عليه سردمداران خويش و كشتن آنها : ممكن است اشاره به سركشي و تمرد ميان طبقات گوناگوني از مردم باشد كه رخ داده و رخ خواهد داد ، از تمرد كشاورزان در برابر زمين داران ، انقلاب كارگران بر ضد كارخانه داران ، شورش نظاميان بر فرماندهان خود كه دستورات آنان را اجرا نمي كنند و سلاحهاي خويش را بسوي آنان نشانه مي روند و آنان را درو مي كنند و ممكن است اشاره به انقلاب صاحب «زنج» باشد كه در بصره روي داد « والله العالم » . ( من احتمال مي دم منظور قيام مردم باشه ، مردمي كه در كشوري زندگي مي كنند كه همواره در رنج و عذاب و ظلم سردمداران اون كشور هستند مثلا آمريكا ، همون طوري كه همه دوستان مي دونن دولت آمريكا زير نفوذ لابي هاي صهيونيستي اداره مي شه و بر خلاف تمايل مردم آمريكا اقدام به لشگر كشي ، بازداشت و اعدام آزادي طلبان چه در آمريكا چه در ساير كشورها ميكنه )
اما به نداي آسماني كه همه جهانيان آن را مي شنوند اشاره خواهيم كرد . ( يادمه يكي از دوستان مي گفت منظور از نداي آسماني انتشار از طري ق تلويزيون و راديو و ساير واسئل ارتباط جمعي هست كه به هيچ عنوان معقول به نظر نمي رسه چون نداي آسماني رو نمي شه با وسايل ارتباط جمعي مقايسه كرد و اين يك معجزه از طرف خداست كه نشون مي ده اون حضرت ظهور كرده همانند ساير نشانه هاي ظهور )
چره و سينه اي كه در آسمان و خورشيد ظاهر مي گردند : از امور مهم و پيچيده اي هستند كه تفسير آنان نمي توان به پندار و حدس بسنده كرد .
مردماني كه از قبرهاي خويش برمي خيزند : ممكن است اين اشاره به مسأله رجعت باشد باشد كه در اين مورد ، روايات مفصلي خواهيم آورد .
اما باران بسيار : در اين مورد نيز در صفحات آينده بحث خواهد شد .
در پايان اين بحث ، بار ديگر يادآور مي شوم كه آنچه در تفسير و تحليل سخنان شيخ مفيد آورديم ، همه و همه ، چيزهايي است كه برخاسته از ظن است نه يقين و ممكن است اين مجموعه روايات ، اشاره به مفاهيم و معاني ديگري داشته باشد كه به انديشه ي ما نرسيده است . « والله االعالم »


ادامه دارد ..............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

سلام خدمت تمام دوستان ، ببخشيد كه يه مدتي نتونستم چيزي پست كنم ، آخه با اجازتون رفته بودم مسافرت و به منابع‌ام دسترسي نداشتم ، خلاصه به بزرگي خودتون ببخشيد .
و اما ادامه‌ي مطالب :

3- نشانه‌هايي كه در سال ظهور پديدار مي‌گردد
الف) نشانه‌هاي غير قطعي :
سومين و آخرين بخش ، نشانه‌هايي است كه در سال ظهور امام مهدي (عج) يا سال پيش از آن پديدار مي‌گردد و خاطرنشان ساختيم كه اينها بر دو نوعند :
بخش نخست ، نشانه‌هاي غيرحتمي است ، بدان معنا است كه ممكن است پديدار گردند يا پديدار نگردند . اينها عاليم غيرقطعي است كه ما اينك به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم :

مردي از تبار پيامبر (ص)
پديدار شدن پرچم « هاشمي » از علايم غيرقطعي براي ظهور امام مهدي (عج) در روايات متعددي ياد و نام « هاشمي » به ميان آمده است و از مجموع آنها استفاده مي‌شود كه : او مردي از بني‌هاشم و از نسل پيامبر خدا (ص) است . در اوج جواني است و در دست راست او خالي است و از خراسان حركت و جنبش خويش را آغاز مي كند . ( قبل از اينكه اين مطلب رو بخونم بر اين عقيده بودم كه احتمال داره منظور آيت الله خامنه‌اي باشه اما با توجه به اينكه گفته شده در اوج جواني اين احتمال منتفي شد ولي احتمال داره از دودمان ايشون باشن چون همونطوري كه همه‌ي دوستان مي دونن ايشون اهل مشهد هستند و يكي از بزرگان روزگار )
اين روايات بيانگر آن است كه اين جوانمرد ، پس از خروج سپاه سفياني از كوفه و ارتكاب فجايع دهشتناك ، خونريزي بسيار ، به اسارت در آوردن بانوان و حركت دادن آنها به سوي شام ، با سپاه خويش به كوفه مي‌رسد . در اين شرايط و اوضاع مصيبت‌بار و دردناك درمي‌يابد كه سپاه پليد سفياني از كوفه به سمت شام حركت نموده و اسيران را نيز با خود مي‌برد . ( من احتمال مي دم كه منظور از سيد خراساني رهبر ايران در آينده هست ، چون همون طوري كه دوستان مي دونن نميشه يك نفر كه فقط در حد يك روحاني به راحتي اقدام به تشكيل ارتش و حركت به سوي خارج از مرزهاي كشور كنه و بخواد با ارتشي وارد جنگ بشه )
از سوي ديگر مرد ظلم ستيز « يمني » نيز با سپاه خويش به كوفه مي‌رسد و هر دو سپاه با فرماندهان خويش به سوي سپاه سفياني حركت مي‌كنند و اندكي خارج از كوفه به هم مي‌رسند . پيكار شديدي ، ميان سپاه سفياني از يك سو و دو سپاه هشامي و يمني از سوي ديگر ، آغاز مي‌گردد و پس از تلفات و ضايعات بسياري سرانجام جوانمرد هاشمي و همپيمانش پيروز مي‌شوند و تمام سپاه سفياني را در هم مي كوبند و با آزاد ساختن اسيران كوفه به آن شهر باز مي‌گردند .
روايات در مورد ريشه و نسب مرد هاشمي داراي دو پيام است . برخي او را « حسني » و برخي « حسيني » معرفي مي‌كند و بنظر نگارنده نيز « حسني » است و اين همان كسي است كه برخي روايات از او به « نفس زكيه » تعبير مي‌كند .
آري ! مشهور اين است كه مردي كه در مكه ميان ركن و مقام سرش از پيكرش جدا مي‌گردد ، « نفس زكيه » و از تبار بني‌هاشم و حسني نسب است .
و از مسائل قطعي اينكه : او شيعه و پيرو خاندان وحي و رسالت است . به عقيده‌ي خويش پايبند و استوار و داراي نفوذ گسترده و محبوبيت در دلها و يك شخصيت پرنفوذ مردمي است . بجاست رواياتي در اين مورد ترسيم گردد :
1- عبدالله بن مسعود آورده است كه : روزي به ديدار پيامبر (ص) رفتيم كه آن حضرت با چهره‌اي شادمان ما را پذيرفت . در مورد هر چه پرسيديم و نپرسيديم ، سخن گفت و ما را بهره‌ور ساخت تا اينكه در همان حال كه او سخن مي‌گفت ، گروهي از جوانان بني هاشم كه حسن و حسين (ع) در ميان آنان بودند از آنجا گذشتند . با آمدن آنان ، دل و ديده‌ي پيامبر (ص) با آنان همراه شد و گويي چيز بياد آورد كه آثار اندوه در چهره‌اش نمايان و سيلاب اشك از ديدگانش فرو ريخت . پرسيدم : « اي پيامبر خدا ! در چهره‌ات آثار ناراحتي مي‌نگريم ، چرا ؟ » . فرمودند : « ما خانداني هستيم كه خدا آخرت را براي ما برگزيد نه دنيا را و خاندانم پس از من با تبعيد ، فشار و آوارگي روبرو مي‌شوند تا پچمهاي سياه از سوي مشرق برافراشته شود . آنان دي پي حق هستند ، اما ستمكاران ، حق آنان را رعايت نمي‌كنند و در راه حق پيكار مي‌كنند و پيروز مي گردند . از اين رو ، هر كس از شما و نسلهاي شما ، آن پرچمهاي برافراشته را ديد ، بسوي امام خاندان من بشتابد گرچه با نهايت سختي ؛ چرا كه آنان پرچمهاي هدايت‌اند و قدرت را به بزرگي مردي از خاندان من تسليم مي‌كنند »
شايد برخي چنين پندارند كه منظور از پرچمهاي سياه در اين روايت ، پرچمهايي باشد كه به فرماندهي و همراهي « ابومسلم خراساني » و نهضت او عليه حكومت سياه اموي برافراشته شد و با انهدام قدرت پوشالي و ستمكار اموي پايه‌هاي حكومت عباسيان را در سال 656 هجري بنياد كرد ؛ اما چنين تصوري درست نيست و اين پرچمهايي كه از خراسان در آخر الزمان برافراشته خواهند آمد ، هيچ ربطي به ابومسلم خراساني ندارد .
مورخ شهير « ابن كثير » در اين مورد مي‌نويسد : « اين پرچمها ارتباطي به نهضت ابومسلم ندارد كه از خراسان برافراشته شد و بدان وسيله حكومت امويان را برانداخت ، بلكه اين پرچمها مربوط به آخرالزمان است كه همراه حضرت مهدي (عج) برافراشته خواهند شد »

ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

2- ابوطفيل از ايمرمؤمنان (ع) آورده است كه :
امام علي (ع) فرمودند : « هنگامي كه شنيدي پرچمهاي سياه از خراسان بسوي جهان عرب روي آورده و تو در صندوقي در بسته قرار داشتي ، به هر صورت ممكن ، آن را بگشا تا تحت آن پرچمها قرارگيري و اگر نتوانستي در صندوق را بگشايي و روي پاي خود بروي ، همانگونه خود را بغلطان تا به هدف برسي »
و بدينسان مي‌بينيم ، بدان جهت كه پرچم‌ها و دعوت‌ها در واپسين حركت تاريح و آخر الزمان گوناگون است و از ميان آن‌ها ، تنها پرچم سياه آن جوانمرد هاشمي ، پرچم حق و درست است و آلوده به باطل نيست .
اميرالمؤمنين علي (ع) در اين سخنان خويش ، توجه م كند كه حق طلبان نهايت درجه تلاش و كوشش خويش را براي پيوستن به سپاه هاشمي بكار گيرند .
3- از پنجمين امام نور حضرت باقر (ع) آورده‌اند كه فرمود :
« در واپسين حركت تاريخ ، جواني – عدالت خواه- از بني‌هاشم كه بدست راست او خالي است و با پرچم‌هاي برافراشته و سياه رنگ از سوي خراسان مي‌آيد . پيشاپيش او شعب بن صالح است و او با جنبش ارتجاعي سفياني پيكار مي‌كند و آنان را شكست مي‌دهد »
4- و نيز فرمودند :
« پرچم‌هايي از خراسان خارج و در كوفه فرود مي‌ايند و هنگامي كه حضرت مهدي (عج) در مكه ظهور فرمود ، اينان دست بيعت و اطلاعت بسوي او دراز مي‌كنند »
5- امير المؤمنين علي (ع) در خطبه بيان ، از جمله فرمودند :
« مردي از فرزندان حسن (ع) با 12 هزار سوار مجهز به دانش و ايمان و سلاح يه حضرت مهدي (عج) مي‌پيوندند و مي‌گويد : عموزاده‌ي گرانقدر ! شايد من از تو براي برانداختن ستم و بيداد و برقراري عدالت برازنده‌تر باشم چرا كه من از فرزندان حسن (ع) هستم و شما از فرزندان حسين (ع) و حسن بزرگ‌تر است ، امام مهدي پاسخ مي دهد : من همان مهدي موعود هستم ، مرا نمي‌شناسي ؟ او پاسخ مي‌دهد : آيا بر صداقت گفتارت و اطمينان قلبي ما ،‌نشانه يا معجزه و يا علامتي داري ؟ حضرت مهدي (عج) به پرنده‌اي كه در هوا در حال پرواز است مي‌نگرد و پرنده به اشاره‌ي حضرت بر روي كف دست آن گرامي فرود مي‌ايد و بر قدرت آفريدگارش به امامت مهدي (عج) گواهي مي‌دهد ، آنگاه چوب خشكي را در گوشه‌اي از زمين خشك و غرس مي‌كند و در دم سبز و پرطراوت مي‌گردد و به برگ و بار مي‌نشيند ، پس تخته سنگي را از صخره‌اي برمي‌دارد و آن را به دست تواناي خويش مي‌فشارد و پودر مي‌كند و پس از آن خمير مي‌سازد و بسان شمع نرم مي‌كند ، و جوانمرد هاشمي – حسني – حقطلبانه بپا مي‌خيزد و مي‌گويد : براستي كه پيشوايي و كاروانسالاري امت و نجات تمدن و جامعه بشري در توان تو و زيبنده توست ، و آنگاه همه‌ي امكانات را تسليم حضرت مهدي (عج) مي كند و سپاه خويش را تحت پرچم مهدي (عج) و فرماندهي او قرار مي‌دهد»
( دوستان اگه يادشون باشه قبلا گفته بودم كه رهبر آن زمان ايران تمام امكانات نظامي خودش رو در اختيار حضرت مهدي (عج) قرار ميده و بعضي از دوستان اون رو انكار كرده بودن و باز هم گفته بودم كه برخي علما گفته بودند كه زمان ظهور حضرت مهدي (عج) سيد جواني كه خراساني هم هست و از پاكان روزگار خودش هست رهبر ايران خواهد بود و اين هم يك خط بطلان ديگه بر پيشگويي نوسترآداموس در مورد نابودي نظام مقدس جمهوري اسلامي در ايران )

ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Major
Major
پست: 422
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 181 بار

پست توسط zector »

اولا" یک سوال داشتم ، چرا در آن لیستی که گفتید یک نفر هم از شهر قم نبود ؟ مگر شما ادعا ندارید که تمام یاران ارتش خراسان از مشهد و قم هستند پس چرا یک نفر هم از این دوتا شهر نبودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا" توضیح دهید.
من چیزی درباره سید خراسانی نشنیده ام ، فقط شنیده ام خراسانی است.
ثانیا" بیشتر گفته ها زاییده تفکرات و تخیلات شما است و منبعی برای حرفهای خودتان ندارید. شما یک مطالبی را نقل می کنید که اصلا" معلوم نیست منبعش کجاست و سپس از آنها به آن روشی که خودتان دوست دارید ، تفسیر و نتیجه گیری کرده اید.
آینده مشخص هست. شما هم نمی توانی آینده را تغییر دهی. همینجور با این تورم و تحریم ها که داریم پیش می رویم ، همه چیز مشخص است که چه بلایی سرمان خواهد آمد. نوستراداموس هم به درستی همه اینها را پیشگویی کرده است.
شما نسبت به نوستراداموس مغرض هستید و به خاطر همین است که هر جوری که هست می خواهید گفته های ایشان را تکذیب کنید.
نمی خواهم بیشتر به بحث ادامه بدهم که خودتان بهتر می دانید که مملکت ما ، مملکت آرمانی نیست.
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

zector, دوست عزیز

لطفا این نظرات را در پی ام با نویسنده این تاپیک در میان بگذارید و در گفتار خود تمایل به گفتار دوستانه داشته باشید و از گفتن بعضی کلمات تند پرهیز نمایید ایشان هم از دوستان ما هستند :-o
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar »

خودتان بهتر می دانید که مملکت ما ، مملکت آرمانی نیست

اگر آرماني نباشد مي خواهيم آرمانيش کنيم
هیهات منا الذلة
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

اولا" یک سوال داشتم ، چرا در آن لیستی که گفتید یک نفر هم از شهر قم نبود ؟ مگر شما ادعا ندارید که تمام یاران ارتش خراسان از مشهد و قم هستند پس چرا یک نفر هم از این دوتا شهر نبودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا" توضیح دهید.


zector, عزيز يادم نمي‌آد كه ادعا كرده باشم همه‌ي ياران آن حضرت از قم يا مشهد بوده باشن :-(

ثانیا" بیشتر گفته ها زاییده تفکرات و تخیلات شما است و منبعی برای حرفهای خودتان ندارید. شما یک مطالبی را نقل می کنید که اصلا" معلوم نیست منبعش کجاست و سپس از آنها به آن روشی که خودتان دوست دارید ، تفسیر و نتیجه گیری کرده اید.


دوست عزيز من اول هر متن مي نويسم كه نوشته هاي داخل پرانتز () تفسير و نظر شخصي خودم هست تا صوع تفاهم نشه ، و مطالب خارج از پرانتز كاملا همون چيزيه كه داخل منبعم نوشته و بدون تغيير تايپ مي‌كنم


همینجور با این تورم و تحریم ها که داریم پیش می رویم ، همه چیز مشخص است که چه بلایی سرمان خواهد آمد


لطفا اين اين جور بحثها كه به تاپيك ربطي نداره رو مطرح نكنيد ، اما در جوابتون بايد بگم تا حالا كه تحريم به نفعمون بوده و ميزان تورم هم در آمار منتشره هر سال نسبت به سال قبل در حال كاهشه و يادتون باشه هيچ كشوري توي دنيا تورم در حد 0 نداره
شما نسبت به نوستراداموس مغرض هستید و به خاطر همین است که هر جوری که هست می خواهید گفته های ایشان را تکذیب کنید.


دوست عزيز من نسبت به هيچ كس مغرض نيستم بلكه عقل حكم ميكنه كه در صورتي كه حرف شخصي با حرف يك معصوم متناقضه حرف معصوم رو قبول كنم و حرف طرف مقابل رو رد كنم

HRG, ممنون از راهنمائيتون اما به نظر من اين جور مطالب داخل تاپيك مطرح بشه بهتره چون باعث ميشه در مورد مطلب بحث بشه و شبهه ها برطرف ميشه

خودتان بهتر می دانید که مملکت ما ، مملکت آرمانی نیست.


ببين دوست عزيز قبل از اينكه به اين حرف شما پاسخ بدم بايد آرماني معني بشه و هر شخصي بسته به نظر خودش آرماني رو معني مي كنه ، به عقيده ي من اين مملك ما به آرماني نزديكه و هر سال كه ميگذره داره ارماني تر هم ميشه

راستي اينم منبعم ، با اينكه قبلا ذكر كردم دوباره ذكر مي كنم : « امام مهدي از ولايت تا ظهور ، تاليف : آية الله فقيد سيد محمدكاظم قزويني ، ترجمه و تحقيق : علي كرمي و سيد محمد حسيني ، انتشارات الهادي ، چاپ چهارم ، زمستان 1381 تيراژ 3000 نسخه » اميدوارم منبعي كه ذكر كردم براتون قابل قبول باشه


موفق باشيد
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
ارسال پست

بازگشت به “بخش ويژه”