عمليات ها
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
شرح عمليات در گفتوگو با سردار مرتضي قرباني
فتح فاو اقتصاد عراق را فلج كرد
در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، عملياتها و فداكاريهاي بسياري انجام دادند كه هر يك به نوبه خود از اهميت بالايي برخوردار است. در اين ميان، عمليات والفجر 8 از بسياري جهات با ساير عملياتها تفاوتهاي بارزي داشت، چون انجام آن بر روي كاغذ و به نظر قريب به اتفاق فرماندهان جنگ در جهان غيرممكن به نظر ميرسيد. عبور از رودخانه همواره يكي از مشكلات ارتشهاي جهان است. اما نيروهاي عمل كننده در اين عمليات با عبور از رودخانه اروند كه به رودخانه وحشي مشهور است، تعجب دنيا را برانگيختند.
گفتوگو با سردار مرتضي قرباني، رييس سازمان موزه دفاع مقدس و فرمانده لشكر ويژه 25 كربلا در زمان عمليات والفجر 8، به مناسبت بيستمين سالگرد عمليات غرورآفرين والفجر 8 :
چه عاملي باعث شده بود انجام اين عمليات توسط فرماندهان عراقي و حتي بر روي كاغذ غيرممكن به نظر برسد؟
بسم الله الرحمن الرحيم، با سلام و صلوات به روح پرفتوح حضرت امام خميني «ره» و همه شهداء و با درود به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي و همه خدمتگزاران خالص و مخلص انقلاب اسلامي.
در مورد اين سوال شما و يا به عبارتي، موقعيت منطقه فاو بايد گفت: فاو يك شهر بندري در شبه جزيره فاو است كه در منتهياليه جنوبشرقي عراق قرار دارد كه از يك طرف به رودخانه اروند، از طرف ديگر به خور عبدالله و از سويي به خليج فارس محصور و مجموعا توسط سه جاده آسفالته و شوسه به بصره و بندر امالقصر، پايگاههاي دريايي عراق و از آنجا به مركز كشور عراق متصل ميشود.
اين نقطه از خاك عراق محل عبور لولههاي نفتي است كه دو لوله نفتي بزرگ براي اسكله «البكر» و «الاميه» از اين شهر عبور ميكند. همچنين مخازن و منابع بزرگ نفتي در شهر فاو قرار دارد. اين شهر تقريبا يك شهر نفتي است كه بيشتر ساكنان آن در شركتهاي نفتي و بخشي ديگر نيز به كار ماهيگيري،نخلستان و غيره مشغول بوده و هستند.
از نظر موقعيت جغرافيايي نظامي، منطقهاي و سياسي، اين شهر در يك موقعيت بسيار ايدهآل براي عراقيها و يك نقطه شناخته شده در اذهان كشورهاي دنيا، جهان اسلام و عموم سياسيون و دولتمردان بود؛ بنابراين با ورود به اين شهر ميتوانستيم بسياري از مشكلات جنگ تحميلي را حل كنيم.
ايده و فكر اوليه تصرف فاو از چه زماني شكل گرفت؟
از همان سال اول جنگ. آن زماني كه بنده 11 ماه در محاصره شهر آبادان بودم، ماهي يك بار با موتورسيكلت به انتهاي جنوب جزيره آبادان ميرفتم و در نقطه مقابل كه به آن اروند كنار ميگويند، ميايستادم و با دوربين شهر فاو را تماشا ميكردم و در ذهن خودم اين موضوع را مرور ميكردم كه اگر ما شهر فاو را تصرف كنيم بسياري از مشكلات ما در جنگ حل ميشود. در آن زمان با وجوديكه در محاصره بوديم، در تنگنا بسر ميبرديم و مهمات و آذوقه و امكانات نداشتيم، فكرمان اين نبود كه فقط در مقابل عراقيها كه به كشورمان تجاوز كردند، پدافند كنيم و بس. بلكه در فكراجراي طرحها، برنامهها و نقشههاي مختلف براي مقابله با دشمن و وارد آوردن ضربه كاري به آن نيز بوديم.
يكي از آن نقشهها و طرحها كه در ذهن من خطور كرده بود،اين بود كه شهر فاو را بگيريم. لذا در بحثها و جلساتي هم كه براي عمليات «ثامنالائمه»، «طريق القدس»، «بيتالمقدس» و «فتحالمبين» برگزار ميشد، گاهي اوقات به اين قضيه اشاره ميكردم و به فرماندهان ميگفتم اگر فاو را تصرف كنيم،ميتواند براي ما تعيين كننده باشد. در آن زمان مسئول ايستگاه هفت و دوازده «جاده اهواز – آبادان و آبادان – ماهشهر» بودم و مقابلمان هم گردان «قادسيه« و لشكر سوم عراق كه لشكر زرهي بود، مستقر بودند.
تصرف فاو دقيقا چه زماني قوت گرفت؟
دقيقا از سال 1362 به صورت محرمانه شكل گرفت. يعني زماني كه ما در هورالعظيم مستقر شديم و تواناييهاي آبي- خاكي مان را چك كرديم، بحث عبور از رودخانه، انجام عمليات و جنگ در دريا در ذهنمان خطور كرد و بحث فاو مطرح شد و تقريبا در شهريورماه سال 1364 مقدمات طرحريزي و توجيه تعداد انگشت شماري از فرماندهان آغاز شد كه برادر محسن رضايي فرمانده كل سپاه، قرارگاه مخصوصي را پيرامون عمليات والفجر هشت و تصرف شهر فاو تاسيس كرد و در اين قرارگاه كساني كه قرار بود با اعتقاد و يقين بحث عمليات در فاو را پيگيري كنند جمع ميشدند و در جلسات شركت ميكردند.
در اين مدت شش ماه يعني از شهريور تا بهمن سال 1364 جلسات مختلفي برگزار شد كه مهمترين آن تعيين خط حد لشكرها بود؛ يعني فرمانده لشكرها خدمت سردار محسن رضايي، سردار صفوي، سردار رشيد و سردار محتاج ميرسيدند و خط حد و ماموريت لشكرشان را با در نظر گرفتن تواناييهايشان انتخاب ميكردند. من نيز مانند همه فرمانده لشكرها يك روز حدود سه ساعت با آنها صحبت كردم و نهايتا به سراغ حدود دو كيلومتر خط حد شهر فاو رفتم و گفتم آمادگي دارم شهر فاو، اسكلههاي نفتي و پايگاههاي موشكي مستقر در آن كه كشتيهايمان را در خليج فارس هدف قرار ميدادند را با همه مشكلات و سختيهاي موجود، تصرف و تامين و در مقابل پاتكهاي احتمالي دشمن نگهداري كنيم كه همه اينها در 90 روز جنگ شبانهروزي پيشبيني ميشد.
در فرآيند طرحريزي عمليات والفجر 8 بيشتر چه سوالاتي مطرح ميشد؟
آقا محسن و برادر محتاج خيلي با ما بحث كردند و گفتند: طرحت چيست؟ برنامهات چيست؟ من گفتم: الان در اين جلسه مقدماتي نميتوانم بگويم، ولي ميروم و روي آن كار ميكنم و بعد از برنامهريزي و شناسايي، طرحها را تقديم ميكنم. به هر جهت دستور ماموريت در آبانماه سال 1364 به همه لشكرها و به من كه فرمانده لشكر ويژه 25 كربلا بودم، ابلاغ شد. همه لشكرها خط حد خودشان را مشخص كردند. ما هم اعلام كرديم، حاضريم شهر فاو را تصرف كنيم و با توكل به خدا و عشق و علاقه اين ماموريت خطير را پذيرفتيم و با گذشت پنج سال از جنگ با اين انگيزه آمديم و گفتيم: «آمادهايم كه در اين ميدان بايستيم و فداكاري كنيم.» و در اين راستا اهداف براي ما تعريف شد.
عمليات والفجر 8 چه اهدافي را دنبال ميكرد؟
هدف اول انهدام توان رزمي ارتش عراق بود كه ما به وسيله اين عمليات بايد ارتش عراق را مستاصل كرده و در اين شبه جزيره منهدم ميكرديم. هدف دوم اين بود كه صدور نفت عراق را به صورت صد در صد قطع كنيم.
يعني فلج كردن اقتصاد عراق؟
بله. اقتصادش كاملا فلج ميشد. اولين هدف اين بود كه از نظر نظامي ريشه ارتش عراق را بسوزانيم و اين منطقه بهترين مكاني بود كه ميتوانستيم آنها را بكشانيم به اينجا كه راه فراري هم نداشتند و منهدمشان كنيم و از طرف ديگر صدور نفت از طريق لوله به طرف اسكهها را قطع كنيم. بعد خورعبدالله كه محل تردد كشتيهاي جنگي عراقي بود را تصرف كنيم كه اين هم براي ما خيلي مهم بود، چون كشتيهاي جنگي عراق از پايگاه موشكي امالقصر ميآمدند كنار اسكله «البكر» و «الاميه» پهلو ميگرفتند و از آنجا كشتيهاي ما را هدف قرار ميدادند و گاهي هم به كشتيهاي كشورهاي ديگر تعرض ميكردند و به نام جمهوري اسلامي ايران تمام مي كردند.
بنابراين، هدف سوم ما كه تصرف خورعبدالله بود، تردد عراق به سمت دريا را به طور كامل صفر ميكرد و نيروي دريايي عراق كاملا فلج ميشد. هدف چهارم ما اين بود كه از اين طريق خودمان را به مرزهاي كشور كويت نزديك ميكرديم و اين امر از نظر سياسي، نظامي خيلي براي ما مفيد بود، چون هم مرز با كويت ميشديم، كويتي كه با تمام توان به صدام كمك ميكرد.
هدف پنجم ما ايجاد يك جبهه بسيار وسيع براي دشمن و يك جبهه بسيار محدود براي خودمان بود و دور تا دور ما به گونهاي ميشد كه عراق نميتوانست با ما وارد عمليات شود و در مقابل، يك جبهه جنگي گستردهاي را براي عراق باز ميكرديم و ميتوانستيم ارتش عراق را از بصره تا فاو زير آتش خودمان قرار دهيم و آنها هم هر لحظه دلواپس اين بودند كه ما از اين نقطه پيشروي كنيم.
با توجه به موقعيت و اهميت شهر فاو كه در بالا به آنها اشاره كرديد، كار شناسايي منطقه عملياتي چگونه انجام شد؟
در خصوص شناسايي بايد بگويم چون بنده در عمليات خيبر؛ زماني كه فرمانده لشكر 5 نصر بودم، تجربه موفقي داشتم و از طرف ديگر در آن زمان 45 كيلومتر در داخل خاك عراق نفوذ كرده و منطقه وسيعي از دشمن را تا جاده بغداد – بصره شناسايي كردم و توانستم منطقه مورد نظر را تصرف كرده و حدود 10 روز جاده بغداد و بصره را ببندم، لذا عمليات آبي را كاملا حس كرده بودم و كاملا برچگونگي كار با وسائل ترابري آبي مسلط بودم و در عمليات بعدي يعني «بدر» نيز به تجربياتم اضافه شد؛ يعني در حقيقت با اندوختهاي از تجربه و اميد قدم به اين منطقه گذاشتم.
با مشخص شدن خط حد، بدون اين كه كسي متوجه شود تعدادي از نيروهاي اطلاعات و تخريب را از هفت تپه (مقر لشكر ويژه 25 كربلا) به منطقه آموزشي منتقل كرديم و برايشان يك دوره وسيع گذاشتيم، سپس تواناييهايشان را چك كرديم و از اين ميان تعدادي را براي كار تخريب و شناسايي جدا و به مقابل خط حد نظاميمان در مقابل شهر فاو منتقل كرديم و پس از برگزاري برايشان كلاسهاي ويژه حفاظتي و امنيتي، آنها را قرنطينه نظامي كرده و از آنجا شناساييمان را شروع كرديم.
اولين شناساييمان در مورد وضعيت خود اروند بود كه جريان جزر و مد آب را مشخص كرده و عرض رودخانه و عرض نهرها و باتلاقها را سانت به سانت و متر به متر محاسبه كرديم. الحمدالله همه اين محاسبات را برادران ما در سطح خودشان و با توجه به توانايي و تخصصهايي كه در درونشان نهفته بود، انجام دادند و تجربه خوبي هم بدست آوردند و بر همين اساس و با توجه به نقاطي كه ميخواستيم وارد عمليات شويم، خطوط و حد شناساييمان را تعريف كرده و راهكارهاي نفوذ به خط دشمن را مشخص كرديم.
دشمن نتوانست در فرآيند شناسايي منطقه عملياتي متوجه تحركات نيروهاي ايراني شود، با توجه به وسعت و موقعيت منطقه چگونه از عهده اين كار برآمديد؟
ما به نيروهايي كه وارد منطقه عمليات ميشدند ميگفتيم كسي حق ورود و خروج از منطقه را ندارد. فقط شهيد را تخليه ميكنيم و مجروح را هم در خود جبهه مداوا خواهيم كرد، به همين منظور مدرسهاي خراب شده را به اورژانس تبديل كرديم كه مجروحها را در آنجا نگه ميداشتيم و مداوا ميكرديم، همه اينها به خاطر اين بود كه مبادا كوچكترين اطلاعاتمان در مورد عمليات لو برود و به خاطر اهميت موضوع شناسايي، «سردار كميل» كه در آن مقطع جانشين لشكر بود را در آن منطقه مستقر كردم و چون خود وي نيروي اطلاعات عمليات جنگي بود، همه نيروها را كنترل ميكرد. يعني ما نفر به نفر نيروها را كنترل ميكرديم و رفت و آمدهايشان را در آب چك ميكرديم، همچنين سرداران شهيد «حاج حسين بصير»، «محمد حسن طوسي»، «مجيد كبيرزاده» و «سردار مهري»، «حيدرپور» و «كسائيان» را نيز در آنجا مستقر كردم، حتي اين بزرگواران نيز حق تردد نداشتند، مگر با اجازه و به همراه داشتن برگه تردد ويژه كه دژبان در عقبه كنترل ميكرد.
البته ما به همه برادران عزيزمان اعتماد و اطمينان داشتيم، ولي دشمن در سطح وسيع با امكانات مدرن روز و جاسوسان حرفهاي و ترفندهاي مختلف، اطلاعات را جمعآوري ميكرد. ولي الحمدالله اين بچههاي حزباللهي نشان دادند كه با اراده، اعتقاد و ايماني كه دارند، بر هر سلاح و دشمني فائق ميآيند. بنابراين در اين مدت به نيروهاي اطلاعات و شناساييمان خيلي زيبا خط ميداديم و اطلاعات از آنها ميگرفتيم. البته تا آنجايي كه لازم بود بنده و يا سردار كميل با ديگر فرماندهان نيز براي شناسايي ميرفتيم. به خاطر اهميت موضوع در اين مدت همه ردهها را براي شناسايي منطقه مورد نظر فرستادم . شايد كسي باور نكند كه بنده همه فرماندهان گردانها، گروهانها و دستهها را براي شناسايي فرستادم تا جبهه را كه ميخواستند در آنجا يقه دشمن را بگيرند و با دشمن بجنگند از نزديك لمس كنند كه اين مورد، در تمام نيروهاي ما انگيزه ايجاد كرده بود و آن ترس از موانع آب اروند و تجهيزات دشمن از آنها دور شد و بر ماموريت مسلط شدند و يك توكل و توسل عجيبي در آنها ايجاد شد.
خاطرهاي هم در اين زمينه داريد؟
بنده بعد از اينكه براي انجام عمليات فاو توجيه شدم، يعني پنج ماه قبل از عمليات، يك شب آمدم منزل (پايگاه شهيد بهشتي) و چون خيلي خسته بودم به همسرم گفتم: «كوله پشتي مرا آماده كن. شال گردن و لباس و وسايلي كه براي كردستان نياز است را هم برايم آماده كن.» بعد شام خوردم و خوابيدم و صبح براي نماز بلند شدم. آن روز اولين روزي بود كه ما ميخواستيم براي شناسايي منطقه فاو برويم، لذا با برادر «عباس محتاج» ( استاندار قم و فرمانده پيشين نيروي دريايي ارتش) قرار داشتم. خلاصه بعد از نماز صبحانه خوردم و به همسرم گفتم: «كوله پشتي ما را آماده كرديد؟» ايشان گفت: «كجا ميخواهي بروي؟»
گفتم: «ميخواهم بروم مريوان.» البته برنامهام اين بود كه بروم آبادان، ولي چون اطلاعات نظاميمان را شرعا به كسي نميتوانستيم بگوييم. به همسرمان كه نزديك ترين مان بود نيز منطقه اصلي عمليات را نميگفتيم و فريب را در خانه هم اجرا ميكرديم. ايشان به من گفت: «مطمئني كه ميخواهي بروي مريوان؟» گفتم: «چطور؟ الان با آقا محسن در كرمانشاه قرار داريم و از آنجا ميخواهيم برويم مريوان.» گفت: نه! بنشين با تو كار دارم.» گفتم: «بفرمائيد» گفت: «من ديشب خواب ديدم شما در يك منطقهاي ميخواستيد عمليات كنيد كه پر از نخلستان بود و از جايي مثل دريا ميخواستيد عبور كنيد و در مقابلتان يك قلعه بسيار عظيمي بود كه يك در آهني بزرگ داشت و شما آمديد در صحنه و عمليات را شروع كرديد و با رمز مقدس حضرت زهرا (س) از اين دريايي از آب عبور كرديد و رفتيد اين ديوار و در آهني عظيم را شكستيد و وارد اين شهر شديد و شهر را تصرف كرديد. بعد از مدتي محاصره شديد و ديگر به شما مهمات و آذوقه نرسيد. آب هم نداشتيد كه بخوريد.
يكدفعه حضرت زهرا (س) با روبند و مقنعه و چادر و دستكش در صحنه حاضر شدند و يك تعداد از ما زنان هم پشت سر ايشان آمديم و شروع كرديم به آب دادن رزمندگان و سقايي كردن و همينطور كه شما پيشروي ميكرديد، حضرت زهرا (س) و ما پشت اين تانكرهاي آب به شما آب ميرسانديم تا اينكه شما به يك موفقيت و پيروزي بزرگ دست يافتيد. حالا كاري ندارم شما در كدام منطقه عمليات داريد، ولي ميدانم شما در اين عمليات با رمز حضرت زهرا (س) و حضور ايشان پيروزيد، لذا مواظب رفتار و كردارتان باشيد و رعايت همه اصول و قواعد شرعي و نظامي را بكنيد.
و جواب شما به همسرتان؟
من گفتم: «حاج خانم! شما خواب ديديد. من دارم ميروم مريوان كه نخل و نخلستان ندارد. ما ميخواهيم برويم با كومله و دمكرات بجنگيم.» خلاصه قضيه را جمع كردم تا همسرم متوجه قضيه نشود. او هم گفت: ما شما را به خدا ميسپاريم.» و قرآن گرفتند و از زير قرآن گذشتيم و يك صدقه هم لاي قرآن گذاشتند. آمديم تا سه راه خرمشهر بعد دور زديم و رفتيم به سمت آبادان. يعني به خودمان هم فريب ميداديم. انشاالله خدا قبول كند. باور كنيد به واسطه خوابي كه همسرم ديد، آنچنان يقيني در من حاصل شد كه حضرت زهرا (س) در اين عمليات ما را ياري ميكند، بنابراين به برادر محسن رضايي و عباس محتاج گفتم: اگر شما ميخواهيد من در اين عمليات شركت كنم و «لشكر 25 كربلا» خط شكن شود و موفق شويم، رمز عمليات را بايد يا «زهرا (س)» بگذاريد، لذا توافق كردند كه رمز عمليات يا «زهرا (س)» باشد. خلاصه كليد زديم و شروع كرديم به مقدمات كار و شناسايي.
شما با اينكه در مقابل خود رودخانهاي به اين عظمت را ميديديد و از جريان جزر و مد آب و موانع نفوذناپذير دشمن در ساحل اروند با خبر بوديد، چگونه اين ماموريت سخت را پذيرفتيد؟
البته با توكل و توسلي كه بچههاي ما داشتند سختي و موانع معنايي نداشت. در ضمن همانگونه كه عرض كردم ما در زمينه عمليات آبي از عمليات «خيبر» و «بدر» تجربياتي داشتيم. خود به خود خوابي را هم كه همسرم ديد، يك يقيني در ما حاصل شد كه ما پيروز خواهيم شد. از طرفي، نيروهاي مستقر شده در آنجا آنقدر در اوج معنويت بودند كه چيزهايي را پشت پرده ميديدند و بعضي اوقات ميآمدند و به ما ميگفتند كه بيشتر آن بچهها در همان عمليات به شهادت رسيدند.
ديگر چيزي كه ما را بيشتر براي اين عمليات و روند اين كار مصمم مي كرد، اعتماد و اعتقادي بود كه ما به همديگر داشتيم و بچهها با اطمينان خاطر و با اعتماد به نفس و توكل براي اجراي اين ماموريت، سراپا گوش شده بودند و هرگونه دستور را بدون چون و چرا انجام ميدادند. حدود چهار تا پنج ماه بچهها را در قرنطينه نگه داشتيم، باور كنيد در اين مدت يكبار هم نيامدند بگويند خانواده ما تنها هستند يا مشكلي داريم، به ما مرخصي بدهيد كه برويم و مواردي از اين قبيل، با انگيزه روحاني، معنوي و اطاعت از امام راحل و ولي امر مسلمين آمدند و اين كار را دنبال كردند.
مقداري هم در مورد نيروهاي غواص و بچههايي كه از آب اروند عبور كردند صحبت كنيد
عرض كنم كه از نظر تخصصي، عمليات آبي- خاكي يك ماموريت بسيار سنگين است و به همين لحاظ هم ميگويند: شهادتي كه در آب باشد، اجر و ثوابش دو برابر است، لذا اين دو برابر بودن متعلق به سختي آن كار است. از طرفي هم بچههاي مازندران بچههايي بودند كه در آب عشق ميكردند و از كار كردن در منطقه آبي لذت ميبردند.
بنابراين، اين مورد هم در تصميم شما و پيشبرد عمليات موثر بود؟
بله صد در صد اين مسئله موثر بود. يادم ميآيد وقتي بچهها را به شناسايي ميفرستاديم، زماني كه برميگشتند و در اوقات بيكاريشان در اين نهرها ماهيگيري ميكردند. ما در آن چهار پنج ماهي كه در آنجا بوديم ماهي كبابهاي دبشي ميخورديم. آنقدر در آنجا بركت خدا زياد بود و كمكهاي مردم خوب ميرسيد كه اصلا مشكل آذوقه نداشتيم، چون مردم از زندگيشان كم ميكردند و براي ما ميفرستادند. از مردم انتظار دارم ما را به خاطر خدا حلال كنند، چون ما در آن مدت از مال دولتي و شخصي اين مردم تدارك ميشديم و حلال بودن رزق انسان بسيار مهم است و در زندگي انسان نقش دارد. خلاصه ما هم از آب اروند استفاده ميكرديم (چون آبش شيرين بود) و هم از ماهيهايش.
اين بچهها از نظر تواناييهاي كاري در آب، يك تخصص و تجربه خاصي داشتند و ما نسبت به استانها و لشكرهاي ديگر يك گام جلوتر بوديم و راحتتر ميتوانستيم به هدفمان برسيم و مانورهاي قبل از عمليات را در حد مطلوب و ايدهآل دنبال كنيم. خود من حدود 20 شب مانورهاي داخل بهمن شير كه شامل عمليات عبور از آب و غيره بود را چك كردم تا مطمئن شوم كه بچهها هيچ مشكلي ندارند و نسبت به استعداد و توان نيروها واقف شوم.
كار آمادهسازي نيرهاي عمل كننده چگونه انجام ميشد؟
در بحث آموزش، سردار شهيد «عبدالله بختياريم كه سمت جانشيني مرا به عهده داشت را در پادگان هفت تپه مستقر كردم و در اين مدت شبها براي شناسايي ميرفتيم و روزها مانور انجام ميداديم. در مانور و طرح هم واقعا خوب كار كرديم. مثلا سردار شهيد بختياري همه گردانها را ميبرد داخل رودخانه دز و آنها با لباس غواصي و كليه امكانات خود را به داخل آب ميانداختند و تمام كارهايي را كه در زمان عمليات بايد انجام ميدادند، عملي اجرا ميكردند و ما همه آنها را چك ميكرديم.
بد نيست خاطرهاي از اين زمان بگويم. يك روز يكي از بچهها كه خودش را داخل رودخانه انداخته بود، تقاضاي كمك كرد و گفت: «دارم غرق ميشوم، كمك كنيد.» گفتم: «خودت بايد خودت را نجات بدهي، اگرچه ميدانم غرق نميشوي، ولي اگر خودت را غرق كني به تو مرخصي ميدهم». او هرچه تلاش كرد، زيرآب نميرفت البته چون لباس غريق نجات تنش بود، غرق نميشد و روي آب ميماند. به هر جهت همه اينها به خاطر اين بود كه ترس از آب و شدت جريانهاي آب اروند از روحيه بچهها بريزد و كاملا آماده باشند.
شايد كسي باور نكند كه من حدود 32 گردان را براي اين كار آماده كردم و تك تك نيروها را چك كرده و نسبت به آمادگي آنها يقين پيدا كردم. حتي نقطهاي كه آنها بايد وارد ميشدند، از خيابان و كوچه و غيره را برايشان تشريح ميكردم. البته عكسها و فيلمهايي هست كه اين بحثها و جدلها را نشان ميدهد.
در اين مدت، ما در هر 24 ساعت سه ساعت استراحت مي كرديم و بقيه را مشغول كار بوديم و خداوند هم در اين مدت دست ما را گرفت و ما توانستيم موفق شويم و اين جز قدرت الهي چيز ديگري نيست.
و آن پرچم معروف بارگاه امام رضا (ع)؟
ما از نظر معنوي، نظامي و تاكتيكهاي مختلف خودمان را براي حمله به شهر فاو آماده كرده بوديم و همه مشكلاتمام را حل كرديم. به عنوان مثال براي اينكه داخل اسلحهمان آب نرود و باروت و فشنگ ما آب نخورد و خرج كاغذي آر پي جي ما خيس نخورد و شليك كند، آنقدر كار كرده بوديم كه بتوانيم اسلحهمان را زير آب نگه داريم و وقتي از آب درآورديم، بتوانيم شليك كنيم و دشمن را مورد حمله قرار دهيم. يعني اين كارها همه شده بود، آتش ساحل به ساحل، آتش دقيق روي شهر فاو و آتش كمك مستقيم ما آماده شده بود و هيچگونه مشكلي نداشتيم و بايد شب 20/11/64 حمله را آغاز ميكرديم؛ انتخاب اين زمان هم يك انتخاب معجزه آسايي بود، چرا كه ما قصد نداشتيم اين زمان را انتخاب كنيم، ولي وضعيت جوي از نظر جزر و مد آب و از نظر مهتاب و روشنايي و تاريكي هوا ما را طوري هدايت كرده بود كه شب 21 بهمن مصادف با پيروزي انقلاب و عزتي كه مردم در سايه رهبري امام (ره) به دست آورده بودند، يك جشن پيروزي ديگر يعني فتح فاو را نيز داشته باشند. يعني خدا اينگونه در سيستم جوي، ما را هدايت كرده بود تا آن شب.
حدود ساعت 6 غروب نمازم را خواندم و همه محورها را كنترل كردم و آمدم داخل سنگرم كه كنار اروند بود يعني نزديك ترين نقطه به دشمن. مقابل شهر فاو كه الان يك يادماني هم در آنجا ساختند، مستقر شدم. حدود ساعت 7:50قيقه زماني كه داخل سنگرم نشسته و مشغول انجام كارهايم بودم، يكي از برادران رزمنده داخل سنگر آمد و گفت: «يكي از قرارگاه آمده با شما كار دارد.» گفتم: «بفرمايند داخل.» آن بسيجي آمد داخل. چون هوا باراني بود، بنده خدا مقداري خيس شده بود. به محض ورودش يك بسته مشمائي را به من داد كه در داخل آن يك بسته سفيد رنگي بود و يك پارچه سبز. مشما را كه باز كردم بوي مشك و عنبر و عطر و گلاب تمام سنگر را فرا گرفت،يعني يك دفعه تحول و تغييري در سنگرمان احساس كرديم و بوي حرم ائمه اطهار (ع) به مشام همه خورد و همه صلوات فرستادند.
بعد بنده، نامه را باز كردم ديدم، دست نوشتهاي از طرف فرمانده محترم كل سپاه، سردار محسن رضايي است كه در اين نامه مرقوم فرمودند: «اين، پرچم مرقد منور حضرت عليبن موسي الرضا (ع) را كه ماهها بر فراز مرقد ايشان از هر نسيمي سراغ پيروزي رزمندگان اسلام را ميگرفته است، به شما ميسپارم تا انشاالله با الهام از عنايات خاصه چهارده معصوم و با پيروزي بر دشمن كافر بر روي بالاترين مناره مسجد شهر فاو عراق به اهتراز درآوريد.»
وقتي اين نامه را براي بچهها خواندم، اشك و نالههايشان جاري شد. بعد پرچم را باز كرديم و بالاي سر بيسيممان نصب كرديم و در آنجا خداوند يك اطمينان قلبي صددرصد به ما كرامت كرد.
منبع: خبرگزاري ايسنا
فتح فاو اقتصاد عراق را فلج كرد
در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، عملياتها و فداكاريهاي بسياري انجام دادند كه هر يك به نوبه خود از اهميت بالايي برخوردار است. در اين ميان، عمليات والفجر 8 از بسياري جهات با ساير عملياتها تفاوتهاي بارزي داشت، چون انجام آن بر روي كاغذ و به نظر قريب به اتفاق فرماندهان جنگ در جهان غيرممكن به نظر ميرسيد. عبور از رودخانه همواره يكي از مشكلات ارتشهاي جهان است. اما نيروهاي عمل كننده در اين عمليات با عبور از رودخانه اروند كه به رودخانه وحشي مشهور است، تعجب دنيا را برانگيختند.
گفتوگو با سردار مرتضي قرباني، رييس سازمان موزه دفاع مقدس و فرمانده لشكر ويژه 25 كربلا در زمان عمليات والفجر 8، به مناسبت بيستمين سالگرد عمليات غرورآفرين والفجر 8 :
چه عاملي باعث شده بود انجام اين عمليات توسط فرماندهان عراقي و حتي بر روي كاغذ غيرممكن به نظر برسد؟
بسم الله الرحمن الرحيم، با سلام و صلوات به روح پرفتوح حضرت امام خميني «ره» و همه شهداء و با درود به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي و همه خدمتگزاران خالص و مخلص انقلاب اسلامي.
در مورد اين سوال شما و يا به عبارتي، موقعيت منطقه فاو بايد گفت: فاو يك شهر بندري در شبه جزيره فاو است كه در منتهياليه جنوبشرقي عراق قرار دارد كه از يك طرف به رودخانه اروند، از طرف ديگر به خور عبدالله و از سويي به خليج فارس محصور و مجموعا توسط سه جاده آسفالته و شوسه به بصره و بندر امالقصر، پايگاههاي دريايي عراق و از آنجا به مركز كشور عراق متصل ميشود.
اين نقطه از خاك عراق محل عبور لولههاي نفتي است كه دو لوله نفتي بزرگ براي اسكله «البكر» و «الاميه» از اين شهر عبور ميكند. همچنين مخازن و منابع بزرگ نفتي در شهر فاو قرار دارد. اين شهر تقريبا يك شهر نفتي است كه بيشتر ساكنان آن در شركتهاي نفتي و بخشي ديگر نيز به كار ماهيگيري،نخلستان و غيره مشغول بوده و هستند.
از نظر موقعيت جغرافيايي نظامي، منطقهاي و سياسي، اين شهر در يك موقعيت بسيار ايدهآل براي عراقيها و يك نقطه شناخته شده در اذهان كشورهاي دنيا، جهان اسلام و عموم سياسيون و دولتمردان بود؛ بنابراين با ورود به اين شهر ميتوانستيم بسياري از مشكلات جنگ تحميلي را حل كنيم.
ايده و فكر اوليه تصرف فاو از چه زماني شكل گرفت؟
از همان سال اول جنگ. آن زماني كه بنده 11 ماه در محاصره شهر آبادان بودم، ماهي يك بار با موتورسيكلت به انتهاي جنوب جزيره آبادان ميرفتم و در نقطه مقابل كه به آن اروند كنار ميگويند، ميايستادم و با دوربين شهر فاو را تماشا ميكردم و در ذهن خودم اين موضوع را مرور ميكردم كه اگر ما شهر فاو را تصرف كنيم بسياري از مشكلات ما در جنگ حل ميشود. در آن زمان با وجوديكه در محاصره بوديم، در تنگنا بسر ميبرديم و مهمات و آذوقه و امكانات نداشتيم، فكرمان اين نبود كه فقط در مقابل عراقيها كه به كشورمان تجاوز كردند، پدافند كنيم و بس. بلكه در فكراجراي طرحها، برنامهها و نقشههاي مختلف براي مقابله با دشمن و وارد آوردن ضربه كاري به آن نيز بوديم.
يكي از آن نقشهها و طرحها كه در ذهن من خطور كرده بود،اين بود كه شهر فاو را بگيريم. لذا در بحثها و جلساتي هم كه براي عمليات «ثامنالائمه»، «طريق القدس»، «بيتالمقدس» و «فتحالمبين» برگزار ميشد، گاهي اوقات به اين قضيه اشاره ميكردم و به فرماندهان ميگفتم اگر فاو را تصرف كنيم،ميتواند براي ما تعيين كننده باشد. در آن زمان مسئول ايستگاه هفت و دوازده «جاده اهواز – آبادان و آبادان – ماهشهر» بودم و مقابلمان هم گردان «قادسيه« و لشكر سوم عراق كه لشكر زرهي بود، مستقر بودند.
تصرف فاو دقيقا چه زماني قوت گرفت؟
دقيقا از سال 1362 به صورت محرمانه شكل گرفت. يعني زماني كه ما در هورالعظيم مستقر شديم و تواناييهاي آبي- خاكي مان را چك كرديم، بحث عبور از رودخانه، انجام عمليات و جنگ در دريا در ذهنمان خطور كرد و بحث فاو مطرح شد و تقريبا در شهريورماه سال 1364 مقدمات طرحريزي و توجيه تعداد انگشت شماري از فرماندهان آغاز شد كه برادر محسن رضايي فرمانده كل سپاه، قرارگاه مخصوصي را پيرامون عمليات والفجر هشت و تصرف شهر فاو تاسيس كرد و در اين قرارگاه كساني كه قرار بود با اعتقاد و يقين بحث عمليات در فاو را پيگيري كنند جمع ميشدند و در جلسات شركت ميكردند.
در اين مدت شش ماه يعني از شهريور تا بهمن سال 1364 جلسات مختلفي برگزار شد كه مهمترين آن تعيين خط حد لشكرها بود؛ يعني فرمانده لشكرها خدمت سردار محسن رضايي، سردار صفوي، سردار رشيد و سردار محتاج ميرسيدند و خط حد و ماموريت لشكرشان را با در نظر گرفتن تواناييهايشان انتخاب ميكردند. من نيز مانند همه فرمانده لشكرها يك روز حدود سه ساعت با آنها صحبت كردم و نهايتا به سراغ حدود دو كيلومتر خط حد شهر فاو رفتم و گفتم آمادگي دارم شهر فاو، اسكلههاي نفتي و پايگاههاي موشكي مستقر در آن كه كشتيهايمان را در خليج فارس هدف قرار ميدادند را با همه مشكلات و سختيهاي موجود، تصرف و تامين و در مقابل پاتكهاي احتمالي دشمن نگهداري كنيم كه همه اينها در 90 روز جنگ شبانهروزي پيشبيني ميشد.
در فرآيند طرحريزي عمليات والفجر 8 بيشتر چه سوالاتي مطرح ميشد؟
آقا محسن و برادر محتاج خيلي با ما بحث كردند و گفتند: طرحت چيست؟ برنامهات چيست؟ من گفتم: الان در اين جلسه مقدماتي نميتوانم بگويم، ولي ميروم و روي آن كار ميكنم و بعد از برنامهريزي و شناسايي، طرحها را تقديم ميكنم. به هر جهت دستور ماموريت در آبانماه سال 1364 به همه لشكرها و به من كه فرمانده لشكر ويژه 25 كربلا بودم، ابلاغ شد. همه لشكرها خط حد خودشان را مشخص كردند. ما هم اعلام كرديم، حاضريم شهر فاو را تصرف كنيم و با توكل به خدا و عشق و علاقه اين ماموريت خطير را پذيرفتيم و با گذشت پنج سال از جنگ با اين انگيزه آمديم و گفتيم: «آمادهايم كه در اين ميدان بايستيم و فداكاري كنيم.» و در اين راستا اهداف براي ما تعريف شد.
عمليات والفجر 8 چه اهدافي را دنبال ميكرد؟
هدف اول انهدام توان رزمي ارتش عراق بود كه ما به وسيله اين عمليات بايد ارتش عراق را مستاصل كرده و در اين شبه جزيره منهدم ميكرديم. هدف دوم اين بود كه صدور نفت عراق را به صورت صد در صد قطع كنيم.
يعني فلج كردن اقتصاد عراق؟
بله. اقتصادش كاملا فلج ميشد. اولين هدف اين بود كه از نظر نظامي ريشه ارتش عراق را بسوزانيم و اين منطقه بهترين مكاني بود كه ميتوانستيم آنها را بكشانيم به اينجا كه راه فراري هم نداشتند و منهدمشان كنيم و از طرف ديگر صدور نفت از طريق لوله به طرف اسكهها را قطع كنيم. بعد خورعبدالله كه محل تردد كشتيهاي جنگي عراقي بود را تصرف كنيم كه اين هم براي ما خيلي مهم بود، چون كشتيهاي جنگي عراق از پايگاه موشكي امالقصر ميآمدند كنار اسكله «البكر» و «الاميه» پهلو ميگرفتند و از آنجا كشتيهاي ما را هدف قرار ميدادند و گاهي هم به كشتيهاي كشورهاي ديگر تعرض ميكردند و به نام جمهوري اسلامي ايران تمام مي كردند.
بنابراين، هدف سوم ما كه تصرف خورعبدالله بود، تردد عراق به سمت دريا را به طور كامل صفر ميكرد و نيروي دريايي عراق كاملا فلج ميشد. هدف چهارم ما اين بود كه از اين طريق خودمان را به مرزهاي كشور كويت نزديك ميكرديم و اين امر از نظر سياسي، نظامي خيلي براي ما مفيد بود، چون هم مرز با كويت ميشديم، كويتي كه با تمام توان به صدام كمك ميكرد.
هدف پنجم ما ايجاد يك جبهه بسيار وسيع براي دشمن و يك جبهه بسيار محدود براي خودمان بود و دور تا دور ما به گونهاي ميشد كه عراق نميتوانست با ما وارد عمليات شود و در مقابل، يك جبهه جنگي گستردهاي را براي عراق باز ميكرديم و ميتوانستيم ارتش عراق را از بصره تا فاو زير آتش خودمان قرار دهيم و آنها هم هر لحظه دلواپس اين بودند كه ما از اين نقطه پيشروي كنيم.
با توجه به موقعيت و اهميت شهر فاو كه در بالا به آنها اشاره كرديد، كار شناسايي منطقه عملياتي چگونه انجام شد؟
در خصوص شناسايي بايد بگويم چون بنده در عمليات خيبر؛ زماني كه فرمانده لشكر 5 نصر بودم، تجربه موفقي داشتم و از طرف ديگر در آن زمان 45 كيلومتر در داخل خاك عراق نفوذ كرده و منطقه وسيعي از دشمن را تا جاده بغداد – بصره شناسايي كردم و توانستم منطقه مورد نظر را تصرف كرده و حدود 10 روز جاده بغداد و بصره را ببندم، لذا عمليات آبي را كاملا حس كرده بودم و كاملا برچگونگي كار با وسائل ترابري آبي مسلط بودم و در عمليات بعدي يعني «بدر» نيز به تجربياتم اضافه شد؛ يعني در حقيقت با اندوختهاي از تجربه و اميد قدم به اين منطقه گذاشتم.
با مشخص شدن خط حد، بدون اين كه كسي متوجه شود تعدادي از نيروهاي اطلاعات و تخريب را از هفت تپه (مقر لشكر ويژه 25 كربلا) به منطقه آموزشي منتقل كرديم و برايشان يك دوره وسيع گذاشتيم، سپس تواناييهايشان را چك كرديم و از اين ميان تعدادي را براي كار تخريب و شناسايي جدا و به مقابل خط حد نظاميمان در مقابل شهر فاو منتقل كرديم و پس از برگزاري برايشان كلاسهاي ويژه حفاظتي و امنيتي، آنها را قرنطينه نظامي كرده و از آنجا شناساييمان را شروع كرديم.
اولين شناساييمان در مورد وضعيت خود اروند بود كه جريان جزر و مد آب را مشخص كرده و عرض رودخانه و عرض نهرها و باتلاقها را سانت به سانت و متر به متر محاسبه كرديم. الحمدالله همه اين محاسبات را برادران ما در سطح خودشان و با توجه به توانايي و تخصصهايي كه در درونشان نهفته بود، انجام دادند و تجربه خوبي هم بدست آوردند و بر همين اساس و با توجه به نقاطي كه ميخواستيم وارد عمليات شويم، خطوط و حد شناساييمان را تعريف كرده و راهكارهاي نفوذ به خط دشمن را مشخص كرديم.
دشمن نتوانست در فرآيند شناسايي منطقه عملياتي متوجه تحركات نيروهاي ايراني شود، با توجه به وسعت و موقعيت منطقه چگونه از عهده اين كار برآمديد؟
ما به نيروهايي كه وارد منطقه عمليات ميشدند ميگفتيم كسي حق ورود و خروج از منطقه را ندارد. فقط شهيد را تخليه ميكنيم و مجروح را هم در خود جبهه مداوا خواهيم كرد، به همين منظور مدرسهاي خراب شده را به اورژانس تبديل كرديم كه مجروحها را در آنجا نگه ميداشتيم و مداوا ميكرديم، همه اينها به خاطر اين بود كه مبادا كوچكترين اطلاعاتمان در مورد عمليات لو برود و به خاطر اهميت موضوع شناسايي، «سردار كميل» كه در آن مقطع جانشين لشكر بود را در آن منطقه مستقر كردم و چون خود وي نيروي اطلاعات عمليات جنگي بود، همه نيروها را كنترل ميكرد. يعني ما نفر به نفر نيروها را كنترل ميكرديم و رفت و آمدهايشان را در آب چك ميكرديم، همچنين سرداران شهيد «حاج حسين بصير»، «محمد حسن طوسي»، «مجيد كبيرزاده» و «سردار مهري»، «حيدرپور» و «كسائيان» را نيز در آنجا مستقر كردم، حتي اين بزرگواران نيز حق تردد نداشتند، مگر با اجازه و به همراه داشتن برگه تردد ويژه كه دژبان در عقبه كنترل ميكرد.
البته ما به همه برادران عزيزمان اعتماد و اطمينان داشتيم، ولي دشمن در سطح وسيع با امكانات مدرن روز و جاسوسان حرفهاي و ترفندهاي مختلف، اطلاعات را جمعآوري ميكرد. ولي الحمدالله اين بچههاي حزباللهي نشان دادند كه با اراده، اعتقاد و ايماني كه دارند، بر هر سلاح و دشمني فائق ميآيند. بنابراين در اين مدت به نيروهاي اطلاعات و شناساييمان خيلي زيبا خط ميداديم و اطلاعات از آنها ميگرفتيم. البته تا آنجايي كه لازم بود بنده و يا سردار كميل با ديگر فرماندهان نيز براي شناسايي ميرفتيم. به خاطر اهميت موضوع در اين مدت همه ردهها را براي شناسايي منطقه مورد نظر فرستادم . شايد كسي باور نكند كه بنده همه فرماندهان گردانها، گروهانها و دستهها را براي شناسايي فرستادم تا جبهه را كه ميخواستند در آنجا يقه دشمن را بگيرند و با دشمن بجنگند از نزديك لمس كنند كه اين مورد، در تمام نيروهاي ما انگيزه ايجاد كرده بود و آن ترس از موانع آب اروند و تجهيزات دشمن از آنها دور شد و بر ماموريت مسلط شدند و يك توكل و توسل عجيبي در آنها ايجاد شد.
خاطرهاي هم در اين زمينه داريد؟
بنده بعد از اينكه براي انجام عمليات فاو توجيه شدم، يعني پنج ماه قبل از عمليات، يك شب آمدم منزل (پايگاه شهيد بهشتي) و چون خيلي خسته بودم به همسرم گفتم: «كوله پشتي مرا آماده كن. شال گردن و لباس و وسايلي كه براي كردستان نياز است را هم برايم آماده كن.» بعد شام خوردم و خوابيدم و صبح براي نماز بلند شدم. آن روز اولين روزي بود كه ما ميخواستيم براي شناسايي منطقه فاو برويم، لذا با برادر «عباس محتاج» ( استاندار قم و فرمانده پيشين نيروي دريايي ارتش) قرار داشتم. خلاصه بعد از نماز صبحانه خوردم و به همسرم گفتم: «كوله پشتي ما را آماده كرديد؟» ايشان گفت: «كجا ميخواهي بروي؟»
گفتم: «ميخواهم بروم مريوان.» البته برنامهام اين بود كه بروم آبادان، ولي چون اطلاعات نظاميمان را شرعا به كسي نميتوانستيم بگوييم. به همسرمان كه نزديك ترين مان بود نيز منطقه اصلي عمليات را نميگفتيم و فريب را در خانه هم اجرا ميكرديم. ايشان به من گفت: «مطمئني كه ميخواهي بروي مريوان؟» گفتم: «چطور؟ الان با آقا محسن در كرمانشاه قرار داريم و از آنجا ميخواهيم برويم مريوان.» گفت: نه! بنشين با تو كار دارم.» گفتم: «بفرمائيد» گفت: «من ديشب خواب ديدم شما در يك منطقهاي ميخواستيد عمليات كنيد كه پر از نخلستان بود و از جايي مثل دريا ميخواستيد عبور كنيد و در مقابلتان يك قلعه بسيار عظيمي بود كه يك در آهني بزرگ داشت و شما آمديد در صحنه و عمليات را شروع كرديد و با رمز مقدس حضرت زهرا (س) از اين دريايي از آب عبور كرديد و رفتيد اين ديوار و در آهني عظيم را شكستيد و وارد اين شهر شديد و شهر را تصرف كرديد. بعد از مدتي محاصره شديد و ديگر به شما مهمات و آذوقه نرسيد. آب هم نداشتيد كه بخوريد.
يكدفعه حضرت زهرا (س) با روبند و مقنعه و چادر و دستكش در صحنه حاضر شدند و يك تعداد از ما زنان هم پشت سر ايشان آمديم و شروع كرديم به آب دادن رزمندگان و سقايي كردن و همينطور كه شما پيشروي ميكرديد، حضرت زهرا (س) و ما پشت اين تانكرهاي آب به شما آب ميرسانديم تا اينكه شما به يك موفقيت و پيروزي بزرگ دست يافتيد. حالا كاري ندارم شما در كدام منطقه عمليات داريد، ولي ميدانم شما در اين عمليات با رمز حضرت زهرا (س) و حضور ايشان پيروزيد، لذا مواظب رفتار و كردارتان باشيد و رعايت همه اصول و قواعد شرعي و نظامي را بكنيد.
و جواب شما به همسرتان؟
من گفتم: «حاج خانم! شما خواب ديديد. من دارم ميروم مريوان كه نخل و نخلستان ندارد. ما ميخواهيم برويم با كومله و دمكرات بجنگيم.» خلاصه قضيه را جمع كردم تا همسرم متوجه قضيه نشود. او هم گفت: ما شما را به خدا ميسپاريم.» و قرآن گرفتند و از زير قرآن گذشتيم و يك صدقه هم لاي قرآن گذاشتند. آمديم تا سه راه خرمشهر بعد دور زديم و رفتيم به سمت آبادان. يعني به خودمان هم فريب ميداديم. انشاالله خدا قبول كند. باور كنيد به واسطه خوابي كه همسرم ديد، آنچنان يقيني در من حاصل شد كه حضرت زهرا (س) در اين عمليات ما را ياري ميكند، بنابراين به برادر محسن رضايي و عباس محتاج گفتم: اگر شما ميخواهيد من در اين عمليات شركت كنم و «لشكر 25 كربلا» خط شكن شود و موفق شويم، رمز عمليات را بايد يا «زهرا (س)» بگذاريد، لذا توافق كردند كه رمز عمليات يا «زهرا (س)» باشد. خلاصه كليد زديم و شروع كرديم به مقدمات كار و شناسايي.
شما با اينكه در مقابل خود رودخانهاي به اين عظمت را ميديديد و از جريان جزر و مد آب و موانع نفوذناپذير دشمن در ساحل اروند با خبر بوديد، چگونه اين ماموريت سخت را پذيرفتيد؟
البته با توكل و توسلي كه بچههاي ما داشتند سختي و موانع معنايي نداشت. در ضمن همانگونه كه عرض كردم ما در زمينه عمليات آبي از عمليات «خيبر» و «بدر» تجربياتي داشتيم. خود به خود خوابي را هم كه همسرم ديد، يك يقيني در ما حاصل شد كه ما پيروز خواهيم شد. از طرفي، نيروهاي مستقر شده در آنجا آنقدر در اوج معنويت بودند كه چيزهايي را پشت پرده ميديدند و بعضي اوقات ميآمدند و به ما ميگفتند كه بيشتر آن بچهها در همان عمليات به شهادت رسيدند.
ديگر چيزي كه ما را بيشتر براي اين عمليات و روند اين كار مصمم مي كرد، اعتماد و اعتقادي بود كه ما به همديگر داشتيم و بچهها با اطمينان خاطر و با اعتماد به نفس و توكل براي اجراي اين ماموريت، سراپا گوش شده بودند و هرگونه دستور را بدون چون و چرا انجام ميدادند. حدود چهار تا پنج ماه بچهها را در قرنطينه نگه داشتيم، باور كنيد در اين مدت يكبار هم نيامدند بگويند خانواده ما تنها هستند يا مشكلي داريم، به ما مرخصي بدهيد كه برويم و مواردي از اين قبيل، با انگيزه روحاني، معنوي و اطاعت از امام راحل و ولي امر مسلمين آمدند و اين كار را دنبال كردند.
مقداري هم در مورد نيروهاي غواص و بچههايي كه از آب اروند عبور كردند صحبت كنيد
عرض كنم كه از نظر تخصصي، عمليات آبي- خاكي يك ماموريت بسيار سنگين است و به همين لحاظ هم ميگويند: شهادتي كه در آب باشد، اجر و ثوابش دو برابر است، لذا اين دو برابر بودن متعلق به سختي آن كار است. از طرفي هم بچههاي مازندران بچههايي بودند كه در آب عشق ميكردند و از كار كردن در منطقه آبي لذت ميبردند.
بنابراين، اين مورد هم در تصميم شما و پيشبرد عمليات موثر بود؟
بله صد در صد اين مسئله موثر بود. يادم ميآيد وقتي بچهها را به شناسايي ميفرستاديم، زماني كه برميگشتند و در اوقات بيكاريشان در اين نهرها ماهيگيري ميكردند. ما در آن چهار پنج ماهي كه در آنجا بوديم ماهي كبابهاي دبشي ميخورديم. آنقدر در آنجا بركت خدا زياد بود و كمكهاي مردم خوب ميرسيد كه اصلا مشكل آذوقه نداشتيم، چون مردم از زندگيشان كم ميكردند و براي ما ميفرستادند. از مردم انتظار دارم ما را به خاطر خدا حلال كنند، چون ما در آن مدت از مال دولتي و شخصي اين مردم تدارك ميشديم و حلال بودن رزق انسان بسيار مهم است و در زندگي انسان نقش دارد. خلاصه ما هم از آب اروند استفاده ميكرديم (چون آبش شيرين بود) و هم از ماهيهايش.
اين بچهها از نظر تواناييهاي كاري در آب، يك تخصص و تجربه خاصي داشتند و ما نسبت به استانها و لشكرهاي ديگر يك گام جلوتر بوديم و راحتتر ميتوانستيم به هدفمان برسيم و مانورهاي قبل از عمليات را در حد مطلوب و ايدهآل دنبال كنيم. خود من حدود 20 شب مانورهاي داخل بهمن شير كه شامل عمليات عبور از آب و غيره بود را چك كردم تا مطمئن شوم كه بچهها هيچ مشكلي ندارند و نسبت به استعداد و توان نيروها واقف شوم.
كار آمادهسازي نيرهاي عمل كننده چگونه انجام ميشد؟
در بحث آموزش، سردار شهيد «عبدالله بختياريم كه سمت جانشيني مرا به عهده داشت را در پادگان هفت تپه مستقر كردم و در اين مدت شبها براي شناسايي ميرفتيم و روزها مانور انجام ميداديم. در مانور و طرح هم واقعا خوب كار كرديم. مثلا سردار شهيد بختياري همه گردانها را ميبرد داخل رودخانه دز و آنها با لباس غواصي و كليه امكانات خود را به داخل آب ميانداختند و تمام كارهايي را كه در زمان عمليات بايد انجام ميدادند، عملي اجرا ميكردند و ما همه آنها را چك ميكرديم.
بد نيست خاطرهاي از اين زمان بگويم. يك روز يكي از بچهها كه خودش را داخل رودخانه انداخته بود، تقاضاي كمك كرد و گفت: «دارم غرق ميشوم، كمك كنيد.» گفتم: «خودت بايد خودت را نجات بدهي، اگرچه ميدانم غرق نميشوي، ولي اگر خودت را غرق كني به تو مرخصي ميدهم». او هرچه تلاش كرد، زيرآب نميرفت البته چون لباس غريق نجات تنش بود، غرق نميشد و روي آب ميماند. به هر جهت همه اينها به خاطر اين بود كه ترس از آب و شدت جريانهاي آب اروند از روحيه بچهها بريزد و كاملا آماده باشند.
شايد كسي باور نكند كه من حدود 32 گردان را براي اين كار آماده كردم و تك تك نيروها را چك كرده و نسبت به آمادگي آنها يقين پيدا كردم. حتي نقطهاي كه آنها بايد وارد ميشدند، از خيابان و كوچه و غيره را برايشان تشريح ميكردم. البته عكسها و فيلمهايي هست كه اين بحثها و جدلها را نشان ميدهد.
در اين مدت، ما در هر 24 ساعت سه ساعت استراحت مي كرديم و بقيه را مشغول كار بوديم و خداوند هم در اين مدت دست ما را گرفت و ما توانستيم موفق شويم و اين جز قدرت الهي چيز ديگري نيست.
و آن پرچم معروف بارگاه امام رضا (ع)؟
ما از نظر معنوي، نظامي و تاكتيكهاي مختلف خودمان را براي حمله به شهر فاو آماده كرده بوديم و همه مشكلاتمام را حل كرديم. به عنوان مثال براي اينكه داخل اسلحهمان آب نرود و باروت و فشنگ ما آب نخورد و خرج كاغذي آر پي جي ما خيس نخورد و شليك كند، آنقدر كار كرده بوديم كه بتوانيم اسلحهمان را زير آب نگه داريم و وقتي از آب درآورديم، بتوانيم شليك كنيم و دشمن را مورد حمله قرار دهيم. يعني اين كارها همه شده بود، آتش ساحل به ساحل، آتش دقيق روي شهر فاو و آتش كمك مستقيم ما آماده شده بود و هيچگونه مشكلي نداشتيم و بايد شب 20/11/64 حمله را آغاز ميكرديم؛ انتخاب اين زمان هم يك انتخاب معجزه آسايي بود، چرا كه ما قصد نداشتيم اين زمان را انتخاب كنيم، ولي وضعيت جوي از نظر جزر و مد آب و از نظر مهتاب و روشنايي و تاريكي هوا ما را طوري هدايت كرده بود كه شب 21 بهمن مصادف با پيروزي انقلاب و عزتي كه مردم در سايه رهبري امام (ره) به دست آورده بودند، يك جشن پيروزي ديگر يعني فتح فاو را نيز داشته باشند. يعني خدا اينگونه در سيستم جوي، ما را هدايت كرده بود تا آن شب.
حدود ساعت 6 غروب نمازم را خواندم و همه محورها را كنترل كردم و آمدم داخل سنگرم كه كنار اروند بود يعني نزديك ترين نقطه به دشمن. مقابل شهر فاو كه الان يك يادماني هم در آنجا ساختند، مستقر شدم. حدود ساعت 7:50قيقه زماني كه داخل سنگرم نشسته و مشغول انجام كارهايم بودم، يكي از برادران رزمنده داخل سنگر آمد و گفت: «يكي از قرارگاه آمده با شما كار دارد.» گفتم: «بفرمايند داخل.» آن بسيجي آمد داخل. چون هوا باراني بود، بنده خدا مقداري خيس شده بود. به محض ورودش يك بسته مشمائي را به من داد كه در داخل آن يك بسته سفيد رنگي بود و يك پارچه سبز. مشما را كه باز كردم بوي مشك و عنبر و عطر و گلاب تمام سنگر را فرا گرفت،يعني يك دفعه تحول و تغييري در سنگرمان احساس كرديم و بوي حرم ائمه اطهار (ع) به مشام همه خورد و همه صلوات فرستادند.
بعد بنده، نامه را باز كردم ديدم، دست نوشتهاي از طرف فرمانده محترم كل سپاه، سردار محسن رضايي است كه در اين نامه مرقوم فرمودند: «اين، پرچم مرقد منور حضرت عليبن موسي الرضا (ع) را كه ماهها بر فراز مرقد ايشان از هر نسيمي سراغ پيروزي رزمندگان اسلام را ميگرفته است، به شما ميسپارم تا انشاالله با الهام از عنايات خاصه چهارده معصوم و با پيروزي بر دشمن كافر بر روي بالاترين مناره مسجد شهر فاو عراق به اهتراز درآوريد.»
وقتي اين نامه را براي بچهها خواندم، اشك و نالههايشان جاري شد. بعد پرچم را باز كرديم و بالاي سر بيسيممان نصب كرديم و در آنجا خداوند يك اطمينان قلبي صددرصد به ما كرامت كرد.
منبع: خبرگزاري ايسنا
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات مولاي متقيان 7
سالروز عملیات مولای متقیان 7 - رويارويي با حمله دشمن به چزابه
دشمن در جمع بندي اطلاعات حاصله خود، بويژه توسط ماهوارههاي آمريكايي، به ايننتيجه رسيده بود كه ايران بزودي در منطقه «دزفول- شوش» عمليات بزرگي انجام خواهد داد. از اينرو استحكامات و تمركز شديد نيرو را در شوش ايجاد كرد و ميادين مين را وسعت داد. همچنين10 تيپ مستقل به همراه چند تيپ «جيش الشعبي» بر دو لشكر تقويت شدهاش در منطقه افزود و براي پيشدستي در تاريخ17 بهمن ماه 1360، حمله خود را با شديدترين آتش توپخانه و بمبارانهاي بيوقفه هوايي شروع كرد.
اين حمله عراق ۱۳ روز به درازا كشيد و دشمن بيمحابا مهمات و تجهيزات خود را صرف نبرد در چزابه كرد، اما با مقاومت سرسختانه نيروهاي ايراني رو به رو شد.
در مقابل نيروهاي خودي با انجام عمليات «مولاي متقيان» معروف به جنگ چزابه با رمز «يا علي(7) ادركني» به فرماندهي سردار حسن باقري در يكم اسفند ماه 1360 با چهار گردان كه فرماندهي يكي از گردانها را خود شهيد باقري بعهده گرفته بود، انجام شد و تلاشهاي دشمن عقيم ماند. اين عمليات دو هفته به طول انجاميد و خسارات قابل توجهي به يگانهاي تقويت شده ارتش صدام وارد آمد.
تنها ثمر حمله عراق به چزابه اين بود كه عمليات سراسري و گسترده «فتح المبين» يك ماه به تعويق افتاد. ارتش عراق در عمليات شكست حصرآبادان اعلام كرده بود كه80 تن و در عمليات «طريق القدس»34 نفر كشته داده است، ولي در نبرد چزابه شمار تلفات انساني خود را200 نفر اعلام نمود. اين تفاوت آمار، شمار تلفات فراوان عراق در چزابه را ميرساند. عليرغم اين ادعا، دشمن در اين عمليات4600 كشته، زخمي و اسير داشت.
نام عمليات: مولاي متقيان - (۷) جنگ چزابه
زمان اجرا: دوازدهم اسفندماه ۱۳۶۰
مدت اجرا: دو هفته
تلفات دشمن: ۴۶۰۰ كشته، زخمي و اسير
مكان اجرا: منطقه عملياتي شوش دانيال - محور جنوبي جنگ
ارگانهاي عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: دفع پاتك سنگين دشمن در منطقه چزابه و توقف حمله و پيشروي آنها
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
سالروز عملیات مولای متقیان 7 - رويارويي با حمله دشمن به چزابه
دشمن در جمع بندي اطلاعات حاصله خود، بويژه توسط ماهوارههاي آمريكايي، به ايننتيجه رسيده بود كه ايران بزودي در منطقه «دزفول- شوش» عمليات بزرگي انجام خواهد داد. از اينرو استحكامات و تمركز شديد نيرو را در شوش ايجاد كرد و ميادين مين را وسعت داد. همچنين10 تيپ مستقل به همراه چند تيپ «جيش الشعبي» بر دو لشكر تقويت شدهاش در منطقه افزود و براي پيشدستي در تاريخ17 بهمن ماه 1360، حمله خود را با شديدترين آتش توپخانه و بمبارانهاي بيوقفه هوايي شروع كرد.
اين حمله عراق ۱۳ روز به درازا كشيد و دشمن بيمحابا مهمات و تجهيزات خود را صرف نبرد در چزابه كرد، اما با مقاومت سرسختانه نيروهاي ايراني رو به رو شد.
در مقابل نيروهاي خودي با انجام عمليات «مولاي متقيان» معروف به جنگ چزابه با رمز «يا علي(7) ادركني» به فرماندهي سردار حسن باقري در يكم اسفند ماه 1360 با چهار گردان كه فرماندهي يكي از گردانها را خود شهيد باقري بعهده گرفته بود، انجام شد و تلاشهاي دشمن عقيم ماند. اين عمليات دو هفته به طول انجاميد و خسارات قابل توجهي به يگانهاي تقويت شده ارتش صدام وارد آمد.
تنها ثمر حمله عراق به چزابه اين بود كه عمليات سراسري و گسترده «فتح المبين» يك ماه به تعويق افتاد. ارتش عراق در عمليات شكست حصرآبادان اعلام كرده بود كه80 تن و در عمليات «طريق القدس»34 نفر كشته داده است، ولي در نبرد چزابه شمار تلفات انساني خود را200 نفر اعلام نمود. اين تفاوت آمار، شمار تلفات فراوان عراق در چزابه را ميرساند. عليرغم اين ادعا، دشمن در اين عمليات4600 كشته، زخمي و اسير داشت.
نام عمليات: مولاي متقيان - (۷) جنگ چزابه
زمان اجرا: دوازدهم اسفندماه ۱۳۶۰
مدت اجرا: دو هفته
تلفات دشمن: ۴۶۰۰ كشته، زخمي و اسير
مكان اجرا: منطقه عملياتي شوش دانيال - محور جنوبي جنگ
ارگانهاي عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: دفع پاتك سنگين دشمن در منطقه چزابه و توقف حمله و پيشروي آنها
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات والفجر6 ؛ تهديد جاده بغداد- العماره
به مناسبت سالگرد اين عمليات
نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ساعات باقي مانده تا عمليات بزرگ خيبر و براي انهدام بخشي از توان جنگي قواي دشمن، عمليات «والفجر6 » را طرحريزي كردند تا در منطقه مرزي «چزابه» به اجرا در آيد. حمله در ساعت23 و20 دقيقه شامگاه2 اسفند ماه1362 و با رمز «يازهرا(سلام الله عليها») به مرحله اجرا در آمد.
در محور تنگه چزابه در شمال شرقي «بستان» نيروهاي سپاه موفق به شكستن خطوط دفاعي دشمن شده و تا سحرگاه كه نبرد به جنگ تن به تن كشيده شد، محور جاده سوبله به چزابه، تحت سلطه نيروهاي ايران درآمد.
با آغاز عمليات خيبر در منطقه «هورالهويزه» و «هورالعظيم» عمليات دو روزه والفجر6 به اتمام رسيد.
از جمله نتايج بدست آمده:
- فتح دو ارتفاع مشرف به شهرعلي غربي
- انهدام شماري سلاح سبك و نيمه سنگين
- انهدام تعدادي خودروي نظامي
- و گرفتن صدها كشته و زخمي از دشمن.
نام عمليات: والفجر۶
زمان اجرا : دوم اسفندماه ۱۳۶۲
مدت اجرا: ۲ روز
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير): صدها تن
رمز عمليات: يا زهرا(سلام الله عليها)
مكان اجرا: تنگه چزابه
ارگانهاي عملكننده: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: انهدام توان جنگي قواي دشمن
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
به مناسبت سالگرد اين عمليات
نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ساعات باقي مانده تا عمليات بزرگ خيبر و براي انهدام بخشي از توان جنگي قواي دشمن، عمليات «والفجر6 » را طرحريزي كردند تا در منطقه مرزي «چزابه» به اجرا در آيد. حمله در ساعت23 و20 دقيقه شامگاه2 اسفند ماه1362 و با رمز «يازهرا(سلام الله عليها») به مرحله اجرا در آمد.
در محور تنگه چزابه در شمال شرقي «بستان» نيروهاي سپاه موفق به شكستن خطوط دفاعي دشمن شده و تا سحرگاه كه نبرد به جنگ تن به تن كشيده شد، محور جاده سوبله به چزابه، تحت سلطه نيروهاي ايران درآمد.
با آغاز عمليات خيبر در منطقه «هورالهويزه» و «هورالعظيم» عمليات دو روزه والفجر6 به اتمام رسيد.
از جمله نتايج بدست آمده:
- فتح دو ارتفاع مشرف به شهرعلي غربي
- انهدام شماري سلاح سبك و نيمه سنگين
- انهدام تعدادي خودروي نظامي
- و گرفتن صدها كشته و زخمي از دشمن.
نام عمليات: والفجر۶
زمان اجرا : دوم اسفندماه ۱۳۶۲
مدت اجرا: ۲ روز
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير): صدها تن
رمز عمليات: يا زهرا(سلام الله عليها)
مكان اجرا: تنگه چزابه
ارگانهاي عملكننده: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: انهدام توان جنگي قواي دشمن
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
امروز سالروز عمليات خيبر ياد تمام شهداي اين عمليات و تمام شهداء گرامي
عمليات خيبر؛ نخستين عمليات آبي- خاكي
قبلا درباره اين عمليات به شرح توضيح داده شده بصورت كلي و خلاصه به مناسبت سالروز اين عمليات ذكر مي شود
پس از عمليات رمضان، دو منطقه رملي «فكه» و منطقه آب گرفته «هور» براي نبرد با ماشين جنگي عراق مدنظر قرار گرفت.
به همين دليل، عمليات والفجر مقدماتي در «فكه» و «خيبر» در هور طرحريزي شده و به اجرا درآمد. طي دوره تعقيب متجاوز كه از تيرماه ۶۱ آغاز شده بود، يكي از تدابير مهم، بدست گرفتن ابتكار عمل بود و بر همين اساس فرماندهان ايراني در تلاش براي شناسايي نقاط ضعف دشمن برآمدند.
يكي از نتايج اين تلاش، شناسايي منطقه هورالهويزه و انتخاب اين آبگرفتگي گسترده براي ضربه زدن به قواي دشمن بود.
به همين منظور، قرارگاه «نوح۷)») سپاه پاسداران براي انجام نخستين عمليات بزرگ آبي- خاكي ايران تشكيل شد.
عمليات «خيبر» با ۲۲۰ گردان سپاه و پاسداران در هورالهويزه و جزاير مجنون و ۶ گردان از ارتش در پاسگاه زيد با سازماندهي قرارگاههاي عملياتي «نجف» و «كربلا» و پشتيباني قرارگاه نوح(۷) در ساعت۲۱ و ۳۰ دقيقه روز ۳ اسفندماه ۱۳۶۲ و با رمز «يا رسول الله۹)») آغاز شد.
هور منطقهاي همسطح با دريا است. در برخي نقاط سطح آب دو تا سه متر بالاتر از سطح دريا ميباشد. اين گونه مناطق در مسير رودخانههاي دائمي و فصلي به وجود ميآيند. منطقه عملياتي خيبر در شرق رودخانه «دجله» و درون «هورالعظيم» واقع شده بود و از شمال به «العزيز» و از جنوب به «القرنه»، «طلاييه» و يك محور در «پاسگاه زيد» در محدودهاي به گستره ۱۰۰ كيلومتر مربع ميرسيد.
در داخل اين گستره دو جزيره «مجنون»، دكلهاي فشارقوي برق، دكلهاي تقويتي راديو و تلويزيون، تأسيسات و كارخانههاي كاغذسازي و چاههاي نفت عراق قرار داشت. همچنين در حاشيه دجله حدود پنجاه روستا وجود داشت كه در هنگام عمليات خيبر همگي خالي از سكنه غيرنظامي بود. قرار بود كه نيروهاي عمل كننده با عبور و پيشروي در هور، بصره را از سمت شمال تهديد كنند. البته پيش از در نظر گرفتن و رسيدن به چنين اهدافي، چند عمليات انحرافي و فريب، از جمله تحريرالقدس در بلنديهاي شرقي سد دربنديخان عراق، والفجر ۵ در منطقه كوهستاني چنگوله و والفجر ۶ در منطقه چزابه به اجرا درآمده بود.
سازماندهي رزمي نيروهاي عمل كننده ايران در اين عمليات شكل تازهاي بهخود گرفت، به اين ترتيب كه نيروي زميني ارتش با يگانهاي تحت امر خود و با استعداد دو لشكر پياده، ۲ لشكر زرهي و يك تيپ هوابرد از محور «زيد» و نيروهاي سپاهپاسداران با دو لشكر پياده و يك تيپ زرهي در همين محور و ۹ لشكر، ۶ تيپ پياده و ۳ تيپ زرهي از هور و طلاييه در محور اصلي وارد عمل شدند.
علاوه بر اين، سپاه در اين محور عمليات فريب خود را با ۵ تيپ و يك لشكر به انجام رساند. در مرحله نخست، عمليات به طور همزمان از سراسر محورها آغاز شد و پيشروي با سرعت عمل و غافلگيري دشمن همراه بود. هر چند در محور زيد پيشروي چنداني ميسر نشد، اما در محور هور كه خود به چهار محور فرعي العزيز، القرنه، جزاير مجنون و طلاييه تقسيم ميشد، بيشتر اهداف حاصل شد.
اين پيشروي آن چنان قوي بود كه در روز چهارم گروهي از رزمندگان به شهر القرنه پا گذاشتند و مردم شيعهنشين با قرباني كردن گوسفند به پيشواز آنان آمدند. در محور شمالي عمليات (العزيز) رزمندگان توانستند خود را به رودخانه دجله رسانده و تردد خودروهاي راه بصره- بغداد را قطع كنند. دو جزيره مجنون نيز به راحتي دور خورده و به دست قواي ايراني افتاد.
از نكات ويژه و برجسته اين عمليات پرواز چرخبالهاي ايراني برفراز دو جزيره مجنون بود. در مرحله دوم محور جزاير مجنون و طلاييه به منظور الحاق و پيشروي به سمت «نشوه» در نظر گرفته شد، اما بنا به عللي پيشروي صورت نگرفت و دشمن به طور گستردهاي به استفاده از انواع بمبهاي شيميايي پرداخت. با توجه با اين كه در اين عمليات آبي- خاكي كوتاهترين فاصله از خط مقدم خودي تا خشكي ۱۳ كيلومتر بود، امكان پشتيباني زميني و بهرهگيري از يگان تازه تاسيس شده نيروي دريايي سپاه وجود نداشته و تلاش هوانيروز هم پاسخگوي نيازمنديهاي نيروهاي خط شكن و پدافندي نبود و با وجود استفاده عراق از مواد شيميايي و پاتكهاي فراوان، تنها دو جزيره مجنون حفظ و تثبيت شدند، ضمن آنكه «محمد ابراهيم همت» فرمانده لشكر ۲۷ محمد رسول الله(9) سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جريان دفع پاتك دشمن به جزاير مجنون به شهادت رسيد.
در مرحله سوم عمليات كه بيشتر به منظور دفع فشارهاي دشمن به جزاير مجنون جنوبي به اجرا درآمد، طي ۷۲ ساعت پاتك، نيروهاي عراق نزديك به يك ميليون گلوله توپ و خمپاره شليك كردند كه نشان از حساسيت و تمركز قواي دشمن بر اين مناطق بود. در نتيجه سه مرحله عمليات خيبر بيش از ۲۳ يگان دشمن از ۲۰ تا ۱۰۰ درصد متلاشي گرديده و تعداد ۱۶۱۴۰ تن از نيروهاي دشمنكشته، زخمي و اسير شدند كه در ميان اسرا علاوه بر افسران، درجه داران و سربازان جيشالشعبي عراق، تعدادي غيرنظامي از كشورهاي مصر، سودان، مراكش و سومالي نيز وجود داشتند.
افزون بر اين، ۳۳۰ دستگاه تانك و نفربر، ۶ فروند هواپيما، ۹ فروند چرخبال و ۲۰۰ دستگاه خودرو و شمار زيادي از انواع سلاحهاي سبك و سنگين دشمن منهدم گرديد. در مجموع اين عمليات در منطقهاي به وسعت ۱۱۸۰ كيلومتر انجام شد كه جزاير مجنون به مساحت ۱۶۰ كيلومتر مربع همراه با ۵۰ حلقه چاه نفت و چندين روستا از جمله مناطق آزادشده در اين عمليات ميباشند.
در ميان غنايم به دست آمده از دشمن علاوه بر دستيابي به چاههاي نفت منطقه با ذخيره ميليونها بشكه نفت، ۴۲ تانك ونفربر زرهي، ۲۵۰ خودرو، ۱۹ عراده توپ صحرايي (دوربرد)، ۳۰ عراده توپ ضدهوايي و ۱۲۰ دستگاه مهندسي به چشم ميخورد.
در ابتكار شناسايي و برنامه ريزي براي اين عمليات ميتوان از شهيد حسن باقري قبل از شهادت در شناسايي هور و ادامه آن توسط علي هاشمي نام برد. در اين عمليات حميد باكري و تقي ياغچيان به شهادت رسيدند.
نام عمليات: خيبر
زمان اجرا: سوم اسفندماه ۱۳۶۲
تلفات دشمن : ۱۶۱۴۰ كشته زخمي
رمز عمليات: يا رسول الله ۹
مكان اجرا: هورالهويزه - جبهه جنوبي جنگ
ارگانهاي عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جزاير مجنون و هورالهويزه و ارتش جمهوري اسلامي در پاسگاه زيد.
اهداف عمليات: ادامه تاكتيك تعقيب متجاوز، ضربه زدن به ماشين جنگي دشمن و به كارگيري ابتكار عمل و تهديد جاده بغداد - بصره و تصرف و تأمين جزاير مجنون و بخشي از هورالهويزه
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
عمليات خيبر؛ نخستين عمليات آبي- خاكي
قبلا درباره اين عمليات به شرح توضيح داده شده بصورت كلي و خلاصه به مناسبت سالروز اين عمليات ذكر مي شود
پس از عمليات رمضان، دو منطقه رملي «فكه» و منطقه آب گرفته «هور» براي نبرد با ماشين جنگي عراق مدنظر قرار گرفت.
به همين دليل، عمليات والفجر مقدماتي در «فكه» و «خيبر» در هور طرحريزي شده و به اجرا درآمد. طي دوره تعقيب متجاوز كه از تيرماه ۶۱ آغاز شده بود، يكي از تدابير مهم، بدست گرفتن ابتكار عمل بود و بر همين اساس فرماندهان ايراني در تلاش براي شناسايي نقاط ضعف دشمن برآمدند.
يكي از نتايج اين تلاش، شناسايي منطقه هورالهويزه و انتخاب اين آبگرفتگي گسترده براي ضربه زدن به قواي دشمن بود.
به همين منظور، قرارگاه «نوح۷)») سپاه پاسداران براي انجام نخستين عمليات بزرگ آبي- خاكي ايران تشكيل شد.
عمليات «خيبر» با ۲۲۰ گردان سپاه و پاسداران در هورالهويزه و جزاير مجنون و ۶ گردان از ارتش در پاسگاه زيد با سازماندهي قرارگاههاي عملياتي «نجف» و «كربلا» و پشتيباني قرارگاه نوح(۷) در ساعت۲۱ و ۳۰ دقيقه روز ۳ اسفندماه ۱۳۶۲ و با رمز «يا رسول الله۹)») آغاز شد.
هور منطقهاي همسطح با دريا است. در برخي نقاط سطح آب دو تا سه متر بالاتر از سطح دريا ميباشد. اين گونه مناطق در مسير رودخانههاي دائمي و فصلي به وجود ميآيند. منطقه عملياتي خيبر در شرق رودخانه «دجله» و درون «هورالعظيم» واقع شده بود و از شمال به «العزيز» و از جنوب به «القرنه»، «طلاييه» و يك محور در «پاسگاه زيد» در محدودهاي به گستره ۱۰۰ كيلومتر مربع ميرسيد.
در داخل اين گستره دو جزيره «مجنون»، دكلهاي فشارقوي برق، دكلهاي تقويتي راديو و تلويزيون، تأسيسات و كارخانههاي كاغذسازي و چاههاي نفت عراق قرار داشت. همچنين در حاشيه دجله حدود پنجاه روستا وجود داشت كه در هنگام عمليات خيبر همگي خالي از سكنه غيرنظامي بود. قرار بود كه نيروهاي عمل كننده با عبور و پيشروي در هور، بصره را از سمت شمال تهديد كنند. البته پيش از در نظر گرفتن و رسيدن به چنين اهدافي، چند عمليات انحرافي و فريب، از جمله تحريرالقدس در بلنديهاي شرقي سد دربنديخان عراق، والفجر ۵ در منطقه كوهستاني چنگوله و والفجر ۶ در منطقه چزابه به اجرا درآمده بود.
سازماندهي رزمي نيروهاي عمل كننده ايران در اين عمليات شكل تازهاي بهخود گرفت، به اين ترتيب كه نيروي زميني ارتش با يگانهاي تحت امر خود و با استعداد دو لشكر پياده، ۲ لشكر زرهي و يك تيپ هوابرد از محور «زيد» و نيروهاي سپاهپاسداران با دو لشكر پياده و يك تيپ زرهي در همين محور و ۹ لشكر، ۶ تيپ پياده و ۳ تيپ زرهي از هور و طلاييه در محور اصلي وارد عمل شدند.
علاوه بر اين، سپاه در اين محور عمليات فريب خود را با ۵ تيپ و يك لشكر به انجام رساند. در مرحله نخست، عمليات به طور همزمان از سراسر محورها آغاز شد و پيشروي با سرعت عمل و غافلگيري دشمن همراه بود. هر چند در محور زيد پيشروي چنداني ميسر نشد، اما در محور هور كه خود به چهار محور فرعي العزيز، القرنه، جزاير مجنون و طلاييه تقسيم ميشد، بيشتر اهداف حاصل شد.
اين پيشروي آن چنان قوي بود كه در روز چهارم گروهي از رزمندگان به شهر القرنه پا گذاشتند و مردم شيعهنشين با قرباني كردن گوسفند به پيشواز آنان آمدند. در محور شمالي عمليات (العزيز) رزمندگان توانستند خود را به رودخانه دجله رسانده و تردد خودروهاي راه بصره- بغداد را قطع كنند. دو جزيره مجنون نيز به راحتي دور خورده و به دست قواي ايراني افتاد.
از نكات ويژه و برجسته اين عمليات پرواز چرخبالهاي ايراني برفراز دو جزيره مجنون بود. در مرحله دوم محور جزاير مجنون و طلاييه به منظور الحاق و پيشروي به سمت «نشوه» در نظر گرفته شد، اما بنا به عللي پيشروي صورت نگرفت و دشمن به طور گستردهاي به استفاده از انواع بمبهاي شيميايي پرداخت. با توجه با اين كه در اين عمليات آبي- خاكي كوتاهترين فاصله از خط مقدم خودي تا خشكي ۱۳ كيلومتر بود، امكان پشتيباني زميني و بهرهگيري از يگان تازه تاسيس شده نيروي دريايي سپاه وجود نداشته و تلاش هوانيروز هم پاسخگوي نيازمنديهاي نيروهاي خط شكن و پدافندي نبود و با وجود استفاده عراق از مواد شيميايي و پاتكهاي فراوان، تنها دو جزيره مجنون حفظ و تثبيت شدند، ضمن آنكه «محمد ابراهيم همت» فرمانده لشكر ۲۷ محمد رسول الله(9) سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جريان دفع پاتك دشمن به جزاير مجنون به شهادت رسيد.
در مرحله سوم عمليات كه بيشتر به منظور دفع فشارهاي دشمن به جزاير مجنون جنوبي به اجرا درآمد، طي ۷۲ ساعت پاتك، نيروهاي عراق نزديك به يك ميليون گلوله توپ و خمپاره شليك كردند كه نشان از حساسيت و تمركز قواي دشمن بر اين مناطق بود. در نتيجه سه مرحله عمليات خيبر بيش از ۲۳ يگان دشمن از ۲۰ تا ۱۰۰ درصد متلاشي گرديده و تعداد ۱۶۱۴۰ تن از نيروهاي دشمنكشته، زخمي و اسير شدند كه در ميان اسرا علاوه بر افسران، درجه داران و سربازان جيشالشعبي عراق، تعدادي غيرنظامي از كشورهاي مصر، سودان، مراكش و سومالي نيز وجود داشتند.
افزون بر اين، ۳۳۰ دستگاه تانك و نفربر، ۶ فروند هواپيما، ۹ فروند چرخبال و ۲۰۰ دستگاه خودرو و شمار زيادي از انواع سلاحهاي سبك و سنگين دشمن منهدم گرديد. در مجموع اين عمليات در منطقهاي به وسعت ۱۱۸۰ كيلومتر انجام شد كه جزاير مجنون به مساحت ۱۶۰ كيلومتر مربع همراه با ۵۰ حلقه چاه نفت و چندين روستا از جمله مناطق آزادشده در اين عمليات ميباشند.
در ميان غنايم به دست آمده از دشمن علاوه بر دستيابي به چاههاي نفت منطقه با ذخيره ميليونها بشكه نفت، ۴۲ تانك ونفربر زرهي، ۲۵۰ خودرو، ۱۹ عراده توپ صحرايي (دوربرد)، ۳۰ عراده توپ ضدهوايي و ۱۲۰ دستگاه مهندسي به چشم ميخورد.
در ابتكار شناسايي و برنامه ريزي براي اين عمليات ميتوان از شهيد حسن باقري قبل از شهادت در شناسايي هور و ادامه آن توسط علي هاشمي نام برد. در اين عمليات حميد باكري و تقي ياغچيان به شهادت رسيدند.
نام عمليات: خيبر
زمان اجرا: سوم اسفندماه ۱۳۶۲
تلفات دشمن : ۱۶۱۴۰ كشته زخمي
رمز عمليات: يا رسول الله ۹
مكان اجرا: هورالهويزه - جبهه جنوبي جنگ
ارگانهاي عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جزاير مجنون و هورالهويزه و ارتش جمهوري اسلامي در پاسگاه زيد.
اهداف عمليات: ادامه تاكتيك تعقيب متجاوز، ضربه زدن به ماشين جنگي دشمن و به كارگيري ابتكار عمل و تهديد جاده بغداد - بصره و تصرف و تأمين جزاير مجنون و بخشي از هورالهويزه
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات كربلاي 7 ؛ ضربهاي از شماليترين منطقه جنگي به دشمن
عملیات کربلای ۷ درمنطقه عملیاتی حاج عمران آغازشد. نیمی ازمنطقه عملیاتی والفجر ۲ که در دوره حملات موسوم به استراتژی دفاع متحرک عراق ازدست رفته بود در عملیات کربلای ۲ و بقیه درعملیات کربلای هفت آزاد شد . از عملیات بدر تا پایان جنگ که فرماندهی سپاه و ارتش در جنگ از یکدیگر تفکیک شد در خشان ترین بخش از کارنامه ارتش در عملیات کربلای هفت رقم خورد . در این عملیات لشکر ۶۴ ارومیه جانفشانی های بسیاری از خود نشان داد . در عملیات یادشده که از نوع تک نیمه گسترده بود ، نیروهای عراقی بیش از سه هزار کشته و زخمی و بیش از دویست و هفتاد اسیر دادند . در پایان این عملیات چند منطقه ازحاج عمران و ارتفاعات مهمی درمنطقه عملیاتی ازوجود دشمن بعثی پاک شد.
طرح دفاع متحرك عراق همزمان در چند منطقه اجرا شد و عليرغم تلاش رزمندگان و فرماندهان جنگ، هنوز مناطقي در اشغال قواي عراقي باقي مانده بود. رژيم بعث كه منتظر عكسالعمل جمهوري اسلامي در جبهههاي نبرد بود، با وجود عمليات كربلاي ۲ در منطقه عمومي «حاج عمران»، توانست ارتفاعات «گردمند» و قله ۲۵۱۹ را در اختيار گرفته و همچنان در اشغال خود نگاه دارد. اين ارتفاع كه پيشتر در عمليات والفجر ۲ آزاد شده بود، پس از سقوط در دوره دفاع متحرك، در عمليات كربلاي ۲ نيز تأمين نگرديد، تا اينكه در تاريخ ۱۳ اسفند ماه ۱۳۶۵ طي عمليات «كربلاي ۷ » و با رمز «يا مولاي متقيان ۷)») به دست رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي (لشكر ۶۴ اروميه) آزادشد. علاوه بر ارتفاع ياد شده كه در زمان عمليات پوشيده از برف بود، «تپه سرخي» و يال «كله اسبي» از دشمن پاكسازي شد. طي عمليات كربلاي ۷ دهها قبضه سلاح از انواع سنگين و نيمه سنگين و شماري زاغه مهمات منهدم شد. تعداد ۲۴۸۵ نفر از نيروهاي دشمن كشته و زخمي و اسير شدند. همچنين چندين قبضه سلاح سبك و سنگين و چندين خودرو به غنيمت نيروهاي خودي درآمد.
نام عمليات: كربلاي ۷
زمان اجرا : ۱۳/۱۲/۱۳۶۵
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير) :۲۴۸۵
رمز عمليات: يا مولاي متقيان ۷
مكان اجرا: منطقه عمومي حاج عمران - محور شمالي جنگ
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي
اهداف عمليات: آزادسازي ارتفاعات سركوب منطقه و ارتفاعات گردمند
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
عملیات کربلای ۷ درمنطقه عملیاتی حاج عمران آغازشد. نیمی ازمنطقه عملیاتی والفجر ۲ که در دوره حملات موسوم به استراتژی دفاع متحرک عراق ازدست رفته بود در عملیات کربلای ۲ و بقیه درعملیات کربلای هفت آزاد شد . از عملیات بدر تا پایان جنگ که فرماندهی سپاه و ارتش در جنگ از یکدیگر تفکیک شد در خشان ترین بخش از کارنامه ارتش در عملیات کربلای هفت رقم خورد . در این عملیات لشکر ۶۴ ارومیه جانفشانی های بسیاری از خود نشان داد . در عملیات یادشده که از نوع تک نیمه گسترده بود ، نیروهای عراقی بیش از سه هزار کشته و زخمی و بیش از دویست و هفتاد اسیر دادند . در پایان این عملیات چند منطقه ازحاج عمران و ارتفاعات مهمی درمنطقه عملیاتی ازوجود دشمن بعثی پاک شد.
طرح دفاع متحرك عراق همزمان در چند منطقه اجرا شد و عليرغم تلاش رزمندگان و فرماندهان جنگ، هنوز مناطقي در اشغال قواي عراقي باقي مانده بود. رژيم بعث كه منتظر عكسالعمل جمهوري اسلامي در جبهههاي نبرد بود، با وجود عمليات كربلاي ۲ در منطقه عمومي «حاج عمران»، توانست ارتفاعات «گردمند» و قله ۲۵۱۹ را در اختيار گرفته و همچنان در اشغال خود نگاه دارد. اين ارتفاع كه پيشتر در عمليات والفجر ۲ آزاد شده بود، پس از سقوط در دوره دفاع متحرك، در عمليات كربلاي ۲ نيز تأمين نگرديد، تا اينكه در تاريخ ۱۳ اسفند ماه ۱۳۶۵ طي عمليات «كربلاي ۷ » و با رمز «يا مولاي متقيان ۷)») به دست رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي (لشكر ۶۴ اروميه) آزادشد. علاوه بر ارتفاع ياد شده كه در زمان عمليات پوشيده از برف بود، «تپه سرخي» و يال «كله اسبي» از دشمن پاكسازي شد. طي عمليات كربلاي ۷ دهها قبضه سلاح از انواع سنگين و نيمه سنگين و شماري زاغه مهمات منهدم شد. تعداد ۲۴۸۵ نفر از نيروهاي دشمن كشته و زخمي و اسير شدند. همچنين چندين قبضه سلاح سبك و سنگين و چندين خودرو به غنيمت نيروهاي خودي درآمد.
نام عمليات: كربلاي ۷
زمان اجرا : ۱۳/۱۲/۱۳۶۵
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير) :۲۴۸۵
رمز عمليات: يا مولاي متقيان ۷
مكان اجرا: منطقه عمومي حاج عمران - محور شمالي جنگ
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي
اهداف عمليات: آزادسازي ارتفاعات سركوب منطقه و ارتفاعات گردمند
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عملیات والفجر مقدماتی
در حالی که عدم موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق – که به عنوان تهدید هم زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می شد – را امکان پذیر کرده بود. به همین منظور و نیز از آن جایی که فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش کرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل کنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ – حدفاصل فکه تا چزابه – برای انجام عملیات سرنوشت ساز والفجر انتخاب گردید.
اهداف عملیات
اولین هدف تصرف پل غزیله بود و چنانچه این مرحله از عملیات با موفقیت انجام می شد، تصرف شهر العماره به عنوان دومین هدف در دستور کار قرار می گرفت.
موقعیت منطقه
منطقه عملیاتی از شمال به میشداغ و برقازه از جنوب به هورالهویزه از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می شد.
در منطقه مزبور رودخانه های متعددی وجود دارد، از جمله: رودخانه دویرج که از کوه های شمالی منطقه سرچشمه گرفته و به هورالسناف می ریزد و رودخانه میمه که سرچشمه آن ارتفاعات ایلام است و به طرف هور بن عمران (جنوب هورالسناف) منتهی می شود.
استعداد دشمن
مسئولیت پدافند از منطقه عملیاتی (از چیلات تا هورالعظیم) به عهده سپاه چهارم عراق بود. لشکرهای سازمانی این سپاه نیز عبارت بودند از:
الف – لشکر 14 پیاده ؛ شامل:
- تیپ 421 پیاده
- تیپ 422 پیاده
- تیپ 18 پیاده کوهستانی
- تیپ گردان تانک سیف سعد
منطقه گسترش لشکر 14 از شیب تا پاسگاه دویرج و مقر فرماندهی آن نیز در غرب تقاطع جاده چزابه – غزیله با جاده صفریه بود.
ب – لشکر 1 مکانیزه؛ شامل:
- تیپ 108 پیاده
- تیپ 501 پیاده
- تیپ 1 مکانیزه
- تیپ های 92، 93 و 94 پیاده، 34 زرهی و 27 مکانیزه (به عنوان احتیاط) منطقه گسترش این لشکر از پاسگاه دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه و مقر فرماندهی آن نیز در جنوب منطقه بزرگان بود.
ج – لشکر 10 زرهی؛ شامل:
- تیپ 17 زرهی
- تیپ 42 زرهی
- تیپ 34 زرهی
- تیپ 24 مکانیزه
- تیپ 412 پیاده
منطقه گسترش این لشکر از پیچ انگیزه (شیار به جلیه) تا جنوب غربی دهلران (چیلات) بود.
د – نیروهای احتیاط؛ شامل:
- لشکر 3 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف جنوبی
- تیپ 30 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه جنوب زبیدات
- تیپ 16 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه العماره
- تیپ 25 مکانیزه از لشکر 6 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف
- تیپ 37 زرهی از لشکر 12 زرهی، در منطقه بزرگان
- تیپ 101 پیاده گارد مرزی، در منطقه العماره
- تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد کل، احتمالا در شمال العماره
- تیپ های 48 پیاده و 49 زرهی ار لشکر 11، در منطقه العماره
- تیپ 51 زرهی مختلط، در منطقه فکه
- گارد ریاست جمهوری، در منطقه بزرگان
_ تیپ 704 پیاده در منطقه صفریه تا رشیده
قوای خودی
بعد از عملیات محرم، سپاه پاسداران در صدد گسترش سازمان رزم خودی برآمد. بر همین اساس لشکر فتح به سپاه 3 صاحب الزمان (عج) تبدیل شد و سازمان تمامی تیپ های تابع آن به جز تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) نیز به لشکر تغییر یافت.
لشکر ظفر نیز سپاه 11 قدر را تشکیل داد و در نتیجه دو تیپ 27 و 31 آن به لشکر تبدیل شدند و سه تیپ جوادالائمه(ع)، امام رضا (ع) و امام صادق (ع) نیز لشکر نصر5 را به وجود آوردند. هم چنین، یک تیپ مستقل به نام تیپ 10 سید الشهدا (ع) تشکیل شده و تحت امر این سپاه در آمد.
لشکر فجر هم با تیپ های المهدی (عج)، امام سجاد (ع) و ثارالله به سپاه هفتم حدید تبدیل شد. در این میان لشکر فجر با همان سازمان لشکر باقی ماند تیپ ثارالله نیز که به لشکر تبدیل شده بود، به اتفاق لشکر قدس (شامل: لشکر 7 ولی عصر و تیپ 15 امام حسن) و لشکر 8 نجف تحت امر سپاه هفتم قرار گرفتند.
به این ترتیب با گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد سه سپاه عملیاتی، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) جهت انجام این عملیات استعداد زیر را در نظر گرفت:
قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 3 صاحب الزمان (عج)
لشکر 14 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان
لشکر 25 کربلا به استعداد 11 گردان.
لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع) با استعداد 14 گردان
تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم (ع) با استعداد 5 گردان
سپاه 7 حدید
قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را عهده داشت:
لشکر 7 ولی عصر (عج) با استعداد12 گردان
تیپ 15 امام حسین (ع) با استعداد 10 گردان
لشکر 8 نجف اشرف با استعداد 14 گردان
لشکر 41 ثارالله (ع) با استعداد 11 گردان
لشکر 19 فجر با استعداد 24 گردان
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 11قدر
لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با استعداد 24 گردان
لشکر 31 عاشورا با استعداد 13 گردان
تیپ مستقل 10 سیدالشهدا (ع) با استعداد 7 گردان
ضمنا، از ارتش نیز یگان های زیر تحت امر فرماندهی این عملیات بودند:
لشکر 16 زرهی با استعداد 6 گردان تانک و 6 گردان مکانیزه
تیپ 84 خردم آباد با استعداد 4 گردان پیاده و 1 گردان تانک
هم چنین استعداد توپخانه شرکت کننده در این عملیات عبارت بودند از :
ارتش : 16 گردان
سپاه: 7 گردان
طرح عملیات
در طراحی عملیات مقرر شد قوای دو قرارگاه کربلا و نجف به طرف العماره تک نمایند. در مرحله اول، قوای قرارگاه نجف در محور طاووسیه تا رشیده، حد فاصل خط تا کانال های آخر را تصرف کرده و در مرحله دوم و در ادامه تک، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج(پشت جاده آسفالت فکه و در غرب بزرگراه و سرپل حلفائیه) را تصرف نمایند. نیروهای قرارگاه کربلا نیز می بایست با استفاده از معابر وصولی جای پای تصرف شده توسط قرارگاه نجف را تا چزابه ادامه داده و در پشت کانال پدافند نمایند. در مرحله دوم منطقه شرق غزیله و شمال هورالهویزه پاکسازی شده و سرپل غزیله تامین گردد. هم چنین با احداث خاکریز، جناح قوای کربلا می بایست تامین شود تا چنانچه ماموریت قوای نجف در رسیدن به جاده با مشکل مواجه شد، جناح قوای کربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند.
در صورتی که اهداف مراحل اول و دوم عملیات تحقق می یافت، چنین پیش بینی شده بود که با بازسازی یگان ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، عملیات در مرحله سوم به سمت العماره ادامه یابد. هم چنین مقرر شد در منطقه چیلات و طیب تک فریب انجام شود. لشکر 14 امام حسین (ع) نیز ماموریت داشت تا در منطقه فاو عملیات فریب انجام دهد.
شرح عملیات
در ساعت 21:30 روز 17/11/1361 پس از اعلام رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله عملیات از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه – در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود – طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد. در واقع تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بودند که به عدم تامین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.
به رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولین و نیز تبلیغات سوء دشمن و ... مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/1361 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید. اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل کننده و هم چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راه کارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.
بررسی عملیات
از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود و یا به صورت عارضه طبیعی منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن چه را به صورت تجربه از عملیات های گذشته به دست آورده بود، تقریبا به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کرد. ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حد امکان در پیشروی نیروهای ایرانی تاخیر بیاندازد. از این رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می شد. و از طرفی به طور طبیعی توان نیروها را جهت تامین اهداف در شب می گرفت، علاوه بر این، گرفتن جناح و به کارگیری نیروی احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که در تاکتیک های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده گردید.
موضوع دیگر این که در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبیعی در معرض آسیب پذیری نیروهای مهاجم بودند؛ لیکن در این عملیات نظر به این که دشمن شکستن خط را برای خود مفروض می دانست، نیروهای هجومی اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میادین مین و ایجاد موانع دیگر عملا سعی بر این داشت که پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد کردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.
نتایج عملیات
با این عملیات طراحان نظامی خودی دریافتند که عملیات های بعدی باید در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن ( موانع، آتش توپخانه و ...) انجام شود. از سوی دیگر، مناطق انتخابی باید به گونه ای باشند که ضعف های خودی در آن کم تر بوده و جنگ متکی به نیروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. مضافا به این که فرماندهان سپاه پاسداران به این نتیجه رسیدند که باید ضمن پرهیز از انتخاب مناطق با عمق زیاد، این انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.
ضمناً در این عملیات علاوه بر انهدام قابل توجه تیپ های 905 و 704 و یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
در حالی که عدم موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق – که به عنوان تهدید هم زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می شد – را امکان پذیر کرده بود. به همین منظور و نیز از آن جایی که فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش کرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل کنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ – حدفاصل فکه تا چزابه – برای انجام عملیات سرنوشت ساز والفجر انتخاب گردید.
اهداف عملیات
اولین هدف تصرف پل غزیله بود و چنانچه این مرحله از عملیات با موفقیت انجام می شد، تصرف شهر العماره به عنوان دومین هدف در دستور کار قرار می گرفت.
موقعیت منطقه
منطقه عملیاتی از شمال به میشداغ و برقازه از جنوب به هورالهویزه از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می شد.
در منطقه مزبور رودخانه های متعددی وجود دارد، از جمله: رودخانه دویرج که از کوه های شمالی منطقه سرچشمه گرفته و به هورالسناف می ریزد و رودخانه میمه که سرچشمه آن ارتفاعات ایلام است و به طرف هور بن عمران (جنوب هورالسناف) منتهی می شود.
استعداد دشمن
مسئولیت پدافند از منطقه عملیاتی (از چیلات تا هورالعظیم) به عهده سپاه چهارم عراق بود. لشکرهای سازمانی این سپاه نیز عبارت بودند از:
الف – لشکر 14 پیاده ؛ شامل:
- تیپ 421 پیاده
- تیپ 422 پیاده
- تیپ 18 پیاده کوهستانی
- تیپ گردان تانک سیف سعد
منطقه گسترش لشکر 14 از شیب تا پاسگاه دویرج و مقر فرماندهی آن نیز در غرب تقاطع جاده چزابه – غزیله با جاده صفریه بود.
ب – لشکر 1 مکانیزه؛ شامل:
- تیپ 108 پیاده
- تیپ 501 پیاده
- تیپ 1 مکانیزه
- تیپ های 92، 93 و 94 پیاده، 34 زرهی و 27 مکانیزه (به عنوان احتیاط) منطقه گسترش این لشکر از پاسگاه دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه و مقر فرماندهی آن نیز در جنوب منطقه بزرگان بود.
ج – لشکر 10 زرهی؛ شامل:
- تیپ 17 زرهی
- تیپ 42 زرهی
- تیپ 34 زرهی
- تیپ 24 مکانیزه
- تیپ 412 پیاده
منطقه گسترش این لشکر از پیچ انگیزه (شیار به جلیه) تا جنوب غربی دهلران (چیلات) بود.
د – نیروهای احتیاط؛ شامل:
- لشکر 3 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف جنوبی
- تیپ 30 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه جنوب زبیدات
- تیپ 16 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه العماره
- تیپ 25 مکانیزه از لشکر 6 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف
- تیپ 37 زرهی از لشکر 12 زرهی، در منطقه بزرگان
- تیپ 101 پیاده گارد مرزی، در منطقه العماره
- تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد کل، احتمالا در شمال العماره
- تیپ های 48 پیاده و 49 زرهی ار لشکر 11، در منطقه العماره
- تیپ 51 زرهی مختلط، در منطقه فکه
- گارد ریاست جمهوری، در منطقه بزرگان
_ تیپ 704 پیاده در منطقه صفریه تا رشیده
قوای خودی
بعد از عملیات محرم، سپاه پاسداران در صدد گسترش سازمان رزم خودی برآمد. بر همین اساس لشکر فتح به سپاه 3 صاحب الزمان (عج) تبدیل شد و سازمان تمامی تیپ های تابع آن به جز تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) نیز به لشکر تغییر یافت.
لشکر ظفر نیز سپاه 11 قدر را تشکیل داد و در نتیجه دو تیپ 27 و 31 آن به لشکر تبدیل شدند و سه تیپ جوادالائمه(ع)، امام رضا (ع) و امام صادق (ع) نیز لشکر نصر5 را به وجود آوردند. هم چنین، یک تیپ مستقل به نام تیپ 10 سید الشهدا (ع) تشکیل شده و تحت امر این سپاه در آمد.
لشکر فجر هم با تیپ های المهدی (عج)، امام سجاد (ع) و ثارالله به سپاه هفتم حدید تبدیل شد. در این میان لشکر فجر با همان سازمان لشکر باقی ماند تیپ ثارالله نیز که به لشکر تبدیل شده بود، به اتفاق لشکر قدس (شامل: لشکر 7 ولی عصر و تیپ 15 امام حسن) و لشکر 8 نجف تحت امر سپاه هفتم قرار گرفتند.
به این ترتیب با گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد سه سپاه عملیاتی، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) جهت انجام این عملیات استعداد زیر را در نظر گرفت:
قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 3 صاحب الزمان (عج)
لشکر 14 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان
لشکر 25 کربلا به استعداد 11 گردان.
لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع) با استعداد 14 گردان
تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم (ع) با استعداد 5 گردان
سپاه 7 حدید
قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را عهده داشت:
لشکر 7 ولی عصر (عج) با استعداد12 گردان
تیپ 15 امام حسین (ع) با استعداد 10 گردان
لشکر 8 نجف اشرف با استعداد 14 گردان
لشکر 41 ثارالله (ع) با استعداد 11 گردان
لشکر 19 فجر با استعداد 24 گردان
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 11قدر
لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با استعداد 24 گردان
لشکر 31 عاشورا با استعداد 13 گردان
تیپ مستقل 10 سیدالشهدا (ع) با استعداد 7 گردان
ضمنا، از ارتش نیز یگان های زیر تحت امر فرماندهی این عملیات بودند:
لشکر 16 زرهی با استعداد 6 گردان تانک و 6 گردان مکانیزه
تیپ 84 خردم آباد با استعداد 4 گردان پیاده و 1 گردان تانک
هم چنین استعداد توپخانه شرکت کننده در این عملیات عبارت بودند از :
ارتش : 16 گردان
سپاه: 7 گردان
طرح عملیات
در طراحی عملیات مقرر شد قوای دو قرارگاه کربلا و نجف به طرف العماره تک نمایند. در مرحله اول، قوای قرارگاه نجف در محور طاووسیه تا رشیده، حد فاصل خط تا کانال های آخر را تصرف کرده و در مرحله دوم و در ادامه تک، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج(پشت جاده آسفالت فکه و در غرب بزرگراه و سرپل حلفائیه) را تصرف نمایند. نیروهای قرارگاه کربلا نیز می بایست با استفاده از معابر وصولی جای پای تصرف شده توسط قرارگاه نجف را تا چزابه ادامه داده و در پشت کانال پدافند نمایند. در مرحله دوم منطقه شرق غزیله و شمال هورالهویزه پاکسازی شده و سرپل غزیله تامین گردد. هم چنین با احداث خاکریز، جناح قوای کربلا می بایست تامین شود تا چنانچه ماموریت قوای نجف در رسیدن به جاده با مشکل مواجه شد، جناح قوای کربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند.
در صورتی که اهداف مراحل اول و دوم عملیات تحقق می یافت، چنین پیش بینی شده بود که با بازسازی یگان ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، عملیات در مرحله سوم به سمت العماره ادامه یابد. هم چنین مقرر شد در منطقه چیلات و طیب تک فریب انجام شود. لشکر 14 امام حسین (ع) نیز ماموریت داشت تا در منطقه فاو عملیات فریب انجام دهد.
شرح عملیات
در ساعت 21:30 روز 17/11/1361 پس از اعلام رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله عملیات از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه – در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود – طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد. در واقع تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بودند که به عدم تامین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.
به رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولین و نیز تبلیغات سوء دشمن و ... مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/1361 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید. اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل کننده و هم چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راه کارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.
بررسی عملیات
از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود و یا به صورت عارضه طبیعی منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن چه را به صورت تجربه از عملیات های گذشته به دست آورده بود، تقریبا به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کرد. ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حد امکان در پیشروی نیروهای ایرانی تاخیر بیاندازد. از این رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می شد. و از طرفی به طور طبیعی توان نیروها را جهت تامین اهداف در شب می گرفت، علاوه بر این، گرفتن جناح و به کارگیری نیروی احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که در تاکتیک های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده گردید.
موضوع دیگر این که در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبیعی در معرض آسیب پذیری نیروهای مهاجم بودند؛ لیکن در این عملیات نظر به این که دشمن شکستن خط را برای خود مفروض می دانست، نیروهای هجومی اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میادین مین و ایجاد موانع دیگر عملا سعی بر این داشت که پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد کردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.
نتایج عملیات
با این عملیات طراحان نظامی خودی دریافتند که عملیات های بعدی باید در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن ( موانع، آتش توپخانه و ...) انجام شود. از سوی دیگر، مناطق انتخابی باید به گونه ای باشند که ضعف های خودی در آن کم تر بوده و جنگ متکی به نیروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. مضافا به این که فرماندهان سپاه پاسداران به این نتیجه رسیدند که باید ضمن پرهیز از انتخاب مناطق با عمق زیاد، این انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.
ضمناً در این عملیات علاوه بر انهدام قابل توجه تیپ های 905 و 704 و یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات بدر
بمناسبت سالروز اين عمليات
بعد از عمليات خيبر، دشمن علاوه بر سازماندهي سپاههاي اول، دوم،سوم و چهارم، اقدام به تشكيل فرماندهي شرق دجله و ردههاي مواضع پدافندي در سراسر منطقه جنوب كرد و در مسير آبراهها و در داخل نيزارها كمينهايي قرار داد تا در صورت هجوم نيروهاي ايراني، نقش هشداردهنده و تاخيري داشته باشند و از نزديكي نيروهاي شناسايي به خط دشمن نيز ممانعت به عمل آورد و به منظور زير نظر داشتن هرگونه تحرك و داشتن ديد كلي بر هور و اطراف آن دكلهاي متعددي را نصب كرد.
گذشته از كمين و نصب دكلها، در آبراهها موانع قابل ملاحظهاي ايجاد كرد كه گذشتن از آن ها بسيار سخت و بلكه غيرممكن مينمود. بعد از اين موانع، سيلبندي هم مشرف بر آب به عرض ١٢ متر و ارتفاع ٢ متر احداث كرده و بر روي آن سنگرهاي متعددي تعبيه كرد كه از سه جهت، داراي ديد كافي بر روي آب بود.
در حالي كه دستيابي به يك جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره – العماره، كه مي توانست منطقه مانور مناسبي را براي عملياتهاي آينده به سمت بصره و يا العماره باز نموده و دروازه جديدي را براي ورود به مناطق خشكي جديد بگشايد، هم چنان به عنوان يك هدف مهم تلقي مي شد؛ عواملي هم چون تجربيات به دست آمده از عمليات خيبر در خصوص الزامات پشتيباني و تاكتيكي و عمليات آبي و خاكي، جبران بسياري از نواقص و كمبودهاي مهندسي موجود در عمليات مذكور، در اختيار داشتن جزاير مجنون به عنوان مناطق واسط و سرپل كه امكان تمركز نيروها و انتقال تجهيزات به جلو را تسهيل مينمود، موجب شدند منطقه غرب هورالهويزه مجدداً براي انجام عمليات بزرگ بعدي انتخاب گردد.
**اهداف عمليات
دستيابي و تسلط بر جاده العماره – بصره و نيز راهيابي به مركز اصلي هورهاي غرب دجله – كه استان هاي ناصريه، بصره و العماره را احاطه كرده است – و هم چنين تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نيرو از جمله اهداف اين عمليات بود.
هم چنين تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نيرو از جمله اهداف اين عمليات بود. هم چنين، پاكسازي پاسگاه هايترابه، بلال، ابوليلهو نيز روستاهايالبيضه، الصخره،پَد خندقو انهدام پل هايالعزير، خندقو . . . در حد شمالي منطقه عمليات؛ و پاكسازي روستاها و انهدام پل هايي همچونجوبيرو . . . در حد جنوبي منطقه در دستور عمليات بود.
**منطقه عمليات
منطقه عمليات در غربهورالهويزه واقع است كه از شمال به تراب هوزجيهو از جنوب به القرنه و كانال سوئيب محدود ميگردد. اين منطقه داراي دو نوع طبيعت متفاوت است: يك خشكي در قسمت غربي كه حداقل عرض آن ٢ كيلومتر در زجيه و حداكثر عرض آن ٨ تا ٩ كيلومتر در عزير و الهاله است و ٢ هور بزرگ (هورالهويزه در شرق و هورالحمار در غرب) اين خشكي را احاطه نمودهاند.
طول منطقه عمليات از ترابه تا الهويدي حدود ٥٠ كيلومتر ميباشد. زمين آن از جنس خاك رس نمكي و به حالت گرد است. در نزديكي سيلبندهاي هور نيز با نشست آب، منطقه حالت باتلاقي به خود ميگيرد.
همچنين، منطقه مذكور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم ميشود كه ٣/٤ خشكي منطقه در شرق رودخانه واقع است. جاده حساس و مهم بغداد – بصره نيز در غرب رودخانه واقع است.
وسعت كل منطقه عمليات اعم از خشكي و هور ١٠٠٠ كيلومترمربع است كه ٢٥٠ كيلومترمربع آن خشكي و مابقي آن هور است، در اين منطقه يكي از بزرگترين ذخاير نفت عراق موجود است كه دولت عراق مشغول بررسي و نقشهبرداري آن شده بود.
**استعداد دشمن
از منطقه قلعه صالح تا نهر سوئيب تحت فرماندهي نيروهاي شرق دجله بود. استعداد و نحوه گسترش يگان هاي دشمن به صورت زير بود:
الف– فرماندهي دفاع الاهوار؛ از قلعه صالح تا الكساره:
دو گردان كماندويي يوسف و عبدالله از لشكر ١٠.
تيپ ٢ كماندويي سپاه چهارم .
ب– لشكر ٣٥ پياده؛ از منطقه الكساره تا نهر روطه.
-تيپ ٤٢٩ پياده با پياده با ٣ گردان.
-تيپ ٩٤ پياده با ٣ گردان.
- قاطعالقادسيه، خالد، الصناديه، صدام، دينار الثاني.
- دو گردان كماندويي الفيحا و محمد قاسم از لشكر ٥ مكانيزه.
-نيروهاي كماندو الشيباني.
- ٤ گردان تانك .
- ٥ گردان توپخانه.
ج – فرماندهي نيروهاي دفاع از بصره، از نهر روطه تا نهر سوئيب:
-تيپ ٩٣ پياده با ٣ گردان.
-تيپ ٧٠٣ پياده با ٣ گردان.
-قاطع الشهيد .
-يك گردان تانك.
-يك گردان توپخانه.
د – لشكر ٣١ پياده ، از نهر سوئيب تاپاسگاه طلائيه:
-تيپ ١١٨ پياده.
-تيپ ٤٩ پياده.
-تيپ ٦٠٥ پياده.
-سه گردان توپخانه.
نيروهاي كه دشمن حين عمليات براي پاتك وارد منطقه كرد نيز عبارت بودند از:
- لشكر ١٠ زرهي با تيپ هاي ١٧ و ٤٢ زرهي و ٢٤ مكانيزه.
- لشكر گارد رياست جمهوري با تيپ هاي ١ مكانيزه، ٢ زرهي، ٣ نيروي مخصوص و ٤ زرهي.
-لشكر ٤ پياده كوهستاني با تيپ هاي ٥، ١٨ و ٢٩ پياده.
-لشكر ٦ زرهي با تيپ هاي ١٦ و ٣٠ زرهي و ٢٥ مكانيزه.
-لشكر ١ مكانيزه با تيپ هاي ٢٧ مكانيزه، ٣٤ زرهي و ٥١ مختلط.
-لشكر ٥ مكانيزه با تيپهاي ٢٠ و ١٥ مكانيزه.
-تيپ هاي ٦٥، ٦٦ و ٦٨ نيروي مخصوص.
- تيپ ١٠ زرهي.
**قواي خودي
نيروهاي عمل كننده در منطقه تحت پوشش سه قرارگاه عملياتي و با فرماندهي مركزي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) به شرح زير تشكيل گرديده بود:
قرارگاه نجف تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشكر ٢٥ كربلا.
- لشكر ١٤ امام حسين (ع).
- لشكر ٥ نصر.
- لشكر ٧ ولي عصر (عج).
-تيپ ١٥ امام حسن (ع).
-تيپ ١٨ الغدير.
-تيپ ٢١ امام رضا (ع).
-گردان هاي ويژه شهيد صدر.
-گروه ٢٢ توپخانه (٢ گردان).
- گروه ٤٠ توپخانه رسالت (١ آتشبار).
- لشكر ٧٧ پياده ارتش.
**محدوده عملياتي قرارگاه نجف: از منطقه ترابه تا آب راه نينوا .
قرارگاه كربلا تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء(ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
-لشكر ١٧ علي ابن ابي طالب (ع).
- لشكر ٣١ عاشورا.
- لشكر ٨ نجف اشرف.
- لشكر ٢٧ محمد رسول الله (ص).
-تيپ مستقل ٤٤ قمربني هاشم (ع).
- لشكر ٢١ پياده ارتش با ٩ گردان پياده، ٢ گردان مكانيزه و ٣ گردان تانك.
-لشكر ٢٨ پياده ارتش.
- گردان هاي ٣٢٧، ٣٥٠، ٣٤٧، القارعه، ٣٩٧، ٣٧٢، ٣٦٤ و ٣٤٣ توپخانه.
**محدود عملياتي قرارگاه كربلا: از جنوب خط حد قرارگاه نجف تا شمال پَد الهويدي
قرارگاه نوح تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشكر ٤١ ثارا. . . .
-تيپ احمد ابن موسي.
**محدوده عملياتي قرارگاه نوح: از پد الهويدي تا كانال سوئيب.
هم چنين، دو قرارگاه ظفر ١ و ٢ تحت نظر قرارگاه خاتم الانبياء (ص) براي قرارگاه هاي نجف و كربلا منظور شده بود:
الف – قرارگاه ظفر ١
از سپاه، تيپ ويژه شهدا
از ارتش، تيپ ١ از لشكر ٢٣ نوهد
ب – قرارگاه ظفر ٢
از سپاه، تيپ مستقل ٣٣ المهدي (عج)
از ارتش، تيپ مستقل ٥٥ هوابرد (٤)
در مجموع، نيروهاي عمل كننده سپاه عبارت بودند از: ٣٤٥ /٣١ بسيج، ٩٦٤ / ١٣وظيفه و ١٧٠١٠ پاسدار.
**طرح عمليات
براي انجام عمليات، منطقه مورد نظر به دو محور شمالي و جنوبي تقسيم شد. محور شمالي به قرارگاه نجف، و محور جنوبي به قرارگاه كربلا واگذار شد.
قرارگاه نجف از شمال البيضه تا امتداد آب راه جمل و قرارگاه كربلا از شمال،مقابل آب راه جمل و روستاي نخيره در شرق دجله؛ و از جنوب، منطقه القرنه (خط الهاله) وارد عملمي شدند. قرارگاه نوح (ع) نيز ماموريت داشت ضمن تصرف پدافندي و گسترش در آن محور، به سوي پلزردان پيشروي كند و سپس كانال سوئيب را شكافته و آب را به سمت بصره جاري نمايد.
همچنين به دو قرارگاه فرعي ظفر و نجف ٢ ماموريتهاي جداگانهاي به صورت احتياط و نيز انجام مليات فريب واگذار شد. به اين ترتيب كه قرارگاه ظفر مي بايد آماده ميشد تا در صورت امكان به طريق هلي برد از العزيز به طرف شمال – در غرب روخانه دجله – حركت كند. نجف ٢ نيز ماموريت اجراي آتش روي جاده العماره – بصره و شمال پل العزير به عهده داشت.
**شرح عمليات
عمليات در ساعت ٢٣ روز ٢٠/١٢/١٣٦٣ با اسم رمز مبارك ياالله، ياالله، ياالله و قاتلوهم حتي لاتكون فتنه، يا فاطمه الزهرا، يا فاطمه الزهرا، يا فاطمه الزهرا(س) آغاز گرديد و در همان ساعات اوليه، تمامي خطوط و استحكامات دشمن به سرعت در هم كوبيده شد.
در منطقه قرارگاه كربلا، لشكرهاي ٨ و ٣١ به سرعت خود رابه خط دوم دشمن رسانده و در ساعت ٢ بامداد پس از پاكسازي اين خط كه داراي تعدادي مين پراكنده نيز بود، به سمت دجله حركت نمودند. تيپ ٤٤ نيز پس از شكستن خط اول، سريعا يك گردان ١١٠ نفري انفجار را به همراه مواد لازم از روي جاده خاكي جوبير به سمت پل فرستاد و در ساعت ٠٢:30 اعلام كرد كه پل بتوني جوبير را از دوطرف منهدم نموده است.
در منطقه قرارگاه نجف، به علت وجود چند كمين در فاصله زيادي از خطوط اول دشمن، موج دوم نيروها كه مي بايست از آبراه هاي اصلي حركت كنند با اين كمين ها درگير و در نتيجه متوقف شدند و تا ساعاتي بعد مشغول پاكسازي منطقه گرديدند.
يكي از يگانهاي قرارگاه نوح نيز در قسمت پَد الهويدي و سيل بند اول دشمن به سيم هاي خاردار و موانع دشمن برخورد كرد و سپس با تعويض محور و حل مشكلات در ساعت ٣ بامداد خط اول را شكسته و پاكسازي پَد الهويدي را تا ساعت ٠٣:20 به پايان رساند و سپس به سمت داخل پيشروي كرد.
در آغاز روشنايي صبح (ساعت ٦) قرارگاه نجف پاكسازي خط اول خود را به جز البيضه به اتمام رساند در حالي كه واحدهايي از لشكرهاي ٧، ٥ و ١٤ روي خط دوم درگير بودند. در اين ميان، نيروهاي لشكر ٢٥ به علت طولاني بودن مسير خود تا صبح به هدف نرسيده و به عقب بازگشتند. منطقه ترابه نيز به طور كامل پاكسازي گرديد.
پس از الحاق نيروهاي قرارگاه كربلا در خطوط اول و دوم، لشكر ١٧ از سمت شمال به سمت دجله اقدام به پدافند به سمت شمال نمود و واحدهايي از لشكرهاي ٨ و ٣١ به كنار دجله رسيدند.
در منطقه قرارگاه نوح نيز لشكر ٤١، پَد الهويدي و سيل بند اول را پاكسازي كرد.
با شروع روشنايي صبح، پاتك هاي دشمن نيز آغاز شد. فشارهاي ممتد دشمن در طول روز اول منجر به بازپس گيري پَد الهويدي و رخنه محدود در چند محور ديگر گرديد. در شب دوم، واحدهايي از قرارگاه نجف در محور چهارراه دوم پَد خندق و جنوب آن وارد عمل شدند. ليكن با مقاومت دشمن مجبور شدند به مواضع قبلي خود بازگردند. در اين ميان، قرارگاه كربلا موفق شد منطقه پيشرفتگي رودخانه دجله و جنوب جوبير(كيسه اي) را تصرف و تامين نمايد. هم چنين، واحدهايي از اين قرارگاه موفق شدند خود را به دجله رسانده و ضمن وارد آوردن ضربات موثري بر دشمن، رو به جنوب پدافند نمايند.
با شروع روشنايي صبح روز دوم، پاتكهاي دشمن با شدت بيشتري آغاز گرديد و تا پايان اين روز موفق به تصرف سيل بند دوم و الصخره و رخنه در برخي نقاط سيل بند اول در جنوب و شمال پَد خندق گرديد.
در منطقه قرارگاه كربلا، پاتكهاي دشمن عمدتاً از منطقه الهاله به سمت همايون انجام شد كه پس از انهدام تعدادي تانك و نفربر و به گل نشستن تعدادي ديگر، دشمن بدون نتيجه عقب نشست.
در روز سوم عمليات، با بمباران هوايي دشمن تعدادي از واحدهاي قرارگاه نجف در وضع نامناسبي قرار گرفتند. چهارراه پَد خندق نيز به دست دشمن افتاد و نيروهاي خودي در ٦٠٠ متري شرق اين چهار راه مستقر گرديدند.
در شب و روز چهارم عمليات، واحدهاي قرارگاه نجف در شمال چهارراه پَد خندق به دليل عدم الحاق به جنوب و نيز فشار دشمن، به مواضع اوليه خود عقبنشيني كردند. هم چنين يكي از واحدهاي قرارگاه كربلا از خط صفين ٣ به سمت شمال تك نمود كه در بعضي از محورها تا جاده خندق پيشروي كرد، ليكن به دليل عدم پاكسازي منطقه و نيز عدم الحاق با نيروهاي قرارگاه نجف مجبور شد به خط صفين ٣ باز گردد. سپس، پاتك هاي شديد دشمن به خط پدافندي صفين ٣ آغاز شد. در اين پاتك ها، دشمن نتوانست رخنهاي در خط پدافندي مذكور ايجاد كند.
در شب پنجم، قرارگاه كربلا با نيروهاي باقي مانده خود به غرب دجله تك نمود. اگر چه اين قرارگاه توانست ضمن انهدام نيروهاي دشمن مستقر در شرق برگراه، قسمت اعظم پل ابوعران را تخريب كند، ليكن با فشارها دشمن از سمت شمال، جنوب و جنوب شرقي تا صبح روز پنجم (٢٥/١٢/٦٣) مجبور شد منطقه غرب دجله را به جز سيل بندغربي – در داخل كيسه اي – را تخليه كند.
با روشنايي صبح روز پنجم پاتكهاي دشمن با شدت تمام آغاز گرديد و تا بعد از ظهر اين روز دشمن موفق به ايجاد رخنه در كناره شرقي دجله و برهم زدن آرايش پدافندي خودي گرديد. آتش توپخانه دشمن نيز از اين روز شدت گرفته و خطوط اول و دوم و سيل بند عقب آب راه ها را مورد هدف قرار داد.
با روشنايي صبح روز ششم، پاتك هاي دشمن ادامه يافت كه در ساعت ١٠ صبح خط صفين ٣ به طور كامل به پشت جاده النهير، جمل ٣ منتقل شد. با فشار دشمن و پراكندگي واحد هاي خودي وضعيت خط بسيار نامساعد بود. بر همين اساس و به دليل عدم تضمين براي حفظ خط پَدافندي شمال منطقه با توجه به اين كه در صورت شكستن خط فوق، تمامي نيروهاي منطقه در خطر انهدام قرار ميگرفتند، تصميم گرفته شد عقب نشيني شود. اين عقبنشيني از ساعت ٥ بعد از ظهر ٢٦/١٢/٦٣ آغاز شد و تا ساعت ١٠ شب به پايان رسيد و پل پَد چهارم در چند نقطه منهدم و قطع گرديد. منطقه ترابه و پَد خندق تا ٧٠٠ متري شرق چهار راه پَد در دست نيروهاي خودي باقي ماند.
در شب ٢/١/٦٤ دشمن به روستاي ترابه پاتك كرد كه با دادن ١٦ اسير و تعدادي تلفات مجبور شد عقب نشيني كند.
**نتايج عمليات
طي عمليات بدرعلاوه بر تلفات سنگين كه به دشمن وارد شد، بيش از ٥٠٠ كيلومتر مربع از منطقه هور از جمله روستاهايترابه، لحوك، نهروان، فجره و نيز جاده خندق به طول ١٣ كيلومتر، كه فاصله آن با جاده العماره – بصره ٦ كيلومتر است، به تصرف نيروهاي خودي درآمد.
لازم به ذكر است كه پس از اين عمليات، عراق با استفاده از پشتيباني هوايي و موشكي خود به حملات گسترده به شهرها و مناطق مسكوني و نيز كشتي هاي حامل نفت ايران مبادرت ورزيد.
**تلفات و خسارات وارده به دشمن طي عمليات بدر به شرح ذيل مي باشد:
-كشته و زخمي شدن بيش از ده هزار نفر.
- به اسارت در آمدن ٣٢٠٠ نفر.
- انهدام ٢٥٠ تانك و نفربر
- انهدام ٤٠ قبضه انواع توپ.
- انهدام ٢٠٠ خودرو.
- انهدام ٦٠ قبضه انواع خمپاره انداز.
- انهدام ١٥ دستگاه مهندسي.
- انهدام ٤ هواپيمايPC – V .
- انهدام ٢ هواپيماي ميگ و سوخو.
-انهدام ٤ هلي كوپتر.
- به غنيمت گرفته شدن ٥٠ قبضه انواع خمپاره انداز.
-به غنيمت گرفته شدن ٢ دستگاه رازيت.
منبع : خبرگزاری ایسنا
بمناسبت سالروز اين عمليات
بعد از عمليات خيبر، دشمن علاوه بر سازماندهي سپاههاي اول، دوم،سوم و چهارم، اقدام به تشكيل فرماندهي شرق دجله و ردههاي مواضع پدافندي در سراسر منطقه جنوب كرد و در مسير آبراهها و در داخل نيزارها كمينهايي قرار داد تا در صورت هجوم نيروهاي ايراني، نقش هشداردهنده و تاخيري داشته باشند و از نزديكي نيروهاي شناسايي به خط دشمن نيز ممانعت به عمل آورد و به منظور زير نظر داشتن هرگونه تحرك و داشتن ديد كلي بر هور و اطراف آن دكلهاي متعددي را نصب كرد.
گذشته از كمين و نصب دكلها، در آبراهها موانع قابل ملاحظهاي ايجاد كرد كه گذشتن از آن ها بسيار سخت و بلكه غيرممكن مينمود. بعد از اين موانع، سيلبندي هم مشرف بر آب به عرض ١٢ متر و ارتفاع ٢ متر احداث كرده و بر روي آن سنگرهاي متعددي تعبيه كرد كه از سه جهت، داراي ديد كافي بر روي آب بود.
در حالي كه دستيابي به يك جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره – العماره، كه مي توانست منطقه مانور مناسبي را براي عملياتهاي آينده به سمت بصره و يا العماره باز نموده و دروازه جديدي را براي ورود به مناطق خشكي جديد بگشايد، هم چنان به عنوان يك هدف مهم تلقي مي شد؛ عواملي هم چون تجربيات به دست آمده از عمليات خيبر در خصوص الزامات پشتيباني و تاكتيكي و عمليات آبي و خاكي، جبران بسياري از نواقص و كمبودهاي مهندسي موجود در عمليات مذكور، در اختيار داشتن جزاير مجنون به عنوان مناطق واسط و سرپل كه امكان تمركز نيروها و انتقال تجهيزات به جلو را تسهيل مينمود، موجب شدند منطقه غرب هورالهويزه مجدداً براي انجام عمليات بزرگ بعدي انتخاب گردد.
**اهداف عمليات
دستيابي و تسلط بر جاده العماره – بصره و نيز راهيابي به مركز اصلي هورهاي غرب دجله – كه استان هاي ناصريه، بصره و العماره را احاطه كرده است – و هم چنين تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نيرو از جمله اهداف اين عمليات بود.
هم چنين تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نيرو از جمله اهداف اين عمليات بود. هم چنين، پاكسازي پاسگاه هايترابه، بلال، ابوليلهو نيز روستاهايالبيضه، الصخره،پَد خندقو انهدام پل هايالعزير، خندقو . . . در حد شمالي منطقه عمليات؛ و پاكسازي روستاها و انهدام پل هايي همچونجوبيرو . . . در حد جنوبي منطقه در دستور عمليات بود.
**منطقه عمليات
منطقه عمليات در غربهورالهويزه واقع است كه از شمال به تراب هوزجيهو از جنوب به القرنه و كانال سوئيب محدود ميگردد. اين منطقه داراي دو نوع طبيعت متفاوت است: يك خشكي در قسمت غربي كه حداقل عرض آن ٢ كيلومتر در زجيه و حداكثر عرض آن ٨ تا ٩ كيلومتر در عزير و الهاله است و ٢ هور بزرگ (هورالهويزه در شرق و هورالحمار در غرب) اين خشكي را احاطه نمودهاند.
طول منطقه عمليات از ترابه تا الهويدي حدود ٥٠ كيلومتر ميباشد. زمين آن از جنس خاك رس نمكي و به حالت گرد است. در نزديكي سيلبندهاي هور نيز با نشست آب، منطقه حالت باتلاقي به خود ميگيرد.
همچنين، منطقه مذكور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم ميشود كه ٣/٤ خشكي منطقه در شرق رودخانه واقع است. جاده حساس و مهم بغداد – بصره نيز در غرب رودخانه واقع است.
وسعت كل منطقه عمليات اعم از خشكي و هور ١٠٠٠ كيلومترمربع است كه ٢٥٠ كيلومترمربع آن خشكي و مابقي آن هور است، در اين منطقه يكي از بزرگترين ذخاير نفت عراق موجود است كه دولت عراق مشغول بررسي و نقشهبرداري آن شده بود.
**استعداد دشمن
از منطقه قلعه صالح تا نهر سوئيب تحت فرماندهي نيروهاي شرق دجله بود. استعداد و نحوه گسترش يگان هاي دشمن به صورت زير بود:
الف– فرماندهي دفاع الاهوار؛ از قلعه صالح تا الكساره:
دو گردان كماندويي يوسف و عبدالله از لشكر ١٠.
تيپ ٢ كماندويي سپاه چهارم .
ب– لشكر ٣٥ پياده؛ از منطقه الكساره تا نهر روطه.
-تيپ ٤٢٩ پياده با پياده با ٣ گردان.
-تيپ ٩٤ پياده با ٣ گردان.
- قاطعالقادسيه، خالد، الصناديه، صدام، دينار الثاني.
- دو گردان كماندويي الفيحا و محمد قاسم از لشكر ٥ مكانيزه.
-نيروهاي كماندو الشيباني.
- ٤ گردان تانك .
- ٥ گردان توپخانه.
ج – فرماندهي نيروهاي دفاع از بصره، از نهر روطه تا نهر سوئيب:
-تيپ ٩٣ پياده با ٣ گردان.
-تيپ ٧٠٣ پياده با ٣ گردان.
-قاطع الشهيد .
-يك گردان تانك.
-يك گردان توپخانه.
د – لشكر ٣١ پياده ، از نهر سوئيب تاپاسگاه طلائيه:
-تيپ ١١٨ پياده.
-تيپ ٤٩ پياده.
-تيپ ٦٠٥ پياده.
-سه گردان توپخانه.
نيروهاي كه دشمن حين عمليات براي پاتك وارد منطقه كرد نيز عبارت بودند از:
- لشكر ١٠ زرهي با تيپ هاي ١٧ و ٤٢ زرهي و ٢٤ مكانيزه.
- لشكر گارد رياست جمهوري با تيپ هاي ١ مكانيزه، ٢ زرهي، ٣ نيروي مخصوص و ٤ زرهي.
-لشكر ٤ پياده كوهستاني با تيپ هاي ٥، ١٨ و ٢٩ پياده.
-لشكر ٦ زرهي با تيپ هاي ١٦ و ٣٠ زرهي و ٢٥ مكانيزه.
-لشكر ١ مكانيزه با تيپ هاي ٢٧ مكانيزه، ٣٤ زرهي و ٥١ مختلط.
-لشكر ٥ مكانيزه با تيپهاي ٢٠ و ١٥ مكانيزه.
-تيپ هاي ٦٥، ٦٦ و ٦٨ نيروي مخصوص.
- تيپ ١٠ زرهي.
**قواي خودي
نيروهاي عمل كننده در منطقه تحت پوشش سه قرارگاه عملياتي و با فرماندهي مركزي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) به شرح زير تشكيل گرديده بود:
قرارگاه نجف تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشكر ٢٥ كربلا.
- لشكر ١٤ امام حسين (ع).
- لشكر ٥ نصر.
- لشكر ٧ ولي عصر (عج).
-تيپ ١٥ امام حسن (ع).
-تيپ ١٨ الغدير.
-تيپ ٢١ امام رضا (ع).
-گردان هاي ويژه شهيد صدر.
-گروه ٢٢ توپخانه (٢ گردان).
- گروه ٤٠ توپخانه رسالت (١ آتشبار).
- لشكر ٧٧ پياده ارتش.
**محدوده عملياتي قرارگاه نجف: از منطقه ترابه تا آب راه نينوا .
قرارگاه كربلا تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء(ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
-لشكر ١٧ علي ابن ابي طالب (ع).
- لشكر ٣١ عاشورا.
- لشكر ٨ نجف اشرف.
- لشكر ٢٧ محمد رسول الله (ص).
-تيپ مستقل ٤٤ قمربني هاشم (ع).
- لشكر ٢١ پياده ارتش با ٩ گردان پياده، ٢ گردان مكانيزه و ٣ گردان تانك.
-لشكر ٢٨ پياده ارتش.
- گردان هاي ٣٢٧، ٣٥٠، ٣٤٧، القارعه، ٣٩٧، ٣٧٢، ٣٦٤ و ٣٤٣ توپخانه.
**محدود عملياتي قرارگاه كربلا: از جنوب خط حد قرارگاه نجف تا شمال پَد الهويدي
قرارگاه نوح تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشكر ٤١ ثارا. . . .
-تيپ احمد ابن موسي.
**محدوده عملياتي قرارگاه نوح: از پد الهويدي تا كانال سوئيب.
هم چنين، دو قرارگاه ظفر ١ و ٢ تحت نظر قرارگاه خاتم الانبياء (ص) براي قرارگاه هاي نجف و كربلا منظور شده بود:
الف – قرارگاه ظفر ١
از سپاه، تيپ ويژه شهدا
از ارتش، تيپ ١ از لشكر ٢٣ نوهد
ب – قرارگاه ظفر ٢
از سپاه، تيپ مستقل ٣٣ المهدي (عج)
از ارتش، تيپ مستقل ٥٥ هوابرد (٤)
در مجموع، نيروهاي عمل كننده سپاه عبارت بودند از: ٣٤٥ /٣١ بسيج، ٩٦٤ / ١٣وظيفه و ١٧٠١٠ پاسدار.
**طرح عمليات
براي انجام عمليات، منطقه مورد نظر به دو محور شمالي و جنوبي تقسيم شد. محور شمالي به قرارگاه نجف، و محور جنوبي به قرارگاه كربلا واگذار شد.
قرارگاه نجف از شمال البيضه تا امتداد آب راه جمل و قرارگاه كربلا از شمال،مقابل آب راه جمل و روستاي نخيره در شرق دجله؛ و از جنوب، منطقه القرنه (خط الهاله) وارد عملمي شدند. قرارگاه نوح (ع) نيز ماموريت داشت ضمن تصرف پدافندي و گسترش در آن محور، به سوي پلزردان پيشروي كند و سپس كانال سوئيب را شكافته و آب را به سمت بصره جاري نمايد.
همچنين به دو قرارگاه فرعي ظفر و نجف ٢ ماموريتهاي جداگانهاي به صورت احتياط و نيز انجام مليات فريب واگذار شد. به اين ترتيب كه قرارگاه ظفر مي بايد آماده ميشد تا در صورت امكان به طريق هلي برد از العزيز به طرف شمال – در غرب روخانه دجله – حركت كند. نجف ٢ نيز ماموريت اجراي آتش روي جاده العماره – بصره و شمال پل العزير به عهده داشت.
**شرح عمليات
عمليات در ساعت ٢٣ روز ٢٠/١٢/١٣٦٣ با اسم رمز مبارك ياالله، ياالله، ياالله و قاتلوهم حتي لاتكون فتنه، يا فاطمه الزهرا، يا فاطمه الزهرا، يا فاطمه الزهرا(س) آغاز گرديد و در همان ساعات اوليه، تمامي خطوط و استحكامات دشمن به سرعت در هم كوبيده شد.
در منطقه قرارگاه كربلا، لشكرهاي ٨ و ٣١ به سرعت خود رابه خط دوم دشمن رسانده و در ساعت ٢ بامداد پس از پاكسازي اين خط كه داراي تعدادي مين پراكنده نيز بود، به سمت دجله حركت نمودند. تيپ ٤٤ نيز پس از شكستن خط اول، سريعا يك گردان ١١٠ نفري انفجار را به همراه مواد لازم از روي جاده خاكي جوبير به سمت پل فرستاد و در ساعت ٠٢:30 اعلام كرد كه پل بتوني جوبير را از دوطرف منهدم نموده است.
در منطقه قرارگاه نجف، به علت وجود چند كمين در فاصله زيادي از خطوط اول دشمن، موج دوم نيروها كه مي بايست از آبراه هاي اصلي حركت كنند با اين كمين ها درگير و در نتيجه متوقف شدند و تا ساعاتي بعد مشغول پاكسازي منطقه گرديدند.
يكي از يگانهاي قرارگاه نوح نيز در قسمت پَد الهويدي و سيل بند اول دشمن به سيم هاي خاردار و موانع دشمن برخورد كرد و سپس با تعويض محور و حل مشكلات در ساعت ٣ بامداد خط اول را شكسته و پاكسازي پَد الهويدي را تا ساعت ٠٣:20 به پايان رساند و سپس به سمت داخل پيشروي كرد.
در آغاز روشنايي صبح (ساعت ٦) قرارگاه نجف پاكسازي خط اول خود را به جز البيضه به اتمام رساند در حالي كه واحدهايي از لشكرهاي ٧، ٥ و ١٤ روي خط دوم درگير بودند. در اين ميان، نيروهاي لشكر ٢٥ به علت طولاني بودن مسير خود تا صبح به هدف نرسيده و به عقب بازگشتند. منطقه ترابه نيز به طور كامل پاكسازي گرديد.
پس از الحاق نيروهاي قرارگاه كربلا در خطوط اول و دوم، لشكر ١٧ از سمت شمال به سمت دجله اقدام به پدافند به سمت شمال نمود و واحدهايي از لشكرهاي ٨ و ٣١ به كنار دجله رسيدند.
در منطقه قرارگاه نوح نيز لشكر ٤١، پَد الهويدي و سيل بند اول را پاكسازي كرد.
با شروع روشنايي صبح، پاتك هاي دشمن نيز آغاز شد. فشارهاي ممتد دشمن در طول روز اول منجر به بازپس گيري پَد الهويدي و رخنه محدود در چند محور ديگر گرديد. در شب دوم، واحدهايي از قرارگاه نجف در محور چهارراه دوم پَد خندق و جنوب آن وارد عمل شدند. ليكن با مقاومت دشمن مجبور شدند به مواضع قبلي خود بازگردند. در اين ميان، قرارگاه كربلا موفق شد منطقه پيشرفتگي رودخانه دجله و جنوب جوبير(كيسه اي) را تصرف و تامين نمايد. هم چنين، واحدهايي از اين قرارگاه موفق شدند خود را به دجله رسانده و ضمن وارد آوردن ضربات موثري بر دشمن، رو به جنوب پدافند نمايند.
با شروع روشنايي صبح روز دوم، پاتكهاي دشمن با شدت بيشتري آغاز گرديد و تا پايان اين روز موفق به تصرف سيل بند دوم و الصخره و رخنه در برخي نقاط سيل بند اول در جنوب و شمال پَد خندق گرديد.
در منطقه قرارگاه كربلا، پاتكهاي دشمن عمدتاً از منطقه الهاله به سمت همايون انجام شد كه پس از انهدام تعدادي تانك و نفربر و به گل نشستن تعدادي ديگر، دشمن بدون نتيجه عقب نشست.
در روز سوم عمليات، با بمباران هوايي دشمن تعدادي از واحدهاي قرارگاه نجف در وضع نامناسبي قرار گرفتند. چهارراه پَد خندق نيز به دست دشمن افتاد و نيروهاي خودي در ٦٠٠ متري شرق اين چهار راه مستقر گرديدند.
در شب و روز چهارم عمليات، واحدهاي قرارگاه نجف در شمال چهارراه پَد خندق به دليل عدم الحاق به جنوب و نيز فشار دشمن، به مواضع اوليه خود عقبنشيني كردند. هم چنين يكي از واحدهاي قرارگاه كربلا از خط صفين ٣ به سمت شمال تك نمود كه در بعضي از محورها تا جاده خندق پيشروي كرد، ليكن به دليل عدم پاكسازي منطقه و نيز عدم الحاق با نيروهاي قرارگاه نجف مجبور شد به خط صفين ٣ باز گردد. سپس، پاتك هاي شديد دشمن به خط پدافندي صفين ٣ آغاز شد. در اين پاتك ها، دشمن نتوانست رخنهاي در خط پدافندي مذكور ايجاد كند.
در شب پنجم، قرارگاه كربلا با نيروهاي باقي مانده خود به غرب دجله تك نمود. اگر چه اين قرارگاه توانست ضمن انهدام نيروهاي دشمن مستقر در شرق برگراه، قسمت اعظم پل ابوعران را تخريب كند، ليكن با فشارها دشمن از سمت شمال، جنوب و جنوب شرقي تا صبح روز پنجم (٢٥/١٢/٦٣) مجبور شد منطقه غرب دجله را به جز سيل بندغربي – در داخل كيسه اي – را تخليه كند.
با روشنايي صبح روز پنجم پاتكهاي دشمن با شدت تمام آغاز گرديد و تا بعد از ظهر اين روز دشمن موفق به ايجاد رخنه در كناره شرقي دجله و برهم زدن آرايش پدافندي خودي گرديد. آتش توپخانه دشمن نيز از اين روز شدت گرفته و خطوط اول و دوم و سيل بند عقب آب راه ها را مورد هدف قرار داد.
با روشنايي صبح روز ششم، پاتك هاي دشمن ادامه يافت كه در ساعت ١٠ صبح خط صفين ٣ به طور كامل به پشت جاده النهير، جمل ٣ منتقل شد. با فشار دشمن و پراكندگي واحد هاي خودي وضعيت خط بسيار نامساعد بود. بر همين اساس و به دليل عدم تضمين براي حفظ خط پَدافندي شمال منطقه با توجه به اين كه در صورت شكستن خط فوق، تمامي نيروهاي منطقه در خطر انهدام قرار ميگرفتند، تصميم گرفته شد عقب نشيني شود. اين عقبنشيني از ساعت ٥ بعد از ظهر ٢٦/١٢/٦٣ آغاز شد و تا ساعت ١٠ شب به پايان رسيد و پل پَد چهارم در چند نقطه منهدم و قطع گرديد. منطقه ترابه و پَد خندق تا ٧٠٠ متري شرق چهار راه پَد در دست نيروهاي خودي باقي ماند.
در شب ٢/١/٦٤ دشمن به روستاي ترابه پاتك كرد كه با دادن ١٦ اسير و تعدادي تلفات مجبور شد عقب نشيني كند.
**نتايج عمليات
طي عمليات بدرعلاوه بر تلفات سنگين كه به دشمن وارد شد، بيش از ٥٠٠ كيلومتر مربع از منطقه هور از جمله روستاهايترابه، لحوك، نهروان، فجره و نيز جاده خندق به طول ١٣ كيلومتر، كه فاصله آن با جاده العماره – بصره ٦ كيلومتر است، به تصرف نيروهاي خودي درآمد.
لازم به ذكر است كه پس از اين عمليات، عراق با استفاده از پشتيباني هوايي و موشكي خود به حملات گسترده به شهرها و مناطق مسكوني و نيز كشتي هاي حامل نفت ايران مبادرت ورزيد.
**تلفات و خسارات وارده به دشمن طي عمليات بدر به شرح ذيل مي باشد:
-كشته و زخمي شدن بيش از ده هزار نفر.
- به اسارت در آمدن ٣٢٠٠ نفر.
- انهدام ٢٥٠ تانك و نفربر
- انهدام ٤٠ قبضه انواع توپ.
- انهدام ٢٠٠ خودرو.
- انهدام ٦٠ قبضه انواع خمپاره انداز.
- انهدام ١٥ دستگاه مهندسي.
- انهدام ٤ هواپيمايPC – V .
- انهدام ٢ هواپيماي ميگ و سوخو.
-انهدام ٤ هلي كوپتر.
- به غنيمت گرفته شدن ٥٠ قبضه انواع خمپاره انداز.
-به غنيمت گرفته شدن ٢ دستگاه رازيت.
منبع : خبرگزاری ایسنا
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات ظفر ۷ (نامنظم)؛ گامي ديگر تا شروع عمليات بزرگ «والفجر۱۰»
به مناسبت سالروز اين عمليات
نيروهاي قرارگاه «رمضان» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با همكاري معارضان كرد عراقي، در روز۲۳ اسفند ماه ۱۳۶۶ عملياتي را با نام « ظفر ۷ » با رمز «يا محمد رسول الله۹» در منطقه شرق استان «سليمانيه» مركز كردستان عراق- عقبه شمالي جبهه دشمن- به انجام رساندند.
اين يورش كه در منطقهاي به گستردگي ۴۰ كيلومتر مربع صورت گرفت، با هدف آزادسازي بلنديهايمنطقه شهر "خرمال" و انهدام نيروي دشمن پيگيري شد.
در اين عمليات ۱۴ ارتفاع مهم منطقه و ۷ روستا در حد فاصل نوار مرزي و شهر خرمال آزاد و به همراه آن ۱۵ دستگاه تانك و نفربر زرهي، ۲۰ دستگاه خودرو، دهها قبضه خمپارهانداز و شماري سلاح سبك و نيمه سنگين دشمن منهدم و يگانهاي تيپ۴۲۴ ،۴۳۲ و گردان مستقل حفاظت ارتش عراق متلاشي شد. عراق در اين حمله ۵۵۰ تن كشته و زخمي و اسير بر جاي گذاشت. همچنين ۱۰ دستگاه تانك، ۲۳ دستگاه خودرو نظامي، صدها قبضه آر.پي.جي ۷ و شماري قبضههاي خمپارهانداز دشمن به غنيمت رزمندگان اسلام درآمد.
نام عمليات: ظفر ۷ (نامنظم)
زمان اجرا : ۲۳ اسفند ماه ۱۳۶۶
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير: ۵۵۰
رمز عمليات: يا محمد رسول الله ۹
مكان اجرا: شرق استان سليمانيه عراق - عقبه جبهه شمالي دشمن ارگانهاي عملكننده: قرارگاه برون مرزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و معارضان كرد عراقي
اهداف عمليات: آزادسازي بلنديهاي منطقه عمومي خرمال و انهدام نيروهاي دشمن
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
به مناسبت سالروز اين عمليات
نيروهاي قرارگاه «رمضان» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با همكاري معارضان كرد عراقي، در روز۲۳ اسفند ماه ۱۳۶۶ عملياتي را با نام « ظفر ۷ » با رمز «يا محمد رسول الله۹» در منطقه شرق استان «سليمانيه» مركز كردستان عراق- عقبه شمالي جبهه دشمن- به انجام رساندند.
اين يورش كه در منطقهاي به گستردگي ۴۰ كيلومتر مربع صورت گرفت، با هدف آزادسازي بلنديهايمنطقه شهر "خرمال" و انهدام نيروي دشمن پيگيري شد.
در اين عمليات ۱۴ ارتفاع مهم منطقه و ۷ روستا در حد فاصل نوار مرزي و شهر خرمال آزاد و به همراه آن ۱۵ دستگاه تانك و نفربر زرهي، ۲۰ دستگاه خودرو، دهها قبضه خمپارهانداز و شماري سلاح سبك و نيمه سنگين دشمن منهدم و يگانهاي تيپ۴۲۴ ،۴۳۲ و گردان مستقل حفاظت ارتش عراق متلاشي شد. عراق در اين حمله ۵۵۰ تن كشته و زخمي و اسير بر جاي گذاشت. همچنين ۱۰ دستگاه تانك، ۲۳ دستگاه خودرو نظامي، صدها قبضه آر.پي.جي ۷ و شماري قبضههاي خمپارهانداز دشمن به غنيمت رزمندگان اسلام درآمد.
نام عمليات: ظفر ۷ (نامنظم)
زمان اجرا : ۲۳ اسفند ماه ۱۳۶۶
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير: ۵۵۰
رمز عمليات: يا محمد رسول الله ۹
مكان اجرا: شرق استان سليمانيه عراق - عقبه جبهه شمالي دشمن ارگانهاي عملكننده: قرارگاه برون مرزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و معارضان كرد عراقي
اهداف عمليات: آزادسازي بلنديهاي منطقه عمومي خرمال و انهدام نيروهاي دشمن
منبع : سايت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عملیات آفندی چغالوند در غرب كشور
نگاهی به اهداف و نتایج
عملیات آفندی چغالوند در تاریخ 26 اسفند ماه سال 1359 در مناطق غرب كشور انجام شد.
میزان تمركز نیروها و استعداد و نوع یگانهای به كار گرفته شده و شیوه كاربرد نیروها توسط عراق در ابتدای جنگ از والامپرداغ در مرز تركیه و تا دهانه اروند در خلیج فارس موید این نكته بود كه دشمن در نظر داشت استان خوزستان جمهوری اسلامی ایران را كاملا اشغال نموده و سریعا با ایجاد حكومت دست نشانده نسبت به جداسازی این استان از خاك ایران اسلامی اقدام نماید.
در حالی كه در استانهای ایلام و كرمانشاه اشغال زمینهای پدافندی مناسب و در استان كردستان و آذربایجانغربی تصرف ارتفاعات مرزی جهت سهولت پشتیبانی از گروهكهای ضد انقلاب را در نظر داشته است. مقابله با این اهداف نیز به فراخور وضعیت پیش آمده صورت پذیرفت و در این راستا در جبهههای غرب عمدتا بعد از سه پیشروی عراق، عملیات آفندی محدود جهت تصرف ارتفاعات و عوارض حساس در نزدیكی خطوط تماس اجرا گردید.
ارتفاعات چغالوند با قله 1118 متری بلندترین قله رشته ارتفاع چرمیان در محور غرب گیلان غرب به قصرشیرین را تشكیل میدهد و بهترین موقعیت را برای دیدهبانی و كنترل دشت گیلان غرب و محور گیلان غرب به كوه سفید و تنگ حاجیان فراهم میكند.
برای تصرف این ارتفاعات، قرارگاه لشگر 81 زرهی كرمانشاه از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با یگانهایی از سپاه پاسداران در منطقه، عملیات آفندی خود را در صبحگاه 26 اسفند ماه سال 1359 آغاز نمود و رزمندگان اسلام بعد از 48 ساعت با تصرف تمامی اهداف پیشبینی شده دشمن را از منطقه بیرون راندند.
دو ساعت بعد از شروع عملیات آفندی، ارتفاعات چغالوند تصرف گردید و تا قبل از ظهر روز عملیات، پاكسازی محورها انجام گرفت و هدف تثبیت شد.
در این عملیات كشته و زخمی نمودن بیش از 200 نفر و اسارت 70 نفر از تلفات انسانی نیروهای بعثی بود. همچنین 4 دستگاه تانك، یك دستگاه خودرو، یك دستگاه جرثقیل و یك عراده توپ همراه مقدار قابل توجهی تجهیزات و سلاح سبك ازموارد ضایعات عراق بود.
منبع : خبرگزاری ایسنا
نگاهی به اهداف و نتایج
عملیات آفندی چغالوند در تاریخ 26 اسفند ماه سال 1359 در مناطق غرب كشور انجام شد.
میزان تمركز نیروها و استعداد و نوع یگانهای به كار گرفته شده و شیوه كاربرد نیروها توسط عراق در ابتدای جنگ از والامپرداغ در مرز تركیه و تا دهانه اروند در خلیج فارس موید این نكته بود كه دشمن در نظر داشت استان خوزستان جمهوری اسلامی ایران را كاملا اشغال نموده و سریعا با ایجاد حكومت دست نشانده نسبت به جداسازی این استان از خاك ایران اسلامی اقدام نماید.
در حالی كه در استانهای ایلام و كرمانشاه اشغال زمینهای پدافندی مناسب و در استان كردستان و آذربایجانغربی تصرف ارتفاعات مرزی جهت سهولت پشتیبانی از گروهكهای ضد انقلاب را در نظر داشته است. مقابله با این اهداف نیز به فراخور وضعیت پیش آمده صورت پذیرفت و در این راستا در جبهههای غرب عمدتا بعد از سه پیشروی عراق، عملیات آفندی محدود جهت تصرف ارتفاعات و عوارض حساس در نزدیكی خطوط تماس اجرا گردید.
ارتفاعات چغالوند با قله 1118 متری بلندترین قله رشته ارتفاع چرمیان در محور غرب گیلان غرب به قصرشیرین را تشكیل میدهد و بهترین موقعیت را برای دیدهبانی و كنترل دشت گیلان غرب و محور گیلان غرب به كوه سفید و تنگ حاجیان فراهم میكند.
برای تصرف این ارتفاعات، قرارگاه لشگر 81 زرهی كرمانشاه از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با یگانهایی از سپاه پاسداران در منطقه، عملیات آفندی خود را در صبحگاه 26 اسفند ماه سال 1359 آغاز نمود و رزمندگان اسلام بعد از 48 ساعت با تصرف تمامی اهداف پیشبینی شده دشمن را از منطقه بیرون راندند.
دو ساعت بعد از شروع عملیات آفندی، ارتفاعات چغالوند تصرف گردید و تا قبل از ظهر روز عملیات، پاكسازی محورها انجام گرفت و هدف تثبیت شد.
در این عملیات كشته و زخمی نمودن بیش از 200 نفر و اسارت 70 نفر از تلفات انسانی نیروهای بعثی بود. همچنین 4 دستگاه تانك، یك دستگاه خودرو، یك دستگاه جرثقیل و یك عراده توپ همراه مقدار قابل توجهی تجهیزات و سلاح سبك ازموارد ضایعات عراق بود.
منبع : خبرگزاری ایسنا
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
عمليات والفجر 10
والفجر
مقدمه
جمهوري اسلامي ايران براي پاسخ گويي به بمباران و موشک باران مناطق مسکوني شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بين المللي، با تغيير منطقه عملياتي از جنوب به غرب، در صدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامي را بار ديگر به جهانيان نشان دهد.
بدين منظور عمليات گسترده اي در غرب کشور در دشت هاي سليمانيه عراق هم زمان با مبعث رسول اکرم (ص) به نام والفجر 10، آغاز شد. اين عمليات در روز سه شنبه 25/12/1366، شروع و در 5 مرحله به اجرا در آمد.
منطقه حلبچه و خرمال، اگرچه از گذشته مورد توجه طراحان نظامي سپاه پاسداران بود و هر از چند گاهي در مقاطع مختلف جنگ مورد بررسي آنان واقع مي شد، ليکن با توجه به اين که تلاش اصلي همواره در جبهه جنوب صورت مي گرفت، انجام عمليات در منطقه مذکورهيچ گاه به طور جدي طرح نمي گرديد. به دنبال اصلي شدن جنگ در جبهه شمالي – که در پي پيدايش مشکلات و معضلات بسيار بر سر راه انجام عمليات در جبهه جنوبي ايجاد شد – و نيز توقف عمليات در منطقه بيت المقدس 2، توجه بيشتري به منطقه حلبچه مبذول گرديد. طراحي عمليات والفجر 10 در حالي انجام شد که دشمن اگر چه منطقه عملياتي بيت المقدس 2 را به دليل احتمال هجوم قواي ايران مسدود نموده بود، ليکن تهاجم اصلي را در جبهه جنوب محتمل مي دانست. به اين ترتيب عمليات بزرگ سال 66 در منطقه عمومي حلبچه طراحي و اجرا شد.
اهداف عمليات
در اين عمليات، علاوه بر اهداف سياسي، سه هدف عمده نظامي مورد نظر بود:
1- آزاد سازي شهرهاي حلبچه، خرمال، دو جيله، بياره و طويله.
2- فراهم سازي مقدمات تصرف سد دربنديخان.
3- انسداد عقبه اصلي دشمن در استان سليمانيه.
منطقه عمليات
منطقه عمومي حلبچه به جز در غرب و شمال که درياچه سد دربنديخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعب العبوري محصور شده است که هر يک از اين ارتفاعات از اهميت زيادي برخوردار است؛ به طوري که بالامبو و شاخ آن بر درياچه دربنديخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نيز بر شاخ شميران، سد دربنديخان، تونل جاده سليمانيه – بغداد تسلط دارد.
علاوه بر ارتفاعات فوق الذکر، مي توان از ارتفاعات و ناهمواري هاي ديگر منطقه نام برد که مهم ترين آن ها عبارتند از: ارتفاعات پرونيه، توانير، پنج قله، شينه روي، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هاني قول، تپه سزام و شاخ دارزين.
هم چنين شيارهاي موجود در منطقه نقش موثري در اختفاء نيروهاي خودي داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولي مورد استفاده قرار مي گرفت. از جمله اين شيارها مي توان از دره گلان، شيار زلم، شيار سورمر، شيار سازان، دره خورنوازان، شيار بالاي روستاي خود و شيار وشکنام نام برد.
مهم ترين تاسيسات اقتصادي منطقه، سد دربنديخان بود که علاوه بر پرورش ماهي و کشاورزي، در تامين برق قسمت و سيعي از عراق نقش مهمي داشت. پادگان حلبچه، پادگان لشکر 27 در کاني مانگا، مقر فرماندهي نيروهاي دفاع الوطني سپاه يکم در منطقه روداژه و پايگاه هاي موشکي سام 2 و سام 7 نيز از جمله تاسيسات نظامي در اين منطقه بودند.
شهرهاي مهم عراق در اين منطقه نيز به ترتيب وسعت و اهميت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجيله.
استعداد دشمن
منطقه عملياتي، تحت مسئوليت سپاه يکم عراق قرار داشت. پدافند اين منطقه قبلاً برعهده نيروهاي جاش (مزدوران کرد عراقي) بود و آن ها علاوه بر حفظ خطوط پدافندي، ماموريت مقابله با کردهاي معارض را نيز بر عهده داشتند. با شروع فعاليت هايي همچون آماده سازي زمين، تردد خودروها و ... از سوي قواي خودي در اين منطقه، دشمن نيز به اقداماتي از قبيل جايگزيني نيروهاي نظامي با جاش ها، تقويت منطقه با تيپ هاي جديد و ... مبادرت ورزيد. در مجموع يگان هايي که از قبل و نيز در جريان عمليات در منطقه حضور يافتند، عبارت بودند از:
- تيپ هاي 96، 606، 39، 14، 402، 602، 506، 422، 420، 72، 13، 707، 702، 95 و 433 پياده.
- تيپ هاي 80، 17 و 50 زرهي.
- تيپ هاي 24، 27 و 46 مکانيزه.
- تيپ هاي 65، 66 و 68 نيروي مخصوص.
- تيپ 1 کماندويي سپاه چهارم، تيپ 2 کماندويي سپاه سوم و تيپ 2 کماندويي سپاه يکم.
قواي خودي
قرارگاه خاتم الانبياء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزي عمل مي کرد.
الف – قرارگاه قدس تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشکر 7 ولي عصر (عج) با 6 گردان.
- لشکر 33 المهدي (عج) با 6 گردان.
- لشکر 25 کربلا با 10 گردان.
- لشکر 19 فجر با 6 گردان .
- لشکر 17 علي ابن ابي طالب (ع) با 6 گردان.
- لشکر 41 ثارالله با 7 گردان.
- تيپ مستقل 39 بيت المقدس با 4 گردان.
ب – قرارگاه ثامن الائمه (ع) تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشکر 9 بدر با 8 گردان.
- لشکر 55 ويژه شهدا با 6 گردان.
- تيپ مستقل 36 انصار المهدي با 4 گردان.
- تيپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.
- تيپ مستقل 29 نبي اکرم (ص) با 6 گردان.
- سپاه چهارم باختران با 6 گردان.
ج – قرارگاه فتح تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان.
- لشکر 14 امام حسين (ع) با 5 گردان.
- لشکر 11 امير المومنين با 4 گردان.
- تيپ مستقل 82 صاحب الامر با 3 گردان.
- تيپ مستقل 91 بقية الله (عج) با 3 گردان.
- تيپ مستقل 44 قمربني هاشم با 3 گردان.
- تيپ مستقل 100 انصارالرسول با 3 گردان.
طرح عمليات
به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملياتي و درياچه دربنديخان در غرب آن، در حد فاصل انتهاي شمال شرقي درياچه تا ارتفاعات سورن تنگه اي به عرض 10 کيلومتر ايجاد شده است که در مباحث طرح مانور، تضمين موفقيت عمليات را در گرو انسداد اين تنگه با الحاق از دو محور مي دانستند. اين عمل مي بايست در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و در محور جنوبي از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالي در کمر درياچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن انجام مي شد.
به منظور تحقق طرح مانور يادشده، قرارگاه قدس در محور شمالي مامور بستن تنگه و تصرف پل گردکو (عقبه اصلي دشمن به کل منطقه) شد. قرارگاه فتح در محور جنوبي مي بايست ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تامين سرپل در کمردرياچه، براي مقابله با حرکت احتمالي دشمن، با احداث پل از آمادگي لازم برخوردار باشد. قرارگاه ثامن الائمه(ع) نيز در محور مياني مامور شد تا در منطقه گوزيل – دشت سازان به طرف حلبچه پيشروي کند و در مرحله دوم جاده بياره – طويله – نوسود را تصرف و آزاد نمايد. هم چنين، قرارگاه رمضان ماموريت يافت علاوه بر فعاليت هاي شناسايي، با مشارکت تيپ 75 ظفر و کردهاي معارض ضمن تصرف شهر، توپخانه دشمن رامنهدم سازد.
شرح عمليات
عمليات در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مبارک يا محمد ابن عبدالله (ص) آغاز شد. سرعت عمل يگان ها به گونه اي بود که اغلب آن ها توانستند تمامي اهداف خود در مرحله اول را به تصرف در آوردند. به غير از واکنش دشمن در شاخ سورمر و شاخ شميران تحرک ديگري از نيروهاي عراقي مشاهده نشده و تعداد زيادي از آن ها که در خواب بودند، کشته و اسير شدند.
رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ايذايي دشمن موفق شدند حدود 20 روستا واقع در شمال و جنوب و غرب شهر خرمال را آزاد نمايند.
رزمندگان روز بعد نيز توانستند مقاومت نيروهاي دشمن را در هم شکسته و پيروزمندانه وارد شهر خرمال عراق شده و شهر را کاملا پاکسازي نمايند. در دروازه شهر گروهي از مردم به استقبال رزمندگان اسلام آمدند.
در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هاني فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، ليکن به دليل توقف قرارگاه قدس و نيز واکنش دشمن در جناح چپ عمليات،نيروها روي شاخ سورمر و شاخ شميران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامن الائمه(ع)، نيروهاي عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نيمي از شيندروي را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، براي الحاق روي يال ارتباطي شامل دشت سازان و سپس نيمي ديگر از ارتفاعات شيندروي، به پيشروي خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نيز در اين مرحله تنها توانست پمپ بنزين شهر حلبچه را به آتش بکشد.
قابل ذکر است که نيروهاي جهادگر با احداث جاده هاي مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشيده و زدن پل هاي حياتي، نقش مهمي در تسريع حرکت نيروهاي عمل کننده ايفا کردند، تا جايي که نيروهاي به اسارت گرفته شده در عمليات والفجر 10 از سرعت عمل نيروهاي عمل کننده در اين منطقه صعب العبور ابراز شگفتي مي کردند. سرهنگ پياده کوکب محمد امين از تيپ کماندويي لشکر 34 عراق مي گويد: «باوجود موانع سخت و طبيعي و ايذايي، به ذهن ما خطور نمي کرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزديک شوند، از اين رو ما زماني از آغاز عمليات با خبر شديم که در محاصره کامل قرار داشتيم.»
با گذشت ساعت ها از آغاز عمليات و تصرف شهر خرمال وده ها روستا در استان سليمانيه، طارق عزيز وزير امور خارجه عراق طي مصاحبه اي در لندن اعلام کرد: «اخبار مربوط به عمليات ايران در جبهه ها تنها يک شايعه است.»
در حالي که نيروهاي خودي از روحيه خوبي برخوردار بودند و تلفات آنان نيز بسيار اندک بود، از هم گسيختگي قواي دشمن و عدم حضور جدي آنها در منطقه موجب شد تا بر تسريع آغاز مرحله دوم عمليات تاکيدشود. دشمن بنابر تصوري که در مورد عمليات داشت، ستون هاي متعدد و طويلي را با عبور از پل هاي ملاويسي و زلم به طرف دوجيله و سپس حلبچه روانه کرد.
مرحله دوم عمليات
بعد از ظهر چهارشنبه 26/12/1366، دليرمردان سپاه با پيشروي در غرب شهر خرمال، روستاهاي تپه کالاري، حاجي رقه، تپه توکه، کپه کول و ... را توانستند، آغاز کنند. با آزاد سازي اين روستاها ارتباط شمال و جنوب استان سليمانيه قطع شد و شهر مهم دوجيله و بيش از 20 روستاي اطراف آن آزاد شد.
مرحله سوم عمليات
در بامداد پنج شنبه27/12/1366، آغاز و پس از عبور از رودخانه هاي خروشان سيران، زيمکان و آب ليله، مواضع، پايگاه و استحکامات دشمن را در سلسله ارتفاعات بالمبو و گزيل و بيش از 24 ارتفاع ديگر در جنوب استان سليمانيه عراق در هم کوبيدند و بر بيش از 90 روستاي منطقه عمومي حلبچه تسلط پيدا کردند و روستاهاي حد فاصل شهر دوجيله و درياچه دربنديخان عراق آزاد شد و نيروي دريايي سپاه با استقرار در شرق درياچه، تحرکات دشمن در آن سوي درياچه را زير نظر گرفت و پيشروي به سوي شهر حلبچه از چندين جناح ادامه، و اين شهر به محاصره در آمد و سرانجام رزم آوران اسلام موفق شدند، در زير بمباران هاي شديد هوايي و شيميايي دشمن، شهر 70 هزار نفري حلبچه را آزاد نمايند.
مرحله چهارم عمليات
اين مرحله از نيمه شب پنج شنبه 27/12/1366، آغاز و رزمندگان اسلام، پس از تثبيت مناطق آزاد شده، موفق شدند شهر مرزي و کردنشين نوسود را که بيش از 7 سال زير سلطه دشمن قرار داشت و بغداد آن را به عنوان پايگاهي براي ضد انقلابيون و منافقين وابسته تبديل کرده بود، از تيررس دشمن خارج سازند.
با استقرار کامل نيروها در شهر نوسود موفق شدند دو شهر نظامي طويله و بياره و بيش از 8 روستاي اطراف آن در نزديکي نوار مرزي را آزاد کنند.
دشمن در روز جمعه 28/12/1366، در محورهاي شمالي عمليات والفجر 10 اقدام به پاتک کرد که با هوشياري و آمادگي رزمندگان اسلام دفع شد و دشمن پس از به جاي گذاشتن ده ها کشته، زخمي و اسير، ناگزير به عقب نشيني شده و مواضع قبلي خود را نيز از دست داد.
مرحله پنجم عمليات
مرحله پنجم در شب چهارشنبه 3/1/1367 آغاز و حماسه آفرينان بسيجي و پاسدار، به دشمن حمله کردند تا به جنايت بعثي ها در بمباران شيميايي شهر حلبچه پاسخ گويند. در اين عمليات که در محور خرمال به سيد صادق در استان سليمانيه انجام شد، 19 ارتفاع حساس منطقه، از جمله ارتفاعات 1058 (وربشن) مشرف بر شهر سيد صادق و چندين روستاي ديگر استان سليمانيه آزاد شد.
پيام امام خميني (ره) به مناسبت عمليات والفجر 10
امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنين اظهار فرمودند:
... اخبار پيروزي ها و حماسه هاي دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقيان و حاميان و اربابان او، خصوصا آمريکا و اسرائيل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزيز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پيروز سپاه و بسيج و ارتش و هوانيروز و نيروي هوايي و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کليه نيروهاي مردمي و کُرد ابلاغ کنيد و سلام و تشکر ملت ايران را به مردم شهرهاي آزاد شده عراقي که بدون اين که حتي يک گلوله هم به طرف آنان و شهرهاي آنان شليک شود، با آغوش باز و فرياد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانيد و به آن ها بگوييد که مي بينيد صدام چگونه ديوانه وار شما و شهرهايتان را بمباران خوشه اي و شيميايي مي کند، و خواهيم ديد که جهان خواران چگونه در تبليغات مسموم خود از کنار اين پيروزي هاي بزرگ و جنايت صدام خواهند گذشت...
نتايج عمليات
- آزاد سازي منطقه اي به وسعت حدود 1200 کيلومتر مربع شامل شهرهاي حلبچه، خرمال، بياره، طويله و هم چنين نوسود از شهرهاي ايران.
- کاهش خط پدافندي خودي.
- گشودن جبهه اي جديد براي دشمن وانتقال توان عمده اي از ارتش عراق به جبهه شمالي.
- به اسارت درآوردن 5440 نفر از نيروهاي دشمن.
- انهدام 270 تانک و نفربر، 60 توپ صحرايي، 20 ضدهوايي، 40 خمپاره انداز، 13 دستگاه مهندسي، 230 خودرو و 750 اسلحه انفرادي و آرپي جي هفت.
- به غنيمت گرفته شدن 90 تانک و نفربر، 100 توپ صحرايي، 20 توپ ضد هوايي، 20 خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسي، 800 خودرو و 6110 اسلحه انفرادي و آرپي جي هفت
tebyan
مقدمه
جمهوري اسلامي ايران براي پاسخ گويي به بمباران و موشک باران مناطق مسکوني شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بين المللي، با تغيير منطقه عملياتي از جنوب به غرب، در صدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامي را بار ديگر به جهانيان نشان دهد.
بدين منظور عمليات گسترده اي در غرب کشور در دشت هاي سليمانيه عراق هم زمان با مبعث رسول اکرم (ص) به نام والفجر 10، آغاز شد. اين عمليات در روز سه شنبه 25/12/1366، شروع و در 5 مرحله به اجرا در آمد.
منطقه حلبچه و خرمال، اگرچه از گذشته مورد توجه طراحان نظامي سپاه پاسداران بود و هر از چند گاهي در مقاطع مختلف جنگ مورد بررسي آنان واقع مي شد، ليکن با توجه به اين که تلاش اصلي همواره در جبهه جنوب صورت مي گرفت، انجام عمليات در منطقه مذکورهيچ گاه به طور جدي طرح نمي گرديد. به دنبال اصلي شدن جنگ در جبهه شمالي – که در پي پيدايش مشکلات و معضلات بسيار بر سر راه انجام عمليات در جبهه جنوبي ايجاد شد – و نيز توقف عمليات در منطقه بيت المقدس 2، توجه بيشتري به منطقه حلبچه مبذول گرديد. طراحي عمليات والفجر 10 در حالي انجام شد که دشمن اگر چه منطقه عملياتي بيت المقدس 2 را به دليل احتمال هجوم قواي ايران مسدود نموده بود، ليکن تهاجم اصلي را در جبهه جنوب محتمل مي دانست. به اين ترتيب عمليات بزرگ سال 66 در منطقه عمومي حلبچه طراحي و اجرا شد.
اهداف عمليات
در اين عمليات، علاوه بر اهداف سياسي، سه هدف عمده نظامي مورد نظر بود:
1- آزاد سازي شهرهاي حلبچه، خرمال، دو جيله، بياره و طويله.
2- فراهم سازي مقدمات تصرف سد دربنديخان.
3- انسداد عقبه اصلي دشمن در استان سليمانيه.
منطقه عمليات
منطقه عمومي حلبچه به جز در غرب و شمال که درياچه سد دربنديخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعب العبوري محصور شده است که هر يک از اين ارتفاعات از اهميت زيادي برخوردار است؛ به طوري که بالامبو و شاخ آن بر درياچه دربنديخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نيز بر شاخ شميران، سد دربنديخان، تونل جاده سليمانيه – بغداد تسلط دارد.
علاوه بر ارتفاعات فوق الذکر، مي توان از ارتفاعات و ناهمواري هاي ديگر منطقه نام برد که مهم ترين آن ها عبارتند از: ارتفاعات پرونيه، توانير، پنج قله، شينه روي، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هاني قول، تپه سزام و شاخ دارزين.
هم چنين شيارهاي موجود در منطقه نقش موثري در اختفاء نيروهاي خودي داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولي مورد استفاده قرار مي گرفت. از جمله اين شيارها مي توان از دره گلان، شيار زلم، شيار سورمر، شيار سازان، دره خورنوازان، شيار بالاي روستاي خود و شيار وشکنام نام برد.
مهم ترين تاسيسات اقتصادي منطقه، سد دربنديخان بود که علاوه بر پرورش ماهي و کشاورزي، در تامين برق قسمت و سيعي از عراق نقش مهمي داشت. پادگان حلبچه، پادگان لشکر 27 در کاني مانگا، مقر فرماندهي نيروهاي دفاع الوطني سپاه يکم در منطقه روداژه و پايگاه هاي موشکي سام 2 و سام 7 نيز از جمله تاسيسات نظامي در اين منطقه بودند.
شهرهاي مهم عراق در اين منطقه نيز به ترتيب وسعت و اهميت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجيله.
استعداد دشمن
منطقه عملياتي، تحت مسئوليت سپاه يکم عراق قرار داشت. پدافند اين منطقه قبلاً برعهده نيروهاي جاش (مزدوران کرد عراقي) بود و آن ها علاوه بر حفظ خطوط پدافندي، ماموريت مقابله با کردهاي معارض را نيز بر عهده داشتند. با شروع فعاليت هايي همچون آماده سازي زمين، تردد خودروها و ... از سوي قواي خودي در اين منطقه، دشمن نيز به اقداماتي از قبيل جايگزيني نيروهاي نظامي با جاش ها، تقويت منطقه با تيپ هاي جديد و ... مبادرت ورزيد. در مجموع يگان هايي که از قبل و نيز در جريان عمليات در منطقه حضور يافتند، عبارت بودند از:
- تيپ هاي 96، 606، 39، 14، 402، 602، 506، 422، 420، 72، 13، 707، 702، 95 و 433 پياده.
- تيپ هاي 80، 17 و 50 زرهي.
- تيپ هاي 24، 27 و 46 مکانيزه.
- تيپ هاي 65، 66 و 68 نيروي مخصوص.
- تيپ 1 کماندويي سپاه چهارم، تيپ 2 کماندويي سپاه سوم و تيپ 2 کماندويي سپاه يکم.
قواي خودي
قرارگاه خاتم الانبياء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزي عمل مي کرد.
الف – قرارگاه قدس تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشکر 7 ولي عصر (عج) با 6 گردان.
- لشکر 33 المهدي (عج) با 6 گردان.
- لشکر 25 کربلا با 10 گردان.
- لشکر 19 فجر با 6 گردان .
- لشکر 17 علي ابن ابي طالب (ع) با 6 گردان.
- لشکر 41 ثارالله با 7 گردان.
- تيپ مستقل 39 بيت المقدس با 4 گردان.
ب – قرارگاه ثامن الائمه (ع) تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشکر 9 بدر با 8 گردان.
- لشکر 55 ويژه شهدا با 6 گردان.
- تيپ مستقل 36 انصار المهدي با 4 گردان.
- تيپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.
- تيپ مستقل 29 نبي اکرم (ص) با 6 گردان.
- سپاه چهارم باختران با 6 گردان.
ج – قرارگاه فتح تحت فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
- لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان.
- لشکر 14 امام حسين (ع) با 5 گردان.
- لشکر 11 امير المومنين با 4 گردان.
- تيپ مستقل 82 صاحب الامر با 3 گردان.
- تيپ مستقل 91 بقية الله (عج) با 3 گردان.
- تيپ مستقل 44 قمربني هاشم با 3 گردان.
- تيپ مستقل 100 انصارالرسول با 3 گردان.
طرح عمليات
به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملياتي و درياچه دربنديخان در غرب آن، در حد فاصل انتهاي شمال شرقي درياچه تا ارتفاعات سورن تنگه اي به عرض 10 کيلومتر ايجاد شده است که در مباحث طرح مانور، تضمين موفقيت عمليات را در گرو انسداد اين تنگه با الحاق از دو محور مي دانستند. اين عمل مي بايست در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و در محور جنوبي از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالي در کمر درياچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن انجام مي شد.
به منظور تحقق طرح مانور يادشده، قرارگاه قدس در محور شمالي مامور بستن تنگه و تصرف پل گردکو (عقبه اصلي دشمن به کل منطقه) شد. قرارگاه فتح در محور جنوبي مي بايست ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تامين سرپل در کمردرياچه، براي مقابله با حرکت احتمالي دشمن، با احداث پل از آمادگي لازم برخوردار باشد. قرارگاه ثامن الائمه(ع) نيز در محور مياني مامور شد تا در منطقه گوزيل – دشت سازان به طرف حلبچه پيشروي کند و در مرحله دوم جاده بياره – طويله – نوسود را تصرف و آزاد نمايد. هم چنين، قرارگاه رمضان ماموريت يافت علاوه بر فعاليت هاي شناسايي، با مشارکت تيپ 75 ظفر و کردهاي معارض ضمن تصرف شهر، توپخانه دشمن رامنهدم سازد.
شرح عمليات
عمليات در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مبارک يا محمد ابن عبدالله (ص) آغاز شد. سرعت عمل يگان ها به گونه اي بود که اغلب آن ها توانستند تمامي اهداف خود در مرحله اول را به تصرف در آوردند. به غير از واکنش دشمن در شاخ سورمر و شاخ شميران تحرک ديگري از نيروهاي عراقي مشاهده نشده و تعداد زيادي از آن ها که در خواب بودند، کشته و اسير شدند.
رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ايذايي دشمن موفق شدند حدود 20 روستا واقع در شمال و جنوب و غرب شهر خرمال را آزاد نمايند.
رزمندگان روز بعد نيز توانستند مقاومت نيروهاي دشمن را در هم شکسته و پيروزمندانه وارد شهر خرمال عراق شده و شهر را کاملا پاکسازي نمايند. در دروازه شهر گروهي از مردم به استقبال رزمندگان اسلام آمدند.
در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هاني فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، ليکن به دليل توقف قرارگاه قدس و نيز واکنش دشمن در جناح چپ عمليات،نيروها روي شاخ سورمر و شاخ شميران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامن الائمه(ع)، نيروهاي عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نيمي از شيندروي را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، براي الحاق روي يال ارتباطي شامل دشت سازان و سپس نيمي ديگر از ارتفاعات شيندروي، به پيشروي خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نيز در اين مرحله تنها توانست پمپ بنزين شهر حلبچه را به آتش بکشد.
قابل ذکر است که نيروهاي جهادگر با احداث جاده هاي مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشيده و زدن پل هاي حياتي، نقش مهمي در تسريع حرکت نيروهاي عمل کننده ايفا کردند، تا جايي که نيروهاي به اسارت گرفته شده در عمليات والفجر 10 از سرعت عمل نيروهاي عمل کننده در اين منطقه صعب العبور ابراز شگفتي مي کردند. سرهنگ پياده کوکب محمد امين از تيپ کماندويي لشکر 34 عراق مي گويد: «باوجود موانع سخت و طبيعي و ايذايي، به ذهن ما خطور نمي کرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزديک شوند، از اين رو ما زماني از آغاز عمليات با خبر شديم که در محاصره کامل قرار داشتيم.»
با گذشت ساعت ها از آغاز عمليات و تصرف شهر خرمال وده ها روستا در استان سليمانيه، طارق عزيز وزير امور خارجه عراق طي مصاحبه اي در لندن اعلام کرد: «اخبار مربوط به عمليات ايران در جبهه ها تنها يک شايعه است.»
در حالي که نيروهاي خودي از روحيه خوبي برخوردار بودند و تلفات آنان نيز بسيار اندک بود، از هم گسيختگي قواي دشمن و عدم حضور جدي آنها در منطقه موجب شد تا بر تسريع آغاز مرحله دوم عمليات تاکيدشود. دشمن بنابر تصوري که در مورد عمليات داشت، ستون هاي متعدد و طويلي را با عبور از پل هاي ملاويسي و زلم به طرف دوجيله و سپس حلبچه روانه کرد.
مرحله دوم عمليات
بعد از ظهر چهارشنبه 26/12/1366، دليرمردان سپاه با پيشروي در غرب شهر خرمال، روستاهاي تپه کالاري، حاجي رقه، تپه توکه، کپه کول و ... را توانستند، آغاز کنند. با آزاد سازي اين روستاها ارتباط شمال و جنوب استان سليمانيه قطع شد و شهر مهم دوجيله و بيش از 20 روستاي اطراف آن آزاد شد.
مرحله سوم عمليات
در بامداد پنج شنبه27/12/1366، آغاز و پس از عبور از رودخانه هاي خروشان سيران، زيمکان و آب ليله، مواضع، پايگاه و استحکامات دشمن را در سلسله ارتفاعات بالمبو و گزيل و بيش از 24 ارتفاع ديگر در جنوب استان سليمانيه عراق در هم کوبيدند و بر بيش از 90 روستاي منطقه عمومي حلبچه تسلط پيدا کردند و روستاهاي حد فاصل شهر دوجيله و درياچه دربنديخان عراق آزاد شد و نيروي دريايي سپاه با استقرار در شرق درياچه، تحرکات دشمن در آن سوي درياچه را زير نظر گرفت و پيشروي به سوي شهر حلبچه از چندين جناح ادامه، و اين شهر به محاصره در آمد و سرانجام رزم آوران اسلام موفق شدند، در زير بمباران هاي شديد هوايي و شيميايي دشمن، شهر 70 هزار نفري حلبچه را آزاد نمايند.
مرحله چهارم عمليات
اين مرحله از نيمه شب پنج شنبه 27/12/1366، آغاز و رزمندگان اسلام، پس از تثبيت مناطق آزاد شده، موفق شدند شهر مرزي و کردنشين نوسود را که بيش از 7 سال زير سلطه دشمن قرار داشت و بغداد آن را به عنوان پايگاهي براي ضد انقلابيون و منافقين وابسته تبديل کرده بود، از تيررس دشمن خارج سازند.
با استقرار کامل نيروها در شهر نوسود موفق شدند دو شهر نظامي طويله و بياره و بيش از 8 روستاي اطراف آن در نزديکي نوار مرزي را آزاد کنند.
دشمن در روز جمعه 28/12/1366، در محورهاي شمالي عمليات والفجر 10 اقدام به پاتک کرد که با هوشياري و آمادگي رزمندگان اسلام دفع شد و دشمن پس از به جاي گذاشتن ده ها کشته، زخمي و اسير، ناگزير به عقب نشيني شده و مواضع قبلي خود را نيز از دست داد.
مرحله پنجم عمليات
مرحله پنجم در شب چهارشنبه 3/1/1367 آغاز و حماسه آفرينان بسيجي و پاسدار، به دشمن حمله کردند تا به جنايت بعثي ها در بمباران شيميايي شهر حلبچه پاسخ گويند. در اين عمليات که در محور خرمال به سيد صادق در استان سليمانيه انجام شد، 19 ارتفاع حساس منطقه، از جمله ارتفاعات 1058 (وربشن) مشرف بر شهر سيد صادق و چندين روستاي ديگر استان سليمانيه آزاد شد.
پيام امام خميني (ره) به مناسبت عمليات والفجر 10
امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنين اظهار فرمودند:
... اخبار پيروزي ها و حماسه هاي دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقيان و حاميان و اربابان او، خصوصا آمريکا و اسرائيل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزيز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پيروز سپاه و بسيج و ارتش و هوانيروز و نيروي هوايي و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کليه نيروهاي مردمي و کُرد ابلاغ کنيد و سلام و تشکر ملت ايران را به مردم شهرهاي آزاد شده عراقي که بدون اين که حتي يک گلوله هم به طرف آنان و شهرهاي آنان شليک شود، با آغوش باز و فرياد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانيد و به آن ها بگوييد که مي بينيد صدام چگونه ديوانه وار شما و شهرهايتان را بمباران خوشه اي و شيميايي مي کند، و خواهيم ديد که جهان خواران چگونه در تبليغات مسموم خود از کنار اين پيروزي هاي بزرگ و جنايت صدام خواهند گذشت...
نتايج عمليات
- آزاد سازي منطقه اي به وسعت حدود 1200 کيلومتر مربع شامل شهرهاي حلبچه، خرمال، بياره، طويله و هم چنين نوسود از شهرهاي ايران.
- کاهش خط پدافندي خودي.
- گشودن جبهه اي جديد براي دشمن وانتقال توان عمده اي از ارتش عراق به جبهه شمالي.
- به اسارت درآوردن 5440 نفر از نيروهاي دشمن.
- انهدام 270 تانک و نفربر، 60 توپ صحرايي، 20 ضدهوايي، 40 خمپاره انداز، 13 دستگاه مهندسي، 230 خودرو و 750 اسلحه انفرادي و آرپي جي هفت.
- به غنيمت گرفته شدن 90 تانک و نفربر، 100 توپ صحرايي، 20 توپ ضد هوايي، 20 خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسي، 800 خودرو و 6110 اسلحه انفرادي و آرپي جي هفت
tebyan
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عملیات آفندی رقابیه/هدف:عقب راندن دشمن و برطرف کردن خط نفوذ عراق
25 اسفند سالروز عملیات آفندی رقابیه است. این عملیات 25 اسفند ماه سال 1359 صورت گرفت. در امتداد جاده اندیمشک به اهواز در استان خوزستان بعد از شهر شوش، در غرب رودخانه کرخه منطقه وسیعی از شنزارهای جنوب قرار دارد که نهایتا به ارتفاعاتی به نام میشداغ در شمال بستان منتهی میشود.
25 اسفند سالروز عملیات آفندی رقابیه است. این عملیات 25 اسفند ماه سال 1359 صورت گرفت.
در امتداد جاده اندیمشک به اهواز در استان خوزستان بعد از شهر شوش، در غرب رودخانه کرخه منطقه وسیعی از شنزارهای جنوب قرار دارد که نهایتا به ارتفاعاتی به نام میشداغ در شمال بستان منتهی میشود.
در نزدیکی مرز ایران و عراق و در غرب ارتفاعات میشداغ که زمین پوشیده از تپههای کوچک وبزرگ شنی میباشد تنگه رقابیه قرار دارد.
عراقیها به دلیل مشکل بودن عبور از این بیابان و نیاز به کارگیری نیروهای بسیار زیاد، منطقه را رها نموده و هیچگونه استقراری در منطقه نداشتند. لذا از شهر شوش تا عبدالی هر لحظه احتمال ورود عراقیها از طریق بیابان به جاده اندیشمک اهواز وجود داشت، چرا که نیروهای ایرانی نیز در این منطقه مستقر نبودند.
برخورد یک کشتی 400 نفره عراقی که با هلیبرن در نزدیکی عبدالحان پیاده شده بودند با یک گروهان از تیپ 55 هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران در چهارم اسفند ماه 1359 به خوبی نشان داد که منطقه بسیار حساس شده است. لذا جهت عقب راندن دشمن و برطرف کردن خط نفوذ عراقیها، در تاریخ 25 اسفندماه سال 1359 عملیات رقابیه طراحی و اجرا شد که تا اول فروردین ماه سال 1360 به مدت 6 روز ادامه یافت.
در عملیات آفندی رقابیه هرچند تیپ 2 لشگر 16 به دلیل وضعیت زمین از سمت جنوبی تپههای ابوصلیبی خات و رقابیه متوقف شد ولی توانست ضمن وارد کردن تلفات و ضایعات فراوان انسانی و تسلیحاتی به عراق،پیشروی احتمال دشمن را در غرب رودخانه کرخه سد نماید.
منبع : خبرگزاری ایسنا
25 اسفند سالروز عملیات آفندی رقابیه است. این عملیات 25 اسفند ماه سال 1359 صورت گرفت. در امتداد جاده اندیمشک به اهواز در استان خوزستان بعد از شهر شوش، در غرب رودخانه کرخه منطقه وسیعی از شنزارهای جنوب قرار دارد که نهایتا به ارتفاعاتی به نام میشداغ در شمال بستان منتهی میشود.
25 اسفند سالروز عملیات آفندی رقابیه است. این عملیات 25 اسفند ماه سال 1359 صورت گرفت.
در امتداد جاده اندیمشک به اهواز در استان خوزستان بعد از شهر شوش، در غرب رودخانه کرخه منطقه وسیعی از شنزارهای جنوب قرار دارد که نهایتا به ارتفاعاتی به نام میشداغ در شمال بستان منتهی میشود.
در نزدیکی مرز ایران و عراق و در غرب ارتفاعات میشداغ که زمین پوشیده از تپههای کوچک وبزرگ شنی میباشد تنگه رقابیه قرار دارد.
عراقیها به دلیل مشکل بودن عبور از این بیابان و نیاز به کارگیری نیروهای بسیار زیاد، منطقه را رها نموده و هیچگونه استقراری در منطقه نداشتند. لذا از شهر شوش تا عبدالی هر لحظه احتمال ورود عراقیها از طریق بیابان به جاده اندیشمک اهواز وجود داشت، چرا که نیروهای ایرانی نیز در این منطقه مستقر نبودند.
برخورد یک کشتی 400 نفره عراقی که با هلیبرن در نزدیکی عبدالحان پیاده شده بودند با یک گروهان از تیپ 55 هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران در چهارم اسفند ماه 1359 به خوبی نشان داد که منطقه بسیار حساس شده است. لذا جهت عقب راندن دشمن و برطرف کردن خط نفوذ عراقیها، در تاریخ 25 اسفندماه سال 1359 عملیات رقابیه طراحی و اجرا شد که تا اول فروردین ماه سال 1360 به مدت 6 روز ادامه یافت.
در عملیات آفندی رقابیه هرچند تیپ 2 لشگر 16 به دلیل وضعیت زمین از سمت جنوبی تپههای ابوصلیبی خات و رقابیه متوقف شد ولی توانست ضمن وارد کردن تلفات و ضایعات فراوان انسانی و تسلیحاتی به عراق،پیشروی احتمال دشمن را در غرب رودخانه کرخه سد نماید.
منبع : خبرگزاری ایسنا
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
بررسی آثار عملیاتهای آبی خاکی (بدر و خیبر) در روند جنگ تحمیلی؛
اقدامات ایران پس از والفجر مقدماتی و والفجر 1، یعنی عملیات خیبر و بدر را میتوان مبدأ تحول و دگرگونی در اقدامات نظامی ایران در سالهای بعد دانست.
ظهور نبوغ نظامی در مقابل پیچیدگیهای دشمن که با حمایت منابع و کارشناسان خارجی، در زمین، تسلیحات و شیوه نبرد با رزمندگان اسلام، تغییرات و توسعه قابل ملاحظهای یافته بود، موجب شد، جنگ وارد مرحله جدیدی شود که متفاوت با شرایط قبلی آن بود. به عبارت دیگر، ابتکار عمل سپاه پاسداران در هورالهویزه و پیگیری شکل جدیدی از جنگ در برابر دشمن، عقبماندگی جبهه خودی را در برابر پیچیده شدن جنگ پس از ورود به خاک عراق، جبران کرد و گونهای خلاقیت نظامی را به نمایش گذاشت که تأثیرات قابل ملاحظهای در تصمیمگیری و برنامهریزی نظامی ـ سیاسی عراق داشت.
علاوه بر این، در سطح منطقه و جهان، نیز امریکا و کشورهای عربی در پی ابتکار عمل ایران در جنگ که اشکال مختلف آن روشن و قابل پیشبینی نبود، دچار نگرانی شدند. در واقع، عملیات خیبر ضمن آن که بنبست جنگ را گشود و عراق را به چارهاندیشی دوباره برای جلوگیری از موفقیت ایران وادار کرد، موجب بازنگری در سیاستهای پیشین امریکا و توجه بیشتر این کشور برای نزدیکتر شدن به صحنه جنگ شد. و سرانجام، میتوان گفت، این دوره، مبدأ ابتکار عمل برای ادامه نبرد تا پایان جنگ بود که آثار آن در عملیاتهای آینده به شکلهای گوناگون ظاهر شد.
آثار نظامی عملیاتهای بدر و خیبر:
در سالهای 1362 و 1363 دستیابی به عملیاتی پیروزمندانه به گونهای که حامیان منطقهای و جهانی عراق، شرایط ایران را بپذیرند، به عنوان محور تلاشهای نظامی جمهوری اسلامی قرار گرفت و از این پس، عملیاتهای مختلف برای تحقق این هدف سیاسی انجام شد. عراق همچون گذشته در صدد مقابله با حملات ایران برآمد و از سوی دیگر، بسیار تلاش کرد تا با گشودن جبهههای جدید در خلیجفارس و حمله به منابع نفتی و نفتکشها و نیز شدت بخشیدن به جنگ شهرها، ایران را به مذاکره و پذیرش صلح، بدون دستیابی به حداقل حقوق سیاسی ـ اقتصادی، وادار کند. شاید بتوان گفت، تلاش عراق برای وارد کردن طرف سوم به صحنه درگیری و به عبارت دیگر، بینالمللی کردن جنگ، از همین مقطع آغاز شد. این سیاست که در این مقطع از شدت کمتری برخودار بود، به تدریج در مقاطع بعد افزایش یافت.
تغییرات در طرحهای عملیاتی:
عملیاتهای خیبر و بدر در هورالهویزه موجب دگرگونی اساسی در سازمان رزم سپاه و طراحی عملیاتهای بعدی شد. مهمترین جنبه این تغییر، شکلگیری سازمان رزم، آموزش، تجهیزات و سلاح برای عملیاتهای آبی ـ خاکی بود. انجام عملیات آبی ـ خاکی که از عملیات خیبر وارد جنگ شد و با عملیات بدر ادامه یافت، در عملیاتهای بعدی نیز یکی از جنبههای اصلی نبردها را شکل داد. قایق و غواص پدیدههای نوظهوری بودند که با این شکل جدید و در این مقطع پا به عرصه جنگ گذاشتند و توانستند، دشمن را در عملیاتهای مختلف در داخل رودخانهها، آبگرفتگی یا خلیجفارس با مشکلات جدی مواجه سازند، پدیدههایی که تا پایان نبرد برای عراق حل نشدنی مینمود. به لحاظ دیگر، این دو پدیده بار دیگر امکان حمله به جناحین و حمله به عقبه و دور زدن مواضع دشمن را میسر ساختند که در میان سایر تغییرات از اهمیت بیشتری برخوردار بود. این تغییر به همراه سایر تغییرات، جمهوری اسلامی را از برتری جدیدی نسبت به دشمن برخوردار کردند. در این سطح عراق بار دیگر پی برد، با تمام تمهیداتی که به کار برده بود و تصور مینمود حملات نظامی ایران کنترل شده است، خطر را به طور جدیتر و بیش از گذشته احساس میکرد. به ویژه، دشمن این بار دریافت که ابتکار ایرانیها پایانناپذیر مینماید. از این رو، عراق یک بار دیگر به توسعه توان رزمی، به ویژه توسعه سازمان رزم پرداخت، زیرا با اضافه شدن منطقه وسیع هورالهویزه به خطهای پدافندی، سازمان موجود قادر به دفاع از جبهههای حساس نبود، لذا، سپاه جدیدی را ایجاد کرد و مسئولیت هورالهویزه را به آن سپرد. علاوه بر این، آنها فعالیت بسیار زیادی را برای تشکیل موضع دفاعی و ایجاد موانع و استحکامات در منطقة هور آغاز کردند، که به لحاظ گستردگی منطقه، توان قابل ملاحظهای را میطلبید و تسلط کامل بر آن نیز به زودی میسر نبود. و بالاخره، فرماندهان عراقی یک بار دیگر مواضع دفاعی خود را مورد بازنگری و تجزیه و تحلیل قرار دادند تا مبادا یک غفلت استراتژیک مانند هور، برتری دیگری برای ایران به ارمغان آورد.
فعالیت مستقل ارتش و سپاه:
از جنبههای دیگر در این مقطع، میتوان به آغاز فصل جدیدی اشاره کرد که در آن، سپاه و ارتش به انجام عملیات مستقل پرداختند با آن که سپاه و ارتش در عملیات بدر یک بار دیگر به طور مشترک وارد عمل شدند، اما انجام عملیات مستقل که با عملیات خیبر آغاز شد، در پایان این مقطع به عنوان محور اصلی در نقش ارتش و سپاه بر اقدامات آتی سایه افکند. و بالاخره، میتوان اظهار داشت که در پایان این مقطع، جنگ و سپاه با یکدیگر گره خورده و بار جنگ بیش از گذشته بر دوش سپاه گذاشته شد.
تشکیل قرارگاه خاتم الانبیاء:
با ورود حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ، از آغاز دور جدید تحولات نظامی، شاهد دخالت ایشان در مسائل و تصمیمگیریهای نظامی هستیم. چرا که برای پیشبرد استراتژی جدید که بر محور دیپلماسی بود، به حضور مسئولان کشور در چنین سطحی در جنگ نیاز داشت. همچنین، با توجه به جدایی ارتش و سپاه، آقای هاشمی نقش همآهنگ کننده اقدامات آتی را بر عهده گرفت. و بالاخره، با وجود تمام این مسائل، ایشان مایل بود، در ادارة میدان نبرد دخالت مستقیم داشته باشد.
افزایش حضور فرماندهان رده بالای سپاه در این مقطع:
مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، افزایش صدمات وارده به نیروهای اصلی و ثابت سازمان رزم سپاه است. پس از آن که جنگ وارد خاک عراق شد، به دلیل شدت عمل دشمن، سخت شدن نبرد و لزوم حضور فرماندهان در صحنههای درگیری، تلفات کادر یگانها نیز افزایش یافت. در این مقطع، به ویژه در عملیاتهای خیبر، بدر و والفجر 4، تعداد زیادی از فرماندهان سپاه به شهادت رسیده و یا به سختی مجروح شدند. تنها، در عملیاتهای بدر و خیبر بیش از 9 تن از فرماندهان ارشد از جمله؛ ابراهیم حاج همت، فرمانده لشکر 27 حضرت رسول (ص)؛ عباس کریمی که به جای حاج همت، هدایت لشکر 27 را به عهده گرفته بود؛ اکبر زجاجی از معاونان لشکر 27؛ مهدی باکری، فرمانده و حمید باکری و یاغچیان، جانشینان لشکر 31 عاشورا، ستوده، جانشین تیپ 33 المهدی؛ تجلائی از فرماندهان لشکر 31 عاشورا، بهروز غلامی، فرمانده تیپ 15 امام حسن (ع) و برخی دیگر از فرماندهان یگانهای سپاه به شهادت رسیدند. این فرماندهان همه در خط شهید شدند: حاج همت هنگامی که میخواست با یک گروهان، خط را در جزیره مجنون حفظ کند، بر اثر ترکش توپ شهید شد. مهدی باکری نیز پس از آن که حاضر نشد بسیجیها را در غرب دجله تنها بگذارد، بر اثر برخورد تیر تفنگ به شدت از ناحیه پیشانی مجروح شد. هنگامی که وی را برای انتقال به اورژانس به داخل قایق در رودخانه دجله آوردند، به دلیل تسلط عراقیها بر صحنه، بر اثر برخورد موشک آر.پی.جی قایق و جسدش سوخت و آب، خاکستر آن را به نقطه نامعلومی برد. سرداران دیگری نیز تا مرز شهادت پیش رفتند اما سرنوشت آنها جز این نبود؛ برای نمونه، برادر حسین خرازی در عملیات خیبر زخمی شد. وقتی که فرمانده جنگ و نماینده امام، آقای هاشمی رفسنجانی حمله از محور طلائیه و باز کردن راه زمینی به جزیره را مرز بهشت و جهنم خواند، شهید خرازی با لشکر خود ـ لشکر امام حسین(ع) ـ وارد عمل شد اما نزدیک ظهر و در اوج درگیری، به شدت مجروح شد، به گونهای که با بدن پر از ترکش و یک دست قطع شده به بیمارستان انتقال یافت. او بالاخره به آرزوی خویش رسید و در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید و در جوار حضرت حق آرام گرفت.
جمع بندی:
در مجموع، میتوان گفت این مقطع موجب شد که از نظر روانی تصمیمگیری و طرحریزی در اقدامات نظامی جمهوری اسلامی از پیچیدگی خاصی برخوردار شود. این مسئله از نظر روانی مهمترین تأثیر را بر دشمن بر جای گذاشت. در واقع، این روند، (با تأکید بر عملیات خیبر) همچون مقطع عملیات ثامنالائمه، مبدأ تحول جدیدی در جنگ بود. در عملیات ثامنالائمه (ع)، جسارت انتخاب منطقه وسیع که قبل از آن سابقه نداشت، یک ابتکار عمل به شمار میرفت و لذا، مبدأتحولات بعدی صحنه جنگ شد. آن عملیات، زمینه و خواستگاه استراتژی عملیاتی جدیدی و تاکتیکهای ویژه بود که در عملیات رمضان متوقف شد. در مقطع دوم نیز همین تحول به چشم میخورد و عملیات خیبر خواستگاه و مبدأ استراتژی عملیاتی جدیدی شد که در یک روندی تکاملی رشد یافت. غافلگیری، پیچیدگی مانور، مانور آبی ـ خاکی برجسته ترین نمودهای عملیاتهای بعدی بودند که از مقطع ناشی میشوند.
منبع : خبرگزاری ایسنا
اقدامات ایران پس از والفجر مقدماتی و والفجر 1، یعنی عملیات خیبر و بدر را میتوان مبدأ تحول و دگرگونی در اقدامات نظامی ایران در سالهای بعد دانست.
ظهور نبوغ نظامی در مقابل پیچیدگیهای دشمن که با حمایت منابع و کارشناسان خارجی، در زمین، تسلیحات و شیوه نبرد با رزمندگان اسلام، تغییرات و توسعه قابل ملاحظهای یافته بود، موجب شد، جنگ وارد مرحله جدیدی شود که متفاوت با شرایط قبلی آن بود. به عبارت دیگر، ابتکار عمل سپاه پاسداران در هورالهویزه و پیگیری شکل جدیدی از جنگ در برابر دشمن، عقبماندگی جبهه خودی را در برابر پیچیده شدن جنگ پس از ورود به خاک عراق، جبران کرد و گونهای خلاقیت نظامی را به نمایش گذاشت که تأثیرات قابل ملاحظهای در تصمیمگیری و برنامهریزی نظامی ـ سیاسی عراق داشت.
علاوه بر این، در سطح منطقه و جهان، نیز امریکا و کشورهای عربی در پی ابتکار عمل ایران در جنگ که اشکال مختلف آن روشن و قابل پیشبینی نبود، دچار نگرانی شدند. در واقع، عملیات خیبر ضمن آن که بنبست جنگ را گشود و عراق را به چارهاندیشی دوباره برای جلوگیری از موفقیت ایران وادار کرد، موجب بازنگری در سیاستهای پیشین امریکا و توجه بیشتر این کشور برای نزدیکتر شدن به صحنه جنگ شد. و سرانجام، میتوان گفت، این دوره، مبدأ ابتکار عمل برای ادامه نبرد تا پایان جنگ بود که آثار آن در عملیاتهای آینده به شکلهای گوناگون ظاهر شد.
آثار نظامی عملیاتهای بدر و خیبر:
در سالهای 1362 و 1363 دستیابی به عملیاتی پیروزمندانه به گونهای که حامیان منطقهای و جهانی عراق، شرایط ایران را بپذیرند، به عنوان محور تلاشهای نظامی جمهوری اسلامی قرار گرفت و از این پس، عملیاتهای مختلف برای تحقق این هدف سیاسی انجام شد. عراق همچون گذشته در صدد مقابله با حملات ایران برآمد و از سوی دیگر، بسیار تلاش کرد تا با گشودن جبهههای جدید در خلیجفارس و حمله به منابع نفتی و نفتکشها و نیز شدت بخشیدن به جنگ شهرها، ایران را به مذاکره و پذیرش صلح، بدون دستیابی به حداقل حقوق سیاسی ـ اقتصادی، وادار کند. شاید بتوان گفت، تلاش عراق برای وارد کردن طرف سوم به صحنه درگیری و به عبارت دیگر، بینالمللی کردن جنگ، از همین مقطع آغاز شد. این سیاست که در این مقطع از شدت کمتری برخودار بود، به تدریج در مقاطع بعد افزایش یافت.
تغییرات در طرحهای عملیاتی:
عملیاتهای خیبر و بدر در هورالهویزه موجب دگرگونی اساسی در سازمان رزم سپاه و طراحی عملیاتهای بعدی شد. مهمترین جنبه این تغییر، شکلگیری سازمان رزم، آموزش، تجهیزات و سلاح برای عملیاتهای آبی ـ خاکی بود. انجام عملیات آبی ـ خاکی که از عملیات خیبر وارد جنگ شد و با عملیات بدر ادامه یافت، در عملیاتهای بعدی نیز یکی از جنبههای اصلی نبردها را شکل داد. قایق و غواص پدیدههای نوظهوری بودند که با این شکل جدید و در این مقطع پا به عرصه جنگ گذاشتند و توانستند، دشمن را در عملیاتهای مختلف در داخل رودخانهها، آبگرفتگی یا خلیجفارس با مشکلات جدی مواجه سازند، پدیدههایی که تا پایان نبرد برای عراق حل نشدنی مینمود. به لحاظ دیگر، این دو پدیده بار دیگر امکان حمله به جناحین و حمله به عقبه و دور زدن مواضع دشمن را میسر ساختند که در میان سایر تغییرات از اهمیت بیشتری برخوردار بود. این تغییر به همراه سایر تغییرات، جمهوری اسلامی را از برتری جدیدی نسبت به دشمن برخوردار کردند. در این سطح عراق بار دیگر پی برد، با تمام تمهیداتی که به کار برده بود و تصور مینمود حملات نظامی ایران کنترل شده است، خطر را به طور جدیتر و بیش از گذشته احساس میکرد. به ویژه، دشمن این بار دریافت که ابتکار ایرانیها پایانناپذیر مینماید. از این رو، عراق یک بار دیگر به توسعه توان رزمی، به ویژه توسعه سازمان رزم پرداخت، زیرا با اضافه شدن منطقه وسیع هورالهویزه به خطهای پدافندی، سازمان موجود قادر به دفاع از جبهههای حساس نبود، لذا، سپاه جدیدی را ایجاد کرد و مسئولیت هورالهویزه را به آن سپرد. علاوه بر این، آنها فعالیت بسیار زیادی را برای تشکیل موضع دفاعی و ایجاد موانع و استحکامات در منطقة هور آغاز کردند، که به لحاظ گستردگی منطقه، توان قابل ملاحظهای را میطلبید و تسلط کامل بر آن نیز به زودی میسر نبود. و بالاخره، فرماندهان عراقی یک بار دیگر مواضع دفاعی خود را مورد بازنگری و تجزیه و تحلیل قرار دادند تا مبادا یک غفلت استراتژیک مانند هور، برتری دیگری برای ایران به ارمغان آورد.
فعالیت مستقل ارتش و سپاه:
از جنبههای دیگر در این مقطع، میتوان به آغاز فصل جدیدی اشاره کرد که در آن، سپاه و ارتش به انجام عملیات مستقل پرداختند با آن که سپاه و ارتش در عملیات بدر یک بار دیگر به طور مشترک وارد عمل شدند، اما انجام عملیات مستقل که با عملیات خیبر آغاز شد، در پایان این مقطع به عنوان محور اصلی در نقش ارتش و سپاه بر اقدامات آتی سایه افکند. و بالاخره، میتوان اظهار داشت که در پایان این مقطع، جنگ و سپاه با یکدیگر گره خورده و بار جنگ بیش از گذشته بر دوش سپاه گذاشته شد.
تشکیل قرارگاه خاتم الانبیاء:
با ورود حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ، از آغاز دور جدید تحولات نظامی، شاهد دخالت ایشان در مسائل و تصمیمگیریهای نظامی هستیم. چرا که برای پیشبرد استراتژی جدید که بر محور دیپلماسی بود، به حضور مسئولان کشور در چنین سطحی در جنگ نیاز داشت. همچنین، با توجه به جدایی ارتش و سپاه، آقای هاشمی نقش همآهنگ کننده اقدامات آتی را بر عهده گرفت. و بالاخره، با وجود تمام این مسائل، ایشان مایل بود، در ادارة میدان نبرد دخالت مستقیم داشته باشد.
افزایش حضور فرماندهان رده بالای سپاه در این مقطع:
مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، افزایش صدمات وارده به نیروهای اصلی و ثابت سازمان رزم سپاه است. پس از آن که جنگ وارد خاک عراق شد، به دلیل شدت عمل دشمن، سخت شدن نبرد و لزوم حضور فرماندهان در صحنههای درگیری، تلفات کادر یگانها نیز افزایش یافت. در این مقطع، به ویژه در عملیاتهای خیبر، بدر و والفجر 4، تعداد زیادی از فرماندهان سپاه به شهادت رسیده و یا به سختی مجروح شدند. تنها، در عملیاتهای بدر و خیبر بیش از 9 تن از فرماندهان ارشد از جمله؛ ابراهیم حاج همت، فرمانده لشکر 27 حضرت رسول (ص)؛ عباس کریمی که به جای حاج همت، هدایت لشکر 27 را به عهده گرفته بود؛ اکبر زجاجی از معاونان لشکر 27؛ مهدی باکری، فرمانده و حمید باکری و یاغچیان، جانشینان لشکر 31 عاشورا، ستوده، جانشین تیپ 33 المهدی؛ تجلائی از فرماندهان لشکر 31 عاشورا، بهروز غلامی، فرمانده تیپ 15 امام حسن (ع) و برخی دیگر از فرماندهان یگانهای سپاه به شهادت رسیدند. این فرماندهان همه در خط شهید شدند: حاج همت هنگامی که میخواست با یک گروهان، خط را در جزیره مجنون حفظ کند، بر اثر ترکش توپ شهید شد. مهدی باکری نیز پس از آن که حاضر نشد بسیجیها را در غرب دجله تنها بگذارد، بر اثر برخورد تیر تفنگ به شدت از ناحیه پیشانی مجروح شد. هنگامی که وی را برای انتقال به اورژانس به داخل قایق در رودخانه دجله آوردند، به دلیل تسلط عراقیها بر صحنه، بر اثر برخورد موشک آر.پی.جی قایق و جسدش سوخت و آب، خاکستر آن را به نقطه نامعلومی برد. سرداران دیگری نیز تا مرز شهادت پیش رفتند اما سرنوشت آنها جز این نبود؛ برای نمونه، برادر حسین خرازی در عملیات خیبر زخمی شد. وقتی که فرمانده جنگ و نماینده امام، آقای هاشمی رفسنجانی حمله از محور طلائیه و باز کردن راه زمینی به جزیره را مرز بهشت و جهنم خواند، شهید خرازی با لشکر خود ـ لشکر امام حسین(ع) ـ وارد عمل شد اما نزدیک ظهر و در اوج درگیری، به شدت مجروح شد، به گونهای که با بدن پر از ترکش و یک دست قطع شده به بیمارستان انتقال یافت. او بالاخره به آرزوی خویش رسید و در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید و در جوار حضرت حق آرام گرفت.
جمع بندی:
در مجموع، میتوان گفت این مقطع موجب شد که از نظر روانی تصمیمگیری و طرحریزی در اقدامات نظامی جمهوری اسلامی از پیچیدگی خاصی برخوردار شود. این مسئله از نظر روانی مهمترین تأثیر را بر دشمن بر جای گذاشت. در واقع، این روند، (با تأکید بر عملیات خیبر) همچون مقطع عملیات ثامنالائمه، مبدأ تحول جدیدی در جنگ بود. در عملیات ثامنالائمه (ع)، جسارت انتخاب منطقه وسیع که قبل از آن سابقه نداشت، یک ابتکار عمل به شمار میرفت و لذا، مبدأتحولات بعدی صحنه جنگ شد. آن عملیات، زمینه و خواستگاه استراتژی عملیاتی جدیدی و تاکتیکهای ویژه بود که در عملیات رمضان متوقف شد. در مقطع دوم نیز همین تحول به چشم میخورد و عملیات خیبر خواستگاه و مبدأ استراتژی عملیاتی جدیدی شد که در یک روندی تکاملی رشد یافت. غافلگیری، پیچیدگی مانور، مانور آبی ـ خاکی برجسته ترین نمودهای عملیاتهای بعدی بودند که از مقطع ناشی میشوند.
منبع : خبرگزاری ایسنا
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]