مهدويت و علائم آخرالزمان

به كاربران برتر امكان ايجاد موضوع در اين بخش و مديريت آن موضوع داده مي‌شود

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 547
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۵, ۶:۴۴ ب.ظ
محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط arash_slayer »

zector و ahmad عزيز لطفا بحث را تمام کنيد چرا که اين بحث کمي تند شده و از حالت عادي خارج شده است.
لطفا به بحث هايي که به جذابيت هر چه بيشتر تاپيک مي انجامد بپردازيد و از بحث هاي حاشيه اي خود داري کنيد.

درضمن zector جان جريان چيه شما کمي عصبي به نظر مي رسيد :-( :-x .
او دوم دسامبر به دار اويخته شد
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

 منجي موعود در كتاب‌هاي مقدس 

نویسنده : سيد اسدالله هاشمي شهيدي
ماهنامه موعود شماره 67


اشاره:
در كتاب‌هاي مذهبي مقدسي كه در ميان هنديان به عنوان كتاب‌هاي آسماني شناخته شده و آورندگان اين كتاب‌ها به عنوان پيامبر شناخته مي‌شوند، تصريحات زيادي به وجود مقدس مهدي موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتي از آن‌ها از نظر خوانندگان گرامي مي‌گذرد.


الف) كتاب اوپانيشاد

در كتاب اوپانيشاد كه يكي از كتب معتبر و از منابع هندوها به شمار مي‌رود، بشارت ظهور مهدي موعود(ع) چنين آمده است:
«اين مظهر ويشنو (مظهر دهم) در انقضاي كلي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي، در حالي كه شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مي‌شود، و شريران را تماماً هلاك مي‌سازد، و خلقت را از نو تجديد، و پاكي را رجعت خواهد داد . . . اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد»1.


ب) كتاب باسك


در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسماني هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولي عصر(ع) چنين آمده است.
«دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان، كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد، و حق و راستي با او باشد، و آنچه در دريا و زمين‌ها و كوه‌ها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمان‌ها و زمين و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگ‌تر كسي به دنيا نيايد».2


ج) كتاب پاتيكل


در كتاب پاتيكل كه از كتب مقدسه هنديان مي‌باشد و صاحب اين كتاب از اعاظم كفره هند است و به گمان پيروانش، صاحب كتاب آسماني است، بشارت ظهور مبارك حضرت مهدي(ع) چنين آمده است:
«چون مدت روز تمام شود، دنياي كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواي بزرگ جهان كه يكي «ناموس آخرالزمان» و ديگري «صديق اكبر». يعني وصي بزرگ‌تر وي كه «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملك تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خليفه «رام» باشد، و حكم براند، و او را معجزه بسيار باشد. هر كه پناه به او برد و دين پدران او اختيار كند، سرخ روي باشد در نزد رام».

و دولت او بسيار كشيده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زياده باشد، و آخر دنيا به او تمام شود. و از ساحل درياي محيط و جزاير سرانديب و قبر بابا آدم(ع) و از جبال القمر تا شمال هيكل زهره، تا سيف البحر و اقيانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب كند. و «جگرنات» [جگرنات به لغت سانسكريت نام بتي است كه هندوها آن را مظهر خدا مي‌دانند] به فرمان او به سخن آيد و به خاك افتد، پس آن را بشكند و به درياي اعظم اندازد، و هر بتي كه در هر جا باشد بشكند»3.

از آن جا كه در اين بشارت، الفاظ و تعابيري به كار رفته است كه امكان دارد براي بعضي از خوانندگان نا مفهوم باشد بعضي از آن‌ها را جهت روشن تر شدن مطلب توضيح مي‌دهيم:

1. مقصود از «ناموس آخرالزمان»، ناموس اعظم الهي، پيامبر خاتم حضرت محمد بن عبدالله(ص) است.
2. پشن، نام هندي حضرت علي بن ابي طالب(ع) است.
3. صاحب ملك تازه، آخرين حجت خداوند حضرت ولي عصر(ع) است و راهنما، نام مبارك آن حضرت(ع) است كه بزرگ‌ترين نماينده راهنمايان الهي و نام مقدس وي نيز، هادي و مهدي و قائم به حق است.
4. كلمه «رام» به لغت «سانسكريتي» نام اقدس حضرت احديت (خدا) است.
5. اين جمله «هر كه به او پناه برد، و دين پدران او اختيار كند، در نزد رام، سرخ روي باشد» صريح است در اين كه، حضرت مهدي(ع) جهانيان را به دين اجداد بزرگوارش ـ اسلام ـ دعوت مي‌كند.
6. سومنات، بنا به نوشته دهخدا، در كتاب لغت نامه بتخانه‌اي بوده است در «گجرات». و گويند: سلطان محمود غزنوي آن را خراب كرد، و «منات» را كه از بت‌هاي مشهور است و در آن بتخانه بود، شكست. و گويند: اين لغت هندوي است كه مفرّس شده و آن نام بتي بود، و معني تركيبي آن «سوم، نات» است: نمونه قمر، زيرا «سوم» به لغت هندوي قمر را گويند، و نات، تعظيم است. براي اطلاع بيشتر به لغت نامه دهخدا، ماده «سومنات» مراجعه فرماييد.
7. و اما «جگرنات» به لغت سانسكريتي، نام بتي است كه هندوها آن را مظهر خدا مي‌دانند.


د) كتاب وشن جوك


در كتاب جوك كه رهبر جوكيان هندو است و او را پيامبر مي‌دانند، در باره بشارت ظهور حضرت بقيةالله(ع) و رجعت گروهي از اموات در دوران حكومت عدالت گستر آن حضرت، چنين آمده است:

«آخر دنيا به كسي برگردد كه خدا را دوست مي‌دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را، كه در دين‌ها اختراع كرده و حق خدا و پيامبر را پايمال كرده اند، همه را زنده گرداند و بسوزاند، و عالم را نو گرداند، و هر بدي را سزادهد، و يك «كرور» دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهي كنند»4.

دو كلمه «فرخنده» و «خجسته» در عربي به (محمد و محمود) ترجمه مي‌شود و اين هر دو اسم، نام مبارك حضرت مهدي(ع) مي‌باشد، و شايد هم اشاره به «محمّد» و «احمد» باشد؛ زيرا در روايات اسلامي وارد شده است كه حضرت مهدي(ع)دو نام دارد، يكي مخفي و ديگري ظاهر است، نامي كه مخفي است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمد» مي‌باشد
.

هـ) در كتاب ديد
در كتاب ديد كه از كتب مقدس هنديان است بشارت ظهور مبارك امام عصر(ع) چنين آمده است:

«پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگيرد، و به دين خود در آورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آيد».5

در برخي از روايات اسلامي، «منصور»، يكي از اسامي مبارك حضرت مهدي(ع) خوانده، و آيه شريفه:

و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف في القتل إنّه كان منصوراً6.
و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وي قدرتي داده ايم. پس [او] نبايد در قتل زياده‌وري كند، زيرا او ياري شده است.
به آن حضرت تفسير شده، زيرا آن يگانه باز مانده حجج الهي، وليّ خون مظلومان و منصور و مؤيّد از جانب خداوند است.


و) كتاب دادتگ

در كتاب دادتگ كه از كتب مقدس برهمائيان هند است، بشارت ظهور مبارك حضرت قائم(ع) چنين آمده است:

«بعد از آن در آخرالزمان كه مسلماني به هم رسد و اسلام در ميان مسلمانان به واسطة ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدّي حاكمان و رياي زاهدان و بي ديانتي امينان و حسد حاسدان محو شود و به جز نام از آن چيزي نماند، و دنيا مملو از ظلم و ستم شود، و پادشاهان، ظالم و بي رحم شوند، و رعيّت بي‌انصاف گردند و در خرابي يكديگر كوشند و عالم را كفر و ضلالت و فساد بگيرد، دست حق به در آيد، و جانشين آخر «ممتاطا» (در زبان هندي به معني «محمد» است) ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد و همه جا (همه جهان) را بگردد... و خلايق را هدايت كند، و آن در حالتي باشد كه تركان، امير مسلمانان باشند، و اوغير از حق و راستي از كسي قبول نكند».7

ز) كتاب ريك ودا

در كتاب ريك ودا كه يكي از كتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنين آمده است:
«ويشنو، در ميان مردم ظاهر مي‌گردد... او از همه كس قوي تر ونيرومندتر است... در يك دست «ويشنو» (نجات دهنده) شمشيري به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگر انگشتري درخشنده دارد هنگام ظهور وي، خورشيد و ماه تاريك مي‌شوند و زمين خواهد لرزيد»8.


ح) كتاب شاكموني

در كتاب شاكموني كه به اعتقاد كفره هند، پيغمبر صاحب كتاب است و مي‌گويند: وي بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرين حجت خدا(ع) چنين آمده است:

«پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيّد خلايق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او كسي باشد كه بر كوه‌هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان كاركنان او باشند، و جنّ و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» كه زير خط «استوا» است تا سرزمين «تسعين» كه زير قطب شمالي است و ماوراي بحار و ماوراي اقليم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد، و نام او «ايستاده» باشد، و خداشناس باشد».
«گشن» در لغت هندي نام پيامبر اسلام(ص) است كه در بشارت فوق، فرزند برومند وي را به نام «ايستاده» و «خدا شناس» ناميده، چنان كه شيعيان او را «قائم(ع)» و مهدي(ع) مي‌خوانند.


* كتاب تورات


الف) زبور داوود:

در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان «مزامير» در لابلاي كتب «عهد عتيق» آمده، نويدهايي در باره ظهور حضرت مهدي(ع) به بيان‌هاي گوناگون داده شده است و مي‌توان گفت: در هر بخشي از «زبور» اشاره‌اي به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.

«زيرا كه شريران منقطع مي‌شوند. اما متوكلان به خداوند، ... متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتي متلذذ خواهند شد. شرير به خلاف صادق افكار مذمومه مي‌نمايد، و دندان‌هاي خويش را بر او مي‌فشارد. خداوند به او متبسم است چون كه مي‌بيند كه روز او مي‌آيد شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمان‌هاي ايشان شكسته خواهد شد. كمي صديق از فراواني شريران بسيار بهتر است. چون كه بازوهاي شريران شكسته مي‌شود و خداوند صديقان را تكيه‌گاه است.

خداوند روزهاي صالحان را مي‌داند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود. در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ايام قحطي سير خواهند بود لكن شريران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پيه بره‌ها فاني بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زيرا متبركان خداوند، وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وي منقطع خواهند شد. صديقان وارث زمين شده، تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد اما عاصيان، مستأصل، و شريران منقطع خواهند شد»9.


ب) كتاب اشعياي نبي

در كتاب اشعياي نبي كه يكي از پيامبران پيرو تورات است، بشارت فراواني در مورد ظهور حضرت مهدي(ع) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازي از آن بشارت‌ها را نقل نموده، و برخي از نكات آن را توضيح مي‌دهيم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقيده به ظهور يك مصلح جهاني تنها نيستند، بلكه همه اهل كتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازي از بشارت كتاب اشعيا چنين آمده است:

«و نهالي از تنه «يسي»10 بيرون آمده، شاخه اي از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشي او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود، داوري نخواهد نمود و بر وفق سمع گوش‌هاي خويش، تنبيه نخواهد نمود؛ بلكه مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود . . . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.

و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پرواري با هم. و طفل كوچك آن‌ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چريد و بچه‌هاي آن‌ها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شير خوره بر سوراخ مار بازي خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعي خواهد گذاشت، و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آب‌هايي كه دريا را مي‌پوشاند»11.


ج) كتاب بوئيل نبي

در كتاب بوئيل نبي كه از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدي(ع) و نزول حضرت عيسي(ع) و محاكمه اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:
«آن گاه جميع امت‌ها را جمع كرده به وادي «يهوشافاظ»12 فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل رامحاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امت‌ها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسري در عوض فاحشه داده و دختري به شراب فروخته اند تا بنوشند»13.


د) در كتاب زكرياي نبي

در كتاب زكرياي نبي كه يكي از پيامبران بزرگ بني اسرائيل و از انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجي عالم چنين آمده است:
«اينك روز خداوند مي‌آيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع امت‌ها را به ضدّ اورشليم براي جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه‌ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بي عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيري خواهند رفت، و بقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.

و خداوند بيرون آمده با آن قوم‌ها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پاي‌هاي او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد . . . و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و «يَهْوه» (خدا) بر تمامي زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»14.

در اين جا لازم است اين نكته را توضيح دهيم كه در كتب عهدين (يعني تورات و انجيل) كلمه «خداوند» بيشتر در مورد حضرت عيسي(ع) به كار مي‌رود، كه در اين جا نيز چنين شده است. و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل كرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسي و يوم الله بودن آن روز و جهاني شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامي مطابقت دارد.


هـ) كتاب حزقيال نبي

در اين كتاب در مورد واقعة ظهور و سرنوشت اسرائيل و جهاني شدن آيين توحيد، و اجراي احكام و حدود الهي در آن عصر درخشان، چنين آمده است:

«... و تو اي پسر انسان! يهوه (خدا) چنين مي‌فرمايد: كه به هر جنس مرغان و به همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد و بياييد و نزد قرباني من كه آن را براي شما ذبح مي‌نمايم فراهم آييد. قرباني عظيمي بر كوه‌هاي اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد.

و يهوه مي‌گويد: كه بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردان جنگي سير خواهيد شد. و من جلال خود را در ميان امت‌ها قرار خواهم داد و جميع امت‌ها داوري مرا كه آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا كه برايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائيل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه يهوه ـ خداي ايشان ـ من هستم. و امت‌ها خواهند دانست كه خاندان اسرائيل به سبب گناه خودشان جلاي وطن گرديدند؛ زيرا كه به من خيانت ورزيدند»15.


و) كتاب حجي نبي

در اين كتاب نيز كه يكي از كتاب‌هاي انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور بدين گونه آمده است:
«يهوه صبايوت چنين مي‌گويد: يك دفعه ديگر ـ و آن نيز بعد از اندك زماني ـ آسمان‌ها و زمين و دريا و خشكي را متزلزل خواهم ساخت، و تمامي امت‌ها را متزلزل خواهم ساخت، و فضيلت جميع امت‌ها خواهد آمد . . . اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت . . . جلال آخر اين خانه از جلال نخستينش عظيم‌تر خواهد بود، و در اين مكان سلامتي را خواهم بخشيد»16.


ز) كتاب صفيناي نبي

در اين كتاب كه يكي از كتب انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولي عصر(ع) چنين آمده است:

«...خداوند در اندرونش عادل است و بي انصافي نمي‌نمايد. هر بامداد حكم خود را روشن مي‌سازد و كوتاهي نمي‌كند، اما مرد ظالم حيا را نمي‌داند. امت‌ها را منقطع ساخته ام كه برج‌هاي ايشان خراب شده است و كوچه‌هاي ايشان را چنان ويران كرده‌ام كه عبور كننده نباشد. شهرهاي ايشان چنان منهدم گرديده است كه نه انساني و نه ساكني باقي مانده است. و گفتم: كاش كه از من مي‌ترسيدي و تأديب را مي‌پذيرفتي... .

بنابر اين، خداوند مي‌گويد: براي من منتظر باشيد تا روزي كه به جهت غارت برخيزم زيرا كه قصد من اين است كه امت‌ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامي حدّت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا كه تمامي جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد زيرا كه در آن زمان، زبان پاك به امت‌ها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند»17.


ح) كتاب دانيال نبي

در كتاب دانيال نبي نيز بشارت ظهور منجي مطابق بشارات انبياي گذشته، چنين آمده است:

«... امير عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگي خواهد شد كه از حيني كه امتي به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر يك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد. و بسياري از آناني كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، اما اينان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و حقارت جاوداني. و حكيمان مثل روشنايي افلاك خواهند درخشيد، و آناني كه بسياري را به راه عدالت رهبري مي‌نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو اي دانيال ! كلام را مخفي دار و كتاب را تا زمان آخر مُهر كن. بسياري به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد ... خوشا به حال آن كه انتظار كشد»18.

در اين بشارت نكات چندي وجود دارد كه برخي از آن‌ها را به طور اختصار توضيح مي‌دهيم:

1. شخص مورد بشارت كه در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان «ايستاده» از او تعبير شده است، قائم آل محمد(ع) است كه بزرگ‌ترين نماينده انبياي الهي است، و دعوت تمام پيامبران خدا را يكجا در حكومت حقّه خود آشكار ساخته، آيين الهي را بر سرتاسر كره خاكي حكم فرما مي‌نمايد.

2. منظور از «زمان تنگي»، زمان بيدادگري‌ها، سختي‌ها، فشارها، ظلم و ستم‌هايي است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا مي‌شود، چنان‌كه در روايات اسلامي آمده است:
يملأ الأرض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً.

3. منظور از: «آناني كه در خاك زمين خوابيده اند»، گروهي از اموات مي‌باشند كه در دولت حضرت مهدي(ع) زنده مي‌شوند، و برخي از آنان از ياران آن حضرت مي‌گردند و در ركاب حضرتش مي‌جنگند و برخي ديگر به سزاي اعمال ناشايست خود مي‌رسند.

در اين زمينه، روايات بسياري از ائمه معصومين(ع) رسيده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري مي‌نماييم، و علاقمندان مي‌توانند به كتاب‌هايي كه دربارة «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمايند.


* كتاب انجيل

بر اساس بشارات فراواني كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح(ع) به دنبال قيام حضرت قائم(ع) در «فلسطين» آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وي تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامي حضرت مهدي(ع) گردند. از اين رو، در آخرين روزهاي زندگي ـ و شايد در طول دوران حيات ـ به ياران و شاگردان خود توصيه‌ها و سفارش‌هاي اكيدي دربارة بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيداري و هوشياري و آمادگي فرموده است كه ما به جهت اثبات اين مدعا و بيداري مسلمانان قسمتي از آن‌ها را در اين جا مي‌آوريم.

اينك متن برخي از آن بشارات كه در انجيل آمده است:


الف) انجيل متّي :

«پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمدند تا عمارت‌هاي هيكل را بدو نشان دهند. عيسي ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نمي‌بينيد؟ هر آينه به شما مي‌گويم: در اين جا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه اين اُمور كي واقع مي‌شود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب ايشان گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند. از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد. و جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قحطي‌ها و وباها و زلزله‌ها در جاي‌ها پديد آيد... .

آن گاه اگر كسي به شما گويد: اينك مسيح در اين جا يا در آن جا است باور مكنيد زيرا كه مسيحان كاذب و انبياي كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه كردندي. اينك شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شما را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آن كه در خلوت است باور مكنيد زيرا
هم چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي‌شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد...

و فوراً بعد از مصيبت آن ايام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوت‌هاي افلاك متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوّت و جلال عظيم مي‌آيد... .
پس از درخت انجير مثلش را فرا گيريد كه چون شاخه اش نازك شده برگ‌ها مي‌آورد مي‌فهميد كه تابستان نزديك است. هم‌چنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بر در ـ است. هر آينه به شما مي‌گويم... .

آسمان و زمين زايل خواهد شد ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.
اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكه آسمان جز پدر من و بس ليكن چنان‌كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود... .

پس بيدار باشيد زيرا كه نمي‌دانيد در كدام ساعت خداوند شما مي‌آيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحبخانه مي‌دانست در چه هنگامي از شب دزد مي‌آيد، بيدار مي‌ماند و نمي‌گذاشت كه به خانه‌اش نقب زند.
لذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان مي‌آيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامي كه چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد»19.

«اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد آن گاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست. و جميع امت‌ها در حضور او جمع شوند و آن‌ها را از همديگر جدا مي‌كند به قسمي كه شبان ميش‌ها را از بزها جدا مي‌كند و ميش‌ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركت يافتگان از پدر من ! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد»20.

«عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما مي‌گويم: شما كه مرا متابعت نموده ايد، در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده كرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانه‌ها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمين‌ها را ترك كرد، صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاوداني خواهد گشت»21.


ب) انجيل مَرْقُس:

«و چون او ـ عيسي ـ از هيكل بيرون مي‌رفت يكي از شاگردانش بدو گفت: اي استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگ‌ها و چه عمارت‌ها است!
عيسي در جواب وي گفت: آيا اين عمارت‌هاي عظيمه را مي‌نگري. بدان كه سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن‌كه به زير افكنده شود.
و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود... از وي پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كي واقع مي‌شود؟ و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟

آن گاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسياري را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را بشنويد مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است. ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند بر خاست، و زلزله‌ها در جاي‌ها حادث خواهد شد و قحطي‌ها و اغتشاش‌ها پديد مي‌آيد، ... ليكن شما از براي خود احتياط كنيد... .

ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده، دعا كنيد زيرا نمي‌دانيد كه آن وقت كي مي‌شود.
مثل كسي كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد ! زيرا نمي‌دانيد كه در چه وقت صاحبخانه مي‌آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما مي‌گويم به همه مي‌گويم بيدار باشيد !»22.


ج) انجيل لوقا :

«كمرهاي خود را بسته، چراغ‌هاي خود را افروخته بداريد. و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي‌كشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد . . . پس شما نيز مستعد باشيد; زيرا در ساعتي كه گمان نمي‌بريد پسر انسان مي‌آيد»23.

«و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتي خواهد بود و بر زمين، تنگي و حيرت از براي امت‌ها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. و دل‌هاي مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر مي‌شود، زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر، ابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم مي‌آيد»24.

همانگونه كه قبلا توضيح داديم مقصود از «پسر انسان» حضرت مسيح(ع) نيست، زيرا مطابق نوشته مستر هاكس آمريكايي در «قاموس كتاب مقدس» اين عبارت هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است كه فقط سي مورد آن با حضرت عيساي مسيح(ع) قابل تطبيق است». و اما پنجاه مورد ديگر از نجات دهنده اي سخن مي‌گويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسي(ع) نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالي ـ كسي اطلاع ندارد، و او كسي جز خرين حجت خدا(ع) نخواهد بود.


هـ) انجيل يوحَنّا :

و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتي مي‌آيد كه در آن جميع كساني كه در قبور مي‌باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري».

مكاشفه يوحَنّا: «و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبي سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داوري و جنگ مي‌نمايد و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهاي بسيار و اسمي مرقوم دارد كه جز خودش هيچكس آن را نمي‌داند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را كلمه خدا مي‌خوانند. ولشكرهايي كه در آسمانند بر اسب‌هاي سفيد، و به كتان سفيد و پاك ملبس از عقب او مي‌آمدند. و از دهانش شمشيري تيز بيرون مي‌آيد تا به آن امت‌ها را بزند و آن‌ها را به عصاي آهنين حكمراني خواهد نمود...

و ديدم فرشته‌اي را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامي مرغاني را كه در آسمان پرواز مي‌كنند ندا كرده مي‌گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را...»25.


پي‌نوشت‌ها:
=========
1. اوپانيشاد، ترجمه محمد داراشكوه (از متن سانسكريت)، ج 2، ص 637.
2. بشارات عهدين، ص 246؛ علائم الظهور كرماني، ص 18؛ لمعات النور في كيفية الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم.
3. علائم الظهور كرماني ص 17؛ لمعات شيرازي، ج 1، ص 18؛ نور الانوار، نور هفتم؛ بشارات عهدين، ص 246 به نقل از كتاب زبدة المعارف، ذخيرة الالباب و تذكرة الاولياء.
4. بشارات عهدين، ص 272؛ علائم الظهور كرماني، ص 18.
5. بشارات عهدين، ص 245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور كرماني، ص 18.
6. سورة اسرا، آية 33، جهت اطلاع بيشتر به كتاب المحجّة، صص129ـ127 مراجعه فرماييد.
7. علائم الظهور كرماني، ص 18؛ او خواهد آمد، ص 80.
8. او خواهد آمد، ص 65 به نقل از كتاب ريگ ودا، ماندالاي 4 و 16 و 24.
9. عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور 37، بندهاي 9 ـ 38.
10. يسي به معناي قوي، پدر حضرت داود و نوه «راعوت» است، و به طوري مشهور بود كه داود را پسر «يسي» مي‌ناميدند، در صورتي كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمي داشته و از پيغمبران بزرگ «بني اسرائيل» بوده است. ( قاموس كتاب مقدس).
11. تورات، كتاب اشعياي نبي، باب 11، پندهاي 1 ـ 10، ص 1548، كتاب مقدس.
12. وادي يهوشافاظ، نام صحرايي در نزديكي بيت المقدّس است كه اكنون وادي «قدرون» ناميده مي‌شود. (لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص 177).
13. كتاب مقدس، كتاب بوئيل نبي، ص 1327، باب 3، بندهاي 2 و 3.
14. همان، كتاب زكرياي نبي، ص 1382، باب 14، بندهاي 10ـ1.
15. كتاب مقدس، كتاب حزقيال نبي، ص 1265، باب 39،
بند 23_17.
16. قاموس كتاب مقدس، ماده «پسر خواهر»، ص 219.
17. كتاب مقدس، كتاب صفيناي نبي، ص 1363، باب 3، بندهاي 9 ـ 5.
18. كتاب مقدس، كتاب دانيال نبي، ص 1309، باب دوازدهم، بندهاي 12 ـ 1.
19. كتاب مقدس، انجيل متي، ص 41، باب 24، بندهاي 8 ـ 1، 29 ـ 23 ، 37 ـ 28 و 46 ـ 42.
20. كتاب مقدس، انجيل متي، ص 44، باب 25، بندهاي 34 ـ 31.
21. انجيل متي، باب 19، بندهاي 28 و 29.
22. 42 ـ كتاب مقدس، انجيل مرقس، ص 77، باب 13، بندهاي 1 ـ 9 و 32 تا 37.
23. كتاب مقدس، انجيل لوقا، ص 116 باب 12، بندهاي 35 و 36 و 40 ـ 37.
24. انجيل لوقا، باب 21، بندهاي 27 ـ 25.
25. كتاب مقدس، مكاشفه يوحنّاي رسول، ص 417، باب 19، بندهاي 18 ـ 11.
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

نشانه‌هاي پراكنده
در پايان بحث علايم نشانه‌هاي غير قطعي ظهور امام مهدي (عج) اينك بخشي از خطبه‌ي طولاني « بيان » را كه به اميرالمؤمنين علي (ع) منسوب است مي‌آوريم . اين خطبه دربردارنده‌ي بحث‌هاي بسيار و نشانه‌هاي متعددي از نزديك شدن هنگامه‌ي ظهور است .
آورده‌اند كه :
روزي اميرالمؤمنين علي (ع) بر فراز منبر خطاب به انبوه مردم فرمود :
« هان اي مردم ! من پدر مهدي ، همان قائم نجات بخشي هستم كه واپسين حركت تاريخ ، به فرمان خدا براي اصلاح زمين و زمان بپا مي‌خيزد . »
مالك اشتر بپا خواست و گفت : « سالار ما ! چه زماني آن قائم شما قيام مي‌كند ؟ »
در پاسخ ضمن برشمردن نشانه‌هاي هنگامه‌ي قيام و ظهور فرزندش مهدي (عج) از جمله فرمود :
« ... واي بر شهر ري و كشتار سهمگين و به اسارت رفتن زنان ، سربريده شدن كودكان و اعدام مردان و فجايعي كه در آن روي مي‌دهد .
واي بر جزيره‌ي قيس از شرارت عنصر هولناكي كه با سپاه خود در آنجا پياده مي‌شود ، همه‌ي ساكنان آن‌جا را مي‌كشد و يا ترور مي‌نمايد .
بهوش باشيد ، واي بر اهل بحرين از رخداد‌هايي كه از هر سو و هر مكاني يكي پس از ديگري در آن پديد مي‌آيد و در نتيجه ، بزرگان و مردان آن كشته مي‌شوند و كودكانشان اسير مي‌گردند .
در اينجا هفت حادثه، يكي پس از ديگري رخ مي‌دهد :
حادثه‌ي اول ، در جزيره‌اي از آن كه در شاخ شمالي آن قرار دارد و « سماهيچ » ( نام يكي از بلاد بحرين ) نام دارد .
حادثه‌ي دوم ، در نزديكي شاخ شمالي غربي آن .
حادثه‌ي سوم ، ميان « ابُلّه » ( نام محله‌اي است در چها رفرسخي بصره كه اكنون جزو شهر گرديده ) و مسجد .
حادثه‌ي چهارم ، ميان كوه بلند و دو بلندي معروف به كوه « حِنوه »
حادثه‌ي پنجم ، سپس به كرخ روي مي‌آورد ... .
حادثه‌ي ششم ، ميان جنگل‌ها و درختان سدر طرف شطّ « ماحي»
و هفتمين و بزرگترين اين رخدادها در نقطه‌اي بنام « حورتين »
و علامت اين رخدادها اين است كه يكي از سران عرب در خانه‌اش در ساحل جزيره كشته مي‌شود و سرش به دستور حاكم آن جزيره ، بريده مي‌شود و آن‌گاه عرب به سوي او يورش مي‌برند و درنتيجه ، مردان كشته مي‌شوند و ثروت‌ها به غارت مي‌رود و از پي اين هرج و مرج و آشفتگي‌هاست كه عجم بر عرب مي‌شورد ( كسي مي دونه آيا كسي از سران عرب در جزيره كيش خونه داره يا نه ؟ شايد منظور از جزيره همين جزيره باشه )
بهوش باشيد ! واي بر اهل « خطه » از رخدادهاي گوناگون و پياپي كه در آن رخ مي‌دهد .
اولين آن‌ها در « بطحاء » ( نام يكي از بخش‌هاي بطيحه است كه ميان واسط و بصره قرار گرفته ) رخ مي‌دهد ، حادثه‌ي دوم در « دبيره » ( نام روستايي در بحرين ) حادثه‌ي سوم در « صفصف » ( نام يكي از دره‌هاي شهر افكان است كه منسوب به يعلي بن محمد است ) حادثه‌ي چهارم در ساحل آنجا ، پنجم در بازار قصاب‌ها ، ششم در شاه‌راه آن ، هفتم در ميان « زرّافه » ( نام محله‌اي در شهر لبيد ) هشتم در « جرّازه » ( نام يكي از بخش‌هاي بطيحه است ميان واسط و بصره قرار گرفته است ) حادثه‌ي ديگر در مدارس و ديگري در « تاروت » ( ظاهراً صحيح آن تاران است كه يكي از جزاير درياي سرخ است ) .
بهوش باشيد ! واي بر حال بغداد از مرگ و كشتار و هراسي كه از « ري » بسوي آن متوجه مي‌گردد و همه‌ي اهل آن را فرا مي‌گيرد ، آنگاه كه شمشير در ميان آن فرود مي‌آيد و آن‌چه خدا بخواهد كشته مي‌شود .
و از نشانه‌هاي آن از جمله اين است : آنگاه كه حكومت روم ضعيف گردد ( شايد منظور از روم آمريكا باشد ) و عرب بر آنجا سيطره يابد و فتنه‌ها بسان راه يافتن مورچه در ميان مردم راه يابند ، عجم در آن شرايط عليه عرب شورش مي‌كند و بصره را مي‌گيرد .
بهوش باشيد ! واي بر فلسطين و آن‌چه از فتنه‌هاي طاقت‌فرسا و سهمگين كه در آن واقع مي‌گردد .
بهوش باشيد ! واي بر جهانيان و فتنه‌ها و رنج‌هايي كه در آن زمان ، همه‌ي كشورها از غرب گرفته تا مشرغ و شمال تا جنوب ، همه جا را مي‌گيرد ، برخي بر برخي مسلط مي‌گردند و جنگ‌هاي پايان‌ناپذير بر جهانيان سايه مي‌افكند ، همه‌ي اين‌ها بخاطر عملكرد ظالمانه‌ي خود مردم است و پروردگارت به بندگانش ستم روا نمي‌دارد . »
خواننده‌ي گرامي ! به همين اندازه از نشانه‌هاي غير قعي ، بسنده مي‌شود پيش از اين نيز در سخن مرحوم شيخ ميد بخش ديگري از اين نشانه‌ها از نظرتان گذشت . و اينك به ترسيم علامت‌هاي قطعي ظهور مي‌پردازيم .


ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

ب) نشانه‌هاي قطعي
نشانه‌هاي تخلف ناپذير امام مهدي (عج) كه بي هيچ ترديدي مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذيري با آن دارند ، پنج نشانه‌اند .
برخي از اين پنج نشانه ، اندكي پيش از ظهور و برخي چندماه پس از آمدن آن گرامي و برخي اندكي پيش از قيام نجات بخش و جهاني آن حضرت ، پديدار خواهند شد .
در اين مورد ، روايات بسياري وارد شده است كه با اندك تفاوت در تربيت پيدايش اين علايم و نشانه‌ها آن‌ها را نشان مي‌دهد .
ما نخست ، برخي از روايات را كه اين علايم پنج‌گانه را ، به صورت كوتاه ترسيم مي‌كند مي‌آوريم ، آن‌گاه هر كدام از نشانه‌ةا را با توضيحي كه در روايات در مورد آن آمده و تفسير مناسبي كه با ذهن مي‌رسد ، ترسيم مي‌نماييم .
روايات
1- امام صادق (ع) در اين مورد فرمود :
« پيش از قيام مهدي (عج) پنج رخداد بزرگ در پيش خواهد بود :
اول جنبش ترقي خواهانه‌ي مرد يمني
دوم جنبش ارتجاعي سفياني
سوم نداي روح بخش آسماني
چهارم فرورفتن زمين
پنجم قتل زكيه .»
2- و نيز فرمود :
« پيش از قيام قائم ، پنج علامت و نشانه مهم در پيش خواهد بود : جنبش مرد ترقي خواه يمني ، جنبش ارتجاعي سفياني ، نداي آسماني ، قتل نفس زكيه و فرورفتن زمين »
3- و نيز فرمود :
« نداي آسماني به هنگامه‌ي قيام قائم ، جنبش ارتجاعي سفياني ، جنبش مترقي مرد يمني ، فرو رفتن زمين و ديگر ، كشته شدن نفس زكيه ، اين پنج نشانه ، از علايم قطعي ظهورند »


ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

قابل توجه Zector عزيز

1- نداي آسماني
ندا ، يا خروش آسماني ، از نشانه‌ها و روشنترين علامت‌ها و نيرومندترين دلايل و براهين ، بر ظهور دگرگونساز و نجاتبخش حضرت مهدي (عج) است .
اين خروش و نداي آسماني ، بسان اعتراف آسمان و آسمانيان به حقانيت قيام قائم (ع) و اثبات واقعيت عظيم و پرشكوهي است كه قرآن شريف و پيامبر گرانقدر اسلام و خاندان پاك و پاكيزه‌اش از آن نويد داده‌اند .
روايات رسيده به صراحت بيانگر آن است كه خروش آسماني از جانب فرشته‌ي وحي است و اوست كه ندا قيام قائم (ع) را سر مي‌دهد .
روشن است كه منظور از خروش آسماني نه صداي مهيب رعد يا غرش توپخانه و موشك‌ها يا سلاح‌هايي از اينگونه است كه ساخته‌ي دست انسان و ره آورد انديشه‌ي او باشد بلكه خروش آسماني سخني است پرمعنا و روشن كه همگان پيام آن را در مي‌يابند .
از روايات خواهيم آورد كه طنين آن ندا و اثرگذاري آن در جهانيان به گونه‌اي است كه هر آن كس كه در خواب است وحشت‌زده بيدار مي گردد و آن كه نشسته است از ترس بپا مي‌خيزد و ايستاده بي‌اختيار به زمين مي‌افتد و بانوان با عفت از سراپرده‌ي خويش از خوف و هراس بيرون مي‌دوند .
بعبارت ديگر : به هنگام طنين آن نداي آسماني ، موج عظيمي از ترس و دلهره جامعه‌ي بشري را مي‌گيرد و از جهان ، قرار و آرامش سلب مي‌گردد به گونه‌اي كه هيچ كس نمي‌تواند آن خروش آسماني را ناديده گرفته يا آن را كوچك شمارد و يا به طبيعت جريان‌ها و رخدادهاي طبيعي و سازمان باعظمت هستي ، نسبت دهد ، چرا كه انسان آن ندا و پيامش را بي هيچ ترديدي ، به شايستگي دريافت مي‌دارند و هر چه هم منحرفان و بيدادگران بخواهند آن را طبق هواهاي خويش توجيه و تفسير نمايند سودي نمي‌برند .

اعلاميه جهاني
واقعيت اين است كه رخداد پرشكوهي ، چون ظهور امام مهدي (عج) پيش از رخ دادن خويش ، يك اعلاميه جهاني ، آن هم در گسترده‌ترين سطح و روشنترين معنا و مفهوم ميطلبد . و از آن‌جايي كه اين نهضت آسماني و عدالت خواهانه و انسان‌ساز يك نهضت جهاني است و به همه‌ي بشريت تعلق دارد به همين جهت زيبنده است كه همه‌ي جهانيان بر رخ دادنش آگاهي يابند و بدانند كه بزودي آن حضرت با ظهور خويش ، روند جامعه و تاريخ را بكلي دگرگون مي‌كند و زندگي را به ريل ديگري مي‌اندازد .
از امام صادق (ع) آورده‌اند كه د مورد نداي آسماني فرمود :
« هر جامعه و مردمي به زبان و فرهنگ خويش آن خروش آسماني را مي‌شنود »

اما چگونه ؟
در اينكه جهانيان ، اين نداي آسماني را چگونه دريافت مي‌دارند ، مسأله‌اي است كه بطور دقيق براي نگارنده روشن نيست اما ممكن است به يكي از دو صورت ذيل باشد :
1- ممكن است خروش آسماني تنها به واژه و زبان عربي فصيح و رسا ، طنين افكند و آنگاه طنين آن در چند ثانيه سراسر گيتي را فراگيرد و كساني كه زبان عربي را بخوبي مي‌دانند ، آن پيام را به همان صورت دريابند و آنانكه به واژه و فرهنگ عربي آگاهي كامل ندارند آن را بدون دريافت مفهوم بشنوند و پس از تحقيق و پي‌جويي ، مفهوم و معناي آن را دريابند . ممكن است آن نداي آسماني را ، خبرگزاري‌ها به سراسر جهان مخابره و در كشوري به زبان و فرهنگ آن منتشر نمايند و بدينسان نداي آسماني ظرف چند دقيقه به همان زبان‌ها ترجمه شود و در هر جامعه و تمدني آن را به زبان خويش از رسانه‌هاي گروهي دريافت دارند . اين نكته ، شايسته‌ي يادآوري است كه : پيامبر (ص) و امامان نور (ع) به هنگام نويد از آينده و سخن گفتن با مردم ، با توجه به سطح خرد و انديشه‌ي مردم سخن مي‌گفتند و مي‌دانيم كه انديشه‌ها در آن روزگاران نمي‌توانستند رسانه‌هاي گروهي و وسايل سريع خبررساني جهان امروز و نقش آن‌ها را ، در رساندن اخبار و رويدادها به دورترين نقاط گيتي – در كوتاه‌ترين فرصت ممكن – درك كنند ، از اين رو امام صادق (ع) به اين بيان بسنده كرد كه : « يسمعه كلّ قومٍ بِألسنتهم» . هر جامعه‌اي نداي آسماني را به زبان و لغت خويش مي‌شنود و ديگر به چگونگي آن و فراتر از اين نپرداخته است . ( به عقيده‌ي من احتمال فوق الذكر در مورد پخش و بررسي نداي آسماني در رسانه‌هاي گروهي آينده و فهم و درك مردم و پي بردن به ماهيت و معني ندا آسماني از اين روش خيلي كمه چون رسانه فقط براي منفعت و جيب خودشون كار مي‌كنن و امكان داره معني و مفهوم اصلي ندا رو به نفع خودشون تغيير بدن )
2- احتمال ديگر اين است كه هر جامعه و تمدني اين نداي آسماني را بصورت اعجاز آميزي ، طبق فرهنگ و زبان خويش دريافت مي‌دارد به گونه‌اي كه همگان در همان لحظات نخست ، نداي آسماني را بدون ترجمه و گزارش خبرگزاري‌ها به زبان و لغت خويش درك مي‌كنند ، چنين چيزي بعيد نيست ، زيرا خداوند بر هر كاري تواناست و ظهور امام مهدي (عج) نيز به معجزات و كارهاي اعجاز آميز و ماوراي طبيعي پيچيده شده است . علاوه بر اين ، دريافت همگاني نداي آسماني از نظر مادي نيز كار ناممكن نيست ، چرا كه ما هم‌اكنون شاهد اين حقيقت هستيم كه انسان ، اين مخلوق خدا ، توانسته است تجهيزاتي بسازد كه ظرف چند لحظه يك نطق سياسي يا اجتماعي را به لغات و زبان‌هاي گوناگوني ترجمه كند كه هم اينك اين دستگاه را در مركز سياست جهاني بكار مي‌گيرند بطوريكه نماينده‌ي هر كشوري سخنراني‌هاي متعدد را بع زبان ويژه‌ي خويش دريافت مي‌دارد . اينك ، هنگامي كه بشر بر چنين كاري توانايي يافت ، آيا آفريدگار هستي نمي‌تواند اين نداي آسماني پيش از ظهور را ، در يك لحظه به گونه‌اي طنين افكن سازد كه آن را به گوش همه‌ي جهانيان برساند و هر جامعه و مردمي آن را به لغت و زبان خويش بشنوند ؟ چرا كه خداوند بر هر كاري تواناست و با انسان‌ها جز اندكي از علم و دانش ارزاني نشده است .

ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

Ahmad6644,
با تشکر از زحمات شما دوست گرانقدر در جهت روشن شدن حقايق واقعي. :smile:
اگر مايل باشيد پيشنهاد ميکنم تمام مطالب اين تاپيک را بعد از اتمام بصورت يک فايل pdf در بياوريم تا همه ازش استفاده کنن؟ :-(
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

Saeid12345, پيشنهاد جالبي كردين ، اگه اجازه بدين پس از پايان مطالب و جمع بندي كلي در اين مورد تصميم گرفته بشه :) :-)
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

نداهاي متعدد

از مجموع رواياتي كه خواهد آمد اين نكته دريافت مي‌گردد كه نداي آسماني در آستانه‌ي ظهور ، متعددند و از نظر قالب و روح با هم متفاوت و زمان طنين افكندن آن‌ها نيز با هم فاصله دارد .
نخستين ندا در ماه رجب طنين مي‌افكند و نداي دوم و سوم به ترتيب در ماه رمضان و ماه محرم .
و باز از روايات چنين دريافت مي‌گردد كه آن ندا و خروش آسماني كه داراي اهميت بسياري است و از نشانه‌هاي قطعي ظهور شمرده شده است ، دومين نداست ، يعني ندايي است كه در ماه رمضان همه جا شنيده مي‌شود و اين خروش آسماني پرشكوه‌ترين و پرشورترين نويد و بشارتي است كه آسمان به اهل زمين مي‌فرستد ، هنگامي كه بزرگ‌ترين هشدار و اخطار به ظغيانگران و جباراني است كه در برابر حق ، سر فرود نمي‌آورند .
ما نمي‌توانيم طنين و عكس‌العمل اين نداي آسماني در جامعه و تمدن‌هاي بشري در آستانه‌ي ظهور را در صفحهي انديشه خويش ترسيم نماييم ، از سويي شادماني و سرور بر چهره‌ي ايمان آوردگان جلوه‌گر مي‌گردد و از ديگر سو دلهره و اضطراب و ترس و هراس بر دل‌هاي جنايتكاران سايه مي‌افكند ، بويژه آنگاه كه در مي‌يابند ديگر توان گريز از قلمرو و قدرت و حكومت آن پيشواي پراقتدار و عدالت گستر را ندارند و پيشواي پرشكوهي كه همه‌ي آسمانيان پيش از زمينيان به ياريش برخاسته و تمامي مراكز و شاه‌رگ‌هاي طبيعت در برابر فرمان او سر تعظيم فرود آورده‌اند و آن گرانمايه‌ي عصرها و نسل‌ها در ماوراي ماده و طبيعت نيز تصرف مي‌نمايد .
درود خدا بر پيامبر و خاندان پاك و پاكيزه‌ي او باد كه در همه‌ي ميدان‌ها ، انگشت روي نقاط حساس و مورد نظر نهاده و هر آنچه مربوط به اين خروش آسماني مي‌گردد همه را به اندازه‌اي كه خردها و انديشه‌هاتوان دريافت آن را در آن روزگاران داشته‌اند ، همه را بيان فرموده‌اند .


نمونه‌هايي از روايات

1- امام صادق (ع) در اين مورد فرمود :
« آن خروش آسماني كه در ماه رمضان پيش از ظهور طنين مي‌افكند ، در شب جمعه ، شب 23 ماه رمضان خواهد بود»
2- « ابوحمزه ثماني » از امام صادق (ع) پرسيد كه :
« آن نداي آسماني چگونه خواهد يود ؟ »
آن حضرت پاسخ داد :
« ندا كننده‌اي ، در آغاز روز از آسمان ندايي سر مي‌دهد كه هر جامعه و ملتي به زبان و فرهنگ خويش آن را مي‌شنود و ندا اين است (( چهانيان ! بهوش باشيد كه حق با علي و در راه و رسم علي (ع) و شيعيان حقيقي آن گرامي است )) آن‌گاه ابليس عصرهمان روز ندا مي‌دهد كه : (( مردم ! بهوش باشيد كه حق در راه و رسم سفياني و پيروان اوست )) و اينجاست كه باطل گرايان به آفت شك و ترديد گرفتار مي‌گردند »
3- امام باقر (ع) در اين مورد مي‌فرمايند :
« نداكننده‌اي از آسمان بنام قائم آل محمد (ص) ندا مي‌دهد و همه‌ي كساني كه در شرق و غرب عالم هستند مي‌شنوند ، خفته‌اي نمي‌ماند جز اينكه وحشت‌زده بپا مي‌خيزد . پس درود خدا بر كساني كه از آن نداي آسماني پند و اندرز گيرند چرا كه نداگر اول جبرئيل است و ندا ، نداي اوست . اين ندا در ماه مبارك رمضان ، شب جمعه و در شب 23 ماه خواهد بود از اين رو در آن ترديد نكنيد ، آن را بشنويد و اطاعت كنيد و در پايان روز نداي ابليس طنين مي‌افكند كه مي‌گويد : (( بهوش باشيد كه فلانب مظلوم كشته شده )) تا بدينوسيله بذر ترديد بيافشاند و مردم را به فتنه افكند و آن روز ، ترديدكنندگان حيرت‌زده‌اي كه به آتش دروزخ سقوط كنند بسيارند . بنابراين هنگامي كه نداي آسماني را در ماه رمضان شنيديد ، در آن ترديد نكنيد چرا كه نداي فرشته‌ي امين است و علامت آن اين است كه بنام قائم (ع) و پدر گرانقدرش ندا مي‌دهد ، ندايي كه دوشيزگان در سراپرده‌ي خويش آن را مي‌شنوند و پدران و برادران خويش را براي حركت از خانه و پيوستن به امام مهدي (ع) تشويق مي‌نمايند . اين دو ندا بناگزير از ظهور قائم (ع) خواهد بود . »
4- و نيز آن حضرت مي فرمايند :
« نداي آسماني در ماه مبارك رمضان و شب 23 آن خواهد بود ، هيچ موجودي كه خداوند به او روح ارزاني داشته باشد نخواهد بود ، جز اينكه آن خروش آسماني را مي‌شنود . بر اثر آن ، همه‌ي خفتگان بيدار و سراسيمه از خانه‌ها خارج خواهند شد و زنان و دختران جوان ، سربزهنه از سراپرده‌ي خويش بيرون خواهند گريخت . »
5- امام صادق (ع) مي فرمايند :
« نخستين كسي كه با قائم بيعت خواهد نمود ، فرشته‌ي وحي است . او در چهره‌ي پرنده‌ي سفيدي از آسمان فرود مي‌آيد و با آن حضرت ، دست بيعت مي‌دهد . آنگاه يك پا ، بر بيت‌الله و پاي ديگر به بيت‌المقدس مي‌گذارد و با نداي زيبا و رسايي كه همگان آن را مي‌شنوند مي گويد : (( فرمان خدا رسيد ، پس آن را به شتاب نخواهيد )) »
6- امام رضا (ع) مي فرمايند :
« در ماه رجب سه ندا از آسمان طنين مي‌افكند :
يكي مي‌گويد : (( بهوش باشيد كه لعنت خدا بر ستمكاران است ))
دومي مي‌گويد : (( هان اي مؤمنان ! آن حادثه نزديك شونده ، نزديك شد ))
سومي مي‌گويد : (( خداوند آن گرامي را فرمان ظهور داده است ، پس سخنان او را بشنويد و فرمان او را گردن نهيد )) »
7- زراره از امام صادق (ع) آورده است كه ايشان فرمودند :
« ...... و نداگري ندا مي دهد كه : (( بي‌ترديد علي و شيعيان او رستگار و كاميابند ))
زراره مي گويد : (( سرورم ! پس از آن ، چه كساني با مهدي (عج) مي‌جنگند ؟ ))
ايشان پاسخ مي‌دهد : (( شيطان ندا مي‌دهد كه فلاني و پيروان او كامياب و رستگارند )) و نام يكي از امويان را مي‌برد .
زراره مي‌گويد : (( با اين بيان ، چه كسي راستگو را از دروغپرداز باز مي‌شناسد ؟ ))
امام پاسخ مي دهد : (( آنان كه روايات ما را مي‌شناسند و روايت مي‌كنند ، راستگو را مي‌َشناسند )) »
8- اميرالمؤمنين علي (ع) مي‌فرمايند :
« ......... جبرئيل در نداي خويش مي‌گويد : (( هان اي بندگان خدا ! آن‌چه مي‌گويم بشنويد ، اين مهدي‌آل محمد است كه از مكه ظهور كرده است ، او را پاسخ گوييد و فرمانش را اطاعت كنيد )) »


ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

ذکر برخی روایات مرتبط با دوران پیش از ظهور

پست توسط Reza6662 »

ذکر برخی روایات مرتبط با دوران پیش از ظهور

نخستين دادگاهى كه در دولت حقه حضرت مهدى(ع) تشكيل مى شود،براى بررسى خون به ناحق ريخته شده محسن حضرت فاطمه(ع) است.
روزگار رهايي، ج 2 ص 070 1


هر پرچمى پيش از قيام قائم برافراشته شود و خودر را نایب آن حضرت بداند، پرچمدار آن طاغوت است.
وسائل ا لشيعه ج 1 1، ص37 , مستدرك الوسائل، ج 11ص 34


این روایت، مشروع نبودن تشكيل حكومت در عصر غيبت كبرى را اثبات می کند. و نتيجه گرفته اندكه قيام براى تشكيل حكومت اسلامى، نه تنها بي نتيجه است كه گرفتارى وناراحتى اهل بيت(ع) را نيز پي دارد. حتى روايتی از امام سجاد(ع) است كه مى فرمايد:
به خدا سوگند، هيچ يك از ما و دوستان ما، پيش از قيام مهدی خروج نمى كند، مگر اين كه مثل او، مانند جوجه اى است كه پيش از محكم شدنِ بال هايش، از آشيانه پروازكرده باشد. در نتيجه كودكان، او را گرفته و با او به بازى مى پردازند *

* وسائل الشيعه ج 11 ص 36 ,مستدرك الوسائل ج 11ص 37.
Novice Poster
Novice Poster
پست: 99
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ شهریور ۱۳۸۵, ۸:۰۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 84 بار

پست توسط nemo »

ايرانيان و نقش آنان در دوران ظهور


3. در تفسير كلام خداى بزرگ: وقضينا الى بنى اسرائيل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتين و لتعلن علوا كبيرا. فاذا جاء وعداولهما بعثنا عليكم عبادا لنااولى باس شديد فجاسواخلال الديار و كان وعدا مفعولا. (1)

به بنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب،«تورات » كه دوبار درزمين فساد و سركشى بزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها(فساد) برسد. بندگانى از خودرا كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شمامى فرستيم تا در همه جا جستجو كنند واين وعده اى انجام شده است.

در تفسير «نورالثقلين » از«روضه كافى » درباره تفسير آيه شريفه «بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باس شديد» از امام صادق،عليه السلام، نقل شده است كه فرمود:

آنان كسانى هستند كه خداوندتبارك و تعالى قبل از ظهور قائم،عليه السلام، آنها را برمى انگيزد وآنان دشمنى از آل پيامبر، صلى الله عليه وآله، را فرانمى خوانند مگر اينكه او را به قتل مى رسانند.

و «عياشى » در تفسير خود ازامام باقر، عليه السلام، روايت كرده كه حضرت آيه شريفه «بعثناءعليكم عبادا لنا اولى باس شديد»را قرائت مى كردند، سپس فرمودند:

او قائم، عليه السلام، و ياران اويندكه داراى قوت و نيروى زيادمى باشند.

و در «بحارالانوار» روايت شده كه روزى امام صادق، عليه السلام،آيه شريفه فوق را قرائت كردند; دراين هنگام ياران آن حضرت ازايشان پرسيدند: «فدايت شويم اينهاچه كسانى هستند؟» آن حضرت درپاسخ سه مرتبه فرمودند: «به خداسوگند آنان اهل قم هستند» (2)

بررسى روايات:
اما رواياتى كه از طريق شيعه و سنى در ستايش ايرانيان و نقش آنان در به دوش كشيدن درفش هدايت اسلام وارد شده، بسياراست، از آن جمله اند:

1. روايت «مبارزه بااعراب، براى بازگشت به اسلام »

«ابن ابى الحديد» معتزلى درشرح نهج البلاغه نقل كرده است كه:

روزى اشعث بن قيس نزداميرمؤمنان، عليه السلام، آمد و از ميان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزديكى حضرت رساند، بعد رو به آن بزرگوار كرده و گفت: اى اميرمؤمنان اين سرخ رويان (ايرانيان) كه اطراف شما را گرفته و نزديك شما نشسته اندبر ما چيره شده اند. در اين لحظه كه حضرت كاملا سكوت فرموده و سر رابه زير افكنده و با پاى خود آرام به منبر مى كوبيد (يعنى اشعث چه گفتى) ناگهان «صعصعة بن صوحان »، يكى از ياران باوفاى حضرت، گفت: ما را با اشعث چه كار؟امروز اميرمؤمنان، عليه السلام،درباره اعراب مطلبى را مى فرمايد كه هميشه بر سر زبانها خواهد ماند وفراموش نمى گردد، سپس حضرت پس از درنگى اندك، سر را بالا گرفته وفرمود: كدام يك از اين شكم پرستان بى شخصيت مرا معذور مى دارد و حكم به انصاف مى كند، كه برخى از آنهامانند الاغ در رختخواب خود مى غلتد وديگران را از پند آموختن محروم مى سازد! آيا مرا امر مى كنى آنان(ايرانيان) را طرد كنم؟ هرگز طردنخواهم كرد. چون در اين صورت اززمره جاهلان خواهم بود. اما سوگندبه خدايى كه دانه را شكافت وبندگانش را آفريد حتما شما را براى برگشت مجدد به آيين تان سركوب مى كنند همانگونه كه شما آنان(ايرانيان) را در آغاز، براى پذيرش اين آيين سركوب نموديد. (3)

اشعث بن قيس رئيس قبيله بزرگ «كنده »، از سران منافقين و از جمله كسانى بوده كه در قتل اميرمؤمنان، عليه السلام، شركت داشت و دختر او«جعده » نيز همسر امام مجتبى،عليه السلام، بود كه آن حضرت رابوسيله زهر مسموم نمود و پسرش «محمدبن اشعث » از جمله افرادى بوده كه در به شهادت رساندن سيدالشهدا حضرت حسين بن على،عليه السلام، سهيم بوده است.

به گفته روايت، اشعث در صف آخر نمازگزاران آنگونه كه آداب مسلمانهاست ننشست، بلكه صفهارا شكافت و گردنهاى نمازگزاران رااين طرف و آن طرف زد تا در صف اول نماز بگزارد، همينكه به قسمت جلو رسيد گروه انبوهى از ايرانيان را ديد كه اطراف منبر اميرمؤمنان،عليه السلام، گرد آمده اند. اشعث باقطع كردن خطبه و سخنرانى حضرت، با صداى بلند، آن بزرگواررا مخاطب ساخت: اى امير مؤمنان!اين سرخ رويان بر ما چيره شده اند.البته سر اينكه تعبير به سرخ رويان كرده اين است كه عربها رنگ سبز رااگر زياد باشد سياه مى گويند به همين جهت در اثر سرسبزى وبسيارى نخل خرمادر عراق، آن كشور را «ارض سواد» يعنى سرزمين سياه مى نامند. از اين رو ازسفيد نيز تعبير به سرخ مى كنند.بدين جهت عجم (ايرانيان) را چون سفيدپوست هستند، سرخ رويان و يافرزندان سرخ رويان مى گويند.

اما اينكه اميرمؤمنان،عليه السلام، مكرر با پاى مباركش به منبر زد، شايد به اين خاطر بود كه مى خواستند با اين كار خود به اشعث بگويند: تو چه مى گويى؟ درواقع مى خواستند با سكوت خودپاسخ او را بدهند.

اما «صعصعة بن صوحان عبدى » كه از ياران برگزيده آن حضرت بود. اهميت قضيه را درك كرد كه منظور اشعث طرح خلافت مسلمانهاست كه از ارزشهاى دنيوى است و بايد ويژه اعراب وامثال آنان باشد. و سزاوار نيست مسلمانهاى جديد و سفيدپوست(ايرانيان) اطراف حضرت جمع شده باشند و از اشعث به آن بزرگوارنزديكتر باشند. وانگهى صعصعة عارف به آن موازين اسلامى بود كه اميرمؤمنان، عليه السلام، به آنهاملتزم است. با توجه به اين شناخت صعصعة مى دانست كه جواب امام،عليه السلام، به اشعث كوبنده خواهدبود. از اين رو صعصه با جمله «ما رابا اشعث چه كار؟» او را سرزنش كرد كه چنين نعره عشيره اى ونژادپرستانه را بر ضد ايرانيان سرداد. كه امام، عليه السلام، پس ازسكوتى طولانى سرش را بالا گرفت اما نه اينكه به اشعث نگاه كند وجوابش را بدهد بلكه از او روى گردانيده مسلمانان را مورد خطاب قرار داد كه: چه كسى مرا معذورمى دارد؟ چه كسى به انصاف حكم مى كند درباره من، از اين افرادبى شخصيت كه يكى از آنان كه نه داراى انديشه است و نه هدف بلكه انسانى كودن و پرخواب وشهوتران است كه با لوليدن دررختخواب از ناز و نعمت و پرخورى و شكمبارگى مانند حيوان، به بى شخصيتى و كسل بودن و تنبلى خود اكتفا ننموده، بلكه ديگران را نيزاز آموختن معارف دين محروم مى كند و آنان را مورد طعنه قرارمى دهد زيرا آنان (ايرانيان)قلبهايشان متوجه علم و اهل دانش بوده و اطراف امام و پيشواى خود ومنبر وى گرد مى آيند.

اى اشعث! آيا مرا امر مى كنى كه آنان را طرد كنم آنگونه كه گروهى مرفه از طرفداران حضرت نوح،عليه السلام، چنين درخواستى را ازاو نمودند و بدو چنين گفتند: «افرادى كه اطراف تو را گرفته و از تو پيروى مى كننند جز اراذل و اوباش وبى انديشه ها نيستند»، بلكه اى اشعث!پاسخ من به تو همان پاسخ پيامبرخدا حضرت نوح، عليه السلام، به افراد پست و بى شخصيت قوم خودش مى باشد كه فرمود: «من آنان را طرد نخواهم كرد چون دراين صورت از جمله جاهلان خواهم بود.»

سپس مولاى متقيان، عليه السلام- با سوگندهايى كه پيامبر اسلام،صلى الله عليه وآله، از آينده كسانى كه اطراف منبر او حلقه زده بودند وطرفدارانش [خبر داده بود] - گفتارخود را به پايان برد مانند فقره اى ازخطبه گذشته كه فرمود:

سوگند به خدايى كه دانه راشكافت و موجودات زنده را آفريد،البته آنان شما (اعراب) را براى اينكه به آيين اسلام برگرديد سركوب مى كنند آنگونه كه شما در اوايل، آنان(ايرانيان) را مى زديد تا داخل در دين اسلام شوند.

اين مطلب دلالت دارد كه وعده الهى بزودى در بين اعراب محقق مى شود و آنان از دين روبرمى گردانند و خداوند فرس(ايرانيان) را جايگزين آنها مى نمايدكه مانند آنان عرب زبان نيستند... ودلالت دارد كه پيروزى اسلام در اين مرحله از ايران آغاز شده و به طرف قدس ادامه مى يابد و مقدمه براى ظهور حضرت مهدى، عليه السلام،است.

2. روايت «شيران بى فرار»

اين روايت را «احمد بن حنبل » ازپيامبر، صلى الله عليه وآله، نقل كرده كه آن حضرت فرمود:

نزديك است كه خداوند متعال،اطراف شما را از عجم پر نمايد، آنان چون شيرانى هستند كه اهل فرارنيستند طرفهاى درگير و دشمنان شمارا مى كشند و از غنيمتهاى شمااستفاده نمى كنند. (4)

اين روايت را «ابونعيم » در كتاب خودش به چند طريق از «حذيفه » و«سمرة بن جندب » و «عبدالله بن عمر» نقل كرده است، الا اينكه او به جاى عبارت «از غنائم شما استفاده نمى كنند» «استفاده مى كنند» آورده است. (5)

3. روايت «گوسفندان سياه و سفيد»

اين روايت را نيز «حافظ ابونعيم » در كتاب خود به چند طريق از«ابوهريره » و از مردى از صحابه واز «نعمان بن بشير» و «مطعم بن جبير» و «ابوبكر» و «ابو يعلى » و«حذيفه يمانى » از پيامبر،صلى الله عليه وآله، نقل كرده است كه عبارت حديث، از حذيفه مى باشد:

پيامبر، كه درود و سلام خدا بر اوباد، فرمود: امشب خواب ديدم گوسفندانى سياه پشت سرم درحركت اند، سپس گوسفندان سفيدى به آنها پيوستند، به طورى كه ديگرگوسفندان سياه را نديدم، ابوبكر گفت:اين گوسفندان سياه اعراب هستند كه از شما پيروى مى كنند و گوسفندان سفيد عجم هستند كه از شما پيروى مى كننند و آنقدر تعداد آنان زيادمى شود كه عربها در بين آنها ديده نشده و به شمار نمى آيند، پيامبر، كه درود و سلام خدا بر او باد، فرمود:درست است فرشته وحى هم چنين تعبير كرده است. (6) در روايات ابو نعيم عبارات گوناگونى است كه تعبير ابوبكر درآنها نيست و در برخى از آن روايات آمده است كه پيامبر،صلى الله عليه وآله، در خواب ديد كه گوسفندان سياهى را آب مى دهد كه گوسفندان سفيد بسيارى نيز به طرف ايشان روى آوردند... تا آخر.

4. روايت «ايرانيان، طرفداران اهل بيت »

حافظ ابونعيم اين روايت را دركتاب ياد شده از «ابن عباس » نقل كرده و گفته است:

نزد پيامبر، صلى الله عليه وسلم،صحبت از فارس ها به ميان آمد،حضرت فرمود: فارس ها (ايرانيان)طرفداران و دوستداران ما اهل بيت هستند. (7)

5. روايت «عجم، مورد اعتمادپيامبر»

اين روايت را نيز ابونعيم دركتاب خويش از «ابوهريره » روايت كرده كه گفت:

نزد پيامبر، صلى الله عليه وسلم،سخن از موالى و عجمها به ميان آمد،حضرت فرمود: سوگند به خدا من بيش از شما (و يا بيشتر از بعضى از شما)به آنها اعتماد دارم. (8)

قريب به همين مضمون را«ترمذى » در كتاب خود آورده است (9) ، البته لفظ عجمها در اينجا اعم از عجم (ايرانى) است و شامل غيرعرب از عجم، مانند تركان وغيرآنها نيز مى شود.

6. روايت «آيا مردم، كسانى جزفارسيان و روميان اند؟»

ابونعيم در كتاب خود، اين روايت را از ابوهريره نقل كرده كه پيامبر،صلى الله عليه وسلم، فرمود:

امت من آنچه را كه امتهاى گذشته ونسلهاى قبل از آنان گرفته اند وجب به وجب و متر به متر خواهند گرفت. گفته شد: يا رسول الله همانگونه كه فارس و روم انجام دادند؟ حضرت فرمود:مردم كدامند غير از فارسها وروميان؟ (10)

اين روايت، به حقيقتى از تاريخ تمدن اشاره دارد و آن اينكه فرس(عجم) و روميان يعنى غربى هامركز ثقل تمدن بشريت را در تاريخ تشكيل مى دهند و ما در زمان خود،شاهديم كه هيچ ملتى مانند فرس(ايرانيان) بر سر تمدن، طرف درگير،با غربيها نيست.

ادامه دارد


پى نوشتها:

1. سوره اسراء (17)، آيه 4-7.

2.المجلسى،محمدباقر،بحارالانوار،ج 60،ص 216.

3. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 284.

4. ابن حنبل، احمد، مسند، ج 5، ص 11.

5. ابو نعيم الاصفهانى، احمد بن عبدالله، ذكراخبار اصبهان، ص 13.

6. همان، ص 8-10.

7. همان، ص 11.

8. همان، ص 12.

9. الترمذى، ابو عيسى محمد بن عيسى، سنن، ج 5،ص 382.

10. ابونعيم الاصفهانى، احمدبن عبدالله، همان، ص 11.

منبع : سایت موعود
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

Reza6662,

نخستين دادگاهى كه در دولت حقه حضرت مهدى(ع) تشكيل مى شود،براى بررسى خون به ناحق ريخته شده محسن حضرت فاطمه(ع) است.


هر پرچمى پيش از قيام قائم برافراشته شود و خودر را نایب آن حضرت بداند، پرچمدار آن طاغوت است.


این روایت، مشروع نبودن تشكيل حكومت در عصر غيبت كبرى را اثبات می کند. و نتيجه گرفته اندكه قيام براى تشكيل حكومت اسلامى، نه تنها بي نتيجه است كه گرفتارى وناراحتى اهل بيت(ع) را نيز پي دارد


جمله‌ي اولتون در مورد تشكيل دادگاه و احقاق حق بيگناه هست كه چيز عجيبي نيست .

با جمله‌ي دومتون موافقم ، هر كس خودش رو فرستاده‌ي امام زمان بخواند كفر گفته .
اين دليل نميشه كه مقابل ظلم وانستيم ، اين دقيقا برعكس معني جمله‌ي سوم شما رو داره ، معني و مفهومش اينه كه با تمام قدرت و توان هوشيار باشيم و در مقابل جهل و ظلم دفاع كنيم .

روايتی از امام سجاد(ع) است كه مى فرمايد:
به خدا سوگند، هيچ يك از ما و دوستان ما، پيش از قيام مهدی خروج نمى كند، مگر اين كه مثل او، مانند جوجه اى است كه پيش از محكم شدنِ بال هايش، از آشيانه پروازكرده باشد. در نتيجه كودكان، او را گرفته و با او به بازى مى پردازند *


با اين هم موافقم ، چون در دوران غيبت استراتژي مسلمانان تدافعي است و كسي حق تعرض و حمله‌ي پيش‌دستانه ندارد ، اگر حمله‌ي پيشدستانه انجام شود و يا آغاز گر جنگ باشد همانند گفته‌امام سجاد (ع) مي شود .


------------------------------------------------------

ببخشيد دوستان چند روزه سرم شلوغه ، نتونسم ادامه‌ي مطالب رو پست كنم ، اگه خدا بخواد به زودي ادامه مطالب رو هم مي‌فرستم :(
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 876
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 71 بار

پست توسط Ahmad6644 »

سلام و تبريك خدمت تمام دوستان كاربران سايت ، ببخشيد كه مدتي مطالب رو پست نكردم ، بالاخره عيد هست و نميشه كمپليت پشت سيستم بشينم و تايپ كنم ، شما به بزرگي خودتون ببخشيد ، سعي مي‌كنم مطالب رو سريع تر ارسال كنم تا بينشون فاصله نيفته .

دوست عزيزم آقا رضا ، سال جديد رو به شما تبريك مي‌گم و اميدوارم هميشه شاد و پيروز باشيد . در مورد پست شما كه نوشته بوديد قبل از ظهور كسي حق ايجاد حكومت و يا جهاد اسلامي رو نداره در پست قبلي خودم جواب رو دادم اما يه چيز ديگه رو يادتون نره ، اگه چنين چيزي كه شما گفتيد واقعا مورد تاييد امام و معصومين بود در سخنان خودشون از جنبش سيد يمني و سيد خراساني به عنوان جنبش آزادي بخش و جنبش حق طلبانه ياد نمي‌كردند . موفق و معيد باشيد

2- جنبش ارتجاعي سفياني

داستان سفياني در روايات بسياري آمده است و در دسته‌اي از آن‌ها تصريح شده است كه نام او ، « عثمان بن عنبسه » مي‌باشد .
او فردي از افراد بشر است و آن گونه كه برخي او را « شوروي » و پايگاه از هم پاشيده‌ي كمنيسم پنداشته‌اند نيست و خروج اين عنصر پليد و تجاوزكار از نشانه‌هاي قطعي ظهور امام مهدي (عج) است .
رواياتي كه از كارهاي سفيانب و جنايات هولناك او سخن مي‌گويد به گونه‌اي است كه از جنايت‌هايش موي بدن انسان راست مي‌شود و دل‌ها مي‌لرزد . او از سنگدل‌ترين انسان‌هايي است كه نه عاطفه در قاموس و زندگيش وجود دارد و نه مهر و رحم ، جنايتكارترين مجرمترين انسان‌هاست و از نظر شكستن مقررات خدا و جرأت بر او ، كم نظير است و قساوت و سنگدلي ، بي‌مانند است .
او نژاد از امويان دارد . عنصر خونريزي است كه انسان‌ها را به آساني ، بسان حشرات مي‌كشد و به بانوان مسلمان و شايسته كردار با سنگ‌دلي ، هتك حرمت روا مي‌دارد و هر حرامي را حلال نموده و هر جنايتي را مرتكب مي‌گردد .
او و ياران ستمكارش دل‌هايي از كينه و بدخواهي ، نسبت به مقام والاي خاندان پيامبر (ص) انباشته دارند ، چرا كه او ، وارث گذشتگان پليد خود ، امويان كفرپيشه است كه دست‌ها تا مرفق به خون خاندان پيامبر (ص) و پيروان آن آلوده دارند .
و او نيز مي‌كوشد تا آن جنايات پياپي و خط خيانت اجداد پليد خويش را امتداد بخشد . جناياتي را مرتكب مي‌شود كه عرش خدا از آن‌ها به لرزه در‌آمده و از آن فجايع و قساوت‌ها ، آسمانيان و زمينيان به ضجه درآيند .
از اين رو ، در مورد عنصر قانون شكن و كينه‌توزي كه انبوهي از قماش خودش او را همراهي و پيروي مي‌كنند و او با وقاحت خود را به كشور و جامعه ، تحميل و قدرت و امكانات آن را بدون ذره‌اي ترس و حيا و كمترين شرم و وجدان ، همه را در راه خواسته‌هاي درون آلوده و شرربارش بكار مي‌گيرد ، چه مي‌توان پنداشت ؟
راستي كه دوران كوتاهي را كه « سفياني » در آن حكومت مي‌كند ، بدترين و شرربارترين دوره‌هاي تاريخ اسلام است و روزگار حكمراني اين تجاوزكار سركش و خودكامه ، از بدترين و سياه‌ترين روزگاران و ادوار تاريخ انسان .
او تجاوزكاري است كه حركت مي‌كند و بذر بيداد مي‌افشاند و ظلم را مي‌گستراند . مصيبت‌ها ، رنج‌ها و فاجعه‌ها كشت مي‌كند و كشتارگاه‌ها براي مردان و زنان و كودكان برپا مي‌دارد به گونه‌اي كه زندگي بشر در زمان حكراني او فاقد هر نوع كرامت و تهي از هر نوع ارزش انساني و حقوق بشري مي‌گردد .
او بلاي سهمگين ، مصيبت آشكار و رنج بزرگي براي خاورميانه و كشورهاي آن نظير عراق ، سوريه ، حجاز و مناطق مجاور اين‌ها خواهد بود . به همين جهت از پيامبر و اميرالمؤمنين علي (ع) و ديگر امامان نور (ع) در مورد اين بلاي بزرگ و اين آفت و عذابي كه همه را در بر مي‌گيرد ، روايات و گزارشات بسياري مي‌توان در منابع اسلامي يافت .
1- از حذيفه آورده‌اند كه : پيامبر گرامي (ص) از فتنه‌اي كه ميان مشرق و مغرب رخ خواهد داد ، ياد كرد و فرمود :
« در همان اوج فتنه ، عنصر پليدي به نام سفياني ، از دره خشك وادي يابس ، عليه آنان خروج مي‌كند و در دمشق فرود مي‌آيد . آنگاه دو سپاه ، يكي به سوي مشرق و ديگري به سوي مدينه‌ي منوره گسيل مي‌دارد . سپاه او در سرزمين بابل به شهر بغداد كه نفرين شده است فرود مي‌آيد و بيش از سه هزار نفر را مي‌كشد و فراتر از يكصد زن را به زور تصاحب و هتك حرمت مي‌كنند و سيصد نفر از چهره‌ها و شخصيت‌هاي بني عباس را نابود مي‌سازد . سپس به كوفه سرازير مي‌گردد و خانه‌هاي اطراف آن را تخريب مي‌كنند و پس از آن به شام روي مي‌آورد . از پي آن ، پرچم هدايت و نجاتي در كوفه به اهتزاز درآمده و از آنجا كه بسوي آنان حركت و در راه به آن‌ها مي‌رسد و ضمن پيكار شديدي ، همه را نابود مي‌سازد به گونه‌اي كه يك نفر از سپاه سفياني باقي نمي‌ماند تا خبررسان شكست مفتضحانه آنان را برساند و همه اسيران و غنائم جنگي را نيز آزاد مي‌سازد . سپاه ديگر او به مدينه وارد مي‌گردد و سه شبانه‌روز آن را غارت مي‌كند . پس از آن به سوي شهر مكه روي مي‌آورند تا به بياباني مي‌رسند كه خداوند جبرئيل را بسوي آنان برميانگيزد و دستور مي‌دهد كه برود و آنان را نابود سازد و جبرئيل با پاي خود ضربتي بر آن زمين فرود مي‌آورد كه زمين به فرمان خدا همه آنان را فرو مي‌برد و جز دو نفر باقي نمي‌ماند ... »
2- اميرالمؤمنين علي (ع) در خطبه‌ي مشهورش به نام « بيان » كه برخي از رخدادها و فتنه‌هاي آينده را ترسيم مي‌كند ، از جمله از خروج سفياني ، خبر مي‌دهد كه فرازهايي از آن را مي‌آوريم :
« بهوش باشيد ! واي بر كوفه ! اين شهر و ديار شما و آنچه در واپسين حركت تاريخ و آخرالزمان مهدي ، از سفياني بر آن وارد مي‌گردد . او از ناحيه « هجر » با سپاهي گران كه سركرده‌اي قوي هيكل و درشتخو و سياه‌پوست كه حرف نخست نامش « ش » است و آن سپاه سفاك را فرماندهي مي‌كند ، وارد شهر شما مي‌گردد . واي بر كوفه ! و از فرود او. به خانه‌هاي شما ! او حريم شما را غاصبانه مالك مي‌شود و كودكانتان را بي‌رحمانه سرمي‌برد و به زنانتان بيشرمانه اهانت روا مي‌دارد . عمر او طولاني و شرارت او بسيار و جنگجويان او بسان شيردرنده و بي‌باكند . آگاه باشيد كه سفياني سه بار به بصره يورش مي‌برد و وارد آنجا مي‌گردد . عزيزان آن سرزمين را به ذلت مي‌كشاند و زنانش را به اسارت . نشانه‌ي خروج سفياني ، اختلاف سه پرچم و برخورد آن‌هاست :
پرچمي از مغرب كه وارد مصر مي‌گردد و در آنجا جنايات بسياري مرتكب مي‌شود .
پرچمي از بحرين از جزيره « أوال » از سرزمين « فارس » به اهتزاز در مي‌آيد .
پرچمي از شام .
اين فتنه يك سال ادامه خواهد يافت و پس از آن مردي از فرزندان « عباس » خروج مي‌كند و اهل عراق مي‌گويند : « گروه پابرهنگان يا بيدادگران و اصحاب آراء مختلفه آمدند » اهل شام و فلسطين دچار دلهره مي‌گردند و بسوي سردمداران شام و مصر روي مي‌آورند و به آنان گفته مي‌شود : « شما برويد و پسر فرمانروا ، يعني سفياني ، را بخواهيد و او را به ياري بطلبيد . »
آنان سفياني را دعوت مي‌كنند و او با خواست آنان موافقت مي‌نمايد و در نقطه‌اي از دمشق بنام « حرستا » فرود مي‌آيد و همه دايي‌ها و بستگان فكري خويش را در آن‌جا گرد مي‌آورد و در بيابان خشك كه منطقه‌اي از دمشق است ، گروه‌هاي متعددي طرفدار دارد كه به او مي‌پيوندند . سفياني دعوت آنان را اجابت مي‌كند و روز جمعه به همراه همه‌ي آنان در دمشق به مسجد مي‌رود و براي نخستين بار بر فراز منبر قرار مي‌گيرد و در نخستين منبر خويش آنان را دعوت به جهاد مي‌كند و آنان نيز با شنيدن سخنانش ، با او دست بيعت مي‌دهند كه دستورات او را ، خواه مطابق ميل باشد يا نباشد ، نافرماني نكنند . سپس به نقطه‌اي بنام « غوطه » مي‌رود و همه‌ي مردم برگرد او اجتماع مي‌كنند و اينجاست كه سفياني در رأس گروه‌هايي از مردم شام ، خروج مي‌كند و سه پرچم به اختلاف مي‌پردازند :
پرچمي از ترك و عجم كه سياه رنگ است
پرچمي زرد رنگ كه پرچم فرزند عباس است .
پرچمي از سفياني و سپاه او .
در نقطه‌اي بنام « بطن ارزق » پيكار سختي در ميان آنان رخ مي‌دهد و 60 هزار كشته بر زمين مي‌ماند و سفياني پيروز مي گردد و مردم بسياري را قتل عام مي‌كند و سرزمين و مراكز قبايل را به تصرف در مي‌آورد و در ميان آنان نخست عادلانه رفتار مي‌كند به گونه‌اي كه مي‌گويند : « هر آنچه از بيدادگري سفياني به ما گزارش شده ، بي اساس است . »
اما بخداي سوگند ! آنان دروغ مي‌گويند و نمي‌دانند كه امت محمد (ص) از شرارت و شقاوت سفياني ، به چه فاجعه و بيدادي گرفتار مي‌گردد . چرا كه اگر مي‌دانستند چنين پندار ساده‌لوحانه‌اي در مورد او نداشتند و او را عدالت خواه نمي‌گفتند . به هر حال او كوتاه مدتي با آنان خوشرفتاري مي‌كند و عدالت را پيشه مي‌سازد ، آنگاه نخستين حركت او آغاز مي‌گردد كه بسوي « حمص » كه مردم آن در سخت‌ترين شرايط ، روزگار مي‌گذرانند ، مي‌رود ، از فرات عبور مي‌گند و به دروازه‌ي مصر مي‌رسد و به نقطه‌اي كه « قريه سبا » قرار دارد . در آنجا رخداد عظيم و پيكار سهمگيني خواهد داشت كه خبر آن همه جا منتشر مي‌گردد و دل‌ها از خشونت و شقاوت او لبريز از ترس و دلهره مي‌گردد و شهرها يكي پس از ديگري ، در برابر او سقوط مي‌كند . سپس مستانه و مغرورانه به دمشق باز مي‌گردد و مردم به او نزديك مي‌شوند و او سپاهي سپاهي گران بسوي مدينه گسيل مي‌دارد و سپاهي ديگر بسوي مشرق ، در بغداد 70 هزار نفر را قتل عام مي‌كند و شكم 300 زن باردار را مي‌شكافد . و آنگاه سپاه او به كوفه مي‌رسد ، چه اشك‌ها از چشمان مرد و زن ، جاري مي‌شود .
اما سپاهي را كه بسوي مدينه گسيل داشته است ، هنگامي كه بيابان خشك و سوزاني مي‌رسد ، با خروش سهمگين جبرئيل روبرو مي‌گردد و همه‌ي آن‌ها جز دو تن را ، زمين به فرمان خدا فرو مي‌برد . گروهي از شريفترين فرزندان پيامبر از شرارت او به روم مي‌روند و سفياني از رهبر مي‌خواهد كه بردگان او را ، به كشورش بازگشت دهد و او نيز آنان را دستگير و بازگشت مي‌دهد و سفياني دستور مي‌دهد گردن آنان را در گذرگاه شرقي مسجد جامعه دمشق بزنند ... و كسي هم بر اين دستور بيدادگرانه ، چون و چرا نمي‌كند . آگاه باشيد كه از نشانه‌ي آن ، تجديد حلقه‌ها و ديوارهاي حفاظتي بر دور شهرهاست . »
پرسيدند : « چگونه ؟ »
فرمود : « ديوار دفاعي شام تجديد ساختمان مي‌گردد ، بر دور شهر « عجوز » و « حران » و بر شهر « واسط » و « بيضاء » ديوار دفاعي ساخته مي‌شود . بر اطراف كوفه زنجيره‌اي از دو ديوار دفاعي بنياد مي‌گردد . همينگونه بر « شوشتر » ، « اروميه » ، « موصل » ، « همدان » ، « رقه » ، سرزمين « تونس » ، « حمص » و ... هر كدام ديوار دفاعي يا پايگاه‌هاي نظامي و امنيتي ايجاد مي‌گردد .
هان اي مردم ! بهوش باشيد ، آنگاه كه سفياني ظاهر گردد رخدادهاي سهمگيني روي خواهد داد . نخستين رخداد در « حمص » خواهد بود ، به دنبال آن در « حلب » ، سپس در « رقه » آنگاه در « سبا » ، « رأس العين » ، « نصيبين » و « موصل » رويدادهاي عظيمي روي مي‌دهد .
سفياني 60 هزار نفر از مردم را به خاك و خون مي‌كشد . او همواره به كشتار خويش ادامه مي‌دهد ، بويژه هر آنكس كه نامش محمد ، علي ، حسن ، حسين ، فاطمه ، جعفر ، موسي ، زينب ، خديجه و رقيه باشد و نشاني از دستي خاندان وحي و رسالت در او ديده شود ، بي‌رحمانه و بخاطر كينه و عداوتي كه اين عنصر تجاوزكار از خاندان پيامبر (ص) در دل پركينه‌اش دارد ، كشته مي‌شود ، سپس به شام برمي‌گردد . در نقطه‌اي براي نوشيدن شراب و ارتكاب گناه و معصيت مي‌نشيند و ياران و پيروان خويش را نيز به انجام گناه و جنايت فرمان مي‌دهد . از مجلس گناه برمي‌خيزد و درحاليكه در دست سلاحي دارد دستور زنا مي‌دهد و به يارانش مي‌گويد با زنان مرتكب فحشا گردند ، آنگاه شكم زنان را پاره كنند و كودكان را از رحم‌ها بيرون مي‌كشند و آن‌ها مرتكب چنين شقاوت‌ها مي‌گردند و هيچ كس توان بازداشتن آنان از اين پليدي‌ها و شقاوت‌ها را در خود نمي‌بيند . اينجاست كه فرشتگان ، پريشان حال مي‌شوند و خدا فرمان ظهور قائم آل محمد و صاحب الزمان را كه از نسل من مي‌باشد ، صادر مي‌كند . بي‌درنگ خبر ظهور او در سراسر گيتي پخش مي‌گردد و جبرئيل در آن هنگام بر فراز صخره‌اي در بيت‌المقدس فرود مي‌آيد و خطاب به جهانيان ندا مي‌دهد كه : « حق آمد و باطل و بيداد نابود گرديد ، راستي كه باطل ، نابود شدني بود . » و مي‌گويد : « بندگان خدا ! آنچه مي‌گويم به گوش جان بسپاريد . مردم ! اين اصلاحگر بزرگ جهاني كه ظهور كرده است ، مهدي آل محمد است و اينك از مكه حركت كرده است و نداي جهاني و آسماني او را بشنويد و دعوتش را پاسخ گوييد . » »

ادامه دارد .............
  ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي‌ 
ارسال پست

بازگشت به “بخش ويژه”