Ahmad6644, جان يه سوال!
ميگم اين سلفي هايي که دارن بين عربا قوت روز به روز نفوذ بيشتري پيدا ميکنن و اين جماعت القاعده و .... يه جورايي با اين سفياني نزديک نيستند ؟
مهدويت و علائم آخرالزمان
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 557
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۱:۲۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 67 بار
- تماس:
از اين نظر آره اما اگه يكم دقت كني مي فهمي كه كشور مرتجع كشوري هست كه به غرب و بخصوص آمريكا تمايل داره ولي گروههاي تند رو فقط به فكر خونريزي هستند و براشون فرق نداره آمريكايي باشه يا شيعه و يا دين ديگهاي
راستش احمد جان با شناختي که تو اين چند وقت پيدا کردم همين تند رو ها به وقتش با امريکا چنان رفيق بشن که نگو و نپرس
راستش کشور هاي ارتجاعي عربي قد اين حرفا نيستن اما اين جماعت فقز ميخواد بهدف يعني دشمني با شيعه برسه و مطمئن باشيد (تاکيد ميکنم مطمئن باشيد) به وقتش با امريکا صلح ميکنن ايمن الضواهري تو 2 يکي از کاست هاي اخريش يجورايي سر بسته ميگفت(امريکا بايد با حاکمان واقعي عراق مذاکره کنه نه ايران) اين جمله يعني اينکه حاضر هستند با امريکا سر يه ميز بشينن و يا خود اسمامه بن لادن تا حالا چندين بار پيشنهاد صلح به امريکا داده !
راستش با توجه به کارهاي اينا و تفکراتشون خيلي شبيه سفياني هستند !
خيلي ممنون که جواب سوالات من رو ميديد

اگر علم در ثريا باشد مردماني از سرزمين پارس به آن خواهند رسيد. پيامبر اکرم (ص)

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
به تصوير كشيدن مباني معنوي و مذهبي و شخصيتهاي قدسي، هنر خاصي را ميطلبد كه تنها هنرمندان سليمالنفس و متعهد ميتوانند از عهده آن برآيند.
در هنر نميتوان مستقيم سخن گفت و يا پند و اندرز داد. هنر سينما كه اصالت و اساس آن بر تصوير است، به عكس ديگر هنرها، مشكلتر ميتواند چنين مفاهيمي را به زبان خود ترجمه كند و به گونهاي كه به اين مفاهيم لطمه نخورد، آن را در خود حل كند يا به واقع خود در آن حل شود. در عين حال، بايد گفت مؤثرترين روش براي ماندگار كردن مفاهيم مذهبي و ديني به تصوير كشيدن آنهاست.
آمريكا جنگ خليج فارس را به مدد رسانههاي تصويري و سينما به راه انداخت. جنگ عراق را نيز همينطور، با ساختن يك دروغ ساده كه صدام سلاحهاي هستهاي يا كشتار جمعي دارد و به شدت براي امنيت ما خطرناك است. در حالي كه اگر هم امريكا ميخواست به تلافي يازده سپتامبر و القاعده كاري كند تا عصبانيتش تخليه شود، ربطي به عراق نداشت. همان كاري كه بر سر افغانستان آورد، كافي بود. تمام اين بدبختي، لشكركشي و قتل و تجاوز، به خاطر يك دروغ بود. دروغي كه ميدانيد از فرط تكرار توسط رسانههاي مختلف به ويژه تصويري و بازهم به ويژه سينما، راست و حقيقي جلوه داده ميشود تا جنگ عراق را توجيه كند. يا مثلاً ميخواهد با يك دروغ بزرگتر كه كاملاً تخيلي و غير واقعي است، مثل حملة فضاييها به زمين و ايجاد نگراني در مردم در اين مورد به واسطه فيلم هاي سينمايي مثل جنگ ستارگان و از اين قبيل، توجيه كند كه بايد تسليحات خود را افزايش دهيم تا خطر حملة فضاييها كاهش پيدا كند! و يا با اين توجيه كه ما از شر سارقان، تبهكاران و قاتلان در امان نيستيم، بايد مثل آب خوردن مجوز حمل يا خريد اسلحه به مردم بدهيم، حتي به كودكان! فيلم «بولينگ براي كلمباين» مايكل مور را كه ديدهايد؟!
همه به دنبال منجي مي گردند
تمام اديان الهي و غير الهي، به آخرالزمان و اينكه روزي ميرسد كه همة شر در مقابل همة خوبي و نيكي ميايستد، معتقدند و انتظار ظهور يك منجي را ميكشند كه نماد نيكيهاست و ظلم و بدي را در آخرالزمان از بين خواهد برد. بوداييها و هندوها منتظر آمدن (گوتمه) يا بوداي پنجم هستند، زرتشتيها در انتظار سوشيانت (يا سوشيانس) و مسيحيان هم معتقدند كه حضرت عيسي دوباره از اورشليم و بيت المقدس ظهور ميكند. يهودي ها هم ميگويند عيساي واقعي هنوز نيامده است.
اما در فيوچريسم (آيندهگرايي) مسلمانان، شيعه و حتي سني در انتظار ظهور مهدي صاحب الزمان هستند، اما با يك تفاوت با اديان ديگر. آنها منجيشان از آسمان ظهور ميكند و در همان وقت ظهور به ميان مردم ميآيد، اما منجي ما مسلمانان، هم اكنون در ميان مردم زندگي ميكند و در مشكلات و سختيها همراهيشان مينمايد، بدون آنكه كسي او را بشناسد و از روي همين در زمين قيامش را آغاز ميكند، نه آنكه از آسمان فرود آيد، يا مثل عيسي مسيح در حاليكه خود مسيحيان (به اشتباه) معتقدند دوهزار سال پيش به صليب كشيده شده و از دنيا رفته است، دوباره زنده شود. منجي ما عمر هزارساله دارد و پنهان از ديد مردم است، اما زنده است و عيني. بنابراين در زندگي مسلمانان تجلي خاصي مييابد و همه اكنون هم از او مدد ميگيرند و در انتظار او سعي دارند كارهاي نيك انجام دهند و زمينه را براي ظهور حضرتش فراهم سازند. در حالي كه انتظار اديان ديگر جلوهاي در زندگي معمولشان ندارد. جالب است بدانيد كه تأثير اين تجلي عيني فرهنگ انتظار زماني براي غرب مشخص شد و او را به وحشت از منجي ما انداخت كه انقلاب اسلامي پيروز شد و جلوههاي حضور و ياري آن حضرت در پيروزي انقلاب و زمان جنگ تحميلي بيشتر نمود يافت. غرب دانست كه چيزي غير از امكانات و تجهيزات نظامي و تكنولوژي هم وجود دارد كه ضمن بسيج مردم و هماهنگي در اعتقاداتشان، اين نيرو را به آنها ميبخشد كه در عين كمبود امكانات، با تكيه بر ايماني قوي در جبهههاي نبرد براي شهادت و كشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگيرند. به واسطه همين حيرت بود كه براي شناخت فرهنگ انتظار و عامل ايجاد اين ايمان قوي در سال 1984(1362 هجري شمسي) كنفرانسي در اسرائيل و در شهر تلآويو برگزار شد تا به تأثير اعتقاد به مهدويت در ميان مسلمانان به ويژه شيعيان ايران بپردازد. در اين كنفرانس به اين نتيجه رسيدند كه هويت سياسي شيعه و عامل موفقيت آن، اعتقاد به مهدي (عج) است و گفتند: اينها به اسم امام حسين (ع) قيام ميكنند و به اسم امام زمان (ع) قيامشان را حفظ ميكنند.
از آن پس بود كه هاليوود توجهش به اين منجي جلب شد و اهميت آن را درك كرد. او تأثير مهدويت را در تعارض با خواسته هاي خود ديد و سعي كرد بر ضد آن فيلم بسازد و ماجرا را به گونهاي ديگر جلوه دهد. غربيها معتقدند: اگر بتوانيد آينده را پيش بيني كنيد، خودتان هم ميتوانيد آن را بسازيد.
هاليوود كه به تأثير تصوير در فرهنگ سازي و تغيير مباني فكري و اعتقادي جوامع ايمان آورده بود، به سرعت شروع به ساخت و تهيه فيلمهايي كرد كه به نوعي به آخرالزمان و ظهور منجي ميپرداخت. براي همين «اورسون ولز» كارگردان يهودي مشهور سينماي هاليوود كه فيلم «همشهري كين» او در زمرة بهترين فيلمهاي دنيا جاي گرفته بود، فيلمي ساخت به نام پيشگوييهاي «نوسترآداموس» و در اين فيلم منجي را كسي معرفي كرد كه نام آخرين پيامبر را برخود دارد و مسلمان است، اما به حدي كشتار ميكند و برخوردي وحشيانه با مردم دارد كه عملاً هركسي از او متنفر خواهد شد. لباس او عربي مانند است و دستاري بر سر دارد. پيام كل فيلم آن است كه اين منجي مسلمانان فرد محبوبي نخواهد بود و ششصد ميليون مسلمان در خاورميانه وجود دارند كه ثروت عظيمي از گاز و نفت و ذخاير طبيعي در اختيار دارند و براي صلح جهاني خطرناكند. ولز براي اين فيلم اسكار هم گرفت.
بعد از آن، بازي كامپيوتري «يامهدي» نيز ساخته شد كه با همان رويكرد بالا موجب ايجاد نفرت از ظهور منجي به اين نام در ميان جواناني شد كه چندان اطلاعي از نحوه ظهور حضرت و مباني اعتقادي شيعه نداشتند.
آرماگدون
كلمه «آرماگدون» كه به عربي (هرمجدون) خوانده ميشود، واژهاي است در اصل يوناني كه معناي لغوياش به معني نبرد نهايي حق و باطل (يا خير و شر) در آخرالزمان است. اين نبرد در محلي به همين نام، طبق آنچه در باب مكاشفات يوحنا در انجيل عهد جديد آمده است، رخ ميدهد و سرنوشت نهايي بشر به آن بستگي دارد. با همين نام فيلمهايي ساخته شده كه به نبرد فضاييها كه نماد شرند و زمينيها كه نماد خيرند، ميپردازد و به نوعي اين واقعه را تحريف ميكند.
ميگويند سازمان سيا در پرونده حضرت مهدي، فقط عكس ايشان را كم دارد. در واقع آنها به اهميت ايشان براي مسلمانان پيبردهاند و حدس ميزنند كه اين واقعه نزديك است. بنابراين ميخواهند نوعي آمادگي در مردم خودشان ايجاد كنند و القا نمايند كه نيروي برتر در مقابله با اين واقعه، آمريكا و تكنولوژي اوست و در صورت وقوع اين امر، يك قهرمان آمريكايي دنيا را نجات خواهد داد. اين قهرمان حتي بر بلاياي طبيعي هم غلبه ميكند و در واقع از دست طبيعت هم كاري ساخته نيست تا جلوي تكنولوژي آمريكا بايستد. نشان دادن اين مسئله در فيلمها، غير از مرعوبكردن شرقيها و به ويژه مسلمانان در اين كه هرگز نميتوانند با اين قدرت برتر مبارزه كنند، موجب ميشود كه جهان سوم به نوعي در مقابل اين تكنولوژي منفعل شود و خلاقيت و توانايي خود را ناديده بگيرد و تنها، مصرفكننده تكنولوژي خارجي باشد و نه توليد كننده. چون غرب ميداند كه توليد كردن فكر، انديشه، و در نهايت فناوري منجر به قدرت گرفتن مسلمانان خواهد شد.
در هاليوود انواع آخرالزمانها به تصوير كشيده شده است. آقاي مجيد شاه حسيني در كتاب پيشگوييها و آخرالزمان گونههاي مختلف آن را به پنج گروه تقسيم كردهاند :
1. آخرالزمان تكنولوژيك: ساختههاي دست بشر روزي بر ضد او ميشورند و تكنولوژي دشمن خالقش خواهد شد. اين موضوع در اين فيلم ها به تصوير كشيده شده است : دكتر فرانكشتاين، ترميناتور و ماتريكس يك و دو. منجي در اين آثار معمولاً يك انسان دانا و شجاع (والبته آمريكايي!) است كه با شهامت و دانش خود، پيروانش را هدايت ميكند و دشمن را كه همان مخلوق اوست شكست ميدهد. دقت كنيد به نوع رهبري مورفيوس و نئو در ماتريكس. و اين كه نئو يا منجي خود يك تكنسين كامپيوتر است كه بر ضد ابركامپيوتر و فضاي مجازي قيام ميكند.
2. آخرالزمان طبيعي: بالاخره طبيعت كه مورد هجوم انسان قرار گرفته و انواع آلودگيهاي زيستي در آن پديد آمده است، عليه نسل بشر عصيان ميكند و وقايعي چون سيل، زلزله، گردباد و آتشفشانهاي عظيم يا برخورد شهاب سنگها را موجب ميشود، يا چون انسان در ژنتيك دستكاري كرده و در واقع در كار خدا دخالت نموده است، هيولاهاي ناشناخته قرون اوليه حيات بشر بر زمين پديدار ميشوند و انسان را محاصره ميكنند. در اينجا نيز منجي هماني است كه در بالا اشاره شد و البته ويژگي مهمش آمريكايي بودن اوست! مانند فيلمهاي برخورد عميق، آرماگدون، قله دانته، دنياي آب، گودزيلا، و پارك ژوراسيك.
آخرالزمان ديني: مهمترين رويكرد سينماي هاليوود است كه به دو شيوه مستقيم و غير مستقيم شرايط آخرالزماني را به تصوير ميكشد. در اين مورد نيروي شر، يا شيطان است با وسوسههايش، يا با حضور فيزيكياش، يا ضد مسيح (آنتي كرايست) يا دجال، كه در زمان خاصي از زندان خود رها ميشود و حيات بشر را تهديد مي كند. منجي نيز طبيعي است كه يك متدين( كشيش يا قديس) است كه سحر شيطان را باطل ميكند. (اين منجي هم آمريكايي است!) به فيلمهايي نظير جنگير يك و دو، طالع نحس، و پايان روزگار دقت كنيد.
4. آخرالزمان علمي ـ تخيلي: در اين روش، سينماگران واقعيت و خيال را با هم تلفيق كرده و به مقصود خود ميرسند. نيروهاي شر همان فضاييها هستند كه از آنسوي كهكشان و از اعماق تاريك فضا به زمين حمله ور ميشوند و منجي در اينجا نيز با دانش و شجاعت خود مهاجمان فضايي را از بين مي برد. (يك آمريكايي!) مانند مجموعه فيلمهاي بيگانه، روز استقلال، عنصر پنجم، و مجموعه جنگ ستارگان.
5. آخرالزمان اسطورهاي يا افسانهاي : اين نوع اخيراً بسيار مورد توجه هاليوود قرار گرفته و انواع فيلمهاي توليد شده در اينباره نشان دهنده نوعي علاقه هاليوود به طرح آن است. سري سه گانه ارباب حلقهها، و سري فيلمهاي هري پاتر كه اكنون فيلمها و كتابهاي آن بسيار پرفروش شده و سود سرشاري را نصيب سازندگان آمريكايي كرده، از اين گونه است. از ديگر فيلمهاي اينگونه ميتوان موميايي، بازگشت موميايي، عقرب شاه، جادوگر مرلين، و.... را نام برد. در اين فيلمها يك هيولاي ناديده يا جادوگري وحشتناك و افسانهاي زندگي انسانها را تهديد ميكند و منجي و يارانش بايد به سرزمين اسرار آميز اين هيولا سفر كنند و با زيركي و توانايي خود با او بجنگند، زيرا او را فقط با سلاحهاي اسرارآميز و جادويي مثل خودش مي توان از ميان برداشت. سرانجام هم با كشف يك طلسم يا ابزاري سحرآميز (نگاه كنيد به حلقه در ارباب حلقه ها يا هنر جادوگري هري پاتر) نماد شر و بدي از بين مي رود.
محتواي تمام اين فيلمها برگرفته از آموزه هاي مسيحيت و يهوديت است و در آنها نشانههاي فراوان از اين آموزه ها به چشم ميخورد.
در 95 درصد اين فيلمها منجي يك آمريكايي خوب است كه يا مسيحي است يا يهودي. آدمهاي بد ماجرا هم يا شرقي هستند يا مسلمان، يا يك شرقي مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب. (نگاه كنيد به يكي از فيلمهاي اخير كه در آن يك هواپيما رباي تبهكار، مسلماني است از تبار عرب و با نامي عربي و وسط هواپيما هم نماز ميخواند، با بازي ديويد ساچت، همان بازيگر معروف نقش پوآرو كه وي را در سريال پوآرو كه از تلويزيون خودمان هم پخش شد، ديدهايد! )
بد نيست نگاهي به فيلمهاي مطرح و پرفروشي كه اين آخرالزمان را تبليغ مي كنند بيندازيم:
ماتريكس يك و دو و سه: حتماً فيلم را با آن جلوههاي ويژه اعجابآورش ديدهايد. نئو منجي است و آشنايي با مورفيوس، رهبر يك گروه مخفي كه فضاي مجازي را كشف كردهاند و ميخواهند مردم را از آن آگاه كنند، او را به سوي وظيفة اصلياش كه نجات مردم و سرزمين زايان است، رهنمون ميكند. زايان همان تغيير يافتة انگليسي كلمة صهيون خودمان است كه اكنون در اخبارمان ميگوييم صهيونيستها يا زايانيستها. زايان به عنوان شهر آرماني و مدينه فاضلهاي مطرح ميشود كه همه بايد به آنجا بيايند و به رستگاري و خوشبختي برسند. (آموزههاي يهودي)
اطرافيان و ياران مورفيوس هم دقيقاً به تعداد و خصوصيات حواريون عيسي هستند. (آموزههاي مسيحي) خود مورفيوس نيز خداي تجسم يافته است، زيرا يهود و مسيحيت معتقدند خدا ميتواند مجسم شود. چنانچه در انجيل يوحنا آمده است كه : خدا كلمه بود، و كلمه جسم شد، و نزد ما ساكن گرديد و خدا پدر عيسي است.
نماد اتاق 303 در طبقه سوم ساختمان هم نشانگر تثليث است. اينها از موارد عرفي يا مذهبياند. ترينيتي نيز در اين فيلم به نوعي با حضرت مريم ارتباط پيدا ميكند.
ارباب حلقهها : در اين فيلم منجي فرودو است. از نژاد پستتر هابيت كه به همراهي يارانش بر سارومان كه نمايانگر شر و پليدي است، ميجنگد. اين شخصيت به هيچ وجه كامل نيست ـ كامل از لحاظ انساني و نه پرداخت آن در فيلمنامه ـ او بدون اشتباه نيست. خيلي جاها وسوسه ميشود كه حلقه را براي خودش بردارد و قدرت آن را به دست آورد. يك شخصيت خاكستري مايل به سفيد كه لازم نيست هيچ خطايي نكند. دقت كنيد كه منجي آمريكايي چه خصوصياتي دارد.
البته غير از بار فرهنگي و اعتقادي نبرد آرماگدون، اين فيلمهاي جادوگري جديد را از لحاظ اجتماعي هم ميتوان بررسي كرد. در دنياي تكنولوژيزده و به شدت علمي غرب كه خشكي و بي روحي را هم به دنبال دارد، رخ دادن معجزه، وجود موجودات افسانهاي و ناميرا و با قابليتهاي جادويي براي مردم يك جامعه خيلي جذاب مي شود. در مورد هري پاتر هم همين طور است.
هري پاتر : يكي از سينماگران غربي درباره پديدة هري پاتر گفته است : هري پاتر قرار است مسئلة پيچيدة فردا (بخوانيد آينده) را براي ما و كشورهايي كه به آنها در حال توسعه ميگويند، حل كند (منجي غرب) اين طوري مصائب مشتركي بين نوجوانان خودمان و بقيه پيدا ميكنيم و ما هم ميتوانيم دقيقتر دربارة ايدههايمان ( بخوانيد مباني فكري و نظري مان) با يك زبان بين المللي (همان تصويري كه اشاره شد و سينما) حرف بزنيم.
هري پاتر خود يك جادوگر است، اما نه يك جادوگر منفي و ظالم مانند «لرد ولدمورت» كه دشمن اوست. او نوجواني است با ويژگي معمولي همه نوجوانهاي دنيا كه تنها تفاوتش اين است كه به مدرسه جادوگري هاگوارتز ميرود. اين شخصيت بدون مرز است. چون با وجود همة تفاوتهاي فرهنگي بين كشورها، مدرسهها در سرتاسر دنيا يك قوانين ثابت دارند. با فيلمهاي ارباب حلقهها و هري پاتر، جهاني سازي خيلي راحت تر اتفاق ميافتد.
ميبينيد كه منجي مورد نظر آنها هيچ شباهتي به منجي ما ندارد. سعي دارند كسي را به اين عنوان معرفي كنند و ذهن مردم را غرق در آن كنند كه ديگر لزومي نداشته باشد به مسئلة انتظار به درستي بينديشد. آن وقت ما چه كردهايم؟ انتظار را و ظهور منجي خود را چقدر در فيلمهايمان به تصوير كشيدهايم؟ مي توانيد بشمريد!
يك راهكار
به گفته «دكتر بلخاري»، در دانشگاه براي دانشجويان هنر ما به ويژه سينما كه يك هنر صنعت كاملاً وارداتي است، فقط آموزههاي غربي و تكنولوژي آنها تدريس ميشود. بنابراين دانشجويان، تكنيك را از غرب ميگيرند. تا اين جا مشكلي نيست، اما غرب به قدري در اين زمينه عميق كار كرده است كه تنها عده كمي ميتوانند فقط تكنيك را بگيرند و محتوا را نگيرند.
بايد كساني كه به اين عرصه پا ميگذارند، قبل از آن خودسازي فرهنگي، ملي و ديني كرده باشند تا تحت تاثير آن تكنولوژي و روحش قرار نگيرند و مرعوب آن نشوند. دكتر بلخاري در اينباره پيشنهاد خوبي دارد : بايد يك تيم متخصص حوزوي، محورهاي مهم و محتوا را از منابع اصيل اسلامي استخراج كند و تيم متعهد ديگري كه دست اندركار هنر و سينماست اين معنا را به تصوير بكشد. تاريخ و تجربه نشان داده است كه تلفيق تعهد و تخصص بسيار كارساز است.
يك خبر جالب!
حتماً شنيدهايد كه جناب «بنلادن» كمي تا قسمتي ادعاي مهدويت كرده است و خود را منجي جهان اسلام مي پندارد! اين خبر را بگذاريد كنار اين يكي كه طبق مقاله بولتن خبري «جي دو» كه يك سرويس خبري به روز است و به بررسي موضوعات امنيتي و اطلاعاتي ميپردازد و تنها براي مشتركيناش ارسال ميشود (به تاريخ نه فروردين 83): برخي از بازداشت شدگان زندان گوانتانامو، به بازجويان گفتهاند كه به اين علت به تشكيلات القاعده پيوسته اند كه تصور ميكردهاند بن لادن همان مهدي منتظر است.
و يك خبر ديگر، اينكه يكي از امامان جماعت عراق بعد از آزادي از دست آمريكاييها گفته است: افسران آمريكايي به دنبال مهدي موعود ميگردند و از من در مورد او و محل اقامتش سؤال مي كردند.
منتظر ساخت فيلم هايي هاليوودي كه به نوعي به اين اخبار مربوط شوند، باشيد!
منابع:
1-كتاب پيشگوييها و آخرالزمان، جمعي از نويسندگان، ناشر موعود، چاپ اول 82.
2- مجله موعود، شماره هاي 31 و 43.
3-مجله سروش جوان، شماره هاي 38و 39و 59.
منبع: ديدار آشنا شماره 52
زهره شريعتي
در هنر نميتوان مستقيم سخن گفت و يا پند و اندرز داد. هنر سينما كه اصالت و اساس آن بر تصوير است، به عكس ديگر هنرها، مشكلتر ميتواند چنين مفاهيمي را به زبان خود ترجمه كند و به گونهاي كه به اين مفاهيم لطمه نخورد، آن را در خود حل كند يا به واقع خود در آن حل شود. در عين حال، بايد گفت مؤثرترين روش براي ماندگار كردن مفاهيم مذهبي و ديني به تصوير كشيدن آنهاست.
آمريكا جنگ خليج فارس را به مدد رسانههاي تصويري و سينما به راه انداخت. جنگ عراق را نيز همينطور، با ساختن يك دروغ ساده كه صدام سلاحهاي هستهاي يا كشتار جمعي دارد و به شدت براي امنيت ما خطرناك است. در حالي كه اگر هم امريكا ميخواست به تلافي يازده سپتامبر و القاعده كاري كند تا عصبانيتش تخليه شود، ربطي به عراق نداشت. همان كاري كه بر سر افغانستان آورد، كافي بود. تمام اين بدبختي، لشكركشي و قتل و تجاوز، به خاطر يك دروغ بود. دروغي كه ميدانيد از فرط تكرار توسط رسانههاي مختلف به ويژه تصويري و بازهم به ويژه سينما، راست و حقيقي جلوه داده ميشود تا جنگ عراق را توجيه كند. يا مثلاً ميخواهد با يك دروغ بزرگتر كه كاملاً تخيلي و غير واقعي است، مثل حملة فضاييها به زمين و ايجاد نگراني در مردم در اين مورد به واسطه فيلم هاي سينمايي مثل جنگ ستارگان و از اين قبيل، توجيه كند كه بايد تسليحات خود را افزايش دهيم تا خطر حملة فضاييها كاهش پيدا كند! و يا با اين توجيه كه ما از شر سارقان، تبهكاران و قاتلان در امان نيستيم، بايد مثل آب خوردن مجوز حمل يا خريد اسلحه به مردم بدهيم، حتي به كودكان! فيلم «بولينگ براي كلمباين» مايكل مور را كه ديدهايد؟!
همه به دنبال منجي مي گردند
تمام اديان الهي و غير الهي، به آخرالزمان و اينكه روزي ميرسد كه همة شر در مقابل همة خوبي و نيكي ميايستد، معتقدند و انتظار ظهور يك منجي را ميكشند كه نماد نيكيهاست و ظلم و بدي را در آخرالزمان از بين خواهد برد. بوداييها و هندوها منتظر آمدن (گوتمه) يا بوداي پنجم هستند، زرتشتيها در انتظار سوشيانت (يا سوشيانس) و مسيحيان هم معتقدند كه حضرت عيسي دوباره از اورشليم و بيت المقدس ظهور ميكند. يهودي ها هم ميگويند عيساي واقعي هنوز نيامده است.
اما در فيوچريسم (آيندهگرايي) مسلمانان، شيعه و حتي سني در انتظار ظهور مهدي صاحب الزمان هستند، اما با يك تفاوت با اديان ديگر. آنها منجيشان از آسمان ظهور ميكند و در همان وقت ظهور به ميان مردم ميآيد، اما منجي ما مسلمانان، هم اكنون در ميان مردم زندگي ميكند و در مشكلات و سختيها همراهيشان مينمايد، بدون آنكه كسي او را بشناسد و از روي همين در زمين قيامش را آغاز ميكند، نه آنكه از آسمان فرود آيد، يا مثل عيسي مسيح در حاليكه خود مسيحيان (به اشتباه) معتقدند دوهزار سال پيش به صليب كشيده شده و از دنيا رفته است، دوباره زنده شود. منجي ما عمر هزارساله دارد و پنهان از ديد مردم است، اما زنده است و عيني. بنابراين در زندگي مسلمانان تجلي خاصي مييابد و همه اكنون هم از او مدد ميگيرند و در انتظار او سعي دارند كارهاي نيك انجام دهند و زمينه را براي ظهور حضرتش فراهم سازند. در حالي كه انتظار اديان ديگر جلوهاي در زندگي معمولشان ندارد. جالب است بدانيد كه تأثير اين تجلي عيني فرهنگ انتظار زماني براي غرب مشخص شد و او را به وحشت از منجي ما انداخت كه انقلاب اسلامي پيروز شد و جلوههاي حضور و ياري آن حضرت در پيروزي انقلاب و زمان جنگ تحميلي بيشتر نمود يافت. غرب دانست كه چيزي غير از امكانات و تجهيزات نظامي و تكنولوژي هم وجود دارد كه ضمن بسيج مردم و هماهنگي در اعتقاداتشان، اين نيرو را به آنها ميبخشد كه در عين كمبود امكانات، با تكيه بر ايماني قوي در جبهههاي نبرد براي شهادت و كشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگيرند. به واسطه همين حيرت بود كه براي شناخت فرهنگ انتظار و عامل ايجاد اين ايمان قوي در سال 1984(1362 هجري شمسي) كنفرانسي در اسرائيل و در شهر تلآويو برگزار شد تا به تأثير اعتقاد به مهدويت در ميان مسلمانان به ويژه شيعيان ايران بپردازد. در اين كنفرانس به اين نتيجه رسيدند كه هويت سياسي شيعه و عامل موفقيت آن، اعتقاد به مهدي (عج) است و گفتند: اينها به اسم امام حسين (ع) قيام ميكنند و به اسم امام زمان (ع) قيامشان را حفظ ميكنند.
از آن پس بود كه هاليوود توجهش به اين منجي جلب شد و اهميت آن را درك كرد. او تأثير مهدويت را در تعارض با خواسته هاي خود ديد و سعي كرد بر ضد آن فيلم بسازد و ماجرا را به گونهاي ديگر جلوه دهد. غربيها معتقدند: اگر بتوانيد آينده را پيش بيني كنيد، خودتان هم ميتوانيد آن را بسازيد.
هاليوود كه به تأثير تصوير در فرهنگ سازي و تغيير مباني فكري و اعتقادي جوامع ايمان آورده بود، به سرعت شروع به ساخت و تهيه فيلمهايي كرد كه به نوعي به آخرالزمان و ظهور منجي ميپرداخت. براي همين «اورسون ولز» كارگردان يهودي مشهور سينماي هاليوود كه فيلم «همشهري كين» او در زمرة بهترين فيلمهاي دنيا جاي گرفته بود، فيلمي ساخت به نام پيشگوييهاي «نوسترآداموس» و در اين فيلم منجي را كسي معرفي كرد كه نام آخرين پيامبر را برخود دارد و مسلمان است، اما به حدي كشتار ميكند و برخوردي وحشيانه با مردم دارد كه عملاً هركسي از او متنفر خواهد شد. لباس او عربي مانند است و دستاري بر سر دارد. پيام كل فيلم آن است كه اين منجي مسلمانان فرد محبوبي نخواهد بود و ششصد ميليون مسلمان در خاورميانه وجود دارند كه ثروت عظيمي از گاز و نفت و ذخاير طبيعي در اختيار دارند و براي صلح جهاني خطرناكند. ولز براي اين فيلم اسكار هم گرفت.
بعد از آن، بازي كامپيوتري «يامهدي» نيز ساخته شد كه با همان رويكرد بالا موجب ايجاد نفرت از ظهور منجي به اين نام در ميان جواناني شد كه چندان اطلاعي از نحوه ظهور حضرت و مباني اعتقادي شيعه نداشتند.
آرماگدون
كلمه «آرماگدون» كه به عربي (هرمجدون) خوانده ميشود، واژهاي است در اصل يوناني كه معناي لغوياش به معني نبرد نهايي حق و باطل (يا خير و شر) در آخرالزمان است. اين نبرد در محلي به همين نام، طبق آنچه در باب مكاشفات يوحنا در انجيل عهد جديد آمده است، رخ ميدهد و سرنوشت نهايي بشر به آن بستگي دارد. با همين نام فيلمهايي ساخته شده كه به نبرد فضاييها كه نماد شرند و زمينيها كه نماد خيرند، ميپردازد و به نوعي اين واقعه را تحريف ميكند.
ميگويند سازمان سيا در پرونده حضرت مهدي، فقط عكس ايشان را كم دارد. در واقع آنها به اهميت ايشان براي مسلمانان پيبردهاند و حدس ميزنند كه اين واقعه نزديك است. بنابراين ميخواهند نوعي آمادگي در مردم خودشان ايجاد كنند و القا نمايند كه نيروي برتر در مقابله با اين واقعه، آمريكا و تكنولوژي اوست و در صورت وقوع اين امر، يك قهرمان آمريكايي دنيا را نجات خواهد داد. اين قهرمان حتي بر بلاياي طبيعي هم غلبه ميكند و در واقع از دست طبيعت هم كاري ساخته نيست تا جلوي تكنولوژي آمريكا بايستد. نشان دادن اين مسئله در فيلمها، غير از مرعوبكردن شرقيها و به ويژه مسلمانان در اين كه هرگز نميتوانند با اين قدرت برتر مبارزه كنند، موجب ميشود كه جهان سوم به نوعي در مقابل اين تكنولوژي منفعل شود و خلاقيت و توانايي خود را ناديده بگيرد و تنها، مصرفكننده تكنولوژي خارجي باشد و نه توليد كننده. چون غرب ميداند كه توليد كردن فكر، انديشه، و در نهايت فناوري منجر به قدرت گرفتن مسلمانان خواهد شد.
در هاليوود انواع آخرالزمانها به تصوير كشيده شده است. آقاي مجيد شاه حسيني در كتاب پيشگوييها و آخرالزمان گونههاي مختلف آن را به پنج گروه تقسيم كردهاند :
1. آخرالزمان تكنولوژيك: ساختههاي دست بشر روزي بر ضد او ميشورند و تكنولوژي دشمن خالقش خواهد شد. اين موضوع در اين فيلم ها به تصوير كشيده شده است : دكتر فرانكشتاين، ترميناتور و ماتريكس يك و دو. منجي در اين آثار معمولاً يك انسان دانا و شجاع (والبته آمريكايي!) است كه با شهامت و دانش خود، پيروانش را هدايت ميكند و دشمن را كه همان مخلوق اوست شكست ميدهد. دقت كنيد به نوع رهبري مورفيوس و نئو در ماتريكس. و اين كه نئو يا منجي خود يك تكنسين كامپيوتر است كه بر ضد ابركامپيوتر و فضاي مجازي قيام ميكند.
2. آخرالزمان طبيعي: بالاخره طبيعت كه مورد هجوم انسان قرار گرفته و انواع آلودگيهاي زيستي در آن پديد آمده است، عليه نسل بشر عصيان ميكند و وقايعي چون سيل، زلزله، گردباد و آتشفشانهاي عظيم يا برخورد شهاب سنگها را موجب ميشود، يا چون انسان در ژنتيك دستكاري كرده و در واقع در كار خدا دخالت نموده است، هيولاهاي ناشناخته قرون اوليه حيات بشر بر زمين پديدار ميشوند و انسان را محاصره ميكنند. در اينجا نيز منجي هماني است كه در بالا اشاره شد و البته ويژگي مهمش آمريكايي بودن اوست! مانند فيلمهاي برخورد عميق، آرماگدون، قله دانته، دنياي آب، گودزيلا، و پارك ژوراسيك.
آخرالزمان ديني: مهمترين رويكرد سينماي هاليوود است كه به دو شيوه مستقيم و غير مستقيم شرايط آخرالزماني را به تصوير ميكشد. در اين مورد نيروي شر، يا شيطان است با وسوسههايش، يا با حضور فيزيكياش، يا ضد مسيح (آنتي كرايست) يا دجال، كه در زمان خاصي از زندان خود رها ميشود و حيات بشر را تهديد مي كند. منجي نيز طبيعي است كه يك متدين( كشيش يا قديس) است كه سحر شيطان را باطل ميكند. (اين منجي هم آمريكايي است!) به فيلمهايي نظير جنگير يك و دو، طالع نحس، و پايان روزگار دقت كنيد.
4. آخرالزمان علمي ـ تخيلي: در اين روش، سينماگران واقعيت و خيال را با هم تلفيق كرده و به مقصود خود ميرسند. نيروهاي شر همان فضاييها هستند كه از آنسوي كهكشان و از اعماق تاريك فضا به زمين حمله ور ميشوند و منجي در اينجا نيز با دانش و شجاعت خود مهاجمان فضايي را از بين مي برد. (يك آمريكايي!) مانند مجموعه فيلمهاي بيگانه، روز استقلال، عنصر پنجم، و مجموعه جنگ ستارگان.
5. آخرالزمان اسطورهاي يا افسانهاي : اين نوع اخيراً بسيار مورد توجه هاليوود قرار گرفته و انواع فيلمهاي توليد شده در اينباره نشان دهنده نوعي علاقه هاليوود به طرح آن است. سري سه گانه ارباب حلقهها، و سري فيلمهاي هري پاتر كه اكنون فيلمها و كتابهاي آن بسيار پرفروش شده و سود سرشاري را نصيب سازندگان آمريكايي كرده، از اين گونه است. از ديگر فيلمهاي اينگونه ميتوان موميايي، بازگشت موميايي، عقرب شاه، جادوگر مرلين، و.... را نام برد. در اين فيلمها يك هيولاي ناديده يا جادوگري وحشتناك و افسانهاي زندگي انسانها را تهديد ميكند و منجي و يارانش بايد به سرزمين اسرار آميز اين هيولا سفر كنند و با زيركي و توانايي خود با او بجنگند، زيرا او را فقط با سلاحهاي اسرارآميز و جادويي مثل خودش مي توان از ميان برداشت. سرانجام هم با كشف يك طلسم يا ابزاري سحرآميز (نگاه كنيد به حلقه در ارباب حلقه ها يا هنر جادوگري هري پاتر) نماد شر و بدي از بين مي رود.
محتواي تمام اين فيلمها برگرفته از آموزه هاي مسيحيت و يهوديت است و در آنها نشانههاي فراوان از اين آموزه ها به چشم ميخورد.
در 95 درصد اين فيلمها منجي يك آمريكايي خوب است كه يا مسيحي است يا يهودي. آدمهاي بد ماجرا هم يا شرقي هستند يا مسلمان، يا يك شرقي مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب. (نگاه كنيد به يكي از فيلمهاي اخير كه در آن يك هواپيما رباي تبهكار، مسلماني است از تبار عرب و با نامي عربي و وسط هواپيما هم نماز ميخواند، با بازي ديويد ساچت، همان بازيگر معروف نقش پوآرو كه وي را در سريال پوآرو كه از تلويزيون خودمان هم پخش شد، ديدهايد! )
بد نيست نگاهي به فيلمهاي مطرح و پرفروشي كه اين آخرالزمان را تبليغ مي كنند بيندازيم:
ماتريكس يك و دو و سه: حتماً فيلم را با آن جلوههاي ويژه اعجابآورش ديدهايد. نئو منجي است و آشنايي با مورفيوس، رهبر يك گروه مخفي كه فضاي مجازي را كشف كردهاند و ميخواهند مردم را از آن آگاه كنند، او را به سوي وظيفة اصلياش كه نجات مردم و سرزمين زايان است، رهنمون ميكند. زايان همان تغيير يافتة انگليسي كلمة صهيون خودمان است كه اكنون در اخبارمان ميگوييم صهيونيستها يا زايانيستها. زايان به عنوان شهر آرماني و مدينه فاضلهاي مطرح ميشود كه همه بايد به آنجا بيايند و به رستگاري و خوشبختي برسند. (آموزههاي يهودي)
اطرافيان و ياران مورفيوس هم دقيقاً به تعداد و خصوصيات حواريون عيسي هستند. (آموزههاي مسيحي) خود مورفيوس نيز خداي تجسم يافته است، زيرا يهود و مسيحيت معتقدند خدا ميتواند مجسم شود. چنانچه در انجيل يوحنا آمده است كه : خدا كلمه بود، و كلمه جسم شد، و نزد ما ساكن گرديد و خدا پدر عيسي است.
نماد اتاق 303 در طبقه سوم ساختمان هم نشانگر تثليث است. اينها از موارد عرفي يا مذهبياند. ترينيتي نيز در اين فيلم به نوعي با حضرت مريم ارتباط پيدا ميكند.
ارباب حلقهها : در اين فيلم منجي فرودو است. از نژاد پستتر هابيت كه به همراهي يارانش بر سارومان كه نمايانگر شر و پليدي است، ميجنگد. اين شخصيت به هيچ وجه كامل نيست ـ كامل از لحاظ انساني و نه پرداخت آن در فيلمنامه ـ او بدون اشتباه نيست. خيلي جاها وسوسه ميشود كه حلقه را براي خودش بردارد و قدرت آن را به دست آورد. يك شخصيت خاكستري مايل به سفيد كه لازم نيست هيچ خطايي نكند. دقت كنيد كه منجي آمريكايي چه خصوصياتي دارد.
البته غير از بار فرهنگي و اعتقادي نبرد آرماگدون، اين فيلمهاي جادوگري جديد را از لحاظ اجتماعي هم ميتوان بررسي كرد. در دنياي تكنولوژيزده و به شدت علمي غرب كه خشكي و بي روحي را هم به دنبال دارد، رخ دادن معجزه، وجود موجودات افسانهاي و ناميرا و با قابليتهاي جادويي براي مردم يك جامعه خيلي جذاب مي شود. در مورد هري پاتر هم همين طور است.
هري پاتر : يكي از سينماگران غربي درباره پديدة هري پاتر گفته است : هري پاتر قرار است مسئلة پيچيدة فردا (بخوانيد آينده) را براي ما و كشورهايي كه به آنها در حال توسعه ميگويند، حل كند (منجي غرب) اين طوري مصائب مشتركي بين نوجوانان خودمان و بقيه پيدا ميكنيم و ما هم ميتوانيم دقيقتر دربارة ايدههايمان ( بخوانيد مباني فكري و نظري مان) با يك زبان بين المللي (همان تصويري كه اشاره شد و سينما) حرف بزنيم.
هري پاتر خود يك جادوگر است، اما نه يك جادوگر منفي و ظالم مانند «لرد ولدمورت» كه دشمن اوست. او نوجواني است با ويژگي معمولي همه نوجوانهاي دنيا كه تنها تفاوتش اين است كه به مدرسه جادوگري هاگوارتز ميرود. اين شخصيت بدون مرز است. چون با وجود همة تفاوتهاي فرهنگي بين كشورها، مدرسهها در سرتاسر دنيا يك قوانين ثابت دارند. با فيلمهاي ارباب حلقهها و هري پاتر، جهاني سازي خيلي راحت تر اتفاق ميافتد.
ميبينيد كه منجي مورد نظر آنها هيچ شباهتي به منجي ما ندارد. سعي دارند كسي را به اين عنوان معرفي كنند و ذهن مردم را غرق در آن كنند كه ديگر لزومي نداشته باشد به مسئلة انتظار به درستي بينديشد. آن وقت ما چه كردهايم؟ انتظار را و ظهور منجي خود را چقدر در فيلمهايمان به تصوير كشيدهايم؟ مي توانيد بشمريد!
يك راهكار
به گفته «دكتر بلخاري»، در دانشگاه براي دانشجويان هنر ما به ويژه سينما كه يك هنر صنعت كاملاً وارداتي است، فقط آموزههاي غربي و تكنولوژي آنها تدريس ميشود. بنابراين دانشجويان، تكنيك را از غرب ميگيرند. تا اين جا مشكلي نيست، اما غرب به قدري در اين زمينه عميق كار كرده است كه تنها عده كمي ميتوانند فقط تكنيك را بگيرند و محتوا را نگيرند.
بايد كساني كه به اين عرصه پا ميگذارند، قبل از آن خودسازي فرهنگي، ملي و ديني كرده باشند تا تحت تاثير آن تكنولوژي و روحش قرار نگيرند و مرعوب آن نشوند. دكتر بلخاري در اينباره پيشنهاد خوبي دارد : بايد يك تيم متخصص حوزوي، محورهاي مهم و محتوا را از منابع اصيل اسلامي استخراج كند و تيم متعهد ديگري كه دست اندركار هنر و سينماست اين معنا را به تصوير بكشد. تاريخ و تجربه نشان داده است كه تلفيق تعهد و تخصص بسيار كارساز است.
يك خبر جالب!
حتماً شنيدهايد كه جناب «بنلادن» كمي تا قسمتي ادعاي مهدويت كرده است و خود را منجي جهان اسلام مي پندارد! اين خبر را بگذاريد كنار اين يكي كه طبق مقاله بولتن خبري «جي دو» كه يك سرويس خبري به روز است و به بررسي موضوعات امنيتي و اطلاعاتي ميپردازد و تنها براي مشتركيناش ارسال ميشود (به تاريخ نه فروردين 83): برخي از بازداشت شدگان زندان گوانتانامو، به بازجويان گفتهاند كه به اين علت به تشكيلات القاعده پيوسته اند كه تصور ميكردهاند بن لادن همان مهدي منتظر است.
و يك خبر ديگر، اينكه يكي از امامان جماعت عراق بعد از آزادي از دست آمريكاييها گفته است: افسران آمريكايي به دنبال مهدي موعود ميگردند و از من در مورد او و محل اقامتش سؤال مي كردند.
منتظر ساخت فيلم هايي هاليوودي كه به نوعي به اين اخبار مربوط شوند، باشيد!
منابع:
1-كتاب پيشگوييها و آخرالزمان، جمعي از نويسندگان، ناشر موعود، چاپ اول 82.
2- مجله موعود، شماره هاي 31 و 43.
3-مجله سروش جوان، شماره هاي 38و 39و 59.
منبع: ديدار آشنا شماره 52
زهره شريعتي
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 876
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 71 بار
3- از اميرالمؤمنين علي (ع) آوردهاند كه :
« فرزند آن زن جگرخواره ، از آن سرزمين خشك و سوزان يا وادي يابس خروج ميكند . او داراي قامتي متوسط و چهارشانه ، چهرهاي هراسانگيز ، كلهاي درشت و صورتي پرآبله است . به قيافهاش كه بنگري ، او را يك چشم ميبيني . نام پليدش عثمان بن عنبسه است و از تبار ابوسفيان و پس از خروج تا مسجد جامع كوفه و كنار دجله و فرات پيش ميرود . » ( شايد منظور از اينكه تا كنار دجله و فرات پيش ميرود اين باشد كه ارتش ايران در آن زمان از پيش روي وي جلوگيري خواهد كرد و اجازهي پيشروي نخواهد داد . )
4- از امام باقر (ع) آوردهاند كه :
« اي جابر ! در خانهات بنشين و هرگز مدعيان دروغين مهدويت را تصديق مكن و بسوي آنان مشتاب . البته اگر آخرالزمان را درك كردي :
نخستين نشانه : درگيري و اختلاف بني عباس است . فكر نميكنم شما آن زمان و آن حوادث را درك كني ، اما از من به ديگران ، اين علائم و نشانههاي ظهور را بازگو !
نشانهي ديگر : ندا كنندهاي كه از آسمان ندا ميدهد و نيز طنين نداي پيروزي است كه از دمشق به گوش جهانيان ميرسد و روستايي از روستاهاي شام بنام « جابيه » فرو ميرود ، قسمت راست مسجد جامع دمشق فرو ميريزد و تجاوزكاري سرشناس از دين حق خارج ميگردد . از پي آن فروپاشي و هرجومرج در « روم » ( شايد منظور كشورهاي غربي و آمريكا باشد ) خواهد بود ، آنگاه تركان در جزيره و روميان در رمله فرود ميآيند .
اي جابر ! در آن سال در سراسر مغرب زمين اختلافات بزرگ و بسياري روي خواهد داد . نخستين سرزميني كه ويران ميگردد ، سرزمين شام است و آن بخاطر سه پرچمي است كه در آنجا به اهتزاز در ميآيد :
پرچم « اصهب » يا زرد چهره ( شايد منظور فردي اروپايي باشد چون معمولا اروپايي ها داراي چهره و موهاي زرد رنگ هستند )
پرچم « ابقع » و مردي كه نقطههاي سياه و سفيد بر صورت دارد ( شايد منظور كسي هست كه بيماري پوستي داره و يا كسي كه آبه رو هست )
و پرچم سفياني
گروه سفياني با « ابقع » درگير ميشود و پيكار سختي روي ميدهد و گروه سفياني ، آنان را از پاي در ميآورد و گروه « اصهب » را نيز نابود ميسازد ، آنگاه رو بسوي عراق ميآورد . سپاه او به منطقهاي بنام « قرقيسا » ميرسد و آنجا درگيري ميشود و 100 هزار نفر از ستمكاران كشته ميشوند .
سپاهي نيز به كوفه گسيل ميدارد كه شما آن به 70 هزار ميرسد ، آنان مردم كوفه را قتل عام ميكنند و به اسارت در ميآورند . و درست در اين شرايط دردناك است كه پرچمهاي از طرف خراسان ميرسد . نيرويي كه بسرعت خود را به كوفه ميرساند و در ميان همين نيرو ، گروهي از ياران راستين حضرت مهدي (عج) است . مردي از عجم و اهل كوفه قيام ميكند و با گروهي اندك عليه جنبش سفياني وارد عمل ميگردد ؛ اما فرمانده لشكر سفياني او را ميان كوفه و حيره به قتل ميرساند .
سفياني سپاهي نيز بسوي مدينه گسيل ميدارد ، اما امام مهدي (عج) از مدينه بسوي مكه حركت ميكند . ( اين حركات و جنگها بعد از ظهور و قبل از قيام انجام ميگيرد ) گزارش به فرمانده سپاه سفياني ميرسد كه حضرت مهدي (عج) بسوي مكه در حركت است و او سپاهي از پي حضرت ميفرستد ، اما آنان به آن حضرت نميرسند و آن گرامي بسان « موساي كليم » و بر سيره و روش او ، وارد مكه ميگردد .
فرمانده سپاه سفياني در بياباني فرود ميآيد و نداگري از آسمان ندا ميدهد كه : « اي كوير خشك و سوزان ! اين سپاه تجاوزكار را نابود ساز ! » و اينجاست كه زمين ، آنان را فرو ميبرد و جز سه نفر از آنان باقي نميماند و خدا آنان را نيز به گونهاي مسخ و بشدت كيفر ميكند و چهرههايشان را به عقب برميگرداند . »
5- از امام صادق (ع) آوردهاند كه فرمود :
« گويي مينگرم كه سفياني در كوفه و در ميدان شهر شما ، بساط خويش را گسترده است و جاچيهاي او جار ميزنند كه : « هر كس سر شيعهاي را بياورد يك هزار درهم جايزه دارد » آنگاه است كه همسايه بر همسايه ميشورد و او را به جرم شيعه بودن سر ميبرد تا هزار درهم جايزه بگيرد . »
6- و نيز از آن حضرت آوردهاند كه فرمود :
« سفياني و خروج او از نشانههاي قطعي ظهور امام مهدي (عج) است . او در ماه رجب خروج ميكند و شورش و فتنهي او پانزده ماه به طول ميانجامد . شش ماه ميجنگد و آنگاه بر منطقهي وسيعي از خاورميانه كه شامل اردن ، فلسطين ، دمشق و ... ميگردد ، مسلط ميشود و نه ماه بدون كم و كاست حكمراني ميكند . »
7- و نيز آوردهاند كه امام صادق (ع) فرمود :
« برخي از نشانهها و علائم ظهور ، قطعي است و تخلفناپذير و برخي غير قطعي ، ازجمله نشانههاي حتمي ، خروج سفياني است . »
8- امام باقر (ع) از اميرالمؤمنين علي (ع) آورده است كه :
« هنگامي كه نيزهها در شام درگير شدند ، از نشانهاي از نشانههاي ظهور ، پرده برميدارند . »
پرسيدند : « چگونه ؟ »
فرمود : « زمين لرزهاي در شام رخ ميدهد كه يكصدهزار تلفات بجاي ميگذارد ، خداوند آن را رحمتي براي مؤمنان و كيفري براي كافران قرار ميدهد ، هنگامي كه چنين رخدادي بوقوع پيوست ، چشم به راه مركبهاي سياه و سفيد و سواراني باش كه پرچمهاي زرد از مغرب ، وارد شام ميگردند ، آنگاه است كه هنگامهي آن حادثهي بزرگ و مرگ سرخ است . آنگاه كه چنين رخدادي بوقوع پيوست در انتظار فرورفتن روستايي در منطقهي دمشق بنام « حرستا » باش و هنگامي كه چنين رويدادي بوقوع پيوست ، فرزند آن زن جگرخواره ، سفياني ، از وادي يابس ، آن بيابان خشك و سوزان ، خروج ميكند و وارد دمشق ميگردد و بر منبر مسجد جامع قرار ميگيرد . و آنگاه كه چنين شد ديگر در انتظار ظهور مهدي (عج) باشيد . »
9- « اصبغ نباته » از اميرالمؤمنين علي (ع) آورده است كه فرمود :
« ... براي ظهور مهدي (عج) نشانههايي است ... از جملهي آنها خروج سفياني با پرچم سرخ است كه پرچمدار آن مردي از قبيلهي « كلب » است . 12 هزار نفر از سپاه او ، بسوي مكه و مدينه حركت ميكنند كه پرچمدار آن سپاه ، عنصر پليدي از عمويان است . نام او « خزميه » ميباشد كه چشم چپ او كور است و پردهي سفيدي روي چشمش را گرفته است – او قساوت پيشهاي است كه مردم را ، مثله ميكند و همه جا را ميكوبد تا وارد مدينه ميگردد – خود در آنجا مستقر ميشود و در جستجوي مردي از خاندان پيامبر ، سپاهي گران بسوي مكه گسيل ميدارد كه پرچمدار آن مردي از طايفهي غطفيان است . اين سپاه تجاوزكار هنگامي كه به نقطهاي در ميان مكه و مدينه ميرسد ، زمين آنان را فرو ميبرد و جز يكي از آنان نجات نمييابد ، چهرهي او را نيز وارونه ميسازد و به عقب برميگرداند تا هشداري براي آن تجاوزكاران باشد و درس عبرتي براي آيندگان . »
و آنگاه تأويل اين آيه ظاهر ميگردد كه ميفرمايد :
« اگر ببيني آنگاه كه سخت بترسند و رهاييشان نباشد و از مكاني نزديگ گرفتارشان سازد . »
« سفياني 130 هزار تن از نيروهاي خويش را نيز به كوفه گسيل ميدارد . آنان در نقطهاي فرود ميآيند و 60 هزار نفر از آنان وارد كوفه ميشود تا اينكه در كنار قبر حضرت هود (ع) در منطقهي « نخيله » در روز عيد به انها هجوم ميبرند ، فرمانرواي مردم ، خودكامهي كينهتوزي است بنام كاهن و ساحر . از شهر بغداد نيز فرمانده ديگري با 5 هزار نفر كاهن خروج و بسوي آنان ميشتابد و كشتار وسيعي صورت ميگيرد به گونهاي كه از خون اجساد دهها هزار كشته ، « فرات » رنگين و بدبو ميگردد و از كوفه هزاران دوشيزهاي كه دست و چهرهي آنان ديده نشده است به اسارت گرفته و به شهر نجف ميبرند . »
10- در روايت ديگري از اميرالمؤمنين علي (ع) آوردهاند كه فرمود :
« سفياني با 70 هزار نفر بسوي كوفه و بصره حركت ميكند ، همه شهرها و مناطق را دور ميزند ، دانشمندان را ميكشد ، قرآنها را ميسوزاند ، مسجد ها را ويران ميسازد ، حرام را حلال و حلال را حرام اعلام ميكند . او با نواختن موسيقي و تار و طنبور در كوچهها و بازارها فرمان ميدهد و به شراب خوارگي در پاركها و مراكز شهر دستور ميدهد ، فحشا و زشتي را روا اعلام ميكند و همهي واجبات را تحريم ميسازد و از هيچ جور ظلمي نه تنها باز نميدارد و روي نميگرداند ؛ بلكه به عناوين گوناگون و وسايل مختلفي بر سركشي و تجاوزكاري و طغيانگريها ميافزايد . كودكان را به دستورش گرداوري ميكنند و در روغن جوشان ميافكنند . آنان فرياد ميزنند كه : « پدران ما فرمان تو راد نبردهاند ، پس گناه ما چيست ؟ » و دو كودك به نامهاي حسن و حسين را به دار ميكشد . در كوفه نيز همين جنايات را مرتكب ميگردد و دو كودك ديگر به نامهاي حسن و حسين را بر درب مسجد جامع كوفه به دار ميكشد كه خون آنان بسان خون « يحيي » ميجوشد . با ديدن اين منظره وحشتناك ، به نزول بلا و نابودي خويش يقين ميكند به همين جهت وحشتزده از كوفه به شام ميگريزد ، بيآنكه كسي راه را بر او ببندد . وقتي وارد شهر دمشق ميشود ، بساط شرابخواري و گناه ميگسترد و تمام ياران خود را نيز به ارتكاب گناه ، وادار ميسازد . »
11- محمدبن مسلم از امام باقر (ع) آورده است كه :
« سفياني عنصري ، سرخ رو ، چشم زاغ و داراي موهايي بور است . هرگز لحظهاي خدا را نپرستيده و مكه و مدينه را نميبيند . و ميگويد : « پروردگارا ! انتفام من به آتش است . » »
يعني ، من انتقام خويش را خواهم گرفت اگرچه با ورود آتش باشد . و مراد از آتش ، همان جنگ فراگيري است كه سيد هاشمي عليه دودمان بني اميه آغاز ميكند ، همانگونه كه نعيم بن حماد ، استاد بخاري نق ميكند : « مردي از تبار بني هاشم حكومت را به دست ميگيرد و شعلههاي آتش جنگ او ، سراسر دودمان بني اميه را فرا ميگيرد و جز اندكي از آنان ، همه را از دم شمشير ميگذراند و غير بني اميه را متعرض نميشود . و آنگاه مردي از بني اميه قيام ميكند و در برابر هر يك كشته از بني اميه ، دو نفر را به قتل ميرساند و جز زنان كسي را باقي نميگذارد و آنگاه است كه مهدي (عج) ظهور مينمايد . »
و همچنين ابو قبيل نقل كرده : « مرد سفياني لظگري را به طرف مدينه گسيل ميدارد و به آنان دستور ميدهد : « تمام نسل بني هاشم را از لب شمشير بگذرانيد حتي به زن حامله رحم نكنيد . »
و اين بخاطر كشتار وسيعي است كه مرد هاشمي از دودمان بني اميه انجام داده است .
آري ! كسي از بني هاشم را در مدينه باقي نمگذارد ، چون عدهاي از آنان ، كشته ميشوند و عدهاي هم به بيابانها ، كوهها و يا به مكه معظمه ، پناه ميبرند و كار به جايي ميرسد كه زنان بني هاشم شمشير به دست گرفته و با لشگر سفياني به جنگ ميپردازند و آنگاه است كه ظهور حضرت مهدي (عج) فرا ميرسد .
آري ! اينها بخشي از رواياتي است كه از پيامبر گرامي و امامان نور (ع) در مورد جنبش ارتجاعي سفياني و جرائم سهمگين و جنايات او وارد شده است .
لازم به يادآوري است كه داستان سفياني را تنها شيعيان نياوردهاند ، بلكه علماي اهل سنت نيز در كتابهاي خويش آن را آوردهاند و روايات در كتابهاي هر دو گروه در اين مورد ، متواتر است ، براي نمونه ، اين منابع كه همه از اهل سنت ميباشد ، داستان سفياني را آوردهاند :
- « العرف الوردي » سيوطي شافعي ، ج 2 ، ص 57
- « مجمع الزوائد » جلد 7 ، ص 314
- « صحيح مسلم » جلد 2 ، ص 493
- « عقدالدرر » ص 72 ، باب 4
- « كنزل العمال » جلد 6 ، ص 68
- « كتاب الفتن ابن حماد » استاد بخاري – در باب « علامات المهدي »
- « مستدرك الصحيحين » جلد 4 ، ص 468
- « تفسير ثعلبي شافعي » جلد 22 ، ص 72
- « تفسير طبري » و دهها كتاب اهل سنت .......... ( جهت اطلاع رجوع شود به : معجم احاديث الامام المهدي (ع) ، ج 1 ، ص 400 – 424 )
ادامه دارد .............
« فرزند آن زن جگرخواره ، از آن سرزمين خشك و سوزان يا وادي يابس خروج ميكند . او داراي قامتي متوسط و چهارشانه ، چهرهاي هراسانگيز ، كلهاي درشت و صورتي پرآبله است . به قيافهاش كه بنگري ، او را يك چشم ميبيني . نام پليدش عثمان بن عنبسه است و از تبار ابوسفيان و پس از خروج تا مسجد جامع كوفه و كنار دجله و فرات پيش ميرود . » ( شايد منظور از اينكه تا كنار دجله و فرات پيش ميرود اين باشد كه ارتش ايران در آن زمان از پيش روي وي جلوگيري خواهد كرد و اجازهي پيشروي نخواهد داد . )
4- از امام باقر (ع) آوردهاند كه :
« اي جابر ! در خانهات بنشين و هرگز مدعيان دروغين مهدويت را تصديق مكن و بسوي آنان مشتاب . البته اگر آخرالزمان را درك كردي :
نخستين نشانه : درگيري و اختلاف بني عباس است . فكر نميكنم شما آن زمان و آن حوادث را درك كني ، اما از من به ديگران ، اين علائم و نشانههاي ظهور را بازگو !
نشانهي ديگر : ندا كنندهاي كه از آسمان ندا ميدهد و نيز طنين نداي پيروزي است كه از دمشق به گوش جهانيان ميرسد و روستايي از روستاهاي شام بنام « جابيه » فرو ميرود ، قسمت راست مسجد جامع دمشق فرو ميريزد و تجاوزكاري سرشناس از دين حق خارج ميگردد . از پي آن فروپاشي و هرجومرج در « روم » ( شايد منظور كشورهاي غربي و آمريكا باشد ) خواهد بود ، آنگاه تركان در جزيره و روميان در رمله فرود ميآيند .
اي جابر ! در آن سال در سراسر مغرب زمين اختلافات بزرگ و بسياري روي خواهد داد . نخستين سرزميني كه ويران ميگردد ، سرزمين شام است و آن بخاطر سه پرچمي است كه در آنجا به اهتزاز در ميآيد :
پرچم « اصهب » يا زرد چهره ( شايد منظور فردي اروپايي باشد چون معمولا اروپايي ها داراي چهره و موهاي زرد رنگ هستند )
پرچم « ابقع » و مردي كه نقطههاي سياه و سفيد بر صورت دارد ( شايد منظور كسي هست كه بيماري پوستي داره و يا كسي كه آبه رو هست )
و پرچم سفياني
گروه سفياني با « ابقع » درگير ميشود و پيكار سختي روي ميدهد و گروه سفياني ، آنان را از پاي در ميآورد و گروه « اصهب » را نيز نابود ميسازد ، آنگاه رو بسوي عراق ميآورد . سپاه او به منطقهاي بنام « قرقيسا » ميرسد و آنجا درگيري ميشود و 100 هزار نفر از ستمكاران كشته ميشوند .
سپاهي نيز به كوفه گسيل ميدارد كه شما آن به 70 هزار ميرسد ، آنان مردم كوفه را قتل عام ميكنند و به اسارت در ميآورند . و درست در اين شرايط دردناك است كه پرچمهاي از طرف خراسان ميرسد . نيرويي كه بسرعت خود را به كوفه ميرساند و در ميان همين نيرو ، گروهي از ياران راستين حضرت مهدي (عج) است . مردي از عجم و اهل كوفه قيام ميكند و با گروهي اندك عليه جنبش سفياني وارد عمل ميگردد ؛ اما فرمانده لشكر سفياني او را ميان كوفه و حيره به قتل ميرساند .
سفياني سپاهي نيز بسوي مدينه گسيل ميدارد ، اما امام مهدي (عج) از مدينه بسوي مكه حركت ميكند . ( اين حركات و جنگها بعد از ظهور و قبل از قيام انجام ميگيرد ) گزارش به فرمانده سپاه سفياني ميرسد كه حضرت مهدي (عج) بسوي مكه در حركت است و او سپاهي از پي حضرت ميفرستد ، اما آنان به آن حضرت نميرسند و آن گرامي بسان « موساي كليم » و بر سيره و روش او ، وارد مكه ميگردد .
فرمانده سپاه سفياني در بياباني فرود ميآيد و نداگري از آسمان ندا ميدهد كه : « اي كوير خشك و سوزان ! اين سپاه تجاوزكار را نابود ساز ! » و اينجاست كه زمين ، آنان را فرو ميبرد و جز سه نفر از آنان باقي نميماند و خدا آنان را نيز به گونهاي مسخ و بشدت كيفر ميكند و چهرههايشان را به عقب برميگرداند . »
5- از امام صادق (ع) آوردهاند كه فرمود :
« گويي مينگرم كه سفياني در كوفه و در ميدان شهر شما ، بساط خويش را گسترده است و جاچيهاي او جار ميزنند كه : « هر كس سر شيعهاي را بياورد يك هزار درهم جايزه دارد » آنگاه است كه همسايه بر همسايه ميشورد و او را به جرم شيعه بودن سر ميبرد تا هزار درهم جايزه بگيرد . »
6- و نيز از آن حضرت آوردهاند كه فرمود :
« سفياني و خروج او از نشانههاي قطعي ظهور امام مهدي (عج) است . او در ماه رجب خروج ميكند و شورش و فتنهي او پانزده ماه به طول ميانجامد . شش ماه ميجنگد و آنگاه بر منطقهي وسيعي از خاورميانه كه شامل اردن ، فلسطين ، دمشق و ... ميگردد ، مسلط ميشود و نه ماه بدون كم و كاست حكمراني ميكند . »
7- و نيز آوردهاند كه امام صادق (ع) فرمود :
« برخي از نشانهها و علائم ظهور ، قطعي است و تخلفناپذير و برخي غير قطعي ، ازجمله نشانههاي حتمي ، خروج سفياني است . »
8- امام باقر (ع) از اميرالمؤمنين علي (ع) آورده است كه :
« هنگامي كه نيزهها در شام درگير شدند ، از نشانهاي از نشانههاي ظهور ، پرده برميدارند . »
پرسيدند : « چگونه ؟ »
فرمود : « زمين لرزهاي در شام رخ ميدهد كه يكصدهزار تلفات بجاي ميگذارد ، خداوند آن را رحمتي براي مؤمنان و كيفري براي كافران قرار ميدهد ، هنگامي كه چنين رخدادي بوقوع پيوست ، چشم به راه مركبهاي سياه و سفيد و سواراني باش كه پرچمهاي زرد از مغرب ، وارد شام ميگردند ، آنگاه است كه هنگامهي آن حادثهي بزرگ و مرگ سرخ است . آنگاه كه چنين رخدادي بوقوع پيوست در انتظار فرورفتن روستايي در منطقهي دمشق بنام « حرستا » باش و هنگامي كه چنين رويدادي بوقوع پيوست ، فرزند آن زن جگرخواره ، سفياني ، از وادي يابس ، آن بيابان خشك و سوزان ، خروج ميكند و وارد دمشق ميگردد و بر منبر مسجد جامع قرار ميگيرد . و آنگاه كه چنين شد ديگر در انتظار ظهور مهدي (عج) باشيد . »
9- « اصبغ نباته » از اميرالمؤمنين علي (ع) آورده است كه فرمود :
« ... براي ظهور مهدي (عج) نشانههايي است ... از جملهي آنها خروج سفياني با پرچم سرخ است كه پرچمدار آن مردي از قبيلهي « كلب » است . 12 هزار نفر از سپاه او ، بسوي مكه و مدينه حركت ميكنند كه پرچمدار آن سپاه ، عنصر پليدي از عمويان است . نام او « خزميه » ميباشد كه چشم چپ او كور است و پردهي سفيدي روي چشمش را گرفته است – او قساوت پيشهاي است كه مردم را ، مثله ميكند و همه جا را ميكوبد تا وارد مدينه ميگردد – خود در آنجا مستقر ميشود و در جستجوي مردي از خاندان پيامبر ، سپاهي گران بسوي مكه گسيل ميدارد كه پرچمدار آن مردي از طايفهي غطفيان است . اين سپاه تجاوزكار هنگامي كه به نقطهاي در ميان مكه و مدينه ميرسد ، زمين آنان را فرو ميبرد و جز يكي از آنان نجات نمييابد ، چهرهي او را نيز وارونه ميسازد و به عقب برميگرداند تا هشداري براي آن تجاوزكاران باشد و درس عبرتي براي آيندگان . »
و آنگاه تأويل اين آيه ظاهر ميگردد كه ميفرمايد :
« اگر ببيني آنگاه كه سخت بترسند و رهاييشان نباشد و از مكاني نزديگ گرفتارشان سازد . »
« سفياني 130 هزار تن از نيروهاي خويش را نيز به كوفه گسيل ميدارد . آنان در نقطهاي فرود ميآيند و 60 هزار نفر از آنان وارد كوفه ميشود تا اينكه در كنار قبر حضرت هود (ع) در منطقهي « نخيله » در روز عيد به انها هجوم ميبرند ، فرمانرواي مردم ، خودكامهي كينهتوزي است بنام كاهن و ساحر . از شهر بغداد نيز فرمانده ديگري با 5 هزار نفر كاهن خروج و بسوي آنان ميشتابد و كشتار وسيعي صورت ميگيرد به گونهاي كه از خون اجساد دهها هزار كشته ، « فرات » رنگين و بدبو ميگردد و از كوفه هزاران دوشيزهاي كه دست و چهرهي آنان ديده نشده است به اسارت گرفته و به شهر نجف ميبرند . »
10- در روايت ديگري از اميرالمؤمنين علي (ع) آوردهاند كه فرمود :
« سفياني با 70 هزار نفر بسوي كوفه و بصره حركت ميكند ، همه شهرها و مناطق را دور ميزند ، دانشمندان را ميكشد ، قرآنها را ميسوزاند ، مسجد ها را ويران ميسازد ، حرام را حلال و حلال را حرام اعلام ميكند . او با نواختن موسيقي و تار و طنبور در كوچهها و بازارها فرمان ميدهد و به شراب خوارگي در پاركها و مراكز شهر دستور ميدهد ، فحشا و زشتي را روا اعلام ميكند و همهي واجبات را تحريم ميسازد و از هيچ جور ظلمي نه تنها باز نميدارد و روي نميگرداند ؛ بلكه به عناوين گوناگون و وسايل مختلفي بر سركشي و تجاوزكاري و طغيانگريها ميافزايد . كودكان را به دستورش گرداوري ميكنند و در روغن جوشان ميافكنند . آنان فرياد ميزنند كه : « پدران ما فرمان تو راد نبردهاند ، پس گناه ما چيست ؟ » و دو كودك به نامهاي حسن و حسين را به دار ميكشد . در كوفه نيز همين جنايات را مرتكب ميگردد و دو كودك ديگر به نامهاي حسن و حسين را بر درب مسجد جامع كوفه به دار ميكشد كه خون آنان بسان خون « يحيي » ميجوشد . با ديدن اين منظره وحشتناك ، به نزول بلا و نابودي خويش يقين ميكند به همين جهت وحشتزده از كوفه به شام ميگريزد ، بيآنكه كسي راه را بر او ببندد . وقتي وارد شهر دمشق ميشود ، بساط شرابخواري و گناه ميگسترد و تمام ياران خود را نيز به ارتكاب گناه ، وادار ميسازد . »
11- محمدبن مسلم از امام باقر (ع) آورده است كه :
« سفياني عنصري ، سرخ رو ، چشم زاغ و داراي موهايي بور است . هرگز لحظهاي خدا را نپرستيده و مكه و مدينه را نميبيند . و ميگويد : « پروردگارا ! انتفام من به آتش است . » »
يعني ، من انتقام خويش را خواهم گرفت اگرچه با ورود آتش باشد . و مراد از آتش ، همان جنگ فراگيري است كه سيد هاشمي عليه دودمان بني اميه آغاز ميكند ، همانگونه كه نعيم بن حماد ، استاد بخاري نق ميكند : « مردي از تبار بني هاشم حكومت را به دست ميگيرد و شعلههاي آتش جنگ او ، سراسر دودمان بني اميه را فرا ميگيرد و جز اندكي از آنان ، همه را از دم شمشير ميگذراند و غير بني اميه را متعرض نميشود . و آنگاه مردي از بني اميه قيام ميكند و در برابر هر يك كشته از بني اميه ، دو نفر را به قتل ميرساند و جز زنان كسي را باقي نميگذارد و آنگاه است كه مهدي (عج) ظهور مينمايد . »
و همچنين ابو قبيل نقل كرده : « مرد سفياني لظگري را به طرف مدينه گسيل ميدارد و به آنان دستور ميدهد : « تمام نسل بني هاشم را از لب شمشير بگذرانيد حتي به زن حامله رحم نكنيد . »
و اين بخاطر كشتار وسيعي است كه مرد هاشمي از دودمان بني اميه انجام داده است .
آري ! كسي از بني هاشم را در مدينه باقي نمگذارد ، چون عدهاي از آنان ، كشته ميشوند و عدهاي هم به بيابانها ، كوهها و يا به مكه معظمه ، پناه ميبرند و كار به جايي ميرسد كه زنان بني هاشم شمشير به دست گرفته و با لشگر سفياني به جنگ ميپردازند و آنگاه است كه ظهور حضرت مهدي (عج) فرا ميرسد .
آري ! اينها بخشي از رواياتي است كه از پيامبر گرامي و امامان نور (ع) در مورد جنبش ارتجاعي سفياني و جرائم سهمگين و جنايات او وارد شده است .
لازم به يادآوري است كه داستان سفياني را تنها شيعيان نياوردهاند ، بلكه علماي اهل سنت نيز در كتابهاي خويش آن را آوردهاند و روايات در كتابهاي هر دو گروه در اين مورد ، متواتر است ، براي نمونه ، اين منابع كه همه از اهل سنت ميباشد ، داستان سفياني را آوردهاند :
- « العرف الوردي » سيوطي شافعي ، ج 2 ، ص 57
- « مجمع الزوائد » جلد 7 ، ص 314
- « صحيح مسلم » جلد 2 ، ص 493
- « عقدالدرر » ص 72 ، باب 4
- « كنزل العمال » جلد 6 ، ص 68
- « كتاب الفتن ابن حماد » استاد بخاري – در باب « علامات المهدي »
- « مستدرك الصحيحين » جلد 4 ، ص 468
- « تفسير ثعلبي شافعي » جلد 22 ، ص 72
- « تفسير طبري » و دهها كتاب اهل سنت .......... ( جهت اطلاع رجوع شود به : معجم احاديث الامام المهدي (ع) ، ج 1 ، ص 400 – 424 )
ادامه دارد .............
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي

-
- پست: 422
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 50 بار
- سپاسهای دریافتی: 181 بار
سلام بر شما
نوشته های شما را خواندم و چندین بار خواندم و به نکات خوبی هم رسیدم. بعضی از قسمتهای آن (بیشتر قسمتها) به پیشگویی های دیگر پیشگویان شباهت های زیادی دارد.
لازم به ذکر است که بسیاری از پیشگویان راهب اروپایی هم چنین مشخصاتی از ضدمسیح ارائه داده اند.
ضدمسیح(دجال) به ظاهر یهودی است و پس از به قدرت رسیدن ، بسیاری از صهیونیست ها با او بیعت می کنند. آیا شما دقت کردید که در این احادیث ، سخنی از اسرائیل نبود !؟ و اینکه چگونه ضدمسیح به مصر حمله می کند ، درحالیکه اصلا" سوریه و اردن ، مرز مشترک با مصر ندارند ؟ و حتما" اگر می خواهند به مصر حمله کنند باید از خاک اسرائیل بگذرند و همچنین در احادیثی که شما گفتید ، نوشته شده است که مردم ""شام و فلسطین"" به وی رو می آورند. من خودم به شخصه فکر می کنم که ضدمسیح ، یک فردی است که با اسرائیل هم پیمان می شود و یا حداقل با آنها هم پیمان می شود و از خاک آن کشور به مصر حمله می کند. چیز دیگری غیر از آن ، بسیار نامحتمل به نظر می رسد.
من منظور بعضی از قسمت ها را نفمیدم ؟
مثلا" در جایی از پرچم های زرد و سیاه و غیره سخن گفته شده است. در پیشگویی ها آمده است که پرشیا با ترک ها علیه ضدمسیح متحد می شود. آیا منظور پرچم های سیاه و زرد هم همین است !!؟
منظور از اختلاف سه پرچم در جزیره اوال فارس چیست ؟ و یا منظور از مرگ سرخ چیست ؟
جالب است که در تمام پیشگویی ها و احادیث گفته شده است که مصر نابود می شود اما من دقیقا" نفهمیدم که مصر آیا به دست ضدمسیح نابود می شود یا توسط ارتش پرشیا (طبق گفته های نوستراداموس) ؟
جالب است که شورش و هرج و مرج در غرب ، هم در پیشگویی ها و هم در احادیث آمده است.
چند سوال دیگر داشتم :
به نظر شما ، جنگ آخرالزمان با سلاح های مدرن و جدید انجام خواهد شد ؟ به نظرم اینگونه خواهد بود چون اگر به احادیث نگاه کنی ، می بینی که صحبت از کشته شدن صدها هزار نفر شده است و یا از کلمه "فرود آمدن" استفاده شده است که این شاید نشان گر استفاده از هواپیماها و وسایل پیشرفته هوانوردی باشد. همچنین از ایجاد پایگاه های نظامی پیشرفته در اطراف شهرها سخن گفته شده است که این هم شاید دلیل دیگری باشد.
نقش ایرانیان چیست ؟ آیا ضدمسیح به ایران هم حمله خواهد کرد ؟ یا این جنگ صرفا" در کشورهای عربی رخ می دهد ؟
نوشته های شما را خواندم و چندین بار خواندم و به نکات خوبی هم رسیدم. بعضی از قسمتهای آن (بیشتر قسمتها) به پیشگویی های دیگر پیشگویان شباهت های زیادی دارد.
لازم به ذکر است که بسیاری از پیشگویان راهب اروپایی هم چنین مشخصاتی از ضدمسیح ارائه داده اند.
ضدمسیح(دجال) به ظاهر یهودی است و پس از به قدرت رسیدن ، بسیاری از صهیونیست ها با او بیعت می کنند. آیا شما دقت کردید که در این احادیث ، سخنی از اسرائیل نبود !؟ و اینکه چگونه ضدمسیح به مصر حمله می کند ، درحالیکه اصلا" سوریه و اردن ، مرز مشترک با مصر ندارند ؟ و حتما" اگر می خواهند به مصر حمله کنند باید از خاک اسرائیل بگذرند و همچنین در احادیثی که شما گفتید ، نوشته شده است که مردم ""شام و فلسطین"" به وی رو می آورند. من خودم به شخصه فکر می کنم که ضدمسیح ، یک فردی است که با اسرائیل هم پیمان می شود و یا حداقل با آنها هم پیمان می شود و از خاک آن کشور به مصر حمله می کند. چیز دیگری غیر از آن ، بسیار نامحتمل به نظر می رسد.
من منظور بعضی از قسمت ها را نفمیدم ؟
مثلا" در جایی از پرچم های زرد و سیاه و غیره سخن گفته شده است. در پیشگویی ها آمده است که پرشیا با ترک ها علیه ضدمسیح متحد می شود. آیا منظور پرچم های سیاه و زرد هم همین است !!؟
منظور از اختلاف سه پرچم در جزیره اوال فارس چیست ؟ و یا منظور از مرگ سرخ چیست ؟
جالب است که در تمام پیشگویی ها و احادیث گفته شده است که مصر نابود می شود اما من دقیقا" نفهمیدم که مصر آیا به دست ضدمسیح نابود می شود یا توسط ارتش پرشیا (طبق گفته های نوستراداموس) ؟
جالب است که شورش و هرج و مرج در غرب ، هم در پیشگویی ها و هم در احادیث آمده است.
چند سوال دیگر داشتم :
به نظر شما ، جنگ آخرالزمان با سلاح های مدرن و جدید انجام خواهد شد ؟ به نظرم اینگونه خواهد بود چون اگر به احادیث نگاه کنی ، می بینی که صحبت از کشته شدن صدها هزار نفر شده است و یا از کلمه "فرود آمدن" استفاده شده است که این شاید نشان گر استفاده از هواپیماها و وسایل پیشرفته هوانوردی باشد. همچنین از ایجاد پایگاه های نظامی پیشرفته در اطراف شهرها سخن گفته شده است که این هم شاید دلیل دیگری باشد.
نقش ایرانیان چیست ؟ آیا ضدمسیح به ایران هم حمله خواهد کرد ؟ یا این جنگ صرفا" در کشورهای عربی رخ می دهد ؟

- پست: 876
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 71 بار
خوشحالم كه مطالبي رو كه سند كردم مورد توجه شما قرار گرفت ، به علت كمبود وقت و عدم حظور ذهن فقط به چند سال شما جواب ميدم و بقيه رو ميذارم واسه يه موقع ديگه
در كتابي كه به عنوان منبع ازش استفاده ميكنم عامل مرگ سرخ رو جنگ و خونريزي ياد كرده و عقيدهي شخص خودم هم اينه .
منم با نظر شما موافقم
دليل بر اين نميشه كه از هواپيما استفاده ميشه ، اگه به احاديث و يا روايات گذشتگان در مورد امامان توجه كنيد ، به طور مثال ميگن : « امام علي (ع) براي اقامهي نماز در فلان منطقه فرود امد » ، فرود آمدن به صورت ايستادن و متوقف شدن هم تعريف و معني شده .
منظور از مرگ سرخ چیست
در كتابي كه به عنوان منبع ازش استفاده ميكنم عامل مرگ سرخ رو جنگ و خونريزي ياد كرده و عقيدهي شخص خودم هم اينه .
به نظر شما ، جنگ آخرالزمان با سلاح های مدرن و جدید انجام خواهد شد ؟
منم با نظر شما موافقم
از کلمه "فرود آمدن" استفاده شده است
دليل بر اين نميشه كه از هواپيما استفاده ميشه ، اگه به احاديث و يا روايات گذشتگان در مورد امامان توجه كنيد ، به طور مثال ميگن : « امام علي (ع) براي اقامهي نماز در فلان منطقه فرود امد » ، فرود آمدن به صورت ايستادن و متوقف شدن هم تعريف و معني شده .
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي

- پست: 876
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 71 بار
به خاطر عدم به روز شدن تاپيك از تمام دوستان معذرت ميخوام ، متأسفانه از صحبتهاي بعضي از دوستان بوي خوبي به مشام نميرسه و توهين هم ماشاالله تمومي نداره ، متأسفانه بعضي از دوستان اقدام به كپي كردن مطالب بدون منبع و حتي مرتبت كردن به خودشون آدم رو دلسرد ميكنن ، كه اين برخوردها و صحبتها باعث شد كه تا اطلاع ثانوي از ارسال هر گونه مطلب ، عكس و ... در اين تاپيك و ساير تاپيكها خودداري كنم ، اميدوارم دوستان من رو به بزرگي خودشون ببخشند
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:
Ahmad6644 جان
شما به کارتون ادامه بدید یکبار هم خدمتتون عرض کردم اگه قصد و نیتتون خیر باشه و برای خدمت به اسلام این کار را انجام میدهید نباید هیچ مساله ای شما را دلسرد کند شما کار خودتون را انجام دهید.
در مورد ذکر این مطالب در جاهای دیگه هم فکر میکنم فقط یک جا هست که همچین کاری را میکند و بهتره شما اعتنایی نکنی چون همه این مشکل را با اونجا دارند.
موفق باشید
شما به کارتون ادامه بدید یکبار هم خدمتتون عرض کردم اگه قصد و نیتتون خیر باشه و برای خدمت به اسلام این کار را انجام میدهید نباید هیچ مساله ای شما را دلسرد کند شما کار خودتون را انجام دهید.
در مورد ذکر این مطالب در جاهای دیگه هم فکر میکنم فقط یک جا هست که همچین کاری را میکند و بهتره شما اعتنایی نکنی چون همه این مشکل را با اونجا دارند.
موفق باشید


- پست: 627
- تاریخ عضویت: شنبه ۸ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: ناوگان منطقه دوم
- سپاسهای ارسالی: 398 بار
- سپاسهای دریافتی: 226 بار
- تماس:
Ahmad6644 عزیز
اگر شما صحبتهای ناخوشایندی می شنوین دلیل بر بی علاقگی و مخالفت با شما نیست. یک اینکه اینجا انجمن هست و محل تظارب آرا و هر کسی ممکن هست مخالفت هایی داشته باشه. نکته دوم این که موافقین شما فقط از کلید سپاس استفاده می کنن و به خاطر جلوگیری از ایجاد فاصله بین پست های شما و خارج شدن بحث از موضوع هست که چیزی نمیگن. پس بدونید که کم نیستن کسانی که منتظر دیدن پست های جدید شما هستن و اون رو با علاقه پیگیری میکنن. در ضمن شما هم که فکر نمیکنم برای رضایت خاطر افراد مغرض و توهین کننده ها مطلب نمی نویسین و هدف بالاتری حتماً دارین.
پس امیدوارم به کارتون با جدیت ادامه بدین و نگران بحث های انحرافی هم نباشین.
اگر شما صحبتهای ناخوشایندی می شنوین دلیل بر بی علاقگی و مخالفت با شما نیست. یک اینکه اینجا انجمن هست و محل تظارب آرا و هر کسی ممکن هست مخالفت هایی داشته باشه. نکته دوم این که موافقین شما فقط از کلید سپاس استفاده می کنن و به خاطر جلوگیری از ایجاد فاصله بین پست های شما و خارج شدن بحث از موضوع هست که چیزی نمیگن. پس بدونید که کم نیستن کسانی که منتظر دیدن پست های جدید شما هستن و اون رو با علاقه پیگیری میکنن. در ضمن شما هم که فکر نمیکنم برای رضایت خاطر افراد مغرض و توهین کننده ها مطلب نمی نویسین و هدف بالاتری حتماً دارین.
پس امیدوارم به کارتون با جدیت ادامه بدین و نگران بحث های انحرافی هم نباشین.
با تقدیم احترامات شایسته نظامی
ICT Admiral

ICT Admiral

