بهترين راه بستن يک قرار سنگين 10 ساله نظامي با روسيه و چين هست.
نظر بدهيد بد نيست
چنين کاري يعني بستن قرارداد نظامي سنگين به 2 دليل امکان پذير نيست:
1 ) در اثر بذل و بخش به جنبش هاي آزادي بخش و آزادي گير منطقه، و همچنين برداشتهاي بدون برنامه از حساب صندوق ذخيرهء ارزي، پول چنداني براي بستن قرارداد نداريم.
2 ) آمريکا توانسته در نهايت، چين و روسيه رو با خودش همراه و هم نظر کنه. مهمترين مدرک براي همراهي اين دو کشور، راي مثبت به قطعنامهء اخير شوراي امنيت بر عليه ايران بود. (يعني قرارداد سنگين جهت فروش تسليحات، قابل انجام نيست و روسيه و چين، تن به چنين کاري نميدن)
دوست من، علي موند و حوضش بهترين مثل يا عبارتي هست که به خاطرم مياد. ما دو راه بيشتر نداريم: جنگ يا اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت.
بحث کارتلهاي فروش تسليحات هم درست است اما هنوز منطق گرايان در حوزهء سياست آمريکا پيدا ميشن که از نمونهء اين افراد ميشه به بيل کلينتون، جيمي کارتر و مادلين آلبرايت اشاره کرد.
zector نوشته شده:Sardar مگر شما اروپا سکونت دارید ؟ یا اینکه بعدها می خواهید به اروپا بروید ؟ همچنین مگر شما چند سالتان است که گفتید 10 یا 15 سال !!؟ به نظرم اگر در کشورمان سکونت دارید بهتر است همینجا درستان را تمام کنید و فقط آن هم برای تحصیل در دوره دکتری و یا تخصص یکی یا دوسال به خارج از کشور بروید تا متبحر شوید. --------------- من زمان دقیقش را نمی دانم. من پیشگویی های بیش از یکصد تن از پیشگویان اروپایی ، امرکایی ، چینی و بودایی و هندی و قبایل امریکای جنوبی و غیره را مطالعه کردم که تقریبا" متفق القول بودند. فکر کنم حول و حوش 2020 باشد. ضمنا" الان پاپ یکی مانده به آخر سرکار است و وقتی این پاپ بمیرد ، یک پاپ دیگر بر سرکار میاد که پس از چند سال آن پاپ کشته شده و جنگ جهانی سوم شروع می شود. حالا چقدر پاپ فعلی بر سرکار خواهد ماند ، نمی دانم ؟ یکی دیگر از نشانه ها ضعیف شدن ایالات متحده هست چون وقتی جنگ جهانی سوم شروع می شود خبری از ایالات متحده نیست به نظر می رسد قبل از این واقعه ، ایالات متحده توسط بلای طبیعی از بین می رود. نشانه سوم ، به روی کار آمدن سرخ ها (کمونیست ها) در شوروی است. نشانه چهارم ، کشور ما در آن زمان باید به قدرت زیادی برسد مثلا" نوسترداموس در جایی گفته "" در جنگ جهانی سوم ، ناوهای پرشیا به بنادر جنوبی فرانسه حمله می کنند !...."" - واقعا" چنین چیزی چه جوری امکان داره ؟ یعنی این قدر قوی می شویم که ناو به آن سوی دریای مدیترانه که 7000 کیلومتر دورتر است می فرستیم !؟ شاید خیلی مضحک به نظر برسد ما و داشتن ناوهای دریایی !؟ باید منتظر حوادث عجیب و غریبی در آینده نزدیک (10 یا 20 سال آینده) باشیم.
فكر كنم شما درباره ي برخي از موضوعات از حقيقت حرف ميزديد اما ... اين سخنان شما از حقيقت خيلي دور است و فقط حدس و احتمالات بي خودي است.
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
در ميان برخی از ناظران و تحليل گران امور سياسی گمانه زنی هايی درباره اقدامات احتمالی شديدتر ايالات متحده عليه ايران منتشر شده است.
به گزارش بی بی سی، کاخ سفيد هرگونه گمانه زنی درباره برنامه ريزی آمريکا برای حمله به ايران را رد کرده است و خواستار يافتن راه حلی ديپلماتيک برای مشکلات ميان دو کشور شده است.
اما برخی از ناظران و کارشناسان نظر داده اند که آمريکا طرح هايی برای اقداماتی عليه ايران تا حد عمليات نظامی آماده کرده است.
به گفته اين منابع هدف آمريکا از کار انداختن تأسيسات اتمی ايران است و احتمال می رود که آمريکا به رشته ای از عمليات احتياطی محدود عليه تأسيسات اتمی ايران دست بزند.
اما اخيرا يک مقام سابق وزارت خارجه آمريکا گفته است که طرح های احتياطی عليه ايران به حمله عليه تأسيسات اتمی اين کشور محدود نمی شود، بلکه ممکن است دامنه گسترده تری پيدا کند.
وين وايت که تا مارس ۲۰۰۵ معاون اداره اطلاعات و پژوهش بخش خاورميانه و جنوب آسيای وزارت خارجه آمريکا بوده، گفته است فرماندهان ارتش آمريکا که تمايلی به حمله به ايران ندارند در ديدار با جورج بوش گفته اند که برای از بين بردن اهداف هسته ای در ايران و حذف خطر اقدامات تلافی جويانه ايران عليه تانکرهای نفتی، ارتش آمريکا در خليج فارس بايد به اهداف بيشتری حمله کند.
آقای وايت در مصاحبه با دفتر بی بی سی در واشنگتن می گويد: "برای باز کردن راه به اهداف متعدد هسته ای ايران احتمالا بايد بخش اعظم سيستم دفاع هوايی و نيروی هوايی ايران را نابود کرد که کار بزرگی است. بعد برای از بين بردن توانايی تلافی جويانه ايران در خليج فارس بايد موشک های زمين به زمين و ضد کشتی اين کشور را که عمدتا در تنگه هرمز مستقر هستند و زيردريايی ها، قايق های تندرو و يا حتی موشک های بالستيک ايران را هم از بين برد. اين کار بسيار دشواری است. بعضی از طرح هايی که من شنيده ام تا ۱۵۰۰ حمله هوايی و موشکی به تأسيسات مختلف در ايران را طی سه يا چهار روز شامل می شود."
خاورميانه به سوی نا آرامی
خبرنگار بی بی سی از آقای وايت درباره نقش احتمالی کشورهای عربی پرسيده است؟
آقای وايت جواب می دهد: "واشنگتن پيام های متفاوتی از دولتهای اعراب شنيده است. من هفته پيش که در دبی بودم نه از مقام های رسمی بلکه از يکی از دوستان که از کشورهای مختلف ديدن کرده بود شنيدم که برخی از کشورهای عربی از آمريکا خواسته اند که تاسيسات اتمی ايران را نابود کند زيرا آنها ايران اتمی را بسيار خطرناک می دانند. اما من اين را هم شنيده ام که برخی از کشورهای ديگر منطقه از آمريکا خواسته اند هرگز به ايران حمله نکند زيرا موجب بی ثباتی بيشتر منطقه خليج فارس خواهد شد."
به نظر می رسد که کشورهای کوچک عربی که آسيب پذيری بيشتری در مقابل بی ثباتی در منطقه دارند، مخالف حمله به ايران باشند و در مقابل کشورهای بزرگتر که رقابت بيشتری با ايران احساس می کنند از هر اقدامی که موجب تضعيف اين کشور در خليج فارس شود، حمايت می کنند.
برخی از کارشناسان از جمله وين وايت معتقدند که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران با موضعگيری های تند خود نخست اروپا و آمريکا را به يکديگر نزديک کرد و پس از آن موجب اتحاد کشورهای عربی با غرب و اسرائيل عليه ايران شد.
به گفته آقای وايت: "شعارهای غيرمسئولانه احمدی نژاد، جلب حمايت برای اقدامات شديدتر عليه ايران را بسيار آسان کرده است. موضعگيری های آقای احمدی نژاد کشورهای اروپايی را به شکل بی سابقه ای نگران کرده است. احمدی نژاد وضعيت را سخت تنش آلود و شرايط را قابل انفجار کرده است."
منبع : عصرایران
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي
جلال طالبانی، رئيس جمهور عراق در مصاحبه با روزنامه عربی «الحيات»، از آمادگی ايران برای دستيابی به تفاهم با آمريکا سخن گفته است.
به گزارش «بي.بي.سي»، روزنامه «الحيات» عنوان درشت صفحه نخست خود را به گفتگويی اختصاص داده که در کاخ ملت (قصر الشعب) دمشق، پايتخت سوريه در هنگام سفر رئيسجمهور عراق به اين کشور انجام گرفته است.
طالبانی به اين روزنامه بينالمللی گفته که در سفر اخيرش به تهران که اواخر نوامبر (اوايل آذر) گذشته انجام گرفت، مقامات ايرانی به او گفته اند که به محض اينکه آمريکاييها اعلام آمادگی کنند، آنها حاضرند با آمريکا مذاکره کنند و به چنان تفاهمی با دولت ايالات متحده دست پيدا کنند که از افغانستان تا لبنان را شامل شود.
اين در حالی است که يک روز پيش از انتشار اظهارات جلال طالبانی، وزير دفاع آمريکا اعلام کرده بود که دليل چندانی برای مذاکره مستقيم ميان ايران و آمريکا در شرايط جاری وجود ندارد و چنين مذاکراتی بايد زمانی انجام گيرد که آمريکا اهرمهای بيشتری برای فشار بر ايران در دست داشته باشد.
رئيسجمهور عراق همچنين در مصاحبه با «الحيات» از تلاشهای خود برای برقراری رابطه ميان ايران و آمريکا سخن گفته و شرح داده که در نخستين سفرش به تهران که اواخر نوامبر 2005 (اوائل آذر 1384) انجام گرفت با «برادران ايرانی» به توافق رسيد که نشستی سه جانبه با حضور مقامات ايرانی، عراقی و آمريکايی در مورد امنيت و ثبات در عراق برگزار شود.
وی میافزايد: پس از بازگشت به عراق اين توافق را به اطلاع زلمای خليلزاد، سفير آمريکا در بغداد رساندم و آقای خليلزاد نيز پس از مشورت با مقامات مافوق خود موافقت خود را با چنين نشستی به وی اعلام کرده است.
به گفته جلال طالبانی، قرار مذاکره تا آنجا پيش رفت که حتی روز و مکان مذاکره نيز تعيين شده و بوده و زلمی خليلزاد يک روز پيش از موعد مورد نظر در شهر دوکان در کردستان عراق که برای مذاکره تعيين شده بود حضور پيدا کرد، ايرانيها نيز شرط گذاشتند که مذاکراتشان با آمريکاييها کاملاً سری و بدون هيچگونه خبررسانی انجام گيرد اما در اين ميان کاندوليزا رايس، وزيرخارجه آمريکا خبر مذاکره را در کنگره آمريکا فاش کرد و ايرانيها مذاکره را لغو کردند.
آقای طالبانی در مصاحبه با «الحيات» ادامه میدهد: پس از چندی سيد عبدالعزيز حکيم، رئيس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ايرانيها را تشويق به مذاکره با آمريکاييها کرد و هر دو طرف ايرانی و آمريکايی با مذاکره موافقت کردند که طی سفر وزير امورخارجه ايران به بغداد گفتگوهايی در مورد محل مذاکره انجام گرفت و قرار شد که رئيس جمهور عراق نيز در نخستين جلسه مذاکرات حضور يابد.
جلال طالبانی به «الحيات» گفته که آمريکاييها موعد مذاکره را به زمانی موکول کردند که تشکيل دولت عراق به رهبری نوری مالکی به نتيجه رسيده باشد؛ اما ايرانيها با اين شرط مخالفت ورزيدند و توافق مذاکره به هم خورد.
اشتباه در تاريخ در مصاحبه الحيات با جلال طالبانی، از وی نقل شده که پيشنهاد او برای مذاکره بين ايران و آمريکا در سفر اخير او به تهران صورت گرفته، در حالی که سخنانی که در ادامه مصاحبه آمده و رويدادهايی که به آن اشاره شده، از جمله تشکيل دولت عراق و سفر وزير امورخارجه ايران به عراق نشان می دهد که اين پيشنهاد بايد در نخستين سفری که او به عنوان رئيس جمهور عراق به ايران داشته و حدود چهارده ماه پيش مطرح شده باشد.
بنابراين، اشتباه در نگارش متن مصاحبه از سوی روزنامه الحيات يا خطای لفظی جلال طالبانی می تواند باعث پيچيده شدن تاريخ رويدادها در متنی باشد که روزنامه الحيات منتشر کرده است.
جنگ لفظی و درگيری نظامی اظهارات رئيس جمهور عراق در مورد آمادگی ايران برای مذاکره با آمريکا در شرايطی منتشر می شود که حمله سربازان آمريکايی به دفتر نمايندگی جمهوری اسلامی در شهر اربيل عراق و بازداشت پنج شهروند ايرانی در آن روابط ايران و آمريکا را تيره تر کرده است.
وزير امورخارجه ايران خبر داده که کشورش در مقابل اين اقدام آمريکا به شورای امنيت سازمان ملل متحد شکايت خواهد کرد.
آمريکا ايران را به مداخله در عراق و کمک به شورشيان اين کشور متهم می کند و ايران بشدت اين ادعا را رد می کند.
با اين حال، وزير دفاع آمريکا اين احتمال را رد کرده که مناقشه لفظی ايران و آمريکا بر سر عراق و همچنين اختلاف طرفين بر سر فعاليت اتمی ايران به بروز درگيری نظامی ميان دو کشور بينجامد.
گروهی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا که نگران بروز جنگ ديگری با ايرانند، پيش نويس قطعنامه ای را تنظیم کرده اند تا رئيس جمهور را ملزم کنند پيش از هرگونه حمله ای به ايران از کنگره اجازه بگيرد.
خبرگزاري فارس: ناو هواپيمابر آيزنهاور در حالي منطقه خليج فارس را ترك كرده است كه تحليل ها و شايعات گستردهاي مبني بر حمله قريب الوقوع امريكابه ايران، توسط برخي رسانهها در حال انتشار است. يك مقام مطلع در نيروهاي مسلح كشورمان در گفتگو با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس در اين باره گفت: به رغم جنگ رواني اخير آمريكا مبني بر افزايش فشارها بر ايران از طريق اضافه شدن نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه، ناو هواپيمابر آيزنهاور آمريكا چند روزي است كه از خليج فارس خارج و اكنون در شرق كشور عمان مستقر شده است.
وي با اشاره به احتمال جايگزين شدن ناو هواپيمابر جان استينز با آيزنهاور تاكيد كرد: برخي سعي دارند اينگونه نشان دهند كه نيروهاي نظامي آمريكا در حالت آماده باش براي حمله به ايران قرار دارند، در حالي كه اين مسئله به هيچ وجه نمود واقعي ندارد و خروج اين ناو هواپيمابر نيز گواهي بر اين مسئله است.
اين مقام آگاه خاطرنشان كرد: اشراف كامل نيروهاي دريايي كشورمان بر تردد نيروهاي فرامنطقهاي كه نمونهاي از آن در ناگفتههاي برخورد زيردريايي اتمي آمريكا با نفتكش ژاپني از زبان فرمانده نيروي دريايي ارتش بيان شد، هرگونه گمانه زني ناآگاهانه را غيرموجه، نادرست و موجب تشويش اذهان عمومي مي سازد.
آفتاب: دکتر محمد صدر، معاون سابق عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه در مورد تلاشهای اخیر آمریکا به منظور تحریک برخی کشورهای عربی علیه ایران و نیز تنشهای به وجود آمده در روابط تهران ـ بغداد تاکید کرد «پس از حمله نظامیان ایالات متحده به کنسولگری ایران و بازداشت 5 دیپلمات ایرانی، مشخص شد که آمریکا برای رویارویی با ایران برنامههای جدی دارد و میخواهد برخوردهای جدیتری با کشورمان انجام دهد».
دکتر صدر در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با اشاره به این که «واشنگتن در چارچوب همین استراتژی که در سخنرانی اخیر بوش هم به آن اشاره شد، فشارهای فزایندهای را به دولت عراق وارد میکند» گفت: واقعیت امر آن است که آمریکا با نیروی نظامی بسیاری در عراق حضور دارد و تا زمانی که آنان در این کشور هستند، سیاستهای دولت عراق تحت تأثیر و فشار آمریکا اتخاذ خواهد شد.
وی با اشاره به استراتژی جدید بوش در عراق گفت: آنان ادعا میکنند که استراتژی بوش در راستای کاهش نفوذ ایران در عراق است اما در باطن قصد دارند که رابطه دولت و ملت عراق را با دولت و ملت ایران تیره و کم رنگ کنند.
صدر خاطرنشان کرد: آمریکا در چارچوب کاهش روابط ایران و عراق حرکت میکند، به همین دلیل مسئولین ایرانی نیز باید با دقت بیشتری عمل کنند و دولت عراق هم باید مواظب باشد تا به چارچوب این استراتژی رانده نشود.
آفتاب: استراتژی جدید جرج بوش برای کنترل اوضاع خاورمیانه حاکی از آن است که رئیس جمهور آمریکا قصد دارد پیش از به پایان رسیدن دوره ریاست جمهوریاش مشکلاتش با ایران را حل کند. اما به نظر میرسد شتابزدگی در این مساله میتواند هزینههای پیشبینی نشدهای را به آمریکا تحمیل کند. چرا که تمام اقدامات لازم برای رسیدن به یک نتیجه درست زمان براست اما جرج بوش وقت کافی در اختیار ندارد.
روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی از اقدامات آمریکا در مقابل ایران مینویسد: در حالیکه جرج بوش دو سال پایانی دوره ریاست جمهوریاش را میگذارند، نشانهها حاکی از آن است که جرج بوش صبر خود را در مورد برخورد با ایران در قالب شورای امنیت سازمان ملل از دست داده است، همانند آنچه که در سال 2003 در مورد عراق انجام داد.
از اینرو وقتی کاندولیزا رایس به اروپا و خاورمیانه سفر کرد به متحدان آمریکا گفته شد که واشنگتن به دنبال تحریمهای شدیدتر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران نیست.
به اعتقاد جیم هوگلند نویسنده واشنگتن پست مواضع روسیه در قبال تصویب تحریم علیه ایران نیز میتواند در استراتژی جدید بوش موثر باشد. مخالف سخت و غیر قابل انتظار روسیه حتی برای تحریمهای ضعیف که پس از دو ماه بحث و رایزنی اتخاذ شد باعث افزایش دلسردی بوش نسبت به ولادیمیر پوتین شد.
در مقابل دولت آمریکا به جای بازگشت به شورای امنیت و تصویب یک قطعنامه جدید، تلاش گستردهای را برای ایجاد یک ائتلاف علیه ایران آغاز کرده است. تجارت، سرمایهگذاری و بهای نفت اهداف اولیهای هستند که آمریکا برای این ائتلاف انتخاب کرده است.
آمریکا از کشورهای اتحادیه اروپا خواسته است تا اعتبارات صادراتی به ایران را متوقف کنند و بانکهایشان را برای پیوستن به مبارزهای که رهبری آن را وزارت خزانهداری آمریکا بر عهده دارد و هدف آن اعمال فشار بر موسسات مالی ایران است تشویق کنند.
ضعف ایران در مدیریت میادین نفتی این کشور را نیازمند تکنولوژی و سرمایه خارجی ساخته و همین مساله تهران را در مقابل این فشارها آسیبپذیر ساخته است.
با روشن شدن نگرانیهای عربستان سعودی در مورد ایران ائتلاف آمریکا بیش از پیش تقویت شد. چرا که معلوم شد ریاض آنقدر نگران هست که از نفت به عنوان سلاحی علیه دولت محمود احمدینژاد استفاده کند. وزیر نفت عربستان با درخواست ایران با رای کاهش تولید اوپک که با هدف ممانعت از کاهش قیمت نفت برنامهریزی شده بود مخالفت کرد. میزان تولید عربستان به این کشور اجازه میدهد به راحتی قیمتهای اوپک را بالا یا پایین ببرد. از سوی دیگر جمعیت کم این کشور آن را در مقابل به تعویق افتادن درآمدهای نفتیاش انعطافپذیر ساخته است چیزی که ایران فاقد آن است.
از اینرو میتوان گفت مبارزهای که آمریکا برای اعمال تحریمهای اقتصادی علیه ایران آغاز کرده موثرترین گزینه برای تحت قراردادن آنهاست. اما واقعیت این است که اروپا و عربستان و نه دولت جرج بوش کنترل این مبارزه را بر عهده دارند.
مدیریت مبارزهای که بهای آن بوسیله دیگران پرداخت میشود نیازمند مهارت، رایزنیهای گسترده و صبر زیاد است.
واقعیت دیگری از نظر نویسنده واشنگتن پست که سیاستمداران آمریکایی باید به آن توجه کنند این است که چنین مبارزهای با تاکتیکهای عجولانه یا استفاده از نیروی نظامی در عراق تضعیف میشود. ضمن آنکه اختلافات خانواده سلطنتی سعودی در مورد چگونگی برخورد با ایران نیز باید به دقت از سوی واشنگتن بررسی شود و با ایران نیز در مورد چگونگی پیشرفت این مبارزه اجماع صورت بگیرد.
این نکته را نیز به تحلیل واشنگتن پست باید افزود که اروپاییها تا حدی با تحریمهای وسیع آمریکا علیه ایران همراهی خواهند کرد. چرا که اروپا بیش از آمریکا دارای روابط تجاری با ایران است، بنابراین تحریمهای اقتصادی علیه ایران به اروپا و نه آمریکا ضربه میزند.
بنابه نوشته واشنگتن پست همه موارد یاد شده برای تحت فشار قرار دادن ایران زمان بر است. بوش باید برای اشتباهاتی که در نتیجه سرعت بخشیدن به اقداماتش علیه ایران بوجود میآید آماده باشد. البته این سرعت نیز نتیجه به پایان رسیدن دوران ریاست جمهوری وی است.
به گفته ژنرال «مارشال دوگل» تاریخ حتی زمانیکه گورستان پر از رهبران بزرگ است نیز ادامه پیدا میکند.
نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا هدف از اعزام ناوهای هواپیما بر آمریکا به خلیج فارس و خاورمیانه را فشار بر ایران توصیف کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، به گفته برنز دومین گروه از ناوهای هواپیمابر آمریکا که در حال اعزام به خاورمیانه هستند به این دلیل است که واشنگتن می خواهد به ایران هشدار دهد تا عقب بنشیند و دست از تلاش های خود برای تسلط بر منطقه بردارد.
معاون وزیر خارجه آمریکا در امور سیاسی همچنین هر گونه گفتگوی مستقیم بین ایران و کشورش را رد کرد و گفت، تا زمانی که تهران غنی سازی خود را متوقف نکرده است این امر امکان پذیر نیست.
برنز که درمرکز تحقیقات خلیج (فارس) در دبی سخنرانی می کرد، گفت : خاورمیانه منطقه ای نیست که تحت نفوذ ایران باشد و خلیج فارس نیز دریایی نیست که ایران آن را کنترل کند و به این دلیل است که می بینیم آمریکا دو گروه از ناوهای هواپیمابر خود را به منطقه اعزام می کند.
وی افزود: ایران به این نکته پی برده است که اگر بخواهد منافع ما را به مخاطره بیندازد ما ازمنافع خود حمایت می کنیم.
هم اکنون ناورهواپیمابر "یو اس اس جان سی اسنیس" و چند کشتی که آن را همراهی می کنند در حال اعزام به منطقه هستند تا به ناو هواپیمابر "یو اس اس آیزنهاور" بپیوندند.
دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي ايران، بايد فرمول يك معادلهاي خود را به دستگاه چندمعادلهاي براي حل مجهولات تبديل کند.
يک کارشناس برجسته ديپلماتيک با بيان اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: در برخي از مقاطع تاريخي و ديپلماسي، ايران بلوف و جنگ رواني را واقعي فرض كرده و امتيازاتي به طرف مقابل پرداخت. بعدها تاريخ ثابت كرد كه تهديدات دشمنان ايران، چيزي جز بلوف و جنگ رواني نبوده است و گاهي هم تهديدات جدي دشمنان ايران بلوف و جنگ رواني فرض و فرصتهاي طلايي در ديپلماسي ناديده گرفته شد و با وقوع تهديد، خساراتي به ايران وارد شد.
وي افزود: شايد بتوان پرونده هستهاي را از شاخصترين اين پديدهها دانست كه تا تير ماه سال 1384 تهديد به رفتن به شوراي امنيت، يك بلوف بود و در ارديبهشت سال 1385، دلايل بلوف بودن اين تهديد با عقبنشيني آمريكا از بردن پرونده ايران به شوراي امنيت، حمايت از مذاكرات «1+5» و ارايه بسته پيشنهادي به اثبات رسيد. ولي درست از شهريور ماه سال 1385 و به ويژه از آبان ماه سال جاري، پس از مذاكرات لاريجاني و سولانا، رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت به گونهاي كه ايران را محكوم سازند، جدي شد و فرصت و ابتكار عمل كافي هم براي جلوگيري از آن وجود داشت، ولي در همين وضعيت، اين جديت ناديده گرفته و فرض شد كه اين تهديدات بلوف است.
اين کارشناس ادامه داد: البته كساني هم هستند كه بر اين باور بودند كه از آغاز تا پايان، رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت، جدي بوده است؛ و گروهي ديگر معتقد بودند که اين امر از ابتدا تا اکنون بلوف است. اين دو گروه اخير، حتي اگر از سياستمداران بوده باشند، با دو گروه نخست، هيچ تفاوتي در نتيجه كار ندارند و هر چهار گروه در يك ويژگي مشتركند: ناديده انگاشتن فرصتها و تهديدهاي واقعي. براي همين، نه از فرصتها بهره ميبرند و نه جلوي تهديدها را ميگيرند.
وي گفت: امروز نيز که در آستانه برخورد آمريكا با ايران هستيم، اين سؤال مطرح است که آيا تهديدات آمريكا و اسرائيل بلوف است يا واقعي؟ در اين باره چهار احتمال وجود دارد که به بيان آنها ميپردازيم:
1ـ هر چند در وضعيت كنوني، تهديدات آمريكا و اسرائيل، جنگ رواني است، ولي اگر دو طرف در ديپلماسي نتوانند به نتيجه برسند، به جنگ با هم خواهند رفت.
2ـ جنگ رواني است، زيرا آمريكا برخلاف عراق و افغانستان، داراي ترديد بيشتري در رويارويي با ايران است و ميخواهد با ترساندن ايران و بدون پرداخت هزينه، به اهداف خود برسد.
3ـ زمينهسازي براي يك جنگ واقعي و وقوع جنگ، قطعي است. اگر ايران و آمريكا در مذاكره هستهاي هم به نتيجه برسند، آمريكا از اين مرحله عبور ميكند و درصدد ارايه مداركي از ناامنيهاي عراق و ايران است تا به عنوان تروريسم به ايران حمله كند.
۴ـ جدي است، ولي اگر در عراق شکست بخورد، با ايران برخورد نميکند.
اين کارشناس در پايان گفت: در اين موضوع مهم، سياست خارجي و ديپلماسي ايران اگر صرفا به يك احتمال تكيه كند و احتمالات ديگر را نبيند و يا آنكه مهمترين احتمال را در بهمن و اسفند ماه تشخيص ندهد، نميتواند به راهكارهاي مناسب و درست دست يابد. پس ميبينيم كه دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي كشور، نيازمند يك بازنگري جدي، چه در روشها و فرآيندها، چه در سطح كارهاي ديپلماتيك و چه در سطح مديريت اجرايي و راهبردي است.
بسياري از کارشناسان اعتراف مي کنند که آمريکا توان نظامي مقابله نظامي با ايران را ندارد، زيرا ايران کشور بسيار بزرگي است و حس ناسيوناليسم زيادي در آن وجود دارد.
به گزارش مهر،"گري سيک" (Gary G. Sick) مشاور پيشين شوراي امنيت ملي آمريکا درباره ايران ، موسس و مدير اجرايي پروژه خليج 2000 دانشگاه کلميبا در گفتگو با شوراي روابط خارجي آمريکا گفت : يک" استراتژي درحال ظهور" در حال توسعه است که آمريکا، اسرائيل و کشورهاي عربي را به شکل يک ائتلاف غيررسمي عليه ايران قرار مي دهد.
وي بر اين باور است که آمريکا در حال حاضر وارد جنگ عليه ايران نخواهد شد، زيرا داراي توان نظامي براي حضور در عراق و ايران به طور همزمان نيست.
وي درباره اين ائتلاف ضد ايراني هم گفت :" ايجاد اين ائتلاف چندين مزيت واقعي دارد. نخست آنکه همه طرفها - کشورهاي سني در خليح فارس به علاوه اردن و مصر - بسيار نگران توسعه ايران در منطقه و توسعه شيعه در خاورميانه هستند. و البته اسرائيل هم بسيار نگران توسعه ايران است . من فکر مي کنم که براي آمريکا اين تصور وجود دارد که با تمرکز بر ايران برخي تمرکزها از عراق برداشته خواهد شد که البته اين امر فاجعه بار خواهد بود . بنابراين برخي مزيتها براي همه طرفها وجود دارد و همچنين تماسهاي واقعي در بين همه طرفها وجود داشته که من فکر مي کنم فراتر از گفتگوي خودماني است."
سيک افزود: "من فکر مي کنم که جنگ عراق اشتباه بوده، زيرا شيعيان را تقويت کرد. مطمئنا راهي که اين جنگ طي کرده يک فاجعه کامل براي هر کسي است که در آن مشارکت داشته است.
سيک درباره اقدام نظامي آمريکا عليه ايران خاطر نشان کرد:" بايد به خاطر داشته باشيد که در يک اقدام نظامي واقعي و يا تهديد شده عليه ايران، نگراني بزرگ اين است که ايران چگونه ممکن است تلافي کند. يک راه که آنها مي توانند اين کار را انجام دهند استفاده از موشکهاي کوتاه برد موجود خود براي حمله به اروپا از طريق - به طور مثال - حمله به محموله نفتي در خليج فارس باشد. بنابراين من فکر مي کنم که موشکهاي پاتريوت در آنجا هستند که نشان دهند آمريکا براي دفاع از اين کشورها در صورت چنين حمله اي آماده است. همچنين اين مسئله روشن است که ايرانيها به طور فعالانه اي در حال ايجاد يک زيرساختار است که به آنها توانايي را براي تلافي عليه نيروهاي آمريکايي در عراق خواهد داد."
وي افزود:" من به هيچ وجه متقاعد نشده ام که آنها ( آمريکاييها) در حال انجام آن ( استقرارناو هواپيمابر در خليج فارس) در زمان کنوني باشند. من فکر مي کنم که آنها در حال آماده کردن راه براي انجام آن هستند و به نظر من دستگيري ديپلماتهاي ايراني به اين فرايند مربوط است. در مورد اقدام نظامي عليه ايران هم فکر مي کنم که اين امر اتفاق نمي افتد. به نظر من منطق اين کار اين است که اگر فکر مي کنيد مي توانيد اين کار را با يک حمله هوايي سريع انجام دهيد، خودتان را فريب مي دهيد. اساس هر گونه حمله اي که آمريکا عليه ايران به راه خواهد انداخت؛ پيامدهايي خواهد داشت : يکي از آنها تقويت دولت کنوني ايران است. اين امر، همچنين تلافي سخت ايرانيها را در جاهاي ديگر خواه عليه نيروهاي آمريکايي و خواه همپيمانان آمريکا به دنبال خواهد داشت."
اين تحليلگر آمريکايي خاطر نشان کرد:" به نظر من نتيجه پاياني اين خواهد بود که اگر آمريکا واقعا مي خواهد با اين مشکل برخورد کند؛ نمي تواند آن را با حمله هوايي متوقف کند، بلکه بايد توان نظامي خود را بر زمين بگذارد. واقعيت اين است که ما در حال حاضر اين توان را هم نداريم. ايران يک کشور بسيار بزرگ است و نسبت به عراق حس ناسيوناليسم بيشتري در آنجا وجود دارد. بنابراين من شخصا فکر مي کنم که دولت آمريکا مي خواهد درباره آن ( اقدام نظامي ) حرف بزند مثل اسرائيليها که در حال حرف زدن درباره آن با صراحت زياد هستند، اما در واقع اين کار را انجام نمي دهند."
سيک در پاسخ به اين سوال که آيا اين احتمال وجود دارد که ايران با تعليق موقت غني سازي موافقت کند، مدعي شد:" من فکر مي کنم که اين يک احتمال بسيارواقعي است. من در حال شنيدن اين امر از برخي ايرانيها هستم . "
وي همچنين در پاسخ به اين سوال که اين امر درها را براي گفتگوي آمريکا و ايران باز خواهد کرد، گفت:" بله درست است. من فکر مي کنم که پس از جشن هسته اي در ايران لحظه اي خواهد بود که مي توان اين ايده را مورد آزمايش قرار داد. حدس من اين است که ايران درواقع خواهان مد نظر قرار دادن تعليق اين آزمايش در آن مرحله خواهد بود."
يك نماينده مجلس اعيان انگليس در يك روزنامه اين كشور نوشت: حمله پيشدستانه به ايران از سوي آمريكا يا اسرائيل مردم خاورميانه، سنيها، شيعيان و فارسها را عليه غرب متحد ميكند.
به گزارش فارس، «شرلي ويليامز» در نامهاي به روزنامه «فايننشالتايمز» تاكيد كرد چنين حملهاي كل منطقه را وارد هرج و مرج ميكند.
به نظر وي، رد گزارش گروه مطالعات عراق از سوي جورج بوش، رئيس جمهوري آمريكا منجر به آن شده كه كاخ سفيد نتواند هيچ سياستي جز افزايش بحران در پيش بگيرد.
ويليامز ميافزايد: اگرچه راههاي ديپلماتيك در شرق آسيا اكنون در حال بررسي است و بحثهايي بين «كريستوفر هيل»، رئيس هيات مذاكرهكننده آمريكا و نماينده پيونگيانگ در برلين انجام شده است، اما كره شمالي هنوز داراي تسليحات هستهاي است در حالي كه ايران به سلاح هستهاي دست نيافته و سالها نيز دست نخواهد يافت.
به گفته اين نماينده مجلس اعيان انگليس، اكنون زمان براي پيگيري ديپلماسي و تعامل با ايران در يك گفتوگوي مسالمتآميز وجود دارد و در اين گفتوگوها نه تنها اتحاديه اروپا بلكه آمريكا نيز بايد شركت داشته باشند.