وزير خارجه: تهديدات جدي است
مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 249
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 19 بار
- سپاسهای دریافتی: 46 بار
- تماس:
دومين ناو هواپيمابر آمريكا وارد آبهاي منطقه شد
ناوگان پنجم آمريكا از ورود دومين ناو هواپيمابر اين كشور به آبهاي منطقه خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا در بيانيهاي اعلام كرد دومين ناو هواپيمابر آمريكايي با نام "جان سي استنسيس" كه جورج بوش رئيسجمهور اين كشور ماه گذشته خبر از اعزام آن به خاورميانه را داده بود، ديروز به آبهاي منطقه رسيد و به ناو هواپيمابر "دوايت دي آيزنهاور" پيوست.
ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا در اين بيانيه كه در مقر خود در منامه منتشر كرد، افزود: «اين ناو هواپيمابر ديروز وارد منطقه عمليات ناوگان پنجم شده و به ويژه قصد دارد از نيروهاي زميني آمريكا در عراق و افغانستان پشتيباني كند.»
يكي از سخنگويان ناوگان پنجم آمريكا به خبرگزاري فرانسه گفت اين ناو هواپيمابر صبح امروز در درياي عمان نزديك سواحل پاكستان در شمال شرقي منطقه عمليات ناوگان پنجم بود.»
baztab
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا در بيانيهاي اعلام كرد دومين ناو هواپيمابر آمريكايي با نام "جان سي استنسيس" كه جورج بوش رئيسجمهور اين كشور ماه گذشته خبر از اعزام آن به خاورميانه را داده بود، ديروز به آبهاي منطقه رسيد و به ناو هواپيمابر "دوايت دي آيزنهاور" پيوست.
ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا در اين بيانيه كه در مقر خود در منامه منتشر كرد، افزود: «اين ناو هواپيمابر ديروز وارد منطقه عمليات ناوگان پنجم شده و به ويژه قصد دارد از نيروهاي زميني آمريكا در عراق و افغانستان پشتيباني كند.»
يكي از سخنگويان ناوگان پنجم آمريكا به خبرگزاري فرانسه گفت اين ناو هواپيمابر صبح امروز در درياي عمان نزديك سواحل پاكستان در شمال شرقي منطقه عمليات ناوگان پنجم بود.»
baztab

- پست: 368
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۵, ۳:۵۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 221 بار
- سپاسهای دریافتی: 216 بار
تيتر اول بسياري از خبر گزاري هاي معتبر جهان همين خبر بود
ما نه از کار سياست مداران امريکايي سر در اورديم و نه از مسئولين جمهوري اسلامي
همين ديشب روز دوشنبه از احتمال سازش و يا کاهش فشار امريکا سخن به ميان امد و امروز دوباره شيپور تهديد و
جنگ بر عليه ايران نواخته شد
خدا ختم به خير کند
ما نه از کار سياست مداران امريکايي سر در اورديم و نه از مسئولين جمهوري اسلامي
همين ديشب روز دوشنبه از احتمال سازش و يا کاهش فشار امريکا سخن به ميان امد و امروز دوباره شيپور تهديد و
جنگ بر عليه ايران نواخته شد
خدا ختم به خير کند

خدایا کشور ما را از دروغ و فساد و چاپلوسی و فقر نجات بده

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
افشای ابعاد تازه برنامه نظامي آمريكا عليه ايران
افشای ابعاد تازه برنامه نظامي آمريكا عليه ايران
طرحهاي آمريکا براي حمله هوايي به ايران، از تاسيسات اتمي بسيار فراتر ميرود و شامل اکثر زيرساختهاي نظامي اين کشور ميشود. مقامهاي ارشد «فرماندهي مرکزي» ارتش آمريکا در يک طرح احتياطي مجموعهاي از اهداف بالقوه را در داخل ايران براي بمباران مشخص کردهاند.
با ورود دومين ناو هواپيمابر آمريکا به آبهاي منطقه و اعلام ابعاد تازهاي از برنامه نظامي آمريکا عليه ايران، شب گذشته رسانههاي دنيا بسياري از اخبار و تحليلهاي خود را به اين موضوع اختصاص دادند.
مركز فرماندهي استراتژيك اوماها در ايالت نبراسكا كليه فعاليتهاي خود را براي يك حمله غافلگيركننده اوليه عليه ايران آماده ميكند. اين مركز پس از 11 سپتامبر در راه مبارزه با ترور پيشرفتهايي كرد اما بزرگترين مركز تهاجم جهاني نيز شناخته ميشود: شروع حملات و حملات پيشگيرانه، سلاحهاي كشتارجمعي، جنگهاي فضايي و كامپيوتري، موشكهاي بالستيك دفاعي و همچنين جنگهاي غيرمتعارف.
آنان يك حمله همزمان عليه مراكز هستهاي ايران در مدت كوتاهي را مد نظر دارند كه شامل سلاحهاي تاكتيكي براي نفوذ به تجهيزات زيرزميني ايران نيز ميشود.
امروز مركز فرماندهي استراتژيك آمريكا در بلويو (يك شعبه از اوماها) يكي از خطرناكترين مراكز در سطح دنياست و شروع عمليات توسط Startcom و با دستور بوش و چيني خواهد بود.
بنا بر قوانين بينالمللي، حمله آمريكا به يك كشور مسلمان يك عمل غيرقانوني است، اما اگر بخواهد از سلاحهاي تاكتيكي خود بر روي ايران استفاده كند، اين براي دومين بار در 61 سال گذشته خواهد بود كه سلاحهاي هستهاي به صورت نظامي مورد استفاده قرار گرفتهاند و در هر دو بار اين سلاحها براي فعاليتهاي غيرنظامي مورد استفاده قرار گرفتهاند.
گزارش نشريه «گلوبال ريسرچ» پيرامون آمادگى نظامى آمريكا براى حمله به ايران به قلم «دان پلش»نيز درهمين راستا ارزيابي مي شود. نويسنده گزارش خود را متكى بر دادههايى كرده است كه از سوى نيروهاى نظامى بريتانيا فاش شدهاند. بر اساس اين گزارش نيروهاى هوايى و دريايى آمريكا چهار سال در راستاى تدارك حمله به ايران كه گويا تحت عنوان „Operation Iranian Freedom“ (علميات آزادی ايران) جريان دارد، فعاليت داشتهاند. اين گزارش مىافزايد كه برخى از واحدهاى نظامى آمريكا كه در منطقه حضور دارند، نقشى در ارتباط با عراق و يا افغانستان ايفا نمىكنند.
نكته حائز اهميت در گزارش گلوبال ريسرچ آن كه آمريكا تنها حمله به مراكز هستهاى ايران را هدف فعاليت نظامى خود قرار نداده، بلكه بيش از ده هزار هدف در سراسر كشور شناسايى شدهاند و حملهی احتمالى آمريكا متوجه كليه توان دفاعى و نظامى ايران است. گزارش در ادامه به اين نكته اشاره دارد كه اين مراكز مىتوانند توسط جنگندههاى مستقر در پايگاه ديگوگارسيا هدف قرار گيرند.
دان پلش در گزارش خود نه تنها اطلاعات ويژهاى پيرامون آرايش نظامى آمريكا در منطقه عرضه مىكند بلكه اعلام مىكند كه جنگنده بمب افكنهاى آمريكا در موقعيتى هستند كه در يك تهاجم ۱۵۰ تا ۳۰۰ مركز را با ضريب خطايى حدود يك متر، به طور همزمان هدف قرار دهند.
از آن گذشته دولت جورج بوش يك ناو هواپيمابر ديگر را به سوى منطقه روانه كرده است. اكنون دو رزمناو USS John C Stennis و USS Dwight D Eisenhover در منطقه حضور دارند و مىتوانند توسط سه رزمناو ديگر يعنى رزمناو ريگان، تورومن و روزولت تقويت شوند. اين رزمناوها حامل صدها موشك هستند. جنگنده بمب افكنهاى آمريكا از آن گذشته قادرند با يك ساعت پرواز هر نقطهاى از ايران را هدف حمله خود قرار دهند.
گزارش دان پلش شامل اطلاعاتى دقيق پيرامون آرايش و توان نظامى آمريكا در منطقه است. تنها پرسيدنى است كه آيا برنامه تدارك حمله نظامى آمريكا به ايران محصولى است تخيلى يا پروژهاى واقعى. در لحظه شايد نتوان بين شايعه و حقيقت تميز قائل شد، اما مىتوان گفت كه ماشينِ حقيقتيابِ زمان كار خود را شروع كرده است.
در همين حال «بي.بي.سي» هم ادعا كرد، دريافته است که طرحهاي احتياطي آمريکا براي حمله هوايي به ايران از هدف قرار دادن تاسيسات اتمي اين کشور بسيار فراتر ميرود و شامل اکثر زيرساختهاي نظامي اين کشور ميشود. بنگاه خبري رسمي دولت انگليس نوشت: تصور ميشود که هر نوع حملهاي از اين نوع - اگر دستور آن صادر شود - پايگاههاي هوايي و دريايي، تاسيسات موشکي و مراکز فرماندهي و کنترل نيروهاي مسلح ايران را شامل خواهد شد.
آمريکا اصرار دارد هيچ برنامهاي براي حمله به ايران ندارد. اين کشور تاکنون از طريق کانالهاي ديپلماتيک و قطعنامههاي سازمان ملل سعي کرده است تهران را قانع به توقف غني سازي اورانيوم کند. اما منابع ديپلماتيک به «بي.بي.سي» گفته اند که مقامهاي ارشد در «فرماندهي مرکزي» ارتش آمريکا در ايالت فلوريدا به عنوان يک طرح احتياطي مجموعهاي از اهداف بالقوه را در داخل ايران براي بمباران مشخص کردهاند. اين ليست همچنين مركز غنيسازي اورانيونم در نطنز، تجهيزات «UCF» اصفهان، مجتمع آب سنگين اراك و نيروگاه بوشهر را در بر ميگيرد.
«فرانک گاردنر»، خبرنگار امور امنيتي «بي.بي.سي»، ميگويد که بنابه گزارشها يکي از عواملي که ميتواند ماشه چنين حملهاي را بکشد اين است که تاييد شود ايران درحال ساخت سلاح اتمي است - اتهامي که ايران رد ميکند. وي ميافزايد: همچنين اگر سرنخ حمله پرتلفات به نيروهاي آمريکايي در عراق، در تهران يافت شود، ميتواند دليل ديگري براي اجراي طرح بمباران ايران باشد.
مقامهاي آمريکايي در هفتههاي اخير مدعي شدهاند شواهدي حاکي از ارسال سلاح از ايران به شبه نظاميان شيعه عراقي در دست دارند و «شواهد» خود شامل برخي سلاحها را در بغداد به خبرنگاران نشان دادند.
به گفته «بي.بي.سي»، هواپيماي دورپرواز B2 استيلث ميتواند بمبهاي نفوذي به زيرزمين شليک کند كه بتواند به تجهيزات زيرزميني نطنز نفوذ نمايد كه در عمق 25 متري زير زمين قرار دارند. «فرانسيس هاريسون» خبرنگار «بي.بي.سي» در ايران، ميگويد: به نظر ميرسد كه اين دو احتمالا اكنون در تهران نيز مورد بررسي قرار گرفته است.
محمود احمدينژاد، رئيس جمهور ايران، در پي آن اتهامات گفت که آمريکا «دنبال بهانهاي براي تمديد» حضور نيروهاي خود در عراق است.
تحليلگران امور خاور ميانه اخيرا نگراني خود را از عواقب فاجعه بار هر گونه حملهاي به ايران توسط آمريکا ابراز داشته اند. اوج گيري اتهامات مقامهاي دولت آمريکا طي ماه نخست سال ميلادي جاري عليه ايران به خصوص در مورد آنچه دخالت ايران در عراق ميدانند به موجي از گمانه زنيها در مورد احتمال برنامه ريزي دولت بوش براي حمله به ايران دامن زد.
جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، هفته پيش براي فرونشاندن اين موج که در واقع خود به برخاستن آن دامن زده بود، گفت که دولت او ضمن حفظ فشار بر ايران قصد ندارد به اين کشور حمله کند. با اين حال موضع گيري شديد دولت بوش عليه ايران زنگ خطر را براي بسياري در آمريکا به صدا در آورده است.
مقامهاي بلند پايه حزب دمکرات ميگويند موضع گيريهاي دولت بوش براي آنها يادآور دوره منتهي به جنگ عراق است. آنها مکررا به دولت بوش هشدار داده اند از بزرگ کردن شواهد مربوط به "دخالت ايران در عراق" خودداري کند و به علاوه گفته اند دولت براي هرگونه اقدام نظامي عليه ايران بايد از کنگره که در اختيار دمکراتهاست اجازه بگيرد. ايران اتهامات آمريکا در مورد دخالت در عراق را رد کرده است.
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، نيز در واکنش به اين نگرانيها پيشتر هر گونه طرحي براي حمله به ايران را انکار کرده بود.
اما کارشناسان هشدار ميدهند که افزايش شديد تنش ميان دو کشور ميتواند باعث شود تنها جرقهاي کوچک آتش جنگ را برافروزد.
Please Login or Register to see this code
طرحهاي آمريکا براي حمله هوايي به ايران، از تاسيسات اتمي بسيار فراتر ميرود و شامل اکثر زيرساختهاي نظامي اين کشور ميشود. مقامهاي ارشد «فرماندهي مرکزي» ارتش آمريکا در يک طرح احتياطي مجموعهاي از اهداف بالقوه را در داخل ايران براي بمباران مشخص کردهاند.
با ورود دومين ناو هواپيمابر آمريکا به آبهاي منطقه و اعلام ابعاد تازهاي از برنامه نظامي آمريکا عليه ايران، شب گذشته رسانههاي دنيا بسياري از اخبار و تحليلهاي خود را به اين موضوع اختصاص دادند.
مركز فرماندهي استراتژيك اوماها در ايالت نبراسكا كليه فعاليتهاي خود را براي يك حمله غافلگيركننده اوليه عليه ايران آماده ميكند. اين مركز پس از 11 سپتامبر در راه مبارزه با ترور پيشرفتهايي كرد اما بزرگترين مركز تهاجم جهاني نيز شناخته ميشود: شروع حملات و حملات پيشگيرانه، سلاحهاي كشتارجمعي، جنگهاي فضايي و كامپيوتري، موشكهاي بالستيك دفاعي و همچنين جنگهاي غيرمتعارف.
آنان يك حمله همزمان عليه مراكز هستهاي ايران در مدت كوتاهي را مد نظر دارند كه شامل سلاحهاي تاكتيكي براي نفوذ به تجهيزات زيرزميني ايران نيز ميشود.
امروز مركز فرماندهي استراتژيك آمريكا در بلويو (يك شعبه از اوماها) يكي از خطرناكترين مراكز در سطح دنياست و شروع عمليات توسط Startcom و با دستور بوش و چيني خواهد بود.
بنا بر قوانين بينالمللي، حمله آمريكا به يك كشور مسلمان يك عمل غيرقانوني است، اما اگر بخواهد از سلاحهاي تاكتيكي خود بر روي ايران استفاده كند، اين براي دومين بار در 61 سال گذشته خواهد بود كه سلاحهاي هستهاي به صورت نظامي مورد استفاده قرار گرفتهاند و در هر دو بار اين سلاحها براي فعاليتهاي غيرنظامي مورد استفاده قرار گرفتهاند.
گزارش نشريه «گلوبال ريسرچ» پيرامون آمادگى نظامى آمريكا براى حمله به ايران به قلم «دان پلش»نيز درهمين راستا ارزيابي مي شود. نويسنده گزارش خود را متكى بر دادههايى كرده است كه از سوى نيروهاى نظامى بريتانيا فاش شدهاند. بر اساس اين گزارش نيروهاى هوايى و دريايى آمريكا چهار سال در راستاى تدارك حمله به ايران كه گويا تحت عنوان „Operation Iranian Freedom“ (علميات آزادی ايران) جريان دارد، فعاليت داشتهاند. اين گزارش مىافزايد كه برخى از واحدهاى نظامى آمريكا كه در منطقه حضور دارند، نقشى در ارتباط با عراق و يا افغانستان ايفا نمىكنند.
نكته حائز اهميت در گزارش گلوبال ريسرچ آن كه آمريكا تنها حمله به مراكز هستهاى ايران را هدف فعاليت نظامى خود قرار نداده، بلكه بيش از ده هزار هدف در سراسر كشور شناسايى شدهاند و حملهی احتمالى آمريكا متوجه كليه توان دفاعى و نظامى ايران است. گزارش در ادامه به اين نكته اشاره دارد كه اين مراكز مىتوانند توسط جنگندههاى مستقر در پايگاه ديگوگارسيا هدف قرار گيرند.
دان پلش در گزارش خود نه تنها اطلاعات ويژهاى پيرامون آرايش نظامى آمريكا در منطقه عرضه مىكند بلكه اعلام مىكند كه جنگنده بمب افكنهاى آمريكا در موقعيتى هستند كه در يك تهاجم ۱۵۰ تا ۳۰۰ مركز را با ضريب خطايى حدود يك متر، به طور همزمان هدف قرار دهند.
از آن گذشته دولت جورج بوش يك ناو هواپيمابر ديگر را به سوى منطقه روانه كرده است. اكنون دو رزمناو USS John C Stennis و USS Dwight D Eisenhover در منطقه حضور دارند و مىتوانند توسط سه رزمناو ديگر يعنى رزمناو ريگان، تورومن و روزولت تقويت شوند. اين رزمناوها حامل صدها موشك هستند. جنگنده بمب افكنهاى آمريكا از آن گذشته قادرند با يك ساعت پرواز هر نقطهاى از ايران را هدف حمله خود قرار دهند.
گزارش دان پلش شامل اطلاعاتى دقيق پيرامون آرايش و توان نظامى آمريكا در منطقه است. تنها پرسيدنى است كه آيا برنامه تدارك حمله نظامى آمريكا به ايران محصولى است تخيلى يا پروژهاى واقعى. در لحظه شايد نتوان بين شايعه و حقيقت تميز قائل شد، اما مىتوان گفت كه ماشينِ حقيقتيابِ زمان كار خود را شروع كرده است.
در همين حال «بي.بي.سي» هم ادعا كرد، دريافته است که طرحهاي احتياطي آمريکا براي حمله هوايي به ايران از هدف قرار دادن تاسيسات اتمي اين کشور بسيار فراتر ميرود و شامل اکثر زيرساختهاي نظامي اين کشور ميشود. بنگاه خبري رسمي دولت انگليس نوشت: تصور ميشود که هر نوع حملهاي از اين نوع - اگر دستور آن صادر شود - پايگاههاي هوايي و دريايي، تاسيسات موشکي و مراکز فرماندهي و کنترل نيروهاي مسلح ايران را شامل خواهد شد.
آمريکا اصرار دارد هيچ برنامهاي براي حمله به ايران ندارد. اين کشور تاکنون از طريق کانالهاي ديپلماتيک و قطعنامههاي سازمان ملل سعي کرده است تهران را قانع به توقف غني سازي اورانيوم کند. اما منابع ديپلماتيک به «بي.بي.سي» گفته اند که مقامهاي ارشد در «فرماندهي مرکزي» ارتش آمريکا در ايالت فلوريدا به عنوان يک طرح احتياطي مجموعهاي از اهداف بالقوه را در داخل ايران براي بمباران مشخص کردهاند. اين ليست همچنين مركز غنيسازي اورانيونم در نطنز، تجهيزات «UCF» اصفهان، مجتمع آب سنگين اراك و نيروگاه بوشهر را در بر ميگيرد.
«فرانک گاردنر»، خبرنگار امور امنيتي «بي.بي.سي»، ميگويد که بنابه گزارشها يکي از عواملي که ميتواند ماشه چنين حملهاي را بکشد اين است که تاييد شود ايران درحال ساخت سلاح اتمي است - اتهامي که ايران رد ميکند. وي ميافزايد: همچنين اگر سرنخ حمله پرتلفات به نيروهاي آمريکايي در عراق، در تهران يافت شود، ميتواند دليل ديگري براي اجراي طرح بمباران ايران باشد.
مقامهاي آمريکايي در هفتههاي اخير مدعي شدهاند شواهدي حاکي از ارسال سلاح از ايران به شبه نظاميان شيعه عراقي در دست دارند و «شواهد» خود شامل برخي سلاحها را در بغداد به خبرنگاران نشان دادند.
به گفته «بي.بي.سي»، هواپيماي دورپرواز B2 استيلث ميتواند بمبهاي نفوذي به زيرزمين شليک کند كه بتواند به تجهيزات زيرزميني نطنز نفوذ نمايد كه در عمق 25 متري زير زمين قرار دارند. «فرانسيس هاريسون» خبرنگار «بي.بي.سي» در ايران، ميگويد: به نظر ميرسد كه اين دو احتمالا اكنون در تهران نيز مورد بررسي قرار گرفته است.
محمود احمدينژاد، رئيس جمهور ايران، در پي آن اتهامات گفت که آمريکا «دنبال بهانهاي براي تمديد» حضور نيروهاي خود در عراق است.
تحليلگران امور خاور ميانه اخيرا نگراني خود را از عواقب فاجعه بار هر گونه حملهاي به ايران توسط آمريکا ابراز داشته اند. اوج گيري اتهامات مقامهاي دولت آمريکا طي ماه نخست سال ميلادي جاري عليه ايران به خصوص در مورد آنچه دخالت ايران در عراق ميدانند به موجي از گمانه زنيها در مورد احتمال برنامه ريزي دولت بوش براي حمله به ايران دامن زد.
جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، هفته پيش براي فرونشاندن اين موج که در واقع خود به برخاستن آن دامن زده بود، گفت که دولت او ضمن حفظ فشار بر ايران قصد ندارد به اين کشور حمله کند. با اين حال موضع گيري شديد دولت بوش عليه ايران زنگ خطر را براي بسياري در آمريکا به صدا در آورده است.
مقامهاي بلند پايه حزب دمکرات ميگويند موضع گيريهاي دولت بوش براي آنها يادآور دوره منتهي به جنگ عراق است. آنها مکررا به دولت بوش هشدار داده اند از بزرگ کردن شواهد مربوط به "دخالت ايران در عراق" خودداري کند و به علاوه گفته اند دولت براي هرگونه اقدام نظامي عليه ايران بايد از کنگره که در اختيار دمکراتهاست اجازه بگيرد. ايران اتهامات آمريکا در مورد دخالت در عراق را رد کرده است.
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، نيز در واکنش به اين نگرانيها پيشتر هر گونه طرحي براي حمله به ايران را انکار کرده بود.
اما کارشناسان هشدار ميدهند که افزايش شديد تنش ميان دو کشور ميتواند باعث شود تنها جرقهاي کوچک آتش جنگ را برافروزد.
Please Login or Register to see this code

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار
1- اينها همش بلوفهاي سياسي است و اگر قرار بر حمله اي به يک کشور باشد طرح آن 100% طبقه شدي خواهد بود و به هيچ عنوان فاش نخواهد شد.
اينکه رسانه ها ادعا ميکنند طرح فاش شده يا ايچنين مزخرفات بايد گفت که فقط بلوف سياسي است و نوعي جنگ رواني حساب ميشود.
2- بيائيد تا نشان دهيم يه من ماست چند تن ماست دارد؟
اين احمقها فکر کرده اند که ايران هم مينشيند و منتظر نابودي 10000 مرکز نظامي خود خواهد بود؟!
اگر ميدانستند که در همان ساعات اوليه حمله به ايران تمام پايگاههاي آمريکايي و انگليسي و ... در منطقه نابود خواهند شد هرگز چنين مزخرفاتي سر هم بندي نميکردند.
شايد بخنديد ولي حقيقت را گفتم. 
اينکه رسانه ها ادعا ميکنند طرح فاش شده يا ايچنين مزخرفات بايد گفت که فقط بلوف سياسي است و نوعي جنگ رواني حساب ميشود.
2- بيائيد تا نشان دهيم يه من ماست چند تن ماست دارد؟
اين احمقها فکر کرده اند که ايران هم مينشيند و منتظر نابودي 10000 مرکز نظامي خود خواهد بود؟!
اگر ميدانستند که در همان ساعات اوليه حمله به ايران تمام پايگاههاي آمريکايي و انگليسي و ... در منطقه نابود خواهند شد هرگز چنين مزخرفاتي سر هم بندي نميکردند.
شايد بخنديد ولي حقيقت را گفتم. 

- پست: 876
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۹:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 71 بار
"استنیس" در عمان به "آیزنهاور" پیوست
یک مقام نظامی نیروی دریایی آمریکا از حضور ناوهای آیزنهاور و استنیس در آبهای دریای عمان خبر داد.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) شبکه تلویزیونی ای.بی.سی آمریکا اعلام کرد: یک مقام نیروی دریایی آمریکا که نخواست نامش فاش شود، از پیوستن ناو استنیس به ناو هواپیمابر دووایت آیزنهاور در دریای عمان خبر داد.
این شبکه به نقل از این منبع ناشناس افزود: هیچ یک از ناوهای هواپیمابر آمریکا وارد آبهای خلیج فارس نشده اند و مجوز انجام مصاحبه نیز به فرماندهان نظامی آنها نیز داده نشده است.
روزنامه واشنگتن تایمز چاپ آمریکا نیز در همین مورد نوشت: رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا هنوز بر این نکته که ناوهای هواپیمابر مذکور، هدفی جز نظارت و پشتیبانی بر عراق و افغانستان ندارند تاکید می کند.
نکته قابل توجه اینکه اکثر خبرگزاری های دنیا، با انتشار خبر ورود دومین ناو هواپیمابر آمریکا به نزدیکی خلیج فارس، به عدم توقف روند غنی سازی اورانیوم در کشورمان نیز اشاره کردند.
در همین مورد، ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه، از استقرار ناوهای هواپیمابر آمریکایی در خاورمیانه انتقاد کرد و گفت: با حضور نظامی آمریکا، فقط میزان درگیری ها افزایش پیدا می کند و باید این مساله در سریع ترین زمان حل شود.
منبع : عصرايران
ازل مهر علي را به من آموخته اند ****** تا ابد نيز دلم دست به دامان علي

- پست: 249
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 19 بار
- سپاسهای دریافتی: 46 بار
- تماس:
محاسبه ابعاد هجوم احتمالی نظامی به ایران
در آستانه روز ۲۱ فوریه و پایان مهلت شصت روزه مندرج در قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت علیه ایران، دایر بر در خواست تعلیق غنی سازی اورانیوم، نگرانی نسبت به احتمال برخورد نظامی تازه ای در منطقه خلیج فارس رو به افزایش نهاده است.
آنچه در عین حال توجه محافل بین المللی و رسانه ها را به خود جلب کرده، نوع حمله احتمالی است که گروهی از ناظران بر محدود بودن و طبیعت تنبیهی آن تأکید می کنند و گروهی دیگر، نسبت به خطر هجوم وسیع علیه ایران هشدار می دهند.
نقل و انتقالات نظامی نسبتاً گسترده آمریکا در منطقه، ازجمله اعزام ناو هواپیمابر جان سی استنیس به خلیج فارس و پیوستن آن به ناو هواپیمابر آیزنهاور که از پیش در آبهای سومالی قرار داشته، اقدامی در جهت افزایش توان هجومی آمریکا تلقی شده است.
استقرار موشکهای ضد موشک پاتریوت آمریکا در عراق و سایر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز به نظر می رسد با این انگیزه انجام گرفته باشد که در صورت حمله تلافی جویانه احتمالی ایران علیه مواضع آمریکا و همپیمانانش در منطقه، قابلیتهای دفاعی آنها را از این طریق افزایش دهد.
مشابه این اقدام، پیش از این در آستانه دو جنگ خلیج فارس (در سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۳) صورت گرفته بود.
عمل در برابر حرف
اجرای سه مانور نظامی مختلف در کمتر از دو ماه در ایران، با هدف افزایش قابلیتهای دفاعی و تمرینهای مکرر هجوم متقابل و تلافی جویانه که تازه ترین آن هم اکنون در چهارده استان ایران در جریان است نیز نشانه جدی گرفتن تهدید هجوم خارجی از سوی دولت ایران تلقی می شود.
هرچند هم مسئولان دولت آمریکا قصد چنين حمله ای را انکار می کنند و هم مقامات دولت ایران امکان آن را بسیار ضعیف معرفی می کنند.
علی رغم اظهارات سیاسی دوطرف پیرامون قصد یا داشتن قابلیت درگیری نظامی با ایران، اقداماتی که در دو سوی منازعه در جهت افزایش توان هجومی یا فراهم آوردن ظرفیتهای بازدارنده و دفاعی صورت می گیرد حاکی از آن است که کفه آمادگی نظامی از کفه انکار سیاسی سنگینتر شده و در نتیجه خطر برخورد نظامی تازه ای در منطقه افزایش یافته است.
کافی نبودن تحریم
نرسیدن به توافق با ایران از راه اعمال قطعنامه شورای امنیت و انتشار اظهارات اخير رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی دایر بر نزدیکتر شدن ایران به غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی، قبل از تسلیم گزارش رسمی او به شورای حکام، حاکی از رنگ باختن امیدهايی است پیش از این در جهت حل مسالمت آمیز بحران شکل گرفته بود.
اندازه های کمی هجوم نظامی
برخورد نظامی با ایران، در صورت وقوع، می تواند هجوم محدود و هشدار دهنده ای باشد علیه معدودی از مواضع و تأسیسات در داخل ایران، نظیر آنچه کمی پيش از پایان جنگ ایران با عراق صورت گرفت و طی آن هواپیماهای امریکا چاههای نفتی سروش و نوروز را در آبهای ايران در خلیج فارس هدف قرار دادند.
گزینه دوم، هجومی گسترده ای خواهد بود علیه تمامی تأسیسات هسته ای، واحدهای موشکی، پایگاههای هوايی و دریايی، پالایشگاههای نفت و واحدهای تولید برق با هدف از میان بردن ظرفیتهای تلافی جویانه نظامی و انهدام قسمتهای مهمی از تأسیسات اتمی ایران.
با توجه به اینکه قابلیتهای لازم برای تدارک هجوم زمینی آمریکا و متحدان احتمالی اش به ایران در شرایط جاری فراهم نیست و ایران با برخورداری از امتیاز وسعت خاک و در اختيار داشتن ظرفیتهای قابل ملاحظه موشکی قادر به اقدامات تلافی جویانه مؤثر علیه نیروهای مهاجم و متحدانش خواهد بود، به نظر می رسد در صورت قصد هجوم نظامی از راه هوا و دریا به ایران، این هجوم از محدوده حملات موضعی و هشدار دهنده بسیار فراتر برود.
دلیل عمده این نگرش این است که ایران علاوه بر در اختیار داشتن ظرفیت مینگذاری دریايی در آبهای نزدیک به تنگه هرمز، نیروی موشکی مؤثری در اختیار دارد که با استفاده از آن قادر خواهد بود کشتيهای نظامی و نفتکشهای در حال گذر از محدوده تنگه را هدف قرار دهد.
این قابلیتها در عین حال می تواند علیه پایگاهها و نیروهای متخاصم مستقر در کشورهای همسایه ایران نیز مورد استفاده قرار گیرد.
سه زیردریايی ایران در کنار واحدهای آبی کوچک و سریع که در آبهای خلیج فارس مستقرند قادرخواهند بود دامنه اقدامات تلافی جویانه ایران را بخصوص در منطقه آبهای هرمز گسترش دهند.
ایران با در اختیار داشتن موشکهای بالستیک با برد کوتاه و متوسط می تواند تمامی پایگاههای نظامی و مراکز استقرار نیرو در فاصله صدها کیلومتر از مرزهای خود را هدف قرار دهد.
برای خنثی کردن این ظرفیتها، از دید بسیاری از ناظران، حملات محدود هوايی به ایران ناکافی است و فقط به انسجام بیشتر سیاسی در داخل ایران می انجامد.
بر پایه این استدلال، در صورت اتخاذ گزینه نظامی برای حل مسئله ایران، هدفهای متعددی در سراسر ایران مورد هجوم قرار خواهد گرفت و این هجوم هوايی و موشکی دست کم تا یک هفته طول خواهد کشید.
به این منظور بالغ بر یکهزار پرواز هواپیماهای جنگنده و استفاده از صدها فروند موشک کروز مورد نیاز نیروهای مهاجم خواهد بود که به این ترتیب، در صورت عملی شدن تهدید هجوم نظامی به ایران، منطقه شاهد جنگ تمام عیار تازه ای می شود.
از نظر بسیاری از ناظران، هجوم نظامی تمام عیار به ایران نمی تواند محدود به ایران بماند.
ناظران امنیت منطقه نیز بر این اعتقادند که فقدان راهی برای جمع کردن دامنه نزاع و پایان دادن به بحران بعد از هجومهای گسترده هوايی، خطرناکتر از اقدام اولیه برای آغاز نبرد خواهد بود.
BBC
در آستانه روز ۲۱ فوریه و پایان مهلت شصت روزه مندرج در قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت علیه ایران، دایر بر در خواست تعلیق غنی سازی اورانیوم، نگرانی نسبت به احتمال برخورد نظامی تازه ای در منطقه خلیج فارس رو به افزایش نهاده است.
آنچه در عین حال توجه محافل بین المللی و رسانه ها را به خود جلب کرده، نوع حمله احتمالی است که گروهی از ناظران بر محدود بودن و طبیعت تنبیهی آن تأکید می کنند و گروهی دیگر، نسبت به خطر هجوم وسیع علیه ایران هشدار می دهند.
نقل و انتقالات نظامی نسبتاً گسترده آمریکا در منطقه، ازجمله اعزام ناو هواپیمابر جان سی استنیس به خلیج فارس و پیوستن آن به ناو هواپیمابر آیزنهاور که از پیش در آبهای سومالی قرار داشته، اقدامی در جهت افزایش توان هجومی آمریکا تلقی شده است.
استقرار موشکهای ضد موشک پاتریوت آمریکا در عراق و سایر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز به نظر می رسد با این انگیزه انجام گرفته باشد که در صورت حمله تلافی جویانه احتمالی ایران علیه مواضع آمریکا و همپیمانانش در منطقه، قابلیتهای دفاعی آنها را از این طریق افزایش دهد.
مشابه این اقدام، پیش از این در آستانه دو جنگ خلیج فارس (در سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۳) صورت گرفته بود.
عمل در برابر حرف
اجرای سه مانور نظامی مختلف در کمتر از دو ماه در ایران، با هدف افزایش قابلیتهای دفاعی و تمرینهای مکرر هجوم متقابل و تلافی جویانه که تازه ترین آن هم اکنون در چهارده استان ایران در جریان است نیز نشانه جدی گرفتن تهدید هجوم خارجی از سوی دولت ایران تلقی می شود.
هرچند هم مسئولان دولت آمریکا قصد چنين حمله ای را انکار می کنند و هم مقامات دولت ایران امکان آن را بسیار ضعیف معرفی می کنند.
علی رغم اظهارات سیاسی دوطرف پیرامون قصد یا داشتن قابلیت درگیری نظامی با ایران، اقداماتی که در دو سوی منازعه در جهت افزایش توان هجومی یا فراهم آوردن ظرفیتهای بازدارنده و دفاعی صورت می گیرد حاکی از آن است که کفه آمادگی نظامی از کفه انکار سیاسی سنگینتر شده و در نتیجه خطر برخورد نظامی تازه ای در منطقه افزایش یافته است.
کافی نبودن تحریم
نرسیدن به توافق با ایران از راه اعمال قطعنامه شورای امنیت و انتشار اظهارات اخير رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی دایر بر نزدیکتر شدن ایران به غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی، قبل از تسلیم گزارش رسمی او به شورای حکام، حاکی از رنگ باختن امیدهايی است پیش از این در جهت حل مسالمت آمیز بحران شکل گرفته بود.
اندازه های کمی هجوم نظامی
برخورد نظامی با ایران، در صورت وقوع، می تواند هجوم محدود و هشدار دهنده ای باشد علیه معدودی از مواضع و تأسیسات در داخل ایران، نظیر آنچه کمی پيش از پایان جنگ ایران با عراق صورت گرفت و طی آن هواپیماهای امریکا چاههای نفتی سروش و نوروز را در آبهای ايران در خلیج فارس هدف قرار دادند.
گزینه دوم، هجومی گسترده ای خواهد بود علیه تمامی تأسیسات هسته ای، واحدهای موشکی، پایگاههای هوايی و دریايی، پالایشگاههای نفت و واحدهای تولید برق با هدف از میان بردن ظرفیتهای تلافی جویانه نظامی و انهدام قسمتهای مهمی از تأسیسات اتمی ایران.
با توجه به اینکه قابلیتهای لازم برای تدارک هجوم زمینی آمریکا و متحدان احتمالی اش به ایران در شرایط جاری فراهم نیست و ایران با برخورداری از امتیاز وسعت خاک و در اختيار داشتن ظرفیتهای قابل ملاحظه موشکی قادر به اقدامات تلافی جویانه مؤثر علیه نیروهای مهاجم و متحدانش خواهد بود، به نظر می رسد در صورت قصد هجوم نظامی از راه هوا و دریا به ایران، این هجوم از محدوده حملات موضعی و هشدار دهنده بسیار فراتر برود.
دلیل عمده این نگرش این است که ایران علاوه بر در اختیار داشتن ظرفیت مینگذاری دریايی در آبهای نزدیک به تنگه هرمز، نیروی موشکی مؤثری در اختیار دارد که با استفاده از آن قادر خواهد بود کشتيهای نظامی و نفتکشهای در حال گذر از محدوده تنگه را هدف قرار دهد.
این قابلیتها در عین حال می تواند علیه پایگاهها و نیروهای متخاصم مستقر در کشورهای همسایه ایران نیز مورد استفاده قرار گیرد.
سه زیردریايی ایران در کنار واحدهای آبی کوچک و سریع که در آبهای خلیج فارس مستقرند قادرخواهند بود دامنه اقدامات تلافی جویانه ایران را بخصوص در منطقه آبهای هرمز گسترش دهند.
ایران با در اختیار داشتن موشکهای بالستیک با برد کوتاه و متوسط می تواند تمامی پایگاههای نظامی و مراکز استقرار نیرو در فاصله صدها کیلومتر از مرزهای خود را هدف قرار دهد.
برای خنثی کردن این ظرفیتها، از دید بسیاری از ناظران، حملات محدود هوايی به ایران ناکافی است و فقط به انسجام بیشتر سیاسی در داخل ایران می انجامد.
بر پایه این استدلال، در صورت اتخاذ گزینه نظامی برای حل مسئله ایران، هدفهای متعددی در سراسر ایران مورد هجوم قرار خواهد گرفت و این هجوم هوايی و موشکی دست کم تا یک هفته طول خواهد کشید.
به این منظور بالغ بر یکهزار پرواز هواپیماهای جنگنده و استفاده از صدها فروند موشک کروز مورد نیاز نیروهای مهاجم خواهد بود که به این ترتیب، در صورت عملی شدن تهدید هجوم نظامی به ایران، منطقه شاهد جنگ تمام عیار تازه ای می شود.
از نظر بسیاری از ناظران، هجوم نظامی تمام عیار به ایران نمی تواند محدود به ایران بماند.
ناظران امنیت منطقه نیز بر این اعتقادند که فقدان راهی برای جمع کردن دامنه نزاع و پایان دادن به بحران بعد از هجومهای گسترده هوايی، خطرناکتر از اقدام اولیه برای آغاز نبرد خواهد بود.
BBC

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
جرقه احتمالی آغاز جنگ
تلفات سنگین نیروهای آمریکایی در جریان یک حمله ناگهانی به این نیروها در عراق می تواند مجوز آغاز جنگ علیه ایران باشد. به گزارش "الف" از بی.بی.سی، منابع مطلع به بی .بی .سی گفتند، یک حمله به نیروهای آمریکایی با تلفات سنگین در عراق می تواند جرقه آغاز جنگ بین دو کشور باشد. این منابع همچنین اضافه کردند در صورت حمله آمریکا به ایران، این حملات محدود به مراکز هسته ای نخواهد بود و تمامی زیر ساخت نظامی ایران شامل پایگاه های هوایی و دریایی، تاسیاست موشکی و مراکز فرماندهی و عملیات را در برخواهد گرفت.
بنابراین گزارش، در حالی است که ایالات متحده اصرار دارد قصد حمله نظامی به ایران را نداشته و در حال ترغیب ایران به توقف غنی سازی است، منابع دیپلماتیک به بنگاه خبرپراکنی بريتانیا گفتند، مقامات ارشد در مرکز فرماندهی فلوریدا هم اکنون اهداف خود در ایران را انتخاب کرده اند.
به گفته این منابع، دو اتفاق می تواند جرقه آغاز جنگ بر علیه ایران باشد. مسیر اول اطلاع از انحراف برنامه هسته ای ایران به تولید سلاح هسته ای است که این مورد فعلا تایید نشده است . اتفاق دومی که میتواند به عنوان جرقه آغاز آتش جنگ محسوب شود، یک حمله با تلفات سنگین به نیروهای آمریکایی حاضر در عراق از جانب گروه های عراقی است که بلافاصله به ایران نسبت داده خواهد شد . این مورد به عنوان یکی از عوامل جدی آغازگر جنگ میان ایران و آمریکا به شمار می رود .
بی بی سی در حالی "احتمال حمله به ایران" را برجسته کرده و از بمباران ایران توسط بمب های سنگر شکن هواپیماهای B2 خبر می دهد که قبلا اعلام شده است "طرح های اضطراری" مورد اشاره، برای بسیاری از کشورهایی که حتی روابط نزدیکی با ایالات متحده نیز دارند، پیش بینی و آماده شده است.
بنابراین گزارش، در حالی است که ایالات متحده اصرار دارد قصد حمله نظامی به ایران را نداشته و در حال ترغیب ایران به توقف غنی سازی است، منابع دیپلماتیک به بنگاه خبرپراکنی بريتانیا گفتند، مقامات ارشد در مرکز فرماندهی فلوریدا هم اکنون اهداف خود در ایران را انتخاب کرده اند.
به گفته این منابع، دو اتفاق می تواند جرقه آغاز جنگ بر علیه ایران باشد. مسیر اول اطلاع از انحراف برنامه هسته ای ایران به تولید سلاح هسته ای است که این مورد فعلا تایید نشده است . اتفاق دومی که میتواند به عنوان جرقه آغاز آتش جنگ محسوب شود، یک حمله با تلفات سنگین به نیروهای آمریکایی حاضر در عراق از جانب گروه های عراقی است که بلافاصله به ایران نسبت داده خواهد شد . این مورد به عنوان یکی از عوامل جدی آغازگر جنگ میان ایران و آمریکا به شمار می رود .
بی بی سی در حالی "احتمال حمله به ایران" را برجسته کرده و از بمباران ایران توسط بمب های سنگر شکن هواپیماهای B2 خبر می دهد که قبلا اعلام شده است "طرح های اضطراری" مورد اشاره، برای بسیاری از کشورهایی که حتی روابط نزدیکی با ایالات متحده نیز دارند، پیش بینی و آماده شده است.
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
حمله به ایران یعنی نفت 200 دلاری
اقتصاددانان رژيم صهيونيستي اذعان كردند: هر گونه حمله به تأسيسات هستهاي ايران، قيمت نفت را به 200 دلار در هر بشكه ميرساند.
به گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه خبري ايلاف با اعلام اين خبر، نوشت: اين اقتصاددانان همچنين تأكيد كردند حمله احتمالي به تأسيسات هستهاي ايران، 600 ميليون دلار براي تلآويو هزينه برميدارد.
اين گزارش حاكي است در صورت حمله به ايران، تمامي بازارهاي بورس دنيا از جمله بورس تلآويو سقوط خواهد كرد.
اين خسارات، صرفنظر از خسارات نظامي احتمالي است كه در پي واكنش دفاعي ايران به نيروهاي متجاوز به بار خواهد آمد.
جمهوري اسلامي ايران بارها تأكيد كرده است كه به برنامههاي صلحآميز هستهاي خود ادامه ميدهد و در صورت هر گونه تهديد تأسيسات هستهاي كشور، پاسخ دندانشكني به متجاوزان خواهد داد.
به گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه خبري ايلاف با اعلام اين خبر، نوشت: اين اقتصاددانان همچنين تأكيد كردند حمله احتمالي به تأسيسات هستهاي ايران، 600 ميليون دلار براي تلآويو هزينه برميدارد.
اين گزارش حاكي است در صورت حمله به ايران، تمامي بازارهاي بورس دنيا از جمله بورس تلآويو سقوط خواهد كرد.
اين خسارات، صرفنظر از خسارات نظامي احتمالي است كه در پي واكنش دفاعي ايران به نيروهاي متجاوز به بار خواهد آمد.
جمهوري اسلامي ايران بارها تأكيد كرده است كه به برنامههاي صلحآميز هستهاي خود ادامه ميدهد و در صورت هر گونه تهديد تأسيسات هستهاي كشور، پاسخ دندانشكني به متجاوزان خواهد داد.
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
آیا دمکرات ها به ایران حمله نخواهند کرد؟
جعفر محمدی
این روزها، دمکرات های آمریکا، به ویژه در کنگره این کشور، موضعگیری های آشکاری در قبال مواضع ضد ایرانی جرج بوش اتخاذ می کنند.
هیلاری رودهام کلینتون، یکی از سرشناس ترین سناتورهای کنگره که شانس اول دمکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا محسوب می شود، به بوش هشدار داده است که حمله به ایران بدون مجوز کنگره غیر قانونی است.
نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا نیز نو محافظه کاران را از ایجاد یک جنگ جدید بر حذر داشته و گفته است که حمله به ایران می تواند آمریکا را از جاده ای که در آن حرکت می کند، به سمت پرتگاه پیش ببرد. او نیز هر اقدامی برای آغاز یک درگیری جدید نظامی را منوط به اجازه کنگره کرده است.
در تحلیل این موضعگیری ها، شاید بسیاری از ناظران چنین گمان کنند در میان جمهوری خواهان و دمکرات ها، یک اختلاف عمیق سیاسی درباره رفتارهای بین المللی دولت آمریکا وجود دارد که طی آن، یک طرف، خواهان حمله به ایران است و طرف مقابل، به دفاع از ایران پرداخته و طرفداران تهاجم را از هر گونه اقدام نظامی بر حذر می دارد.
البته ظاهر قضیه نیز همین است به ویژه آنکه در جریان انتخابات کنگره، کاندیداهای دمکرات با شعارهای ضد جنگ توانستند بخش بزرگی از رای دهندگان آمریکایی را به سمت خود جذب کنند و کرسی های کنگره را به تصرف خود در آوردند.
با این حال نباید 3 نکته را فراموش کرد و در تفسیر وضعیت موجود ره به خطا برد.
الف ـ پر رنگ شدن شعارهای ضد جنگ توسط دمکرات ها عمدتاً به زمان انتخابات کنگره مربوط می شود.
در آن مقطع، دمکرات ها به رای مردم نیاز داشتند و با توجه به اینکه بسیاری از مردم آمریکا از جنگ های بی فرجام بوش خسته شده اند، دمکرات ها با زیرکی و فراست تمام، بر روی این نقطه ضعف انگشت گذاشتند و توانستند با آرای بالایی برنده انتخابات شوند.
از این رو، مخالفت دمکرات ها با سیاست های جنگی بوش، بیش از آنکه ناظر به یک معنای راهبردی باشد، تاکتیکی برای شکست حریف انتخاباتی بوده است.
البته، این یک واقعیت است که در مجموع ، دمکرات ها نسبت به جمهوری خواهان، تندروی کمتری دارند.
ب ـ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سال آینده میلادی در این کشور برگزار می شود و از این رو، جامعه سیاسی آمریکا، یک نبرد بزرگ انتخاباتی را در پیش رو دارد.
مروری بر سنت انتخاباتی آمریکا نشان می دهد که در جریان رقابت های انتخاباتی، هر کدام از دو حزب اصلی، می کوشند با نزدیکی به لابی های اسراییلی، حمایت های مالی، رسانه ای و تبلیغاتی آن را به سمت خود جذب کنند.
ایران، همواره یکی از حساسیت های صهیونیست ها بوده است و از این رو، هم جمهوری خواهان و هم دمکرات ها همواره کوشیده اند با اتخاذ و اعلام مواضع ضد ایرانی مراتب دوستی خود را با صهیونیست ها تحکیم کنند.
لابی صهیونیست ها در آمریکا از طرفداران اصلی حمله یه ایران است و اگر نبود نگرانی های موجود از تبعات حمله به ایران، قطعاً تاکنون این لابی بسیار پر نفوذ، پنتاگون را برای تهاجم نظامی به ایران متقاعد کرده بود.
با توجه به این اوصاف، «جهت گیری های ضد ایرانی در انتخابات آمریکا» یک «امتیاز» برای هر کدام از دو حزب اصلی رقیب به شمار می رود.
اینک، ابتکار عملی در عرصه مواضع ضد ایرانی در اختیار جمهوری خواهان است و این نکته ای است که دمکرات ها را می آزارد و به آنها هشدار می دهد که مبادا در انتخابات آتی ریاست جمهوری، همین برگ برنده باعث معطوف شدن حمایت لابی صهیونیست ها به سمت جمهوری خواهان باشد.
از این رو، دمکرات ها تلاش می کنند با محدود سازی اختیارات رییس جمهور در اقدام نظامی علیه ایران، ابتکار عمل را در اختیار خود گیرند تا چنانچه منافع آمریکا ایجاب کند که اقدامی علیه ایران صورت گیرد این امکان وجود داشته باشد که دمکرات ها معرکه گردان ماجرا باشند و بتوانند از مزایای این تهاجم ـ فارغ از شکل و محدوده آن ـ بهره گیرند و به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری حمایت لابی صهیونیست ها را به سمت خود جذب کنند.
در واقع، آنها با جمع کردن اختیارات اقدام علیه ایران در حوزه نفوذ خود، از هم اکنون لابی صهیونیست ها را ناگزیر از گرایش به سمت خود می کنند.
دمکرات ها، سیاستمداران زیرکی هستند و با این مانور خود، از یک سو، قدرت را در اختیار خود می گیرند و از دیگر سو، این امکان را دارند که با بهره گیری از موقعیت کنگره ای خود، در صورتی که ورود خود به معرکه را به صلاح ندانند، به واگذاری مجدد قدرت انتخاب به رییس جمهور جمهوری خواه اقدام کنند تا هزینه های اقدامات احتمالی را به رقیب منتقل نمایند.
ج ـ شاید پرسیده شود که در صورت ورود دمکرات ها به عرصه اقدام علیه ایران، تکلیف شعارهای ضد جنگی که توسط آنها داده شده است چه می شود؟
در پاسخ به این پرسش، دو نکته به طور اجمال مورد اشاره قرار می گیرد:
اولاً، افکار عمومی در آمریکا همانند مومی است که در اختیار "رسانه های قدرتمند متاثر از سیاست" قرار دارد و ظرف مدت کوتاهی می توان حمله به یک کشور خاص را به یک مطالبه عمومی در این کشور تبدیل کرد.
رسانه سالاران آمریکایی در کار خود بسیار ماهرند.
ثانیا،ً دمکرات ها، هرگز نگفته اند به ایران حمله نخواهند کرد بلکه تنها بوش را از حمله "خودسرانه" و "بدون هماهنگی با آنها" باز داشته اند.
فراموش نکرده ایم که چند هفته پیش، هیلاری رودهام کلینتون در جمع تعدادی از اعضای لابی صهیونیست ها در آمریکا، در حالی که در کنار پرچم های آمریکا و اسراییل سخنرانی می کرد به آنها گفت: «اگر رییس جمهور شوم، همه گزینه ها و از جمله گزینه حمله به ایران، بر روی میز کار من قرار خواهد داشت» و آیا این جمله، تفاوتی با آنچه بوش تاکنون گفته است دارد؟!
[External Link Removed for Guests]
این روزها، دمکرات های آمریکا، به ویژه در کنگره این کشور، موضعگیری های آشکاری در قبال مواضع ضد ایرانی جرج بوش اتخاذ می کنند.
هیلاری رودهام کلینتون، یکی از سرشناس ترین سناتورهای کنگره که شانس اول دمکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا محسوب می شود، به بوش هشدار داده است که حمله به ایران بدون مجوز کنگره غیر قانونی است.
نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا نیز نو محافظه کاران را از ایجاد یک جنگ جدید بر حذر داشته و گفته است که حمله به ایران می تواند آمریکا را از جاده ای که در آن حرکت می کند، به سمت پرتگاه پیش ببرد. او نیز هر اقدامی برای آغاز یک درگیری جدید نظامی را منوط به اجازه کنگره کرده است.
در تحلیل این موضعگیری ها، شاید بسیاری از ناظران چنین گمان کنند در میان جمهوری خواهان و دمکرات ها، یک اختلاف عمیق سیاسی درباره رفتارهای بین المللی دولت آمریکا وجود دارد که طی آن، یک طرف، خواهان حمله به ایران است و طرف مقابل، به دفاع از ایران پرداخته و طرفداران تهاجم را از هر گونه اقدام نظامی بر حذر می دارد.
البته ظاهر قضیه نیز همین است به ویژه آنکه در جریان انتخابات کنگره، کاندیداهای دمکرات با شعارهای ضد جنگ توانستند بخش بزرگی از رای دهندگان آمریکایی را به سمت خود جذب کنند و کرسی های کنگره را به تصرف خود در آوردند.
با این حال نباید 3 نکته را فراموش کرد و در تفسیر وضعیت موجود ره به خطا برد.
الف ـ پر رنگ شدن شعارهای ضد جنگ توسط دمکرات ها عمدتاً به زمان انتخابات کنگره مربوط می شود.
در آن مقطع، دمکرات ها به رای مردم نیاز داشتند و با توجه به اینکه بسیاری از مردم آمریکا از جنگ های بی فرجام بوش خسته شده اند، دمکرات ها با زیرکی و فراست تمام، بر روی این نقطه ضعف انگشت گذاشتند و توانستند با آرای بالایی برنده انتخابات شوند.
از این رو، مخالفت دمکرات ها با سیاست های جنگی بوش، بیش از آنکه ناظر به یک معنای راهبردی باشد، تاکتیکی برای شکست حریف انتخاباتی بوده است.
البته، این یک واقعیت است که در مجموع ، دمکرات ها نسبت به جمهوری خواهان، تندروی کمتری دارند.
ب ـ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سال آینده میلادی در این کشور برگزار می شود و از این رو، جامعه سیاسی آمریکا، یک نبرد بزرگ انتخاباتی را در پیش رو دارد.
مروری بر سنت انتخاباتی آمریکا نشان می دهد که در جریان رقابت های انتخاباتی، هر کدام از دو حزب اصلی، می کوشند با نزدیکی به لابی های اسراییلی، حمایت های مالی، رسانه ای و تبلیغاتی آن را به سمت خود جذب کنند.
ایران، همواره یکی از حساسیت های صهیونیست ها بوده است و از این رو، هم جمهوری خواهان و هم دمکرات ها همواره کوشیده اند با اتخاذ و اعلام مواضع ضد ایرانی مراتب دوستی خود را با صهیونیست ها تحکیم کنند.
لابی صهیونیست ها در آمریکا از طرفداران اصلی حمله یه ایران است و اگر نبود نگرانی های موجود از تبعات حمله به ایران، قطعاً تاکنون این لابی بسیار پر نفوذ، پنتاگون را برای تهاجم نظامی به ایران متقاعد کرده بود.
با توجه به این اوصاف، «جهت گیری های ضد ایرانی در انتخابات آمریکا» یک «امتیاز» برای هر کدام از دو حزب اصلی رقیب به شمار می رود.
اینک، ابتکار عملی در عرصه مواضع ضد ایرانی در اختیار جمهوری خواهان است و این نکته ای است که دمکرات ها را می آزارد و به آنها هشدار می دهد که مبادا در انتخابات آتی ریاست جمهوری، همین برگ برنده باعث معطوف شدن حمایت لابی صهیونیست ها به سمت جمهوری خواهان باشد.
از این رو، دمکرات ها تلاش می کنند با محدود سازی اختیارات رییس جمهور در اقدام نظامی علیه ایران، ابتکار عمل را در اختیار خود گیرند تا چنانچه منافع آمریکا ایجاب کند که اقدامی علیه ایران صورت گیرد این امکان وجود داشته باشد که دمکرات ها معرکه گردان ماجرا باشند و بتوانند از مزایای این تهاجم ـ فارغ از شکل و محدوده آن ـ بهره گیرند و به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری حمایت لابی صهیونیست ها را به سمت خود جذب کنند.
در واقع، آنها با جمع کردن اختیارات اقدام علیه ایران در حوزه نفوذ خود، از هم اکنون لابی صهیونیست ها را ناگزیر از گرایش به سمت خود می کنند.
دمکرات ها، سیاستمداران زیرکی هستند و با این مانور خود، از یک سو، قدرت را در اختیار خود می گیرند و از دیگر سو، این امکان را دارند که با بهره گیری از موقعیت کنگره ای خود، در صورتی که ورود خود به معرکه را به صلاح ندانند، به واگذاری مجدد قدرت انتخاب به رییس جمهور جمهوری خواه اقدام کنند تا هزینه های اقدامات احتمالی را به رقیب منتقل نمایند.
ج ـ شاید پرسیده شود که در صورت ورود دمکرات ها به عرصه اقدام علیه ایران، تکلیف شعارهای ضد جنگی که توسط آنها داده شده است چه می شود؟
در پاسخ به این پرسش، دو نکته به طور اجمال مورد اشاره قرار می گیرد:
اولاً، افکار عمومی در آمریکا همانند مومی است که در اختیار "رسانه های قدرتمند متاثر از سیاست" قرار دارد و ظرف مدت کوتاهی می توان حمله به یک کشور خاص را به یک مطالبه عمومی در این کشور تبدیل کرد.
رسانه سالاران آمریکایی در کار خود بسیار ماهرند.
ثانیا،ً دمکرات ها، هرگز نگفته اند به ایران حمله نخواهند کرد بلکه تنها بوش را از حمله "خودسرانه" و "بدون هماهنگی با آنها" باز داشته اند.
فراموش نکرده ایم که چند هفته پیش، هیلاری رودهام کلینتون در جمع تعدادی از اعضای لابی صهیونیست ها در آمریکا، در حالی که در کنار پرچم های آمریکا و اسراییل سخنرانی می کرد به آنها گفت: «اگر رییس جمهور شوم، همه گزینه ها و از جمله گزینه حمله به ایران، بر روی میز کار من قرار خواهد داشت» و آیا این جمله، تفاوتی با آنچه بوش تاکنون گفته است دارد؟!
[External Link Removed for Guests]
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
گزارش كيهان ازمحافل غربی: دست آمريكا در مواجهه با ايران باز نيست
کیهان نوشت: بحث از اينكه مواجهه رواني تبليغاتي آمريكا عليه ايران به كدام سرانجام منتهي مي شود، بازار گمانه زني هاي محافل رسمي و غيررسمي سياسي را گرم نگه داشته است.
روزنامه صهيونيستي هاآرتص روز گذشته براي ارزيابي روند تحركات ضدايراني آمريكا مصاحبه اي با خانم كاندوليزا رايس ترتيب داد تا وزير خارجه آمريكا بگويد: «ما با كشوري روبرو هستيم كه به شكلي قاطعانه سياست هايي را دنبال مي كند كه مغاير با منافع آمريكا و همه آنهايي است كه خواهان خاورميانه اي داراي صلح هستند.»
رايس كه از مذاكرات پريروز اسد- احمدي نژاد در ايران عصباني بود گفت: بشار اسد در كنار رئيس جمهوري قرار گرفت كه چيزهايي كه نبايد مي گويد.»
او در يك اظهارنظر كه با اظهارنظر دو روز قبل او كه از چرخش 180 درجه اي آمريكا در سياست هاي خود در ارتباط با ايران خبر مي داد كاملا متفاوت بود، گفت: اعزام ناو هواپيما بر جديد آمريكا به منطقه خليج فارس و مسدود شدن دارايي هاي ايران در بعضي از بانك هاي اروپا و ممنوع شدن بعضي از شركت هاي غربي از سرمايه گذاري درايران بايد پيام هاي واضحي براي تهران محسوب مي گردد.
رايس در يك اظهارنظر ديگر بطور تلويحي سخني گفت كه پرده از اهداف واقعي طرح جديد بوش در عراق برمي دارد. او در سخنان خود از مقامات عراقي خواست تا مقدمات حضور سياسي همه گروه ها - بعثي ها و لائيك هايي كه نتوانستند آراء لازم انتخاباتي كسب كنند- را هرچه زودتر فراهم كنند و به اختلافات شيعه و سني پايان دهند.»
اما «ميت رومني» يك كانديداي جمهوري خواه رياست جمهوري آينده آمريكا به شبكه خبري اي بي سي گفت: با اظهارات هيلاري كلينتون - كه گفته بود كاخ سفيد در تدارك حمله به ايران است- موافق نيستم و حتي براي يك دقيقه هم فكر نمي كنم كه رئيس جمهور آمريكا تمايلي براي حمله به ايران داشته باشد».
وي دراين مصاحبه، تحريم ها را مؤثر ارزيابي كرد و گفت: الان زمان براي تنگ تر كردن تحريم هاي مختلف و از جمله اقتصادي مناسب تر است زيرا اين تحريم ها درحال اثرگذاري هستند.
«جان ادواردز» يك نامزد حزب دموكرات در انتخابات آينده رياست جمهوري آمريكا كه براي جلب آراء انتخاباتي به ايالت «ايووا» سفر كرده بود، بوش را از دست زدن به اقدام نظامي عليه ايران برحذر داشت و به وي يادآور شد كه اقدامات نظامي آمريكا در عراق به ناكامي واشنگتن در برقراري ثبات دراين كشور منجر شده است.
اين نامزد حزب دموكرات برخلاف ميت رومني كه افزايش فشار اقتصادي را توصيه كرده بود، خواستار ارائه مشوق هاي عمده اقتصادي به ايران و علني كردن اين كمك ها شد تا مردم ايران دريابند فقط دولت ايران مخاطب غرب است «و از اين طريق ميان آنان و رئيس جمهور اختلاف ايجاد شود.»
معاون وزير خارجه آمريكا در گفت وگو با روزنامه اسرائيلي «اورشليم پست» تلاش كرد تا آثار سخنان كاندوليزا رايس را در ميان شهروندان صهيونيست خنثي كند. از اين رو با تاكيد زيادي وانمود كرد كه سياست آمريكا و اسرائيل در مواجهه با ايران «بسيار واحد»، «بسيار نزديك» و «شريك خوب» مي باشد.
«نيكلاس برنز» از اتحاديه اروپا تشكر كرد نه فقط از آن رو كه قطعنامه 1737 را تصويب كرده بلكه علاوه بر آن از اين رو كه تحريم هاي مطرح شده در اين قطعنامه را به اجرا گذاشته است. او تصريح كرد: كشورهاي عضو شوراي امنيت بايد احتمال قطعنامه دوم را براي افزايش فشار تدريجي بر ايران بررسي كنند.
نماينده آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي از اعلام آمادگي علي لاريجاني مقام ارشد مذاكره كننده هسته اي ايران براي شركت در دور جديد مذاكرات هسته اي استقبال نمود و آن را يك «نشانه خوب از سوي ايران» ارزيابي كرد و در عين حال گفت: بايد تمام جوانب احتياط را در برابر ايران حفظ كرد.
در همين حال خبرگزاري فرانسه به نقل از يكي از مشاوران ارشد بوش نوشت: براي هزارمين بار مي گوييم درصدد مواجهه نظامي با ايران نيستيم. «لورن تامپسون» اضافه كرد كه «آمريكا نمي داند آيا مقامات ايراني از تامين سلاح شبه نظاميان عراقي مطلعند يا خير.» او گفت: «ما جزئيات پراكنده را جمع آوري مي كنيم و مي كوشيم الگويي از آنها بيرون بكشيم اما هرگز قطعه تعيين كننده اطلاعات كه اين را اثبات كند پيدا نكرده ايم.»
اين دسته از اظهارات مقامات آمريكايي نوعي تلاش براي جلب اعتماد مردم به ادعاهاي مقامات آمريكايي كه با توجه به دروغ از آب درآمدن ادعاهاي 4 سال پيش آنان درباره وجود سلاح كشتارجمعي در عراق آسيب ديده است، به حساب مي آيد. از اين رو تامپسون گفت: افكار عمومي واقعا اعتماد چنداني به تفسير كاخ سفيد از واقعه ندارند و افزود: «دلايل ديگري هم وجود دارد كه اين مدرك قانع كننده اي براي دست داشتن ايران در خشونت هاي جاري عراق نيست و اعتبار آنها پس از شكست اطلاعاتي در عراق هدف قرار داده شده است.»
روزنامه صهيونيستي هاآرتص روز گذشته براي ارزيابي روند تحركات ضدايراني آمريكا مصاحبه اي با خانم كاندوليزا رايس ترتيب داد تا وزير خارجه آمريكا بگويد: «ما با كشوري روبرو هستيم كه به شكلي قاطعانه سياست هايي را دنبال مي كند كه مغاير با منافع آمريكا و همه آنهايي است كه خواهان خاورميانه اي داراي صلح هستند.»
رايس كه از مذاكرات پريروز اسد- احمدي نژاد در ايران عصباني بود گفت: بشار اسد در كنار رئيس جمهوري قرار گرفت كه چيزهايي كه نبايد مي گويد.»
او در يك اظهارنظر كه با اظهارنظر دو روز قبل او كه از چرخش 180 درجه اي آمريكا در سياست هاي خود در ارتباط با ايران خبر مي داد كاملا متفاوت بود، گفت: اعزام ناو هواپيما بر جديد آمريكا به منطقه خليج فارس و مسدود شدن دارايي هاي ايران در بعضي از بانك هاي اروپا و ممنوع شدن بعضي از شركت هاي غربي از سرمايه گذاري درايران بايد پيام هاي واضحي براي تهران محسوب مي گردد.
رايس در يك اظهارنظر ديگر بطور تلويحي سخني گفت كه پرده از اهداف واقعي طرح جديد بوش در عراق برمي دارد. او در سخنان خود از مقامات عراقي خواست تا مقدمات حضور سياسي همه گروه ها - بعثي ها و لائيك هايي كه نتوانستند آراء لازم انتخاباتي كسب كنند- را هرچه زودتر فراهم كنند و به اختلافات شيعه و سني پايان دهند.»
اما «ميت رومني» يك كانديداي جمهوري خواه رياست جمهوري آينده آمريكا به شبكه خبري اي بي سي گفت: با اظهارات هيلاري كلينتون - كه گفته بود كاخ سفيد در تدارك حمله به ايران است- موافق نيستم و حتي براي يك دقيقه هم فكر نمي كنم كه رئيس جمهور آمريكا تمايلي براي حمله به ايران داشته باشد».
وي دراين مصاحبه، تحريم ها را مؤثر ارزيابي كرد و گفت: الان زمان براي تنگ تر كردن تحريم هاي مختلف و از جمله اقتصادي مناسب تر است زيرا اين تحريم ها درحال اثرگذاري هستند.
«جان ادواردز» يك نامزد حزب دموكرات در انتخابات آينده رياست جمهوري آمريكا كه براي جلب آراء انتخاباتي به ايالت «ايووا» سفر كرده بود، بوش را از دست زدن به اقدام نظامي عليه ايران برحذر داشت و به وي يادآور شد كه اقدامات نظامي آمريكا در عراق به ناكامي واشنگتن در برقراري ثبات دراين كشور منجر شده است.
اين نامزد حزب دموكرات برخلاف ميت رومني كه افزايش فشار اقتصادي را توصيه كرده بود، خواستار ارائه مشوق هاي عمده اقتصادي به ايران و علني كردن اين كمك ها شد تا مردم ايران دريابند فقط دولت ايران مخاطب غرب است «و از اين طريق ميان آنان و رئيس جمهور اختلاف ايجاد شود.»
معاون وزير خارجه آمريكا در گفت وگو با روزنامه اسرائيلي «اورشليم پست» تلاش كرد تا آثار سخنان كاندوليزا رايس را در ميان شهروندان صهيونيست خنثي كند. از اين رو با تاكيد زيادي وانمود كرد كه سياست آمريكا و اسرائيل در مواجهه با ايران «بسيار واحد»، «بسيار نزديك» و «شريك خوب» مي باشد.
«نيكلاس برنز» از اتحاديه اروپا تشكر كرد نه فقط از آن رو كه قطعنامه 1737 را تصويب كرده بلكه علاوه بر آن از اين رو كه تحريم هاي مطرح شده در اين قطعنامه را به اجرا گذاشته است. او تصريح كرد: كشورهاي عضو شوراي امنيت بايد احتمال قطعنامه دوم را براي افزايش فشار تدريجي بر ايران بررسي كنند.
نماينده آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي از اعلام آمادگي علي لاريجاني مقام ارشد مذاكره كننده هسته اي ايران براي شركت در دور جديد مذاكرات هسته اي استقبال نمود و آن را يك «نشانه خوب از سوي ايران» ارزيابي كرد و در عين حال گفت: بايد تمام جوانب احتياط را در برابر ايران حفظ كرد.
در همين حال خبرگزاري فرانسه به نقل از يكي از مشاوران ارشد بوش نوشت: براي هزارمين بار مي گوييم درصدد مواجهه نظامي با ايران نيستيم. «لورن تامپسون» اضافه كرد كه «آمريكا نمي داند آيا مقامات ايراني از تامين سلاح شبه نظاميان عراقي مطلعند يا خير.» او گفت: «ما جزئيات پراكنده را جمع آوري مي كنيم و مي كوشيم الگويي از آنها بيرون بكشيم اما هرگز قطعه تعيين كننده اطلاعات كه اين را اثبات كند پيدا نكرده ايم.»
اين دسته از اظهارات مقامات آمريكايي نوعي تلاش براي جلب اعتماد مردم به ادعاهاي مقامات آمريكايي كه با توجه به دروغ از آب درآمدن ادعاهاي 4 سال پيش آنان درباره وجود سلاح كشتارجمعي در عراق آسيب ديده است، به حساب مي آيد. از اين رو تامپسون گفت: افكار عمومي واقعا اعتماد چنداني به تفسير كاخ سفيد از واقعه ندارند و افزود: «دلايل ديگري هم وجود دارد كه اين مدرك قانع كننده اي براي دست داشتن ايران در خشونت هاي جاري عراق نيست و اعتبار آنها پس از شكست اطلاعاتي در عراق هدف قرار داده شده است.»
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"

- پست: 2132
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۵۱ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 1980 بار
- سپاسهای دریافتی: 6841 بار
- تماس:
خبرگزاري فارس: وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران گفت:ايران براي مقابله با هر گونه اقدام نظامي احتمالي آمريكا آماده است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از استانبول، منوچهر متكي وزير امور خارجه ايران امروز چهارشنبه در پايان سفر دو روزه خود به تركيه در جمع خبرنگاران گفت: ايران براي مقابله با هرگونه اقدام نظامي احتمالي آمريكا در خصوص برنامههاي هستهاي اين كشور آماده است.
وي همچنين افزود: معتقدم گفتگو بهترين راه براي حل و فصل اين مناقشه است.
وزير امور خارجه ايران تصريح كرد، آمريكا دو گزينه را مطرح كرده است: نخست توسل به خشونت و دوم همكاري؛ ما براي هر دو احتمال آمادهايم ولي ما طبعا هميشه همكاري را ترجيح دادهايم.
متكي بر لزوم حل اين منازعه از راه مسالمت آميز تاكيد كرد و گفت: "ديپلماسي" تنها راه حلوفصل اين مشكل است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از استانبول، منوچهر متكي وزير امور خارجه ايران امروز چهارشنبه در پايان سفر دو روزه خود به تركيه در جمع خبرنگاران گفت: ايران براي مقابله با هرگونه اقدام نظامي احتمالي آمريكا در خصوص برنامههاي هستهاي اين كشور آماده است.
وي همچنين افزود: معتقدم گفتگو بهترين راه براي حل و فصل اين مناقشه است.
وزير امور خارجه ايران تصريح كرد، آمريكا دو گزينه را مطرح كرده است: نخست توسل به خشونت و دوم همكاري؛ ما براي هر دو احتمال آمادهايم ولي ما طبعا هميشه همكاري را ترجيح دادهايم.
متكي بر لزوم حل اين منازعه از راه مسالمت آميز تاكيد كرد و گفت: "ديپلماسي" تنها راه حلوفصل اين مشكل است.
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
