ی درمانی
لمس درماني چيست؟
درسالهاي اخيراستفاده ازروشهاي طب مکمل وجايگزين،دردرمان امراض موردتوجا زيادي قرارگرفته است.يکي ازروشهاي طب مکمل وجايگزين لمس درماني است.
لمس درماني يک تکنيک شفابخش است که درآن درمانگربا رمي ازهوشياري تمرکزي،ازدستان خودبه عنوان کانون جهت ايجادتعادل وهماهنگي،درحوزه انرژِي دوجانبه بيمار-محيط استفاده مي کند.لمس درماني درواقع يکي ازسازمان يافته ترين انواع لمس است که برخاسته ازفرهنگ هاي اصيل شرقي وطب سنتي چين بوده وبريکپارچگي وجودانسان،به عنوان يک کل واحد وارتباط فکروبدن،تاکيدمي کند.اين هنردرماني که قدمتي 4000ساله دارد،دردهه 1970توسط دولوس کريجر،پرفسورپرستاري دانشگاه نيويورک،ودوراکانز،رئيس انجمن عرفان آمريکا،براساس مدل راجرزبارويکردي عملي،مدون گرديد.کريجرمعتقداست براي آنکه لمس کاملاموثروشفادهنده باشد،درمانگربايستي «قصد کمک » و«توجه محض» به مددجوي خودداشته باشد.به نظرمي رسدکه عمل توجه،نقشي رادرمان ايفامي کند.اين نقش ازطريق حوزه انرژي اعمال مي شود.
حوزه انرژي چيست؟
حوزه انرژي ياميدان حياتي که درفرهنگ هاي مختلف به نامهاي متفاوتي ازقبيل هاله،پرانا،کاي،بيوفيلد،بيوانرژي و... ناميده شده است،به منطقه الکترومغناطيسي اطلاق مي شود که اطراف بدن موجودات زنده وغيرزنده رااحاطه کرده نموده است.مجموعه تشعشعات بدن که نشات گرفته ازماهيت اتمي جسم است،ميداني رادراطراف بدن ايجادمي کند که باتکنيک هاي خاص آزمايشگاهي مي توانداندازه گيري،عکسبرداري وحتي باتمرين وممارست لمس گردد.
حوزه انرژي هرانسان بسته به درجات ثبات ذهني ورواني فردتغييرمي کند.به عبارت ديگر،ميدان انرژِي مرتبط باچرخه افکارانسان بوده وتغييرات آن تابع کنترل تفکرفرداست.به اين ترتيب افکارمابرحوزه انرژِي وآن نيزبه نوبه خودبرجسم وسلامتي تاثيرمي گذارد.برخي روانشناسان حوزه راحلقه بين جسم وروان دانسته ومعتقدندکه تغييرات اين ميدان موجب بروزعلائم سايکوسوماتيک مي گردد.
تحقيقات هارولدبورنشان مي دهد که ميدان حياتي درپاسخ به رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن،ازقبيل تخمک گذاري،بيماري،جراحت و...تغييرمي کند.اختلالات عاطفي،دردويافرايندبيماري موجب ناهماهنگي وعدم يکپارچگي حوزه انرژي شده ودرنتيجه سلامتي فرددستخوش دگرگوني مي شود.درمانگرلمس درماني مي توانداين تغييرات رادرحوزه انرژِي فردبيمارلمس کندوباتمرکزبرشفاوبهبودي مددجو،ازطريق تعامل يبوفيلدخودوفردمددجو، هماهنگي وتعادل مجددرادرحوزه فردبيماربرقرارکند.لذاهدف لمس درماني تحريک توانايي طبيعي بدن براي ترميم خودازطريق ايجادتعادل درجريان انرژي مي باشد.لمس درماني علاوه بربزرگسالان برروي نوزادان ،حيوانت وگياهان نيزموثراست.
لمس درماني چگونه انجام مي شود؟
ازآنجا که حوزه انرژي تاحدود 45-30 سانتيمتري ازسطح بدن گسترش مي يابد،لذالمس درماني به هردوصورت تماسي وغيرتماسي قابل اجراست.درفرم غيرتماسي دستهاي پرستارهمچون گيرنده هايي درفاصله 12-10 سانتيمتري ازسطح بدن حرکت نموده وجريان ونقصان انرژي رالمس مي کنندومي توانندباتمرکزبرسلامتي وکمک به فردبيمارناهماهنگي هاي حوزه رابرطرف کنند.
لمس درماني چه منافعي دارد؟
تحقيقات مختلف تاثيرات زيررابراي لمس درماني نشان داده است:
1-تسکين درد
2-کاهش اضطراب
3-کاهش سطح استرس
4-ايجادريلکسيشن وکاهش علائم حياتي
5-کاهش ديس ريتمي هاي قلبي
6-تسريع ترميم شکستگي هاي استخواني
7-بهبودسردردهاي تنشي
8-درمان اعتياد
9-درمان کم خوني
10-کاهش درد وبهبودعملکردمفاصل درآرتريت دژنراتيوواستئوآرتريت
11-تسريع ترميم زخمها
لمس درماني يک مداخله پرستاري
لمس درماني باتاييدانجمن پرستاران جامع نگرآمريکادرحال حاضربه عنوان يک اقدام پزستاري استاندارد،درليست مواددرسي اجباري واختياري بيش از100دانشکده پرستاري درغرب و75 کشوردنيا قرارداردو تنها در ايالات متحده توسط 400000 پرستار اجرا مي گردد.
انرژي درماني
مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
درماني درد بيماران سرطاني را كاهش مي
استفاده از ماساژ يكي از درمانهاي تكميلي و بسيار موثر در كاهش درد بيماران سرطاني است.
درمان درد در بيماران سرطاني شامل درمان دارويي، راديوتراپي يا جراحي است متاسفانه اين درمانها داراي عوارض جانبي ناخواستهاي چون خستگي، تهوع و يبوست هستند.
ماساژ به عنوان يك كيفيت درماني در سراسر تاريخ، هم به منزله يك آرام سازي و نيز به عنوان يك درمان براي افزايش زيبايي شخص استفاده ميشد.
ماساژ موجب دفع سموم از بدن، گردش و ذخيره انرژي در بدن، كاهش اثرات راديوتراپي و شيمي درماني در فرد ميشود.
ماساژ يكي از قديمي ترين، مفيدترين و آسانترين نوع درمان براي تسكين درد و ساير نشانههاي بيماري است.
از اين روش به كرات براي افزايش گردش خون به يك قسمت مبتلا، كمك به تخليه ترشحات ناحيه ديگر، شل كردن عضلات و كم كردن احتمال تحليل عضلاني استفاه ميشود.
ماساژ و طب فشاري در هر زمان و مكان مناسب و قابل اجرا است.
استفاده از ماساژ يكي از درمانهاي تكميلي و بسيار موثر در كاهش درد بيماران سرطاني است.
درمان درد در بيماران سرطاني شامل درمان دارويي، راديوتراپي يا جراحي است متاسفانه اين درمانها داراي عوارض جانبي ناخواستهاي چون خستگي، تهوع و يبوست هستند.
ماساژ به عنوان يك كيفيت درماني در سراسر تاريخ، هم به منزله يك آرام سازي و نيز به عنوان يك درمان براي افزايش زيبايي شخص استفاده ميشد.
ماساژ موجب دفع سموم از بدن، گردش و ذخيره انرژي در بدن، كاهش اثرات راديوتراپي و شيمي درماني در فرد ميشود.
ماساژ يكي از قديمي ترين، مفيدترين و آسانترين نوع درمان براي تسكين درد و ساير نشانههاي بيماري است.
از اين روش به كرات براي افزايش گردش خون به يك قسمت مبتلا، كمك به تخليه ترشحات ناحيه ديگر، شل كردن عضلات و كم كردن احتمال تحليل عضلاني استفاه ميشود.
ماساژ و طب فشاري در هر زمان و مكان مناسب و قابل اجرا است.

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
چاكراهاي انرژي
واژه چاکرا، واژه اي برگرفته ازفرهنگ هنديان باستان است.شکل کلي چاکراهاساختاري،قيف گونه داردکه تاحدودي شبيه به گل نيلوفراست.
وظايف چندگانه چاکراها
يکي ازمهم ترين وظيفه ي شبکه ي چاکراهاعبارت است از انتقال نيروي حيات به هسته ي تک تک سلولهاي بدن.همچنين هرچاکراجريان وتبادل انرژيهاي ابعادلطيف راازطريق تنزل دادن آنها تسهيل مي کندتاآنهابتوانندمورداستفاده ي کالبدجسماني قرارگيرند.به طورمشابه ، چاکراها ارتعاشات انرژي رااعتلامي بخشندتاآنهابتواننددرسطوح لطيف مورداستفاده قرارگيرند.
تعدادچاکراهاي انرژي
عقايدمتفاوتي درموردتعداد چاکراهاي انرژي انسان وجوددارد، عده اي 14،عده اي ديگر11،9،7 مي دانند،اماشيعيان تعدادمراکزانرژي انسان را14مرکزمي دانند.
چاکراهاي انرژي
هفت چاکراي اصلي عبارتنداز:
چاکراي تاجي(chakra Crown)
اين چاکرادربالاي سرواقع است ومرکزورودانرژيهاي روحاني است.چاکراي تاجي ارتباط مستقيمي باسرچشمه حيات برقرارمي کندوبامسائل روحي ومعنوي سروکاردارد.
چاکراي تاجي دربعدمادي باغده صنوبري(گيرنده نور)مرتبط است.انرژيهاي آن همچنين برمغزوبقيه اندامهاي بدن تاثيرمي گذارد.
چاکراي تاجي دريک حالت تعادل به رنگ بنفش مرتعش مي شود.
چاکراي پيشاني(Brow chakra)
اين چاکرادروسط پيشاني (درون جمجمه)قرارداردوجايگاه الهامات ودانش روح است،برفعاليتهاي چاکراهاي تحت خودنظارت مي کند،وبه نيروي ذهن واستدلال ذهني تعادل مي بخشد.
اين چاکرابامسائل مرتبط باپرورش واعتمادبرالهامات درزندگي ما،دانش روح،وپرورش واستفاده ازادراک فراحسي به عنوان مهارت زندگي سروکاردارد.
چاکراي پيشاني دربعدمادي باهيپوتالاموس وغده ي هيپوفيزمرتبط است.انرژيهاي آن همچنين براعصاب سر،مغز،چشم،وصورت تاثيرمي گذارد.
چاکراي پيشاني درحالت تعادل به رنگ نيلي ياآبي مايل به ارغواني مرتعش مي شود.
چاکراي گلو(Throat chakra)
اين چاکراباتمامي اشکال ارتباط وابرازوجودازطريق هنر،رقص،موسيقي وغيره سروکاردارد.اين چاکراهمچنين به مسائل مرتبط باحقيقت وابرازحقيقي روح مي پردازد.
چاکراي گلودربعدمادي باغده ي تيروئيدوپاراتيروئيدمرتبط است.انرژيهاي آن همچنين برشبکه عصبي گلويي،اندامهاي گلو،گردن،بيني،دهان،دندانهاوگوشها تاثيرمي گذارد.
چاکراي گلودرحالت تعادل به رنگ آبي آسمان مرتعش مي شود.
چاکراي قلب(Heart chakra)
اين چاکرادرمرکزسينه واقع است وجايگاه روح،راهنماي دروني ما،ومحل عواطف عالي تربراساس عشق بي قيدوشرط همچون دلسوزي،همدردري،عشق واقعي، دوستي وبرادري وخواهري است.دراين سطح ،احساس ازقيدوشرط ذهن رهااست.چاکراي قلب ازلحظه ي لقاح باتمامي مسايل مرتبط باعشق ومحبت سروکاردارد.
اين چاکرادربعدمادي باغده تيموس مرتبط است.انرژيهاي آن همچنين برشبکه عصبي قلبي وريوي،قلب،ريه ها،مجاري برونشي،سينه،وبخش فوقاني سينه وبازوهاتاثيرمي گذارد.
چاکراي قلب درحالت تعادل به رنگ سبزمرتعش مي شود.
چاکراي شبکه ي خورشيدي (chakra Solar plexus)
اين چاکرادرمقابل شبکه ي خورشيدي،جايي که مادرآنجااحساس مي کنيم((ته دلمان خالي مي شود))،قراردارد.دراين چاکراذهن وشخصيت ابراز مي گردند.حالتهاي عاطفي پست تر چون ترس،اضطراب،عدم امنيت،حسادت وخشم نيزدراينجابوجودمي آيندوارتباط مهمي باذهن وعواطف برقرارمي کنند.هرفکرماچه مثبت وچه منفي ،تاثيرزيادي برذهن وعواطف ما دارد.
دراين چاکراانرژيهاي منفي مرتبط باافکارواحساسات پردازش مي شوند.
چاکراي شبکه ي خورشيدي دربعدمادي باجزايرلانگرهانس لوزالمعده مرتبط است.انرژيهاي آن همچنين برشبکه ي عصبي طحالي وخورشيدي،دستگاه گوارش،لوزالمعده،کبد،کيسه صفرا، پرده ي ديافراگم وبخش مياني پشت تاثيرمي گذارد.
چاکراي شبکه ي خورشيدي درحالت تعادل به رنگ زردطلايي روشن مرتعش مي شود.
چاکراي خاجي(sacral chakra)
اين چاکرادرمقابل استخوانهاي خاجي ستون فقرات،بين ناف وچاکراي پايه قراردارد.سروکاراين چاکراباتمامي مسائل مرتبط باخلاقيت وجنسيت(اينکه ماچگونه جنسيت خودراابرازمي داريم)است.اين چاکراجايگاه لذت است.
چاکراي خاجي دربعدمادي بابيضه هادرمردان وتخمدانهادرزنان مرتبط است.همچنين انرژيهاي آن براندامهای ادراري- تناسلي،رحم،کليه ها،اندامهاي تحتاني گوارشي وکمرتاثيرمي گذارد.
چاکراي خاجي درحالت تعادل به رنگ نارنجي مرتعش مي شود.
چاکراي پايه ياريشه(The base or root chakra)
اين چاکرادرپايين ستون فقرات واقع است.اين مرکز،ارتباط ماباطبيعت وسياره ي زمين رافراهم مي سازدوباتمام مسائل طبيعت مادي وفيزيکي- بدن،حواس وحس گرايي،جنسيت شخص ،بقاوادامه حيات،تهاجم ودفاع ازخود- سروکاردارد.
اين چاکرادربعدمادي ازطريق غددکليوي بادستگاه غدددرون ريزدرارتباط است. انرژيهاي آن همچنين بربخش تحتاني لگن خاصره،باسن،ران وپاهاتاثيرمي گذارد.
این چاکرا درحالت تعادل به رنگ قرمزمرتعش مي شود.اين رنگ،به مانند تمام چاکراها،بابصيرت دروني ديده مي شودوبارنگهاي موجوددرعالم مادي يکي نيست.
نويسنده :محمد ملت پرست
انجمن درمانگران ايران

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
ازانرژی (روش کرليان)
نويسنده : محمد ملت پرست
عكس برداري ازوجودانرژي پيرامون موجودات زنده
دردهه 1980 فيزيكدان لهستاني برندهي جايزه ي نوبل، ياكوب يوديكو ناريكويچYakub Yodko Narkevitch شروع به پژوهش درموردنوعي روش عكاسي بااستفاده ازشارژ الكتريكي با ولتاژ وبسامدبالا ، به جاي استفاده ازنوركرد.اين روش اوراقادرساخت كه ازانرژيهايي كه ازموجودات زنده ساطع مي شودعكس بگيرد.
درجريان انقلاب كبيرروسيه كشفيات ياكوب ازبين رفت تا اينكه روش عكس برداري اودرسال1939 به شكل تصادفي دوباره توسط سيميون كرليان Semyon Kirlian كشف شد.
شارژمشابهي ازفيلمي كه برروي آن يك نمونه آشكارشدند.علي رغم اينكه دراين روش ازهيچ منبع نوري استفاده نشد،درهربارعكاسي ،هاله اي ازانرژي كاملا مشهودبود.
روش عكس برداري كرليان تا قبل از سال1960 جزواسرار طبقه بندي شده اتحادجماهيرشوروي محسوب ميشد.
تصاويرتهيه شده بااستفاده از روش شارژ الكتريكي به عنوان مدركي علمي ازوجودانرژي زيستي مطرح شد.
پژوهش هايي كه درديگرنقاط دنيا انجام گرفت به اين كشف منجرشدكه نوري كه ازيك سوژه منتشرمي شود،بسته به حضورنيروي حيات يازندگي تغيير مي يابد.
به عنوان مثال ، ميدان انرژي برگي كه به تازگي ازدرختي كنده شده همراه باخشك شدن آن كوچك ترمي شود.
عكس هاي گرفته شده ازدست انرژي درمانگران افزايش چشمگيري رادرتخليه ي انرژي به هنگام اجراي عمليات انرژي درماني نشان مي دهد.
روش عكاسي كرليان نشان داده است كه ظاهراقالب يا طرح كلي انرژي مشهودي درسطح انرژي زيستي كه هرموجودزنده اي ازآنجا رشدمي يابد، وجوددارد.
به عنوان مثال باروش عكسبرداري كرليان توانسته انددرحالي كه نيمي ازبرگ اصلي بريده شده بود،تصويري ازيك برگ كامل راثبت كنند، كه اين به اثرفانتومي برگ Phantom Leaf Effect معروف است
البته به گفته يه انرژي درمانگراين انرژيهاي اطراف بدن انسان دراين روش عكسبرداري هاله هاي حرارتي انسان مي باشد نه هاله هاي انرژي انسان .زيرا هاله هاي انرژي انسان نامنظم نيستند.
Figure 1: The ‘Phantom Leaf’ effect. One image (left) shows a corona around the leaf. The second (right) shows the ‘phantom’ still present after the physical leaf has been cut off the
نويسنده : محمد ملت پرست
عكس برداري ازوجودانرژي پيرامون موجودات زنده
دردهه 1980 فيزيكدان لهستاني برندهي جايزه ي نوبل، ياكوب يوديكو ناريكويچYakub Yodko Narkevitch شروع به پژوهش درموردنوعي روش عكاسي بااستفاده ازشارژ الكتريكي با ولتاژ وبسامدبالا ، به جاي استفاده ازنوركرد.اين روش اوراقادرساخت كه ازانرژيهايي كه ازموجودات زنده ساطع مي شودعكس بگيرد.
درجريان انقلاب كبيرروسيه كشفيات ياكوب ازبين رفت تا اينكه روش عكس برداري اودرسال1939 به شكل تصادفي دوباره توسط سيميون كرليان Semyon Kirlian كشف شد.
شارژمشابهي ازفيلمي كه برروي آن يك نمونه آشكارشدند.علي رغم اينكه دراين روش ازهيچ منبع نوري استفاده نشد،درهربارعكاسي ،هاله اي ازانرژي كاملا مشهودبود.
روش عكس برداري كرليان تا قبل از سال1960 جزواسرار طبقه بندي شده اتحادجماهيرشوروي محسوب ميشد.
تصاويرتهيه شده بااستفاده از روش شارژ الكتريكي به عنوان مدركي علمي ازوجودانرژي زيستي مطرح شد.
پژوهش هايي كه درديگرنقاط دنيا انجام گرفت به اين كشف منجرشدكه نوري كه ازيك سوژه منتشرمي شود،بسته به حضورنيروي حيات يازندگي تغيير مي يابد.
به عنوان مثال ، ميدان انرژي برگي كه به تازگي ازدرختي كنده شده همراه باخشك شدن آن كوچك ترمي شود.
عكس هاي گرفته شده ازدست انرژي درمانگران افزايش چشمگيري رادرتخليه ي انرژي به هنگام اجراي عمليات انرژي درماني نشان مي دهد.
روش عكاسي كرليان نشان داده است كه ظاهراقالب يا طرح كلي انرژي مشهودي درسطح انرژي زيستي كه هرموجودزنده اي ازآنجا رشدمي يابد، وجوددارد.
به عنوان مثال باروش عكسبرداري كرليان توانسته انددرحالي كه نيمي ازبرگ اصلي بريده شده بود،تصويري ازيك برگ كامل راثبت كنند، كه اين به اثرفانتومي برگ Phantom Leaf Effect معروف است
البته به گفته يه انرژي درمانگراين انرژيهاي اطراف بدن انسان دراين روش عكسبرداري هاله هاي حرارتي انسان مي باشد نه هاله هاي انرژي انسان .زيرا هاله هاي انرژي انسان نامنظم نيستند.
Figure 1: The ‘Phantom Leaf’ effect. One image (left) shows a corona around the leaf. The second (right) shows the ‘phantom’ still present after the physical leaf has been cut off the

-
- پست: 130
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: شيراز
- سپاسهای دریافتی: 7 بار
- تماس:
سلام
مرسي اخوان جان. جالب بدوني که اين دستگاه تو ايران و فقط يکي از اون تو بيمارستان ميلاد تهران هست.
و از اون بيشتر براي تشخيص خونريزي هاي داخلي استفاده ميشه. البته اينطور که آقاي دکتر ساعتچي مي گفتند. ايشون دکتر همون بخش از بيمارستان هستند.
شاد باشي و موفق

مرسي اخوان جان. جالب بدوني که اين دستگاه تو ايران و فقط يکي از اون تو بيمارستان ميلاد تهران هست.
و از اون بيشتر براي تشخيص خونريزي هاي داخلي استفاده ميشه. البته اينطور که آقاي دکتر ساعتچي مي گفتند. ايشون دکتر همون بخش از بيمارستان هستند.
شاد باشي و موفق

اندر دل بي وفا هزاران غم باد
آن را که وفا نيست زعالم کم باد
ديدي که مرا هيچ کسي ياد نکرد
جز غم که هزار آفرين بر غم باد
آن را که وفا نيست زعالم کم باد
ديدي که مرا هيچ کسي ياد نکرد
جز غم که هزار آفرين بر غم باد

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
بر برخی از مکاتب و سبکهای انرژی
نوشته: عنقاء
انرژی درمانی در دنیا به سبک های متنوعی انجام می پذیرد. در هر یک از این سبک ها نقاط قوت و ضعفی نهفته است که باید مورد توجه باشند. مهمترین مسئله و شاید بهترین معیار برای محک این سبک ها توجه به مخازن انرژی یعنی محل کسب انرژیست. انرژی حیاتی بدن انسان اگر چه یکی از مخازن انرژی است و می تواند در درمانها مورد استفاده قرار گیرد اما این مخزن محدود است و استفاده از آن طی درمانهای طولانی و یا سنگین باعث بروز آسیبهای جبران ناپذیری خواهد شد و درمانگر را در معرض خطر قرار خواهد داد و در نهایت باعث کاهش عمر درمانگر خواهد شد. برای جلوگیری از بروز این خطرات در برخی از مکاتب از مخازن خارجی استفاده می شود. مخزن خارجی در خارج از بدن انسان واقع شده است و ویژگی محدودیت در مورد آن کم رنگ تر می شود و به فرض محدود بودن نیز اگر از بدن درمانگر عبور نکند به درمانگر آسیبی نخواهد رساند. اما نوع مخزن بیرونی یا خارجی نیز حائز اهمیت است و هر مخزن خارجی نمی تواند مخزن مناسبی جهت درمان باشد. در ادامه با این رویکرد – توجه به مخازن انرژی - به برخی از روشهایی که انرژی درمانی نام گرفته اند می پردازیم. چنانچه بیان خواهد شد برخی از این روشها به اشتباه نام انرژی درمانی گرفته اند و در محدوده انرژی درمانی قرار نمی گیرند.
پرانا هيلينگ (Prana Healing)
یکی از مکاتب درمانی است که در هندوستان ریشه دارد. در این مکتب از مخازن مختلفی جهت درمان استفاده می شود. یکی از این مخازن انرژی کیهانی است. تمامی سیارات و ستارگان بر زمین و موجودات آن، چه جاندار و چه بی جان تاثیر میگذارند. مثال ساده آن، تاثیر ماه بر جزر و مد دریاست و یا تاثیر آن بر دوران قائدگی زنان و باروری یا عدم باروری برخی از گیاهان، حیوانات و انسان. در مکتب پرانا هيلینگ انرژی کیهانی توسط دستهای درمانگر دریافت شده و از طریق بدن وی به درمانجو منتقل می گردد اما در این صورت تعیین میزان انرژی لازم برای درمان بیماری از سيارات و يا ستارگان قابل تعیین نبوده و خطرات زيادي را به دنبال دارد. در این روش درمانی اگر منبع انرژی، خورشید باشد درمانگر و درمانجو را در معرض سرطان قرار خواهد داد.
درمانگران پرانا هيلينگ گاه از مخازن درونی خود استفاده می کنند. انرژی ذخیره شده در مراکز انرژی یا چاکراهای بدن درمانگران با یکدیگر متفاوت است و اگر چه این انرژی منجر به درمان می شود اما نامتناهی نیست بنابراین در صورت انجام درمانهای سنگین و طولانی مدت، درمانگر پرانيك به کمبود انرژی دچار می شود و صدمه ميبیند.
استفاده از فرکانس های کریستال در درمان یکی دیگر از روشهای درمانگران پراناهيلينگ است. كه البته در مكاتب ديگري هم استفاده ميشود، اما فرکانس کریستالها را چگونه می توان کنترل کرد و میزان فرکانس لازم را برای هر بیماری در شرایط و موقعیت های خاص و متفاوت تشخیص داد؟ در هر صورت استفاده از کریستال در درمان، انرژی درمانی محسوب نمی شود زیرا از فرکانس کریستالها استفاده می شود نه انرژي درمانگر و خطرات فراواني را در پی دارد.
گاه درمانگران پراناهيلينگ همراه با انرژی، به رنگ پاشی نیز می پردازند. اگر چه این روش در مراحل اولیه بسیار موثر است اما در دراز مدت درمانجو را دچار بهم ريختگیهای فرکانسی ميكند. هر رنگی در طبیعت خاصیت دارویی خاص خود را دارد و در صورت وجود آگاهی عمیق از تاثیر هر کدام از رنگها و میزان رنگ پاشی می توان از این روش در درمان موثر سود برد در غير اين صورت ميتواند درمانجو را دچار سرطان، مشکلات لاعلاج و يا حتي مرگ نمايد، كه طي تحقيقات بعمل آمده براي انجام اين تكنيك درمانگر ميبايست حتماً هاله بين باشد تا بتواند هم رنگ هالهها را تشخيص دهد و هم مقدار و غلظت آنها را به این ترتیب درصد خطا در زمان رنگ پاشی کاهش می یابد. شاید بد نباشد در این جا به این نکته اشاره شود که هاله بینی یک استعداد است و آموختنی نیست.
ریکی Reiki
ریکی نیز مانند پراناهيلينگ ریشه در هندوستان دارد. در این روش انرژی درمانی، درمانگر از مخازن درونی بدنش جهت درمان استفاده میكند. در اینصورت مانند پرانيك خطر کمبود انرژی برای درمانگران از ویژگی های آن است. دوره های ریکی در هندوستان 3 تا 5 سال به طول میانجامد و آموزش آن در طی جلسات کوتاه و محدود عملا ناممکن است. چنانچه ریکی به طور اصولی آموزش داده نشود و درمانگر به درمان بپردازد به خود آسیب خواهد زد.
تراپيو تيك تاچ یا لمس درمانی Therapeutic Touch
هرچه در ريكي شرح داديم مربوط به تراپيو تيك تاچ نيز ميشود با اين تفاوت كه اين تكنيك مربوط به كشور انگليس است.
متد سيلواSilva
در اينجا بايد تأكيداً گفت كه متد سيلوا به هيچ وجه انرژيدرماني نيست و يك متد تصويري، تصوري، خيالي و تلقيني ميباشد اگر چه با اين نوع تكنيكها نيز ميتوان درمان انجام داد اما این تکنیکها كند و محدودند و از همه مهمتر آنکه در محدوده انرژی درمانی نمی گنجند.
خود انتقاليها
خود انتقالیها بيشتر در كليساها و مسيحيت ديده ميشود و به صورت گروهی انجام می پذیرد. كار اين گروه اين است كه بيماري درمانجو را كه بصورت فركانسهاي منفي و خطرناك درون او فعاليت ميكند را درون بدن خود جذب كرده و درصد كمي از آن یعنی حدود 2% در بدن درمانجو ميماند و درمانگر 98% از بيماري را حمل ميكند بعد درمانگر ديگري ميآيد و 96% از بيماري را وارد بدن خود ميكند و در بدن درمانگر اول 2% ميماند، اين عمل آنقدر تكرار ميشود تا بيماري در بدن همه پخش شود و مدعي هستند چون از فرکانس اندکی از بيماري به آنها انتقال يافته پس درمان صورت گرفته، در صورتي كه اين افراد هر روز به اين عمل مبادرت ميورزند پس دائماً 2%، 2% به بدن آنها از بيماريهاي مختلف انتقال مييابد و معجوني از انواع بيماريهاي خطرناك و لاعلاج در بدن آنها ذخيره ميشود بخاطر همين امر اين گروه از درمانگران عمر کوتاهی دارند.
تلقين درماني بجاي انرژي درماني
در تلقین درمانی افراد مدعی درمانگري، به درمانجو توصیه می کنند كه در ساعتي از شب دست خود را روي قست درد گذاشته تا آنها انرژي دهند، داخل ليواني كه عكس آنها روي آن است آب بنوشند، به صداي آواز آنها گوش دهند و يا حتی جاسويچي را كه عکس درمانگر روی آن است به كمر بياويزند و ... اين افراد از خاصيت تلقين پذيري انسان سوء استفاده كرده و مردم را دچار بحران ميكنند البته در اين روش هم از انرژي استفاده ميشود اما از انرژي ضعيف خود درمانجو نه انرژي درمانگر!!!
زالوهاي انرژي
متأسفانه افرادي وجود دارند كه با مهارت خاصي انرژي افراد را ميدزدند و جهت درمان براي ديگري استفاده ميكنند، اما بدیهی است چون انرژيها دزديده شده اكثراً مربوط به درمانجوهایان است ، درمانگر و سایر درمانجویان را در معرض خطر قرار می دهد.
پس باید هوشیارانه اندیشید و با کسب اطلاعات و به کارگیری آن اطلاعات، از خطرات احتمالی جلوگیری کرد. انسان مجاز نیست خود را در معرض خطر قرار دهد به خصوص اگر این خطرات از نوع فرکانسی باشد. در برخی از روشهای ذکر شده ممکن است درمانجو دچار به هم پاشیدگی فرکانسی شود. به هم ریختگی های فرکانسی قابل دیدن نیستند، افراد عادی قادر به تشخیص آنها نخواهند بود و در صورت تشخیص، تصحیح آنها به سختی انجام می پذیرد.
منبع : [External Link Removed for Guests]
نوشته: عنقاء
انرژی درمانی در دنیا به سبک های متنوعی انجام می پذیرد. در هر یک از این سبک ها نقاط قوت و ضعفی نهفته است که باید مورد توجه باشند. مهمترین مسئله و شاید بهترین معیار برای محک این سبک ها توجه به مخازن انرژی یعنی محل کسب انرژیست. انرژی حیاتی بدن انسان اگر چه یکی از مخازن انرژی است و می تواند در درمانها مورد استفاده قرار گیرد اما این مخزن محدود است و استفاده از آن طی درمانهای طولانی و یا سنگین باعث بروز آسیبهای جبران ناپذیری خواهد شد و درمانگر را در معرض خطر قرار خواهد داد و در نهایت باعث کاهش عمر درمانگر خواهد شد. برای جلوگیری از بروز این خطرات در برخی از مکاتب از مخازن خارجی استفاده می شود. مخزن خارجی در خارج از بدن انسان واقع شده است و ویژگی محدودیت در مورد آن کم رنگ تر می شود و به فرض محدود بودن نیز اگر از بدن درمانگر عبور نکند به درمانگر آسیبی نخواهد رساند. اما نوع مخزن بیرونی یا خارجی نیز حائز اهمیت است و هر مخزن خارجی نمی تواند مخزن مناسبی جهت درمان باشد. در ادامه با این رویکرد – توجه به مخازن انرژی - به برخی از روشهایی که انرژی درمانی نام گرفته اند می پردازیم. چنانچه بیان خواهد شد برخی از این روشها به اشتباه نام انرژی درمانی گرفته اند و در محدوده انرژی درمانی قرار نمی گیرند.
پرانا هيلينگ (Prana Healing)
یکی از مکاتب درمانی است که در هندوستان ریشه دارد. در این مکتب از مخازن مختلفی جهت درمان استفاده می شود. یکی از این مخازن انرژی کیهانی است. تمامی سیارات و ستارگان بر زمین و موجودات آن، چه جاندار و چه بی جان تاثیر میگذارند. مثال ساده آن، تاثیر ماه بر جزر و مد دریاست و یا تاثیر آن بر دوران قائدگی زنان و باروری یا عدم باروری برخی از گیاهان، حیوانات و انسان. در مکتب پرانا هيلینگ انرژی کیهانی توسط دستهای درمانگر دریافت شده و از طریق بدن وی به درمانجو منتقل می گردد اما در این صورت تعیین میزان انرژی لازم برای درمان بیماری از سيارات و يا ستارگان قابل تعیین نبوده و خطرات زيادي را به دنبال دارد. در این روش درمانی اگر منبع انرژی، خورشید باشد درمانگر و درمانجو را در معرض سرطان قرار خواهد داد.
درمانگران پرانا هيلينگ گاه از مخازن درونی خود استفاده می کنند. انرژی ذخیره شده در مراکز انرژی یا چاکراهای بدن درمانگران با یکدیگر متفاوت است و اگر چه این انرژی منجر به درمان می شود اما نامتناهی نیست بنابراین در صورت انجام درمانهای سنگین و طولانی مدت، درمانگر پرانيك به کمبود انرژی دچار می شود و صدمه ميبیند.
استفاده از فرکانس های کریستال در درمان یکی دیگر از روشهای درمانگران پراناهيلينگ است. كه البته در مكاتب ديگري هم استفاده ميشود، اما فرکانس کریستالها را چگونه می توان کنترل کرد و میزان فرکانس لازم را برای هر بیماری در شرایط و موقعیت های خاص و متفاوت تشخیص داد؟ در هر صورت استفاده از کریستال در درمان، انرژی درمانی محسوب نمی شود زیرا از فرکانس کریستالها استفاده می شود نه انرژي درمانگر و خطرات فراواني را در پی دارد.
گاه درمانگران پراناهيلينگ همراه با انرژی، به رنگ پاشی نیز می پردازند. اگر چه این روش در مراحل اولیه بسیار موثر است اما در دراز مدت درمانجو را دچار بهم ريختگیهای فرکانسی ميكند. هر رنگی در طبیعت خاصیت دارویی خاص خود را دارد و در صورت وجود آگاهی عمیق از تاثیر هر کدام از رنگها و میزان رنگ پاشی می توان از این روش در درمان موثر سود برد در غير اين صورت ميتواند درمانجو را دچار سرطان، مشکلات لاعلاج و يا حتي مرگ نمايد، كه طي تحقيقات بعمل آمده براي انجام اين تكنيك درمانگر ميبايست حتماً هاله بين باشد تا بتواند هم رنگ هالهها را تشخيص دهد و هم مقدار و غلظت آنها را به این ترتیب درصد خطا در زمان رنگ پاشی کاهش می یابد. شاید بد نباشد در این جا به این نکته اشاره شود که هاله بینی یک استعداد است و آموختنی نیست.
ریکی Reiki
ریکی نیز مانند پراناهيلينگ ریشه در هندوستان دارد. در این روش انرژی درمانی، درمانگر از مخازن درونی بدنش جهت درمان استفاده میكند. در اینصورت مانند پرانيك خطر کمبود انرژی برای درمانگران از ویژگی های آن است. دوره های ریکی در هندوستان 3 تا 5 سال به طول میانجامد و آموزش آن در طی جلسات کوتاه و محدود عملا ناممکن است. چنانچه ریکی به طور اصولی آموزش داده نشود و درمانگر به درمان بپردازد به خود آسیب خواهد زد.
تراپيو تيك تاچ یا لمس درمانی Therapeutic Touch
هرچه در ريكي شرح داديم مربوط به تراپيو تيك تاچ نيز ميشود با اين تفاوت كه اين تكنيك مربوط به كشور انگليس است.
متد سيلواSilva
در اينجا بايد تأكيداً گفت كه متد سيلوا به هيچ وجه انرژيدرماني نيست و يك متد تصويري، تصوري، خيالي و تلقيني ميباشد اگر چه با اين نوع تكنيكها نيز ميتوان درمان انجام داد اما این تکنیکها كند و محدودند و از همه مهمتر آنکه در محدوده انرژی درمانی نمی گنجند.
خود انتقاليها
خود انتقالیها بيشتر در كليساها و مسيحيت ديده ميشود و به صورت گروهی انجام می پذیرد. كار اين گروه اين است كه بيماري درمانجو را كه بصورت فركانسهاي منفي و خطرناك درون او فعاليت ميكند را درون بدن خود جذب كرده و درصد كمي از آن یعنی حدود 2% در بدن درمانجو ميماند و درمانگر 98% از بيماري را حمل ميكند بعد درمانگر ديگري ميآيد و 96% از بيماري را وارد بدن خود ميكند و در بدن درمانگر اول 2% ميماند، اين عمل آنقدر تكرار ميشود تا بيماري در بدن همه پخش شود و مدعي هستند چون از فرکانس اندکی از بيماري به آنها انتقال يافته پس درمان صورت گرفته، در صورتي كه اين افراد هر روز به اين عمل مبادرت ميورزند پس دائماً 2%، 2% به بدن آنها از بيماريهاي مختلف انتقال مييابد و معجوني از انواع بيماريهاي خطرناك و لاعلاج در بدن آنها ذخيره ميشود بخاطر همين امر اين گروه از درمانگران عمر کوتاهی دارند.
تلقين درماني بجاي انرژي درماني
در تلقین درمانی افراد مدعی درمانگري، به درمانجو توصیه می کنند كه در ساعتي از شب دست خود را روي قست درد گذاشته تا آنها انرژي دهند، داخل ليواني كه عكس آنها روي آن است آب بنوشند، به صداي آواز آنها گوش دهند و يا حتی جاسويچي را كه عکس درمانگر روی آن است به كمر بياويزند و ... اين افراد از خاصيت تلقين پذيري انسان سوء استفاده كرده و مردم را دچار بحران ميكنند البته در اين روش هم از انرژي استفاده ميشود اما از انرژي ضعيف خود درمانجو نه انرژي درمانگر!!!
زالوهاي انرژي
متأسفانه افرادي وجود دارند كه با مهارت خاصي انرژي افراد را ميدزدند و جهت درمان براي ديگري استفاده ميكنند، اما بدیهی است چون انرژيها دزديده شده اكثراً مربوط به درمانجوهایان است ، درمانگر و سایر درمانجویان را در معرض خطر قرار می دهد.
پس باید هوشیارانه اندیشید و با کسب اطلاعات و به کارگیری آن اطلاعات، از خطرات احتمالی جلوگیری کرد. انسان مجاز نیست خود را در معرض خطر قرار دهد به خصوص اگر این خطرات از نوع فرکانسی باشد. در برخی از روشهای ذکر شده ممکن است درمانجو دچار به هم پاشیدگی فرکانسی شود. به هم ریختگی های فرکانسی قابل دیدن نیستند، افراد عادی قادر به تشخیص آنها نخواهند بود و در صورت تشخیص، تصحیح آنها به سختی انجام می پذیرد.
منبع : [External Link Removed for Guests]

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
هاي انرژي
درگفت وگو باشهريار اسلامي تبار، مدرس دانشگاه
پزشكي مدرن در دهه هاي اخير رنج ها و دردهاي انسان را كاهش داده و در موارد متعددي آن را به طور كامل مهار كرده است. اما همواره اين سؤال مطرح بوده كه بيمار صرفاً بايد پذيرنده درمان باشد يا اينكه خود مي تواند در درمان و پيشگيري از بيماري، ايفاگر نقش مهم باشد.
پاسخ به اين سؤال زماني ضرورت مي يابد كه به عوارض ناشي از انواع روشهاي درماني و دارويي مدرن و نيز گراني اين نوع خدمات توجه كنيم.
در چنين شرايطي است كه انرژي درماني به عنوان يك روش درماني ارزان، مؤثر و كم خطر مطرح مي شود اما پيرامون اين روش نيز سؤالاتي مهم وجود دارد كه دكتر شهريار اسلامي تبار، محقق و مدرس دانشگاه و نيز معاون دفتر حقوقي و امور مجلس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به آن پاسخ مي گويد. گفت وگو با او پيش روي شماست.
• علم با فرضيه هاي اثبات شده و روشهاي مستند سروكار دارد و در خارج از اين حوزه فقط «معجزه» را كه در انحصار پيامبران است به رسميت مي شناسد. به اين ترتيب هرگاه كسي بگويد از نيروي فوق العاده بهره مند است ممكن است متهم به خرافه گويي يا تردستي شود. ولي آيا واقعاً بايد وجود نيروهاي خارق العاده را نفي كرد؟
•• من اين سؤال را اينگونه پاسخ مي گويم كه به هرحال «نوع بشر امروزي» پس از آنكه سالها به خاطر دردهاي جسمي رنج كشيد، توانست به لطف هوش و ذكاوت خدادادي و با استفاده از طب رايج، روشهاي درماني و داروهايي ابداع كند تا امراض و دردهايش را تسكين ببخشد. با اين وصف برخي دردها و رنج ها هرگز به مدد استفاده از داروهاي شيميايي، جراحي و ساير روشهاي درماني امروزي تخفيف نيافت و اين گونه بود كه برخي از دانشمندان با استفاده از متون كهن، بارديگر به نوعي از طب سنتي روي آوردند.
از اين طب به عنوان طب مكمل هم ياد مي شود و طبق تقسيم بندي سازمان بهداشت جهاني شامل دو گروه عمده است: ارتعاشي و غيرارتعاشي. ارتعاشي مانند طب سوزني، هميوپاتي، موسيقي درماني، نوردرماني، انرژي درماني و … غيرارتعاشي نيز مانند طب گياهي، طب تغذيه، انواع ماساژها، آب درماني و … تعدادي از رشته هاي زيرمجموعه طب مكمل مورد تأييد قرارگرفته وبقيه در مراجع قانوني تحت بررسي است. در حالت كلي كاركرد اين نوع طب، گسترده و شگفت انگيز بوده اما اين همه آن چيزي نيست كه در پيرامون طب اتفاق افتاده است.
• بفرماييد تاريخچه انرژي درماني چيست؟
•• انرژي درماني يا لمس درماني يا هيلينگ سابقه جالبي دارد. خداوند در وجود همه انسانها، انرژي را به وديعه گذاشته است و حتي حيوانات نيز از اين نعمت الهي بي بهره نيستند. به طوري كه وقتي يك حيوان متولد مي شود و چهار دست و پا روي زمين مي افتد به طوري كه قدرت بلندشدن ندارد، مادر آن حيوان، فرزند خود را «ليس» مي زند و با انتقال نوعي انرژي به او كمك مي كند تا برخيزد.
درواقع مي توان گفت شروع بيماري زماني است كه تعادل انرژي در يك نقطه بدن به هم مي خورد، انرژي درمانگر با انتقال انرژي به آن نقطه از بدن سبب بازگشت تعادل شده و در نتيجه به بهبودي كمك مي كند.
• يعني وجود انرژي در موجودات غريزي است و نياز به اكتساب آن نيست؟
•• ببينيد! انرژي اوليه در وجود همه موجودات به صورت ذاتي نهفته است. با اين تفاوت كه ميزان آن در برخي افراد زياد است و به دلايلي نيروي ذاتي بيدار شده يا نشده، و در عده اي ديگر اندك. اين انرژي را مي توان با شيوه هاي مختلف از جمله تمرين و ممارست بالا برد و يا آن را قابل به كارگيري كرد. اما اين كه انرژي از كجا آمده اين بحثي هست كه با توجه به يكي از احتمالات، انرژي منشأ كهكشاني و ماوراءالطبيعه مي تواند داشته باشد و موضوع مهمتر اينكه كساني مي توانند اين انرژي را در خود بالا ببرند كه بر خودشان مسلط باشند. تسلط داشتن برخود، مقدمه آن است كه بتوان انرژي را به ديگران انتقال داد و انرژي درون سلولي را متعادل ساخت همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «اي انسان فكر نكن تو جرم كوچكي هستي. بلكه دنياي بزرگتر از دنياي بيرون در درون تو نهفته است. دواي تو در توست، نمي بيني رستگاري در توست، نمي داني.»
حال، اين انرژي در مراتب بسيار بالاتر «معجزه» يا شفادادن بيماران نام دارد كه خداوند فقط به معدودي از بهترين انسانها يا همان پيامبران عطا كرده است.
يكي از معروفترين تئوريها و فرضيه ها اين است كه: «انرژي اساس زندگي را تشكيل مي دهد» و همه مخلوقات، چه جامدات و چه نباتات، هاله اي از انرژي را اطراف خود دارند كه با استفاده از دستگاههايي قابل ثبت مي باشد، بطوري كه در سال ۱۹۷۱ دانشمندي به نام «دنيس گابور» با ساختن اولين هالوگرام موفق به دريافت جايزه نوبل شد. حال به بحث اول برمي گرديم هر وقت تعادل انرژي از بين برود، بيماري ايجاد مي شود. يعني هر سلولي براي بقا رشد يا استقامت بافتي خود، نياز به انرژي دروني يا نيروي حيات بخش دارد. اما نكته اي را در اينجا مي خواهم بگويم. دانشمندي به نام «نيجل ريچموند» در سال ۱۹۳۵ در آزمايش بسيار ساده ولي در عين حال مهم، يك قطره از آب بركه اي حاوي مقداري پارامسي (موجودات تك سلولي) در ظرفي مشبك ريخت و زير ميكروسكوپ گذاشت. سپس به اين موجودات كه يكي از ريزترين جانداران روي زمين هستند انرژي داد با اين نيت كه به سمت چپ ، سپس راست و يا برعكس در ظرف مذكور بروند و اين اتفاق افتاد. اين يكي از آزمايشهاي اوليه مربوط به تأثير انرژي است و نشان داد كه مي توان روي يك موجود ديگر با استفاده از انرژي تأثير گذاشت. اين آزمايش افق هاي نويني در پيش روي پژوهشگران گذاشت.
• اما كساني كه نيرو درماني و انرژي درماني را مطرح مي كنند از نقش «باور» به كرات سخن مي گويند. يعني فرد انرژي گيرنده بايد به «باور» برسد تا انرژي در او اثر كند. حال اينكه اين آزمايش نشان مي دهد «پارامسي ها» بدون آنكه قدرت «باورپذيري» داشته باشند، انرژي گرفته اند!
•• «تلقين» در موضوع «انرژي» چندان تأثيري ندارد. براي روشن تر شدن بحث بايد بيماران را به سه دسته تقسيم كرد. نخست، بيماران روحي كه درصدي از آنها كساني هستند كه نزد هر پزشك يا شخص انرژي درمانگر يا هر شخصي كه به او اعتقاد دارند مراجعه و با او گفت وگو كنند، خوب مي شوند. اين بحث رواني قضيه است.
اما دسته اي از افراد بيمار روحي ـ جسمي هستند. مثل بچه اي كه از مادر دور است و مدام سرما مي خورد و وقتي نزد مادر مي رود، مشكلات او تا حد زيادي حل مي شود. يعني دوري از مادر سبب شده بود ايمني بدن كودك پايين بيايد و به كرات سرما بخورد. بسياري از انواع افسردگي ها، اضطراب ها، التهاب ها و زخم هاي معده و … از اين نوع هستند.
دسته سوم بيماران جسمي (سوماتيك) مانند بيماران ديابت، هپاتيت، ميگرن، آرتروز، ديسك كمر، سرطانها M.S و … هستند كه مشكل آنها بيشتر جسمي است. اين بيماران چه فرد درمانگر را «باور» كنند يا خير، فرقي ندارد و اين پزشك امروز است كه بايد مشكل او را به نوعي كنترل و مرتفع كند.
• آقاي دكتر ! شما گفتيد انرژي در نزد همه موجودات نهفته است و با ممارست مي توان آن را تقويت كرد و به ديگران انتقال داد. اتفاقاً برخي از كساني كه امروزه در ايران در اين وادي مشهور شده اند مي گويند آنچه ما انجام مي دهيم نيرو درماني است و نه انرژي درماني. درواقع مدعي اندكه نيرو درماني يك مرحله بالاتر از انرژي درماني است!
•• «ادعا» يك راه بدون بن بست است! آنچه در جهان امروز شاهد آنيم اين است كه انرژي درماني از چند دهه پيش آغاز شده و راه تعريف شده اي است و ما امروز اگر مي خواهيم در اين مسير گام برداريم، بايد به تجربه هاي پيشينيان توجه كنيم. انرژي يك علم است كه به روشهاي مختلف مي شود به دست آورد. همانطور كه رانندگي يا نقاشي يك علم است. هر چند استعداد ذاتي در كيفيت آن مؤثر است. بايد دانست انرژي درماني، مراتب و شاخه هاي بسيار مختلفي دارد و از «آرزو درماني» [همان كاري كه در مورد موجودات تك سلولي انجام شد] و «دعادرماني» شروع مي شود و به شيوه هاي مختلف امروزي تا سبك هاي طبقه بندي شده كه در دانشگاههاي معروف جهان تدريس مي شود، ادامه مي يابد.
مثلاً هم اكنون در دانشگاه U.C.L.A در آمريكا، انرژي درماني و كلاً طب مكمل در رشته هاي گوناگون و در مقاطع مختلف تحصيلي تدريس مي شود و براي مثال در برخي از سبك ها به فرد انرژي درمانگر ياد داده مي شود كه اگر كسي خون دماغ شد چگونه به سرعت و با انرژي، اورژانسي خون دماغ او را قطع كنند. يا حتي در مورد سردرد شديد هم همينطور است. اما اينها درمان نيست! و در رسته اولين كارهاي انرژي درماني است. انرژي درماني، سطوح مختلفي دارد و در ايران هم نسبت به استعدادشان افرادي هستند كه به صورت آكادميك و يا با تمرين و ممارست اين فن را آموخته اند.
آنچه مي خواهم بگويم اين است كه انرژي درماني يك بحث كاملاً علمي و تعريف شده است و مي توان با داشتن استعداد آن را نزد استادآموخت تا به بيراهه نرفت و از آنجا كه قدرتهاي تأثيرگذاري از ضعيف تا شديد نسبت به عاملان آن وجود دارد، لذا انرژي درمانگر توانمند صاحب انرژي جامعي است كه اصطلاح به كار رفته «نيرودرماني » را مي پوشاند.
• عالي ترين سطح انرژي درماني چيست و با استفاده از آن چه بيماريهايي را مي توان علاج كرد؟
•• بسياري از بيماريها را مي توان با انرژي درماني به همراه طب رايج امروزي درمان كرد. فرد انرژي درمان نسبت به استعداد درك و فراگيري مي تواند به قدرتهاي تأثيرگذاري متفاوتي برسد و حتي از انرژي مؤثر خود در جهت درمان، بازسازي و ترميم سلولهاي آسيب ديده استفاده كند و برخي از صاحب نظران اعتقاددارند با انرژي مي توان جراحي هاي بدون خونريزي انجام داد.
• انتقال انرژي و درمان با چه روشهايي مي تواند صورت بگيرد؟
•• روشها متفاوت است. انرژي با سرعت بالا همانند سرعت نور مي تواند حركت و از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل شود. به طوري كه با دست، نگاه چهره به چهره، تمركز، فكر كردن و... انتقال مي يابد.
• يك انرژي درمانگر مي تواند «اسكن » كند و بيماري را تشخيص دهد!
•• بله، اين هم ممكن است ولي بحث خاص خود را دارد.
• پس آنچه كه الآن در ايران برخي در پيش گرفته اند، يك كار «ممكن» و به لحاظ علمي «درست » است؟
•• ببينيد! با شتر هم مي توان تا خارج از كشور رفت! اما با هواپيما سرعت اين سفر بسيار «كمتر » مي شود و ايمني آن هم بالا مي رود. لازم است كساني كه در ايران انرژي درماني مي كنند پس از آزمايشات تكنيكي و كسب مجوزهاي لازم اين كار را علمي و قانونمند كنند.
• ولي ما شاهد بوديم كه وزارت بهداشت نه تنها در اين مسير گام نگذاشته بلكه در سال گذشته عليه برخي انرژي درمانگرها كه شهرت ملي و جهاني يافته اند شكايت كرد و اتفاقاً دادگاه هم فرد «انرژي درمانگر » را تبرئه كرد. شما به عنوان يكي از مديران اين وزارتخانه فكر نمي كنيد اگر تعللي صورت گرفته متوجه مسؤولان است و نه «انرژي درمانگرها»؟
•• آن شكايت با توجه به ماده ۳ قانون سال۱۳۳۴ صورت گرفت كه به صراحت مي گويدتنها كساني مي توانند اقدام به درمان كنند كه پزشك باشند. اكنون هم شكايتهاي بسيار زيادي در خصوص اقدام افراد فاقد صلاحيت وجود دارد كه عوارض غيرقابل برگشت ايجاد كرده اند. بنابراين از آنجا كه موضوع انرژي درماني به طور قطع موردتأييد اين وزارتخانه نيست و آن را در دست بررسي دارد، وظيفه خود مي داند كه با افراد متخلف در اين زمينه برخورد كند.
• يعني انرژي درمانگر نمي تواند قدرت تشخيص داشته باشد؟
•• اما فقط بعضي از آنها قدرت تشخيص دارند. اما حرف من است كه گفتن حرفهاي عمومي نبايد با ارزش جلوه كند. بايد از اين افراد سؤال كرد تا به حال چند نفر و چه بيماريهايي را با اين روشها درمان كرده ايد و آيا مشكلات قبل از درمان وبعد از درمان ثبت شده يا خير؟
برگرفته از شماره ۲۵۲۲ روزنامه ايران -چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۲
[External Link Removed for Guests]
سايت تخصصي در حوزه طب انرژي
درگفت وگو باشهريار اسلامي تبار، مدرس دانشگاه
پزشكي مدرن در دهه هاي اخير رنج ها و دردهاي انسان را كاهش داده و در موارد متعددي آن را به طور كامل مهار كرده است. اما همواره اين سؤال مطرح بوده كه بيمار صرفاً بايد پذيرنده درمان باشد يا اينكه خود مي تواند در درمان و پيشگيري از بيماري، ايفاگر نقش مهم باشد.
پاسخ به اين سؤال زماني ضرورت مي يابد كه به عوارض ناشي از انواع روشهاي درماني و دارويي مدرن و نيز گراني اين نوع خدمات توجه كنيم.
در چنين شرايطي است كه انرژي درماني به عنوان يك روش درماني ارزان، مؤثر و كم خطر مطرح مي شود اما پيرامون اين روش نيز سؤالاتي مهم وجود دارد كه دكتر شهريار اسلامي تبار، محقق و مدرس دانشگاه و نيز معاون دفتر حقوقي و امور مجلس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به آن پاسخ مي گويد. گفت وگو با او پيش روي شماست.
• علم با فرضيه هاي اثبات شده و روشهاي مستند سروكار دارد و در خارج از اين حوزه فقط «معجزه» را كه در انحصار پيامبران است به رسميت مي شناسد. به اين ترتيب هرگاه كسي بگويد از نيروي فوق العاده بهره مند است ممكن است متهم به خرافه گويي يا تردستي شود. ولي آيا واقعاً بايد وجود نيروهاي خارق العاده را نفي كرد؟
•• من اين سؤال را اينگونه پاسخ مي گويم كه به هرحال «نوع بشر امروزي» پس از آنكه سالها به خاطر دردهاي جسمي رنج كشيد، توانست به لطف هوش و ذكاوت خدادادي و با استفاده از طب رايج، روشهاي درماني و داروهايي ابداع كند تا امراض و دردهايش را تسكين ببخشد. با اين وصف برخي دردها و رنج ها هرگز به مدد استفاده از داروهاي شيميايي، جراحي و ساير روشهاي درماني امروزي تخفيف نيافت و اين گونه بود كه برخي از دانشمندان با استفاده از متون كهن، بارديگر به نوعي از طب سنتي روي آوردند.
از اين طب به عنوان طب مكمل هم ياد مي شود و طبق تقسيم بندي سازمان بهداشت جهاني شامل دو گروه عمده است: ارتعاشي و غيرارتعاشي. ارتعاشي مانند طب سوزني، هميوپاتي، موسيقي درماني، نوردرماني، انرژي درماني و … غيرارتعاشي نيز مانند طب گياهي، طب تغذيه، انواع ماساژها، آب درماني و … تعدادي از رشته هاي زيرمجموعه طب مكمل مورد تأييد قرارگرفته وبقيه در مراجع قانوني تحت بررسي است. در حالت كلي كاركرد اين نوع طب، گسترده و شگفت انگيز بوده اما اين همه آن چيزي نيست كه در پيرامون طب اتفاق افتاده است.
• بفرماييد تاريخچه انرژي درماني چيست؟
•• انرژي درماني يا لمس درماني يا هيلينگ سابقه جالبي دارد. خداوند در وجود همه انسانها، انرژي را به وديعه گذاشته است و حتي حيوانات نيز از اين نعمت الهي بي بهره نيستند. به طوري كه وقتي يك حيوان متولد مي شود و چهار دست و پا روي زمين مي افتد به طوري كه قدرت بلندشدن ندارد، مادر آن حيوان، فرزند خود را «ليس» مي زند و با انتقال نوعي انرژي به او كمك مي كند تا برخيزد.
درواقع مي توان گفت شروع بيماري زماني است كه تعادل انرژي در يك نقطه بدن به هم مي خورد، انرژي درمانگر با انتقال انرژي به آن نقطه از بدن سبب بازگشت تعادل شده و در نتيجه به بهبودي كمك مي كند.
• يعني وجود انرژي در موجودات غريزي است و نياز به اكتساب آن نيست؟
•• ببينيد! انرژي اوليه در وجود همه موجودات به صورت ذاتي نهفته است. با اين تفاوت كه ميزان آن در برخي افراد زياد است و به دلايلي نيروي ذاتي بيدار شده يا نشده، و در عده اي ديگر اندك. اين انرژي را مي توان با شيوه هاي مختلف از جمله تمرين و ممارست بالا برد و يا آن را قابل به كارگيري كرد. اما اين كه انرژي از كجا آمده اين بحثي هست كه با توجه به يكي از احتمالات، انرژي منشأ كهكشاني و ماوراءالطبيعه مي تواند داشته باشد و موضوع مهمتر اينكه كساني مي توانند اين انرژي را در خود بالا ببرند كه بر خودشان مسلط باشند. تسلط داشتن برخود، مقدمه آن است كه بتوان انرژي را به ديگران انتقال داد و انرژي درون سلولي را متعادل ساخت همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «اي انسان فكر نكن تو جرم كوچكي هستي. بلكه دنياي بزرگتر از دنياي بيرون در درون تو نهفته است. دواي تو در توست، نمي بيني رستگاري در توست، نمي داني.»
حال، اين انرژي در مراتب بسيار بالاتر «معجزه» يا شفادادن بيماران نام دارد كه خداوند فقط به معدودي از بهترين انسانها يا همان پيامبران عطا كرده است.
يكي از معروفترين تئوريها و فرضيه ها اين است كه: «انرژي اساس زندگي را تشكيل مي دهد» و همه مخلوقات، چه جامدات و چه نباتات، هاله اي از انرژي را اطراف خود دارند كه با استفاده از دستگاههايي قابل ثبت مي باشد، بطوري كه در سال ۱۹۷۱ دانشمندي به نام «دنيس گابور» با ساختن اولين هالوگرام موفق به دريافت جايزه نوبل شد. حال به بحث اول برمي گرديم هر وقت تعادل انرژي از بين برود، بيماري ايجاد مي شود. يعني هر سلولي براي بقا رشد يا استقامت بافتي خود، نياز به انرژي دروني يا نيروي حيات بخش دارد. اما نكته اي را در اينجا مي خواهم بگويم. دانشمندي به نام «نيجل ريچموند» در سال ۱۹۳۵ در آزمايش بسيار ساده ولي در عين حال مهم، يك قطره از آب بركه اي حاوي مقداري پارامسي (موجودات تك سلولي) در ظرفي مشبك ريخت و زير ميكروسكوپ گذاشت. سپس به اين موجودات كه يكي از ريزترين جانداران روي زمين هستند انرژي داد با اين نيت كه به سمت چپ ، سپس راست و يا برعكس در ظرف مذكور بروند و اين اتفاق افتاد. اين يكي از آزمايشهاي اوليه مربوط به تأثير انرژي است و نشان داد كه مي توان روي يك موجود ديگر با استفاده از انرژي تأثير گذاشت. اين آزمايش افق هاي نويني در پيش روي پژوهشگران گذاشت.
• اما كساني كه نيرو درماني و انرژي درماني را مطرح مي كنند از نقش «باور» به كرات سخن مي گويند. يعني فرد انرژي گيرنده بايد به «باور» برسد تا انرژي در او اثر كند. حال اينكه اين آزمايش نشان مي دهد «پارامسي ها» بدون آنكه قدرت «باورپذيري» داشته باشند، انرژي گرفته اند!
•• «تلقين» در موضوع «انرژي» چندان تأثيري ندارد. براي روشن تر شدن بحث بايد بيماران را به سه دسته تقسيم كرد. نخست، بيماران روحي كه درصدي از آنها كساني هستند كه نزد هر پزشك يا شخص انرژي درمانگر يا هر شخصي كه به او اعتقاد دارند مراجعه و با او گفت وگو كنند، خوب مي شوند. اين بحث رواني قضيه است.
اما دسته اي از افراد بيمار روحي ـ جسمي هستند. مثل بچه اي كه از مادر دور است و مدام سرما مي خورد و وقتي نزد مادر مي رود، مشكلات او تا حد زيادي حل مي شود. يعني دوري از مادر سبب شده بود ايمني بدن كودك پايين بيايد و به كرات سرما بخورد. بسياري از انواع افسردگي ها، اضطراب ها، التهاب ها و زخم هاي معده و … از اين نوع هستند.
دسته سوم بيماران جسمي (سوماتيك) مانند بيماران ديابت، هپاتيت، ميگرن، آرتروز، ديسك كمر، سرطانها M.S و … هستند كه مشكل آنها بيشتر جسمي است. اين بيماران چه فرد درمانگر را «باور» كنند يا خير، فرقي ندارد و اين پزشك امروز است كه بايد مشكل او را به نوعي كنترل و مرتفع كند.
• آقاي دكتر ! شما گفتيد انرژي در نزد همه موجودات نهفته است و با ممارست مي توان آن را تقويت كرد و به ديگران انتقال داد. اتفاقاً برخي از كساني كه امروزه در ايران در اين وادي مشهور شده اند مي گويند آنچه ما انجام مي دهيم نيرو درماني است و نه انرژي درماني. درواقع مدعي اندكه نيرو درماني يك مرحله بالاتر از انرژي درماني است!
•• «ادعا» يك راه بدون بن بست است! آنچه در جهان امروز شاهد آنيم اين است كه انرژي درماني از چند دهه پيش آغاز شده و راه تعريف شده اي است و ما امروز اگر مي خواهيم در اين مسير گام برداريم، بايد به تجربه هاي پيشينيان توجه كنيم. انرژي يك علم است كه به روشهاي مختلف مي شود به دست آورد. همانطور كه رانندگي يا نقاشي يك علم است. هر چند استعداد ذاتي در كيفيت آن مؤثر است. بايد دانست انرژي درماني، مراتب و شاخه هاي بسيار مختلفي دارد و از «آرزو درماني» [همان كاري كه در مورد موجودات تك سلولي انجام شد] و «دعادرماني» شروع مي شود و به شيوه هاي مختلف امروزي تا سبك هاي طبقه بندي شده كه در دانشگاههاي معروف جهان تدريس مي شود، ادامه مي يابد.
مثلاً هم اكنون در دانشگاه U.C.L.A در آمريكا، انرژي درماني و كلاً طب مكمل در رشته هاي گوناگون و در مقاطع مختلف تحصيلي تدريس مي شود و براي مثال در برخي از سبك ها به فرد انرژي درمانگر ياد داده مي شود كه اگر كسي خون دماغ شد چگونه به سرعت و با انرژي، اورژانسي خون دماغ او را قطع كنند. يا حتي در مورد سردرد شديد هم همينطور است. اما اينها درمان نيست! و در رسته اولين كارهاي انرژي درماني است. انرژي درماني، سطوح مختلفي دارد و در ايران هم نسبت به استعدادشان افرادي هستند كه به صورت آكادميك و يا با تمرين و ممارست اين فن را آموخته اند.
آنچه مي خواهم بگويم اين است كه انرژي درماني يك بحث كاملاً علمي و تعريف شده است و مي توان با داشتن استعداد آن را نزد استادآموخت تا به بيراهه نرفت و از آنجا كه قدرتهاي تأثيرگذاري از ضعيف تا شديد نسبت به عاملان آن وجود دارد، لذا انرژي درمانگر توانمند صاحب انرژي جامعي است كه اصطلاح به كار رفته «نيرودرماني » را مي پوشاند.
• عالي ترين سطح انرژي درماني چيست و با استفاده از آن چه بيماريهايي را مي توان علاج كرد؟
•• بسياري از بيماريها را مي توان با انرژي درماني به همراه طب رايج امروزي درمان كرد. فرد انرژي درمان نسبت به استعداد درك و فراگيري مي تواند به قدرتهاي تأثيرگذاري متفاوتي برسد و حتي از انرژي مؤثر خود در جهت درمان، بازسازي و ترميم سلولهاي آسيب ديده استفاده كند و برخي از صاحب نظران اعتقاددارند با انرژي مي توان جراحي هاي بدون خونريزي انجام داد.
• انتقال انرژي و درمان با چه روشهايي مي تواند صورت بگيرد؟
•• روشها متفاوت است. انرژي با سرعت بالا همانند سرعت نور مي تواند حركت و از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل شود. به طوري كه با دست، نگاه چهره به چهره، تمركز، فكر كردن و... انتقال مي يابد.
• يك انرژي درمانگر مي تواند «اسكن » كند و بيماري را تشخيص دهد!
•• بله، اين هم ممكن است ولي بحث خاص خود را دارد.
• پس آنچه كه الآن در ايران برخي در پيش گرفته اند، يك كار «ممكن» و به لحاظ علمي «درست » است؟
•• ببينيد! با شتر هم مي توان تا خارج از كشور رفت! اما با هواپيما سرعت اين سفر بسيار «كمتر » مي شود و ايمني آن هم بالا مي رود. لازم است كساني كه در ايران انرژي درماني مي كنند پس از آزمايشات تكنيكي و كسب مجوزهاي لازم اين كار را علمي و قانونمند كنند.
• ولي ما شاهد بوديم كه وزارت بهداشت نه تنها در اين مسير گام نگذاشته بلكه در سال گذشته عليه برخي انرژي درمانگرها كه شهرت ملي و جهاني يافته اند شكايت كرد و اتفاقاً دادگاه هم فرد «انرژي درمانگر » را تبرئه كرد. شما به عنوان يكي از مديران اين وزارتخانه فكر نمي كنيد اگر تعللي صورت گرفته متوجه مسؤولان است و نه «انرژي درمانگرها»؟
•• آن شكايت با توجه به ماده ۳ قانون سال۱۳۳۴ صورت گرفت كه به صراحت مي گويدتنها كساني مي توانند اقدام به درمان كنند كه پزشك باشند. اكنون هم شكايتهاي بسيار زيادي در خصوص اقدام افراد فاقد صلاحيت وجود دارد كه عوارض غيرقابل برگشت ايجاد كرده اند. بنابراين از آنجا كه موضوع انرژي درماني به طور قطع موردتأييد اين وزارتخانه نيست و آن را در دست بررسي دارد، وظيفه خود مي داند كه با افراد متخلف در اين زمينه برخورد كند.
• يعني انرژي درمانگر نمي تواند قدرت تشخيص داشته باشد؟
•• اما فقط بعضي از آنها قدرت تشخيص دارند. اما حرف من است كه گفتن حرفهاي عمومي نبايد با ارزش جلوه كند. بايد از اين افراد سؤال كرد تا به حال چند نفر و چه بيماريهايي را با اين روشها درمان كرده ايد و آيا مشكلات قبل از درمان وبعد از درمان ثبت شده يا خير؟
برگرفته از شماره ۲۵۲۲ روزنامه ايران -چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۲
[External Link Removed for Guests]
سايت تخصصي در حوزه طب انرژي
