خود بيمارانگارى

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

خود بيمارانگارى

پست توسط Dr.Akhavan »

   



شايد براى همگى ما اتفاق افتاده باشد كه با ايجاد كوچك ترين دردى در يكى از اعضاى بدنمان به اين فكر كنيم كه دچار يك بيمارى خطرناك شده ايم؛ نوعى بيمارى كه شايد هيچ راه علاجى نداشته باشد.

«خود بيمارانگارى» اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزيي درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است. اين تفاسير نادرست باعث مى شوند كه افراد مبتلا به اين اختلال مدام انواع هراس ها و اضطراب ها را تجربه كنند. هزينه كردن مقدار زيادى پول براى انواع آزمايش ها و معاينات پزشكى براى اطمينان بيمار و همچنين تصديق پزشكان مبنى بر اين كه هيچ خطرى فرد را تهديد نمى كند و او كاملاً سالم است نيز او را از شر اضطراب ها و وسواس هاى فكرى راحت نمى كند.

خود بيمارانگارى اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزئى درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است.

اين اشتغال ذهنى بيمارگونه باعث مى شود كه اين افراد در روابطشان با خانواده دچار مشكلات فراوانى شوند، زيرا آنها مُصر هستند كه خانواده به دنبال پيگيرى هاى پزشكى اين افراد باشند و آنها را تنها نگذارند، براى همين خانواده اين بيماران بعد از مدتى با اين افراد مشكلات جدى پيدا مى كنند. سواي مشكلات خانوادگى، اين افراد در محيط شغلى نيز دچار مسائل زيادى مي شوند و كاركردهاى شغلى آنها كاهش مى يابد. «خود بيمارانگارى» در هر سنى ممكن است بروز كند ولى بيشتر كسانى كه با آن درگير مى شوند، بزرگسالان هستند. اگرچه ممكن است بعضى از آنها بهبود يابند ولى ادامه روند آن تا دوران ميانسالى و پيرى، باعث بروز انواع اختلالات خلقى مثل افسردگى در اين بيماران مى شود. البته نگرانى در مورد بيمارى در دو جنس زن و مرد متفاوت است. امروزه اكثر زنان نسبت به بيمارى سرطان سينه استرس شديدى دارند، در حالى كه بيشتر مردان ترس از ابتلا به سكته قلبى و سرطان پروستات دارند. ترس از مرگ و پيرى زودرس نيز ممكن است تمامى افراد (چه زن و چه مرد) را تهديد كند.

اين بيمارى حداقل به مدت شش ماه طول مى كشد و ميزان شيوع آن در كل جمعيت، يك تا پنج درصد است. طبق گزارش هاى كلينيك هاى درمانى ? تا ? درصد بيماران سرپايى مراجعه كننده به بخش هاى مراقبت هاى اوليه، مبتلا به خودبيمارانگارى هستند. البته بيمارى هاى ديگرى در نتيجه اين بيمارى ممكن است فرد را تهديد كند. از قبيل وسواس، اضطراب، اختلال وحشت زدگى و افسردگى. انواع توهم ها و حملات توأم با وحشت زدگى اين افراد را تهديد مى كنند. راه كمك به اين افراد بايد در قدم اول اقدامات پيشگيرى كننده براى آنها باشد. اولين قدم اين است كه نبايد در كنار آنها راجع به بيمارى هاى جدى و تهديد كننده صحبت كرد، زيرا اگر سابقه از دست دادن يكى از والدين يا يكى از اطرافيان را داشته باشند يا در كودكى دچار يك بيمارى سخت شده باشند، صحبت در مورد اين بيمارى ها بر نگرانى و اضطراب آنها مى افزايد.

يكى ديگر از اقدامات حمايت كننده در مورد درمان اين افراد، روانكاوى است. دكتر منصور بهرامى روان شناس و عضو هيئت تحليل رفتار متقابل در اين رابطه مى گويد: «به وسيله روش روانكاوى، مشخص مى شود كه سرچشمه اين بيمارى از كجا ناشى مى شود. ممكن است اين بيماران در كودكى مورد نوازش هاى مكرر والدين قرار گرفته باشند و با احساس كوچك ترين دردى توجه همه را به سوى خود جلب كرده باشند. اصولاً تمارض و جلب كردن توجه ديگران باعث مى شود كه اين بيماران رفته رفته خود به اين باور برسند كه دچار يك بيمارى وخيم شده اند. از طريق روانكاوى و پيدا كردن منبع اين اختلال مى توان به اين بيماران كمك كرد تا از طريق بينش منطقى به اين نتيجه برسند كه افكار آنها در مورد يك بيمارى بيشتر به توهم نزديك است تا واقعيت.»

منبع:سایت تبیان
New Member
پست: 16
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱۰:۵۵ ب.ظ

پست توسط khorzukhan »

سلام آقاي دکتر مي خواستم اگه امکان داره منو کمک کنيد ؛من 2 سال پيش پيش روان پزشکي رفتم و براي من تشخيص اختلال دو قطبي گذاشت و شروع به مصرف دارو کردم ليتيوم کلونازپام الاتزاپين سيتالوپرام سرترالين هالوپريدول تري فلوپرازين داروهاي من بودند بعد از مدتي کار به آمپول فلوفنازين دکانوآت و بعد ECT کشيد . دارو خوردن من ادامه داشت تا مشاورم به من گفت تو اختلال دو قطبي نداري بلکه بخاطر اضطراباتت هميشه دچار حمله هاي پانيک ميشي يا افکار وسواسي شديد و شکاک بودن و حتي خود بيمار انگاري بسيار شديدي که داري همه بخاطر اضطرابته . چند وقت پيش دکترم همه داروهامو قطع کرد بجاش فقط Depaken بهم داد . الان دو هفته اي مي شه که داروم تموم شده و هنوز نرفتم دکتر ، مي ترسم اين همه دکتر رفتنم بي خود بوده باشه متاسفانه بسيار حال خرابي دارم الان يک هفته هست که دچار کم خوابي هستم شبها اصلا نمي تونم بخوابم نمي تونم خوب غذا بخورم وقتي غذا مي خورم حالت تهوع پيدا مي کنم ،
و متاسفانه بطرز وحشت ناکي هايپر سکسوال شدم واقعا نمي دونم چي کار کنم حرف کي رو قبول داشته باشم چند وقت پيشم که کلونازپام رو قطع کرده بودم دچار بي اختياري ادرار شدم خواهش مي کنم اگه امکان داره کمکم کنيد چون بسيار وضع بدي دارم :sad: :AA:
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 680
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸۶, ۸:۴۶ ب.ظ
محل اقامت: رشت
سپاس‌های ارسالی: 99 بار
سپاس‌های دریافتی: 175 بار
تماس:

پست توسط dr_mehdi57 »

سلام

بايد خدمتتون عرض کنم که بيماريهاي روانپزشکي برخلاف تصور عامه مردم، بيماريهاي سنگيني هستند که نياز به پيگيري و جديت زيادي براي درمان دارن و معمولا مدت زيادي طول ميکشه تا بهبود حاصل بشه و از طرفي داروهاي مربوط به اين بيماريها عموما 3تا 5 هفته طول مي کشه تا اثر کنن و نکته بسيار حائز اهميت اينه که که به هيچ وجه نبايد اين داروها رو به يکباره و خودسرانه قطع کرد چون باعث بروز عوارض وخيمي ميشه. اين کم خوابي و اضطراب و تهوع و ... هم به دليل قطع ناگهاني داروهاست. هر چه زود تر به پزشک معالجتون مراجعه کنيد و به دقت و مو به مو به دستورهايي که ميده عمل کنيد و بهش اعتماد داشته باشيد و به توصيه هاي غير علمي افراد نا آگاه هم ابدا توجه نکنيد!و خودسرانه مسير درمانتون رو تغيير نديد. انشا الله که بهبود کامل هرچه زود تر حاصل ميشه.

شاد و پيروز و تندرست باشيد :razz:
[FONT=Times New Roman]
در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد...
 
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”