سرگذشتی جالب از سقراط

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
پست: 451
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 52 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

سرگذشتی جالب از سقراط

پست توسط ASHK HIKAYESI »

سلام !

مطلب جالب زیر از یک وبلاگ برداشته شده ، متاسفانه لینک آن را ندارم :


در یونان باستان ، سقراط به دانش زيادش مشهور و احترامی والا داشت . روزی يكی از آشنايانش ، فيلسوف بزرگ را ديد و گفت : ” سقراط ؛ آيا می‌دانی من چه چيزی درباره دوستت شنيدم ؟ “

سقراط جواب داد : ” يك لحظه صبر كن ، قبل از اينكه چيزی به من بگويی ، مايلم كه از يك آزمون كوچك بگذری . اين آزمون ، پالايش سه‌ گانه نام دارد . “

آشنای سقراط : ” پالايش سه ‌گانه ؟ “

سقراط : ” درست است ، قبل از اينكه درباره دوستم حرفی بزنی ، خوب است كه چند لحظه وقت صرف كنيم و ببينيم كه چه می‌خواهی بگويی . اولين مرحله پالايش حقيقت است . آيا تو كاملا مطمئن هستی كه آنچه كه درباره دوستم می‌خواهی به من بگويی حقيقت است ؟ “

آشنای سقراط : ” نه ، در واقع من فقط آن را شنيده‌ام و ... “

سقراط : ” بسيار خوب ، پس تو واقعا نمی ‌دانی كه آن حقيقت دارد يا خير . حالا بيا از مرحله دوم بگذر ، مرحله پالايش خوبی . آيا آنچه كه درباره دوستم می‌خواهی به من بگويی ، چيز خوبی است ؟ “

آشنای سقراط : ” نه ، برعكس ... “

سقراط : ” پس تو می‌خواهی چيز بدی را درباره او بگويی ، اما مطمئن هم نيستی كه حقيقت داشته باشد . با اين وجود ممكن است كه تو از آزمون عبور كنی ، زيرا هنوز يك سوال ديگر باقی مانده است : مرحله پالايش سودمندی . آيا آنچه كه درباره دوستم می‌خواهی به من بگويی ، برای من سودمند است ؟ “

آشنای سقراط : ” نه ، نه حقيقتا . “

سقراط نتيجه ‌گيری كرد : ” بسيار خوب ، اگر آنچه كه می‌خواهی بگويی ، نه حقيقت است ، نه خوب است و نه سودمند ، چرا اصلا می‌خواهی به من بگويی ؟ “


اينچنين است كه سقراط فيلسوف بزرگی بود و به چنان مقام والايی رسيده بود .



ارادتمند
آبان

ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”