من فكر مي كنم اين بر ميگرده به تفكرما از آدم ها،مثلاً ما وقتي تو خيابان راه مي ريم ممكن نيست وقتي به يك نفر نگاه مي كنيم بخنديم،اما اگر يك مدتي با همون آدم رابطه داشته باشيم و ببينيم اون آدم بامزه اي هر وقت اونو مي بينيم ياده اون خاطرات مي افتيم و نا خودآگاه مي خنديم.
ما توي كلاسمون يك پسري هست كه از همون ترم اول سوالهاي بامزه اي از استاد مي پرسيد،حالا وفتي دستش را براي سوال پرسيدن بالا مي كنه همه ميخندن،در حالي كه قيافه اش خيلي جدي،يعني اگر نشناسيش ممكن نيست با ديدنش بخندي!
در ضمن همه هم توانايي خندان را ندارند،به نظر من واقعاً هنر خاصي مي خواد.
