نقش ، تعدد نقشها ، تعارض نقشها ....

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

نقش ، تعدد نقشها ، تعارض نقشها ....

پست توسط noora »

نقش، تعددِ نقشها، تعارضِ نقشها.....


  جامعه ايران باتوجه به وضعيتِ خاص تاريخي که در آن قرار دارد، با مسايل و مشکلاتِ بسياري همراه است، مشکلاتي که از طريقِ همياري و همکاري تنها قابل حل اند؛ همياري و همکاري بدين معنا که از يکسو وظايف و نقشها مکملِ هم باشند و از سوي ديگر هرکس «نقش» و وظيفهاي خود را به درستي انجام دهد. يکي از مسايلي که جامعه ايران به دليلِ شتاب و تغييرات، تخصصي شدن نقشها، تفکيکِ ساختي و تقسيمِ کارِاجتماعيِ پيچيده و در نتيجه تعددِ نقشها، با آن مواجه هستند، «تعارضِ نقشها» مي باشد.  اگر هرکس نقش خود را به درستي انجام دهد، بسياري از مشکلات حل خواهند شد، ولي اين کار زماني ميسر خواهد بود که تعارضِ نقشها تا آنجا که ممکن است به حد اقل برسد.   
    
 [FONT=Verdana] نقش و جامعه:   
 [FONT=Verdana]  
 [FONT=Verdana]انسان موجودي اجتماعي است و براي بقاي حياتِ خود نياز به ديگران دارد. يک زندگيِ جمعي سالم زماني امکان دارد که افراد به لحاظ قلبي در برابر ديگران احساس مسئوليت کند ودر مقام عمل و نقشي را که در جامعه به عهده دارد، به درستي و آنگونه که از او انتظار ميرود، انجام دهد. افراد در گروههاي اجتماعي جايگاههاي مشخص و تعريف شده ای دارند که بر مبناي قاعده ها و هنجارها جايگاه او را از ديگران متمايز ميکند. مثلا يک استاد، در دانشگاه استاد است، در يک گروه پژوهشي به عنوان مديرِ پروژه کار ميکند، در يک روزنامه مطالبِ تحليلي مينويسد، در يک تيم ورزشي فعاليت دارد، در خانه پدر است و... . اين فرد در هر کدام از اين موقعيت مي بايست قواعد و هنجارهاي ويژهي گروهي را رعايت کند.
   [FONT=Verdana]  
 [FONT=Verdana] مفهوم نقش:   
 [FONT=Verdana]  
 [FONT=Verdana]مفهوم نقش، يک مفهوم ميان رشته اي است. روانشناسان ، نقش، را جنبه اي از شخصيت و در حقيقت «کارکردِ بيرونيِ خود» تعريف ميکنند. در روانشناسي اجتماعي، نقش به آن مجموعة صفاتِ رسمي و قابل پيشگويي اطلاق ميشود که با يک موقعيت يا مقام خاص اجتماعي همراه است و متمايز از خصلتهاي شخصي فردي است که آن موقعيت و مقام را داراست.   
 [FONT=Verdana]  
 [FONT=Verdana]نخستين کاربرد منظم اصطلاح نقش در روانشناسي اجتماعي در آراي «جرج هربرت ميد» مطرح شد. ميد، اصطلاح هم نقشيِ نمادين را در مرحله اي از رشد اجتماعي کودک به کار ميبرد، که کودک به صورتِ نمادين خودش را در نقش ديگري تعريف ميکند: پدر، مادر، معلم، سرباز، فرمانده و امثال اينها.  
 [FONT=Verdana]مفهوم نقش، يکي از مفاهيمِ کليدي روانشناسي اجتماعي به شمار رود. از منظر روانشناسي اجتماعي «نقشِ اجتماعي، به معنيِ برآورده کردنِ انتظارتِ گروه اجتماعي و يا در واقع به معني چگونه عملکردن به قواعد و هنجارها در يک موقعيت است». روانشناسان اجتماعي معتقدند اين تطبيق و سازوگاري تحتِ تاثير نيروهاي اجتماعي صورت ميگيرد.  
 [FONT=Verdana]  
 [FONT=Verdana]با آنکه يک تعريف جامع نمي توان از نقش ارائه داد، زيرا برخي از جامعه شناسان، نقش را به عنوان "اقتضاهايِ ساختاري معين"، برخي ديگر، "تعريفِ دروني فرد از موقعيتِ اجتماعي خود(ج.ه.ميد)"و عده ای هم "کنشهاي اجتماعيِ فرديِ اعضا، تعريف کرده اند، اما در بيان کلي «نقش شامل نگرشها، ارزشها و رفتاري است که از سوي جامعه به فرد داده ميشود.» وقتي ميگوييم روحاني، معلم، وکيل، سياستمدار، بانکدار، پزشک، کشاورز، کارگر، سرباز، خانه دار، در واقع به نقشها اشاره ميکنيم.  
 [FONT=Verdana]  

[FONT=Verdana] 
[FONT=Verdana] 
[FONT=Verdana]ادامه دارد ... 
[FONT=Verdana] 
[FONT=Verdana] 
[FONT=Verdana] 
[FONT=Verdana]  : انجمن روان شناسی اجتماعی ایران 

 
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: نقش ، تعدد نقشها ، تعارض نقشها ....

پست توسط noora »

تصویر


 ويژگيهای اصلی نقشها را مي توان به صورتِ زير خلاصه کرد:

1- نقش‌های اجتماعي پديده‌هايي جمعي هستند.  
  در هر جامعه و هر زمان گروه‌هاي اجتماعي نقش‌هاي ويژه‌ای بر عهده دارند ، انسجامِ دروني و انعطاف پذيري و پويايي هر جامعه را مي‌توان از طريق دگرگوني نقش‌هاي آنان سنجيد.  
  هر نقش با انتظاري خاص از جانب ديگران همراه است و عدم ايفاي درست آن نقش موجبات تعجب ديگران را فراهم مي‌سازد.  
  تعدد نقش‌هاي انسان در همه جوامع وجود داشته است ، اما درجامعه ايران به علت مشكلاتي در تامين مالي خانواده ، برشمار نقش‌ها افزوده شده است ،تنوع نقش‌ها امري طبيعي است و بر گوناگوني پايگاه‌هاي اجتماعي استوار است.

انواع نقشها: برخي از روانشناسان اجتماعي نقشها را به (( اختياري و تحميلي ))تقسيم کرده اند. نقش اختياري توسطِ فرد، گروه يا سازمان انتخاب مي گردد و نقش تحميلی از سوي قدرت، گروه، فرهنگ و شرايط بر فرد تحميل ميگردد.
در يک دسته بندي کلان، مي توان نقشها را به دو گروه تقسيم کرد.  
 الف) نقش محول يا انتسابي (Ascribed Assigned Role)
  انتسابي، نقشي است که مطابق هنجارها و قواعدِ رفتاريِ موجود در يک جامعه به عهده افراد واگذار ميگردد و از فرد انتظار مي رود، آنها را به درستي انجام دهد. مانندِ زن بودن، مردبودن، رنگِ پوست و وابستگي به قوم، نژاد، طايفه و مذهب و نسبتهاي خانوادگي و فاميلي از قبيلِ، بردار بودن و خواهر بودن و ...  
 ب) نقش محقق يا اكتسابي (Achiered Role) : 
  اکتسابي، به آن دسته نقشهاي اطلاق مي گردد که فرد خود کسب مي کند و در پديد آوردنِ آنها دخالتِ مستقيم دارد. معلم بودن، تاجربودن و اکثر نقشهاي تخصصي که در حال حاضر افراد با جهد و تلاش شخصي به آنها دست پيدا مي کنند،را ميتوان نقشهايِ اکستابي دانست. در دورانِ قديم نقشها اغلب انتسابي بودند، دهقانزاده، دهقان مي شدند و شاهزاده، شاه، اما هرچه جوامع پيچيده تر مي گردد، نقشها بيشتر اکتسابي مي شوند.

  تعارضِ نقشها: 
  نسبتِ پيچيده تر شدنِ جوامع و همچنين افزايشِ ̓تقسيمِ کارِاجتماعي̔ نقشها نيز پيچيده تر و تخصصي تر مي شوند. در يک جامعه روستايي فرد داري چندين نقش است: کشاورز ، معمار ، معلم و از آنجا که نقشها ساده اند، فرد قادر است چندين نقش متفاوت را به درستي انجام دهد ، اما درجامعه شهري، افراد تنها زماني می توانند نقش معمار، پزشک، معلم، پرستار، و ... را به عهده گيرند که تخصص کافي و لازم دراين نقشها را داشته باشند. به رغم تخصصي شدن مشاغل، برخي اوقات افراد ناگزيرند در نقشهاي مختلف ايفايِ نقش نمايند. اگر تعددِ نقشها به حدي باشد که فرد قادر نباشد نقش متناسب با پايگاه اجتماعيِ اش را آنچنانکه انتظار مي رود، برآورده سازد، با مسئله تعارض يا «تضاد نقشها(role conflicts)« مواجه خواهد شد.  
  نقشها در موردي به کار مي رود که ايفاي نقشهاي متضاد به لحاظ اجتماعي امکان ندارد و فرد به دليلِ داشتن يک يا چند پايگاه که مستلزم ايفاي نقشهاي متضاد است، قادر به ايفاي نقش نيست. تعارض نقشها بدين معناست که به دليلِ تعدد نقشها ، بعضی از نقش ها با نقش‌هاي ديگر ناسازگار است و حتي در مواردي ممکن است نقشي آن قدر اهميت پيدا کند که نقشهاي ديگر را تحت الشعاع قرار دهد. به بيان ديگر، ممكن است فردي داراي نقش‌هاي متعددي باشد كه بين آن‌ها نوعي برخورد يا رويارويي پديدكه اصطلاحاً به اين حالت تعارض نقش‌ها گويند، يعني برخي نقش‌ها با برخي ديگر سازگاري ندارند، مثل استادي كه به دليل پرداختن به كار علمي، از نقش پدري‌اش غافل شود، يا کسي که هم مادر است و هم پرستار و در نتيجه به دليلِ خستگي و همچنين اصراف وقت زياد در پرستاري، نتواند نقشِ مادري را آنچناکه از او انتظار ميرود، انجام دهد.  
  اتفاق مي‌افتد كه فرد در اجراي نقشي كه از او انتظار مي‌رود، به دليل تعارض نقش‌ها و انتظاراتي كه ديگران از او در قبال نقش دارند، دچار مشكل مي‌شود. چنين وضعيتي را فشارِ نقش گويند. براي مثال دانش‌آموزان از معلم توقع رفتار دوستانه و رسمي دارند و همكاران معلم از او توقع رفتار دوستانه و غير رسمي دارند، يا دانش‌آموزان از وي مي‌خواهند كه در نمره‌دادن سختگيري نكند، ولي مدير از وي مي‌خواهد سختگير باشد.  

 ادامه دارد .... 


 :انجمن روان شناسی اجتماعی ایران  
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: نقش ، تعدد نقشها ، تعارض نقشها ....

پست توسط noora »

((راه حلها ))

تصویر


حد اقلِ از تعارضِ نقش در هرجامعه، به ويژه در جامعه های صنعتی جديد که عضويت در گروههای متعدد يک امر ضروری است و از بيشتر افراد انتظار می رود به الزامات بيش از يک نقش پاسخ دهند، تا حدودی طبيعی است، اما اگر اين تعارض افزايش يابد موجبِ اختلالِ فکري و روانی و بروز آسيبهای اجتماعي خواهد شد ، براي مواجهه بااين مشکل راه حلهای ذيل پيشنهاد می گردد:


محدوديتهاي انساني:
بخش کمی از ،تعارضِ نقشها طبيعی است و به محدوديتِ سرشتِ آدمی بر می گردد. انسان موجودی محدود است و نمی تواند همه کاره باشد، بنا بر اين حسرتِ کارهای انجام نيافته را همواره با خود دارد. تعارض نقشها تا زماني که از حد نرمال نگذرد، طبيعي است، بنابر اين نگران نباشيد .تعارضِ نقشی تا آنجا که به محدوديتهاي وجود انسان بر می گردد، قابل رفع نيست.


اصلاحِ هنجارهای رسمی نقش:
اگر تعارضِ نقش ناشي از ناهمخوانی هنجارهای رسمی(قانون) باشد، تنها از طريقِ اصلاح قانون می توان تعارض نقشها را کاهش داد. مثلا از يکسو قانون از معلم می خواهد نقشِ معلمی اش را به درستی ايفا کند و از سوی ديگر حقوقِ و درآمد او برای گذراندنِ زندگی کافی نيست و نا گزير است برای تامين معيشت، خارج از مدرسه در جاهای ديگر کار کند و فرد دچار تعارضِ نقشی خواهد شد ، در اين صورت قانون بايد اصلاح گردد، يا از ايفاي درستِ نقش صرف نظر کند و يا حقوقی کافی به معلم بدهد تا، مجبور نشود به نقشهاي ديگر روي آورد. هرچه قوانين با اصول اخلاقي بيشتر همخواني داشته باشد، در حل تعارضِ نقشها موثر تر اند، زيرا از قدرتِ توجيهی و اقناعی بيشتر بر خوردارند.


کاهشِ نقشها:
اغلبِ موارد تعارض نقشهای ناشی از زياده طلبی و فزون خواهی است. افراد به خاطر درآمدِ بيشتر به نقشهای متعدد و گاهی نا همخوان روی مي آورند. فزونخواهي در کوتاه مدت ممکن است سببِ موفقيتِ آدمها شود، اما در دراز مدت به تعارض نقشی منجر می گردد و امکان دارد صدماتِ جبران ناپذيري را بر فرد وارد سازد. آرامشِ زندگي مهمتر از درآمد است، درآمد خادمِ زندگی است، اما گاهي معادله بر عکس می شود، زندگی در خدمتِ درآمد قرار می گيرد و به بيان ديگر درآمد بنفسه، تبديل به هدف می شود. در چنين موردي راه حل آن است که از تعددِ شغلها کاسته شود ،به بيانِ ساده تر «ابوالمشاغل» نباشند.

اولويت بندی:
فهرست و اولويت بندی نقشها و وظايف به انسان کمک می کند که بتواند دقيقتر تصميم بگيرد کدام نقش را ،نخست انجام دهد و کدام را نقش را بعدا و حتی کدام نقش را به کلی فراموش کند. اغلبِ اوقات، فرد ، اول ،نقشهای غير ضروری و ساده را انجام می دهد و برای انجام نقشِ اصلي زمان کم می آورد و در نتيجه تعارض نقشی تشديد می شود، بنابراين اولويتبندی و فهرست و برنامه ريزی دقيق براي نقشها هم باعثِ صرفه جویی در زمان می شود و هم سبب می گردد نقشهای مهم، ايفا گردد. از همه مهمتر از طريقِ اولويت بندی می توان ميان نقشهای متعارض ايجاد هماهنگی کرد.

توزيع نقشهای متناسب، با توانایی افراد:
برخی اوقات ميان توزيع نقشها و توانایی و تخصص افراد ارتباطی وجود ندارد. بي هيچ ترديدی توزيع نقشها براساسِ توانایی افراد ،تعارضِ نقشها را کاهش خواهد داد. گاهي افراد در نقشی قرار می گيرند که (توان) انجام آن را ،ندارند و يا از تخصص او ،خارج است و گاهی هم افرادِ متخصص در نقشهای ساده قرار می گيرند و در نتيجه سبب می شود به رغمِ ميل و احساساتِ فردی خود، آن را انجام دهند. در چنين صورتی افراد يقينا دچار تعارض و دلسردی از نقش خود خواهند شد. بنابراين در توزيع نقشها، مخصوصا توزيع نقشهای رسمی، توانایی افراد باید لحاظ گردد.



منبع: انجمن روان شناسی اجنماعی ایران
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”