نقش ، تعدد نقشها ، تعارض نقشها ....
ارسال شده: یکشنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۴۲ ق.ظ
نقش، تعددِ نقشها، تعارضِ نقشها.....
جامعه ايران باتوجه به وضعيتِ خاص تاريخي که در آن قرار دارد، با مسايل و مشکلاتِ بسياري همراه است، مشکلاتي که از طريقِ همياري و همکاري تنها قابل حل اند؛ همياري و همکاري بدين معنا که از يکسو وظايف و نقشها مکملِ هم باشند و از سوي ديگر هرکس «نقش» و وظيفهاي خود را به درستي انجام دهد. يکي از مسايلي که جامعه ايران به دليلِ شتاب و تغييرات، تخصصي شدن نقشها، تفکيکِ ساختي و تقسيمِ کارِاجتماعيِ پيچيده و در نتيجه تعددِ نقشها، با آن مواجه هستند، «تعارضِ نقشها» مي باشد. اگر هرکس نقش خود را به درستي انجام دهد، بسياري از مشکلات حل خواهند شد، ولي اين کار زماني ميسر خواهد بود که تعارضِ نقشها تا آنجا که ممکن است به حد اقل برسد.
[FONT=Verdana] نقش و جامعه:
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]انسان موجودي اجتماعي است و براي بقاي حياتِ خود نياز به ديگران دارد. يک زندگيِ جمعي سالم زماني امکان دارد که افراد به لحاظ قلبي در برابر ديگران احساس مسئوليت کند ودر مقام عمل و نقشي را که در جامعه به عهده دارد، به درستي و آنگونه که از او انتظار ميرود، انجام دهد. افراد در گروههاي اجتماعي جايگاههاي مشخص و تعريف شده ای دارند که بر مبناي قاعده ها و هنجارها جايگاه او را از ديگران متمايز ميکند. مثلا يک استاد، در دانشگاه استاد است، در يک گروه پژوهشي به عنوان مديرِ پروژه کار ميکند، در يک روزنامه مطالبِ تحليلي مينويسد، در يک تيم ورزشي فعاليت دارد، در خانه پدر است و... . اين فرد در هر کدام از اين موقعيت مي بايست قواعد و هنجارهاي ويژهي گروهي را رعايت کند.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana] مفهوم نقش:
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]مفهوم نقش، يک مفهوم ميان رشته اي است. روانشناسان ، نقش، را جنبه اي از شخصيت و در حقيقت «کارکردِ بيرونيِ خود» تعريف ميکنند. در روانشناسي اجتماعي، نقش به آن مجموعة صفاتِ رسمي و قابل پيشگويي اطلاق ميشود که با يک موقعيت يا مقام خاص اجتماعي همراه است و متمايز از خصلتهاي شخصي فردي است که آن موقعيت و مقام را داراست.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]نخستين کاربرد منظم اصطلاح نقش در روانشناسي اجتماعي در آراي «جرج هربرت ميد» مطرح شد. ميد، اصطلاح هم نقشيِ نمادين را در مرحله اي از رشد اجتماعي کودک به کار ميبرد، که کودک به صورتِ نمادين خودش را در نقش ديگري تعريف ميکند: پدر، مادر، معلم، سرباز، فرمانده و امثال اينها.
[FONT=Verdana]مفهوم نقش، يکي از مفاهيمِ کليدي روانشناسي اجتماعي به شمار رود. از منظر روانشناسي اجتماعي «نقشِ اجتماعي، به معنيِ برآورده کردنِ انتظارتِ گروه اجتماعي و يا در واقع به معني چگونه عملکردن به قواعد و هنجارها در يک موقعيت است». روانشناسان اجتماعي معتقدند اين تطبيق و سازوگاري تحتِ تاثير نيروهاي اجتماعي صورت ميگيرد.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]با آنکه يک تعريف جامع نمي توان از نقش ارائه داد، زيرا برخي از جامعه شناسان، نقش را به عنوان "اقتضاهايِ ساختاري معين"، برخي ديگر، "تعريفِ دروني فرد از موقعيتِ اجتماعي خود(ج.ه.ميد)"و عده ای هم "کنشهاي اجتماعيِ فرديِ اعضا، تعريف کرده اند، اما در بيان کلي «نقش شامل نگرشها، ارزشها و رفتاري است که از سوي جامعه به فرد داده ميشود.» وقتي ميگوييم روحاني، معلم، وکيل، سياستمدار، بانکدار، پزشک، کشاورز، کارگر، سرباز، خانه دار، در واقع به نقشها اشاره ميکنيم.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]ادامه دارد ...
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana] : انجمن روان شناسی اجتماعی ایران
جامعه ايران باتوجه به وضعيتِ خاص تاريخي که در آن قرار دارد، با مسايل و مشکلاتِ بسياري همراه است، مشکلاتي که از طريقِ همياري و همکاري تنها قابل حل اند؛ همياري و همکاري بدين معنا که از يکسو وظايف و نقشها مکملِ هم باشند و از سوي ديگر هرکس «نقش» و وظيفهاي خود را به درستي انجام دهد. يکي از مسايلي که جامعه ايران به دليلِ شتاب و تغييرات، تخصصي شدن نقشها، تفکيکِ ساختي و تقسيمِ کارِاجتماعيِ پيچيده و در نتيجه تعددِ نقشها، با آن مواجه هستند، «تعارضِ نقشها» مي باشد. اگر هرکس نقش خود را به درستي انجام دهد، بسياري از مشکلات حل خواهند شد، ولي اين کار زماني ميسر خواهد بود که تعارضِ نقشها تا آنجا که ممکن است به حد اقل برسد.
[FONT=Verdana] نقش و جامعه:
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]انسان موجودي اجتماعي است و براي بقاي حياتِ خود نياز به ديگران دارد. يک زندگيِ جمعي سالم زماني امکان دارد که افراد به لحاظ قلبي در برابر ديگران احساس مسئوليت کند ودر مقام عمل و نقشي را که در جامعه به عهده دارد، به درستي و آنگونه که از او انتظار ميرود، انجام دهد. افراد در گروههاي اجتماعي جايگاههاي مشخص و تعريف شده ای دارند که بر مبناي قاعده ها و هنجارها جايگاه او را از ديگران متمايز ميکند. مثلا يک استاد، در دانشگاه استاد است، در يک گروه پژوهشي به عنوان مديرِ پروژه کار ميکند، در يک روزنامه مطالبِ تحليلي مينويسد، در يک تيم ورزشي فعاليت دارد، در خانه پدر است و... . اين فرد در هر کدام از اين موقعيت مي بايست قواعد و هنجارهاي ويژهي گروهي را رعايت کند.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana] مفهوم نقش:
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]مفهوم نقش، يک مفهوم ميان رشته اي است. روانشناسان ، نقش، را جنبه اي از شخصيت و در حقيقت «کارکردِ بيرونيِ خود» تعريف ميکنند. در روانشناسي اجتماعي، نقش به آن مجموعة صفاتِ رسمي و قابل پيشگويي اطلاق ميشود که با يک موقعيت يا مقام خاص اجتماعي همراه است و متمايز از خصلتهاي شخصي فردي است که آن موقعيت و مقام را داراست.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]نخستين کاربرد منظم اصطلاح نقش در روانشناسي اجتماعي در آراي «جرج هربرت ميد» مطرح شد. ميد، اصطلاح هم نقشيِ نمادين را در مرحله اي از رشد اجتماعي کودک به کار ميبرد، که کودک به صورتِ نمادين خودش را در نقش ديگري تعريف ميکند: پدر، مادر، معلم، سرباز، فرمانده و امثال اينها.
[FONT=Verdana]مفهوم نقش، يکي از مفاهيمِ کليدي روانشناسي اجتماعي به شمار رود. از منظر روانشناسي اجتماعي «نقشِ اجتماعي، به معنيِ برآورده کردنِ انتظارتِ گروه اجتماعي و يا در واقع به معني چگونه عملکردن به قواعد و هنجارها در يک موقعيت است». روانشناسان اجتماعي معتقدند اين تطبيق و سازوگاري تحتِ تاثير نيروهاي اجتماعي صورت ميگيرد.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]با آنکه يک تعريف جامع نمي توان از نقش ارائه داد، زيرا برخي از جامعه شناسان، نقش را به عنوان "اقتضاهايِ ساختاري معين"، برخي ديگر، "تعريفِ دروني فرد از موقعيتِ اجتماعي خود(ج.ه.ميد)"و عده ای هم "کنشهاي اجتماعيِ فرديِ اعضا، تعريف کرده اند، اما در بيان کلي «نقش شامل نگرشها، ارزشها و رفتاري است که از سوي جامعه به فرد داده ميشود.» وقتي ميگوييم روحاني، معلم، وکيل، سياستمدار، بانکدار، پزشک، کشاورز، کارگر، سرباز، خانه دار، در واقع به نقشها اشاره ميکنيم.
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]ادامه دارد ...
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana]
[FONT=Verdana] : انجمن روان شناسی اجتماعی ایران
