[FONT=Times New Roman, Times, serif]اصول ومبانی کار آفرینی [FONT=Times New Roman] اشاره: از کارآفرینان تعاریف مختلفی ارايه شده است ، دانشمندان علوم اجتماعی، روان شناسی، اقتصادی و مدیریت هر یک تعاریف خاصی برای کارآفرینان دارند. اما آن چه در اکثر آن ها می توان مشاهده کرد این نکته است که کار آفرینان محور توسعه اقتصادی بوده و با تخریب روش کهن و ناکارآمد قبلی و جایگزینی آن ها با شیوه های کارآمد ونوین به نظام اقتصادی، پویایی وحیات می بخشند. کار آفرین کیست؟ اصطلاح کارآفرین در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار ژوزف شومپیتر به کار برده این اقتصاد دان که او را در علم کارآفرینی می نامند براین باور بود که رشد وتوسعه اقتصادی در یک نظام اقتصادی در یک نظام زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین سایر آحاد جامعه با خطر پذیری اقدام به نوآوری کرده و با این کار روش ها و راه حل های جدید جایگزین راهکار های ناکارآمد و کهن قبلی شود. واژه کارآفرین در بردارنده معنای موقعیت است این واژه به معنای محصولات، ابداعات، کیفیت و خدمات نوین است.در درون یک شرکت این واژه به معنای نوع خاصی از روحیه، سرزندگی وفضیلت است. این واژه به اشخاص پر اراده ای اطلاق می شود که اراده، خلاقیت، پایداری و موفقیت اجتناب ناپذیرشان، آن ها را به رهبران و قهرمانان روز تبدیل می کنند. کارآفرینی همواره مبنای تحولات و پیشرفت های بشری بوده و تعریف زیاد و متنوعی از آن شده پیتر دراکر معتقد است کار آفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه ی خود شروع کند. کارآفرین ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آن ها را دچار تحول می نماید و مخاطره پذیر است و به درستی تصمیم گیری می کند و برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارد ولی هیچ گاه سرمایه گذار نیست و همیشه به دنبال تغییر است و فرصت ها را می شناسد و از آن ها استفاده مطلوب می کند. از نظر اقتصاد دانان کارآفرین کسی است که ارزش افزوده ایجاد می نماید یعنی با زمان و انرژی لازم سرمایه ها را به گونه ای به کار گیرد که ارزش آن ها و یا محصولات به دست آمده نسبت به حالت اولیه اش افزایش یابد.
کارآفرینان چه کاری انجام می دهند؟ کارآفرین به منظور تحقق ایده اش عوامل مورد نیاز مانند: نیروی انسانی، تجهیزات، مواد اولیه و سرمایه را فراهم می آورد و با استفاده از قدرت تصمیم گیری، مهارت ها واستعداد های فردی ایده اش را محقق می سازد و به وسیله طراحی- سازمان دهی– راه اندازی و مدیریت واحد جدید به کسب درآمد می پردازد.هم چنین در این راه خطرات شکست را به دلیل فعالیت در محیط غیر قابل کنترل و مبهم می پذیرد. به طور خلاصه کار آفرین سازمان دهنده و فعالیت کننده ی یک واحد اقتصادی یا غیر اقتصادی به منظور دستیابی به سود دستاورد های شخصی یا اجتماعی است. جفری تیمونژ معتقد است کارآفرین کسی است که قدرت درک بالایی دارد و توان پیدا کردن خلاء فرصت ها را دارد و می تواند در جامعه از طریق پرورش ایده و تبدیل فکر خود به یک محصول جدید اقدام به ارزش آفرینی از هیج نماید. انواع کار آفرینی: فردی: 1- مستقل 2- سازمانی گروهی: 1- شرکتی 2- اجتماعی کارآفرینی مستقل: فرآیندی است که از ایده اولیه تا ارائه ی محصول خود به جامعه کلیه ی فعالیت های کارآفرینانه را با ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید به طور مستقل طی می نماید.
کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که کارآفرین تحت حمایت یک سازمان فعالیت های کارآفرینی خود را به ثمر می رساند.
کارآفرینی شرکتی: فرآیندی است که یک شرکت طی می کند تا همه ی افراد آن را به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر سریع وراحت در شرکت انجام پذیرد. در این فرآیند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفه می کنند.
کارآفرینی اجتماعی: کارآفرینی اجتماعی یک زمینه نوظهوری است که شامل سازمان های غیر انتفاعی است که این سازمان ها افراد را در شروع کسب وکارهای انتفاعی یاری می دهد سازمان های غیر انتفاعی که برای ایجاد نقدینگی برای برنامه هایشان ارزش اقتصادی ایجاد می کنند از منبع در دسترس به گونه ای خلاقانه برای موضوعات اجتماعی استفاده می کنند. ویژگی های کارآفرینان: 1) کارآفرینان کسانی هستند که تفاوت ایجاد می کنند در واقع آن ها به طور خلاقانه فرصت هایی را برای کسب وکار ایجاد می نمایند. 2) کارآفرینی تشخیص و استفاده مطلوب از فرصت ها می باشد. 3) کارآفرینان با هدف دستیابی به منافع مورد نیاز برای استفاده از فرصت ها به شدت تلاش می کنند. 4) کارآفرینان از طریق ارائه محصولات و خدمات به شیوه ی جدید ارزش ایجاد می کنند. 5) کارآفرینان ایجاد کننده شبکه های مطلوب منابع و امکانات مالی و ابتکارات مختلف است. 6) کارآفرینان از چگونگی و چرای فرصت ها و جایگاه خود شناخت دقیق دارند. 7) کار آفرینان خود سرمایه ایجاد می کنند این سرمایه به شکل های مختلفی نظیر سرمایه ی مالی و اجتماعی و هنری می باشد. 8) کارآفرینان خطر پذیراند و توانایی اداره ریسک های مختلف را دارند. 9) کارآفرینان در مقابل سختی ها و مشکلات خویشتن دار و مقاوم هستند. 10) کارآفرینی مستلزم خلاقیت و نوآوری است. 11) کارآفرینان مسئولیت پذیر– استقلال طلب– پرتلاش– کاردان- دارای بصیرت- خلاق- هدف گرا- دستاوردگرا و دارای اعتماد به نفس بالا هستند. رویکرد رفتاری کارآفرینان:
از موقعیت های اقتصادی استفاده می کند: زمانی که همه در محیط اطراف خود تناقص، هرج ومرج، نابسامانی می بینند فقط کارآفرین است که می توانند قاطعانه نسبت به موقعیت های محیط عکس العمل مناسب نشان داده و از فرصت ها استفاده کند یا حتی تهدید ها را به فرصت تبدیل کرده و به نفع خود جامعه از آن بهره برداری نماید و کارآفرین است که از فرصت ها و موقعیت ها به نحو مطلوب استفاده کرده و آن را به یک موقعیت اقتصادی تبدیل می کنند.
تصمیم گیری: کارآفرین سعی می کند با تصمیمات مناسب و به موقع عوامل مثبت را افزایش داده و از تأثیر عوامل منفی جلوگیری نماید و برای مشکلات و مسائل غیر قابل پیش بینی راه حل های مناسب ارائه دهد.
سرمایه را جذب می کند و آن را افزایش می دهد: بسیاری از مردم به خاطر نداشتن سرمایه نمی توانند کاری را شروع کنند و این تصور در ذهن مردم وجود دارد که افرادی که موفق شده اند و هم اکنون کارآفرین هستند در ابتدا سرمایه ی بسیاری داشته اند و آن ها را سرمایه دار فرض می کنند حال آن که کار آفرین همواره سرمایه گذار نیست و نداشتن سرمایه هرگز مانع پیشروی او نمی شود زیرا کارآفرین مهارت خوبی در جلب نظر سرمایه داران دارد او با ارائه طرح خود به صورت منظم ومکتوب و شفاف در ذهن سرمایه گذار ریسک سرمایه گذاری را کاهش می دهد و سود آن را مشخص می کند و با این کار توجه سرمایه دار را جلب نموده و منابع مالی مورد نظر خود را تأمین می نمایدو با ارائه محصول خود به جامعه هم تولید سرمایه می کند و و هم از راکد ماندن سرمایه ی دیگران جلوگیری می نماید. طرحی که کارآفرین به سرمایه گذاران دولتی و یا خصوصی ارائه می دهد طرح تجاری نام دارد.
برای آینده برنامه ریزی می کند: رفتار کار آفرینان هدفمند بوده و توان زیادی را برای رسیدن به آن هدف صرف می نمایند. کار آفرینان می دانند به کجا می خواهند بروند، آن ها تصور ودیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری از اوقات این تصور از ابتدا وجود ندارد و طی زمان شکل می گیرد که شاید کارآفرین مجبور به برنامه ریزی کوتاه مدت و مقطعی باشد ولی داشتن چنین دیدگاهی می تواند این برنامه های کوتاه مدت را در یک جهت برای رسیدن به هدف آرمانی کارآفرین هماهنگ نماید. تولیدات خود را با سود می فروشند: اگرچه سود تنها عامل انگیزه برای شروع یک کسب و کار نمی باشد اما یکی از شاخص های تعیین کننده در چگونگی اداره یک شغل می باشد سود نشان دهنده پذیرش یا عدم پذیرش محصول در بازار است سود کم کارآفرین را مجبور می کند تا در مورد تولید محصول مناسب برای افراد مناسب در زمان مناسب و مکان مناسب تحقیق کند. سود نشان دهنده ی حرکت در مسیر صحیح است و معمولاً کار آفرین را به ادامه را ه تشویق می کند بنابراین سود می تواند تراز خوبی باشد برای نشان دادن این که کسب وکار تا چه حد به موفقیت و شکست نزدیک شده است.
تأثیرات اقتصادی و اجتماعی کار آفرینان: زمانی که کار آفرینی به عنوان یک شیوه ی زندگی توسط اکثریت افراد یک جامعه پذیرفته شود آن جامعه بسیار سریع توسعه می یابد و کار آفرینان در اجتماع سبس پویایی و افزایش بهره وری شده و در سطح اجتماعی ارزش کار را افزایش می دهند و روحیه ی سعی و تلاش را در بدنه ی جامعه بالا می برند و کارآفرینان سبس تشویق جامعه به کارهای خلاق و کارآفرینانه می شود و رشد وبالندگی جامعه را به همراه دارد. کار آفرینان در موارد زیر نقش مهمی دارند: اشتغال، انتقال تکنولوژی، بهبود کیفیت زندگی، نوآوری و انعطاف محیط، تولید رفاه وثروت وسرمایه، تحریک و تشویق حس رقابت، ترغیب و تشویق سرمایه گذاری و تولید، شناخت و ایجاد وگسترش بازار های جدید، کشف منابع جدید و سازمان دهی و استفاده ی اثر بخش از آن ها، رفع خلل و شکاف ها و تنگ ناهای بازار و اجتماع و توضیع مناسب درآمد. عوامل مؤثر برکارآفرینی: 1) شرایط اقتصادی و بازاری که شامل: منابع مالی، نیروی کار، تسهیلات فیزیکی، زیر ساخت اقتصادی، خدمات تخصصی است. 2) ساختار و پویای صنعت که شامل: اندازه بازار، رشد بازار، ساختار بازار و صنعت، تمرکز جغرافیایی است. 3) چهار چوب قانون ومقررات که شامل: سیستم مالی، سیستم حقوقی، سیساست های حماسی است. 4) سرمایه ی اجتماعی که شامل: سلسله مراتب اجتماعی، فرهنگ، شبکه کارآفرینی، سیستم آموزشی است. 5) جنبه های فردی مربوط به کارآفرین که شامل: تجربه ی کاری، تحصیلات، ظرفیت کارآفرینی، دارایی است. منبع:کتاب اصول ومبانی کار آفرینی، مهندس مهدی سعیدی کیا، چاپ سوم انتشارات نويسنده: محمد صاحبقرانی كارشناس مديريت و برنامهريزي منبع:bazarekar.ir
[FONT=Times New Roman, Times, serif]نقش آموزش كارآفريني در بهبود دانش صاحبان كسب و كار كوچك [FONT=Times New Roman] [FONT=Times New Roman] [FONT=Times New Roman, Times, serif] داراي ويژگي ذاتي هستند و اين ويژگيها همراه با آنان متولد مي شود كه اين ويژگيها شامل : ابتكار، روحيه تهاجمي، تحرك، تمايل در به كارگيري ريسك، توان تحليلي و مهارت در روابط انساني است . امروزه كارآفريني به عنوان يك رشته اي علمي مورد شناسايي قرار گرفته است . رشته علمي كارآفريني همانند تمامي رشته هاي ديگر، داراي مدلها، فرآيندها و قضايايي "CASE" است كه بايد دانش مربوط به آنها كسب شود . به طور كلي در آموزش رشته كارآفريني اهداف متعددي مورد نظر است كه برخي ازاين اهداف عبارتند از: -كسب دانش مربوط به كارآفريني -كسب مهارت در استفاده از فنون تحليل فرصتهاي اقتصادي و تركيب برنامه هاي عملياتي -شناسايي و تحريك استعدادها و مهارتهاي كارآفرينانه -القاي مخاطره پذيري با استفاده از فنون تحليلي -ايجاد همدلي و حمايت براي جنبه هاي منحصر به فرد كارآفريني -تجديد نگرشها در جهت پذيرش تغيير -چالشهاي آموزش كارآفريني آموزش كارآفريني و تحقيقات مربوط به آن ، هم اكنون با چالشهاي متعددي مواجه شده است كه برخي از اين چالشها توسط بلاك" BLOCK " و استامپ "STUMPF" ارائه شده است . اين چالشها عبارتند از: -چالش در ايجاد متدلوژي هاي تحقيق براي اندازه گيري اثربخشي كارآفريني -چالش در محتوا و شيوه هاي آموزش كارآفريني -چالش در كيفيت مدرسان كارآفريني -چالش در پذيرش آموزش كارآفريني در دانشكده ها نسبت به كسب و كار -چالش در ايجاد يك پيكره عمومي "مشترك " در زمينه هاي دانشي مختلف -چالش در اثربخشي روشهاي آموزشي -چالش در نيازهاي يادگيري كارآفريناني كه در حال كار هستند، متناسب با دوره زندگي كسب و كاري كه هم اكنون در آن به سر مي برند. انواع دوره هاي آموزش كارآفريني در سال 1990 ميلادي تحقيق در خصوص آموزش كارآفريني همچون يك رشته جديد مورد توجه قرار گرفت و مواردي همچون توسعه روشهاي تحقيق براي سنجش اثربخشي آموزش كارآفريني ، محتوا و روشهاي آموزش كارآفريني ، قابليت افرادي كه در زمينه آموزش كارآفريني ، آموزش مي بينند، قبول آموزش كارآفريني در مدارس و نه درفعاليتها، وجود و توسعه يك چارچوب علمي مشترك در زمينه كارآفريني ، اثربخشي ديگر شيوه هاي آموزشي و نيازهاي آموزشي كارآفرين تعليم يافته در طول چرخه عمر شركت ، مورد توجه قرار گرفت. طور كلي تا سال 1990 ميلادي چهاردسته اصلي از دوره هاي آموزشي كارآفريني شكل گرفت كه اين دوره ها عبارتند از: دسته اول : برنامه هايي براي "آگاهي و جهت گيري به سوي كارآفريني " است . هدف از اين دوره ها، افزايش آگاهي ، درك و بينش نسبت به كارآفريني به عنوان يك انتخاب شغلي براي افراد از تمامي اقشار اجتماعي است . اينگونه برنامه ها در مقاطع تحصيليابتدايي، راهنمايي و متوسطه تدريس مي شود تا انگيزه و تمايل دانش آموزان و دانشجويان براي كارآفرين شدن افزايش يابد. گروههاي نژادي، غير شاغلان، مخترعان، دانشمندان، كاركنان دولت و بازنشستگان ارتشي و گروههاي مختلف،مي توانند تحت پوشش اين دوره قرارگيرند. دسته دوم: شامل برنامه هاي آموزشي است كه "توسعه تاسيس شركتها" را پوشش مي دهد. اين برنامه ها به اقتضاي شرايط خاص هر كشور طراحي شده اند. كشورهايي همچون آمريكا، هند، فيليپين، مالزي، فنلاند و هلند مراكز ويژه اي را براي حمايت از كارآفرينان بالقوه تاسيس كرده اند كه ضمن ارائه آموزشهاي ويژه جهت توسعه توانائيها و انگيزش افراد، توسعه مناطق شهري و آموزشهاي عملي در نزد كارآفرينان موجود را در برمي گيرد. دسته سوم : دوره ها جهت "رشد و بقاي كارآفرينان و شركتهاي كوچك " طراحي شده است ، كه شركتهاي كوچك موجود را پوشش مي دهد. واقعيت آن است كه اين گروه ازشركتها در هر كشوري بايد مورد توجه قرار گيرند. در كشورهاي كمونيستي سابق شركتهاي كوچك بسيار مورد توجه قرار مي گرفتند و تعداد زيادي از آنها با كمتر از 10 كارمند تاسيس شدند. نيازهاي آموزشي در اين برنامه ها بسيار متنوع است. از دوره هاي بسيار مورد قبول در اين خصوص مي توان به دوره رشد شركتهاي كوچك در دانشگاه دارهام و دوره "فعاليتهاي اقتصادي خود را بهبود دهيد" اشاره كرد كه توسط سازمان بين المللي كار " ILO " در سراسر دنيا اجرا مي شود. دسته چهارم : برنامه "توسعه آموزش كارآفريني " است كه شامل شيوه هاي جديد آموزشي و تعيين نقشهاي نوين دانشجو و استاد در فرآيند آموزش كارآفريني است. هدف ديگر اين برنامه ها آموزش و گسترش كمي استادان جديد از ميان صنعتگران و دست اندركاران فعاليتهاي اقتصادي براي آموزش كارآفريني است . ارزش آموزش كارآفريني افسانه كارآفرين داراي هوش طبيعي ، اكنون راهي به درك ما بخشيده است مبتني براينكه كارآفرينان دقيقا به همانگونه كه ما ياد مي گيريم ، ياد مي گيرند. كارآفرينان نه تنهامي توانند از اشتباهاتشان و مربيان غيررسمي خود بياموزند، بلكه آنها از طريق مطالعه وتربيت رسمي ، مستعد يادگيري هستند. كتابها و دوره هايي در مورد شكل دهي كسب و كارجديد با سرعت زيادي در حال افزايش اند. علاوه بر كتابها و دوره ها، مجموعه جديدي ازبرنامه هاي آموزشي براي پركردن شكاف اطلاعاتي و دانشي براي كارآفريناني طراحي شده است كه هم اكنون در حال پيگيري كسب و كارشان هستند. برنامه هاي مبتني بر آموزش برمبناي اين فرض عمل مي كنند كه اگر فقط ما وسايل مناسب و موثر براي مرتبط ساختن منابع برگرفته از دانشگاه هايمان ، مدارس فني ودانشكده ها را به جامعه كسب و كار جديد پيدا كنيم ، آن وقت ما واقعا قادر به تقويت ابتكارات صنعتي هستيم " اي كه در سال 1982 در دانشگاه بايلور "BYLOR " بر روي دانشجويان رشته كارآفريني صورت گرفت . ارزيابي دانشجويان از دروس رشته كارآفريني اين بود كه بايد بيشترين تاكيد برروي دروس مالي شود. دومين رشته اي كه به نظر آنها بايد بيشترمورد تاكيد قرار گيرد، درس مديريت بود. علاوه بر اينها دروس روابط انساني و بازاريابي نيز از نظر دانشجويان داراي اهميت ويژه است . دروس حسابداري ، حقوق ، مديريت دولتي ، روشهاي كمي ، ارتباطات ، زبان انگليسي ، سخنراني عمومي ، هنرهاي آزاد درمرتبه بعدي اهميت قرار داشتند. بر طبق گزارش PORTER و MCKIBBIN ، دو نوع بحران آموزش مديريت دردانشگاههاي آمريكا در آموزش و بهبود مديريت وجود دارد كه مرتبط با تاكيد ناكافي درايجاد بينش در دانشجويان و تاكيد ناكافي بر تلفيق حوزه هاي ميان وظيفه اي است. كارآفريني شامل بينش " VISION " و تلفيق "INTERGRATION" است . كارآفرينان نيازمنديك بينش از كسب و كار مخاطره آميز و درك تمام حوزه هاي كسب و كار هستند. كارآفرين شامل كنترل سرنوشت خود، بهره گيري از خود - هدايتي ، توانايي براي صراحت لهجه ، توانايي در تعيين اخلاقيات خود، وامدار سياسي شركت يا دولت نبودن است . در حالي كه درك از جنبه هاي مختلف كسب و كار مهم است ، اما كافي نيست. تنها عمل است كه فرصت خوداتكايي و مستقل بودن را فراهم مي كند. حال بايد نقش يك مشاور مالي را نيز در يك كسب و كار كوچك در نظر گرفت: به عنوان يك پرستار مردم اغلب سوال ميكنند كه من چگونه يك مشاور اقتصادي شدم. تجربه شخصي من شامل تماشا كردن رنج و تباهي اقتصادي خانوادهام مرا مجبور كرده كه در زمينهي اقتصادي داراي استعداد شوم و من ميخواهم كه به ديگران كمك كنم تا موفقيتهاي اقتصادي به دست آورند. اگر شما تا به حال دربارهي طرحهاي مالي فكر كردهايد اينك زمان آغاز است. بسياري از مردم به دوران بازنشستگي نزديك شدهاند بدون پول كافي براي ادامهي زندگي. در حقيقت بسياري از مردم نميتوانند از عهدهي بازنشستگي برآيند. كار كردن فقط توانايي پرداخت قبضها را در كوتاهمدت ايجاد ميكند. اين بقاي طرز فكر است. يك طرح مالي خوب قصدها و هدفهاي آينده شما را براي بازنشستگي مانند رفتن به دانشگاه، خريد خانه و... به حقيقت ميرساند. با يك طرح درست اقتصادي شما يك خاطر آرام را تجربه ميكنيد و به مقاصد خود ميرسيد. پس چگونه به طور صحيح براي آينده خود نقشه بكشيم؟ آيا ميدانيد از كجا بايد شروع كنيم؟ اين همان زماني است كه يك مشاور اقتصادي ميتواند به شما كمك كند. يك مشاور اطلاعات، مهارت و ابزاري براي كمك كردن به شما براي رفتن از جايي كه حالا شما هستيد،براي رفتن به جايي كه ميخواهيد در آينده باشيد را داراست. چند معيار براي انتخاب يك مشاور اقتصادي وجود دارد كه در زير به شرح آن ميپردازيم. انتخاب يك مشاور مالي 1- آيا يك مشاور مالي معرف چيز ثبت شدهاي است. اين مهم است زيرا يك (Registered) اطلاعات وسيعي مبني بر جوانب سرمايهگذاري، موقعيت طرح، مديريت داراييها را داراست. شما ميخواهيد مشاوري را انتخاب كنيد كه ميتواند اين امكانات را براي شما فراهم كند. مشاوران سرمايهگذاري(Registered) حقالزحمهاي را براي خدمات خود طلب ميكنند، اين به مشاوران اجازه ميدهد كه شما را نصيحت كنند براي بدست آوردن فرآوردههايي كه شما نيازمند آن هستيد نه مبلغي كه ممكن است آنها بسازند. از ديگر اقسام خدمات اقتصادي «طراح مالي» است. «طراحان مالي» Commisson based هستند. اين يعني آنها با حراج محصولات پول ميسازند، چيزي كه ممكن است مطابق ميل شما نباشد. 2- آيا مشاوران شما چيزهايي كه شما آنها را ميخواهيد ميدانند، احتياجات و آرامش اقتصادي؟ آيا آنها وقتي شما صحبت ميكنيد به خوبي گوش ميدهند؟ آيا آنها درك خوبي از مقاصد شما دارند؟ 3- آيا آنها ميتوانند شما را درك كنند و با شما ارتباط برقرار كنند و آيا براي شما مدبر هستند؟ 4- آيا اين مشاور توصيه شده ميآيند. نظريه و توصيه شخصي هميشه مثبت است. انتخاب درست يك مشاور اقتصادي آرامش خاطر را به همراه دارد. توسعه ثروت، حفاظت از داراييهايي كه برايشان سخت كار كردهايد به زمان احتياج دارد و با مشاوره صحيح شما ميتوانيد موفقيتهاي اقتصادي بيشتري بدست آوريد. ملاقات با يك مشاور اقتصادي وقتي شما براي نخستين بار با يك مشاور اقتصادي ملاقات ميكنيد، در ابتدا شما يك طرح اقتصادي را خلق كردهايد كه شامل ارزيابيهاي زير ميباشد: موجودي شما و بدهيهاي كوتاهمدت شما و اهداف درازمدت و طرحهاي شما. براي مثال اهداف كوتاهمدت ممكن است شامل طراحي تعطيلات شما و عروسي، خريد خانه و يا بچهدار شدن باشد. اهداف درازمدت نيز شامل دانشگاه و بازنشستگي باشند. طراحي حفاظت از داراييهاي شما، بيمه توجه به زندگي و اهداف درازمدت شما، وصيتنامهها و امانتهاي شما. بعد از تشخيص وضع رايج اجتماعي و همچنين روشن شدن اهدافتان، سپس طرحهاي اقتصادي شما انجام ميشوند و ارزيابيهاي منظم احتياج به انجام شدن دارند. از مسائل ميتوانند بر طرحهاي اقتصادي شما تاثير بگذارند. تغييرات در نيازها و اهداف شما عادلانه و مرتبا اتفاق ميافتند و حوادث غيرمترقبه ميتوانند بر هدف شما تاثير بگذارند. مشاور اقتصادي شما نياز دارد كه مرتبا در جريان آخرين خبرها قرار بگيرد، پس اهداف شما ميتوانند تغييركنند تا نيازهاي شما برآورده شوند.
از يك روز به روز ديگر، بدست آوردن پول و خرج كردن پول، به طوري كه به راحتي ميتوان طرحهاي خود را براي آينده اقتصادي خود به تعويق انداخت، ولي «بدون يك طرح، ممكن نيست كه پولي براي يك روز باراني داشته باشيد»سخني كه والدين شما اغلب دربارهي آن صحبت ميكنند. با مشخص شدن وضع رايج اجتماعي و نيازها و اهداف شما براي آينده، خلق كردن يك طرح و انجام دادن آن طرح ميتواند شما را به مركز اهداف نهايي اقتصاديتان بنشاند. يك مشاور اقتصادي به شما كمك ميكند تا طرح اقتصادي خود را حفظ كنيد. شما ياد خواهيد گرفت تا پولهاي خود را پسانداز كنيد پس در نتيجه اين در طول زندگي شما و در حين كار كردن شما افزايش خواهد يافت. ميدانيد كه شما كاملا آماده و محفوظ قادر به زندگي در آسايش و راحتي هستيد چون ميدانيد كه به اندازه كافي پول داريد كه در زمان احتياج از آن استفاده كنيد. دربارهي فوايد داشتن يك طرح اقتصادي فكر كنيد، صداي خوب نصيحت و تمام ابزارهاي لازم براي اين مرحله و فرآيند، اين چيزي است كه يك مشاور اقتصادي براي شما انجام خواهد داد. منابع : "كوراتكو و هاجتس ، سال 2001، ص 30" "سكستون و كارازاد، 1992، ص 31" "سكستون و كارازاد، 1992 " "هورنادي ، 3891، صص 16-065" bazarekar.ir