کلاه برداری بعضی از پزشکان در زایشگاه ها

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ديگر مباحث پزشکي و بهداشت به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

ارسال پست
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 215
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸, ۱۱:۳۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3148 بار
سپاس‌های دریافتی: 393 بار

کلاه برداری بعضی از پزشکان در زایشگاه ها

پست توسط apple2009 »

این متن رو از سایت آقای مدرسی [External Link Removed for Guests] برداشتم.

بهانه ای برای مقدمه ..

از این که آمار کلاهبرداری ها متآسفانه در کشور ما زیاد شده است فعلآ بحث نمي کنم . يا اين که شيادي در دنياي تجارت اينترنتي بي داد مي کند حرفي نمي زنم .. اما در باره عملکرد بعضي بيمارستان ها و زايشگاه ها نمي توان سکوت کرد ! سخن از کساني است که شرافت و سوگند پزشکي خود رو براي چندرقاز پول زير پا گذاشته و به بهانه هاي دروغين از بيماران خصوصآ فرزندان تازه متولد شده ليست کذايي عمل هاي جراحي صوري تهيه و خانواده ها رو مي چاپند ! همين چند روز پيش بود که کوس رسوايي رها سازي دو نفر از بيماران را در بيابان شنيديم .. ! تکذيب خانم وزير شرافت از دست رفته مسئولان بعضي از بيمارستان ها رو بر نمي گرداند . چون تصاوير رسانه ها و گزارش تلويزيون از عمل بسيار شنيع آقايون پرده برداشت . هنوز در شوک عمل غير انساني بسر مي برديم که نامه يک مادر محترم مسايل ديگري از اين دست را افشاء مي کند .. در نامه به نام بيمارستان اشاره مستقيم شده بود . اما بنده به لحاظ محدوديت قانوني آن را درج نکردم . اما در صورت در خواست مسئولان مربوطه عين نامه رو ارسال خواهم کرد ( اگر چه خود مسئولان حتمآ بهتر از ما در جريان اين گونه فساد ها در برخي زايشگاه ها هستند ) به هر حال براي جلوگيري از کار اين گونه شياد ها بهتر است در کنار رسيدگي و نظارت مسئولان امر ، خود ما هم به همه خانواده ها و مادران اطلاع دهيم .

دوستان اگر خاطر مبارک شون باشه حدود سه سال پيش که به لطف خدا ، پدر بزرگ دو تا دختر ناز دوقلو شدم .. در باره خرج تراشي زايشگاه معروف تهران در همين سايت اشاره کردم که چگونه به بهانه هاي واهي قرار بود نوه هايم چند روزي در زايشگاه زير نظر باشند .. ! اما به توصيه يک پرستار با وجدان که پرده از راز شرم اور مسئولان بيمارستان برداشت ، با مسئوليت خودمون بچه ها رو از معتبر ترين زايشگاه شمال تهران مرخص کرده و به خونه برديم .. و شکر خدا هيچ اتفاقي هم نيفتاد .. ! اما ظاهرا اين امر تبديل به اپيدمي شده است .. ! تنها با اطلاع رساني مي شود جلوي اين شياد ها رو گرفت ! من عين نامه اين مادر گرامي رو منعکس مي کنم . به اميد ريشه کن شدن خلافکاران و شيادان که با آبرو ساير هم صنف هاي خود هم بازي مي کنند . خدا لعنت شون کنه .. سخن آخر اين که : اگه بعد از انتشار با به هم ريختگي فونت ها مواجه شديد ، پيشاپيش عذر خواهي مي کنم .. چون بخش هايي از نامه با فونت هاي بسيار درشت درج شده بود .. و تلاش بنده براي اصلاح نتيجه مطلوبي نداشت .. !‌

ممکن است کمی از وقت با ارزشتان را بگيرد ولی ارزشش را دارد:

داستان از اين قرار است که حدود دو سال پيش يکی از همکاران من برای زايمان به بيمارستان -ع رفت. و به سلامت نوزاد خود را به دنيا آورد. ولی قضيه به همين جا ختم نشد...


به قطعيت می توانم ادعا کنم که اکثر خانم های باردار وسواس بسيار زيادی در انتخاب دکتر زنان خود دارند و آنقدر در اين خصوص جستجو میکنند تا در نهايت به يک پزشک اعتماد کرده و او را انتخاب کنند. اين امر موجب میشود که به ميزان اهميت بيمارستانی که قرار است در آن زايمان کنند و از آن مهمتر پزشک کودکی که قرار است کودکشان را درست پس از تولد در آن بيمارستان معاينه کند خيلی توجه نکنند. در حقيقت از آنجايي که سزارين در کشور ما بسيار رايج گرديده است ، بيشتر توجه خانوادههايي که قرار است کودکی بدنيا بياورند بر روی اين نکته است که جراح متخصص زنان و زايمان ماهری را پيدا کنند. دليل اين موضوع هم با يک جستجوی ساده در اينترنت پيداست :" سزارين يکی از 5 جراحی پر ريسک دنياست"


خب روی اين موضوع نمی خواهم خيلی تکيه کنم، بالاخر ه برخی از زايمان ها مثل زايمان خودم به طبيعی ختم نمیشود و مادر ناچار است برای نجات جان کودک و صد البته خودش، تن به سزارين دهد. در اين جا می خواهم به موضوع اهميت انتخاب بيمارستان و از آن مهم تر پزشک کودک بپردازم. چيزی که ممکن است اين سوال را در ذهنتان ايجاد کند که "پزشک کودک چه اهميتی دارد؟؟؟؟"


حالا به ادامه داستان میپردازم....


دوستم پس از زايمان کودک هفت ماهه خود با تشخيص پزشک کودک بيمارستان -ع به نام خانم دکتر …………..، که خانمی با ظاهر چادری و محجبه است (منظورم ظاهری است که ما ايراني ها به عنوان مظهر مؤمن میشناسيم)، در ان آی سي يو بستری شد. مدت بستری اين کودک بيش از دو ماه طول کشيد و در طول اين مدت هر بار يک عيب و ايراد و مرض به بچه اضافه مي شد. البته قبل از بستری کردن کودک شغل پدر و نوع بيمه درمانی خانواده توسط پزشک کودک اين بيمارستان پرسيده می ‎ شد و بعد از آن سيل بيماري ها بود که به نوزاد خانواده نسبت داده میشد. و در شرايطی که پدر و مادر کمرشان از هزينههای بيمارستان شبی 1.5 ميليون ان آی سي يو خم میشد و درخواست دريافت شرح حال کودکشان را از بيمارستان میکردند تا او را به بيمارستان دولتی با شبی 15000 تومان انتقال دهند کودک به طور معجزه آسايي بهبود مي يافت و چند روز بعد از دستگاه خارج شده و سپس مرخص میگشت. به گفته دوست من که نوزادش را اواخر سال بدنيا آورده بود و ناچار شده بود او را تا اواخر فروردين سال بعد در بيمارستان و زير دستگاه نگه دارد و سال نوی تلخی را گذرانده بود، اين پزشک هر روز تعداد نوزادانی که در دستگاه ان آی سي يو بستری بودند را چک میکرد و با يک مقايسه تلفنی با ساير بيمارستانها به ساير همکاران زير دست خود خرده میگرفت که چرا بايد بيمارستانهای ديگر نوزادان بيشتری در دستگاه داشته باشند ولی ما نه؟؟!!!!


و اين اخبار از دهان پرستارانی که ديگر تاب رفتارهای غير پزشکی بلکه پولدوستانه ايشان را نداشتند به گوش خانوادهها میرسيد. البته تا آن موقع که وجدان زير خاکستر وجودی اين انسان ها برانگيخته شود، چه هزينههای کلانی را خانوادهها نپرداخته بودند و چقدر پول تو جيب بيمارستان نرفته بود.


واقعه دردناکی که باعث شد دست به قلم ببرم و اين متن را بنويسم اين بود که اين موضوع هنوز تمام نشده است. و بدون شک دليل آن اين است که اين خانوادههای تيغ خورده همينکه کودکشان از بيمارستان مرخص شده فرار کردهاند و ديگر پشت سرشان را نگاه نکردهاند و آنقدر خدا را شکر کردهاند که بچه­شان سالم است که نگو و نپرس. همين امسال، دو ماه پيش يکی ديگر از دوستان من دوقلوی خود را در اين بيمارستان بدنيا آورد و با تشخيص پزشک پولدوست خانم تهرانی در همين چاه افتادند.


بماندکه چقدر تن و بدن اين پدر و مادر لرزيد و چند تا بيماری برای بچههايشان تشخيص داده شد. قبل از تمام اين تشخيصات هم اول شغل پدر و بعد نوع بيمه درمانی آنها بررسی شد. پدر اين خانواده برايمان تعريف میکرد که چقدر از شنيدن اين سوال تعجب کرده است و در نهايت صداقت هم پاسخ داده است. جالب توجه اين است که همزمان با دوست من، خانم ديگری نيز در بيمارستان دوقلو بدنيا آورده بود که شغل پدرش بازاری بود (يعنی عجب طعمهای!!!) ولی درايت اين خانواده آن ها را از دام اين پزشک عنکبوت صفت نجات داد. درست هنگامی که پزشک برای اين دوقلوها تشخيص داد که مشکل آب مغزی دارند و بايد جراحی شوند، بلافاصله پدر خانواده درخواست شرح پزشکی کرده و بچه را از بيمارستان بيرون آورد، البته با تهديد بيمارستان برگههای رضايت شخصی را امضا کرد و همه چيز را بجان خريد و بلافاصله با پزشکان ديگر و بيمارستان های ديگر مشورت کرد و نتيجه آزمايشات جديد کاملاً مشخص بود، دوقلوها کاملاً سالم بودند.آن ها به سلامت به خانهشان برگشتند و زندگی شيرين و جديدشان را شروع کردند.


ولی دوستان من که هنوز هم يکی از نوازادانشان در بيمارستان - ع بستری است، در دام اين عنکبوت افتادند. البته آنها هم وقتی پزشک تشخيص داد که بايد قلب هر دو کودک جراحی شود، درخواست شرح پزشکی کردند تا بچهها را به بيمارستان دولتی انتقال دهند و البته در اين مسير با مدير بيمارستان هم مشاجره کردند. و در کمال تعجب روز بعد مشاهده کردند که هر دو کودک از ان آی سي يو به بخش منتقل شدهاند و ميزان زردی شان که تا به آن روز از 12 پايينتر نيامده بود ناگهان به 3 رسيد. و درست همان روز يکی از نوزادان مرخص شد.


با اين بذر پاشی که هدفشان جلب اعتماد بود موفق شدند تا نوزاد ديگر را همچنان در بيمارستان نگه دارند و تا می توانند آن ها را به اصطلاح تيغ بزنند. میدانيد صحبت از چه مبلغی است 21ميليون تومان.... و آن هم فقط برای طمع اين پزشک و نه بخاطر اينکه واقعاً آنها مريض باشند. خانم - ت عنکبوت صفت که لياقت پيشوند دکتر را ندارد با استفاده از الفاظ و لغات قلنبه و سلنبه پزشکی خانوادهها را فريب میدهد و ما هم که از علم پزشکی بيخبريم فکر میکنيم واقعاً خبری است.


درحاليکه پدر اين خانواده به ما میگفت که دليل بستری کردن کودکشان اين است که کودک شير بالا میآورد. من رشتهام پزشکی نيست بلکه فقط يک مادرم که خيلی در خصوص تشخيص های پزشکی و داروهايی که برای خانوادهام تجويز میشود تحقيق و مطالعه میکنم. و اين را میدانم که شير بالا آوردن يکی از مشکلات بسيار بسيار رايج در نوزادان است که به اين خاطر نوزادان را بستری نمیکنند.


همسرم هربار پای درد دل دوستانمان مینشيند می گويد: " اميدوارم نتيجه اين خيانتش به اعتماد خانوادهها را در همين دنيا ببيند و هرگز هم تمام نشود."


و البته من هم اميدوارم و بيشتر از اين اميدوارم که خانواده­هايی که از در دام اين عنکبوت افتادهاند و يا از دام آن رهانيده­اند تجربيات خود را به اين متن افزوده و به همه اطلاع رسانی کنند.


بی تفاوتی ما ملت در خصوص مسائل موجود در جامعه زمینه هر نوع کلاه برداری در جامعه راآنقدر توسعه داده که صنف پزشکی که می بایست سالم ترین قشر جامعه باشد این چنین آلوده گردیده بیائید به حکم انسانیت از هر راهی که می شناسید با هر نوع فسادی مبارزه نمائید نگذاریم به همین سادگی با تحمیق ما به شخصیت و منزلت ما توهین نمایند شاید این ارقام برای بعضی از ما ناچیز باشد ولی آیا تا کنون قیمتی برای آبرو و شخصیت خود تعیین نموده اید بیائید از امروز از بی تفاوتی خارج شویم نمی گویم مبارز سیاسی شوید مبارزه با شارلاتانیزم که روز به روز در حال توسعه هست اگر با ارزش تر از مبارزه سیاسی نباشد کمتر نیست و متاسفانه هیچ مرجعی هم برای تظلم خواهی در این رابطه وجود ندارد ، پس به قول استاد نادر ابراهیمی نگذاریم زندگی گوسفندی به ما هم نسبت داده شود ، من به نوبه خودم ضمن ارسال این مقاله برای تمام دوستان به تعداد زیادی گپی تکثیر و توزیع خواهم نمود
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه در مورد پزشکي”