***** هوميوپاتي ******

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با پزشکي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Thunderclap, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

***** هوميوپاتي ******

پست توسط Dr.Akhavan »

  


دكتر فاضل حميدبهنام
عضو انجمن هوميوپاتي ايران



هوميوپاتي چيست؟

طب هوميوپاتي روش درماني خاصي است كه در آن با تحريك دقيق سيستم ايمني و حياتي بيمار توسط داروهاي خاص هوميوپاتي بيماران را مي توان به شفا رساند. بر اساس اصول اوليه هوميوپاتي هر ماده اي ( يا عاملي) كه بتواند در بدن سالم ايجاد يك سري علائم بيماري كند مي تواند در صورت تجويز به فردي بيمار با همان علائم بيماري وي را درمان نمايد به شرط آنكه علائم موجود در بيمار و علائمي كه آن ماده دارويي مي تواند ايجاد كند تا حد ممكن مشابه باشند. به عبارت ديگر در اين طب از داروهايي براي درمان استفاده مي شود كه بتوانند دقيقا علائم بيمار را پوشش دهند تا با تحريك مناسب سيستم ايمني و حياتي بيمار و در نتيجه هوشيار نمودن سيستم دفاعي بدن بيماري را درمان نمايند. اين به معناي آن است كه در هوميوپاتي تكيه بر درمان بيمار توسط قواي حياتي و درماني خود بيمار است .


از چه موقع؟


هوميوپاتي توسط دكتر ساموئل هانمان پزشك الماني (1843-1755) كشف و سيستم درماني مبتني بر آن به جهانيان ارائه شد. در طي 200 سال اخير هوميوپاتي با اقبال هر چه بيشتر بيماران و توجه پزشكان به اين طب روند صعودي خود را طي نموده بخصوص در 20 سال اخير كه مورد توجه شاياني قرار گرفته است

چه داروهايي؟


داروهاي هوميوپاتي عموما منشا طبيعي دارند كه بيش از 70% از گياهان 20% از عناصر وكانيها مواد طبيعي (فلزات نمكها اسيدها ...)

و باقي از منابع حيواني (سموم مار زنبور ...) تهيه مي شوند اما نكته قابل توجه در مورد داروهاي هوميوپاتي اين است كه اين داروها از غلظت بسيار اندك ماده اوليه برخوردارند بعبارت ديگر بسيار رقيق شده اند اما از سوي ديگر توسط روشهاي خاص داروسازي هوميوپاتي از خواص دارويي فوق العاده اي برخوردار مي باشند بطوريكه داروهاي هوميوپاتي عموما در اندازه اي بسيار كوچك و مقادير و دفعات بسيار كم تجويز مي شوند اما اثرات درماني فوق العاده زيادي را دارا مي باشند. آخرين تحقيقات بعمل آمده مبين اين امر است كه خواص بنيادي مواد توسط روشهاي داروسازي هوميوپاتي به مولكولهاي آب منتقل مي شود و تغيير آرايش مولكولهاي آب همچون نسخه برداري از ماده اوليه عمل مي نمايد. به عبارت ساده تر خواص ماده اوليه كه دارو از آن تهيه مي شود همچون تصويري بر روي مولكولهاي آب نقش مي بندد

داروهاي هوميوپاتي از نظر ظاهري اكثرا بصورت دانه هاي ريز از جنس قند مي باشند كه در تعداد محدود در فواصل زماني مشخص ( چند روز تا يك ماه) بايستي مصرف شوند و هيچ طعم و بوي نامطلوبي ندارند

چگونه؟

در هوميوپاتي اعتقاد بر اين است كه ساختار بدن( جسمي و رواني) داراي قدرت ترميم بيماري مي باشد و آنچه باعث عدم بهبودي و مزمن

شدن بيماري مي شوند اشكال در ساز و كار سيستم حياتي (ايمني ) بدن است كه در صورت حل اين مسئله براحتي مي توان بر بيماري غلبه نمود . داروهاي هوميوپاتي از آنجايي كه خود قدرت تحريك نقاط مختلف سيستم حياتي بدن را دارند قادرند فيزيولوژي بدن را به نحو مطلوبي در جهت رسيدن به سلامت تحريك و تقويت نمايند.يك تفاوت عمده هوميوپاتي با پزشكي كلاسيك ( رايج) در اين است كه در هوميوپاتي سعي در باز گرداندن تعادل به بدن است در صورتيكه در پزشكي رايج درمان عموما از طريق از بين بردن عامل بيماريزا به دست مي آيد ( كه متاسفانه اين عوامل بيماريزا را در اكثريت موارد نمي توانيم از بين ببريم و يا حتي شناسايي كنيم ( بجز باكتريها) مثلا اگر عوامل بيماريزا از جنس استرسهاي زندگي باشند چه كاري مي توان براي آنها نمود ؟ از سوي ديگر حتي قادر به نابودي ويروسها نيز نيستيم.

يك مثال: داروي هوميوپاتي تهيه شده از پياز از داروهاي مهم درمان آلرژي فصلي و سرماخوردگي مي باشد چرا كه پياز همانطور كه مي دانيد مي تواند ايجاد آبريزش بيني و چشم كند ( موقع پوست كندن) با اين شباهت خصوصيت كه بين پياز و سرماخوردگي وجود دارد مي توان از داروي هوميوپاتي پياز براي درمان استفاده نمود. مثال ديگر داروي هوميوپاتي قهوه است كه در هوميوپاتي براي درمان بي خوابي استفاده مي شود ! ( در نظر بگيريد كه قهوه خود ايجاد بي خوابي مي نمايد) تمامي داروهاي هوميوپاتي ابتدا روي افراد داوطلب امتحان شده و تمامي خواص آنها بر روي انسان سالم ثبت شده است و سپس با داشتن اطلاعات مربوط به هر دارو پزشك هوميوپات در مواجهه با هر بيمار دارويي را تجويز مي كند كه بيشترين پوشش علائم را داشته بلاشد و شبيه ترين علائم را بتواند ايجاد نمايد. البته در هوميوپاتي تنها بر اساس يك علامت نمي توان دارو داد حتما بايد تمام علائم جسمي و روحي بيمار با خواص دارو پوشش داده شوند. در عمل بيماري كه نزد پزشك هوميوپات مي آيد نه تنها از بابت درد اصلي به دقت مورد سوال قرر مي گيرد بلكه تمامي ناراحتيهاي به ظاهر بي ربط جسمي و روحي مورد توجه قرار مي گيرند و تجويز دارو بر اساس مجموعه نارحتيهاي بيمار صورت مي گيرد و از سوي ديگر تمام ناراحتيهاي بيمار بايستي برطرف شود

هوميوپاتي يك طب كل نگر مي باشد به اين معنا كه يك بيماري كل بدن را درگير مي كند و هيچ بيماري موضعي ( آنگونه كه در پزشكي كلاسيك در نظر گرفته مي شود) وجود ندارد منتها ممكن است ناراحتيها در يك قسمت خود را بيشتر نشان دهند علائم مختلف در يك بيمار هريك تكه اي از پازل بيماري اصلي مي باشند كه در هوميوپاتي به دقت بررسي شده و با كنار هم گذاشتن اين جزئيات پراكنده و به ظاهر مختلف به يك تشخيص ريشه اي مي رسيم ( مثلا سردرد و نفخ شكم بي خوابي عرق كردن بيش از اندازه و افسردگي در يك بيمار همگي تنها به عنوان علامت يك بيماري كه تمام اين خصوصيات را شامل مي شود محسوب مي گردد و تنها با يك داروي هوميوپاتي تمامي آنها بر طرف مي شود). تاكيد هوميوپاتي بر مصرف حداقل دارو و نيل به درماني بدون عوارض در بهترين شكل ممكن است و انسان سالم كسي مي باشد كه نه تنها از درد جسمي رنج نبرد بلكه فارغ از هر گونه آزار رواني و روحي بي هيچ مانعي از زندگي لذت برد و هدف درمان در هوميوپاتي رساندن هر بيمار به اين نقطه ايده آل است.


چه بيماريهايي؟

هوميوپاتي يك طب كامل مي باشد و تقريبا براي اكثر قريب به اتفاق بيماريهاي رايج راه حل درماني دارد از بيماريهاي جسمي همچون سردرد كمر دردها دردهاي مزمن مشكلات گوارشي تنفسي روماتيسمي بيماريهاي با منشا هورموني و پوستي تا بيماريهاي روان همچون افسردگيها اظطرابها ترسها و حتي رفتارها و عادات ناپسند . اما بايد توجه نمود كه در هوميوپاتي هر بيمار براي درمان شدن بايد به دقت تشخيص داده شود امري كه هميشه رخ نمي دهد پزشكان هوميوپات مجرب در برخورد با بيماريهاي مختلف موفقيتي بيش از 60% موارد دارند كه بسته به علم و تجربه هوميوپات و نوع و شدت بيماري و اينكه در چه مرحله اي از بيماري مراجعه نموده اند متفاوت خواهد بود در كل اكثر بيماران مي توانند به درماني كامل برسند بدون آنكه نياز باشد تا آخر عمر از داروهاي شيميايي براي كاهش آلام خود استفاده كنند. طب هوميوپاتي براي تمام سنين قابل توصيه مي باشد بطوريكه از نوزادان تا افراد كهنسال مي توانند از درمان هوميوپاتي منتفع شوند.


پزشك هوميوپات ؟

پزشكان هوميوپات افرادي هستند كه بعد از پايان دوره عمومي پزشكي دوره هوميوپاتي ( حداقل دو ساله) را طي نموده اند و علاوه بر تبحر كافي بر پزشكي رايج از علم و تجربه كافي در زمينه طب هوميوپاتي برخوردارند. متاسفانه بعصي از افراد بدون داشتن تحصيلات لازم و طي دوره هاي آموزشي كافي مبادرت به درمان مي نمايند كه نتايج ضعيف درماني اين عده گاه به كل جامعه هوميوپاتي منتسب مي شود .

كجا؟

هوميوپاتي در حال حاضر دومين طب از نظر وسعت بيماران تحت پوشش در جهان است و ميليونها نفر در سراسر جهان براي درمان نزد هوميوپاتها مراجعه مي نمايند در انگلستان بيش از 50% پزشكان بيماران خود را در صورت لزوم نزد پزشكان هوميوپات ارجاع مي دهند در فرانسه بيشترين فروش داروها براي سرماخوردگي و آلرژي مربوط به داروهاي هوميوپاتي مي باشد در هندوستان بيش از 100000 پزشك هوميوپات فعاليت مي كنند هوميوپاتي در بيش از 40 كشور جهان شناخته شده است و روز به روز بر طرفداران اين علم افزوده مي شود اكثر كشورهاي اروپايي بخصوص انگلستان آلمان فرانسه كشورهاي آمريكايي همچون كانادا ايالات متحده آرژانتين و حتي كشورهاي افريقايي همچون غنا افريقاي جنوبي همگي شاهد گسترش هوميوپاتي هستند.

سازمان بهداشت جهاني با حمايت از هوميوپاتي از كشورهاي عضو در جهت ارتقا هر چه بيشترجايگاه اين طب كمك مي نمايد

در ايران نيز هوميوپاتي تقريبا از 12 سال قبل به همت اساتيدي همچون دكتر ناصري و دكتر ميرزازاده و تشكيل كلاسهاي درس در دانشگاه تهران ودانشگاه آزاد تهران اغاز شد و اكنون دوره كامل آموزش هوميوپاتي در محل دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران برگزار مي شود در حال حاضر انجمن هوميوپاتي ايران با بيش از 100 عضو رسمي فعاليت خود را از 2 سال قبل اغاز نموده است هوميوپاتي از نظر وزارت بهداشت و درمان ايران به رسميت شناخته شده است و پزشكان هوميوپات با رعايت ظوابط مي توانند درمان بيماران را انجام دهند

كلام آخر؟

هوميوپاتي اميدي دوباره به درمان را به ميليونها بيمار در سرتاسر جهان باز گردانده است آنجا كه طب كلاسيك از پاسخ به بيماران ناتوان مي ماند و توصيه اي جز داروهاي تسكين دهنده ( و نه شفا دهنده) ندارد هوميوپاتي با نگرشي ديگر به بيمار و بيماري تجربه سلامت را بار ديگر به دردمندان نشان مي دهد


چه بيماريهايی از طريق هوميوپاتی درمان می شوند؟



هوميوپاتی يک طب کامل می باشد و محدوده عمل آن نه تنها شامل بيماريهای طب رايج بلکه مشکلاتی را هم که حتی به ظاهر بيماری تلقی نمی شوند را هم در بر می گيرد( اخلاق نامناسب-عرق کردن بيش از اندازه ...)
ديدگاه اصلی در اين طب بازسازی و هوشيار کردن سيستم حياتی بدن به گونه ايست که خود بدن با امکاناتی که در اختيار دارد بيماری را حل کند( در مورد چگونگی اين درمان در نوشته های بعدی توضيح داده خواهد شد)
نمونه ای از بيماريهايی که از طريق هوميوپاتی می توان به درمان قطعی رسيد در ذيل ارائه می شود
پوست: جوشهای صورت و بدن (مقاوم به داروهای شيميايی) .پسو ريازيس.-خارش -کهير...
گوش و حلقو بينی: -آلرژی فصلی-زخم و آفتهای مکرر دهان-بدبويی مزمن دهان-سينوزيت مزمن-ترشحات پشت حلق دائم-صدا های اضافه در گوش-کاهش شنوائي -گرفتگيهای مزمن بينی
سر و گردن: سردردهای مزمن-ميگرن-احساس های خاص در سر (سنگينی.بزرگی .سوزش...)
سينه و قلب:دردهای مزمن-طپش قلب-دردهای قلبی-مشکلات قلبی مقاوم به درمان-سرفه های مزمن-نفس تنگی- آسم
گوارش:درد و زخم معده- نفخ معده و روده-یبوستو يا اسهالهای مزمن-تهوع و استفراغهای مکرر(مانند دوران بارداری)...
اعضا بدن: دردهای مزمن در دست و پا- روماتيسم-سرد يا داغ بودن غير طبيعی دست و پا- عرق زياد و غير طبيعی در کف دست و پا-خواب رفتن دست و پا- کمر دردها- درد سياتيکی-فلجيها
زنان: دردهای قائدگی شديد-مشکلات جنسی-خونريزيهای زياد -عفونتهای زنانگی مزمن و مکرر
اعصاب و روحيه: افسردگيها-اضطرابها-ترسها-اخلاق و عادات نامناسب-عصبانيتهای شديد و سريع -فراموشکاری-آزردگی از افکار گذشته يا حال- تيک عصبی-خجالتی بودن-...
تومورها-سرطان ها(با توجه به شرايط بيمار)- پارکينسون-ام اس -بيماريهايی که در پزشکی کلاسيک حتی اسمی ندارند!
ليست فوق تنها نمونه ای از قدرت عمل هوميوپاتی می باشد و شايد بهتر باشد بيماريهای خاصی در اين زمينه نام برده نشود
اما در تمام موارد فوق رسيدن به تشخيص هوميوپاتی شرط اول درمان است چرا که يک هوميوپات بايستی با دقت بسيار علائم مختلف را در کنار يکديگر قرار دهد و تنها با يک دارو بيمار را به شفا برساند که در عمل اين مسئله به فاکتور هايی بستگی داردهمچون: همکاری کامل بيمار در دادن شرح حال (حتی ريزترين مسائل)و عدم مخفی کردن خصوصيات جسمی و اخلاقی-دقت و تجربه و علم بالای هوميوپات ...
فراهم شدن شرايط فوق در صد موفقيت را بسيار بالا می برد
البته در مورد بيمارانی نيز که داروهای بسيار استفاده می کنند(به خصوص داروهای کورتون دار نظير پردنيزولون- دگزامتازون-...)روند درمان سخت می شود که بايد بسته به شرايط اقدام به درمان نمود (مشورت قبلی با هوميوپات)


ميزان موفقيت درمان در هوميوپاتی

شايد اولين سوالی که برای يک بيمار در مراجعه به هوميوپات مطرح می شود ميزان موفقيت و احتمال بهبودی وی است .
بصورت يک اصل می توان گفت که هر بيماری که نيروی حياتی وی از بين نرفته باشد می تواند از هوميوپاتی انتظار بهبودی داشته باشد. در حقيقت با توجه به اينکه هوميوپاتی با تحريک سيستم ايمنی بدن عمل می کند اگر سيستم ايمنی و کلا ساختار بدن دچار نابودی مفرط و غير قابل برگشت شده باشد اميد به بهبودی به شدت کاهش می يابد مانند مراحل انتهايی سرطان-و يا بيمارانی که عضو يا اعضايی‌از بدن را از دست داده اند و به عبارتی ناقص شده اند (کليه-کبد-...) که تشخيص آن وابسته به نظر پزشک هوميوپات است گرچه در اين موارد هم از طريق هوميوپاتی می توان با کاهش دردها و ايجاد آرامش و کاستن از داروهای شيميايی عملا به بيمار کمک بسيار می توان کرد
اما در عمل موانع ديگری نيز ممکن است پيش بيايد که البته قابل برطرف نمودن هستند
۱)همانطور که در فصل مصاحبه هوميوپاتی ذکر شد نحوه گرفتن اطلاعات مربوط به بيماری اهميت زيادی دارد و هر عاملی که در آن اختلال ايجاد کند باعث کاهش درصد موفقيت می شود
بيمار بايستی تمامی نکات مربوط (و بعضا غير مربوط از نظر خودش)را صادقانه عنوان کند تا هوميوپات به نزديکترين تشخيص برسد مشکل زبان(گويشهای متفاوت)-خجالت کشيدن از گفتن واقعيات-بی اعتمادی به پزشک هوميوپات-کم حرف بودن ذاتی بيمار-حضور اطرافيان بيمار در مصاحبه-و عدم آشنايی کافی بيمار از آنچه که هوميوپات بايد بداند .همگی باعث کاهش موفقيت می شوند چه بسيار پيش می آيد که بيمار به علل فوق مطلبی را در جلسات اول نمی گويد و بعد از گذشت چندين جلسه ناموفق(يا بهبودی کم) با گفتن نکات کليدی در تشخيص تازه به درمان کامل می رسد که اين امر باعث طولانی شدن درمانش شده است
۲)داروهای شيميايي: در بسياری از بيماران به علت درمان آلوپاتی بيمار در حال مصرف داروهای شيميايی می باشد در اين حال هوميوپات بايستی تا جای ممکن اين داروها را قطع و يا کاهش دهد چرا که با درمان هوميوپاتی ايجاد اختلال می کند در مواردی که داروها مسکن هستند و بيمار وابستگی حياتی به دارو ندارد(انواع ضد دردها-داروهای اعصاب-...)عموما از ابتدا قطع می شوند ولی در مواردی که بيمار به شدت وابسته به دارو شده و قطع آن می تواند خطرناک و يا غير قابل تحمل باشد ناچارا درمان هوميوپاتی همزمان با داروی شيميايی شروع می شود (داروهای فشار خون-داروهای قلبی-تشنج-آسم-...)تا با نتيجه گيری تدريجی بتوان داروی شيميايی را کاهش و در نهايت قطع نمود
در اين حال واضح است که موفقيت درمان کاهش و طول درمان افزايش می يابد
در نظر بگيريد که مصرف داروی هوميوپاتی مانند يک موسيقی ملايم باشد که فقط در صورت شنيده شدن اثر ميکند در اين حال اگر سروصدای ديگری در محيط باشد(داروی شيميايی)مطمئنا مانع از شنيده شدن موسيقی ملايم می شود( هر چند که شنيده شدن نيز غير ممکن نيست)گاهی بيماران تصور می کنند که با وجود مصرف داروهای شيميايی که به شدت به آن وابسته هستند امکان درمان هوميوپاتی وجود ندارد اما با يد گفت عليرغم سخت تر شدن درمان می توان با نظر پزشک معالج درمان را شروع کرد و در نهايت نتيجه گرفت
نکته مهم ديگر اينکه به دلايل مختلف ممکن است پزشک هوميوپات در جلسه اول درمان به نتيجه نرسد و در دفعات بعد با کامل کردن اطلاعات به تشخيص درست برسد و لذا بيمار نبايد با اولين نتيجه منفی از هوميوپاتی نا اميد شود و گاهی نيز ممکن است مانند هر پزشک ديگری پزشک هوميوپات شما . به تشخيص نرسد در اين هنگام معمولا هوميوپاتها نظر مشورتی خود را در مورد بيماران از يکديگر می پرسند. همانگونه که با شکست درمانی مثلا در درمان بيماری استخوان توسط يک ارتوپد نمی توان ارتوپدی را زير سوال برد همانگونه نيز نمی توان به صرف شکست درمانی بيمارانی معدود. کل هوميوپاتی را بی اعتبار دانست چه بسا با مراجعه به پزشک هوميوپات ديگری مسئله به آسانی حل شود
۳) انتظار درمان در نزد بيماران نيز نکته مهم ديگريست که گاه به اشتباه شکست درمانی تلقی می شود. در واقع بسياری از بيماريها با توجه به سير کند شکل گيری آنها مدت طولانی برای حصول به درمان نياز دارند و گاه شروع اثر درمانی حتی چند هفته بعد شروع می شود و يا به کندی و در ابتدا به شکل نامحسوس است که همين امر باعث می شود تا بيمار از درمان نااميد شود .بارها برای من پيش آمده که برای اثبات بهبودی در بيمار ناچار به يادآوری مشکلات بيمار (با مرور پرونده وی) شده ام که در اين حال تازه بيمار متوجه تغييرات و بهبودی خود می شود
طول درمان در هوميوپاتی بسيار متغيير می باشد و بسته به نوع بيماری و حاد يا مزمن بودن آن از چند ساعت تا چند سال متغير است . شايد به عنوان يک معيار کلی بتوان مدت زمان در گيری بيماری را برای حدس زدن در مورد طول درمان در نظر گرفت. به عبارت ديگر هر چقدر که بيماری فرد مدت طولانيتری وی را در گير کرده باشد مدت مورد لزوم برای درمان طولانی تر است برای نمونه بيماری با قدمت بيش از ده سال احتمالا چندين ماه برای درمان نياز داردالبته شدت بيماری و همينطور مصرف يا عدم مصرف داروهای شيميايي نيز در تعيين اين مدت اهميت دارند. البته بايد گفت که بيمار با اولين بار مصرف دارو(تشخيص صحيح) بهبودی را مشاهده می کند که اکثرا تا حد رهايي کامل از آلام بيماريست اما با گذشت زمان اثر دارو (حدودا يک ماه ) علائم بيماری باز می گردد البته با شدتی کمتر از قبل با تکرار داروی هوميوپاتی و تغييرات لازم در قدرت دارو بيمار با مصرف بار دوم دوباره خوب می شود و اين تجويز مرتب صورت می گيرد (مثلا ماهانه) و در هر بار برگشت بيماری خفيفتر می شود و بعد مدت اثر درمان طولانی تر می شود برای مثال بيمار دو ماه يا چهار ماه خوب است و در نهايت ديگر بيماری عود نمی کند. عدم مصرف داروی روزانه آنگونه که در پزشکی کلاسيک معمول است باعث می شود که بيمار حتی اين مدت را چندان حس نکند و در طی اين مدت از زندگی لذت ببرد(در هوميوپاتی معمولا داروها در فواصل طولانی مدت و بيشتر ماهيانه مصرف می شوند)
۴) شرايط زندگی بيماران نيز نقش مهمی در سرعت و کيفيت درمان دارد بدين شکل که اگر بيمار بطور مداوم تحت تاثير اثرات سو بيماريزا باشد واضح است که درمان به کندی پيش می رود و گاه عود می کند عواملی همچون محيط پراسترس در خانه يا محل کار و حضور مستمر مسائل روحی و يا آب و هوايي نامساعد همچون مانعی در مقابل روند درمان عمل می کنند و بايد همزمان سعی در کاستن و دوری از آن شرايط داشت
در نظر بگيريد که شما يک ماشين را که تصادف نموده است کاملا تعمير کنيد و خيلی زود دوباره آن ماشين تصادف کند و هر بار تعمير آن تصادف ديگری را شاهد باشد در اين حال حتما بايد قبل از پرداختن تنها به خرابی ماشين در پی علت آسيبهای مکرر به آن و رفع علت برآمد
بطر کلی ميزان موفقيت هر هوميوپات بسته به تجربه و علم وی متفاوت است ولی بطور کلی از ۵۰٪ تا۹۰٪ متغير است که با توجه به اينکه عموم بيمارانی که نزد هوميوپاتها می آيند عملا از پزشکی کلاسيک جوابی در خور نگرفته اند و لذا بيماران صعب العلاج محسوب می شوند می توان اين درصد موفقيت را بسيار قابل توجه دانست
من وهمکارانم هر روزه شاهد شفای بيمارانی هستيم که اکثرا هيچ اميدی به درمان قطعی نداشته اند . هيچ چيز به اندازه نجات جسم وروان يک انسان از درد و مشقت ارزشمند نيست


فلسفه هوميوپاتی

در مورد اينکه دارو های هوميوپاتی چگونه عمل می کنند و مکانيسم درمان چيست . نظرات بسياری وجود دارد . در اين نوشتار سعی شده است تا به غالب اين تئوريها همراه تمثيلاتی پرداخته شود
همانطور که در مباحث قبلی ذکر شد داروی هوميوپاتی خود در حقيقت توانايی ايجاد بيماری را دارد. بطوری که برای پی بردن به خواص دارويی آن بايستی عده ای آن را داوطلبانه به مقادير زياد استفاده کنند تا بروز حالات و علائم بالينی به دقت بررسی و گزارش شود برای نمونه با مصرف داروی هوميوپاتی قهوه علائم بی خوابی .عصبی شدن . حساس بودن به درد و ناملايمتی .. در فرد ايجاد می شود (البته موقت و بعد از چند روز فرد خود به خود به حالت اوليه باز می گردد) بدين ترتيب خصوصيات داروی هوميوپاتی (قهوه )ثبت می شود (اثبات دارويی)
حال اگر بيماری داشته باشيم که مشکل بی خوابی به همراه عصبی بودن (با جزئيات شبيه اثبات دارويی قهوه )داشته باشد در آن صورت مصرف مقدار کمی از آين دارو بيمار را درمان می کند
آنچه در عمل رخ می دهد تحريک سيستم ايمنی و حياتی بيمار است( مانند آنچه در واکسيناسيون رخ می دهد)
بيماری در واقع اثر برهم کنش عامل بيماريزا (ميکروب -شوک روحی و عاطفی- مواد غذايی مضر -شرايط بد زندگي...)با موجود زنده(بيمار) می باشد بدين ترتيب در ايجاد بيماری هر دو عامل دخيلند به گونه ای که اثر گذاری بر هر يک از آنها می تواند منجر به درمان (ويا احيانا وخامت بيماری )شود
در پزشکی کلاسيک اصل بر نابودی عامل بيماريزا ست اين امر در صورت تحقق می تواند منجر به بهبودی کامل شود چيزی که در درمان بيماريهای عفونی ( باکتريها) توسط آنتی بيوتيکها شاهد آن هستيم اما اين شيوه عملا محدوديتهای فراوان دارد چرا که نه تنها برای بيماريهای ويروسی درمان موثری وجود ندارد (هپاتيت - ايدز...)بلکه اصولا در اکثريت بيماريهای مزمن عامل بيماريزا قابل شناسايي نبوده يا نمی توان آن را نابود کرد در نتيجه تنها با از بين بردن علائم بيماری سعی در کنترل بيماری می شود (مسکنها)
در هوميوپاتی قسمت دوم بيماری اهميت می يابد يعنی فرد بيمار . و اعتقاد بر اين است که سيستم حياتی بيمار (ايمنی و ...) قدرت ذاتی حل بيماری را دارد اما در اثر شوک ناشی از عامل بيماريزا به درستی عمل نمی کند بنابر اين با تنظيم مجدد آن می توان بر بيماری غلبه کرد
و اين امر در هوميوپاتی با تحريکی مشابه بيماری اعمال می شود و به عبارتی بدن هوشيار می شود. بيماری از ديدگاه هوميوپاتی چيزی نيست جز توهم بدن نسبت به شرايط بيماری يعنی بدن نمی تواند به درستی اشکال را تشخيص بدهد
شهري را در نظر بگيريد که دچار حمله دشمن شده (شروع بيماری حاد)در ابتدا نيروهای دفاعی شهر به درستی عمل می کنند اگر اين دفاع کامل و درست باشد خطر حمله رفع خواهد شد (بهبودی بعد از يک بيماری حاد همچون سرماخوردگی- ضرب ديدگی-...) اما اگر دفاع شهر کامل نباشد و يا به هر شکل ضعيفتر از دشمن باشد شهر به اشغال در خواهد آمد در اين حال عدم هماهنگی و انسجام نيروها باعث تحليل رفتن ساکنين شهر می شود(بيماری مزمن. يعنی بيماری که به خودی خود بهبود نمی يابد)
در اين حال دو راه برای نجات شهر موجود است ۱) استفاده از حمله هوايی و بمباران شهر و احيانا رساندن آذوقه به اهالی ( پزشکی کلاسيک که با داروهای شيميايی عمل می کنند)
اگر فرض را بر اين بگيريم که بمبارانها بسيار دقيق باشد (انتخاب صحيح داروی شيميايی)در بهترين حالت علاوه بر نابودی دشمن کل شهر يا اکثر آن ويران می شود و تمام تاسيسات حياتی شهر آسيب می بيند و هر گونه دفاع داخلی سخت می گردد. گر چه در عمل هيچگاه از اين طريق تمام نيروهای دشمن از بين نمی روند و هر بار با قطع بمباران تجديد قوا می کنند ( برگشت بيماری بعد از هر بار قطع داروی شيميايی). از طرف ديگر اگر هم موفق به نابودی کامل دشمن شويم و فرض کنيم آسيبهای شهر هم غير قابل جبران نباشد در نهايت چون نقطه ضعفهای شهر جهت نفوذ دشمن هنوز وجود دارد( استعداد ژنتيکی يا اکتسابی ابتلا به بيماري)لذا همواره اين شهر در معرض خطر دشمن قرار دارد و دير يا زود دوباره اشغال می شود(عود مجدد بيماری)
۲)روش دوم فرستادن يک عده افراد زبده به شهر است که اين افراد نقاط ضعف شهر و همچنين دشمن را به خوبی می دانند همچون خود دشمن (هوميوپاتی)اين افراد با آگاهی دادن به نيروهای دفاعی شهر و بازسازی آنها در يک نبرد داخلی و تنها با کمک امکانات داخل شهر بر دشمن فائق می آيند در اين روش در صورت خبره بودن و آگاه بودن آنها از شرايط موجود (انتخاب صحيح داروی هوميوپاتی براساس علائم بيماری) دشمن نابود شده بدون آنکه شهر (سيستم حياتی فرد) آسيب ببيند و در عين حال با شناسايی و ترميم نقاط ضعف آن شهر عملا راه نفوذ های بعذی گرفته می شود
اين تشبيه ساده می تواند در درک نحوه عمل هوميوپاتی و مقايسه آن با طب کلاسيک راه گشا باشد البته مسائل ديگری مطرح می شود که در قسمتهای بعدی به آنها خواهم پرداخت



در ديدگاه هوميوپاتی کل سيستم حياتی فرد توسط يک نيروی حياتی حفظ می شود (وايتال فورس)سيستم ايمنی (آنگونه که پزشکی کلاسيک در نظر دارد)تنها قسمتی از اين نيروی حياتيست . در برخورد با عامل بيماريزا (ميکروب يا هر گونه استرس)اين نيروی حياتی به گونه ای تقويت می شود تا بر غلبه بر بيماری بتواند سلامت را باز گرداند
در بيماريهای مزمن ( که به راحتی و به خودی خود خوب نمی شوند)اين نيروی حياتی نمی تواند خود را به سطح نيروی بيماريزا برساند و در نتيجه برآن غلبه نمی کند و تنها باعث بروز يکسری واکنشها در بدن می شود که ما آنها را علائم بيماری تلقی می کنيم
به عبارت ديگر علائم بيماری و آلام ناشی از آن چيزی نيست جز واکنشهای بدن برای غلبه بر بيماری که در صورت غلبه نکردن بر بيماری بصورت دائم باقی می مانند عطسه -آبريزش بينی -اسهال -سرفه-... واکنشهای بدن است برای دفع عامل بيماريزا . آه کشيدن -بيقراری-تميز کردن وسواس گونه-... تماما رفتارهايی است که وجود فرد با هدف رهايی از بيماری انجام می دهد اما به علت پايينتر بودن سطح توان فرد (نيروی حياتی )اين حالات تنها باعث رنج بيمار می شوند بی آنکه در بهبودی نقشی داشته باشند
داروی هوميوپاتی در واقع با ايجاد بيماری در ست مشابه بيماری طبيعی فرد نيروی حياتی را تحريک و افزايش می د هد (که اين امر به صورت يک تشديد بيماری گذرا و کوتاه مدت خود را نشان می دهد) و بعد در مدت بسيار کوتاهی به علت مصنوعی و گذرا بودن بيماری دارويی(هوميوپاتی) نيروی حياتی می تواند بر بيماری واقعی غلبه کند
در عمل با يک بيماری گذرا و کاملا کنترل شده سيستم ايمنی بدن تقويت شده و بربيماری غلبه می کند
اين پديده تشديد را می توان با واکنشهای گذرا بعد از واکسيناسيون مقايسه نمود(تب و بی حالی ...)البته در اکثر موارد به قدری کوتاه و خفيف است که بيمار متوجه آن نمی شود
از نظر هوميوپاتی در يک بدن فقط يک بيماری ايجاد می شود سردرد - درد معده-عصبانی شدن-بی خوابی-عرق زياد کف دست و ...در يک بيمار تنها علائم يک بيماری هستند و (نه آنچنان که پزشکی کلاسيک به آن آعتقاد دارد) مثلا ۵ بيماری مختلف در يک نفر ! و تمامی اين حالات بايد با يک دارو حل شوند .
در عمل هم ميبينيم که معمولا تمامی عوارض اصلی بيماری با همديگر (از لحاظ زمانی) و به دنبال يک استرس يا اتفاق روحی يا جسمی حادث شده است . جالب اينکه با درمان صحيح هوميوپاتی نيز تمامی اين ناراحتيها با هم از بين می روند که اين مطلب خود گواه به هم پيوستگی اين مشکلات است . جدا نمودن علائم بيماريها و محدود کردن آنها با نامهايی چون ميگرن-زخم معده-روماتيسم-افسردگی- درد سياتيک ... جز گم شدن راه اصلی درمان اثری ندارد.
علائم بيماريها و آنچه بيمار از آن شکايت می کند آن چيزی است که بايد به آن توجه کافی نمود تکيه بيش از حد بر نتايج آزمايشگاهی و دقت در پاتولوژی حاکم بر بيماری عليرغم اينکه جزو واقعيت بيماری می باشند ولی اکثر موارد تاثيری در درمان ندارند . چه بسيار مواردی که پزشک بعد از انجام آزمايشات و عکسهای مختلف و رسيدن به تشخيص(تشخيص با معيارهای کلاسيک) تنها با گفتن يک نام عجيب(ام اس-پارکينسون-لوپوس-پسورياسيس-...) و يا نا اميد کننده (انواع سرطانها-روماتيسم-ميگرن- ...) به بيمار او را ناچار از قبول نا علاج بودن بيماری اش می کند. و اين سناريو هر روزه تکرار می شود بی آنکه کسی به حق بپرسد که پس درمان کجاست؟‌ در نظر بگيريد که سنگ بزرگی در سر راه شما قرار دارد در بار اول شما برای حل اين مسئله سعی می کنيد ابتدا آن را با زور تکان دهيد و بعد شروع می کنيد ابتدا جنس سنگ سپس رنگ آنو منشا زمين شناسی آن. ... را تعيين می کنيد!
اما هيچيک از اين اطلاعات در عمل نمی تواند در جابجا کردن آن نقشی داشته باشد (گرچه جزو حقايق آن سنگ هستند) در صورتيکه تنها با دانستن وزن سنگ و استفاده از يک اهرم مناسب و در نظر گرفتن شرايط زمين زير آن می توان به راحتی آن را جا به جا کرد و اين همان نکته ايست که گاهی بيماران و پزشکان کلاسيک تعجب می کنند که چطور اين همه آزمايش و بررسی نتوانسته بيماری را علاج کند در صورتی که يک داروی کوچک هوميوپاتی خط قرمزی بر روی تمام آلام بيمار می کشد.


خطرات هوميوپاتی
بسیاری از کسانی که علاقه مند به هومیوپاتی هستند مهمترین علت گرایش خود به این طب را بی ضرر بودن آن می دانند . گرچه که هومیوپاتی بسیار کم خطر است اما در واقع نباید آن را کاملا بی خطر دانست. اصولا هر ماده دارویی که خاصیت درمانی دارد خاصیت سمی نیز دارد! ماده بی خطر ماده ای است که هیچ خاصیتی نداشته باشد .

در پزشکی کلاسیک همانگونه که قبلا اشاره کرده ام ازیِک ماده دارویی خاص تنها خواص شفابخش آن اختیار می شود و سایر خواص دارو را بطور قراردادی آثار سوئ دارو حساب می کنند و سعی بر این است که خواص درمانی بر خواص سمی برتری داشته باشد . اما در هومیوپاتی تمام خواص داروها با هم در نظر گرفته می شود تقریبا هیچ خصوصیتی از دارو بی توجه نمی ماند

ِیک داروی شیمیایی اگر بطور متوسط 3 تا 5 برابر دوز درمانی استفاده شود اثرات سمی خود را نشان می دهد که این مقدار در بسیاری از موارد تنها 1.5 تا 2 برابر دوز درمانی داروست یعنی اگر شما به جای یک قرص دو تا بخورید عوارض دارو که گاه غیر قابلا جبران است بروز می یابد اما در مورد داروی هومیوپاتی دوز آسیب رساننده صدها برابر مقدار درمانی است که باید در فاصله های کوتاه و مکررا مصرف شود. واضح است که تقریبا هِچ هومیوپات مجربی چنین تجویزی نمی کند . اما گاه اتفاق می افتد که بیماران از روی کنجکاوی ویِا به خیال آنکه دارو هیچ اثر ندارد به اینگونه دارو را مصرف می کنند ( مقدار و تکرار دارو به مقدار بسیار زیاد) در اینصورت اتفاقی که می افتد این است که دارو علائم خود را در بدن به شکل شدیدی نشان می دهد . گاه قطع مصرف دارو برای برطرف شدن علائم دارویی کافی می باشد اما گاهی نیاز است تا با داروهای خاص هومیوپانی عمل خنثی سازی صورت بگیرد. به هر صورت اگر این نحوه غلط دارو ادامه یابد می تواند مانند هر درمان دارویی دیگری عوارض جدی داشته باشد. بنابراین بایستی داروهای هومیوپاتی از دسترس کودکان و همینطور افراد روان پریش (که امکان مصرف بی رویه در آنها وجود دارد) دور نگاه داشته شود . لازم به ِادآوری می باشد که این عوارض متفاوت از تشدید دارویی است که در این پدیده (تشدید) هیچ آثار سو در بدن باقی نمی ماندو قسمتی از روند درمان محسوب می شود.

خطر دیگری که در هومیوپاتی ممکن است پیش آید در رابطه با بیماریهای خطرناک است که اگر هومیوپات& پزشک نباشد به عدم توجه به خطرات احتمالی ممکن است بِیمار آسیب ببیند( عده ای تنها با گذراندن دوره کوتاه هومیوپاتی بدون داشتن مدرک پزشکی اقدام به درمان می نمایند). برای نمونه گاهی داروی بیماران آسمی ویِا بیِماران قلبی بدونه در نظر گرفتن شرایط بیمار( وابستگی دارویی) قطع شده است که دچار ضایعات ناشی از قطع داروها شده است که این اتفاق تنها در مواردی پیش آمده است که هومیوپات معالج اطلاعی از خواص داروهای شیمیایی و شرایط داخلی بیمار نداشته است و این لزوم داشتن تحصیلات کامل پزشکی در نزد هومیوپاتها را نشان می دهد. در کشورهایی که هومیوپاتی به رسمیت شناخته شده است برای اجازه طبابت باید هومیوپات قبلا پزشکی خوانده باشد در غیر اینصورت باید دروس سالهای اولیه پزشکی را گذرانده باشد.

اما نگرانیهایی نیز در بین بیماران در رابطه با درمان هومیوپاتی وجود دارد که اکثرا بیمورد هستند:

1) گاهی بیماران با توجه به اینکه در مدت زمانهای خاص اثر داروی هومیوپاتی از بین رفته و بیماری باز می گردد نگران این مسئله می شوند که شاید به داروهای هومیوپاتی اعتیاد پیدا کنند ! در صورتیکه داروهای هومیوپاتی به هیچ وجه اعتیاد آور نبوده و بیمارانی که به چندین بار تکرار و ادمه طولانی مدت دارو نیاز دارند بعد از مدتی کاملا درمان شده و نیازی به استفاده دارو نخواهند داشت (امری که در مورد اکثر داروهای شیمیایی مورد استفاده در طب رایج رخ نمی دهد و بیماران بایستی گاه تا پایان عمر وابسته به دارو باشند همچون داروهای اعصاب-فشارخون- داروهای قلبی- تشنج-...)

2) گاه بیماران نگران هستند که اگر درمان هومیوپاتی را ادامه ندهند ممکن است مشکلی برای آنان ایجاد شود که این مورد نیز کاملا بی مورد است و اگر بیماری به هر دلیل در حین درمان از ادامه آن منصرف شود هیچ مشکلی ایجاد نخواهد شد بلکه احتمالا با وجود آنکه درمان کامل بدست نیامده است اما موارد جزئی بسیاری احتمالا حل شده اند و گاهی بیمار به درمانهای طب رایج که قبلا پاسخ مناسب نداشته است بهتر جواب می دهد(بعلت بازسازی نسبی سیستم ایمنی)


اشکال داروهای هوميو پاتی


داروهای هومیوپاتی از نظر شکل ظاهری به گونه های مختلفی عرضه می شوند

1)محلول الکلی: در اِن حالت داروی هومیوپاتی در محلولی که شمل آب و الکل سفید (اتیلیک) می باشد حل شده است (با نسبتهای مختلف که معمولا در صد الکل کمتر از 40% می باشد) اِن شکل دارویی کمتر به بیماران ارائه می شود و اگر هم استفاده شود توسط خود هومیوپات و در مطب به مقدار چند قطره در دهان بیمار چکانده می شود. در ضمن از این محلول برای تهیه فرمهای گلبولی داروهای هومیوپاتی استفاده می شود

2)قرص: این نوع داروهای هومیوپاتی شباهت زیادی از نظر ظاهری با قرص های پزشکی کلاسیک دارد . این فرم از داروی هومیوپاتی در ایران بسیار کم یِافت می شود

3)گلبول: در اِن شکل دارویی که رایجترین فرم داروی هومیوپاتی نیز می باشد از قند شیر (لاکتوز) که بصورت گلوله های کوچک فرم گرفته است استفاده می شود ااندازه گلوبولها از قطر 1 میملیمتر تا 10 میلیمتر متفاوت می باشد که معمولا از اندازه های استاندارد 1- 3-5 میلیمتر اسفاده می شود. گلوبولهای کروی همانطور که گفته شد از جنس قند می باشند و داروی هومیوپاتی بر روی آنها چکانده شده است و بعبارت دیگر با محلول هومیوپاتی مرطوب شده اند. این گلبولها بسته به سبک کاری پزشک هومیوپات به گونه های مختلف ممکن است تجویز شود عده ای از هومیوپاتها اعتقاد به مصرف مستقیم داروهای گلوبولی دارند یعنی بیمار یک یا چند عدد از گلوبولها زا باید زیر زبان قرار دهد تا در دهان حل شوند.

عده ای دیگر از همکاران هومیوپات معتقدند که با حل داروی هومیوپاتی در مقداری آب و مصرف کمی از آب مورد نظر دارو نه تنها بهتر عمل می کند بلکه خاصیت تشدید علائم نیز کاهش می یابد. هر یک از این دو شیوه طرفداران خاص خود را دارند. لازم به ذکر است که اندازه گلوبولها برخلاف ظاهر آنها تغغیر زیادی در قدرت دارو ایجاد نمی کند به خصوص در شیوه محلول کردن در آب اِن تفاوت بسیار کم خواهد شد. از طرف دیگر خرد شدن داروی هومیوپاتی خواص آن را کاهش نمی دهد .

4)پماد- کرم هومیوپاتی: بعضی از شرکتهای دارویی از تعدادی از داروهای هومیوپاتی که قدرت زیادی در درمان یک بیماری موضعی (عمدتا پوستی دارند) کرم و پماد تهیه نموده اند که مورد مصرف گاهی قرار می گیرد . البته لازم به ذکر است که بسیاری ازاساتید هومیوپاتی اِن نحوه تجویز را مردود می دانند چرا که معتقدند دارو باید کل سیستم را درمان نماید و چنین تجویزی در صورت موثر بودن نیز ممکن است اثر سرکوبگرانه و پوشاننده بر روی علائم بیماری داشته باشد


نگهداری داروی هومیوپاتی:

داروهای هومیوپاتی به علت خواص خاص خود ممکن است در شرایط خاصی بی اثر شوند. سرما و گرمای زیاد محیط می تواند یکی از علل خراب شدن داروها باشند. از سوی دیگر قرارگرفتن در میدان مغناطیسی وسایل برقی (تلویزیون - یخچال...) نیز در بی اقثر شدن دارو نقش دارد. نور زیاد و مستقیم خورشید نیز از عوامل موثر شناخته شده است. عطر و ادوکلن نیز نباید در کنار داروهای هومیوپاتی نگهداری شوند

در مقادیر زیاد دارو نیز اگر داروهای هومیوپاتی در کنار هم نگهداری شوند دیده شده است که می توانند بر روی خواص هم (بصورت الکترومغناطیسی) اثر بگذارند البته این موضوع کاملا اثبات نشده است.

در ضمن داروهای هومیوپاتی بایستی از دسترس بچه ها ( مانند هر داروی دیگر) دور نگه داشته شود و همینطور از مصرف دارو از روی کنکاوی بپرهیزید گرچه هِچ خطر جدی وجود ندارد اما ممکن است با داشتن حساسیت به دارو خاطه بدی را تجربه کنید!
ارسال پست

بازگشت به “پزشکي”