فتح آندلس؛ آغاز گسترش اسلام در قاره اروپا

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
پست: 820
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4147 بار
سپاس‌های دریافتی: 2180 بار

فتح آندلس؛ آغاز گسترش اسلام در قاره اروپا

پست توسط حسن2568 »

فتح آندلس؛ آغاز گسترش اسلام در قاره اروپا

از: سرهنگ بازنشسته علي سجادي
كارشناس ارشد مديريت امور دفاعي

اشاره
نام آندلس را زياد شنيده‌ايم و اينكه مسلمانان در همان قرن اول اسلام دامنة فتوحات خود را تا به آنجا گسترانيده و پس از در نورديدن شمال آفريقا از مديترانه عبور كرده و از دروازه آندلس وارد قاره اروپا شده‌اند. همچنين سقوط آندلس و شكست مسلمانان در اين منطقه نيز پيوسته يكي از درس‌ها و عبرت‌هاي تاريخ اسلام بوده است و بزرگان و نويسندگان اسلامي از اين درس تاريخي براي هشدار به مسلمانان بهره‌گيري كرده‌اند.
يازدهم آبان ماه مصادف با سالگرد ورود مسلمانان به آندلس در سال 92 هجري است؛ به اين بهانه مطالبي را به صورت مجمل جهت آگاهي خوانندگان محترم مجله تهيه كرده‌ايم كه تقديم مي‌شود.

موقعيت جغرافيايي و اجتماعي آندلس
قديمي‌ترين ساكنان شبه جزيره اسپانيا قومي به نام ايبر1 بوده‌اند، ولي بعدها اقوامي از نژاد سلت2 نيز از سوي شمال به اسپانيا مهاجرت كرده و با درآميختن با ايبرها، نژادي مركب تشكيل داده‌اند.
حدود سال 1100 قبل از ميلاد مسيح مردمان فنيقيه3 ، شهرهايي در سواحل شرقي شبه جزيرة اسپانيا بنا كردند كه مهم‌ترين آن، شهر كاديكس4 بود.
مهاجران يوناني نيز بعدها در سواحل شرقي شبه جزيره اسپانيا شهرهايي بنا كردند. پس از جنگ‌هايي كه ميان روم و كارتاژ5 در گرفت، بخش‌هاي زيادي از شمال و جنوب شبه جزيره اسپانيا را سپاهيان كارتاژ تصرف كردند و در آن شبه‌جزيره، شهر كارتاژ نو را بنا نهادند. ولي در دومين دورة جنگ‌هاي پونيك كه روم بر كارتاژ پيروز شد، رومي‌ها به مرور بخش‌هاي مختلف شبه‌جزيرة اسپانيا را تصرف كردند تا اينكه سرانجام پس از دويست سال جنگ‌هاي خونين، تقريباً همة بخش‌هاي شبه جزيره اسپانيا به دست روميان افتاد.
در سال 19 قبل از ميلاد، آگوستين، امپراتور روم، طوايف كانتابر6 را نيز كه در كوهستان‌هاي شمالي شبه جزيره اسپانيا سكونت داشتند، به زير فرمان خود درآورد و با اين كار سلطه روميان را در سراسر شبه جزيره اسپانيا گسترد. از آن پس به مدت هفت قرن شبه جزيرة اسپانيا تحت نفوذ و تمدن و فرهنگ روم قرار گرفت و رو به ترقي نهاد و دين مسيح(ع) نيز به تدريج در آنجا رايج و گسترده شد.
بعدها اقوام ژرمن به شبه جزيره اسپانيا حمله كردند. از جمله در سال 415 ميلادي ويزگوت‌ها7 كه در آغاز با روميان متحد بودند، در اطراف رشته كوه‌هاي پيرينه8 سلطنت ويزگوت را تشكيل دادند و دامنة حكومت آنان بخشي از شبه جزيره اسپانيا و قسمتي از كشور «گل»‌ - يعني فرانسه كنوني – را شامل مي‌شد.
پس از اينكه قبايل فرانك9 قدرت و توانايي يافتند، توانستند ويزگوتها را از «گل» برانند و فرمانروايي ويزگوت‌ها تنها به بخشي از شبه جزيرة اسپانيا محدود شد و شهر «تولدو» مركز حكومت ويزگوت‌ها در اسپانيا شد، اما زبان ويزگوت‌ها به مرور از ميان رفت. ويزگوت‌هاي فاتح از لحاظ نژاد و زبان در اقوام مغلوب خود در شبه جزيره اسپانيا حل شدند. سرانجام در سال 710 ميلادي يكي از بزرگان اسپانيا به نام «كلروس» با ديگر اشراف و نجيب‌زادگان اسپانيا متحد شد و عليه «ويتيسيا» پادشاه ويزگوت قيام و او را از سلطنت خلع كرد.

فتح مغرب مقدمة فتح اسپانيا
با توجه به موقعيت جغرافيايي اسپانيا بديهي است كه بدون تصرف سرزمين‌هاي مغرب يعني بخش اعظمي از شمال آفريقا، فتح اسپانيا امري محال بوده است و لذا فتح مغرب را بايد مقدمه فتح اسپانيا دانست. البته ذكر اين نكته نيز ضروري است كه شمال آفريقا با يك جنگ به قلمرو اسلام در نيامد، بلكه اين كار با رشته جنگ‌هايي كه حدود هفتاد سال متوالي به درازا كشيد، انجام پذيرفت. در اقع اين جنگ‌ها با اعزام يك تيم شناسايي به فرماندهي «عقبه‌بن نافع» در ذيقعده سال 21 ه.ق (سپتامبر 642 ميلادي) آغاز شد و با حملة نهايي و موفقيت‌آميز «موسي‌بن نصير» ‌در سال 90 ه. ق (708 م) كه به فتح، مغرب دور انجاميد، پايان پذيرفت. مسلمانان در جريان اين فتح رنج‌ها و تلفاتي را متحمل شدند كه نظير آن را در فتح هيچ سرزمين ديگري حتي شمال هند به خود نديده بودند.
البته اگر اين تلاش مسلمانان را با وسعت سرزميني كه فتح كردند و با راه‌هاي دشوار و نژادهاي مختلف موجود در آن مقايسه كنيم، روشن خواهد شد كه مسلمانان اين مناطق گسترده را آسان‌تر از رومي‌ها فتح كردند و در به تسليم كشاندن آن چنان توفيقي به دست آوردند كه با موقعيت رومي‌ها در دوران باستان و موقعيت فرانسوي‌ها در عصر جديد تقريباً قابل مقايسه نيست. همچنين تلفاتي كه مسلمانان در اين راه متحمل شدند، به‌مراتب كمتر از تلفات رومي‌ها و فرانسوي‌ها بوده است. به علاوه، نتايجي كه در اين مورد نصيب مسلمانان شد، شگفت‌انگيز و بي‌مانند است. «گوتيه» مورخ فرانسوي در كتاب «عبور از آفريقاي شمالي» مي‌نويسد:‌«نتايجي كه عرب‌ها ]مسلمانان [ در جريان فتح شمال آفريقا به دست آوردند، هنوز ماية حيرت است. مغرب تا حد زيادي عرب شد و به گونه‌اي كامل و ژرف به اسلام گرويد. اين نتيجه‌اي بي‌شك اعجاب‌انگيز است و هيچ حركت استعماري (عين تعبير نويسنده است) ديگري بر روي كرة خاكي موفق به كسب چنين نتيجه‌اي نشده است.»
اين نكته تصوري روشن از ماهيت فتح مغرب به دست مسلمانان و عظمت كاري كه بدان دست يازيدند و طي آن دامنة اسلام را چند هزار كيلومتر، از مرزهاي مصر تا اقيانوس اطلس، گسترش دادند در اختيار ما مي‌‌گذارد.
مسلمانان اين كار عظيم را گام به گام و در شش مرحله و طي حدود هفتاد سال به انجام رساندند، اين شش مرحله به صورت كاملاً مختصر بيان مي‌شود:
1 – مرحله اول: اين مرحله از اوايل فتح در ذيقعده سال 21 ه.ق (سپتامبر 642) آغاز مي‌شود و تا پايان استانداري معاويه‌بن حديج در اوايل سال 48 ه.ق ادامه مي‌يابد. در اين مدت عمروبن عاص، «بَرقه» را فتح كرد و موفق شد حمايت قبيله بزرگ لواتر را به سود مسلمانان كسب كند و حتي بعضي از آنها را به پذيرفتن اسلام متقاعد سازد. اين نخستين موفقيت اسلام در آن سوي مرزهاي غربي مصر بود.
2 – مرحله دوم: اين مرحله از سال 49 ه.ق آغاز مي‌شود و تا سال 62 ه.ق ادامه مي‌يابد و دوران نخستين امارت عقبه‌بن نافع و امارت ابوالمهاجر دينار را در برمي‌گيرد.
3 – مرحله سوم: دورة نخست فرمانروايي عقبه‌بن نافع و طرح‌ريزي قيروان از سال 49 تا 55 ه.ق.
4 – مرحله چهارم: حمله بزرگ عقبه‌بن نافع در سال 60 ه.ق. در اين مرحله عقبه دست به حمله‌اي بزرگ زد و تا اقيانوس اطلس پيش رفت، اما به دلايلي كه مجال ذكر آن در اين مقال نمي‌باشد، ناچار به عقب‌نشيني شد و تا برقه يعني همان جايي كه چهل سال پيش عمروبن عاص فتح كرده بود، عقب‌ نشست و بدين‌ترتيب مسلمانان آفريقا را از دست دادند.
5 – مرحله پنجم: فرمانروايي زهيربن قيس و پايان دادن به مقامت برانس (69 تا 71 ه.ق). چهار سال پس از آن شكست، يعني در سال 69 ه.ق. مسلمانان به فرماندهي زهيربن قيس بلوي كه در اين سال‌ها همچنان به انتظار رسيدن كمك در برقه به سر مي‌برد، به آفريقا بازگشتند.
6 – مرحله ششم: پايان دادن به مقاومت بُتر و يكسره كردن كار فتح مغرب (76 تا 85 ه.ق). عبدالملك‌بن مروان دريافت كه فتح كامل و پايدار آفريقا جز با اعزام لشكري بزرگ و كاملاً مجهز به سامان نمي‌رسد. لذا سپاهي بزرگ و مجهز را كه شمار نفراتش به چهل هزار مي‌رسيد تحت فرماندهي حسان‌بن‌نعمان قرار داد و اين فرمانده سپاه اسلام موفق شد كار فتح مغرب را به پايان برساند.

فتح آندلس
هرچند برخي از مورخين بر اين باور بودند كه مسلمانان از ابتدا در انديشة فتح كامل آندلس و استقرار در آن نبوده‌اند و قصد آنها از حمله كسب غنيمت و بازگشت به آفريقا بوده است، اما پيروزي قاطع و غير منتظره طارق در وادي لكه (گوادالت) آنها را به ادامة حمله و پيشروي تشويق و ترغيب كرده است.
شايد اين نظر در بدو امر درست جلوه كند، زيرا رفتن طارق به آندلس با اين شمار اندك نشان نمي‌دهد كه وي قصد تصرف و فتح كامل آن را داشته است، بلكه حاكي از يك حركت صرفاً شناسايي است. اما اگر روش معمول عرب‌ها و مسلمانان را در فتح مثلاً مصر و مغرب در نظر بياوريم، ملاحظه خواهيم كرد كه پيش فرستادن نيرويي كوچك براي فتح و فرستادن قواي كمكي به دنبال آن روشي بوده است كه عرب ها در جريان فتوحات از آن پيروي مي‌كرده‌اند: نخست شماري اندك مي‌فرستادند و آن گاه آماده مي‌شدند كه درصورت لزوم نيروهاي كمكي اعزام كنند. اين شيوه عملاً در جريان فتح آندس پيش آمد؛ چرا كه بلافاصله از سوي موسي‌بن نصير، پنج هزار نفر نيروي كمكي براي طارق اعزام شد. بنابراين مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه فتح اندس صرفاً يك ماجراجويي نبود كه برحسب اتفاق با موفقيت و پيامدهاي مثبت همراه باشد، بلكه از همان ‌آغاز يك حركت برنامه‌ريزي شده بود كه براساس روش معمول مسلمانان در فتح سرزمين‌ها انجام گرفت.

نحوة اجراي عمليات
موسي‌بن نصير با اشاره و راهنمايي خليفه وقت (وليدبن عبدالملك) ابتدا يكي از فرماندهان خود به نام «ابوزرعه طريف‌بن ملوك» را با نيرويي كوچك به استعداد چهارصد پياده و سواره به وسيله چهار فروند كشتي روانه اسپانيا كرد و اين نيرو در جزيره‌اي كوچك به نام «پالوماس» پياده شدند. در نزديكي اين جزيره بعدها شهري به نام طريف (Tarifa) ساخته شد.
اين اقدام نظامي در رمضان سال 91 ه.ق انجام گرفت. طريف و افرادش از اين نقطه خاك اسپانيا كه در واقع حكم سرپل را داشت، مبادرت به يك رشته حملات برق‌آسا به ساحل كردند و غنايم فراوان و اسراي بسياري به چنگ آوردند. سپس براي حمله نهايي، موسي‌بن نصير، طارق‌بن زياد - يكي از بهترين و لايق‌ترين سپاهيان خود را انتخاب كرد؛ هرچند كه به نوشته مورخين وي در آن زمان سن و سال زيادي نداشته است. با توجه به اينكه مسلمانان بيش از چهار فروند كشتي در اختيار نداشتند، ولي موفق شدند پنهان از ديد دشمن در چند مرحله از تنگه جبل‌الطارق عبور كرده و در ساحل اسپانيا پياده شوند. منابع اسلامي اين عبور را در رجب سال 92 ه.ق دانسته‌اند، با اين حال ماه عبور دقيقاً معلوم نيست. مسلمانان در دامنة كوهي كه از آن تاريخ به بعد نام «جبل‌الطارق» را به خود مي‌گيرد، تجمع كردند. طارق سعي كرد اين موضع را به خوبي استحكام بخشد تا درصورت بروز حادثه‌اي غير منتظره مسلمانان از آن به عنوان يك دژ و سنگر استفاده كنند. از اين مرحله به بعد سپاهيان اسلام تحت فرماندهي طارق‌بن زياد مناطق مختلف اسپانيا از جمله شهرهاي الجزيره الخضرا (الجسيرس)، گوادالت، سيدونيا، تولدو و كوردوبا را فتح كردند و تا سال 1031 ميلادي (421 ه.ق) كه سلطنت هشام سوم آخرين خليفه اموي در آندلس پايان يافت،‌حكومت مسلمانان در اسپانيا به چندين حكومت مستقل كوچك تقسيم و به مرور زمان كاملاً مضمحل شد.

پي‌نوشت‌ها:
1 – Iber، از اقوام قديمي كه در اروپاي غربي (اسپانيا، جنوب فرانسه و سواحل ليگوريا) سكونت داشتند.
2 – Celet، قومي از نژاد هند و اروپايي كه مهاجرت‌هاي آنان به قبل از تاريخ مي‌رسد. نخست اروپاي مركزي و سپس فرانسه، اسپانيا و جزاير بريتانيا را اشغال كردند.
3 – Phoenica، كشوري باستاني معادل كشور كنوني لبنان و بخشي از مناطق همجوار در سوريه و فلسطين اشغالي.
4 – Cadix،‌شهري بندري در جنوب غربي شبه جزيرة اسپانيا در ساحل اقيانوس اطلس.
5 – Cartage.
6 – Cantaber، مردمي در اسپانياي قديم كه در جوار خليج گاسكني (Gascogne)، خليجي در مناطق مرزي ميان اسپانيا و فرانسه كنوني (در اقيانوس اطلس)، مي‌زيستند.
7 – Visigoths،‌اقوامي ژرمن كه در قرن چهارم ميلادي در ايالت‌هاي دانوب سكني گزيدند و سرانجام در اسپانيا ساكن شدند.
8 – Pyrenees، رشته كوه‌هايي ميان فرانسه و اسپانيا.
9 – Frances،‌قومي از نژاد ژرمن كه در قرن پنجم ميلادي، ناحية «گُل» (فرانسه فعلي) را متصرف شدند.


منابع:
1 – سپيده‌دم آندلس، دكتر حسين مونس، ترجمة سيدرضا شيخي، چاپ مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول.
2 – تاريخ فتح آندلس، ابن‌قوطيه ابوبكر محمدبن عمر، ترجمه ‌حميدرضا شيخي، چاپ آستان قدس رضوي، چاپ دوم،‌1378.
3 – غروب آفتاب در آندلس، طنطاوي، چاپ و نشر توسط دفتر انتشارات اسلامي.
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”