کشورهاي عرب، جهاد مقدسشان را آغاز کردند، اما در نهايت نه تنها فلسطين آزاد نشد، بلکه حتي بخشهايي از خاک خودشان هم به تصرف اسرائيل درآمد؛ بلنديهاي جولان از سوريه، صحراي سينا از مصر و اورشليم شرقي از اردن. بدون شك از اينجاي تاريخ ميتوان اين رهبران باغيرت عرب را سيبزميني ناميد، چرا که از آن پس آنها حتي به فکر آزادي سرزمين خودشان هم نبودند چه رسد به اينکه آرمان رهايي قدس شريف را در سر داشته باشند. و اين پاسخ همه آدمهايي است که اين روزها از خود ميپرسند:«چرا کشورهاي عربي و مسلمان در قبال فجايعي كه در غزه ميگذرد هيچ کاري نميکنند؟»
پس از شکست اعراب در جنگ 6 روزه، مصر و اردن با اسرائيل پيمان صلح امضاء کردند و تمام دشمنيهاي گذشته را فراموش كردند، سوريه خطر چنداني براي دولت صهيونيستي به حساب نميآمد و عراق هم چند سال بعد متوجه دشمن جديدي به نام ايران شد! و عجيبتر آنکه همين عراق که با همکاري سه کشور ديگر حتي يک هفته هم در مقابل اسرائيل مقاومت نكرده بود، به ايران حمله كرد و 8 سال تمام جنگيد! (البته با كمك و پشتيباني مادي و تسليحاتي قدرتهاي خارجي و منطقهاي؛ مجاهدان مصري و اردني هم كه هنوز در کنار ارتش عراق حضور داشتند، منتهي اينبار عليه يك كشور اسلامي و نه يك دشمن يهودي!) با اين حساب، چه انتظاري ميتوان از اين خائنان و منافقان امت داشت، وقتي آنها حتي به فكر آزادسازي سرزمين خودشان هم نيستند؟
بگذريم، صحبت بر سر اعراب است و سكوتشان در برابر جنايات اسرائيل در غزه؛ طبعا نميتوان انتظار کوچکترين حرکتي را از خادم حرمين شريفين و حسني مبارک و ملك عبدالله و بقيه شکم گندههاي منطقه داشت. بنلادن و ملاعمر و مجاهدان القاعده هم که الان معلوم نيست در کدام نقطه عالم مشغول جهاد با صليبيان و يا بريدن سر رافضيان هستد! در اين ميان، تنها ميتوان به گامهاي مصمم و دست و بازوي مجاهدان حماس و مردم مظلوم غزه ايمان و اعتقاد داشت که اين معرکه را هم با پيروزي پشت سر بگذارند…


منبه:اهستان











