فرآيند ملت‌سازي در رژيم صهيونيستي صورت نخواهد گرفت

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
پست: 266
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۷, ۹:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: shiraz
سپاس‌های ارسالی: 67 بار
سپاس‌های دریافتی: 436 بار
تماس:

فرآيند ملت‌سازي در رژيم صهيونيستي صورت نخواهد گرفت

پست توسط هوایی »

  با شصت‌ويكمين سال اشغال فلسطين و تشكيل رژيم جعلي اسرائيل، حسين رويوران كارشناس مسائل بين المللي با تحليل مشكلات موجود در ساختار اجتماعي و اقتصادي در بافت اين جامه يهوديان مهاجر به فلسطين اشغالي،فرايند ملت‌سازي رژيم صهيونيستي را شكست خورده ارزيابي كرد. 
  گزارش فارس، حسين رويوران ليسانس و فوق ليسانس علوم سياسي و دانشجوي دوره دكتري علوم سياسي با 28 سال پيشينه فعاليت در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از جمله دو دوره مدير دفتر منطقه اي صدا و سيما در بيروت و مديريت شبكه العالم در سالهاي 1379تا 1380در گفت‌وگويي اختصاصي با خبرنگار گروه بين الملل خبرگزاري فارس به بررسي مشكلات داخلي موجود در بافت اجتماعي رژيم صهيونيستي به ويژه يهوديان مهاجر به فلسطين اشغالي پرداخت.

فارس: لطفاً يك نماي كلي از سير كوچ يهوديان به فلسطين اشغالي به ويژه پس از فروپاشي شوروي، ارائه دهيد.
رويوران: رژيم صهيونيستي از نوع رژيم‌هاي استعمار اسكاني است؛ مانند استراليا در شرق آسيا اين نوع از دولت متكي بر تداوم و جذب مهاجرت براي يكدست‌سازي شرايط جمعيتي است، اسرائيل در دهه 40 و 50موفق به كوچاندن يهوديان به اسرائيل شده بود، اما مهجرت در دهه 60تا آستانه دهه نود كاملا افت كرده بود اما در دهه 90 به دليل فروپاشي شوروي دوباره موج مهاجرت ايجاد شد.
در دهه نود حدود يك ميليون نفر از شوروي به اسرائيل مهاجرت كردند كه بخشي از آن تحت تاثير انگيزه‌هاي صهيونيستي است و بخشي ديگر از آن متاثر از شرايط اقتصادي بود ولي در ميان كوچ كنندگان بخشي از جامعه روس كه حتي يهودي نبودند تحت عنوان يهودي مهاجرت كردند كه اين تعداد به 300 هزار نفر هم مي‌رسد، بخش از جامعه روسي كه يهودي نبودند و بخشي ديگر كه يهودي سكولار بودند و آشنايي با زبان عبري نداشتند و فرهنگ و زبان روسي را در اسرائيل ايجاد كردند و حتي چند كانال تلوزيوني روسي ايجاد كردند و حتي همبستگي محلي داشتند و اين شرايط تا كنون استمرار دارد.

فارس: آيا اسرائيل كه مدعي جذب يهوديان جهان است ساز و كاري براي ممانعت از ورود غير يهوديان ندارد؟
رويوران: در سال 1993 لايحه‌اي به كنيست ارجاع شد كه يهودي كيست؟ تا اينكه براساس اين قانون يهودي از غير يهودي تفكيك گردد اما به دليل نگراني از پيدايش شكاف ‌هاي اجتماعي اين لايحه به رغم فوريت تصويب آن تاكنون مورد بررسي قرار نگرفته و دليل آن ترس از هم پاشيدن جامعه اسرائيل است.
بحث ديگري كه وجود دارد آن است كه اساسا يهوديان روسيه ازدواج‌هاي مختلط داشتند. در چهارچوب دين يهود مادر بايد يهودي باشد لذا تمام كساني كه تنها از پدر يهودي بودند را ناگزير به پذيرش شدند ولي حاخام‌ها آن ها را يهودي نمي‌دانند از اين رو نگراني از آينده اكثر اين افراد اين مقوله را مسكوت گذاشت.

فارس: مقاوت مردم لبنان و فلسطين تاكنون در جلوگيري از فرايند ملت سازي جعلي ديني رژيم صهيونيستي چه تاثيري داشته است؟
رويوران: مهاجرت يهوديان متكي بر چند عامل بود اول رونق اقتصادي و دوم امنيت كه اينها مهمترين علل اين مهاجرت‌ها بود ولي از زمان شكل گيري مقاومت، درون اسرائيل ناامن شد فرد يهودي كه از كشور ها غربي و شرقي مهاجرت مي‌كردند از ترس مجبور به بازگشت و به عبارتي مهاجرت معكوس مي‌شوند، در طي جنگ 33روزه و 22 روزه غزه بخش هاي شمالي و جنوبي فلسطين اشغالي در معرض هدف موشك‌هاي حماس و حزب الله قرار گرفت و ناامني را يك اپيدمي در اسرائيل درآورد اين ناامني منجر به گشترش شرايط مهاجرت معكوس به خارج را فراهم كرد طبق آمار اعلام شده تاكنون بيش از يك مليون يهودي به خارج از فلسطين مهاجرت كرده‌اند حاخام‌ها صهيونيستي هركس را كه مهاجرت كند مرتد مي‌دانند ولي علي رغم اين تهمت‌ها و فشارهاي رواني و ديني اين پديده همچنان ادامه دارد و از سال 2007براي اولين بار تعداد كوچ كنندگان به اسرائيل كمتر از مهاجرت كرده‌ها از خاك فلسطين اشغالي بود و اين خطري جدي براي رژيم استعماري اسكاني مانند رژيم صهيونيستي است و اگر ركن مهاجرت به صورت معكوس در آيد موجوديت اسرائيل با مشكل جدي مواجه خواهد شد.

فارس: نقش چالش جمعيتي درون اسرائيل بر تحولات اخير و روابط در خاورميانه چه بوده است؟
رويوران: ظهور پديده دولت يهودي در سال اخير و درخواست اسرائيل از غرب و دول عربي در اينكه اسرائل را به عنوان دولت يهودي به رسميت بشناسند نشان از اين دارد كه شرايط جمعيتي در اين كشور تغيير يابد در حال حاضر مهمترين چالش اسرائيل از نظر جمعيتي است و هم اكنون در سرزمين فلسطين نوعي موازنه بين فلسطيني‌ها و صهيونيست‌ها وجود دارد البته با احتساب جمعيت كرانه باختري و نوار غزه به همين دليل اسرائيل سعي مي كند به گونه‌اي از كرانه باختري و نوار غزه عقب نشيني بكند در حالي كه قبلا اين مناطق را سرزمين موعود مي ناميد و مدعي بود هرگز عقب نشيني وجود نخواهد داشت، دوم اينكه در حال حاضر اين رژيم بحث مبادله سرزميني را مطرح مي‌كند تا 1 ميليون فلسطيني كه در اين سرزمين هستند را نيز به نوعي مبادله كند و به دولت فلسطين واگذار كند و اين نشان دهنده اين است كه اسرائيل سعي دارد از طريق اين طرح‌ها از چالش جمعييت بيرون آيد و اين مطالب ثابت مي‌كند اين چالش مشكل اصلي اين رژيم است.

فارس: تاثير پيروزي‌هاي اخير مقاومت در تسريع روند مهاجرت معكوس از اسرائيل به خارج چه بوده است؟
رويوران: رژيم صهيونيستي از زمان پيدايش تاكنون در تمام جنگ ها شرايط را به سمتي مي‌برده كه جنگ در خارج از خاك اين رژيم باشد به طوري كه جامعه داخلي امن باشد و جنگ در سرزمين ديگران اتفاق بيفتد در حالي كه از زمان تشكيل حركت مقاومت در لبنان سعي بر ناامن كردن داخل اسرائيل كرد كه در جواب اقدامات اين رژيم در لبنان پاسخي به دشمن بدهد و اين مسئله منجر به تغيير در مناسبات و معادلات شده است ابتدا اين تاكتيك در جنوب لبنان كه در اشغال اسرائيل بود شروع شد به اين معنا كه هر روستايي را كه آنها ناامن مي‌كردند حزب الله روستاهاي اسرائيلي را هدف قرار مي‌داد بر همين اساس اسرائيل ناچار شد تفاهمي را به طور غير مستقيم با حزب الله امضا كند تحت عنوان تفاهم آوريل يا تفاهم نيسان تا از اين طريق امنيت داخلي خودشان را تامين كنند و مجبور شد بخشي از رفتارهاي تجاوزكارانه را كنار بگذارد اما در جنگ 2006 با توجه به اينكه اسرائيل تا بيروت را هدف قرار مي‌داده حزب الله نيز همانند ارتش صهيونيستي تا نزديك تل‌اويو را زير آتش قرار داد و اين اولين بار بود كه جامعه اسرائيل تهديد را احساس كرد و اين حوادث باعث اثرات رواني شديدي بر ذهن صهيونيست‌ها شد و در نهايت اين احساس ناامني ارتباط صهيونيست‌ها با دولت جعلي اسرائيل را تضعيف خواهد كرد و بعد از اين حوادث بود كه به اسرائيل پيشنهاد شد چند جزيره بخرد تا در مواقع بحراني اگر اتفاقي افتاد يهوديان به آنجا مهاجرت كنند اين سابقه ذهني براي يهوديان بود تا اينكه در طي حمله به غزه ،حماس اين بار بخش‌هايي از جنوب اسرائيل را هدف قرار داد و اين مناطق نيز مانند شمال ناامن شدنداين ناامني در پايان به فرار صهونيست منتهي خواهد شد زيرا در وهله اول انكه اين افراد غير بومي و مهاجر هستند از اين رو در خاك فلسطين ريشه ندارند در ضمن چون داراي تابعيت دوگانه هستند و با اولين فشار به سرعت تصميم به بازگشت به جامعه خود را مي‌گيرند لذا اين پديده بيش از پيش گسترش يافته است و اكنون جنگ جديدي شكل گرفته كه ناامن كردن داخلي براي اسرائيل به بزرگترين چالش مبدل شده است و به همين دليل كشوري مانند سوريه در راهبرد نظامي خود براي آينده ارتش را مانند نيروهاي حزب الله در بعد موشكي تقويت كرده است و دگر به جنگ كلاسيك كمتر تمايل دارد زيرا شيوه نبرد حزب الله و حماس موفق بوده است دليل اين مسئله عدم عمق استراتژيك رژيم صهيونيستي است و به همين دليل است كه امروز اسرائيل حاضر براي متوقف كردن حملات مشكي غزه چنين بهاي سنگيني را بپردازد و دليل اين مسائل اهميت امنيت داخلي براي جلوگيري از بازگشت يهوديان است از سويي كارشناسان اسرائيلي بر اين باورند اگر تجربه غزه به كرانه باختري هم برسد فاتحه اسرائيل خوانده شده است و دليل اين مسئله ادامه اين روند به معنا فروپاشي اسرائيل خواهد بود و اينكه چرا جنگ غزه روي داد و اسرائيل اين مقدار هزينه پرداخت همگي ناشي از ترس از ناامني داخلي است.

فارس: تاثير مسائل اقتصادي بر روند مهاجرت معكوس از فلسطين اشغالي چقدر بوده است؟
رويوران: مسائل اقتصادي براي ايجاد جاذبه براي مهاجران جامعه صهيونيستي است تا اسرائيل را يك جامعه رفاه مطرح كنند ولي اين رفاه ناشي از توليد نيست و به دليل كمك‌‌هاي مالي زيادي كه از بيرون به اسرائيل مي‌شود اينكه كشور آمريكا و كشورهاي غربي به ويژه آلمان پول‌هاي بسيار كلاني براي رژيم صهيونيستي مي‌آيد. آمدن اين پول‌ها منجر به اين شد كه يك جامعه رفاه در اسرائيل تشكيل شود اينها جامعه‌اي با هزينه‌اي بسيار بالا براي خودشان به‌وجود آورده‌اند تا اينكه اين جاذبه‌ها وجود داشته باشد و يهودي‌ها به آنجا بيايند و بمانند اما الان چه اتفاقي افتاده است اولا يك بحران جهاني اتفاق افتاده كه اصلي‌ترين بازنده آن سرمايه‌داران و بانك‌داران يهودي هستند و امكان كمك به اسرائيل مثل سابق برايشان وجود ندارد لذا اين رفاه دچار مخاطره‌ي جدي شده است و از سوي ديگر اسرائيل به خاطر مشكلات متعدد از حجم اين رفاه كم مي‌كند كاهش حجم اين رفاه جامعه اسرائيل را به چالش خواهد كشاند چرا كه انگيزه سفر بسياري از صهيونيست‌ها به اراضي اشغالي براي تأمين رفاه بوده به ويژه يهوديان شرق اروپا و شوروي اگر اين رفاه از بين برود جاذبه‌ها نيز از بين رفته و قطعا ماندن آنها نيز زير سوال خواهد رفت.

فارس: بحران‌هاي اجتماعي متعددي در ساختار جامعه صهيونيستي وجود دارد چگونه اين مشكلات مي‌تواند به عنوان يك عامل براي فرار صهيونيست‌ها از اراضي اشغالي تبديل شود؟
رويوران: اين مسئله مقوله بسيار مهمي است اسرائيلي‌ها تصورشان بر اين بود كه يك موجي از مهاجرت پديد مي‌آورند و در چارچوب اصول ملت‌سازي آنها را به يك ملت واحد تبديل مي‌كند و يك جامعه همگون مي‌كند اتفاقي كه افتاده در اسرائيل فرآيند ملت‌سازي به پايان نرسيد و مهاجرين هرگز تبديل به يك ملت نشدند مانند جوامع روسي و اتيوپيايي كه فرهنگ خودشان را حفظ كرده در بعد احزاب سياسي نيز شاخص‌هاي عيني وجود دارد در حالي كه پيش‌تر در سال‌هاي 1968 تا 1977 اغلب احزاب تندرو صهيونيست يهودي قدرت را در اختيار داشتند مثل حزب كار ولي از سال 1993به بعد احزاب خرده فرهنگ‌ها مثل حزب "شاس " به قدرت رسيدند اين احزاب به كاهش حجم قدرت احزاب كلان مبتني بر اصول صهيونيستي متاثر از تفكر اشكنازي منتهي شد مسلما علاقه به يهوديت و صهيونيسم جاي خود را به خرده فرهنگ‌هاي غيريهودي به ويژه روسي داده و نشان مي‌دهد كه ملت‌سازي اتفاق نيفتاده و نوعي بازگشت به فرهنگ خرد قومي و جغرافيايي در حال اتفاق افتادن است به طوري كه امروز مهاجر به اسرائيل افتخار مي‌كند كه روس هست يا "فلاشا " هست و اين تأكيد بر اين خرده فرهنگ‌ها به معناي شكست فرآيند ملت‌سازي صهيونيسم بوده است. زماني كه به فرهنگ خرده خود بازگردد امكان مهاجرت معكوس بيش از گذشته است چرا كه هنوز ارتباطات خودش را از جمله زبان و فرهنگ را حفظ كرده است.

فارس: مسئله تبعيض نژادي در رژيم صهيونيستي بحثي رايج شده آيا مي‌توان اينگونه درنظر گرفت كه مهاجران به اميد رسيدن به زندگي آرماني آمده بودند ولي مواجه با اين مشكلات بي‌شك آنها ترغيب خواهند شد تا به سرزمين‌ خودشان بازگردند؟
رويوران: شكاف‌هاي اجتماعي درون اسرائيل و جامع صهيونيسمي مقوله‌اي بسيار مهم است اولاً‌ چه كسي اول مهاجرت كرد و اسرائيل را به وجود آورد؟ اشكنازي‌ها كه يهوديان اروپاييبودند اين كار را انجام دادند اينها اسرائيل را به‌وجود آوردند به دنبال يك جمعيت يهودي غربي بودند اما يهوديان غرب به خاطر زندگي بهتر و رفاه كه در كشورهاي غربي داشتند حاضر نمي‌شدند آنجا را ترك كنند و بيشتر از دول فقير اروپايي مي‌آمدند از اين‌رو در دهه 50 ناچار شدند يهوديان شرقي را دعوت كنند تا نياز جمعيتي‌شان را برطرف كنند. به همين دليل يهوديان يمن، اتيوپي و... را آوردند و زماني كه اين افراد آمدند به عنوان نيروي كار از آنها استفاده شد لذا اينها را تحقير كردند و از آنها در سطوح پايين جامعه از جمله كارگري استفاده كردند و آنها براساس يك تفكر آرماني آمده بودند لذا اين شكاف عميق شد و سازمان "پلنگ‌هاي سياه " تشكيل دادند و حتي در دهه 50 كه عمليات‌هايي بر ضد دولت انجام مي‌دادند
 
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”