و اما وصف این دو عزیز که اگر رفتیم اون دنیا انشالله هم نصیب آقایون بشه و هم خانمها!
حورالعین
حوریان یا حورالعین به عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، زنانی زیبا، سیهچشم و بکرند که در بهشت همنشین مردان پارسا خواهند شد. مفسرین ژرف نگر، با اشاره به احادیث و معانی دقیق متذکر شده اند که این تعبیر همنشینی با زیبایان، حکایت از تجسم یافتن اعمال نیک (به ویژه رفتار و اخلاق نیک) است که فرد در زندگی دنیوی خود داشته. حال در زندگی جاودانه و ابدی خود تمامی آن اعمال، اخلاق و رفتار شایستهبدون هیچ کمک و کاستی، بدون آنکه مرور زمان آن را کهنه و فرسوده سازد، به تمامی تناسب و زیبایی برای او آشکار، و همنشین ابدی وی میشوند.
حور (در فارسی امروزی حوری) جمع حوراء و احور، به کسی میگویند که سیاهی چشمش کاملا مشکی و سفیدی آن کاملا شفاف است و دارای پلکهایی باریک است(همانند چشمان آهو)، و گاه به زنان سفید چهره(سفید بدن، سمین تن) نیز اطلاق شدهاست.
عین به معنی «درشت چشم» است و از آنجا که بیشترین زیبائی انسان در چشمان او است روی این مساءله مخصوصا تکیه شدهاست.
بعضی نیز گفتهاند که حور از ماده حیرت گرفته شده یعنی آنچنان زیبا هستند که چشمها از دیدن آنها حیران میشود.
برخی صفات آنها که در آیات مختلف قرآن چنین آمدهاست:
۱- پاکی و پاک نهادی
۲- نیک خویی و زیبا رویی
۳- مهربانی
۴- همسن و سالی با همسر
۵- دست نخوردگی
حور در فارسی
در زبان عامه، زنان زیبا به حوری و پری تشبیه میشوند. ضمنا در زبان فارسی حور (که در اصل عربی جمع است) به صورت مفرد به کار میرود.
سعدی، هم حور و هم حوری را به کار برده است:
حور خطا گفتم اگر خواندمت غفو کن از بنده قصور ای صنم
بهشت روی من آن لعبت پری رخسار که در بهشت نباشد به لطف او حوری

غلمان
غِلمان واژهایاست که در قرآن آمده و جمع «غلام (به معنای مرد جوان)» است، و مراد از آن جوانان و نوجوانان زیبایی است که خدمتکاران بهشتیان اند و پیرامون مؤمنان میگردند. این کلمه در فارسی به صورت مفرد به کار میرود.
میان متکلمان اسلامی سه دیدگاه پیرامون کیستی اینان وجود دارد:
بنا به دیدگاه اول، ایشان کسانیاند که پیش از بلوغ فوت کردهاند و از این رو کار نیک و بدی نداشتهاند و به لطف پروردگار چنین منصبی را یافتهاند. البته آنها از این کار خود بیشترین لذت را میبرند؛ چرا که در خدمت مقربان درگاه خدایند.
از طرفی عدهای معتقدند که غلمانان فرزند مشرکاناند، ولی چون بیگناهاند (به خاطر مرگ پیش از بلوغ) به بهشت راه یافتهاند.
نظر سومی میگوید که آنها خدمتکارانی هستند، که خداوند آنها را مخصوصا برای همین هدف آفریدهاست.
در قرآن یک بار از کلمه غلمان استفاده شدهاست: در آیه ۲۴ سوره طور آمدهاست: «و پیوسته در گرد آنها غلمان برای خدمت آنان گردش میکنند که همچون مرواریدهای در صدفند!»
دو بار هم (در سورهٔ انسان و سورهٔ واقعه) از تعبیری استفاده شدهاست که گویا همین غلمانان را منظور داشتهاست:
در آیه ۱۹ سوره انسان(دهر) آمدهاست: «و بر گرد آنها نوجوانانی جاودانی (برای پذیرایی) میگردند که هر گاه آنها را ببینی گمان میکنی مروارید پراکنده اند!»
در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره واقعه هم توصیفی نسبتاً مشابه وجود دارد: «نوجوانانی جاودانی (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنها میگردند. با قدحها و کوزهها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)!
توصیف غلمان
خدمتگذاران بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند!
این نوجوانان، که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر میبرند، گرداگرد بهشتیان میگردند و در خدمت آنها هستند.
این نوجوانان زیبا با قدحها و کوزهها و جامهای پر از شراب طهور که از نهرهای جاری بهشتی برداشته شده در اطراف آنها میگردند و آنان را سیراب میکنند.
هر یک از مؤمنان خدمتگذارانی مخصوص به خود دارد.
گرچه در بهشت نیازی به خدمتکار نیست، و هر چه بخواهند در اختیار آنها قرار میگیرد، ولی وجود خدمتکاران خود احترام و اکرام بیشتری برای بهشتیان است.
از آنجا که بهشت جای غم و اندوه نیست، این خدمتگذاران نیز از خدمت مؤمنان نهایت لذت را میبرند.
ویکی
