
صادق الحسيني در مقالهاي با اشاره به سناريويي كه «محمود احمدي نژاد» رئيس جمهوري ايران در روزهاي اخير از آن سخن گفت آن را بزرگترين جنگ عصر كنوني خواند كه امور غافلگير كننده و نااميدكننده بسياري براي سران آمريكا و غرب دارد.
صادقالحسيني با اشاره به اين موضوع نوشت: هيچكس در ايران بروز و ظهور جنگ عليه كشور خود را احساس نميكند ولي همگان امور و تحركات مشكوكي كه پيرامون كشورشان در جريان است دقيقا زير نظر دارند و احمدي نژاد به مثابه دماسنجي شده است كه با نزديك شدن هرچه بيشتر دشمن به مرزهاي ميهن حرارت بالاتري از خود نشان ميدهد و اين در زماني است كه وي اكنون در درگيريهاي سختي با «دروغگويان داخلي» قرار دارد.
وي افزود: درست است كه احمدي نژاد هنوز آماده مذاكره با جامعه بينالملل درباره موضوعي است كه به دروغ و بهتان آن را مشكل هستهاي ايران ميخوانند ولي وي هميشه خواستار گفتوگو بر اساس اصل برابري در فرصتها و آخرين تحولات مانند بيانيه هستهاي ايران، تركيه، برزيل است؛ بيانيهاي كه جبهه مذاكرهكننده غرب را به دردسر انداخته است، ولي از سوي ديگر كساني هستند كه بيوقفه براي آغاز جنگي تعيينكننده و فراگير بر اساس دو طرح متناقض ديپلماسي عمومي و جنگ رسانهاي و رواني و اطلاعاتي سنگين تلاش ميكنند. اين جنگ همانطور كه درباره كشورهاي استكباري بزرگ صادق است، درباره كشورهاي در حال توسعه و رو به استقلال از جمله جنبشهاي آزادي خواهانه مقاومت و در رأس آنان مقاومت فلسطين و لبنان نيز صدق ميكند.
صادق الحسيني نوشت: كساني كه از درگيري بزرگ عصر و اسرار آن مطلع هستند ميدانند كه اين درگيري ديگر يكجانبه نيست. بلكه اين جنگ سايه خود را بر سر همه خواهد انداخت. هيچ كشوري نيست مگر اينكه هدف تجاوز قرار بگيرد و همه به كمك آن نشتابند بنابراين پاسخ بسيار كوبنده فراگير و دردناك خواهد بود. درست است كه تعيين زمان جنگ فراگير و تعيينكننده ديگر كار سادهاي نيست آن هم پس از شكستهاي بسيار «غرب»، ولي بوي باروت بويژه باروت آتش فتنههاي منزجركننده به مشام ميرسد.
صادق الحسيني افزود: استكبار جهاني هم ميداند كه زمان جنگ بزرگ عصر، هنوز فرا نرسيده است. ولي برخي اوقات ميخواهد وانمود كند كه موقعيت براي محاصره ايران فراهم شده است و متحدان ايران و جبههاي كه آنان در آن گرد آمدهاند، رو به فروپاشي است؛ چه با تحت پيگرد قرار دادن عناصر حزب الله با چيزي به نام حكم اوليه مشكوك دادگاه بينالمللي كه آن را در اتاق سياه اتخاذ كردهاند چه با هدف قرار دادن ستون فقرات مقاومت فلسطين در غزه.
نويسنده مقاله نوشت: اين جديدترين نسخه از توطئههاي استكبار است كه فاش شده و همه از آن باخبرند. اصل سناريوي جديد كه از پاييز آينده شروع ميشود بر اساس حلقههاي توطئهواري است كه بر متهم كردن متحدان لبناني ايران به ترور رفيق الحريري نخست وزير فقيد لبنان مبتني است. سپس اين سناريو ادامه مييابد و اعلام ميشود كه اين ترور با دستور ايران انجام شده است و موضوع هستهاي ايران يكي از بهانههايي است در آن زمان در رأس فتنه جديد مطرح ميشود.
پس از اين، با طرح سناريويي در لبنان شبيه فتنه جنگ طايفهاي در عراق متعرض لبنان ميشوند تا واكنش مقاومت لبنان را بسنجند. پس از آن سوريه را تحت فشار ميگذارند تا اتحاد خود با ايران را در مقابل حفظ نقش خود در لبنان، عراق، پايان دهد. در نهايت همه اين سناريو با تحريك گسترده ايران به عنوان تنها كشور مستقل كه از تعهدات خود در جامعه بينالمللي سرپيچي كرده است كامل ميشود و اگر ممكن شود با شبيخون اسرائيل به ايران يا يكي از متحدان آن، اين سناريو ادامه مييابد.
صادق الحسيني تصريح كرد: ولي اين سناريو، كل آن بر اساس تحليلي تو خالي است كه شماري از افراد زبون و بيچاره كه خود را تحليلگران راهبردي ناميده و خود از اعراب، ايرانيها و غربيها و البته از نوع درجه يك علوم اطلاعات هستند آن را ارائه كردهاند.
افرادي كه در طول ماهها در نشستهاي مراكزي مانند مركز مطالعاتي بروكينگز، سابان و ديگر مراكز با عنوانهاي مختلف و متنوع شركت كردهاند. نشستهايي كه عنوان اصلي همه آن اين است كه ايران و منطقه آماده تغيير شده است و كاري باقي نمانده است جز تصميم آمريكا براي ايستادن كنار طرحهاي رژيم صهيونيستي و مخالفان داخل ايران و باقي مسائل خود مانند بازي دومينو است كه حلقههاي اتحاد مقاومت را ساقط ميكند.
صادق الحسيني اين تحليلگران غربي را به استهزاء گرفت و نوشت: اين مسئله حقيقتا ترحمبرانگيز است كه عاقلان جهان همه از صحنه بينالمللي غايب باشند و كسي جز افراد خيالپرداز منفينگر بدبخت و شكست خورده كه تنها مستمسكشان رسانه و جنگ رواني و استفاده از برخي نهادها و سازمانهاي بينالمللي مانند شوراي امنيت است، باقي نماند و خيال ميكنند كه دنيا فقط همين دنياي فرضي و خيالي آنان است كه در آن غوطهورند.
صادق الحسيني افزود: چرا اين سخن را مطرح ميكنيم؟ زيرا اساس فرضيه اين سناريوي طنز و كاريكاتوري بر اين اساس است كه تصميمگيرندگان اين سناريو گمان ميكنند كه مربع پايداري ايران، سوريه، لبنان و فلسطين با اجرايي شدن اولين حلقه از اين سناريو به خود خواهد لرزيد و ارادهاش سست ميشود و از اينجا دادستان امتيازدهي و عقبنشيني اين مقاومت و سپس فروپاشي اين كشورهاي مقاومت آغاز ميشود و پس از آن قدرتهاي محلي ظهور ميكنند و آماده ميشوند براي سازش و توافقهاي سازشكارانه متناسب با جنگي كه در آن سوي آبها انتظار آنان را ميكشد تا سرانجام توافق و معاملهاي هميشگي بسته شود كه ضامن تأمين امنيت رژيمصهيونيستي باشد. رژيمي كه براي نخستين بار در تاريخ خود دچار زلزله حقيقي و زوال واقعي شده است.
بنابراين خود تصميمگيرندگان اين سناريو خود در خط مقدم آن هستند و در يك مُشت خود دين و فرهنگ و ميراث مبارزهجويانه خود را گرفتهاند و در دست ديگر سلاح دفاعي پيشرفته را، و خود ميدانند كه اين سناريو چقدر مضحك و ترحمبرانگيز است. سناريويي كه اكنون در رسانههاي عبري و انگليسي و متأسفانه به زبان عربي فصيح در حال تبليغ است.
نويسنده نوشت: افراد آگاه از جزئيات امور تاكيد ميكنند كه اگر افراد احمق و كودن مرتكب اشتباهي شوند، صحنه جنگ عصر، مملوء از امور غافلگيركننده بسياري براي آنان است. اين صحنه مملوء خواهد بود از امور غافلگيركنندهاي كه كماهميتتر از جنگهاي رواني نيست كه پيش از هر جنگي به راه ميافتد. عاقل كسي است كه از اشتباهات گذشته خود يا ديگران درس بگيرد ولي كساني كه اينگونه نيستند گمان ميكنند كه جهان بر اساس فالگيري و رمالي است. ما به آنان اعلام ميكنيم كه عاقل آن نيست كه خير و شر را از هم تمييز بدهد، عاقل آن است كه بد و بدتر را بفهمند و به موقع فرار كند.
صادقالحسيني تاكيد كرد: از طرف ديگر جبهه مقاومت براي هر پيشامدي آمادگي خود را حفظ ميكند گويي كه پيشامد اكنون روي داده است به طوري كه مقاومت هرگونه آمادگي را چنان حفظ كرده است كه گويي دشمن در چند سال اخير جرات حمله به خود راه نداده است.
نويسنده در پايان تصريح كرد: عاقبت از آن كسي است كه تاريخ را بخواند و عبرت بگيرد و سنگر به سنگر صحنه رويارويي را بگيرد تا دشمن روز به روز در باتلاق شكستهاي پياپي خود در حوزههاي مختلف فرو برود.
