روزنامه «کامسامولسکاسا پراودا»/
پایگاه خبری- تحلیلی «روسیران»/
این روزها و به خصوص با انتشار خبر راهاندازی فیزیکی نیروگاه بوشهر توسط روسها، شاهد هستیم که غرب در خصوص پیشرفتهای آتی ایران در زمینه انرژی هستهای و نیز مواضع فدراسیون روسیه در قبال ایران به شدت نگران شده و اسرائیل و آمریکا بیش از پیش برای حمله به ایران خط و نشان میکشند. حتی، در رسانه ها عنوان شده بود که جان بولتون، نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل برای اسرائیل در خصوص حمله به نیروگاه بوشهر ضربالعجل تعیین کرده بود.
با توجه به اهمیت روسیه به مثابه شریک هستهای ایران، مواضع مسکو در قبال هر گونه جنگ احتمالی علیه ایران و نیز پیامدهای آن برای روسیه بسیار حائز اهمیت است. [HIGHLIGHT=#92d050]به همین خاطر، چندی پیش روزنامه «کامسامولسکاسا پراودا» میزگردی را در این خصوص با حضور کارشناسان روس برگزار کرد. از جمله این کارشناسان، ولادیمیر الکساندروویچ کوچرنکو معروف به ماکسیم کالاشنیکوف، نویسنده و روزنامهنگار روس بود که در این میزگرد ضمن انتقاد شدید از سیاستهای غربگرایانه مدودف، بر اهمیت ایران و امنیت و ثبات منطقهای تاکید کرده و خواستار توسعه مناسبات مسکو- تهران شد. متن کامل سخنرانی این کارشناس روس به این شرح است:
همه درباره روسیه صحبت می کنند. میخواهم خاطر نشان سازم که روسیه نیز در همان سال ۱۹۹۱ فروپاشید. واقعیت این است که این سردمداران روسیه هستند که بر سیاست آن تاثیرگذار هستند، نه ما. فرزندان سران کشور ما در غرب زندگی میکنند و سهامها و داراییهای آنها در آنجا هستند. باید گفت که دیگر روسیه در سیاست جهانی به عروسک خیمه شب بازی تبدیل شده است.
توجه شما را به بحران اقتصاد جهانی جلب میکنم. همه اظهار میکنند که بحران تمام شده است. اما به اعتقاد من این یک حرف احمقانه است و بحران هنوز هم ادامه دارد. اکثرا بر این مسئله اتفاق نظر دارند که بحران اقتصادی منجر به جنگ جهانی دوم گردید. این بحران در دهه ۳۰ قرن ۲۰ ادامه داشت و در نهایت منجر به وقوع جنگ شد. این جنگ راه حل خروج از بحران بود. بر این اساس، بحران اقتصاد جهانی فعلی نیز سالهای زیادی به طول خواهد انجامید و این بحران نیز میتواند به جنگ منجر گردد. البته با توجه ویژگیهای زمانی، از آنجا که فضای کنونی مانند سالهای ۳۰ قرن گذشته نیست، احتمالا این جنگ به شکل مناقشات منطقهای فراگیر خواهد بود که ایران در مرکز این اتفاقات قرار خواهد داشت.
در حال حاضر بحران در حال گسترش است. از یک سو کشورهای غربی G7 قادر به انجام تعهدات اقتصادی خود نیستند و از سوی دیگر، اقتصاد آمریکا همانند اقتصاد ژاپن بعد از ۱۹۹۱ به دوره رکود طولانی مدت وارد شده است. آمریکا بزرگترین بازار و عظیمترین منبع ارز جهانی است. رکود در آمریکا تهدید هولناکی برای همه اقتصاد جهانی است.
بحران دیگری نیز وجود دارد و آن، گذر به ساختار مبتنی بر تکنولوژی نسل ششم است. این موضوع، امری ناگزیر است، چرا که برای خروج از بحران باید وارد این ساختار شد. تکنولوژی نسل ششم باعث خواهد شد که به جای هر۱۰ کارگر، حد اکثر یک یا دو نفر کار کنند.
این را هم باید در نظر گرفت که آمریکاییها همه مدلها و راهحلها را برای خروج از بحران امتحان کردهاند. مدل دهه ۴۰ که اساس آن تکیه بر بازار مسکن و اموال غیر منقول بود نیز جواب نداد. همچنین، تکیه بر بودجه نظامی و افزیش سفارشات دفاعی نیز کارساز نشد و بحران همچنان در حال گسترش است.
در این ضمن، جهان به سمت گسترش باشگاه اتمی پیش میرود و این امر اجتناب ناپذیر است. جلوگیری از تولید و گسترش موشکهای اتمی جدید امکان پذیر نیست. در جهان دهها کشور اتمی جدید به وجود خواهند آمد. چنین شرایطی در حال شکلگیری است. آنچه در سال ۱۹۴۵ یک معجزه به حساب میآمد (پروژه اتمی منهتن)، با گذشت ۷۰ سال به یک چیز طبیعی تبدیل شده است. در آستانه بحران جهانی در سال ۲۰۰۸، در آمریکا گزارش فرماندهی مشترک عملیات درباره آینده تا سال ۲۰۲۵ منتشر شد که در آن در مورد عملیاتهای نظامی احتمالی مطالبی آمده است. آمریکا به روشنی پیشبینی کرده است که در آینده ما شاهد دوران اتمی جدیدی خواهیم بود و دهها کشور دارای موشک اتمی خواهیم داشت.
به نظر میرسد وقوع جنگ برای آمریکا ضرورت دارد. بدین منظور، از یک سو در تلاش است تا توجه جامعه جهانی را از بحران سیستمی در حال رشد کاپیتالیسم منحرف کند و به نوعی برای برونرفت از بحران آن هم از طریق جنگ تلاش می کند.[HIGHLIGHT=#92d050] از سوی دیگر، ظاهرا قصد دارد تا یکی از اعضای آینده «باشگاه اتمی جدید» را تنبیه کرد. احتمالا نخبگان آمریکایی در صدد برافروختن جنگ علیه ایران و نشان دادن این کشور به عنوان مانعی بر سر راه بسیاری از منافع آمریکا هستند. به اعتقاد آمریکاییها، این همان گرهی است که آمریکا با باز کردن آن میتواند بسیاری از مسائل خود را حل کند. منظور از مسائل، تنها مسائل جهانی مورد نظر نیست، بلکه مسائلی با مقیاس کم نیز مد نظر قرار دارند؛ به عنوان مثال، بحث در خصوص دریای خزر. بعد از سرکوب رژیم فعلی ایران و روی کار آمدن رژیم طرفدار آمریکا در این کشور، خزر بر اساس خط مرزی آبی بین کشورهای ایران، ترکمنستان، آذربایجان، قزاقستان و روسیه تقسیم خواهد شد. سپس، خطوط لوله از طریق خزر عبور خواهد کرد و غرب به منابع گازی ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان نیز به سهولت دست خواهد یافت. در نتیجه غرب خواهد توانست تا روسیه را دور بزند. در این صورت بلافاصله مسائل زیادی حل خواهند شد.
در صورت نابودی رژیم کنونی ایران، آمریکاییها از عراق خارج خواهند شد و دیگر ترسی از این نخواهند داشت که با ترک عراق ایران جای آنان را در این کشور بگیرد. به این دلیل، به نظر میرسد که متاسفانه جنگ اجتناب ناپذیر است. من این را با اطمینان صد در صد نمی گویم. اما بدون شک ایران هدف نخبگان آمریکا است. اگر آنها ایران را نابود کنند و یا رژیم دست نشاندهای در این کشور حاکم سازند، آنگاه میتوانند دست دو قدرت در حال پیشرفت چین و هند را از منابع نفتی ایران قطع کنند.
دلیل مهم دیگری نیز برای وقوع جنگ احتمالی وجود دارد. غرب چنان مقروض شد که دیگر صنعت از غرب به هند و چین رفت و در پی آن، علم، تکنولوژی و سرمایه نیز به آنجا خواهند رفت. این بدان معناست که رفته رفته مرکز جهان به شرق منتقل خواهد شد. به همین دلیل آنها با راهاندازی جنگ میخواهند مانع این امر شوند.
حال باید دید که جنگ غرب علیه ایران در صورت وقوع چگونه خواهد بود؟ البته، جنگ کلاسیک همانند آنچه که در عراق اتفاق اقتاد، دیگر امکانپذیر نیست؛ چرا که آمریکا نیروهای لازم را برای این کار در اختیار ندارد. به احتمال زیاد در این جنگ بیشتر از حملات هوایی استفاده خواهد شد، چرا که اتحاد ضد ایرانی در هوا برتری زیادی دارد. همچنین، از کردهای جداییطلب و سپس، از آذربایجانیها و بلوچهای جداییطلب استفاده خواهند کرد. برای ضربه زدن به ایران و نابود کردن اقتصاد آن نیازی به اشغال آن نیست. با استفاده از حملات هوایی میتوان زیرساختهای انرژی و نیز زیرساختهای اتمی را مورد حمله قرار داد. اما واریانت دیگری نیز وجود دارد. ایران از لحاظ اقتصادی بسیار ضربهپذیر است. منبع اصلی نفت و گاز ایران استان خوزستان است؛ یعنی همان منطقهای که در آن بین ایران و عراق جنگ رخ داد. این استان در مرز با عرق واقع شده و توسط کوهها محاصره شده است. اشغال این استان و در دست گرفتن بخش نفت و گاز ایران، این کشور را از پا خواهد انداخت. اشغال خوزستان بسیار سادهتر از عراق است.
به نظر من ایران از لحاظ نظامی ضعیف است. نیروی هوایی آن ضعیفتر از نیروی هوایی عراق در سال ۱۹۹۱ است. من خود در ایران بودهام و برخی از سیستم های دفاع موشکی آن را دیدهام. چنانچه اس-۳۰۰ به سیستمهای دفاعی آن اضافه نشود، پیروزی ایران در جنگ احتمالی امکان پذیر نیست. اگر نیروی هوایی اسرائیل نیز به حملات علیه ایران اضافه شود، حملات بسیار شدیدتر خواهد بود. چرا که اسرائیل دارای هواپیماهای تهاجمی بی سرنشین هاروپ است. این هواپیماها میتوانند موشکهای ایران را مورد حمله قرار دهند. جلوگیری از تردد تانکرهای نفت در خلیج فارس بعید است که امکان پذیر باشد. مینگذاری خلیج فارس نیز در شرایط برتری هوایی اتحاد ضد ایرانی بسیار دشوار است.
حال باید مواضع سران فدراسیون روسیه را در این خصوص ارزیابی کنیم. از نقطه نظر منافع ملی روسیه، ایران برای ما لازم و سودمند است. ایران شریک بالقوه ما به شمار میرود. من شخصا از ایران اتمی هراسی ندارم. ایرانیها مردم متمدنی هستند. آنها مثل طالبان نیستند. ایران حتی اگر سلاح اتمی هم داشته باشد، هرگز آن را علیه روسیه استفاده نخواهد کرد. ایران حتی به اسرائیل نیز حمله نخواهد کرد. چرا که ایرانی ها انسانهای باهوشی هستند.
معتقدم که مسکو منافع عظیمی را از دست خواهد داد. چرا که ایران بازار بزرگی برای فروش تکنولوژی روسیه است. اگر دولتهای یلتسین و پوتین سهل انگاری نمی کردند، ما میتوانستیم نسل جدید هواپیمای مسافربری توپولوف-۳۳۴، لوکوموتیو و کشتیهای جنگی را به ایران بفروشیم. تمام این فرصتها در سالهای ۹۰ از دست رفت. باید در نظر داشت که ایران از روسیه رآکتور، هواپیما و کشتی و تجهیزات دیگر خریداری میکند، اما غرب هیچگاه از ما چنین خریدهایی نخواهد کرد.
به اعتقاد من، یوگنی آداموف، وزیر سابق انرژی هستهای روسیه با عقد قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر گام بسیار خوبی را برداشت. اما این نیروگاه باید از ۵ سال پیش شروع به کار می کرد، ولی روسیه با تاخیرهای مکرر نشان داد که شریک مطمئنی نیست.
متاسفانه، روسیه دیگر در سیاست جهانی تصمیمگیرنده نیست و مانند یک عروسک خیمه شب بازی عمل میکند. اگر من به جای رئیس جمهوری روسیه بودم، موضع محکمی را اتخاذ میکردم و اجازه تجاوز غرب و اسرائیل به ایران را نمیدادم. سران کشور باید برای احیای اتحاد روسی تلاش کنند. ما باید متحدین خود را بدست بیاوریم.
باید دانست که در بحران کنونی و نیز، در پیشرفت روسیه، غرب به ما کمک نخواهد کرد. غرب خود منابع مالی کافی در اختیار ندارد و با مسائل داخلی بسیاری مواجه است. به اعتقاد من، غرب روسیه را تنها برای فروش تکنولوژی و محصولات خود و تامین منافع خود میخواهد.
بنا بر این، جنگ علیه ایران بسیار محتمل است. متاسفانه، مسکو شانس بزرگ خود برای تقویت محور آتی مسکو- تهران را از دست داد. روسیه نباید سیاستهای آمریکا را چشم بسته قبول نماید و باید در مقابل خواستههای آنها مقاومت کند. اگر روسیه خود را با سیاستهای واشنگتن همراه سازد، روابطش با جهان اسلام تیره خواهد شد. باید به یاد داشته باشیم که ما با کشورهای اسلامی قدرتمند در یک قاره زندگی میکنیم و در صورت حمله به ایران، کشورها و ملتهای مسلمان ساکت نخواهند نشست.
در پایان خاطر نشان میسازم که به اعتقاد من، آمریکاییها در صدد هستند تا با آتش افروزی در منطقه، از شرایط به وجود آمده تنها برای نجات خویش از بحران اقتصادی استفاده کنند.
