شگفتيهاي جنگ 33 روزه حزب الله با اسرائيل
مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 361
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 31 بار
این هم مطلبی بسیار مهم و هشداری برای اسرائیل . طبق این مصاحبه حزب الله موشکهای زلزال دو در اختیار داره و میتونه تمام نقاط فلسطین اشغالی رو هدف قرار بده ...
رزمندگان حزبالله از استادان ايراني جلو زدهاند
روايت محتشميپور از شناسنامه حزبالله
۱۲ مرداد ۱۳۸۵
«حزبالله لبنان پیروز جنگ است.»؛ این اظهارات علیاكبر محتشمیپور است كه با قاطعیت بیان میكند؛ كسی كه در كسوت وزیر كشور و سفیر ایران در سوریه برای تشكیل حزبالله لبنان در سالهای گذشته، بسیار زحمت كشید و از جان مایه گذاشت.
محتشمیپور در حال حاضر، دبیركل كنفرانس بینالمللی انتفاضه فلسطین است و همیشه دغدغه نخست او فلسطین و لبنان بوده است. محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، نقل كرده است كه در جلسات مجمع، وقتی نقل اخبار است و نوبت به او میرسد، همه از محتشمیپور میپرسند: «از لبنان و فلسطین چه خبر».
گفتوگو در دفتر كار او انجام شد. تلویزیون بزرگی در دل دیوار كار گذاشته شده و او پياپي اخبار شبكههای عربی، به ويژه العالم را پیگیری میكند. او میگوید، خیلی با روزنامه میانهای ندارد، براي همين كم روزنامه میخواند و اگر هم تورقی كند، تنها تیترها را میخواند و نه بیشتر.
برای شروع جنگ بين لبنان و اسرائیل دو نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند آغاز جنگ، از زمانی بود كه حزبالله، دو اسرائیلی را به اسارت گرفت. برخی دیگر آغاز جنگ را به زمانهای عقبتری میبرند و میگویند، پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، همیشه درصدد حمله به لبنان بوده؛ شما كدام تحلیل را قبول دارید؟
آغاز جنگ اسرائیل علیه لبنان به صورت ظاهری و عملی، از چهارشنبه، حدود بيست روز پیش آغاز شد، اما مقدمات آن به گذشته دور برمیگردد.
در واقع، شما نظر دوم را میپذیرید، درست است؟
بله. من گمان میكنم، آمریكا نقش مؤثری در این اقدام اسرائیل داشته است، البته سران و رهبران اسرائیل نیز مایل به این كار بودند.
علل و عوامل این موضوع كه میفرمایید، چیست؟
باید برگردیم به داستان تصویب قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت. این قطعنامه، بندهای مختلفی داشت؛ برخی مربوط به سوریه و برخی ديگر نیز مرتبط با لبنان بود. و بند دوم آن، موضوع خلع سلاح حزبالله و گروههای فلسطینی را مطرح كرده است.
آیا ترور رفیق حریری تأثیری داشت؟
این ترور، موضوع را تشدید كرد كه دیدیم منجر به خروج نیروهای سوریه از لبنان شد. بدین ترتیب، بخشی از آن قطعنامه كه مربوط به سوریه بود، كاملا عملی و اجرا شد، اما در زمينه خلع سلاح «مقاومت»، تقریبا بيشتر جریانات سیاسی داخل لبنان با او مخالفت و آن را دخالت بیگانگان در امور داخلی لبنان تلقی كردند. حوادث متعددی نیز رخ داد؛ از جمله استعفای آقای عمر كرامی و آن انتخاباتی كه برگزار شد. تحت فشار آمریكا و غرب در آن انتخابات، آمریكا به خواستههایش رسید و اكثریت پارلمان را به دست آورد. آمریكاییها فكر میكردند با این موفقیت سیاسی در لبنان، میتوانند به ديگر اهداف خود دست يابند؛ از جمله منزوی كردن لبنان و خلع سلاح مقاومت. اما فضای عمومی لبنان و حتی مسیحیان، به گونهای بود كه اجازه چنین كاری را نداد. البته تدبیر و حكمت آقای سیدحسن نصرالله نیز نقش بسیار مؤثری داشت. به هر صورت، باعث شد كه آمریكا و طرفداران اسرائیل در این مرحله شكست بخورند. به همین منظور، مرحله جدیدی را تدارك دیدند و آن جنگ نابرابر نظامی بود. آنان با این كار میخواستند، با فشار آوردن به مردم و احزاب، حمایت آنها از «مقاومت» را بردارند تا سرانجام «مقاومت» را مجبور كنند، به خلع سلاح تن بدهد. براي همين، حجم بالای عملیات جنگی كه در این مدت صورت گرفته، نشان از برنامهریزی درازمدت دارد.
به عبارتی شما معتقدید، شبی كه حزبالله پیشدستی كرد و دو اسرائیلی را به اسارت گرفت، شب آغاز حمله نبوده؟
بله قطعا همينطور است؛ این تصمیم، تصمیم یك ساعت و یك روز نیست. آمادهسازی برای یك مانور، نیاز به چند ماه برنامهریزی دارد، چه برسد به آمادهسازی یك سیستم نظامی برای عملیات واقعی. قطعا آنهایی كه در عملیات نظامی هستند، میدانند كه با تصمیمگیری یكروزه امكانپذیر نیست كه یك عملیات هوایی، زمینی و دریایی را پشتیبانی و تدارك كرد. بنابراین، اسرائیل با هماهنگی آمریكا، اقدام به این كار كرد.
چرا آمریكا به دنبال این جنگ است؟ آیا این صرفا مربوط به فلسطین و لبنان میشود؟
آمریكاییها در اهداف و برنامههای خودشان، شكستهای پيدرپي را خوردهاند كه پاسخگوی افكار عمومی و مردمشان نیستند. چه در افغانستان، چه در عراق، سومالی، سودان و... هیچ دستاورد سیاسی نداشتند. به همین خاطر، زیر سئوال هستند. بوش و حزب جمهوریخواه به همین دلیل زیر فشار است و برای جبران مافات، میخواهد معادله خاورمیانه را به هم بریزد و خاورمیانه جدید را طراحی كند.
در جنگهای گذشته بین اسرائیل و اعراب، مقامات اسرائیلی در كمتر از ده بند به موفقیت میرسیدند، اما در این جنگ، هنوز نتوانستهاند به موفقیت نسبی برسند. آیا اسرائیل ضعیفتر از گذشته شده یا حزبالله بسیار قویتر از ارتش كشورهای عربی است؟
من نه مدعی هستم، حزبالله قویتر از ارتشهای منظم كشورهای عربی در جنگهای گذشته است و نه اسرائیل ضعیف شده. جمال عبدالناصر در سال ۱۹۶۷، جنگی را رهبری میكرد كه از نظر هوایی، زمینی، دریایی، ارتش اعراب خیلی قوی بود. ارتشهای اعراب، بسيار قوی بودند. اسرائیل نیز ضعیف نشده، بلكه قدرت نظامی آن، در سالهای اخیر، بیشتر از همه كشورهای عربی بوده و خود را برای رویارویی با كل خاورمیانه آماده كرده است. حتی با كمك آمریكا، سلاحهای پیشرفتهای را نیز در اختیار گرفته است؛ مثل همین سیستم ضدموشكی هوشمند كه امروز از آنها استفاده میكند.
پس علت این طولانی شدن جنگ چیست؟
حزبالله و مقاومت اسلامی در سیستم جنگهای چریكی و نامنظم، به مرحلهای رسیده كه تاكنون هیچ جنبش و جریان چریكی در دنیا، به آن سطح نرسیده است. فلسطینیها كه زمانی سرآمد نیروهای آزادیبخش در دنیا بودند و در جنگ ۱۹۸۲، بیش از سيهزار چریك فدایی داشتند، نتوانستند در برابر اسرائیل مقاومت كنند، اما الان حزبالله به سطحی رسیده كه هیچ جنبشی به آنجا نرسیده است.
حزبالله مسلح به چه نوع سلاحی است كه توانسته تا این سطح پیشرفت كند؟
مجهز به دو سلاح است؛ یك نوع سلاح ظاهری است كه همین موشكهایی است كه در اختیار دارد.
چه موشكهایی؟
موشكهایی كه استفاده كرده، از كاتیوشا گرفته تا موشكهای زلزالی كه تا آخرین نقطه اسرائیل را میتواند هدف قرار دهد، چراكه مساحت اسرائیل ۲۷ هزار كیلومتر است، عرض آن 1112 كیلومتر و در طول ۲۰۰ كیلومتر است. موشك زلزال ۲ حزبالله، ۲۵۰ كیلومتر برد دارد كه هیچ جایی از فلسطین كه در اشغال اسرائیل است، وجود ندارد كه موشكهای حزبالله به آنجا نرسد.
سلاح دوم كه گفتید حزبالله در اختیار دارد، چیست؟
جسارت و جرأت است. ببینید ممكن است، برخی كشورها دانش یك سلاح را داشته باشند، اما جسارت استفاده از آن را ندارند. حزبالله هم دانش استفاده از سلاحها را دارد و هم جسارت و جرأت آن را. دانش حزبالله از نظر بهكارگیری سلاحهایی كه در اختیار دارد، فوقالعاده است.
حزبالله این دانش را از كجا به دست آورده است؟
مقداری از این دانش تجربی است و مقداری نیز اكتسابی.
چگونه؟
بخشی از آن آموزشهایی است كه حزبالله در ایران و در جبهههای جنگ دیده است. به عبارتی، بسیاری از نیروهای ورزیده حزبالله، كسانی هستند كه در جنگ هشتساله ما در جبهههای ما بودند و اینجا عملیاتی را مستقیما و یا زیر پوشش انجام میدادند.
آیا به غیر از جبههها آموزش دیگری هم داشتهاند؟
یكسری از آموزشها را حزبالله در لبنان دیده است. حضرت امام (ره) در سال ۱۹۸۲ با اعزام نیرو به سوریه و لبنان مخالفت كردند. به عبارتی، پس از این كه پنجمین هواپیمای ایرانی، كه از سپاه و بسیج و تیپ ذوالفقار به لبنان نیرو وارد كردند، امام با این كار مخالفت كردند. من آن وقت سوریه بودم. مردم سوریه و لبنان از این كه دیگر نیروهای ایران برای دفاع و مبارزه با اسرائیل به این كشورها نمیآیند، نگران بودند. من وقتی آمدم خدمت امام رسیدم، خیلی احساساتی شده بودم. با شور و حرارت و احساس صحبت میكردم، امام من را آرام كردند. برخورد امام مثل یك شخصیت نظامی باتجربه و دانش بالا بود. ایشان فرمودند: نیرویی كه برای مبارزه به میدان معركه میرود، باید پشتیبانی شود؛ یعنی عقبه آن نیرو باید بسیار مستحكم باشد. ما چگونه میتوانیم نیروهای سپاه و بسیج را به سوریه و لبنان بفرستیم، درحالی كه راه پشتیبانی ما از عراق و تركیه است. دو كشوری كه در آن زمان با ما خوب نبودند؛ عراق در اختیار رژیم بعث بود و تركیه هم پیمان ناتو و آمریكاست. ایشان فرمودند: تنها راهی كه وجود دارد، این است كه بروید و جوانان و نیروهای لبنانی را آموزش بدهید، آماده و تجهیز كنید تا از كشور خودشان در برابر اسرائیل دفاع كنند و آنچه را حقوق ملت فلسطین و لبنان است، استیفا كنند. از این لحظه، فاز جدیدی آغاز شد كه آموزش نیروهای لبنانی بود و به تشكیل حزبالله و مقاومت منجر شد. كه دیدیم پس از هجده سال اسرائیل در برابر چنین نیرویی تن به شكست داد و از لبنان خارج شد. این مقاومت مورد حمایت مردم هم بود. رسانههای غربی كه میدانید در جای جای لبنان هستند؛ شبكههای تلویزیونی صهیونیستی، آلمانی، آمریكایی و... . آنها هر روز به آوارگان لبنانی سر میزنند و فیلم میگیرند. اگر در یك مورد فردی علیه حزبالله و جنگ صحبت میكرد، قطعا همه شبكهها نه یك بار، بلكه چندین بار آن را پخش میكردند. یك نفر نیست كه علیه حزبالله و نصرالله سخن بگوید. دلیل آن نیز این است كه پایگاه مقاومت در میان مردم قوی است. به اندازهاي كه احزاب مخالف حزبالله و مقاومت نیز مجبور به سكوت شدهاند. حتی شدیدترین مخالف حزبالله كه «جنبلاط» است، امروز موافق حزبالله شده است.
در بحث دانش نظامی حزبالله، اشاره كردید كه توانسته است، خود را در جهان به سطحی برساند كه دیگران نتوانستهاند. در این سالها، حزبالله از چه دانشی بهره برده است؟
حزبالله تجربه جنگ هجدهساله را با اسرائیل داشت. به همین خاطر، با تاكتیك و تكنیكهای اسرائیل كاملا آشناست. در این ۶-۵ سال نیز با فضای بازی كه پیدا كرد، مجهز به انواع سلاحها شد و سنگرهای مناسبی را برای خود آماده كرد. الان در بیروت، همه مناطقی كه فرماندهان سیاسی نظامی حزبالله سكونت داشتند، توسط اسرائیل با خاك یكسان شده است. در جنوب لبنان، تمام راهها تخریب شدند و همه پایگاههای موشكی حزبالله را تخریب كردند. اسرائیل در چهار روز اول، اعلام كرد كه ۱۵۶ پایگاه موشكانداز حزبالله را با خاك یكسان كرده است، اما بلافاصله، از همان نقاطی كه بمباران شده، حزبالله موشك شلیك میكند.
چگونه؟
به خاطر این كه حزبالله توانسته است در دل كوههای لبنان، پایگاههای پیشرفته ضدبمب بسازد. یكی از شبكههای تلویزیونی نشان میداد كه اسرائیل، یكی از پایگاههای حزبالله را با خاك یكسان كرده، اما پس از سه بار بمباران در یك روز، از همان پایگاه ۳۵ موشك به طرف اسرائیل شلیك شد. اسرائیل وقتی از طریق هوایی موفق نشد، عملیات زمینی را در پیش گرفت. سر مرز لبنان یك مثلث از شهرهای بنت جبیل، مارونالراس و عین تارون وجود دارد. نزدیك دو هفته است، اسرائیل در عمق پنج كیلومتری خاك لبنان آمده و مانده است. حتی در یك جنگ زمینی نیز اسرائیل شكست بسیار مفتضحانهای خورد و از آنجا هم عقبنشینی كرد و دوباره به حمله هوایی روی آورد.
از صحبت شما میتوان نتیجه گرفت كه هم حزبالله و هم اسرائیل از مدتها پیش به یك رویارویی میاندیشیدند. درست است؟
قطعا همین طور است. اسرائیل پس از خروج ذلتبار از جنوب لبنان، مثل حیوان زخمخوردهای بود كه میخواست، زهر خود را بریزد. به همین خاطر، حزبالله در این مدت كاملا خود را تجهیز كرد. اسرائیل فكر نمیكرد، حزبالله به این سطح برسد تا جایی كه ۴۰ درصد اقتصاد اسرائیل تعطیل شود.
الان برخی شایعات، درصدد القای این موضوع است كه حزبالله بدون پشتوانه ایران، نمیتوانست چنین مقاومتی را از خود نشان دهد. شما این را حتما شنیدهاید؟
بله. میگویند این حزبالله نیست. این سپاه پاسداران ایران است. اسرائیل و آمریكا برای آن كه پوششی بگذارند بر شكستهای پیدرپی خود، این مسائل را مطرح میكنند. البته درست است كه در آغاز كار نیروهای حزبالله در ایران و لبنان توسط سپاه پاسداران آموزش دیدند، اما اینها از نوع شاگردانی هستند كه از اساتید خود پیشی گرفتهاند و قابل قیاس نیستند. حزبالله در دنیا به یك نیروی برجسته و استثنایی تبديل شده است. از نظر دانش، توان و تجربه قابل قیاس با هیچ جنبش و حركتی نیست.
آموزش نیروهای حزبالله تا چه زمانی صورت میگرفت؟
تا دورهای كه خود من در سوریه و لبنان بودم، حدود سي دوره و در هر دوره نیز سيصد نفر، نیروهای لبنانی آموزش میدیدند. پس از آن نیز ادامه پیدا كرد. گمان میكنم، حزبالله تا الان متجاوز از صدهزار نفر را چه مستقیم و چه غیرمستقیم آموزش داده است. بيشتر نیروهای آموزش دیده، نیروهای داوطلب هستند و در چنین شرایطی وارد عمل میشوند.
اما نیروهای تمام وقت حزبالله، تعداد اندكی هستند. آیا حزبالله تصور میكرد كه اگر این دو اسرائیلی را به اسارت بگیرد، اسرائیل به خاك لبنان حمله كند؟
فكر نمیكنم چنین تصوری را حزبالله داشته باشد. البته گمانم بر این است كه حزبالله فكر میكرد، پس از به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی، این كشور به یكسری حملات ایذایی دست بزند و تا مدت كوتاهی برای این كه عقده خود را خالی كند، این حركات ایذایی را داشته باشد و بعد موضوع تبادل اسرا توسط یكی دو تا كشور كه وارد مذاكره میشوند یا سیستم بینالمللی در دستور كار قرار بگیرد.
فكر میكنید، آغاز جنگ به نفع حزبالله بود؟
بحث الان این نیست كه به نفع حزبالله بود یا به نفع اسرائیل. هم حزبالله اعلام كرده كه این جنگ برای ما جنگ مرگ و حیات است و هم شیمون پرز از طرف اسرائیل اعلام كرد كه این جنگ برای اسرائیل، حكم مرگ و حیات را دارد. حزبالله میدانست كه چه دو اسیر را بگیرد و چه آن دو را نگیرد، چنین جنگی را در پیش دارد. به همین خاطر، اقدام به ضربه پیشدستانه كرد، زیرا در آغاز جنگ، آن كسی كه ضربه اول را بزند، از نظر تفوق روحی و روانی، میتواند جنگ را برده باشد. اگر حزبالله این عملیات را انجام نمیداد و اسرائیل آغازگر بود، خیلی با این كه حزبالله دست برتر داشته باشد، متفاوت بود. الان وضعیت این گونه است كه حزبالله در یك عملیات صرفا نظامی وارد شده و ضربهای را به اسرائیل زده است. كاری به غیرنظامیان نداشته و دو اسیر گرفته و تعدادی را به هلاكت رسانده و تعدادی نیز مجروح شدهاند. اگر اسرائیل برنامهای از پیش تعیینشده نداشت به صورت طبیعی وارد درگیری نظامی میشد. منطقهای را اشغال میكرد تا بعد اسرای خود را پس بگیرد، اما اسرائیل چنین نكرد؛ یعنی برای آزادی دو اسیر وارد جنگ نشد. برای هدفی كه از پیش رو داشت وارد جنگ شد. براي همين، وقتی ضربه خورد، ديوانهوار وارد جنگ شد و حتی نیروهای سازمان ملل را نیز مورد هدف قرار داد. معتقدم نیروهای سازمان ملل، نقش جاسوس را برای اسرائیل در این سالها بازی كردهاند، اما اسرائیل به آنها نیز رحم نكرد.
شما گفتید كه این جنگ، حكم مرگ و زندگی را برای دو طرف دارد. با این حساب، آینده جنگ را چگونه پیشبینی میكنید؟
اصولا جنگ اگر به همین شكل پايان يابد، پیروزی بزرگی نصیب مقاومت و حزبالله شده است.
به این «شكل»؛ یعنی آتشبس است؟
بله. اگر آتشبس اعلام شود و اسرائیل نتوانسته باشد، هیچ جایی را در لبنان بگیرد، پیروزی از آن حزبالله خواهد بود. چون نه جایی را گرفته و نه توانسته حزبالله را خلع سلاح كند یا پایگاههای آن را بگیرد. این شكست اسرائیل است.
حزبالله با آتشبس موافق است؟
حزبالله اعلام كرده، آتشبس و بلافاصله مذاكره برای تبادل اسرا و سپس عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از شبعا. الان همه دنیا این شرایط را پذیرفتهاند. اینها پیروزی حزبالله است.
اما در نشست رم، بحث منطقه حايل مطرح شد و ۲۰ كیلومتری كه باید نیروهای حافظ صلح مستقر شوند تا حزبالله در این مناطق حضور نداشته باشد؟
بله. بعضی در دنیا و حتی خود اسرائیل به دنبال این هستند كه بین خودشان و لبنان منطقه حايلی را به وجود بیاورند. این ۲۰ كیلومتر تا «نهرلیطانی» و قرار است، نیروهای سازمان ملل تقویت شده در این حدود مستقر شوند تا حزبالله دیگر حضوری در این مناطق نداشته باشد.
آیا حزبالله در این مناطق تأثیرگذار است؟
بله. بسیار.
خب اگر حزبالله از آنجا عقب رانده شود كه به نوعی خلع سلاح نیز رخ داده است؟
نه. خلع سلاح حزبالله كه الان مطرح شده، چنین است كه در هیچ منطقهای از لبنان این گروه دیگر اسلحه نداشته باشد. تبدیل به یك حزب سیاسی شود و كلیه سلاحهای خود را تحویل ارتش دهد.
در واقع همان قطعنامه ۱۵۵۹ اجرا شود؟
بله. اما الان چون هیچ كس در لبنان جرأت ندارد، از خلع سلاح حزبالله سخن بگوید، لذا خط حايل مطرح شده است و این كه حزبالله پشت نهرلیطانی قرار بگیرد. این به معنای خلع سلاح حزبالله نیست. قرار است نیروهای سازمان ملل و ارتش لبنان در آنجا مستقر شوند. اگر همین نیز رخ دهد، از طرف آمریكا و اسرائیل یك عقبنشینی محسوب میشود.
چرا عقب نشینی؟ شما میگویید، نیروهای سازمان ملل جاسوس اسرائیل هستند. خب قرار است، همین نیروها با هدایت آمریكا در این محل مستقر شوند. آیا این عقبنشینی برای حزبالله محسوب نمیشود كه خاك خود را از دست داده است؟
حزبالله كه هنوز آن را نپذیرفته و تلویحا گفته است، چرا نیروهای حايل بیایند به خاك لبنان و بروند در خاك اسرائیل مستقر شوند. معلوم نیست كه حزبالله این را بپذیرد كه نیروهایش پشت آن خط حايل بیایند. اسرائیل ادعا میكند كه در این منطقه حايل پایگاههای حزبالله مستقر است و حزبالله باید از آنها عقبنشینی كند، زیرا از آنجا خاك اسرائیل را به راحتی هدف قرار میدهد. ما میگوییم به فرض كه حزبالله پذیرفت و پشت نهر لیطانی رفت، باز به علت داشتن سلاحهای موشك دوربرد، رعد ۱ و ۲ و حتی كاتیوشاها، میتوانند تا ۳۰ كیلومتر خاك اسرائیل را هدف قرار دهند. حتی موشكهای خیبر ۱ ، ۲ و ۳ حزبالله تا عمق ۷۰ ، ۱۲۰ و ۲۵۰ كیلومتری خاك اسرائیل را میزند. در هر صورت این جنگ، جنگی نیست كه مورد خواست آمریكا و اسرائیل باشد. تا الان شكست آنها را در پی داشته است.
پس چرا سران عرب از حزبالله حمایت نكردند؟
متأسفانه یكسری از كشورهای عربی با سیاستهای آمریكا در منطقه هماهنگ هستند. اینها هم با حماس و دولت اسماعیل هنیه موضع منفی داشتند و هم با حزبالله. سیاست آمریكا، سیاست دفاع از حماس نبود. آنها نیز همین خط را دنبال میكنند. این برخاسته از سیاستهای آمریكا است، اما سوریه، سودان، الجزایر و لیبی نیز از حزبالله حمایت كردند و خواستار آتشبس شدند.
یك بحث درباره رابطه حزبالله و ایران مطرح است. برخی معتقدند، بهتر بود كه این روابط شفاف نمیبود تا اجازه بهانهگیری نیز داده نشود.
تعارف كه نداریم. حزبالله فرزند معنوی امام (ره) و انقلاب و جمهوری اسلامی ایران از اول بوده و هست. شترسواری كه دولا دولا نمی شود. به هرحال ایران از مردم لبنان، در قالبهای مختلف حمایت كرده است. در زمینه كشاورزی، دارو، درمان، جهاد سازندگی و... به مردم لبنان كمك شده است. این كمك ها نیز مربوط به شیعه و سنی نبوده به همه كمك شده است.
با این حساب، شما آینده مقاومت و حزبالله را چگونه میبینید؛ با توجه به این كه دپو تسلیحات محدود است و راهها نیز كنترل میشود؟
تا زمانی كه مردم لبنان بخواهند، آنها میمانند و میجنگند. تا به حال، در لبنان یك ارتش مجهز و آموزش دیده كه بتواند از تمامیت ارضی لبنان حفظ و حراست كند، نداشتهایم. در گذشته دیدیم كه این ارتش نتوانست، جلوي اسرائیل مقاومت كند. علت این كه مردم لبنان یكپارچه از حزبالله و مقاومت دفاع میكنند، برای خاطر این است كه تنها نیرویی است كه از شرف و ناموس آنها دفاع میكند. تا زمانی كه این شرایط هست، مقاومت با حمایت مردم وجود خواهد داشت.
درباره توان مالی حزبالله نیز بحثهایی مطرح است. میتوانید اطلاعاتی در این باره ارائه دهید كه این تشكیلات با این كه دولت را همراه خود ندارد، از كجا حمایت مالی میشود؟
محبوبیت حزبالله بسياري از مرزها را شكسته است، به گونهای كه در میان سعودیها، كشورهای عرب خلیج فارس، آفریقایی اعرابی كه در اروپا و آمریكا هستند، علاقه به حزبالله و كمك به آن، به مراتب بیشتر از ایران است. روی این حساب، حمایتهای مالی به حزبالله، تقریبا بینالمللی شده است. حتی غیرمسلمانان نیز به علت كینهای كه به استكبار جهانی و اسرائیل دارند، میخواهند حزبالله پیروز شود.
بنابراین، مؤسسات خیریهای وجود دارد كه برای كمك به «مقاومت»، اقدام به جمعآوری اعانه میكند. آنها یكسری مؤسساتی را ساختهاند كه از بهره آن خیلی از هزینههای حزبالله تأمین میشود. الان حزبالله در بعد جهانی مطرح است و پشتوانه مالی آن از طریق این مؤسسات خیریه و تأسیس مراكز اقتصادی تجاری، صنعتی در كشورهای مختلف انجام میشود.
به عنوان آخرین سوال، فكر میكنید جنگ تا چند وقت دیگر طول میكشد؟
تا زمانی كه اسرائیل از پیشروی و خلع سلاح حزبالله مأیوس شود، ادامه پیدا میكند. الان ۶۰ درصد امید اسرائیل قطع شده. ۴۰ درصد مانده كه آن هم به علت كمكهای آمریكا و امیدواری به موشكهای آنهاست. امیدوارند بتوانند در مرحله پس جنگ را زمینی كنند. اگر عملیات زمینی آغاز شود، جنگ خیلی طولانی خواهد شد، زیرا حزبالله به این راحتی كوتاه نمیآید و عقبنشینی نمیكند.
آیا احتمال دارد كه اسرائیل از سلاح هستهای یا شیمیایی استفاده كند؟
این فرضیه الان مطرح شده است. الان اسرائیل از سلاح شیمیایی استفاده كرده است. درباره حمله اتمی بحث مطرح است، اما من بعید میدانم كه اسرائیل بتواند این كار را بكند، زیرا صرفنظر از فضای بینالمللی، نخستین آسیب آن را خود میبیند، زیرا به علت كوتاهی راه از جنوب لبنان تا اسرائیل، محیط زیست خود اسرائیل نیز سالهای متمادی آلوده خواهد شد. به همین دلیل، گمان نمیكنم از سلاح اتمی استفاده كند، اما از سلاح شیمیایی استفاده كرده و میكند، حال آن كه تأثیری ندارد، چراكه زیرا پناهگاههای حزبالله نفوذناپذیر هستند.
اگر اسرائیل از سلاح اتمی استفاده كند، واكنش حزبالله چگونه خواهد بود؟
بعید نیست كه حزبالله با همین موشكها و با استفاده از سلاح پیشرفتهتری واكنش شدید نشان دهد.
منبع: شرق ـ اکبر منتجبي
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
این هم آدرس مطلب در روزنامهء شرق : [External Link Removed for Guests]
رزمندگان حزبالله از استادان ايراني جلو زدهاند
روايت محتشميپور از شناسنامه حزبالله
۱۲ مرداد ۱۳۸۵
«حزبالله لبنان پیروز جنگ است.»؛ این اظهارات علیاكبر محتشمیپور است كه با قاطعیت بیان میكند؛ كسی كه در كسوت وزیر كشور و سفیر ایران در سوریه برای تشكیل حزبالله لبنان در سالهای گذشته، بسیار زحمت كشید و از جان مایه گذاشت.
محتشمیپور در حال حاضر، دبیركل كنفرانس بینالمللی انتفاضه فلسطین است و همیشه دغدغه نخست او فلسطین و لبنان بوده است. محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، نقل كرده است كه در جلسات مجمع، وقتی نقل اخبار است و نوبت به او میرسد، همه از محتشمیپور میپرسند: «از لبنان و فلسطین چه خبر».
گفتوگو در دفتر كار او انجام شد. تلویزیون بزرگی در دل دیوار كار گذاشته شده و او پياپي اخبار شبكههای عربی، به ويژه العالم را پیگیری میكند. او میگوید، خیلی با روزنامه میانهای ندارد، براي همين كم روزنامه میخواند و اگر هم تورقی كند، تنها تیترها را میخواند و نه بیشتر.
برای شروع جنگ بين لبنان و اسرائیل دو نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند آغاز جنگ، از زمانی بود كه حزبالله، دو اسرائیلی را به اسارت گرفت. برخی دیگر آغاز جنگ را به زمانهای عقبتری میبرند و میگویند، پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، همیشه درصدد حمله به لبنان بوده؛ شما كدام تحلیل را قبول دارید؟
آغاز جنگ اسرائیل علیه لبنان به صورت ظاهری و عملی، از چهارشنبه، حدود بيست روز پیش آغاز شد، اما مقدمات آن به گذشته دور برمیگردد.
در واقع، شما نظر دوم را میپذیرید، درست است؟
بله. من گمان میكنم، آمریكا نقش مؤثری در این اقدام اسرائیل داشته است، البته سران و رهبران اسرائیل نیز مایل به این كار بودند.
علل و عوامل این موضوع كه میفرمایید، چیست؟
باید برگردیم به داستان تصویب قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت. این قطعنامه، بندهای مختلفی داشت؛ برخی مربوط به سوریه و برخی ديگر نیز مرتبط با لبنان بود. و بند دوم آن، موضوع خلع سلاح حزبالله و گروههای فلسطینی را مطرح كرده است.
آیا ترور رفیق حریری تأثیری داشت؟
این ترور، موضوع را تشدید كرد كه دیدیم منجر به خروج نیروهای سوریه از لبنان شد. بدین ترتیب، بخشی از آن قطعنامه كه مربوط به سوریه بود، كاملا عملی و اجرا شد، اما در زمينه خلع سلاح «مقاومت»، تقریبا بيشتر جریانات سیاسی داخل لبنان با او مخالفت و آن را دخالت بیگانگان در امور داخلی لبنان تلقی كردند. حوادث متعددی نیز رخ داد؛ از جمله استعفای آقای عمر كرامی و آن انتخاباتی كه برگزار شد. تحت فشار آمریكا و غرب در آن انتخابات، آمریكا به خواستههایش رسید و اكثریت پارلمان را به دست آورد. آمریكاییها فكر میكردند با این موفقیت سیاسی در لبنان، میتوانند به ديگر اهداف خود دست يابند؛ از جمله منزوی كردن لبنان و خلع سلاح مقاومت. اما فضای عمومی لبنان و حتی مسیحیان، به گونهای بود كه اجازه چنین كاری را نداد. البته تدبیر و حكمت آقای سیدحسن نصرالله نیز نقش بسیار مؤثری داشت. به هر صورت، باعث شد كه آمریكا و طرفداران اسرائیل در این مرحله شكست بخورند. به همین منظور، مرحله جدیدی را تدارك دیدند و آن جنگ نابرابر نظامی بود. آنان با این كار میخواستند، با فشار آوردن به مردم و احزاب، حمایت آنها از «مقاومت» را بردارند تا سرانجام «مقاومت» را مجبور كنند، به خلع سلاح تن بدهد. براي همين، حجم بالای عملیات جنگی كه در این مدت صورت گرفته، نشان از برنامهریزی درازمدت دارد.
به عبارتی شما معتقدید، شبی كه حزبالله پیشدستی كرد و دو اسرائیلی را به اسارت گرفت، شب آغاز حمله نبوده؟
بله قطعا همينطور است؛ این تصمیم، تصمیم یك ساعت و یك روز نیست. آمادهسازی برای یك مانور، نیاز به چند ماه برنامهریزی دارد، چه برسد به آمادهسازی یك سیستم نظامی برای عملیات واقعی. قطعا آنهایی كه در عملیات نظامی هستند، میدانند كه با تصمیمگیری یكروزه امكانپذیر نیست كه یك عملیات هوایی، زمینی و دریایی را پشتیبانی و تدارك كرد. بنابراین، اسرائیل با هماهنگی آمریكا، اقدام به این كار كرد.
چرا آمریكا به دنبال این جنگ است؟ آیا این صرفا مربوط به فلسطین و لبنان میشود؟
آمریكاییها در اهداف و برنامههای خودشان، شكستهای پيدرپي را خوردهاند كه پاسخگوی افكار عمومی و مردمشان نیستند. چه در افغانستان، چه در عراق، سومالی، سودان و... هیچ دستاورد سیاسی نداشتند. به همین خاطر، زیر سئوال هستند. بوش و حزب جمهوریخواه به همین دلیل زیر فشار است و برای جبران مافات، میخواهد معادله خاورمیانه را به هم بریزد و خاورمیانه جدید را طراحی كند.
در جنگهای گذشته بین اسرائیل و اعراب، مقامات اسرائیلی در كمتر از ده بند به موفقیت میرسیدند، اما در این جنگ، هنوز نتوانستهاند به موفقیت نسبی برسند. آیا اسرائیل ضعیفتر از گذشته شده یا حزبالله بسیار قویتر از ارتش كشورهای عربی است؟
من نه مدعی هستم، حزبالله قویتر از ارتشهای منظم كشورهای عربی در جنگهای گذشته است و نه اسرائیل ضعیف شده. جمال عبدالناصر در سال ۱۹۶۷، جنگی را رهبری میكرد كه از نظر هوایی، زمینی، دریایی، ارتش اعراب خیلی قوی بود. ارتشهای اعراب، بسيار قوی بودند. اسرائیل نیز ضعیف نشده، بلكه قدرت نظامی آن، در سالهای اخیر، بیشتر از همه كشورهای عربی بوده و خود را برای رویارویی با كل خاورمیانه آماده كرده است. حتی با كمك آمریكا، سلاحهای پیشرفتهای را نیز در اختیار گرفته است؛ مثل همین سیستم ضدموشكی هوشمند كه امروز از آنها استفاده میكند.
پس علت این طولانی شدن جنگ چیست؟
حزبالله و مقاومت اسلامی در سیستم جنگهای چریكی و نامنظم، به مرحلهای رسیده كه تاكنون هیچ جنبش و جریان چریكی در دنیا، به آن سطح نرسیده است. فلسطینیها كه زمانی سرآمد نیروهای آزادیبخش در دنیا بودند و در جنگ ۱۹۸۲، بیش از سيهزار چریك فدایی داشتند، نتوانستند در برابر اسرائیل مقاومت كنند، اما الان حزبالله به سطحی رسیده كه هیچ جنبشی به آنجا نرسیده است.
حزبالله مسلح به چه نوع سلاحی است كه توانسته تا این سطح پیشرفت كند؟
مجهز به دو سلاح است؛ یك نوع سلاح ظاهری است كه همین موشكهایی است كه در اختیار دارد.
چه موشكهایی؟
موشكهایی كه استفاده كرده، از كاتیوشا گرفته تا موشكهای زلزالی كه تا آخرین نقطه اسرائیل را میتواند هدف قرار دهد، چراكه مساحت اسرائیل ۲۷ هزار كیلومتر است، عرض آن 1112 كیلومتر و در طول ۲۰۰ كیلومتر است. موشك زلزال ۲ حزبالله، ۲۵۰ كیلومتر برد دارد كه هیچ جایی از فلسطین كه در اشغال اسرائیل است، وجود ندارد كه موشكهای حزبالله به آنجا نرسد.
سلاح دوم كه گفتید حزبالله در اختیار دارد، چیست؟
جسارت و جرأت است. ببینید ممكن است، برخی كشورها دانش یك سلاح را داشته باشند، اما جسارت استفاده از آن را ندارند. حزبالله هم دانش استفاده از سلاحها را دارد و هم جسارت و جرأت آن را. دانش حزبالله از نظر بهكارگیری سلاحهایی كه در اختیار دارد، فوقالعاده است.
حزبالله این دانش را از كجا به دست آورده است؟
مقداری از این دانش تجربی است و مقداری نیز اكتسابی.
چگونه؟
بخشی از آن آموزشهایی است كه حزبالله در ایران و در جبهههای جنگ دیده است. به عبارتی، بسیاری از نیروهای ورزیده حزبالله، كسانی هستند كه در جنگ هشتساله ما در جبهههای ما بودند و اینجا عملیاتی را مستقیما و یا زیر پوشش انجام میدادند.
آیا به غیر از جبههها آموزش دیگری هم داشتهاند؟
یكسری از آموزشها را حزبالله در لبنان دیده است. حضرت امام (ره) در سال ۱۹۸۲ با اعزام نیرو به سوریه و لبنان مخالفت كردند. به عبارتی، پس از این كه پنجمین هواپیمای ایرانی، كه از سپاه و بسیج و تیپ ذوالفقار به لبنان نیرو وارد كردند، امام با این كار مخالفت كردند. من آن وقت سوریه بودم. مردم سوریه و لبنان از این كه دیگر نیروهای ایران برای دفاع و مبارزه با اسرائیل به این كشورها نمیآیند، نگران بودند. من وقتی آمدم خدمت امام رسیدم، خیلی احساساتی شده بودم. با شور و حرارت و احساس صحبت میكردم، امام من را آرام كردند. برخورد امام مثل یك شخصیت نظامی باتجربه و دانش بالا بود. ایشان فرمودند: نیرویی كه برای مبارزه به میدان معركه میرود، باید پشتیبانی شود؛ یعنی عقبه آن نیرو باید بسیار مستحكم باشد. ما چگونه میتوانیم نیروهای سپاه و بسیج را به سوریه و لبنان بفرستیم، درحالی كه راه پشتیبانی ما از عراق و تركیه است. دو كشوری كه در آن زمان با ما خوب نبودند؛ عراق در اختیار رژیم بعث بود و تركیه هم پیمان ناتو و آمریكاست. ایشان فرمودند: تنها راهی كه وجود دارد، این است كه بروید و جوانان و نیروهای لبنانی را آموزش بدهید، آماده و تجهیز كنید تا از كشور خودشان در برابر اسرائیل دفاع كنند و آنچه را حقوق ملت فلسطین و لبنان است، استیفا كنند. از این لحظه، فاز جدیدی آغاز شد كه آموزش نیروهای لبنانی بود و به تشكیل حزبالله و مقاومت منجر شد. كه دیدیم پس از هجده سال اسرائیل در برابر چنین نیرویی تن به شكست داد و از لبنان خارج شد. این مقاومت مورد حمایت مردم هم بود. رسانههای غربی كه میدانید در جای جای لبنان هستند؛ شبكههای تلویزیونی صهیونیستی، آلمانی، آمریكایی و... . آنها هر روز به آوارگان لبنانی سر میزنند و فیلم میگیرند. اگر در یك مورد فردی علیه حزبالله و جنگ صحبت میكرد، قطعا همه شبكهها نه یك بار، بلكه چندین بار آن را پخش میكردند. یك نفر نیست كه علیه حزبالله و نصرالله سخن بگوید. دلیل آن نیز این است كه پایگاه مقاومت در میان مردم قوی است. به اندازهاي كه احزاب مخالف حزبالله و مقاومت نیز مجبور به سكوت شدهاند. حتی شدیدترین مخالف حزبالله كه «جنبلاط» است، امروز موافق حزبالله شده است.
در بحث دانش نظامی حزبالله، اشاره كردید كه توانسته است، خود را در جهان به سطحی برساند كه دیگران نتوانستهاند. در این سالها، حزبالله از چه دانشی بهره برده است؟
حزبالله تجربه جنگ هجدهساله را با اسرائیل داشت. به همین خاطر، با تاكتیك و تكنیكهای اسرائیل كاملا آشناست. در این ۶-۵ سال نیز با فضای بازی كه پیدا كرد، مجهز به انواع سلاحها شد و سنگرهای مناسبی را برای خود آماده كرد. الان در بیروت، همه مناطقی كه فرماندهان سیاسی نظامی حزبالله سكونت داشتند، توسط اسرائیل با خاك یكسان شده است. در جنوب لبنان، تمام راهها تخریب شدند و همه پایگاههای موشكی حزبالله را تخریب كردند. اسرائیل در چهار روز اول، اعلام كرد كه ۱۵۶ پایگاه موشكانداز حزبالله را با خاك یكسان كرده است، اما بلافاصله، از همان نقاطی كه بمباران شده، حزبالله موشك شلیك میكند.
چگونه؟
به خاطر این كه حزبالله توانسته است در دل كوههای لبنان، پایگاههای پیشرفته ضدبمب بسازد. یكی از شبكههای تلویزیونی نشان میداد كه اسرائیل، یكی از پایگاههای حزبالله را با خاك یكسان كرده، اما پس از سه بار بمباران در یك روز، از همان پایگاه ۳۵ موشك به طرف اسرائیل شلیك شد. اسرائیل وقتی از طریق هوایی موفق نشد، عملیات زمینی را در پیش گرفت. سر مرز لبنان یك مثلث از شهرهای بنت جبیل، مارونالراس و عین تارون وجود دارد. نزدیك دو هفته است، اسرائیل در عمق پنج كیلومتری خاك لبنان آمده و مانده است. حتی در یك جنگ زمینی نیز اسرائیل شكست بسیار مفتضحانهای خورد و از آنجا هم عقبنشینی كرد و دوباره به حمله هوایی روی آورد.
از صحبت شما میتوان نتیجه گرفت كه هم حزبالله و هم اسرائیل از مدتها پیش به یك رویارویی میاندیشیدند. درست است؟
قطعا همین طور است. اسرائیل پس از خروج ذلتبار از جنوب لبنان، مثل حیوان زخمخوردهای بود كه میخواست، زهر خود را بریزد. به همین خاطر، حزبالله در این مدت كاملا خود را تجهیز كرد. اسرائیل فكر نمیكرد، حزبالله به این سطح برسد تا جایی كه ۴۰ درصد اقتصاد اسرائیل تعطیل شود.
الان برخی شایعات، درصدد القای این موضوع است كه حزبالله بدون پشتوانه ایران، نمیتوانست چنین مقاومتی را از خود نشان دهد. شما این را حتما شنیدهاید؟
بله. میگویند این حزبالله نیست. این سپاه پاسداران ایران است. اسرائیل و آمریكا برای آن كه پوششی بگذارند بر شكستهای پیدرپی خود، این مسائل را مطرح میكنند. البته درست است كه در آغاز كار نیروهای حزبالله در ایران و لبنان توسط سپاه پاسداران آموزش دیدند، اما اینها از نوع شاگردانی هستند كه از اساتید خود پیشی گرفتهاند و قابل قیاس نیستند. حزبالله در دنیا به یك نیروی برجسته و استثنایی تبديل شده است. از نظر دانش، توان و تجربه قابل قیاس با هیچ جنبش و حركتی نیست.
آموزش نیروهای حزبالله تا چه زمانی صورت میگرفت؟
تا دورهای كه خود من در سوریه و لبنان بودم، حدود سي دوره و در هر دوره نیز سيصد نفر، نیروهای لبنانی آموزش میدیدند. پس از آن نیز ادامه پیدا كرد. گمان میكنم، حزبالله تا الان متجاوز از صدهزار نفر را چه مستقیم و چه غیرمستقیم آموزش داده است. بيشتر نیروهای آموزش دیده، نیروهای داوطلب هستند و در چنین شرایطی وارد عمل میشوند.
اما نیروهای تمام وقت حزبالله، تعداد اندكی هستند. آیا حزبالله تصور میكرد كه اگر این دو اسرائیلی را به اسارت بگیرد، اسرائیل به خاك لبنان حمله كند؟
فكر نمیكنم چنین تصوری را حزبالله داشته باشد. البته گمانم بر این است كه حزبالله فكر میكرد، پس از به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی، این كشور به یكسری حملات ایذایی دست بزند و تا مدت كوتاهی برای این كه عقده خود را خالی كند، این حركات ایذایی را داشته باشد و بعد موضوع تبادل اسرا توسط یكی دو تا كشور كه وارد مذاكره میشوند یا سیستم بینالمللی در دستور كار قرار بگیرد.
فكر میكنید، آغاز جنگ به نفع حزبالله بود؟
بحث الان این نیست كه به نفع حزبالله بود یا به نفع اسرائیل. هم حزبالله اعلام كرده كه این جنگ برای ما جنگ مرگ و حیات است و هم شیمون پرز از طرف اسرائیل اعلام كرد كه این جنگ برای اسرائیل، حكم مرگ و حیات را دارد. حزبالله میدانست كه چه دو اسیر را بگیرد و چه آن دو را نگیرد، چنین جنگی را در پیش دارد. به همین خاطر، اقدام به ضربه پیشدستانه كرد، زیرا در آغاز جنگ، آن كسی كه ضربه اول را بزند، از نظر تفوق روحی و روانی، میتواند جنگ را برده باشد. اگر حزبالله این عملیات را انجام نمیداد و اسرائیل آغازگر بود، خیلی با این كه حزبالله دست برتر داشته باشد، متفاوت بود. الان وضعیت این گونه است كه حزبالله در یك عملیات صرفا نظامی وارد شده و ضربهای را به اسرائیل زده است. كاری به غیرنظامیان نداشته و دو اسیر گرفته و تعدادی را به هلاكت رسانده و تعدادی نیز مجروح شدهاند. اگر اسرائیل برنامهای از پیش تعیینشده نداشت به صورت طبیعی وارد درگیری نظامی میشد. منطقهای را اشغال میكرد تا بعد اسرای خود را پس بگیرد، اما اسرائیل چنین نكرد؛ یعنی برای آزادی دو اسیر وارد جنگ نشد. برای هدفی كه از پیش رو داشت وارد جنگ شد. براي همين، وقتی ضربه خورد، ديوانهوار وارد جنگ شد و حتی نیروهای سازمان ملل را نیز مورد هدف قرار داد. معتقدم نیروهای سازمان ملل، نقش جاسوس را برای اسرائیل در این سالها بازی كردهاند، اما اسرائیل به آنها نیز رحم نكرد.
شما گفتید كه این جنگ، حكم مرگ و زندگی را برای دو طرف دارد. با این حساب، آینده جنگ را چگونه پیشبینی میكنید؟
اصولا جنگ اگر به همین شكل پايان يابد، پیروزی بزرگی نصیب مقاومت و حزبالله شده است.
به این «شكل»؛ یعنی آتشبس است؟
بله. اگر آتشبس اعلام شود و اسرائیل نتوانسته باشد، هیچ جایی را در لبنان بگیرد، پیروزی از آن حزبالله خواهد بود. چون نه جایی را گرفته و نه توانسته حزبالله را خلع سلاح كند یا پایگاههای آن را بگیرد. این شكست اسرائیل است.
حزبالله با آتشبس موافق است؟
حزبالله اعلام كرده، آتشبس و بلافاصله مذاكره برای تبادل اسرا و سپس عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از شبعا. الان همه دنیا این شرایط را پذیرفتهاند. اینها پیروزی حزبالله است.
اما در نشست رم، بحث منطقه حايل مطرح شد و ۲۰ كیلومتری كه باید نیروهای حافظ صلح مستقر شوند تا حزبالله در این مناطق حضور نداشته باشد؟
بله. بعضی در دنیا و حتی خود اسرائیل به دنبال این هستند كه بین خودشان و لبنان منطقه حايلی را به وجود بیاورند. این ۲۰ كیلومتر تا «نهرلیطانی» و قرار است، نیروهای سازمان ملل تقویت شده در این حدود مستقر شوند تا حزبالله دیگر حضوری در این مناطق نداشته باشد.
آیا حزبالله در این مناطق تأثیرگذار است؟
بله. بسیار.
خب اگر حزبالله از آنجا عقب رانده شود كه به نوعی خلع سلاح نیز رخ داده است؟
نه. خلع سلاح حزبالله كه الان مطرح شده، چنین است كه در هیچ منطقهای از لبنان این گروه دیگر اسلحه نداشته باشد. تبدیل به یك حزب سیاسی شود و كلیه سلاحهای خود را تحویل ارتش دهد.
در واقع همان قطعنامه ۱۵۵۹ اجرا شود؟
بله. اما الان چون هیچ كس در لبنان جرأت ندارد، از خلع سلاح حزبالله سخن بگوید، لذا خط حايل مطرح شده است و این كه حزبالله پشت نهرلیطانی قرار بگیرد. این به معنای خلع سلاح حزبالله نیست. قرار است نیروهای سازمان ملل و ارتش لبنان در آنجا مستقر شوند. اگر همین نیز رخ دهد، از طرف آمریكا و اسرائیل یك عقبنشینی محسوب میشود.
چرا عقب نشینی؟ شما میگویید، نیروهای سازمان ملل جاسوس اسرائیل هستند. خب قرار است، همین نیروها با هدایت آمریكا در این محل مستقر شوند. آیا این عقبنشینی برای حزبالله محسوب نمیشود كه خاك خود را از دست داده است؟
حزبالله كه هنوز آن را نپذیرفته و تلویحا گفته است، چرا نیروهای حايل بیایند به خاك لبنان و بروند در خاك اسرائیل مستقر شوند. معلوم نیست كه حزبالله این را بپذیرد كه نیروهایش پشت آن خط حايل بیایند. اسرائیل ادعا میكند كه در این منطقه حايل پایگاههای حزبالله مستقر است و حزبالله باید از آنها عقبنشینی كند، زیرا از آنجا خاك اسرائیل را به راحتی هدف قرار میدهد. ما میگوییم به فرض كه حزبالله پذیرفت و پشت نهر لیطانی رفت، باز به علت داشتن سلاحهای موشك دوربرد، رعد ۱ و ۲ و حتی كاتیوشاها، میتوانند تا ۳۰ كیلومتر خاك اسرائیل را هدف قرار دهند. حتی موشكهای خیبر ۱ ، ۲ و ۳ حزبالله تا عمق ۷۰ ، ۱۲۰ و ۲۵۰ كیلومتری خاك اسرائیل را میزند. در هر صورت این جنگ، جنگی نیست كه مورد خواست آمریكا و اسرائیل باشد. تا الان شكست آنها را در پی داشته است.
پس چرا سران عرب از حزبالله حمایت نكردند؟
متأسفانه یكسری از كشورهای عربی با سیاستهای آمریكا در منطقه هماهنگ هستند. اینها هم با حماس و دولت اسماعیل هنیه موضع منفی داشتند و هم با حزبالله. سیاست آمریكا، سیاست دفاع از حماس نبود. آنها نیز همین خط را دنبال میكنند. این برخاسته از سیاستهای آمریكا است، اما سوریه، سودان، الجزایر و لیبی نیز از حزبالله حمایت كردند و خواستار آتشبس شدند.
یك بحث درباره رابطه حزبالله و ایران مطرح است. برخی معتقدند، بهتر بود كه این روابط شفاف نمیبود تا اجازه بهانهگیری نیز داده نشود.
تعارف كه نداریم. حزبالله فرزند معنوی امام (ره) و انقلاب و جمهوری اسلامی ایران از اول بوده و هست. شترسواری كه دولا دولا نمی شود. به هرحال ایران از مردم لبنان، در قالبهای مختلف حمایت كرده است. در زمینه كشاورزی، دارو، درمان، جهاد سازندگی و... به مردم لبنان كمك شده است. این كمك ها نیز مربوط به شیعه و سنی نبوده به همه كمك شده است.
با این حساب، شما آینده مقاومت و حزبالله را چگونه میبینید؛ با توجه به این كه دپو تسلیحات محدود است و راهها نیز كنترل میشود؟
تا زمانی كه مردم لبنان بخواهند، آنها میمانند و میجنگند. تا به حال، در لبنان یك ارتش مجهز و آموزش دیده كه بتواند از تمامیت ارضی لبنان حفظ و حراست كند، نداشتهایم. در گذشته دیدیم كه این ارتش نتوانست، جلوي اسرائیل مقاومت كند. علت این كه مردم لبنان یكپارچه از حزبالله و مقاومت دفاع میكنند، برای خاطر این است كه تنها نیرویی است كه از شرف و ناموس آنها دفاع میكند. تا زمانی كه این شرایط هست، مقاومت با حمایت مردم وجود خواهد داشت.
درباره توان مالی حزبالله نیز بحثهایی مطرح است. میتوانید اطلاعاتی در این باره ارائه دهید كه این تشكیلات با این كه دولت را همراه خود ندارد، از كجا حمایت مالی میشود؟
محبوبیت حزبالله بسياري از مرزها را شكسته است، به گونهای كه در میان سعودیها، كشورهای عرب خلیج فارس، آفریقایی اعرابی كه در اروپا و آمریكا هستند، علاقه به حزبالله و كمك به آن، به مراتب بیشتر از ایران است. روی این حساب، حمایتهای مالی به حزبالله، تقریبا بینالمللی شده است. حتی غیرمسلمانان نیز به علت كینهای كه به استكبار جهانی و اسرائیل دارند، میخواهند حزبالله پیروز شود.
بنابراین، مؤسسات خیریهای وجود دارد كه برای كمك به «مقاومت»، اقدام به جمعآوری اعانه میكند. آنها یكسری مؤسساتی را ساختهاند كه از بهره آن خیلی از هزینههای حزبالله تأمین میشود. الان حزبالله در بعد جهانی مطرح است و پشتوانه مالی آن از طریق این مؤسسات خیریه و تأسیس مراكز اقتصادی تجاری، صنعتی در كشورهای مختلف انجام میشود.
به عنوان آخرین سوال، فكر میكنید جنگ تا چند وقت دیگر طول میكشد؟
تا زمانی كه اسرائیل از پیشروی و خلع سلاح حزبالله مأیوس شود، ادامه پیدا میكند. الان ۶۰ درصد امید اسرائیل قطع شده. ۴۰ درصد مانده كه آن هم به علت كمكهای آمریكا و امیدواری به موشكهای آنهاست. امیدوارند بتوانند در مرحله پس جنگ را زمینی كنند. اگر عملیات زمینی آغاز شود، جنگ خیلی طولانی خواهد شد، زیرا حزبالله به این راحتی كوتاه نمیآید و عقبنشینی نمیكند.
آیا احتمال دارد كه اسرائیل از سلاح هستهای یا شیمیایی استفاده كند؟
این فرضیه الان مطرح شده است. الان اسرائیل از سلاح شیمیایی استفاده كرده است. درباره حمله اتمی بحث مطرح است، اما من بعید میدانم كه اسرائیل بتواند این كار را بكند، زیرا صرفنظر از فضای بینالمللی، نخستین آسیب آن را خود میبیند، زیرا به علت كوتاهی راه از جنوب لبنان تا اسرائیل، محیط زیست خود اسرائیل نیز سالهای متمادی آلوده خواهد شد. به همین دلیل، گمان نمیكنم از سلاح اتمی استفاده كند، اما از سلاح شیمیایی استفاده كرده و میكند، حال آن كه تأثیری ندارد، چراكه زیرا پناهگاههای حزبالله نفوذناپذیر هستند.
اگر اسرائیل از سلاح اتمی استفاده كند، واكنش حزبالله چگونه خواهد بود؟
بعید نیست كه حزبالله با همین موشكها و با استفاده از سلاح پیشرفتهتری واكنش شدید نشان دهد.
منبع: شرق ـ اکبر منتجبي
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
این هم آدرس مطلب در روزنامهء شرق : [External Link Removed for Guests]
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

- پست: 361
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 31 بار
اختصاصي فارس/
حزبالله لبنان 100هزار نيروي سازماندهي شده دارد
خبرگزاري فارس: اطلاعات جديد درباره توان حزبالله لبنان، از يكصدهزار نيروي سازماندهي شده اين سازمان نظامي- سياسي حكايت دارد.
يك منبع نزديك به حزبالله لبنان در گفت و گو با خبرگزاري فارس اظهار كرد: حزبالله تشكيلاتي است كه در عين محدوديتهاي بسياري كه با آن مواجه شده است، سازماندهي دقيق و گستردهاي دارد.
وي كه خواست نامش فاش نشود، افزود: حزب الله لبنان حدود 950 هزار عضو ثبت نام شده دارد كه حدود يكصدهزار نفر آنها سازماندهي شدهاند و از اين تعداد در نبرد سه هفته اخير تنها حدود 40نفر به شهادت رسيدهاند.
اين منبع نزديك به حزبالله لبنان در ادامه يادآور شد كه بخشي از نيروهاي سازماندهي شده حزبالله لبنان استشهاديون هستند كه براي عمليات شهادتطلبانه در عمق خاك دشمن آماده شدهاند.
وي با اشاره به پشتيباني چهارميليوني لبنان از حزبالله گفت: در حال حاضر حدود 55درصد شهروندان لبناني را شيعيان تشكيل ميدهند و ضمن اينكه لبنان تنها كشوري است كه دو برابر ساكنين فعلي آن به صورت مهاجر در كشورهاي مختلف دنيا سكونت دارند.
اين منبع مطلع تصريح كرد: بخشي از جواناني كه اين روزها در جبهههاي مقاومت در حال رزم هستند، تربيت شدگان مهدكودكهاي حزبالله لبنان هستند و اين حزب در محيط اجتماعي لبنان نهادينه شده است.
اين منبع همچنين در توضيح توان تشكيلاتي و رهبري اين حزب هم گفت: حزبالله باتوجه به تجربيات ارزشمندي كه طي سالها كار تشكيلاتي در محيط پيچيده لبنان بهدست آورده، رهبري خود را چند لايه تعريف كرده است.
وي افزود: رژيم صهيونيستي بر اين تصور است كه اگر سيدحسن نصرالله رهبر شجاع حزبالله را به شهادت برساند، مانع حزب الله را از سر راه خود برداشته است كه در اين موضوع مانند بسياري موارد ديگر سخت در اشتباه است.
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
حزبالله لبنان 100هزار نيروي سازماندهي شده دارد
خبرگزاري فارس: اطلاعات جديد درباره توان حزبالله لبنان، از يكصدهزار نيروي سازماندهي شده اين سازمان نظامي- سياسي حكايت دارد.
يك منبع نزديك به حزبالله لبنان در گفت و گو با خبرگزاري فارس اظهار كرد: حزبالله تشكيلاتي است كه در عين محدوديتهاي بسياري كه با آن مواجه شده است، سازماندهي دقيق و گستردهاي دارد.
وي كه خواست نامش فاش نشود، افزود: حزب الله لبنان حدود 950 هزار عضو ثبت نام شده دارد كه حدود يكصدهزار نفر آنها سازماندهي شدهاند و از اين تعداد در نبرد سه هفته اخير تنها حدود 40نفر به شهادت رسيدهاند.
اين منبع نزديك به حزبالله لبنان در ادامه يادآور شد كه بخشي از نيروهاي سازماندهي شده حزبالله لبنان استشهاديون هستند كه براي عمليات شهادتطلبانه در عمق خاك دشمن آماده شدهاند.
وي با اشاره به پشتيباني چهارميليوني لبنان از حزبالله گفت: در حال حاضر حدود 55درصد شهروندان لبناني را شيعيان تشكيل ميدهند و ضمن اينكه لبنان تنها كشوري است كه دو برابر ساكنين فعلي آن به صورت مهاجر در كشورهاي مختلف دنيا سكونت دارند.
اين منبع مطلع تصريح كرد: بخشي از جواناني كه اين روزها در جبهههاي مقاومت در حال رزم هستند، تربيت شدگان مهدكودكهاي حزبالله لبنان هستند و اين حزب در محيط اجتماعي لبنان نهادينه شده است.
اين منبع همچنين در توضيح توان تشكيلاتي و رهبري اين حزب هم گفت: حزبالله باتوجه به تجربيات ارزشمندي كه طي سالها كار تشكيلاتي در محيط پيچيده لبنان بهدست آورده، رهبري خود را چند لايه تعريف كرده است.
وي افزود: رژيم صهيونيستي بر اين تصور است كه اگر سيدحسن نصرالله رهبر شجاع حزبالله را به شهادت برساند، مانع حزب الله را از سر راه خود برداشته است كه در اين موضوع مانند بسياري موارد ديگر سخت در اشتباه است.
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...

- پست: 4126
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4514 بار
- سپاسهای دریافتی: 4341 بار
- تماس:
احتمال پايان جنگ در لبنان
لبنان بعد از خروج نیروهای اسرائیلی، 15 هزار نظامی ارتش لبنان را در جنوب این کشور مستقر خواهد نمود
خبرگزاری لبنان گزارش می دهد که دولت لبنان روز دوشنبه درجلسه خود به ریاست "فواد سنیوره"، نخست وزیر، تصمیم گرفت که بعد از خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان، در جنوب کشور 15 هزارسرباز لبنانی مستقرکند.
خبرگزاری لبنان به نقل از "قاضی اریدی" وزیر اطلاعات لبنان گزارش داد: "بعد از آنکه نیروهای اسرائیلی به پشت "خط آبی" بروند، دولت خواستار استقرار 15 هزار نفر نظامی لبنانی در جنوب کشور می باشد".
در این جلسه هم وزرا وهم نمایندگانی ازجنبش "حزب الله" حضورداشتند.
هنوز روشن نشده که آیا استقرار نیروهای لبنانی به معنای این خواهد بود که شبه نظامیان "حزب الله" کنترل مناطق جنوبی کشور را به نیروهای ارتش داده وخود به داخل کشورمنتقل خواهند شد. آنطور که اریدی گفت "ارتش تنها نیرو درجنوب لبنان خواهد بود".
درحال حاضر رهبران "حزب الله" با استقرار ارتش لبنان در جنوب کشور موافقت نموده اند.
[External Link Removed for Guests]
دولت اسرائیل، امکان گسترش عملیات نظامی در لبنان را بررسی می کند
تل آویو، 17 مرداد، خبرگزاری «نووستی»؛ "اهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل در جریان کنفرانسی مطبوعاتی در اورشلیم اعلام کرد که دولت اسرائیل مشغول بررسی گسترش عملیات نظامی در لبنان می باشد.
به گفته اولمرت تا دیروز برنامه گسترش عملیات در لبنان بررسی نشده بود اما در حال حاضر وی پیشنهادی از نظامیان در اختیار دارد که روز چهارشنبه در کابینه نظامی- سیاسی دولت بررسی خواهد شد.
وی دوباره تایید کرد که اسرائیل قصد باقی ماندن در خاک لبنان را ندارد. به گفتهء وی، هدف اصلی این عملیات بدون تغییر باقی مانده است: دور کردن شبه نظامیان "حزب الله" از مرزهای شمالی اسرائیل که تهدید موشک باران های آنها به خاک اسرائیل از بین برود.
اولمرت پیشنهاد دولت لبنان در خصوص استقرار 15 هزار نظامی این کشور در جنوب لبنان به شرط خروج نیروهای اسرائیلی از این مناطق را "گامی جالب" نامید.
به گفته وی اسرائیل از حضور نیروهای نظامی ارتش لبنان به همراه نیروهای پاسدار صلح قوی در جنوب لبنان استقبال می کند.
اولمرت تاکید کرد: "خوشحال خواهیم شد که هر چه سریعتر جنوب لبنان را ترک کنیم مخصوصن اگر ما به اهداف خود نائل شویم".
[External Link Removed for Guests]
چهار هدف اسرائیل
عامل زمان، نقشی در عملیات ارتش اسرائیل علیه "حزب الله" بازی نمی کند
ششم ماه اوت برای اسرائیل خونین ترین روز جنگی بود که از 12 جولای آغاز شده است. درنتیجه شلیک های"حزب الله" 15 اسرائیلی کشته شدند. از آغاز جنگ اسرائیل حداکثر 100 کشته ولبنان 1000 کشته داده است. "ابراهام دیکتر"، وزیرامنیت داخلی اسرائیل در مورد اهداف اسرائیل، قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، ارتباط ایران با "حزب الله"، مصاحبه ای با خبرنگار "نیزاویسیمایا گازیتا " انجام داده است.
- آقای دیکتر، شما روند جنگ را چگونه پیش بینی می کنید؟
وقتی ما عملیات ویژه علیه "حزب الله" را آغاز کردیم، درمقابل خود 4 هدف اصلی را قرار دادیم. اول، وارد ساختن ضربه هر چه قویتربه شالوده ترور، که این سازمان درلبنان ایجاد کرده است و به حداقل رساندن نفوذ اين گروه بردولت بیروت تا حد ممکن، این کار بسیار مشکلی است چرا که در طول 6 سال "حزب الله" درلبنان ارتش تروریستی قوی را تشکیل داده است. رسیدن به این هدف مستلزم اجرای عملیات نظامی است که ما اکنون درعمق خاک لبنان مشغول آن هستیم. دوم، ایجاد یک منطقه حائل درفاصله 4-10 کیلومتری مرزهای شمالی ما از لبنان تا شهرها ومردم را درمقابل شلیک موشک های"حزب الله" حفاظت کند. این منطقه باید توسط نیروهای بین الملی وارتش لبنان کنترل شود. ما عملا به این هدف رسیده ایم و امروز ما این منطقه را تحت کنترل داریم. هدف سوم آزادسازی اسرا و ما در راه رسیدن به آن هدف هستیم.
در طی عملیات نظامی، ما موفق به اسیر کردن شبه نظامیان "حزب الله" و از جمله دو تن که در گروگان گیری شرکت داشته اند شدیم. هدف اسیر گرفتن شبه نظامیان، گرفتن برگ برنده در مقابل تصمیمات اتخاذ شده توسط شورای امنیت در باره شرایط آتش بس بود. واما بالاخره هدف چهارم اين که کاری بکنيم که جامعه جهانی قطعنامه شماره 1559 را به اجرا بگذارد یا آن را به قطعنامه جدیدی مبنی بر آتش بس تعمیم دهد. ما قطعنامه ای که امریکا و فرانسه بر آن به توافق رسیده اند را مورد مطالعه قرار می دهیم و سبک و سنگین می کنیم که تا چه حد اهداف ما را پوشش می دهد.
- اسرائیل علیه "حزب الله" می جنگد . ولی عملیات نظامی در خاک دولت مستقل لبنان انجام می شود. شما چگونه این امر را توجیه می کنید؟
سابقه تاریخی را یادآور می شویم. 24 ماه می سال 2000 ما خاک لبنان را ترک کردیم و تا مرزهای شناخته شده توسط سازمان ملل عقب نشستيم. پس از 6 ماه انتفاضه فلسطینی علم شد و ما 6 سال است که با تروریسم مقابله می کنیم. ما اطلاع پیدا کردیم که "حزب الله" از اين زمان برای ایجاد ساختار زیر بنایی ترور استفاده کرده است. ولی تصميم گرفتیم که پیش از هر چیز با ترور در فلسطین مقابله کنیم. واقعه 12 جولای که طی آن تمام سربازان اسرائیلی کشته و دو تن به اسارت گرفته شدند ومنجر به عملیات نظامی ما شد، اولین مورد نبود. 6 ماه پیش "حزب الله" تلاش کرد که سربازان ما را اسیرکند مگرموفق نشد. حمله 12 جولای آخرین مورد شد. یادآور می شوم که سربازان در خاک اسرائیل کشته و ربوده شدند. ما به خوبی می دانستیم که این عملیات بسیار طولانی و سنگین و گران تمام خواهد شد. وقتی من صحبت از "ارتش ترور" که "حزب الله" در لبنان ایجاد کرده است می کنم، منظورمن آمیزش این مفهوم است: ارتش، از نقطه نظرمسلح بودن به تسلیحات مدرنی که از طریق ایران تامین شده است، و ترور، که از آپارتمان ها و خانه های مسکونی عمل می کند، و سپس در پشت آن ها پناه می گیرد. در بخش غربی بیروت محله دحیا وجود دارد که این منطقه پایتخت "حزب الله" است. درآن جا بسیاری از ساختمان های چند طبقه وجود داشت. بخشی از آن تبدیل به انبار تسلیحات موشکی "حزب الله" شده بود. در بسیاری از خانواده های لبنانی مرد خانه شبه نظامیان "حزب الله" است و دیگر اعضای خانواده باید جزای آن را بدهند. صرف نظر از این که انگیزه های انسانی ما را مجبور به نهایت دقت می کنند، ما نمی توانیم یک و نیم میلیون اسرائیلی که بیش از سه هفته در پناهگاه هستند و یا آواره شده اند را فراموش کنیم. بیش از 5 هزار موشک به خاک اسرائیل شلیک شده است. 10 ها تن کشته و صد ها تن از غیر نظامیان مجروح شده اند. وظیفه ما دفاع از ایشان است.
- از نظر شما جایگاه ایران در مناقشات حاضر چیست؟
سال هاست که ایران برعلیه اسرائیل مبارزه می کند. "حزب الله" تنها یکی از کانال های آن است. ایران بطور مستقیم و غیر مستقیم در فلسطین از طريق سازمان هایی همچون "جهاد اسلامی"، "گردان شهدای الاقصی" و حماس نفوذ دارد. "خالد مشعل" رئیس شاخه سیاسی حماس، ابتدا با رهبران ایران ملاقات کرد و سپس برای ملاقات با "محمود عباس" برای قرار توقف حملات برعلیه اسرائیل به قاهره رفت.
- اسرائیل چه مدت زمانی برای خاتمه دادن و به نتیجه رساندن عملیات خود نیاز دارد؟
این مسئله زمان نيست بلکه مسئله رسیدن به اهداف ما است. این عملیات برای ما بسیار سخت و سنگین است و علاقه مند به نتیجه رساندن هر چه سریع تر آن هستیم. ولی به هر حال رسیدن به آن چهار هدفی که ذکر شد عامل زمان را تعيين می کند.
آبراهام دیکتر- وزیر امنیت داخلی اسرئیل است. 54 سال دارد. از سال 2000 تا 2005 نیروی امنیت عمومی اسرائیل را فرماندهی می کرده است. و نماینده مجلس کنيسات از حزب " کادیما" می باشد.
[External Link Removed for Guests]
خبرگزاری لبنان گزارش می دهد که دولت لبنان روز دوشنبه درجلسه خود به ریاست "فواد سنیوره"، نخست وزیر، تصمیم گرفت که بعد از خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان، در جنوب کشور 15 هزارسرباز لبنانی مستقرکند.
خبرگزاری لبنان به نقل از "قاضی اریدی" وزیر اطلاعات لبنان گزارش داد: "بعد از آنکه نیروهای اسرائیلی به پشت "خط آبی" بروند، دولت خواستار استقرار 15 هزار نفر نظامی لبنانی در جنوب کشور می باشد".
در این جلسه هم وزرا وهم نمایندگانی ازجنبش "حزب الله" حضورداشتند.
هنوز روشن نشده که آیا استقرار نیروهای لبنانی به معنای این خواهد بود که شبه نظامیان "حزب الله" کنترل مناطق جنوبی کشور را به نیروهای ارتش داده وخود به داخل کشورمنتقل خواهند شد. آنطور که اریدی گفت "ارتش تنها نیرو درجنوب لبنان خواهد بود".
درحال حاضر رهبران "حزب الله" با استقرار ارتش لبنان در جنوب کشور موافقت نموده اند.
[External Link Removed for Guests]
دولت اسرائیل، امکان گسترش عملیات نظامی در لبنان را بررسی می کند
تل آویو، 17 مرداد، خبرگزاری «نووستی»؛ "اهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل در جریان کنفرانسی مطبوعاتی در اورشلیم اعلام کرد که دولت اسرائیل مشغول بررسی گسترش عملیات نظامی در لبنان می باشد.
به گفته اولمرت تا دیروز برنامه گسترش عملیات در لبنان بررسی نشده بود اما در حال حاضر وی پیشنهادی از نظامیان در اختیار دارد که روز چهارشنبه در کابینه نظامی- سیاسی دولت بررسی خواهد شد.
وی دوباره تایید کرد که اسرائیل قصد باقی ماندن در خاک لبنان را ندارد. به گفتهء وی، هدف اصلی این عملیات بدون تغییر باقی مانده است: دور کردن شبه نظامیان "حزب الله" از مرزهای شمالی اسرائیل که تهدید موشک باران های آنها به خاک اسرائیل از بین برود.
اولمرت پیشنهاد دولت لبنان در خصوص استقرار 15 هزار نظامی این کشور در جنوب لبنان به شرط خروج نیروهای اسرائیلی از این مناطق را "گامی جالب" نامید.
به گفته وی اسرائیل از حضور نیروهای نظامی ارتش لبنان به همراه نیروهای پاسدار صلح قوی در جنوب لبنان استقبال می کند.
اولمرت تاکید کرد: "خوشحال خواهیم شد که هر چه سریعتر جنوب لبنان را ترک کنیم مخصوصن اگر ما به اهداف خود نائل شویم".
[External Link Removed for Guests]
چهار هدف اسرائیل
عامل زمان، نقشی در عملیات ارتش اسرائیل علیه "حزب الله" بازی نمی کند
ششم ماه اوت برای اسرائیل خونین ترین روز جنگی بود که از 12 جولای آغاز شده است. درنتیجه شلیک های"حزب الله" 15 اسرائیلی کشته شدند. از آغاز جنگ اسرائیل حداکثر 100 کشته ولبنان 1000 کشته داده است. "ابراهام دیکتر"، وزیرامنیت داخلی اسرائیل در مورد اهداف اسرائیل، قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، ارتباط ایران با "حزب الله"، مصاحبه ای با خبرنگار "نیزاویسیمایا گازیتا " انجام داده است.
- آقای دیکتر، شما روند جنگ را چگونه پیش بینی می کنید؟
وقتی ما عملیات ویژه علیه "حزب الله" را آغاز کردیم، درمقابل خود 4 هدف اصلی را قرار دادیم. اول، وارد ساختن ضربه هر چه قویتربه شالوده ترور، که این سازمان درلبنان ایجاد کرده است و به حداقل رساندن نفوذ اين گروه بردولت بیروت تا حد ممکن، این کار بسیار مشکلی است چرا که در طول 6 سال "حزب الله" درلبنان ارتش تروریستی قوی را تشکیل داده است. رسیدن به این هدف مستلزم اجرای عملیات نظامی است که ما اکنون درعمق خاک لبنان مشغول آن هستیم. دوم، ایجاد یک منطقه حائل درفاصله 4-10 کیلومتری مرزهای شمالی ما از لبنان تا شهرها ومردم را درمقابل شلیک موشک های"حزب الله" حفاظت کند. این منطقه باید توسط نیروهای بین الملی وارتش لبنان کنترل شود. ما عملا به این هدف رسیده ایم و امروز ما این منطقه را تحت کنترل داریم. هدف سوم آزادسازی اسرا و ما در راه رسیدن به آن هدف هستیم.
در طی عملیات نظامی، ما موفق به اسیر کردن شبه نظامیان "حزب الله" و از جمله دو تن که در گروگان گیری شرکت داشته اند شدیم. هدف اسیر گرفتن شبه نظامیان، گرفتن برگ برنده در مقابل تصمیمات اتخاذ شده توسط شورای امنیت در باره شرایط آتش بس بود. واما بالاخره هدف چهارم اين که کاری بکنيم که جامعه جهانی قطعنامه شماره 1559 را به اجرا بگذارد یا آن را به قطعنامه جدیدی مبنی بر آتش بس تعمیم دهد. ما قطعنامه ای که امریکا و فرانسه بر آن به توافق رسیده اند را مورد مطالعه قرار می دهیم و سبک و سنگین می کنیم که تا چه حد اهداف ما را پوشش می دهد.
- اسرائیل علیه "حزب الله" می جنگد . ولی عملیات نظامی در خاک دولت مستقل لبنان انجام می شود. شما چگونه این امر را توجیه می کنید؟
سابقه تاریخی را یادآور می شویم. 24 ماه می سال 2000 ما خاک لبنان را ترک کردیم و تا مرزهای شناخته شده توسط سازمان ملل عقب نشستيم. پس از 6 ماه انتفاضه فلسطینی علم شد و ما 6 سال است که با تروریسم مقابله می کنیم. ما اطلاع پیدا کردیم که "حزب الله" از اين زمان برای ایجاد ساختار زیر بنایی ترور استفاده کرده است. ولی تصميم گرفتیم که پیش از هر چیز با ترور در فلسطین مقابله کنیم. واقعه 12 جولای که طی آن تمام سربازان اسرائیلی کشته و دو تن به اسارت گرفته شدند ومنجر به عملیات نظامی ما شد، اولین مورد نبود. 6 ماه پیش "حزب الله" تلاش کرد که سربازان ما را اسیرکند مگرموفق نشد. حمله 12 جولای آخرین مورد شد. یادآور می شوم که سربازان در خاک اسرائیل کشته و ربوده شدند. ما به خوبی می دانستیم که این عملیات بسیار طولانی و سنگین و گران تمام خواهد شد. وقتی من صحبت از "ارتش ترور" که "حزب الله" در لبنان ایجاد کرده است می کنم، منظورمن آمیزش این مفهوم است: ارتش، از نقطه نظرمسلح بودن به تسلیحات مدرنی که از طریق ایران تامین شده است، و ترور، که از آپارتمان ها و خانه های مسکونی عمل می کند، و سپس در پشت آن ها پناه می گیرد. در بخش غربی بیروت محله دحیا وجود دارد که این منطقه پایتخت "حزب الله" است. درآن جا بسیاری از ساختمان های چند طبقه وجود داشت. بخشی از آن تبدیل به انبار تسلیحات موشکی "حزب الله" شده بود. در بسیاری از خانواده های لبنانی مرد خانه شبه نظامیان "حزب الله" است و دیگر اعضای خانواده باید جزای آن را بدهند. صرف نظر از این که انگیزه های انسانی ما را مجبور به نهایت دقت می کنند، ما نمی توانیم یک و نیم میلیون اسرائیلی که بیش از سه هفته در پناهگاه هستند و یا آواره شده اند را فراموش کنیم. بیش از 5 هزار موشک به خاک اسرائیل شلیک شده است. 10 ها تن کشته و صد ها تن از غیر نظامیان مجروح شده اند. وظیفه ما دفاع از ایشان است.
- از نظر شما جایگاه ایران در مناقشات حاضر چیست؟
سال هاست که ایران برعلیه اسرائیل مبارزه می کند. "حزب الله" تنها یکی از کانال های آن است. ایران بطور مستقیم و غیر مستقیم در فلسطین از طريق سازمان هایی همچون "جهاد اسلامی"، "گردان شهدای الاقصی" و حماس نفوذ دارد. "خالد مشعل" رئیس شاخه سیاسی حماس، ابتدا با رهبران ایران ملاقات کرد و سپس برای ملاقات با "محمود عباس" برای قرار توقف حملات برعلیه اسرائیل به قاهره رفت.
- اسرائیل چه مدت زمانی برای خاتمه دادن و به نتیجه رساندن عملیات خود نیاز دارد؟
این مسئله زمان نيست بلکه مسئله رسیدن به اهداف ما است. این عملیات برای ما بسیار سخت و سنگین است و علاقه مند به نتیجه رساندن هر چه سریع تر آن هستیم. ولی به هر حال رسیدن به آن چهار هدفی که ذکر شد عامل زمان را تعيين می کند.
آبراهام دیکتر- وزیر امنیت داخلی اسرئیل است. 54 سال دارد. از سال 2000 تا 2005 نیروی امنیت عمومی اسرائیل را فرماندهی می کرده است. و نماینده مجلس کنيسات از حزب " کادیما" می باشد.
[External Link Removed for Guests]

- پست: 361
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 31 بار
تل آويو براي چه مي جنگد؟
«ما بايد پيروز شويم هر چند براي آن بهاي وحشتناكي پرداخت خواهيم كرد.» اين استراتژي جديد اسرائيل است كه بعد از جلسه دو روز پيش «كابينه امنيتي» رژيم صهيونيستي از زبان ايهود اولمرت بيان شده است و خلاصه آن اين است: «پيروزي وحشتناك»! اين البته انتخاب سران رژيم تل آويو نيست. به آنان گفته شده است كه پيروز شوند ولو با بهاي وحشتناك. اين اولين بار در فاصله سال هاي 1327 تا 1385 است كه تل آويو ناچار به پرداخت چنين بهايي شده است.
اسرائيل وادار شده است تا در صحنه اي كه با بيش از 30 روز عمليات سنگين هوايي، زميني و دريايي دستاوردي نداشته، پيروز بيرون آيد. چرا؟ دليل واضح آن اين است كه براي اولين بار در 58 سال گذشته قدرت هاي بين المللي نمي توانند براي «پيروز شدن اسرائيل» كار ي را انجام دهند. اين بار جنگي در گرفته است كه با جنگ هاي گذشته و صحنه هاي شبه جنگ قبل (نظير روند مذاكرات خونين مادريد و اسلو) تفاوت اساسي دارد. حالا ديگر از ياسر عرفات، شاه حسين، حسني مبارك، ملك فهد و صدام حسين كه تداركات منطقه اي پيروزي هدايت شده اسرائيل را انجام مي دادند، خبري نيست، در واقع محور منطقه اي سابق ديگر توان نقش آفريني خود را از دست داده است. حالا حسني مبارك، عبدالله اردن و عبداله عربستان خود در معرض تهديد قرار گرفته اند. امروز ديگر از سازمان ملل هم كاري ساخته نيست چرا كه اين سازمان دو سال و نيم است از اجراي قطعنامه خود (1559) بازمانده و اميدي وجود ندارد كه حتي اگر روسيه و چين كاملاً اختلافات خود را با آمريكا كنار بگذارند- كه گذاشته اند- شوراي امنيت سازمان ملل بتواند مؤثر باشد. وقتي همين هفته پيش موشك هاي رژيم صهيونيستي به قرارگاه UN در خيام اصابت كرد، مشخص شد كه اسرائيل هم اميد خود را از شوراي امنيت قطع كرده است. امروز ديگر آمريكا نمي تواند در وسط معركه وارد شود و با امر و نهي طرف هاي منازعه را حول «منافع و برنامه هاي اسرائيل» جمع كند. آمريكا نفوذ خود را در لبنان از دست داده است؛ نه اينكه گروههايي نيستند كه براي او «كار» كنند، اين گروه ها هستند اما كار آنان ديگر مؤثر نيست. امروز اگرچه به جاي سعد حداد و جانشين او آنتوان لحد، «سمير جعجع» هست ولي رفتارهاي او راه به جايي نمي برد، امين جميل نيز سهمي از امور لبنان ندارد و «وليد جنبلاط» متحد سابق اسرائيل در شرايط انزوا است. امروز حزب الله حرف اول را مي زند و حتي مي تواند مخالفان خود را حول يك محور سازماندهي كند، امروز فواد سينيوره، ميشل عون، سعدالدين حريري و بسياري ديگر از شخصيت هاي لبناني خود را مديون سيدحسن نصرالله مي دانند و احساس مي كنند بدون سيد از محتوا تهي خواهند شد. با اين وصف امروز كساني كه قبلاً خود را در «راه حل آمريكا» منحل مي كردند، يا خنثي شده و يا در روند عمومي لبنان كه تحت سيطره معنوي و اقتدار نظامي- امنيتي« نصرالله» است، هضم شده اند. امروز اسرائيل براي طرح هاي آمريكايي «پاشنه آشيل» نيست، يك امكان موفق هم نيست، بلكه يك معضل است.
امروز اسرائيل بر هم زننده طرح آمريكاست، چه، مسلمانان عراقي در برابر طرح هضم عراق در سيستم عمومي اي كه آمريكا تدارك ديده است، مقاومت مي كنند چرا كه احساس مي كنند آمريكا مي خواهد عراق را فداي اقتدار و امنيت اسرائيل كند. امروز حزب الله دشمن آمريكا در جهان عرب، محبوبترين است چرا كه با اسرائيل در افتاده است. امروز وقتي مقامات آمريكايي مي خواهند قطر، عربستان، امارات، تركيه و... را عليه برنامه هسته اي ايران هماهنگ كنند، پاسخ مي شنوند كه پس «اسرائيل اتمي» چه مي شود شايد آمريكا از اين همه هزينه براي «تل آويو» خسته شده است، آنها از خود مي پرسند بالاخره تا كي بايد براي آن هزينه كرد؟ پس چه زماني گاو اسرائيل براي آمريكا شير خواهد داد؟ حالا صحنه عوض شده، امكانات آمريكا براي تاثير گذاشتن بر تحولات خاورميانه بشدت تحليل رفته و آمريكا در عمده ترين تحولات خاورميانه پشت در مانده است! آمريكا راهي براي مهار ايران ندارد، انتخاب «احمدي نژاد» ثابت كرد، همچنان مخالفت با آمريكا در ايران محبوبيت مي آورد.
انتخاب طرفداران ايران در مجلس و دولت عراق نشان داد از 160 هزار نيروي نظامي و 300- 400 ميليارد دلار هم كاري برنمي آيد و عراق اگرچه هنوز در «احتلال» است، راه خود را با سرعت از آمريكا جدا كرده است، فردا كه اين عراق ساختار نظامي- امنيتي خود را تحت مديريت شيعيان انقلابي و هوادار ايران شكل دهد چه اتفاقي خواهد افتاد و حالا سوريه با آن همه فشار و عليرغم «بدي معيشت» كوتاه نيامده و «بشار جوان» بيش از پدرش به ايران تكيه دارد. لبنان در مرزي پيوسته با سوريه يك ماه است كه در برابر «ارتش چهارم يا پنجم جهان» ايستاده است، از اختلاف درون يا انكسار بيرون آن هم عليرغم آنهمه اميدي كه آمريكا براي آن سرمايه گذاشته است، خبري نيست. آمريكا واقعاً پشت در مانده است. حالا محور جغرافيايي عراق، ايران، سوريه و لبنان جان گرفته و به محبوب در خاورميانه تبديل شده است. عرب هيچگاه تا اين اندازه در مورد يك شخصيت اتفاق نظر نداشته است. «نصرالله» با همه نيكنامان خاورميانه كه اينك خاطرات آنها مانده است، مقايسه مي شود و البته بزرگتر از همه آنان به حساب مي آيد پس به اولمرت حق بدهيد كه در اجراي آنچه از او خواسته اند فقط دنبال پيروزي باشد. اما آيا مي دانيد او پيروزي را در چه مي داند؟ پيروزي اسرائيل اين نيست كه دشمني را از پاي درآورد، سه دهه است كه زمان اين كار سپري گرديده، در اين مدت تل آويو بر هيچ دشمني چيره نشده است، بعيد است كه آمريكا هم چنين چيزي را از سران اين رژيم خواسته باشد چرا كه ديروز جرج بوش خطاب به سران غرب گفت: ما بدون همراهي بين المللي نمي توانيم با روند كنوني مقابله كنيم. وي براي آنكه به غربي ها يادآور شود كه يك مسئوليت تاريخي دارند، اسلام ناب محمدي«ص» را «اسلام فاشيستي» لقب داد اما فراموش كرد كه اين لقب را مردم خاورميانه به او مي دهند. در تظاهرات مردمي كه همين روزها در سراسر دنيا برگزار مي شود او از نظر مردم، «هيتلر» و بلر كه همپاي او در همه شرارت هاست، «موسوليني» خوانده مي شود.
اولمرت و سايرين كه اينك در غياب نسل اول بايد راه آنها را ادامه دهند در اين شرايط چاره اي جز «اثبات وجود» ندارند چرا كه حاميان جدي آنان پشت درب خاورميانه جا مانده اند حالا ديگر از آمريكا و اروپا و رژيم هاي عربي حامي اسرائيل كاري ساخته نيست، اگر آنان نتوانند خود را از تندباد خاورميانه حفظ كنند بايد فلسطين را تحويل دهند. دقيقاً از همين روست كه اسرائيلي ها با صراحت گفته اند: «اگر از روند سياسي كاري برنيايد بايد به جنگ ادامه دهيم و شايد مجبور شويم چند ماه با حزب-الله بجنگيم» و براي همين مسئله است كه از ديروز اسرائيلي ها، گروه گروه از ساكنان شهرها و شهرك هاي شمالي فلسطين را به سمت نيمه جنوبي فلسطين كه صحراي سوزان است، كوچ مي دهند.
براي اولين بار اسرائيل خود را براي دادن حداقل 000/10 كشته آماده كرده و پذيرفته است كه حد فاصل بندر حيفا تا درياچه طبريا كه بخش اصلي سكونت، تجارت، صنعت و گردشگري اسرائيلي ها را شامل مي شود، به دليل موشكباران حزب الله با خاك يكسان گردد. اين ها همان «بهاي وحشتناك» است كه اولمرت از آن سخن گفت. پس اسرائيل نمي جنگد كه دشمني را از پاي درآورد، مي جنگد تا بماند ولي اين خود آغاز فروپاشي سريع رژيم صهيونيستي است. حدود سه دهه پيش «مناخيم بگين» قصاب سنگدل و نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي در توصيف اسرائيل گفته بود: «اسرائيل گاوي است با شاخ هاي تيز كه بي محابا به پيش مي رود و عقب نشيني را نمي شناسد«بگين» مرد همچنانكه استراتژي پيشتازي اسرائيل هم مرد. اما در عين حال بايد دانست كه وقتي اسرائيل براي بقا مي جنگد، به هر جنايتي دست مي زند و به همان ميزان از درايت بي بهره مي شود و در عين حال آسيب پذيري آن فزوني مي گيرد.
پيروزي اسرائيل بيش از آن كه براي خود آنها اهميت داشته باشد براي آمريكايي ها اهميت دارد چرا كه همانگونه كه اولمرت به طور ضمني در پيامي به «كنفرانس طوايف يهودي آمريكا» خاطرنشان كرده اين يك پروژه بين المللي است كه به «اسرائيل» واگذار گرديده است و «اين آسان نيست». چند دهه پيش اسرائيل در مواجهه با مخالفان خود از استراتژي مار و كركس استفاده مي كرد يعني با تكيه بر نيروي هوايي كار دشمن را مي ساخت. حالا اعتراف مي كند كه از كركس ها كاري برنمي آيد. اسرائيل هيچگاه در زمين به يك جنگ واقعي تن نداده است. در واقع در گذشته بلندي هاي جولان، كرانه باختري، صحراي سينا و جنوب لبنان توسط هواپيماها تسخير مي شدند و پس از آن نيروي زميني «زمين سوخته» را تحويل مي گرفت و در آنجا سنگر مي ساخت. دشمن الان نيروي پياده را هم با زره به جلو مي فرستد هر تانك گنجايش 3 نفر دارد ولي اسرائيل به طور متوسط با هر تانك پيشرفته و فوق مدرن ميركاوا 5 نفر را مي فرستد و جالب است كه تاكنون هيچگاه آنان از اين تانك ها جدا نشده اند. اين ها كمي جلو مي آيند به يكباره با چريك هاي حزب الله مواجه مي شوند، ضربه مي خورند، صفوفشان بهم مي ريزد و نمي دانند بايد به كدام نقطه شليك نمايند. يكي از نظاميان اسرائيلي جايي گفته بود: «ما با اشباح مي جنگيم». ديگري گفته بود: «آنان فوق العاده اند، ما در فيلم ها ديده بوديم، خدايا واقعا ما با چه كساني مي جنگيم»؟ از نوع عملكرد اسرائيلي ها كاملا مشخص است كه بر اوضاع تسلط ندارند، نظاميان رژيم صهيونيستي يك ماه پس از آن كه پي درپي شكست را تجربه كرده اند و روز به روز تاكتيك هاي نظامي خود را تغيير داده اند، از هجوم گسترده و سنگين نظامي حرف مي زنند. اين در حالي است كه نظاميان آنان روحيه جنگيدن را از دست داده اند. عمليات هاي آكروباتيك! رژيم صهيونيستي در قالب هلي برن نظامي در شهر بعلبك و ربودن چند شهروند عادي يا هلي برن در دروازه شرقي صور يا تپه مسعود كه همه ناموفق بوده است و نيز دروغ هاي شاخدار آنان در مورد ربودن يك مسئول عالي رتبه حزب الله و به ميان كشيدن بحث هواپيماهاي F22 تا بمب هاي ويژه، همه نشان دهنده آن بود كه روحيه نظاميان اسرائيلي و شهروندان صهيونيست چقدر خراب است كه به اين افسانه بافي ها نيازمند هستند.
شايد اسرائيلي ها در روز اول نبرد- اگر تمركز روي نيروي هوايي نمي كردند- با هجوم سنگين زميني مي توانستند كاري كنند و شايد در آن روز عمليات شيميايي- كه امروز از آن حرف مي زنند- مي توانست گرهي از كار آنان بگشايد. مسلما امروز زمان اين اقدامات و رسيدن به آن اهداف سپري گرديده است. آمريكايي ها بايد دريابند كه گرفتاري رژيم صهيونيستي زمان و زمين و سلاح هاي پيشرفته و يا اختيارات ويژه و يا حمايت هاي بي حد و حصر نيست كه مرتب از آنها سخن مي گويند و مي خواهند با آن اسرائيل را در نبرد با حزب الله سر پا نگه دارند. مشكل رژيم تل آويو اين است كه اميد بقاء را از دست داده است. آنان خود گفته اند: «يهوديان اهل فدا شدن نيستند در حالي كه امروز بقاء اسرائيل به فداكاري آنان احتياج دارد.»
سعدالله زارعي
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
«ما بايد پيروز شويم هر چند براي آن بهاي وحشتناكي پرداخت خواهيم كرد.» اين استراتژي جديد اسرائيل است كه بعد از جلسه دو روز پيش «كابينه امنيتي» رژيم صهيونيستي از زبان ايهود اولمرت بيان شده است و خلاصه آن اين است: «پيروزي وحشتناك»! اين البته انتخاب سران رژيم تل آويو نيست. به آنان گفته شده است كه پيروز شوند ولو با بهاي وحشتناك. اين اولين بار در فاصله سال هاي 1327 تا 1385 است كه تل آويو ناچار به پرداخت چنين بهايي شده است.
اسرائيل وادار شده است تا در صحنه اي كه با بيش از 30 روز عمليات سنگين هوايي، زميني و دريايي دستاوردي نداشته، پيروز بيرون آيد. چرا؟ دليل واضح آن اين است كه براي اولين بار در 58 سال گذشته قدرت هاي بين المللي نمي توانند براي «پيروز شدن اسرائيل» كار ي را انجام دهند. اين بار جنگي در گرفته است كه با جنگ هاي گذشته و صحنه هاي شبه جنگ قبل (نظير روند مذاكرات خونين مادريد و اسلو) تفاوت اساسي دارد. حالا ديگر از ياسر عرفات، شاه حسين، حسني مبارك، ملك فهد و صدام حسين كه تداركات منطقه اي پيروزي هدايت شده اسرائيل را انجام مي دادند، خبري نيست، در واقع محور منطقه اي سابق ديگر توان نقش آفريني خود را از دست داده است. حالا حسني مبارك، عبدالله اردن و عبداله عربستان خود در معرض تهديد قرار گرفته اند. امروز ديگر از سازمان ملل هم كاري ساخته نيست چرا كه اين سازمان دو سال و نيم است از اجراي قطعنامه خود (1559) بازمانده و اميدي وجود ندارد كه حتي اگر روسيه و چين كاملاً اختلافات خود را با آمريكا كنار بگذارند- كه گذاشته اند- شوراي امنيت سازمان ملل بتواند مؤثر باشد. وقتي همين هفته پيش موشك هاي رژيم صهيونيستي به قرارگاه UN در خيام اصابت كرد، مشخص شد كه اسرائيل هم اميد خود را از شوراي امنيت قطع كرده است. امروز ديگر آمريكا نمي تواند در وسط معركه وارد شود و با امر و نهي طرف هاي منازعه را حول «منافع و برنامه هاي اسرائيل» جمع كند. آمريكا نفوذ خود را در لبنان از دست داده است؛ نه اينكه گروههايي نيستند كه براي او «كار» كنند، اين گروه ها هستند اما كار آنان ديگر مؤثر نيست. امروز اگرچه به جاي سعد حداد و جانشين او آنتوان لحد، «سمير جعجع» هست ولي رفتارهاي او راه به جايي نمي برد، امين جميل نيز سهمي از امور لبنان ندارد و «وليد جنبلاط» متحد سابق اسرائيل در شرايط انزوا است. امروز حزب الله حرف اول را مي زند و حتي مي تواند مخالفان خود را حول يك محور سازماندهي كند، امروز فواد سينيوره، ميشل عون، سعدالدين حريري و بسياري ديگر از شخصيت هاي لبناني خود را مديون سيدحسن نصرالله مي دانند و احساس مي كنند بدون سيد از محتوا تهي خواهند شد. با اين وصف امروز كساني كه قبلاً خود را در «راه حل آمريكا» منحل مي كردند، يا خنثي شده و يا در روند عمومي لبنان كه تحت سيطره معنوي و اقتدار نظامي- امنيتي« نصرالله» است، هضم شده اند. امروز اسرائيل براي طرح هاي آمريكايي «پاشنه آشيل» نيست، يك امكان موفق هم نيست، بلكه يك معضل است.
امروز اسرائيل بر هم زننده طرح آمريكاست، چه، مسلمانان عراقي در برابر طرح هضم عراق در سيستم عمومي اي كه آمريكا تدارك ديده است، مقاومت مي كنند چرا كه احساس مي كنند آمريكا مي خواهد عراق را فداي اقتدار و امنيت اسرائيل كند. امروز حزب الله دشمن آمريكا در جهان عرب، محبوبترين است چرا كه با اسرائيل در افتاده است. امروز وقتي مقامات آمريكايي مي خواهند قطر، عربستان، امارات، تركيه و... را عليه برنامه هسته اي ايران هماهنگ كنند، پاسخ مي شنوند كه پس «اسرائيل اتمي» چه مي شود شايد آمريكا از اين همه هزينه براي «تل آويو» خسته شده است، آنها از خود مي پرسند بالاخره تا كي بايد براي آن هزينه كرد؟ پس چه زماني گاو اسرائيل براي آمريكا شير خواهد داد؟ حالا صحنه عوض شده، امكانات آمريكا براي تاثير گذاشتن بر تحولات خاورميانه بشدت تحليل رفته و آمريكا در عمده ترين تحولات خاورميانه پشت در مانده است! آمريكا راهي براي مهار ايران ندارد، انتخاب «احمدي نژاد» ثابت كرد، همچنان مخالفت با آمريكا در ايران محبوبيت مي آورد.
انتخاب طرفداران ايران در مجلس و دولت عراق نشان داد از 160 هزار نيروي نظامي و 300- 400 ميليارد دلار هم كاري برنمي آيد و عراق اگرچه هنوز در «احتلال» است، راه خود را با سرعت از آمريكا جدا كرده است، فردا كه اين عراق ساختار نظامي- امنيتي خود را تحت مديريت شيعيان انقلابي و هوادار ايران شكل دهد چه اتفاقي خواهد افتاد و حالا سوريه با آن همه فشار و عليرغم «بدي معيشت» كوتاه نيامده و «بشار جوان» بيش از پدرش به ايران تكيه دارد. لبنان در مرزي پيوسته با سوريه يك ماه است كه در برابر «ارتش چهارم يا پنجم جهان» ايستاده است، از اختلاف درون يا انكسار بيرون آن هم عليرغم آنهمه اميدي كه آمريكا براي آن سرمايه گذاشته است، خبري نيست. آمريكا واقعاً پشت در مانده است. حالا محور جغرافيايي عراق، ايران، سوريه و لبنان جان گرفته و به محبوب در خاورميانه تبديل شده است. عرب هيچگاه تا اين اندازه در مورد يك شخصيت اتفاق نظر نداشته است. «نصرالله» با همه نيكنامان خاورميانه كه اينك خاطرات آنها مانده است، مقايسه مي شود و البته بزرگتر از همه آنان به حساب مي آيد پس به اولمرت حق بدهيد كه در اجراي آنچه از او خواسته اند فقط دنبال پيروزي باشد. اما آيا مي دانيد او پيروزي را در چه مي داند؟ پيروزي اسرائيل اين نيست كه دشمني را از پاي درآورد، سه دهه است كه زمان اين كار سپري گرديده، در اين مدت تل آويو بر هيچ دشمني چيره نشده است، بعيد است كه آمريكا هم چنين چيزي را از سران اين رژيم خواسته باشد چرا كه ديروز جرج بوش خطاب به سران غرب گفت: ما بدون همراهي بين المللي نمي توانيم با روند كنوني مقابله كنيم. وي براي آنكه به غربي ها يادآور شود كه يك مسئوليت تاريخي دارند، اسلام ناب محمدي«ص» را «اسلام فاشيستي» لقب داد اما فراموش كرد كه اين لقب را مردم خاورميانه به او مي دهند. در تظاهرات مردمي كه همين روزها در سراسر دنيا برگزار مي شود او از نظر مردم، «هيتلر» و بلر كه همپاي او در همه شرارت هاست، «موسوليني» خوانده مي شود.
اولمرت و سايرين كه اينك در غياب نسل اول بايد راه آنها را ادامه دهند در اين شرايط چاره اي جز «اثبات وجود» ندارند چرا كه حاميان جدي آنان پشت درب خاورميانه جا مانده اند حالا ديگر از آمريكا و اروپا و رژيم هاي عربي حامي اسرائيل كاري ساخته نيست، اگر آنان نتوانند خود را از تندباد خاورميانه حفظ كنند بايد فلسطين را تحويل دهند. دقيقاً از همين روست كه اسرائيلي ها با صراحت گفته اند: «اگر از روند سياسي كاري برنيايد بايد به جنگ ادامه دهيم و شايد مجبور شويم چند ماه با حزب-الله بجنگيم» و براي همين مسئله است كه از ديروز اسرائيلي ها، گروه گروه از ساكنان شهرها و شهرك هاي شمالي فلسطين را به سمت نيمه جنوبي فلسطين كه صحراي سوزان است، كوچ مي دهند.
براي اولين بار اسرائيل خود را براي دادن حداقل 000/10 كشته آماده كرده و پذيرفته است كه حد فاصل بندر حيفا تا درياچه طبريا كه بخش اصلي سكونت، تجارت، صنعت و گردشگري اسرائيلي ها را شامل مي شود، به دليل موشكباران حزب الله با خاك يكسان گردد. اين ها همان «بهاي وحشتناك» است كه اولمرت از آن سخن گفت. پس اسرائيل نمي جنگد كه دشمني را از پاي درآورد، مي جنگد تا بماند ولي اين خود آغاز فروپاشي سريع رژيم صهيونيستي است. حدود سه دهه پيش «مناخيم بگين» قصاب سنگدل و نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي در توصيف اسرائيل گفته بود: «اسرائيل گاوي است با شاخ هاي تيز كه بي محابا به پيش مي رود و عقب نشيني را نمي شناسد«بگين» مرد همچنانكه استراتژي پيشتازي اسرائيل هم مرد. اما در عين حال بايد دانست كه وقتي اسرائيل براي بقا مي جنگد، به هر جنايتي دست مي زند و به همان ميزان از درايت بي بهره مي شود و در عين حال آسيب پذيري آن فزوني مي گيرد.
پيروزي اسرائيل بيش از آن كه براي خود آنها اهميت داشته باشد براي آمريكايي ها اهميت دارد چرا كه همانگونه كه اولمرت به طور ضمني در پيامي به «كنفرانس طوايف يهودي آمريكا» خاطرنشان كرده اين يك پروژه بين المللي است كه به «اسرائيل» واگذار گرديده است و «اين آسان نيست». چند دهه پيش اسرائيل در مواجهه با مخالفان خود از استراتژي مار و كركس استفاده مي كرد يعني با تكيه بر نيروي هوايي كار دشمن را مي ساخت. حالا اعتراف مي كند كه از كركس ها كاري برنمي آيد. اسرائيل هيچگاه در زمين به يك جنگ واقعي تن نداده است. در واقع در گذشته بلندي هاي جولان، كرانه باختري، صحراي سينا و جنوب لبنان توسط هواپيماها تسخير مي شدند و پس از آن نيروي زميني «زمين سوخته» را تحويل مي گرفت و در آنجا سنگر مي ساخت. دشمن الان نيروي پياده را هم با زره به جلو مي فرستد هر تانك گنجايش 3 نفر دارد ولي اسرائيل به طور متوسط با هر تانك پيشرفته و فوق مدرن ميركاوا 5 نفر را مي فرستد و جالب است كه تاكنون هيچگاه آنان از اين تانك ها جدا نشده اند. اين ها كمي جلو مي آيند به يكباره با چريك هاي حزب الله مواجه مي شوند، ضربه مي خورند، صفوفشان بهم مي ريزد و نمي دانند بايد به كدام نقطه شليك نمايند. يكي از نظاميان اسرائيلي جايي گفته بود: «ما با اشباح مي جنگيم». ديگري گفته بود: «آنان فوق العاده اند، ما در فيلم ها ديده بوديم، خدايا واقعا ما با چه كساني مي جنگيم»؟ از نوع عملكرد اسرائيلي ها كاملا مشخص است كه بر اوضاع تسلط ندارند، نظاميان رژيم صهيونيستي يك ماه پس از آن كه پي درپي شكست را تجربه كرده اند و روز به روز تاكتيك هاي نظامي خود را تغيير داده اند، از هجوم گسترده و سنگين نظامي حرف مي زنند. اين در حالي است كه نظاميان آنان روحيه جنگيدن را از دست داده اند. عمليات هاي آكروباتيك! رژيم صهيونيستي در قالب هلي برن نظامي در شهر بعلبك و ربودن چند شهروند عادي يا هلي برن در دروازه شرقي صور يا تپه مسعود كه همه ناموفق بوده است و نيز دروغ هاي شاخدار آنان در مورد ربودن يك مسئول عالي رتبه حزب الله و به ميان كشيدن بحث هواپيماهاي F22 تا بمب هاي ويژه، همه نشان دهنده آن بود كه روحيه نظاميان اسرائيلي و شهروندان صهيونيست چقدر خراب است كه به اين افسانه بافي ها نيازمند هستند.
شايد اسرائيلي ها در روز اول نبرد- اگر تمركز روي نيروي هوايي نمي كردند- با هجوم سنگين زميني مي توانستند كاري كنند و شايد در آن روز عمليات شيميايي- كه امروز از آن حرف مي زنند- مي توانست گرهي از كار آنان بگشايد. مسلما امروز زمان اين اقدامات و رسيدن به آن اهداف سپري گرديده است. آمريكايي ها بايد دريابند كه گرفتاري رژيم صهيونيستي زمان و زمين و سلاح هاي پيشرفته و يا اختيارات ويژه و يا حمايت هاي بي حد و حصر نيست كه مرتب از آنها سخن مي گويند و مي خواهند با آن اسرائيل را در نبرد با حزب الله سر پا نگه دارند. مشكل رژيم تل آويو اين است كه اميد بقاء را از دست داده است. آنان خود گفته اند: «يهوديان اهل فدا شدن نيستند در حالي كه امروز بقاء اسرائيل به فداكاري آنان احتياج دارد.»
سعدالله زارعي
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
استحمار یک ملت , بهترین راه برای استعمار آنهاست ...
-
- پست: 17
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
سلام.باعرض معزرت از تمام دوستان يکي به من توضيح بده که چرا من نميتونم يک پست جديد درست کنم. ميدونم اينجا جاش نيست .ولي ديگه مجبور شدم اينجا بيان کنم.ظاهرا نرم افزارها ي سايت بعضي وقتها بهم ميريزند.البته مشکل ديگه اي هم دارم.بااينکه عضو ثبت نام کرده سايت هستم امابراي ديدن بعضي از عکسها ديده نميشوند وبه جاي اون نوشته شده که براي ديدن تصاوير بايد ثبت نام کنم.
به هر حال
19/5/1385
روزنامه اطلاعات
سرویس.سیاسی:وزیردفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح با تشریح دستاوردهای وزارت دفاع وسازمانهای وابسته در دوره یکساله دولت نهم اعلام کرد برای نخستین بار فروش محصولات جدید صنایع دفاعی معادل 75 درصد رشد داشته است.سردار سرتیپ مصطفی محمد نجار دیروز از رشد 17درصدیصادرات محصولات وزارت دفاع وسازمانهای طابعه به خارج از کشور درسال جاری خبر دادوافزود:صنایع دفاعی کشور دریکسال گذشته 15درصد افزوده شده اند.
به گفته وزیر دفاع سرمایه گذاری درصنایع وفناوریهای کلیدی وپیشرفته در یکسال گذشته رشد 55درصدی را به خود دیده است............
سردار نجار برخی از پروژه های مهم کمیته دفاعی این وزارتخانه رابرشمرد ازطراحی وساخت قایق پرنده-بهینه سازی بال وبدنه-سیستمهای الکتریکی-موتور ومتعلقات20 فروند هواپیمای سی 130 نهاجا-طراحی نسلهای جدید هواپیمای بدون سرنشین-ایجاد خط تعمیرات بالگرد میل 171-ساخت هواپیمای ایران 140 ترابری ودریائی-ساخت قطعات موتورهای هوائی وموتورایران140 به عنوان بخشی از فعالیتهای وزارت دفاع درراستای شعار تعالی وخدمت دولت نهم نام برد.
به هر حال
19/5/1385
روزنامه اطلاعات
سرویس.سیاسی:وزیردفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح با تشریح دستاوردهای وزارت دفاع وسازمانهای وابسته در دوره یکساله دولت نهم اعلام کرد برای نخستین بار فروش محصولات جدید صنایع دفاعی معادل 75 درصد رشد داشته است.سردار سرتیپ مصطفی محمد نجار دیروز از رشد 17درصدیصادرات محصولات وزارت دفاع وسازمانهای طابعه به خارج از کشور درسال جاری خبر دادوافزود:صنایع دفاعی کشور دریکسال گذشته 15درصد افزوده شده اند.
به گفته وزیر دفاع سرمایه گذاری درصنایع وفناوریهای کلیدی وپیشرفته در یکسال گذشته رشد 55درصدی را به خود دیده است............
سردار نجار برخی از پروژه های مهم کمیته دفاعی این وزارتخانه رابرشمرد ازطراحی وساخت قایق پرنده-بهینه سازی بال وبدنه-سیستمهای الکتریکی-موتور ومتعلقات20 فروند هواپیمای سی 130 نهاجا-طراحی نسلهای جدید هواپیمای بدون سرنشین-ایجاد خط تعمیرات بالگرد میل 171-ساخت هواپیمای ایران 140 ترابری ودریائی-ساخت قطعات موتورهای هوائی وموتورایران140 به عنوان بخشی از فعالیتهای وزارت دفاع درراستای شعار تعالی وخدمت دولت نهم نام برد.

- پست: 4126
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4514 بار
- سپاسهای دریافتی: 4341 بار
- تماس:
حسن حقوردي,
سلام و ممنون بابت خبري که درج کرديد.
بايد عرض کنم هنگامي که سايت شما رو به عنوان مهمان (کاربر عضو نشده) تشخيص بده، در آن صورت اين نوشته يعني براي ديدن تصاوير بايد ثبت نام کنيد ظاهر ميشه.
شما بايد نام کاربري و رمز ورود رو وارد کنيد تا سايت براي شما قابل استفاده بشه و بتونيد ضمن ديدن عکسها، پست هم ارسال کنيد.
سلام و ممنون بابت خبري که درج کرديد.
بايد عرض کنم هنگامي که سايت شما رو به عنوان مهمان (کاربر عضو نشده) تشخيص بده، در آن صورت اين نوشته يعني براي ديدن تصاوير بايد ثبت نام کنيد ظاهر ميشه.
شما بايد نام کاربري و رمز ورود رو وارد کنيد تا سايت براي شما قابل استفاده بشه و بتونيد ضمن ديدن عکسها، پست هم ارسال کنيد.

[External Link Removed for Guests]

- پست: 4126
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4514 بار
- سپاسهای دریافتی: 4341 بار
- تماس:
انهدام 14 دستگاه تانک مرکاوا در يک روز
انهدام 14 دستگاه تانک رژیم صهیونیستی؛
متجاوزان اسرائیلی مجبور به عقب نشینی از مرجعیون و خیام شدند.
مبارزان حزب الله لبنان امروز پنجشنبه 14دستگاه تانک رژیم صهیونیستی را در منطقه مرزی جنوب لبنان با فلسطین اشغالی منهدم کردند.
براي خواندن مطلبي در مورد تانک مرکاوا، اينجا را کليک کنيد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه تلویزیونی العالم، مبارزان حزب الله لبنان در درگیریهای امروز خود در مناطق دشت خیام و مرجعیون در نزدیک نقطه مرزی لبنان با فلسطین اشغالی، 14تانک ارتش رژیم صهیونیستی را منهدم کردند.
برپایه این گزارش، مبارزان حزب الله نیروهای اشغالگر را مجبور به عقب نشینی از دشت خیام و مرجعیون کرده اند و نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی برای خارج کردن تانک های آتش گرفته از محل درگیری، اقدام به شلیک گلوله های دود زا کرده اند.
مبارزان حزب الله امروز نیز در چند محور با نیروهای رژیم اشغالگر قدس در منطقه مرزی جنوب لبنان با فلسطین اشغالی درگیر شده و به مقابله با تلاش نیروهای این رژیم برای پیشروی پرداخته اند.
این درحالیست که ارتش رژیم صهیونیستی همچنان به گلوله باران توپخانه ای مناطق مختلف جنوب لبنان ادامه می دهد.
[External Link Removed for Guests]
يک زن و پسرش: تازه ترين تلفات موشکهاي کاتيوشاي حزب الله لبنان
خانم مريم اسدي و پسر پنج ساله اش (از ايرانيان ساکن اسرائيل)، در اثر برخورد موشک کاتيوشا به آشپزخانهء منزلشان، کشته شدند.
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]
در 24 ساعت گذشته، 165 فروند موشک به شهرهاي شمال اسرائيل شليک شده است.
[External Link Removed for Guests]
متجاوزان اسرائیلی مجبور به عقب نشینی از مرجعیون و خیام شدند.
مبارزان حزب الله لبنان امروز پنجشنبه 14دستگاه تانک رژیم صهیونیستی را در منطقه مرزی جنوب لبنان با فلسطین اشغالی منهدم کردند.
براي خواندن مطلبي در مورد تانک مرکاوا، اينجا را کليک کنيد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه تلویزیونی العالم، مبارزان حزب الله لبنان در درگیریهای امروز خود در مناطق دشت خیام و مرجعیون در نزدیک نقطه مرزی لبنان با فلسطین اشغالی، 14تانک ارتش رژیم صهیونیستی را منهدم کردند.
برپایه این گزارش، مبارزان حزب الله نیروهای اشغالگر را مجبور به عقب نشینی از دشت خیام و مرجعیون کرده اند و نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی برای خارج کردن تانک های آتش گرفته از محل درگیری، اقدام به شلیک گلوله های دود زا کرده اند.
مبارزان حزب الله امروز نیز در چند محور با نیروهای رژیم اشغالگر قدس در منطقه مرزی جنوب لبنان با فلسطین اشغالی درگیر شده و به مقابله با تلاش نیروهای این رژیم برای پیشروی پرداخته اند.
این درحالیست که ارتش رژیم صهیونیستی همچنان به گلوله باران توپخانه ای مناطق مختلف جنوب لبنان ادامه می دهد.
[External Link Removed for Guests]
يک زن و پسرش: تازه ترين تلفات موشکهاي کاتيوشاي حزب الله لبنان
خانم مريم اسدي و پسر پنج ساله اش (از ايرانيان ساکن اسرائيل)، در اثر برخورد موشک کاتيوشا به آشپزخانهء منزلشان، کشته شدند.
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]
در 24 ساعت گذشته، 165 فروند موشک به شهرهاي شمال اسرائيل شليک شده است.
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار
آقا رضا يه چيزي ميگم ولي ناراحت نشو!
شما چرا اينقدر طرفدار اسرائيل هستيد؟
اين زن و بچش اگر مردن که مردن تنها 2 نفر هستن اما بيش از 1000 کشته لبناني که 350 نفرشون مثل همين بچه صهيونيست هستند + بيش از 3000 نفر مجروح لبناني در برابر اين دو کشته اسرائيلي.
يادت باشه حزب الله از ابتدا شهرهاي اسرائيل را نزد ولي وقتي اون نامردا مردم بي دفاع لبنان را زدن و کشتن حزب الله شروع کرد به شليک موشک به شهرهاي اشغالي.
در ضمن به نظر من اين دو ايراني نيستند بلکه ... هستند.
شما چرا اينقدر طرفدار اسرائيل هستيد؟
اين زن و بچش اگر مردن که مردن تنها 2 نفر هستن اما بيش از 1000 کشته لبناني که 350 نفرشون مثل همين بچه صهيونيست هستند + بيش از 3000 نفر مجروح لبناني در برابر اين دو کشته اسرائيلي.
يادت باشه حزب الله از ابتدا شهرهاي اسرائيل را نزد ولي وقتي اون نامردا مردم بي دفاع لبنان را زدن و کشتن حزب الله شروع کرد به شليک موشک به شهرهاي اشغالي.
در ضمن به نظر من اين دو ايراني نيستند بلکه ... هستند.


- پست: 227
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۱۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 14 بار
- سپاسهای دریافتی: 118 بار
- تماس:
آقا رضا موشک هاي کاتيوشا قابل هدايت نيستن اما هواپيما هاي اسراييلي چي؟
ما حتي زمان جنگ خودمونم مقابله به مثل ميکرديم
اما انگار اين اسراييلي ها خونشون رنگين تره
آقاق رضا اگه به جاي اين حرف ها شما تلفات لبناني ها رو جز به جز مي نوشتي آقا مهدي (ادمين) يا بايد فضا ميگرفت يا بايد در سايت رو تخته ميکرد
واسه اونا دل نمي سوزونيم چون اونا وقتي رفتن دونستن اسراييلي هستن نه ايراني
همين پرويز (پرتز) مگه ايراني نيست؟
يهودياني که کورش کبير بهشون رحم کرد دارن ميراثشون رو خون مردم بي گناه ميسازن که همون خون يه روز.............
ما حتي زمان جنگ خودمونم مقابله به مثل ميکرديم
اما انگار اين اسراييلي ها خونشون رنگين تره
آقاق رضا اگه به جاي اين حرف ها شما تلفات لبناني ها رو جز به جز مي نوشتي آقا مهدي (ادمين) يا بايد فضا ميگرفت يا بايد در سايت رو تخته ميکرد
واسه اونا دل نمي سوزونيم چون اونا وقتي رفتن دونستن اسراييلي هستن نه ايراني
همين پرويز (پرتز) مگه ايراني نيست؟
يهودياني که کورش کبير بهشون رحم کرد دارن ميراثشون رو خون مردم بي گناه ميسازن که همون خون يه روز.............

َللّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدناونبینا مُحَمَّدٍوآله مِا اختَلَفَ المَلَوان وَ تَعاقَبَ العَصرانِ وَکَرَّالجَدیدانِ وَستَقبَلَ الفَرقَدانِ وَبَلِّغ رُوحَهُ وَ اَرواحَ اَهلِ بَیتِهِ مِنَّا الافضل التَّحِیَّۀَ وَالسَّلامُ.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار
فقط يک چيز را بدانيد : خائن وطن ندارد. اگر کسي يک زماني ايراني بود ولي حالا رفته بيخ گوش دشمن ديگه ايراني نيست.
در ضمن اسرائيلي هم نيست! يعني هيچ وطني ندارد. چون کسي که از وطنش طرد شود هيچ ارزشي براي هيچ کسي ندارد.
من اگر بروم جهنم بهتر از اين هست که اين عمير پرتيز خائن هموطن من باشد.
شايد بتونم با شارون بر سر ميز مذاکره بنشينم ولي با چنين خيانت کاراني هرگز.
اينها مايه ننگ ايران و ايرانيان هستند.
حيف آب و خاک ايران که در رگ اونها هست!
در ضمن اسرائيلي هم نيست! يعني هيچ وطني ندارد. چون کسي که از وطنش طرد شود هيچ ارزشي براي هيچ کسي ندارد.
من اگر بروم جهنم بهتر از اين هست که اين عمير پرتيز خائن هموطن من باشد.
شايد بتونم با شارون بر سر ميز مذاکره بنشينم ولي با چنين خيانت کاراني هرگز.
اينها مايه ننگ ايران و ايرانيان هستند.
حيف آب و خاک ايران که در رگ اونها هست!


- پست: 4400
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6735 بار
- سپاسهای دریافتی: 12115 بار
- تماس:
