باسلام!

مثلا امام حسین(ع) چرا خودش! را این همه به دردسر انداخت؟! خوب اینکه ادم خوبی بود! چندتا دروغ می گفت! تا منافع زندگیش را از دست ندهد! خدا هم که بخشنده هستش! مسئله نبود! همه چیز حل میشد!
حضرت علی(ع) هم که حکم از طرف پیامبر داشت! حالا همین روز مشورت .. یک دروغ ساده ای میگفت! تا رهبری کشور رو به او میدادن! بعدش نیز از حاصل همون درامد ها برای کارهای خیر! فکر می جست!
به هر حال چاره چیست؟! انسان باید گناه را بپذیرد زندگی چنین است!
بهشت را به بهاء میدهند،نه بهانه!
خدا به پیامبر در قران می گفت،تو نمی خواد،بخاطره اینکه انها ایمان نمی اورند! خودت را به سختی بیش از حد و .. بی اندازی!(*راه نشان بده،تلاش بکن و دلسوزی انجام بده ولی،افراط و ..!) اگر میخواستم همه را اهل ایمان میکردیم! . و در جایی دیگر گفت،با چنین مظنونی می گوید،ما خود دنیا را چنین قرار داده ایم! عده ای را منحرف قرار دادیم!(بخاطره پلیدی خودشان!) تا انکس،که در دلش بیماری قلبی روحی! وجود دارد! به دیدن ان مسائل و زرق و برق ها به سراغ انها برود.(به همان بهونه ها همیشگی) و انکس که به دنبال من است(خدا)،خودم شخصا ! به سمت خودم هدایتش کنم! چون من(خدا) هرکس را صلاح بدانم(صلاح،براساس همان خوبی ها درون شخص) بر سرش منت میگذارم! و به سمت خودم هدایتش می کنم!
* این هم بخاطره این است،که بعدا لااکراه فی دین نشود! شخص بگوید! سهم رو بده! حقم را بده! (برای نماز خواندن و ..!) (چون شخص به زور و بدون اعتقاد قلبی! اماده)بلکه این را فضل و رحمتی از سمت خدا به سمت خودش بداند!که نور هدایت را در این دنیا پر از پلیدی و سخت به سمتش باز کرده! و زندگیش را برایش اسان کرده و نجاتش داده! و همیشه شکرگزار و قدر دان باشد و روز به روز اعمالش را بخاطره او اصلاح کند! به عباریت عاشق تر بشود! و به معنا واقعی عشقش! فقط خدا بشود ! (همانطور که خدا فرمود،من تو را برای خودم ساختم! )
گفتن دین پر از اشکال است! بسیار خوب! تو بیا دین دار با خدا بشو! ان عیب ها رو هم نداشته باش! مگر اشکالی دارد؟!
ایا به دنبال بهونه هستی؟! مردانه بگو،میخواهم به سراغ،گناهان برم! دیگر این همه توجیه و حرف اضافه برای چیست! چرا دیگران را به خودت همراه میکنی!؟
همه دنیا و همه مذاهب پر از اشکال! ایا خدا هم اشکالی دارد؟! ایا خدا تا بحال به کسی ظلم کرده؟!
خوب خودش دروغ گفت! خودش به دنبال بدهای رفت! حالا هم نباید انتظار داشته باشد! دور اطرافیان و خودش ارامش داشته باشند! وقتی عمدا نور یا لامپ شکسته بشود! نباید انتظار داشت،روشنایی دیگر باشد!
در روز قیامت،همه بالا دستان و هم کسانی که دستوراتشون و حرف هاشون رو گوش میدادند! باهم دیگه بحث می کنند! هر دو گروه هم دیگر رو مقصر جلوه میدن! خدا هم میگه هر دو گروه گناه کارید و دو برابره عذاب خواهید شد.
هرکس در بند اعمال خودش می باشد! نمی شود،به بهانه اینکه،هیچ کس نماز نمی خواند،یا کسی کار خوبی انجام نمیداد در اون دوره زمانی!حالا شخصی را به بهشت ببرند!(چون هم می دانست و هم می توانست نرود!)
اصولا اگر قرار بود،شرایط سخت نشود! و زیبایی و گناهان زیبا جلوه داده نشوند! و عده زیادی با سرعت و شتاب به سمت گناه حرکت نکند! ، امتحانات الهی به درستی از هر شخصی گرفته نمی شود!
حالا در ان شرایط،ایا کسی هست،که اصلا حرفی از خدا بزند؟! یا بازهم خودش را به سمت خدا حرکت دهد!؟ یا باز چون خوشی ها و لذت ها گناه از راه رسید و همه در عمل گفتن! خدا افسانه پیشنیان هستن! و جهان نیازی به خدا ندارد! بازهم همه چیز فراموش شود و اکثرا برای اینکه،توسط جوء اجتماع مسخره نشون،به مانند انها میشوند و خدا غریب می ماند از دوباره؟!
ایا امکان این وجود دارد! مرد بزرگی مانند حضرت علی(ع)،که در اوج قدرت ! در اوج اینکه،به او حکم الهی برای داشتن! رهبری جامعه اسلامی دارد! از خیر ان بگذرد!..(بخاطره مسائل ان زمان!) و 25 سال سکوت کند؟!
ایا امکان این وجود دارد، مرد قدرتمندی به مانند حضرت علی(ع)،بچه ها یتیم(که قاعدتا باید کثیف باشن! اما دل نورانی داشته باشن!) او را خم کنند! با او بازی کنند و شاد باشن؟! چه کسی حاضرست چنین کاری انجام دهد! کدام ادم برجسته تاریخی یا دانشمند را می توانید پیدا کنید،که چنین از خود گذاشته باشد! انهم با ان همه ظلم که در حقش کردن!
فراموش نکنیم،حضرت علی (ع) وقتی از دنیا رفت،عده ای تعجب کردن! و گفتن،حضرت علی(ع) مگر نماز میخواند؟! درون مسجد چه کار می کرد؟! (اینقدر مورد ظلم قرار گرفته بود،که مردم فکر میکردن! که کافر است!)
اما با این وجود انها در عمل ثابت ماندن و در اخر سر با افتخار بدون گناه! از دنیا رفتن ...
باتشکر.
