هشت اسلحه

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

هشت اسلحه

پست توسط pejman »

تجارت اسلحه
از هر هزار اتومبیلی که تولید می شود نهصد و پنجاه اتومبیل مورد استفاده قرار می گیرد.
از هر هزار تلویزیونی که تولید می شود نهصد تلویزیون مورد استفاده قرار می گیرد.
از هر هزار یخچالی که تولید می شود نهصد و بیست یخچال مورد استفاده قرار می گیرد.
از هر هزار کتابی که تولید می شود هفتصد کتاب مورد استفاده قرار می گیرد.
از هر هزار اسلحه ای که تولید می شود کمتر از پنجاه اسلحه مورد استفاده قرار می گیرد.
اما هیچ تجارتی مطمئن تر از تجارت اسلحه نیست.

زبان اسلحه
حرف زدن با زبان اسلحه به دو دلیل صورت می گیرد: یا ما بلد نیستیم از زبان مان خوب استفاده کنیم، یا بلدیم از اسلحه خوب استفاده کنیم.

مقامات نظامی
سرباز: کسی است که بدون اینکه فکر کند از اسلحه استفاده می کند.
گروهبان: کسی است که با فریاد به سربازان دستور می دهد تا آنان بدون فکر کردن از اسلحه هایشان استفاده کنند.
سرجوخه: کسی است که به سرگروهبان دستور می دهد تا او فریاد بزند و به سربازان دستور بدهد.
سروان: کسی است که به جای تعداد زیادی سرگروهبان و سرجوخه و سرباز تصمیم می گیرد که آنها چگونه از اسلحه شان استفاده کنند.
سرهنگ: یک نظامی خوش تیپ که دستورات مقامات نظامی بالاتر را به اعضای زیر دستش امر می کند و بدون اینکه فکر کند در مورد جان آدمها دستور می دهد.
سرتیپ: یک مقام عالیرتبه نظامی که روی تخته سیاه ستاد ارتش در مورد جان آدمها تصمیم می گیرد.
تیمسار: عالی ترین مقام نظامی که با تعدادی ماکت در یک اتاق بزرگ به جای هزاران سرباز فکر می کند و به آنها دستور می دهد تا از اسلحه هایشان استفاده کنند.


تکنولوژی و دشمن
تفنگ استفاده ای است از عقل و تکنولوژی و فیزیک تا از طریق آن انسان بتواند با کمترین زحمت، یعنی با فشار ماشه به وسیله انگشت، به جای حرف زدن و بحث کردن، دشمنش را سوراخ کند و از شر او راحت شود.


اسلحه شناسی
کلت: یک اسلحه کوچک و کمی عاقل، برای کشتن کسی که او را می شناسیم و می بینیم.
مسلسل: یک اسلحه نسبتا بزرگ و عصبی، برای کشتن گروهی از کسانی که احتمالا دشمن ما یکی یا چند نفر از آنهاست.
تیربار: یک اسلحه خیلی بزرگ، برای کشتن گروهی از کسانی که در جایی هستند که دشمن ما هم ممکن است در همانجا باشد.
خمپاره: یک اسلحه خطرناک برای کشتن دشمن و کسانی که دوروبر او هستند یا افرادی که به خاطر خطای ما ممکن است کشته شوند.
بمب: یک اسلحه بسیار خطرناک برای از بین بردن دشمن و خانواده اش و دوستانش و مکانی که او در آنجاست.


فایده اسلحه
وقتی اسلحه نداری دشمنت تو را مجروح خواهد کرد، اما وقتی مسلح هستی دشمن به احتمال زیاد تو را خواهد کشت.


حق و اسلحه
حق با توست، تو اسلحه داری و من می پذیرم که حق با توست.

گفتگوی قاطعانه
وقتی نظرات زشت و منحرف و کثیف او را شنیدم بشدت عصبانی شدم. تمام اعتقاداتم را در رد نظراتش جمع کردم و با فشار انگشت بر ماشه اسلحه به او فهماندم که اشتباه می کند. او در طول زندگی کثیفش موجود لجبازی بود. اما خوشحالم که در آخرین لحظات فهمید که حق با من است.


[External Link Removed for Guests]
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”