علت اصلي اختلافات شيعه و سني؟
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

- پست: 1118
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
- سپاسهای ارسالی: 1224 بار
- سپاسهای دریافتی: 1160 بار
- تماس:
علت اصلي اختلافات شيعه و سني؟
به نظر شما ریشه ی اصلی این همه مشکلات چیشت؟
خدایا ...!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!

- پست: 602
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 587 بار
- سپاسهای دریافتی: 777 بار
اختلاف ميان طرفداران دو عقيده بر اثر تعصبات، امرى است طبيعى ، و مخصوص شيعه و سنى هم نيست.
ميان فرق مختلف شيعه، و ميان فرق مختلف سني هم اختلاف وجود دارد.
در طول تاريخ از اين دست اختلافات فراوان وجود داشته است. با نگاهي در تاريخ در مي يابيم که هم بين فرق فقهي و اصولى اهل تسنن مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعيه هم بين فرق مختلف شيعه اختلافاتى وجود داشته است.
اين اختلافات وقتى به سطوح پايين يعني مردم عامى مىرسد، به جاهاى تند و خطرناكى کشيده ميشود و حتا دست به گريبان مىشوند. علما مىنشينند با هم حرف مىزنند و بحث مىكنند ولي وقتى نوبت به كسانى رسيد كه سلاح علمى ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادى استفاده مىكنند كه اين خطرناك است.
در دنيا اين هميشه بوده؛ هميشه هم مؤمنين و خيرخواهان سعى مىكردند كه مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان اين بوده است كه نگذارند سطوح غيرعلمى كارشان به درگيرى برسد.
اما از يك دورهاى به اين طرف، يك عامل ديگرى هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود.
نمىخواهيم بگوييم اختلاف شيعه و سنى هميشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخيل بوده؛ بعضى از جهالت ها، بعضى از تعصب ها، بعضى از احساسات، بعضى از كج فهمي ها دخالت داشته اما وقتى استعمار وارد ميدان شد، از اين سلاح حداكثر استفاده را كرد.
ميان فرق مختلف شيعه، و ميان فرق مختلف سني هم اختلاف وجود دارد.
در طول تاريخ از اين دست اختلافات فراوان وجود داشته است. با نگاهي در تاريخ در مي يابيم که هم بين فرق فقهي و اصولى اهل تسنن مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعيه هم بين فرق مختلف شيعه اختلافاتى وجود داشته است.
اين اختلافات وقتى به سطوح پايين يعني مردم عامى مىرسد، به جاهاى تند و خطرناكى کشيده ميشود و حتا دست به گريبان مىشوند. علما مىنشينند با هم حرف مىزنند و بحث مىكنند ولي وقتى نوبت به كسانى رسيد كه سلاح علمى ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادى استفاده مىكنند كه اين خطرناك است.
در دنيا اين هميشه بوده؛ هميشه هم مؤمنين و خيرخواهان سعى مىكردند كه مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان اين بوده است كه نگذارند سطوح غيرعلمى كارشان به درگيرى برسد.
اما از يك دورهاى به اين طرف، يك عامل ديگرى هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود.
نمىخواهيم بگوييم اختلاف شيعه و سنى هميشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخيل بوده؛ بعضى از جهالت ها، بعضى از تعصب ها، بعضى از احساسات، بعضى از كج فهمي ها دخالت داشته اما وقتى استعمار وارد ميدان شد، از اين سلاح حداكثر استفاده را كرد.
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس: