پرونده‌اي براي تبرئه شوهر خواهر

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
پست: 577
تاریخ عضویت: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۷:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 502 بار
سپاس‌های دریافتی: 231 بار

پرونده‌اي براي تبرئه شوهر خواهر

پست توسط hedayat.m »

گروه سياسي- مهدي اسلامي: در شماره 44 شهروند پرونده ای با عنوان "فرقانی ها و قربانی ها" به بهانه سالگرد شهادت استاد مطهری منتشر شد. در این پرونده علاوه بر آنکه گروهک فرقان تشکیل شده از عناصری که عمده آنها مخلص بودند، معرفی شده است، تلاش شده، هرگونه ارتباط آنها با خارج از کشور نیز نفی گردد.



این در حالی است که بسیاری معتقدند لیست ترورهای لازم در اكتبر ۱۹۷۹در گوادالوپ تنظیم شده بود. كنفرانس گوادالوپ با حضور جيمى كارتر، ژيسكاردستن، جيمزكالاهان، و هلموت اشميت سران دولت هاى آمريكا، فرانسه، انگلستان و آلمان همزمان با روى كار آمدن دولت نظامى ارتشبد ازهارى در ايران تشكيل شده بود. در آن اجلاس بحث‌هاي مربوط به ايران، ابتدا با سخنان جيمزكالاهان آغاز شد که "شاه از دست رفته و ديگر قادر به كنترل اوضاع نيست. راه‌حل واقعي براي جانشيني او هم وجود ندارد. مردان سياسي كه در ميدان مانده‌اند توانايي‌هاي محدودي دارند..." بنا به اسنادى كه سال ها بعد منتشر شد، رژيم شاه برای برون رفت از این چالش به روى كارآوردن يك دولت ائتلافى و ملى توصیه شد و از همان زمان بود كه شاه مشغول مذاكره با شاپور بختيار نفر دوم جبهه ملى شد كه از هواداران دكتر مصدق بود.



در اولين روز نخست وزيرى وى شاه از ايران رفت. بر اساس برخی شواهد لیست کسانی که با ترور آنها خطر انقلاب اسلامی را برای غرب برداشته می شد، همچون امام خمینی، آیت الله دکتر مفتح، آیت الله مطهری، آیت الله دکتر بهشتی، آیت الله خامنه ای، سپهبد قرنی، مهدی عراقی و... تهیه شده بود.



اما جدای از تمام این نکات تاریخی که فرصتی جدا می طلبد و گذشته از اینکه آیا ترور شوندگان گروه فرقان تنها قربانی یک کج فهمی جوانانه ساده بوده اند یا نه، یک ترفند مطبوعاتی در تحریف تاریخ در این هفته نامه بسیار قابل تأمل است؛ در کنار چاپ مصاحبه عطریانفر درباره گروهک فرقان، در حالی که هیچ نامی از مقام معظم رهبری در این مصاحبه نیامده است، عکسی از ايشان بر روی تخت بیمارستان چاپ و در کنار آن نوشته شده است: "آیت الله خامنه ای پس از ترور ناموفق گروه فرقان"



تصریح به انجام ترور رهبر انقلاب توسط گروه فرقان و نه "جواد قدیری" (شوهر خواهر عطریانفر و عضو سازمان منافقین) در هیچ یک از دیگر متون این پرونده نیز نیامده است. گویا همچنان هراسی از اینکه این صراحت نتیجه معکوس دهد، باقی است.



***



در کشاکش نبرد منافقین و نظام جمهوری اسلامی ایران پس اعلام جنگ مسلحانه تابستان سال 1360، رادیو منافقین (رادیو مجاهد) فعالیت بسیار شدیدی در سازماندهی نیروهای باقی مانده در خاک جمهوری اسلامی داشت. در این مقطع مسئولین تصمیم به نابودی مرکز این رادیو می گیرند.



ستادی از متخصصین بسیار مجرب نیروی هوایی، اداره فرکانس های مخابرات، اداره دوم ارتش و... تشکیل و ماموریت می یابند محل رادیو را کشف نمایند. خسرو تهرانی که در آن مقطع دبیری شورای امنیت را بر عهده داشته است؛ قائم مقام خود مسعود کشمیری را در راس این ستاد قرار می دهد.



پس از شناسایی کامل و تهیه نقشه دقیق، یک جنگنده بمب افکن برای نابودی مقر رادیویی منافقین اعزام می شود که به دلایل نامعلومی دچار سانحه گشته و سقوط می کند.



پس از این سانحه ستادی برای بررسی علل آن مامور می شوند که از سوی خسرو تهرانی که مسئولیت اطلاعات نخست وزیری را نیز بر عهده داشته است، بار دیگر مسعود کشمیری در راس کمیته قرار می گیرد.



در این عملیاتها جواد قدیری کشمیری را همراهی می نموده است.



جواد قدیری عضو مرکزیت سازمان منافقین و عامل انتقال دهنده بمبهای ساخته شده از قسمت فنی سازمان به عوامل اجرایی از قبیل کلاهی و کشمیری بوده است. وی که تحصیل کرده دانشگاه صنعتی بوده است همزمان با این اقدامات به همراه محمد کاظم پیرو رضوی (مشهور به محمد رضوی و نامزد گروه بهزاد نبوی برای اولین وزیر اطلاعات) در کمیته اداره دوم ارتش حضور بهم می رساند و همزمان ماموریت های حساس دیگری را نیز بر عهده می گیرد.



از دیگر دوستان صمیمی جواد قدیری می توان به علی اکبر تهرانی، تقی محمدی، خسرو قنبری (تهرانی)، سعید حجاریان و... اشاره نمود.



عزت شاهی از مبارزان نستوه انقلاب در کتاب خاطرات خود اشاره ای به این موضوع دارد و می گوید:" يکبار که به بيمارستان سوم شعبان رفته بودم تا براي جبهه ها خون بدهم، جواد قديري را ديدم. البته او براي خون دادن نيامده بود، آنها اين کارها را مسخره مي کردند. آنها همه اش دنبال مصادره کردن چيزي و جايي بودند. وقتي به هم رسيديم سلام و عليک کرديم و از اين طرف و آن طرف خبر گرفتيم. او يک موتور گازي داشت. گفت مي خواهد برود جلو دانشگاه. گفتم من هم مي آيم... دربين راه گفتم: جواد الان چه کار مي کني ؟ گفت من ديگر با آن بچه ها (منافقين) نيستم. رفتم با دکتر پيمان و گروه جاما کار مي کنم. خنديدم و به شوخي از پشت زدم توي سرش و گفتم: خاک بر سرت ! با مجاهدين بودي که بهتر از پيمان بود. من يقين داشتم که او دروغ مي گويد. گفتم اگر راست مي گويي که ديگر با مجاهدين نيستي بيا و در تلويزيون مصاحبه کن و بگو که با آنها نيستي. او الکي گفت باشد و حرفي ندارم و بعد از يکي دو تا شوخي از هم جدا شديم.



بعد از کودتاي نوژه، روزي جواد آمد به سراغم. گويا او از طريق و حمايت محمد رضوي (از بچه هاي سازمان مجاهدين انقلاب) به دادرسي ارتش نفوذ کرده بود. بخشي از پرونده کودتا در اختيار بازپرسي کميته انقلاب اسلامي بود. جواد گفت عزت من ديگر با آن بچه ها [منافقين [ نيستم و با نظام همراه هستم و الان در دادرسي ارتش روي پرونده کودتاي نوژه همکاري مي کنم. حالا اگر شما مدارکي در اين زمينه داريد تحويل من بدهيد. من کلي خنديدم و سربسرش گذاشتم و گفتم: جواد من اگر يک بزغاله داشتم نمي دادم که تو براي چرا به صحرا ببري، اينکه مدارک کودتاست ! او هم دست از پا درازتر بازگشت.



بعد هم چندبار تلفني با محمد رضوي صحبت کردم و درباره وي هشدار دادم که اين آدم خطرناکي است که به دادرسي ارتش نفوذ کرده است، حرفهايش را باور نکنيد. آقاي رضوي از حرفهاي من ناراحت شد و با بي احترامي خاصي گفت: شما نسبت به اينها عقده داريد، چون اينها شما را در زندان اذيت کرده اند، شما نسبت به آنها عقده اي شده ايد، و الان اينطور با آنها برخورد بدي مي کنيد، ما بايد جاذبه داشته باشيم و اين افراد را جذب کنيم، حرفها و برخوردهاي امثال شما دافعه ايجاد مي کند... من خيلي با او [رضوي [ صحبت کردم تا او بالاخره مشکوک بودن جواد را پذيرفت. گفتم شما در جايي که هستيد بايد نسبت به ايشان شک کنيد. او گفت: من به تو هم شک دارم. به خودم هم شک دارم...در آخر هم، رضوي حرفهاي ما را نپذيرفت...



قبل از ترور آقاي خامنه اي [هنگام سخنراني رهبر معظم انقلاب اسلامي در مسجد ابوذر[ جواد قديري گفته بود که کار نظام در هين پنج شش روز تمام است و اينها (مسئولين نظام) هم بار و به شان را بسته اند. من همان موقع به آقاي خسرو تهراني که در اطلاعات نخست وزيري بود پيغام دادم که جواد قديري شوهرخواهر آقاي عطريانفر چنين حرفي زده است. ما جاي او را هم پيدا کرده ايم، بياييد پيگيري کنيد که آنها اين کار را نکردند. بعد خودمان ]کميته انقلاب اسلامي[ حکم گرفتيم و رفتيم تا منزل او را بازرسي کنيم که ديديم تخليه شده است، گويا مدتي در منزل محمد عطريانفر در اختفا بسر مي برد و بعد هم... از کشور گريخت و پس از چندي هم، عطريانفر خواهرش زهره را به صورت غيرقانوني و قاچاق نزد وي فرستاد."



سردار مهدي منتظري رييس سابق حفاظت اطلاعات ارتش درباره سوابق قديري مي گويد: " جواد قدیری یک آدمی بود كه سابقه تشكیلاتی كار با مجاهدین خلق از قبل از انقلاب داشت. حتی زندان هم رفته بود و با [«مسعود[رجوی» هم بند بود و از نوچه‌های «رجوی» در زندان بود و جالبه كه بعد از آزادی از زندان و جریانات انقلاب، یك دفعه سر از دستگاه اطلاعاتی در می‌آره... «جواد قدیری» همان اوایل شكل‌گیری كمیته مستقر در اداره‏ آمد و... مشغول به كار شد... دوره «رضوی». البته مسئولیت كمیته اداره دوم به عهده «جواد قدیری» نبود. بعد هم در كارهای اطلاعاتی كه شروع شد و ستاد خنثی سازی كودتا تشكیل شد، «جواد قدیری» رفت و آمد زیادی پیدا كرد و وارد مباحث اطلاعاتی جدی شد."



جواد قدیری عامل اصل بمب گذاری در مسجد ابوذر در مقابل مقام معظم رهبری در 6 تیر 1360 بود. روزنامه كيهان به مديريت حجت‌‌الاسلام سيد‌محمد خاتمي در سرمقاله خود با عنوان « توده‌هاي مردم از ماجراي ترور خامنه‌اي مي‌گويند» چنين نوشت: "... از هر كس و هر دسته‌اي كه سئوال مي‌كرديم، مردم بلافاصله پاسخ مي‌دادندكه اين كار، كار جنبشي‌ها [= سازمان[است... عمو حسين گفت مگر در نماز جمعه اين هفته شركت نكرديد؟ در آنجا آقاي خامنه‌اي به سران مجاهدين گفت شماها را خوب مي‌شناسيم، شماها كار امريكا را آسان كرديد... اما معلوم بود كه جنبشي‌ها نمي‌توانستند كيفر آقاي خامنه‌اي را في‌المجلس ادا كنند! لذا «به زودي و به طور مضاعف» يعني در همين ديروز به مسجد ابوذر رفتند و در ضبط صوت مواد منفجره گذاشتند.(روزنامه کیهان 7/4/1360)



***



شهریور ماه 1385 بود که برای مصاحبه با محمد عطریانفر به همراه دو همکار به دفتر روزنامه شرق رفتیم. بخش تاریخی مصاحبه بر عهده من بود و به موضوع فراری دادن جواد قدیری و همسرش توسط عطریانفر که در خاطرات عزت شاهی چاپ شده بود اشاره کردم. او با ذکر اینکه کتاب را ندیده است اما شنیده که چنین چیزی را وی نوشته است، از این موضوع اعلام تعجب کرد و به مسئولیتش به عنوان ریاست حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی و پس از آن مدیر کل سیاسی وزارت کشور (در دوران عبدالله نوري در سالهای 68 تا 72) اشاره کرد و حضور در چنین مسئولیت های حساسی را دلیل تبرئه خود دانست.



در روزنامه "هم میهن" که عطریانفر سياستگذاري آن را برعهده داشت، ششم تیرماه 86 گزارشی به چاپ رسيد که در آن با اشاره به اینکه "آيت‌الله بهشتي، رئيس ديوان‌عالي وقت کشور؛ محمدعلي رجايي، نخست‌وزير، ‌مجلس شوراي اسلامي، ساير نهادهاي انقلابي و آيت‌الله منتظري ضمن محکوم‌کردن سوءقصد به آيت‌الله خامنه‌اي، منافقان را به تلويح يا تصريح مسوول اين اقدام برشمردند"، نام هاشمی را در این میان نگنجاند و تنها به عیادت او اشاره و سپس تصریح کرد: "اما سازمان مجاهدين خلق رسماً سوءقصد به آيت‌الله خامنه‌اي را برعهده نگرفت. به نوشته روزنامه کيهان، حتي در قسمتي از بدنه داخلي ضبط صوت انفجاري با ماژيک نوشته شده بود: «هديه گروه فرقان» و جزوه‌ا‌ي نيز با امضاي اين گروه درباره اين سوءقصد انتشار يافت."


جالب آنکه بلافاصله این احتمال از سوی روزنامه مذکور رد و خاطر نشان شده است "در حالي که موسس و اعضاي اصلي گروه فرقان در سال‌هاي 59-58 شناسايي و دستگير شده بودند و هيچ تشکيلاتي از اين گروه در سال 60 در داخل کشور وجود نداشت که قادر به انجام يک اقدام مسلحانه باشد. آشکار بود که سازمان در همان آغاز عمليات تروريستي خود در تيرماه سال 60 با طرح نام گروه فرقان و انتشار اطلاعيه جعلي به‌نام آن گروه کوشيد تا هم چهره تروريستي خود را پنهان کند و هم علاوه بر انحراف افکار عمومي‌، مسوولان امنيتي و انتظامي ‌را نيز گمراه كند."


در این مطلب همچنین به گفته معاون وقت دادستان کل انقلاب اشاره شده است که «جواد قديري، يکي از طراحان اصلي انفجار مسجد ابوذر است. وي که نام کاملش محمدجواد قديري مدرس است و از اعضاي قديمي‌و مهم سازمان و نفوذي در کميته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود بعد از سوءقصد نافرجام به آيت‌الله خامنه‌اي متواري شد و از کشور گريخت.»


سپس به بخشهای غیر مرتبط با عطریانفر از خاطرات عزت شاهی اشاره شده است؛ اما هرچه به انتهای این گزارش نزدیک می شویم تلاش بیشتری را برای تبرئه سازمان منافقین و جواد قدیری از این عملیات تروریستی شاهدیم؛ تا آنجا که در انتهای گزارش آمده است "در سال 1364 نام قديري در ليست شوراي مرکزي سازمان به‌عنوان عضو مرکزيت درج شد. در همان زمان در اغلب خبرهاي مطبوعات و واکنش‌هاي اقشار مختلف مردم و گروه‌هاي سياسي، بدون کمترين ترديدي‌، سازمان مسوول انفجار مسجد ابوذر معرفي و شناخته مي‌شد. بعدها نيز در بيانيه وزارت امور خارجه آمريکا درباره سازمان، مجروح شدن آيت‌الله خامنه‌اي يکي از مجموعه اقدامات تروريستي سازمان خوانده شد. سازمان نيز در نفي اين واقعيت مجددا اعلام كرد که سوءقصد به آيت‌الله خامنه‌اي «قبل از شروع مبارزه مسلحانه مجاهدين» توسط گروه فرقان انجام شده «که هيچ ربطي به مجاهدين نداشت.» "


كاملاً آشکار است که سازمان بنا به‌دلايل سياسي، حقوقي و تبليغاتي، به‌رغم پذيرش رسمي‌مسئوليت بسياري از اقدامات تروريستي بعدي خود، همچنان مايل و قادر نيست که به نقش خود در انفجار ششم تير اعتراف كند.

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “اخبار و حوادث”