براورد تهدید سالانه جامعه اطلاعاتی امریکا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2952
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۲۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2399 بار
سپاس‌های دریافتی: 12644 بار

براورد تهدید سالانه جامعه اطلاعاتی امریکا

پست توسط hani1459 »

هر كسي در انتخابات ايران پيروز شود حامي جمهوري اسلامي است
خبرگزاري فارس: جامعه اطلاعاتي آمريكا در برآورد سالانه خود درباره تهديدات عليه اين كشور كه به سنا ارائه كرد با بررسي تلاش‌هاي ايران براي تحكيم جايگاه منطقه‌اي و با اشاره به انتخابات رياست جمهوري كشورمان اعتراف كرد هر فردي كه در انتخابات آتي ايران پيروز شود از حاميان قدرتمند جمهوري اسلامي خواهد بود.

تصویر
به گزارش فارس، "دنيس بلر " رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا در فوريه 2009 گزارشي را به كميته منتخب سناي آمريكا در امور اطلاعاتي ارايه كرد كه در آن ارزيابي دستگاه‌هاي متعدد اطلاعاتي اين كشور از مواردي كه آمريكا را تهديد مي‌كند ارايه شده است.
اين گزارش مفصل علاوه بر موارد اقتصادي و داخلي آمريكا، موارد بين‌المللي از جمله نهادها، سازمان‌ها و كشورهاي جهان، جريان‌هاي تروريستي را از منظر اطلاعاتي و تهديدات بالقوه‌اي كه براي آمريكا به همراه دارند، بررسي كرده است.
خبرگزاري فارس نظر به اهميت موضوع و شناخت آنچه كه آمريكايي‌ها از آن به عنوان تهديد براي خود ياد مي‌كنند و همچنين معرفي موارد اعتراف شده دستگاه‌هاي اطلاعاتي اين كشور از كاستي‌ها و نواقص عملكرد دولتي اين كشور اقدام به تهيه و ترجمه مطلب كرده است كه به تدريج خدمت مخاطبين محترم عرضه مي‌گردد.

بخش دوم اين برآورد تهديد به شرح زير است:


***

تهديدات رشديافته در داخل آمريكا
قضاوت ما اين است كه هيچكدام از تندروهاي رشد يافته در داخل آمريكا هنوز از نظر سطح عددي يا نشان دادن سرعت عملياتي يا مهارتي به آن حدي نرسيده‌اند كه ما در اروپاي غربي شاهد آن بوده‌ايم. دامنه‌اي از عوامل داخلي در آمريكا ممكن است به توسعه سلول‌ها يا گروه‌هاي تندروي داخلي آن هم در سطح اندك، كمك كند. با اين همه ما درباره امكان الهام تندروهاي داخلي از ايدئولوژي شبه نظاميان القاعده براي طراحي حملات در داخل آمريكا، اروپا يا هر جاي ديگري بدون اين كه آنها از گروه‌هايي كه به آن وابسته هستند، دستور بگيرند، نگران هستيم. در اين زمينه، در طي سال آينده ما بر شناسايي هر گونه رابطه بين افرادي كه در آمريكا مستقر هستند و شبكه‌هاي تندروي خارج از آمريكا متمركز خواهيم ماند. با اينكه بررسي گسترش وب‌سايت‌هاي سلفي تندرو كه توجيه مذهبي براي حملات فراهم مي‌كنند؛ لفاظي‌هاي شديد و خشن ضد غربي و نشانه‌هاي حاكي از اين كه گروه‌هاي خودبخودي در آمريكا با اهداف خشونت بار بن لادن شناسايي شوند، دشوار است، اما همه حاكي ازاين احتمال است كه شمار اندك اما خشني از گروه‌ها [تروريست] در آمريكا توسعه پيدا كنند.
تلاش‌هاي تبليغاتي القاعده شامل پيام‌هايي به زبان انگليسي و تبليغاتي است كه به طور خاص يك مخاطب آمريكايي را يا به صورت ترجمه شده يا مستقيما از طريق ايمن الظواهري مرد شماره دو القاعده مورد خطاب قرار مي‌دهد. نمونه اين تبليغات پيام ويدئويي الظواهري است كه نوامبر 2008 پس از انتخابات رياست جمهوري آمريكا منتشر شد. اعضاي القاعده متولد آمريكا مانند "آدام گيدان " كه در اكتبر 2006 از طرف هيئت عالي منصفه به خيانت محكوم شد، اقدام به پشتيباني اطلاعاتي براي يك سازمان تروريست خارجي مشخص و كمك و همدستي با تروريست‌ها و همچنين شركت در ساخت اين پيامهاي تبليغاتي به زبان انگليسي كرده بود.

تهديد از جانب حزب‌الله لبنان
حزب‌الله لبنان همچنان يك دشمن سرسخت با توانايي حمله به خاك آمريكا و منافع اين كشور در خارج از آن باقي مانده است. حزب الله يك سازمان چند بعدي منظم است كه از عوامل سياسي،‌ اجتماعي، پارلماني تشكيل شده است. ارزيابي ما اين است كه هر گونه تصميم اين گروه براي متوسل شدن به اسلحه يا تاكتيك‌هاي تروريستي اقدامي كاملا سنجيده است. از سوي ديگر ما برآورد مي‌كنيم كه درگيري مسلحانه به ويژه عليه اسرائيل به عنوان ايدئولوژي و راهبرد اصلي حزب‌الله باقي بماند.
ارزيابي ما اين است حزب‌الله لبنان كه در گذشته حملات ضد آمريكايي انجام داده، ممكن است حمله به منافع آمريكا را در نظر بگيرد كه براي اين امر بايد تهديد مستقيم آمريكا به بقاي اين گروه،‌ رهبري آن يا زيرساخت حزب‌الله يا ايران متمركز شده و اين گروه اين تهديد را احساس كند. با اين وجود ما برآورد مي‌كنيم كه حزب‌الله براي اتخاذ هر گونه تصميمي براي اقدام عليه آمريكا به دقت اوضاع را بررسي كند و تمام جوانب را بسجند. حزب‌الله احتمالا به حمايت از افراد و گروه‌هاي عامل ادامه مي‌دهد كه اين امر براي حزب‌الله امكان انكار موجهي را در زمينه حملات احتمالي به غرب يا اسرائيل فراهم مي‌كند.
ما برآورد مي‌كنيم كه حزب‌الله منتظر درگيري با اسرائيل بوده و آن را پيش‌بيني كرده و تلاش خواهد كرد به اجراي درس‌هاي آموخته شده از جنگ تابستان 2006 [جنگ 33 روزه] ادامه دهد. در جنگ احتمالي آينده، حزب‌الله احتمالا از آمادگي بهتر برخوردار است و از سال 2006 توانمندتر است.

منحني بي‌ثباتي
منطقه بزرگي از خاورميانه گرفته تا جنوب آسيا، كانون بسياري از چالش‌هاي پيش روي آمريكا در قرن بيست و يكم است. در حالي كه ما در حال پيشرفت در زمينه مبارزه با تروريسم هستيم، ‌ريشه‌ها و مسايل مرتبط با بسياري مشكلات در اين منطقه عميقتر مي‌شوند و بسيار پيچيده هستند. ايالات متحده ابزارهاي قدرتمندي در اختيار دارد از نيروي نظامي گرفته تا ديپلماسي در منطقه و روابط خوب با اكثريت قريب به اتفاق كشورها. تقريبا يك شناخت جهاني درباره اين مسئله وجود دارد كه آمريكا براي هر راه حلي ضروري است و اين امر به گونه‌اي مي‌تواند تاثير گذار باشد كه به آمريكا و منطقه سود برساند. من با بررسي به كشورها به صورت انفرادي آغاز خواهم كرد اما تحليل جامعه اطلاعاتي كه من در اين گزارش ارائه مي‌دهم بر پيوندهاي منطقه‌اي كه مشكلات را وخيم‌تر كرده و فراهم كردن فرصت‌هايي كه براي برخورد با مشكلات در دسترس هستند،‌ تاكيد مي‌ورزم.

چشم‌انداز ژئوپلتيكي در حال تغيير در خاورميانه
در خاورميانه تجديد قواي ايران به عنوان يك قدرت منطقه‌اي، عميق شدن اختلافات قومي، فرقه‌اي و اقتصادي در بيشتر منطقه خاورميانه و بروز تلاش براي جانشيني آمريكا در ميان متحدان آمريكا در حال شكل دادن به چشم انداز راهبردي در منطقه است. حزب‌الله و حماس به شكل موفقيت آميزي كسوت مقاومت در برابر اسرائيل را از رژيم‌هاي ميانه‌رو كه هدايت آن را ملي‌گراهاي عرب سكولار در اختيار دارند به خود اختصاص داده‌اند و باعث بي‌اعتبار شدن آنها در اذهان عمومي شده است. خطوط نبرد به طور فزاينده‌اي نه تنها فقط در بين اسرائيل و كشورهاي عربي كشيده شده بلكه بين ملي‌گراهاي عرب سكولار و جنبش‌هاي اسلامي ملي‌گرا روبه رو شد در داخل كشورهاي ميانه‌روي عربي نيز كشيده شده است. نفوذ ايران در عراق، روابط راهبردي ديرپاي آن با سوريه، تلاش براي دستيابي به توانمندي هسته‌اي و موفقيت متحدان تهران يعني حماس و حزب‌الله، آرمان‌هاي ايران براي برتري منطقه‌اي را تقويت مي‌كنند. رهبران سني عرب در تلاش براي محدود كردن دستاوردهاي ايران هستند به گونه‌اي كه ديپلماسي منطقه‌اي فعالتر عربستان سعودي به شكل قابل ملاحظه‌اي در محدود كردن آزادي عمل ايران كم آورده است. اهداف ايران با ادامه مناقشات در عراق، لبنان و سرزمين‌هاي فلسطيني تركيب شده كه نشان دهنده نقاط حساس اصلي براي درگيري تشديد شده در منطقه است.
اهداف ديرين سياست خارجي ايران حفظ حكومت اسلامي، محافظت از حاكميت ايران، دفاع از اهداف هسته‌اي آن و گسترش نفوذ آن در منطقه و جهان اسلام است. رهبران ايران متوجه‌اند كه تحولات منطقه‌اي از جمله بركناري صدام و طالبان، چالش‌هاي پيش روي آمريكا در عراق و افغانستان، نفوذ افزايش يافته حماس و حزب الله و تا همين اخير درآمدهاي نفتي بالا، به تهران فرصت‌ها و آزادي بيشتري براي تعقيب هدف تبديل به يك قدرت منطقه‌اي، داده است. اين برداشت باعث ايجاد يك سياست خارجي جسورانه‌تر شده است به گونه‌اي كه تهران بر گسترش روابط خود با عراق، افغانستان و شرق تمركز كرده تا نفوذ و بهره‌برداري بهتري از تحولات سياسي، اقتصادي و امنيتي منطقه داشته باشد. تعقيب دستيابي به توانمندي هسته‌اي از جانب ايران عامل ديگر در سياست خارجي جسورانه‌تر ايران است و اين جنبه‌اي است كه من بعدا درباره آن بحث خواهم كرد.
در تهران، جناح محافظه‌كار ايران به تسلط خود بر دولت ادامه مي‌دهد.[آيت الله]خامنه‌اي رهبر معظم، قدرت سياسي را در دفتر خود تحكيم بخشيده اما اعتماد وي به عوامل محافظه كار تندرو يعني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بازنشسته‌هاي جنگ، سياستمداراني چون محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري را بازگرداند و روحانيون گزينش شده را براي تقويت مقام خود توازن جناحي اوليه در سياستهاي ايران تغيير داده است.
با اين كه حكومت ايران هنوز از جناحهاي رقيب زيادي تشكيل شده است اما تنها آنهايي كه از مفهوم يك رهبر معظم قدرتمند و ارزش‌هاي انقلابي حمايت مي‌كنند اكنون سهمي قابل توجه در تصميم‌گيري دارند.
احمدي نژاد از دورنماي كمتري براي انتخاب مجدد در انتخابات ماه ژوئن [خرداد 88] برخوردار است زيرا مديريت اقتصاد و سياست خارجي تهاجمي همراه با لفاظي وي منشاء انتقادهاي داخلي و اختلاف‌نظرهاي سياسي فراوان شده است. سياست‌هاي اقتصادي احمدي نژاد بيكاري را به مقدار اندكي كاهش داده اما باعث تورم قابل ملاحظه‌اي شده است كه به منتقدانش سلاح قدرتمندي داده است شايستگي وي را زير سوال مي‌برد. افت شديد قيمت‌هاي جهاني نفت به مشكلات اقتصادي ايران اضافه خواهد شد اما تهران پشتوانه قابل توجهي از ذخاير خارجي دارد تا اولويت‌ها اجتماعي و ديگر هزينه‌ها را حمايت كند. درآمدهاي كمتر انرژي نيز ممكن است به كاهش ماجراجويي سياست خارجي آن كمك كند.
ما نمي‌دانيم آيا [آيت‌الله] خامنه‌اي به طور فعال از انتخاب مجدد احمدي‌نژاد حمايت مي‌كند يا خير. رهبر معظم انقلاب به طور علني حمايت خود از دولت احمدي‌نژاد را اعلام كرده اما برآورد ما اين است كه اظهارات وي بيشتر براي كاستن از انتقادات وارد به حكومت صورت گرفته نه تاييد احمدي‌نژاد.
با اينكه پيش بيني مي‌كنيم هر كسي كه انتخاب شود حامي سرسخت جمهوري اسلامي خواهد بود، اما اشاره مي‌كنيم كه با انتخاب يك چهره عمل‌گراتر ممكن است با گذشت زمان ممكن است شاهد رفتار كم و بيش متعادل ايران باشيم. به اين صورت ورود به روند تصميم‌گيري دامنه وسيعتري از گزينه‌ها را نسبت به دوره احمدي نژاد شامل مي‌شود.
از لحاظ نظامي ايران به افزايش قدرت سه ستون بازدارندگي راهبردي خود ادامه مي‌دهد:
موشك‌هاي سطح به سطح، راكت‌هاي دوربرد و هواپيما براي اقدامات تلافي جويانه؛ نيروي دريايي براي اختلال عبور و مرور دريايي از طريق آبراه‌هاي كليدي؛ و نيروهاي غيرمتعارف و داوطلباني براي اجراي عمليات‌هاي استشهادي در سراسر جهان. با اين كه بسياري از اظهارات آنها اغراق است، اما مقامات ايران در طول سال گذشته مكرر ادعا كرده‌اند كه توانمندي‌هاي بهتر موشك بالستيك كه بتواند منافع آمريكا و متحدانش را تهديد كند و توانايي بستن تنگه هرمز با استفاده از عمليات‌هاي قايقهاي كوچك غيرمتعارف، موشك‌هاي كروز ضد كشتي و ديگر سيستم‌هاي نيروي دريايي را در اختيار دارند. برخي مقامات مانند "محمد علي جعفري نجف‌آبادي " فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشاره كرده است كه ايران در حملات عليه منافع آمريكا حتي در مكان‌هاي دور دست خواهد داشت. وي اعلام كرده است كه ايران طرح‌هاي احتمالي براي جنگ و نبرد غيرمتعارف عليه آمريكا و متحدان آن در اختيار دارد.
اهداف ايران در عراق شامل جلوگيري از ظهور تهديد از جانب خاك عراق يا از جانب خود دولت عراق يا از جانب آمريكاست. براي دستيابي به اين امر، ايران احتمالا به دنبال دولتي در عراق است كه در آن متحدان شيعه تهران اكثريت قدرت سياسي، اقتصادي و امنيتي را برخوردار باشد. ايران همچنين به دنبال آسيب رساندن به آمريكا از طريق سياسي، اقتصادي و هزينه‌هاي انساني به منظور محدود كردن مشاركت عراق در منطقه و اطمينان از اين است كه واشنگتن حضور نظامي دائم خود در عراق را حفظ نكند يا از ارتش خود براي فشار يا حمله به ايران استفاده نكند.
اقدامات ايران براي تثبيت نفوذ خود در عراق شامل دامنه‌ وسيعي از فعاليت‌ها از جمله استفاده از تبليغات، فراهم كردن كمك‌هاي بشردوستانه، ايجاد روابط بازرگاني و اقتصادي و حمايت از عوامل شيعه كه عليه نيروهاي ائتلاف مبارزه مي‌كنند، است. ايران براي گروه‌هاي متفاوتي از شبه‌نظاميان شيعي حمايت كرده است.
ما برآورد مي‌كنيم كه ايران بر اساس موارد زير همچنان به كمك خود به شبه نظاميان شيعي عراق ادامه خواهد داد: با توجه به تهديدي كه از جانب نيروهاي آمريكا در عراق احساس مي‌كند ادامه مي‌دهد، وضعيت روابط آمريكا-ايران، نگراني تهران از شورش بعثي‌ها، تمايل تهران براي كمك به دفاع شيعيان عراق عليه خشونت فرقه‌اي و حفظ توانايي ايفاي نقش نابودكننده در عراق در صورتي كه ايران متوجه شود دولت عراق به يك تهديد راهبردي تبديل شده است.
علي رغم تلاش‌هاي تهران، ما پيش‌بيني مي‌كنيم ملي‌گرايي عراقي و توانايي‌هاي در حال افزايش دولت عراق نفوذ ايران در عراق را محدود كند. براي مثال بغداد با وجود مخالفت ايران توافقنامه امنيتي آمريكا-عراق را امضا كرد.
ايران در افغانستان بر ارتقاي يك دولت مركزي دوستانه در كابل و محدود ساختن نفوذ و قدرت غرب تمركز كرده است. سياست ايران در افغانستان از مسيرهاي چندگانه‌اي پيروي مي‌كند كه شامل فراهم آوردن پشتيباني سياسي و اقتصادي به دولت كرزي و توسعه روابط با بازيگران طيف سياسي افغانستان است.
ايران با گفتگوهاي آشتي افغانستان با طالبان همزمان با خطر افزايش نفوذ و مشروعيت اين گروه مخالفت ورزيده است.
ارزيابي ما اين است كه ايران به طالبان بي‌اعتماد بماند و با بازگشت آن به قدرت مخالفت كند اما از تدارك كمك مرگبار به عنوان راهي براي اعمال فشار بر نيروهاي غربي، جمع‌آوري اطلاعات و ايجاد روابطي كه بتواند منافع ايران را در صورت كنترل دوباره افغانستان توسط طالبان حفظ كند، استفاده مي‌كند.
تهران در همسايگي غربي خود بر ايجاد نفوذ درلبنان و توسعه توانمندي متحدان كليدي خود متمركز شده است. تهران به حمايت از گروه‌هايي مانند حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامي فلسطين (PIJ) ادامه مي‌دهد. تهران حمايت از اين گروه‌ها را به عنوان مكملي براي تلاش‌هاي خود به منظور به چالش كشيدن نفوذ اسرائيل و غرب در خاورميانه تلقي مي‌كند.
حزب‌الله بزرگترين دريافت كننده كمك اقتصادي، آموزش و تسليحات است و رهبري ارشد ايران حزب‌الله را به عنوان الگويي براي ديگر گروه‌هاي شبه‌نظامي ذكر كرده است. برآورد ما اين است كه تهران به تامين حزب‌الله با مقادير قابل توجهي پول، آموزش و تسليحات از جنگ 2006 [33 روزه] با اسرائيل ادامه داده است كه باعث افزايش توانمندي‌هاي اين گروه براي اعمال فشار بر ديگر جناح‌هاي لبناني و تهديد اسرائيل شده است.
ارائه آموزش، تسليحات و پول به حماس از انتخابات 2006 فلسطين توانايي اين گروه براي حمله به اسرائيل مخالفت با تشكيلات خودگردان فلسطين را تقويت كرده است.

وخيم‌تر شدن مناقشات در خاورميانه
سرزمين‌هاي فلسطين و لبنان دو منطقه هستند كه ارتباطات چندگانه هركدام كه درباره آن صحبت كردم در اين كمان بي‌ثباتي بيشترمشخص است. دو بازيگر غير دولتي يعني حماس و حزب‌الله،‌ نقش‌هاي مهمي را بازي مي‌كنند،‌ اين كه هر كدام اعلام مي‌كنند كه به مانند ايران و سوريه با منافع آمريكا مخالف هستند نيز با اهميت است. در اين دو كشور ما درباره وخيم‌تر شدن جنگ و امكان افزايش افراط گرايي خشونت‌آميز نگرانيم.
جنگ ميان اسرائيل و حماس در نوار غزه در نيمه ژانويه فروكش كرد و دنبال خود ديدگاه‌هاي خشن‌تري را در ميان اسرائيلي‌ها و فلسطينيان برجاي گذاشت، اختلافات سياسي فلسطين را عميق‌تر كرد و شكاف بين كشورهاي ميانه‌روي منطقه‌اي كه از جانب مصر،‌عربستان سعودي و اردن رهبري مي‌شد را با تندروهايي كه شامل ايران، حزب‌الله و سوريه است افزايش داد. چالش كليدي براي سياست آمريكا در سال آتي ميلادي يافتن راه‌هايي براي تقويت كشورهاي ميانه‌روي منطقه و احياي امكان مذاكرات صلح، پرهيز از اختلاف و خشم پس از جنگ در منطقه كه چشم‌اندازهاي صلح را بيش از اين كاهش مي‌دهد، خواهد بود.
با به دست گرفتن كنترل نوارغزه توسط حماس و قدرتمندتر شدن حزب‌الله در لبنان، پيشرفت در زمينه يك توافق فلسطيني-اسرائيلي نيز دشوارتر مي‌شود. با توجه به توسعه توانمندي هسته‌اي ايران و اينكه اسرائيل مصمم است كه به ايران اين اجازه را ندهد، امكان رويارويي ايران-اسرائيل يا بحران در اين زمينه نيز وجود دارد. كشورهاي عربي ميانه‌رو نگران هستند كه ايران مجهز به توانمندي هسته‌اي، خواهان پيشرفت در زمينه صلح فلسطين باشد كه غياب هر كدام [در اين موضوع] متحدان عرب آمريكا را از سرمايه سياسي ضروري براي دفاع از روابط راهبردي آنها با آمريكا محروم كند و[بنابراين] خواهان حفظ سياست‌هاي ميانه‌رو و دولت محور براي منطقه هستند. پيشرفت در روند صلح اسرائيل-فلسطين فرصت‌هاي آمريكا براي افزايش مشاركت خود با افكار عمومي اعراب را افزايش مي‌دهد. اين افكار عمومي شامل آنهايي است كه با ايدئولوژي در حال افزايش ملي‌گرايي اسلامي موافق هستند.
به نظر مي‌رسد افكار عمومي اسرائيل عمدتا از اقدام نظامي اسرائيل حمايت مي‌كنند و بر اين باور است اسرائيل بايد براي جلوگيري از حملات سرزمين تحت كنترل فلسطينيان [نوار غزه] اقدام قاطعانه انجام دهد. از سوي ديگر اقدامات نظامي اسرائيل در غزه خشم فلسطينيان در قبال اسرائيل را هم در نوار غزه و هم در كرانه باختري افزايش داد و باعث برافروخته شدن خشم و اعتراضات در سراسر جهان عرب و جهان اسلام شد.
حماس و تشكيلات خودگردان در يك رقابت فشرده به سر مي‌برند و هر دو طرف به دنبال خروج از اين درگيري با داشتن يك جايگاه سياسي قدرتمند‌تر هستند اما روبط بين اين دو سازمان به دليل بحران [غزه] دچار سردي بيشتر شده است. تشكيلات خودگردان (PA) حماس را به برانگيختن بي جهت حمله اسرائيل متهم كرد و حماس كه اعلام كرده با جان سالم به در بردن از عمليات اسرائيل "پيروز " شده و به كنترل نوار غزه ادامه مي‌دهد تشكيلات خودگردان را به همدستي اساسي با حمله اسرائيل متهم كرد.
كشورهاي ميانه‌رو عربي و تندروهاي منطقه‌اي در حال رقابت براي شكل دادن تحولات منطقه‌اي و ديدگاه‌هاي عمومي پس از بحران غزه هستند. ميانه‌روها به دنبال آشتي جناح‌هاي فلسطيني و از سرگيري گفتگوهاي صلح بين اسرائيل و فلسطينيان هستند، در حاليكه تندروها حماس را به حفظ موضع عدم‌ سازش در قبال اسرائيل ترغيب مي‌كنند. اين گروه‌هاي منطقه‌اي مخالف هم در حال رقابت براي به دست گرفتن رهبري انتقال كمك‌هاي بشردوستانه به فلسطينيان در غزه هستند. كشورهاي ميانه‌رو از تلاش‌هاي آمريكا براي ايجاد يك آتش‌بس و رژيم امنيتي مرزي حمايت ‌مي‌كنند كه از تسليح مجدد حماس جلوگيري خواهند كرد و اين در حالي است كه ايران احتمالا رهبري تلاش براي تامين تسليحات براي حماس به منظور ايجاد توانمندي‌هاي نظامي اين گروه را به دست مي‌گيرد.
تنش‌هاي ميان حماس و فتح از زمان به دست گرفتن كنترل نوار غزه توسط حماس در ژوئن 2007 افزايش يافته و تلاش‌ها براي دستيابي به آشتي ناكام مانده است. هر دو جناح به حمله به يكديگر، عمليات ايذايي و اسير كردن اعضاي گروه ديگر در كرانه باختري و نوار غزه ادامه مي‌دهند كه باعث افزايش تنفر دوجانبه مي‌شود و رسيدن به توافق بين آنها را دشوار مي‌سازد. گفتگوهاي آشتي ميان فتح و حماس كه براي ماه نوامبر در قاهره برنامه‌ريزي شده بود برگزار نشد زيرا حماس شركت در اين نشست‌ها را رد كرد كه تا حدي در اعتراض به اقدامات امنيتي جاري تشكيلات خودگردان در كرانه باختري در هدف كردن اعضاي حماس صورت گرفت.
عدم توافق بين فتح و حماس درباره دامنه‌اي از مسائل مانند زمانبندي انتخابات ملي و تشكيل يك دولت وحدت ‌توانست حماس را به چالش كشيدن مشروعيت دولت عباس رهنمون كند و موانعي براي آشتي فتح-حماس خواهد ماند.
در سال 2008 تنش‌هاي ديرين بين عوامل ضد دموكراتيك فتح وخيم‌تر شد كه عمدتا و نه اختصاصا به اصطلاح "گارد قديم " معروف بودند و به طور معمول عوامل جوانتر خواستار اصلاحات داخلي در درون اين جناح بودند. اين اختلاف در سال 2008 همزمان با بحث‌ها درباره محل و شركت‌كنندگان در ششمين كنگره عمومي به تاخير افتاده فتح بدتر شد. اين درگيري‌هاي داخلي تهديدي براي شكست حزب بود و به چشم‌اندازهاي آن پيش از انتخابات رياست جمهوري و قانونگذاري تشكيلات خودگردان در سال 2009 يا اوايل 2010 آسيب مي‌زند. هيچ توافق نظري بين مقامات فتح درباره جانشيني براي محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان وجود ندارد. عباس كسي را براي جانشيني آماده نكرده و هيچ رهبر بالقوه‌اي حمايت كامل فتح را به دست نياورده است.
در لبنان پس از يك بن‌بست طولاني، روند سياسي تحركاتي را سال گذشته ميلادي نشان داد كه منجر به يك اجماع شكننده شد كه در نتيجه آن به حزب‌الله و مخالفان قدرت وتو در دولت لبنان داد. توافق دوحه در ماه مه 2008 به درگيري‌هاي مسلحانه ميان حزب‌الله و غيرنظاميان لبناني و 18 ماه بن‌بست سياسي پايان داد. اين توافق همچنين راه را براي انتخاب ميشل سليمان فرمانده سابق نيروهاي مسلح لبنان (LAF) به عنوان رئيس جمهور در 25 مه 2008 هموار كرد. سليمان خود را به عنوان يك ايجاد كننده توافق بين ائتلاف 14 مارس و مخالفان به رهبري حزب‌الله قرار داد و پيشرفت‌هايي هم در اين مسايل داشت كه عبارتند از تشكيل يك كابينه وحدت ملي، تهيه پيش‌نويس بيانيه كابينه و تشكيل مجدد قانون انتخابات.
صحنه سياسي لبنان از ماه مه 2008 شاهد يك دوره آشتي و آرامش نسبتا آرام بوده كه احتمالا به دليل اين است كه تمام گروه‌هاي لبناني بر آماده‌سازي و تشكيل اتحادهاي انتخابات مجمع ملي [پارلمان] در ژوئن 2009 است. راي‌دهندگان مسيحي لبنان كه بين انتخاب از ميان دو گروه سياسي اختلاف دارند، در تعيين اكثريت پيروز در انتخابات نقش سرنوشت‌ساز خواهند داشت.
اوضاع امنيتي در لبنان به ويژه در شمال كه شاهد درگيري بين جوامع اهل سنت و علوي در اواخر تابستان بود، هنوز ناآرام است. خشونتي كه از جانب حزب‌الله در ماه مه آغاز شد تمام گروه‌هاي فرقه‌اي به ويژه اهل سنت را درباره امنيت آنها نگران كرد.پاسخ محدود نيروهاي مسلح لبنان و قدرت نظامي مخالفان به رهبري حزب‌الله اين نگرش را تقويت كرد كه جوامع فرقه‌اي بايد از خود دفاع كنند. تمام طرف‌ها در حال تلاش براي توسعه نيروهاي شبه‌نظامي كه اساس فرقه‌اي دارند، هستند. حزب‌الله به تقويت قدرت نظامي خود ادامه مي‌دهد به گونه‌اي كه از زمان جنگ 2006 [جنگ 33 روزه] اين گروه به تسليح مجدد و آموزش پرسنل اضافي در تدارك براي جنگ احتمالي آينده با اسرائيل پرداخته است. تلاش‌هاي حزب‌الله براي آشتي با ديگر احزاب لبناني اقدامي براي نشان دادن تعهد اين گروه به اصل ملي‌گرايي لبناني در تدارك براي انتخابات است. آنها همچنين قصد كاهش آسيب وارده به چهره حزب‌الله را دارند كه در نتيجه كنترل نظامي بخش‌هايي از بيروت در ماه مه ايجاد شد.
بشار اسد از زمان تصدي سمت رياست جمهوري سوريه در ژوئن 2000 تسلط خود بر قدرت را در سوريه افزايش داده است. جايگاه اسد با موفقيت مشاهده شده وي در بحران‌هاي منطقه‌اي و فشار بين‌المللي و به وسيله توانايي حكومت سوريه براي برجسته كردن دور بودن نسبي سوريه از ناآرامي در عراق و لبنان افزايش يافته است. اسد در سوريه، در حالي ستون‌هاي كنترل رژيم را كه توسط پدرش ايجاد شده حفظ كرده كه به تدريج از نقل و انتقال پرسنل براي انتصاب وفاداران استفاده مي‌كند و پايگاه قدرتش را افزايش مي‌دهد.
علي‌رغم نارضايتي وسيع از شرايط اقتصادي، دلسرد شدن به دليل فقدان اصلاحات سياسي و بيزاري خاموش برخي اهل سنت از تسلط اقليت "علوي " در سوريه رهبران اين كشور به سوء استفاده از "مقاومت " در برابر اسرائيل و رد فشار آمريكا براي وحدت سوري‌ها در حمايت از حكومت سوريه ادامه مي‌دهند.
دمشق به تلاش‌هاي خود براي استحكام بخشيدن به نفوذ خود در لبنان با ارائه كمك اقتصادي و ديگر كمك‌ها به متحدان خود درگروه مخالفان دولت لبنان ادامه مي‌دهد. سوريه از نقش خود در كمك به تضمين توافقنامه دوحه 2008 كه به ناآرامي سياسي لبنان در بهار گذشته پايان داد و براي بهبود روابط با اروپا و كشورهاي عرب ميانه‌رو به ايجاد يك دولت وحدت منجر شد، سوءاستفاده كرده است. سوريه به زودي سفير خود در لبنان را منصوب مي‌كند و ما پيش‌بيني مي‌كنيم سوريه به دخالت در امور لبنان با هدف ترغيب منافع خود ادامه خواهد داد.
همكاري نظامي سوريه با ايران شامل همكاري سه جانبه با حزب‌الله نيز هست،‌ كه در طول سال گذشته افزايش يافته است. سوريه روابط خود با ايران را به عنوان ابزاري براي اعمال فشار و بازدارندگي دشمنان به ويژه اسرائيل و ايجاد اهرمي براي دستيابي به اهداف بزرگ داشتن نقشي مهم در جهان عرب، حفظ نفوذ سوريه در لبنان و بازگرداندن بلنديهاي جولان، مي‌نگرد. براي ناحيه سوريه، ايران در 25 سال گذشته اثبات كرده است كه قابل اعتمادترين متحد سوريه است. منافع مشترك در طول چند سال گذشته- حمايت از حزب‌الله لبنان، حفظ سرزمين‌هاي فلسطيني و مقابله با مقاصد منطقه‌اي آمريكا- ايران و سوريه را به سوي يك اتحاد نزديكتر كشاند. حمايت نظامي سوريه از حزب‌الله طي 5 سال گذشته به ويژه از جنگ اسرائيل-لبنان در سال 2006 به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. دمشق همچنين از گروه‌هاي سازش‌ناپذير فلسطيني مانند حماس كه رهبري خارجي خود را در سوريه قرار داده‌اند، حمايت مي‌كند. سوريه احتمالا رويكرد خود با شورشيان عراق را همانطور كه اوضاع عراق بهبود مي‌يابد، سازگار خواهد كرد. همانطور كه آمريكا از عراق خارج مي‌شود، ما برآورد مي‌كنيم كه دمشق به دنبال روابط سياسي و اقتصادي بهبوديافته با بغداد باشد و احتمالا از مخالفاني كه با حضور طولاني مدت آمريكا در عراق حمايت مي‌كند. سوريه دروازه مهم ورود جنگجويان خارجي به عراق باقي خواهد ماند. سوريه حمله 26 اكتبر 2008 آمريكا را محكوم كرد كه ابوقاديه فراهم كننده كمك جنگجوي خارجي القاعده در عراق را هدف قرار داده بود و خروج موقتي تعدادي از نيروهاي گارد مرزي خود را نمايش داد.
دمشق همچنين موسسات آمريكا در سوريه را از جمله "مدرسه جامعه دمشق " و "مركز فرهنگي آمريكايي " تعطيل كرد.

ادامه دارد

منبع خبرگزاری فارس
[FONT=Times New Roman] [FONT=Times New Roman]  و ایران را دوست میدارم    
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2952
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۲۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2399 بار
سپاس‌های دریافتی: 12644 بار

Re: براورد تهدید سالانه جامعه اطلاعاتی امریکا

پست توسط hani1459 »

خبرگزاري فارس: جامعه اطلاعاتي آمريكا در گزارشي كه براي كميته اطلاعاتي سنا فراهم كرد با اشاره به ايران بعنوان دارنده بزرگترين ذخاير موشك بالستيك درخاورميانه اعتراف كرد كه افزايش توانايي موشكي ايران با هدف بازدارندگي دربرابر دشمنان احتمالي و اقدامات تلافي‌جويانه در صورت تهديد صورت مي‌گيرد.

به گزارش فارس، "دنيس بلر " رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا در فوريه 2009 گزارشي را به كميته منتخب سناي آمريكا در امور اطلاعاتي ارائه كرد كه در آن ارزيابي دستگاه‌هاي متعدد اطلاعاتي اين كشور از مواردي كه آمريكا را تهديد مي‌كند، ارائه شده است.
اين گزارش مفصل علاوه بر موارد اقتصادي و داخلي آمريكا، موارد بين‌المللي از جمله نهادها، سازمان‌ها و كشورهاي جهان، جريان‌هاي تروريستي را از منظر اطلاعاتي و تهديدات بالقوه‌اي كه براي آمريكا به همراه دارند، بررسي كرده است.
خبرگزاري فارس نظر به اهميت موضوع و شناخت آنچه كه آمريكايي‌ها از آن به عنوان تهديد براي خود ياد مي‌كنند و همچنين معرفي موارد اعتراف شده دستگاه‌هاي اطلاعاتي اين كشور از كاستي‌ها و نواقص عملكرد دولتي اين كشور اقدام به تهيه و ترجمه مطلب كرده است كه به تدريج خدمت مخاطبين محترم عرضه مي‌گردد.
اغلب بخش چهارم اين گزارش به برنامه هسته‌اي و موشكي ايران اختصاص دارد و در آن از ادبيات و اتهامات آمريكايي عليه برنامه صلح‌آميز هسته‌اي كشورمان استفاده شده و تلاش شده اين برنامه را يك تهديد و تلاشي براي دستيابي تهران به تسليحات هسته‌اي جلوه دهد و اين اتهامات در حالي مطرح مي‌شود كه بازرسي‌هاي مكرر بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از برنامه هسته‌اي ايران وجود انحراف به سمت كاربرد تسليحاتي در اين برنامه را رد كرده است و "محمد البرادعي " مدير كل اين آژانس در گزارش‌هاي خود به شوراي حكام اين نهاد جهاني نظارت هسته‌اي صحه گذاشته اشت.

بخش چهارم اين گزارش به شرح زير است:


***


برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران
حكومت ايران به ناديده گرفتن محدوديت‌هاي [تحريم‌ها] شوراي امنيت سازمان ملل درباره برنامه‌هاي هسته‌اي اين كشور ادامه مي دهد. يك خطر واقعي كه وجود دارد اين است كه برنامه هسته‌اي ايران ديگر كشورها در منطقه خاورميانه را به تعقيب گزينه‌هاي هسته‌اي وا خواهد داشت كه گزينه‌اي كه امكان گسترش تسليحات هسته‌اي راه به همراه خواهد داشت و پيدايش برنامه‌هاي تسليحات هسته‌اي اضافي ممكن است به اين منجر شود كه كشورهاي ديگر منطقه گزينه‌هاي هسته‌اي خود را مجددا ارزيابي كنند.
من قصد دارم در توصيف برنامه هسته‌اي ايران بسيار صريح باشم. ابتدا، سه بخش كليدي براي يك توانمندي تسليحات هسته‌اي كارآمد وجود دارد:
(1) توليد مواد شكافت‌پذير
(2) ابزار كارآمد براي پرتاب اين سلاح
(3) طراحي، تسليحاتي كردن و آزمايش خود كلاهك [هسته‌اي].

ما در "برآورد اطلاعات ملي " سال 2007 درباره اين موضوع ارزيابي كرديم كه كار طراحي و تسليحاتي كردن برنامه هسته‌اي ايران در كنار فعاليت‌هاي مخفيانه تبديل اورانيوم و مرتبط با غني‌سازي در پاييز 2003 متوقف شده است. فعاليت‌هاي اعلام شده غني‌سازي اورانيوم در سال 2003 به حالت تعليق درآمد اما در ژانويه 2006 از سر گرفته شد و ايران را قادر خواهد ساخت تا مواد شكافت‌پذير قابل استفاده در سلاح‌هاي هسته‌اي توليد كند البته اگر بخواهد چنين گزينه‌اي را انتخاب كند. توسعه موشك‌هاي بالستيك ميان‌برد كه ذاتا قادر به حمل سلاح‌هاي هسته‌اي هستند، بدون وقفه ادامه يافته است.
ارزيابي ما اين است كه نهادهاي نظامي ايران بر اساس راهنمايي‌هاي حاكميت اين كشور در حال كار براي توسعه تسليحات هسته‌اي تا پاييز 2003 بوده‌اند. تجهيزات ايران در حال كار براي توسعه گستره‌اي از توانمندي‌هاي فني است كه بتواند براي توليد تسليحات هسته‌اي در صورتي كه تصميمي براي ساخت آن اتخاذ شود، به كار برده شود.

ايران به تلاش‌هاي خود براي توسعه فناوري غني‌سازي اورانيوم ادامه مي‌دهد كه مي تواند هم براي توليد اورانيوم با غناي كم براي استفاده به عنوان سوخت راكتور برق هسته‌اي و هم براي توليد اورانيوم با غناي بالا براي تسليحات هسته‌اي استفاده شود.
همانگونه كه اشاره شد ايران به استقرار و توسعه موشك‌هاي بالستيك كه في نفسه قادر به حمل تسليحات هسته‌اي است، ادامه مي‌دهد.
برآورد ما اين است كه ايران از پاييز 2003 بر پروژه‌هاي تحقيقات و توسعه با كاربردهاي تجاري و معمولي نظامي فعاليت كرده است كه كاربرد برخي از آنها محدود به زمينه تسليحات هسته‌اي است.

ما برآورد كرده‌ايم كه در پاييز 2003 تهران فعاليت‌هاي طراحي و تسليحاتي كردن سلاح‌هاي هسته‌اي خود را متوقف كرده و اين توقف دستكم چند سال ادامه يافت. ارزيابي ما اين است كه تهران اين فعاليت‌ها را دستكم تا نيمه سال 2007 مجددا آغاز نكرده است. با اين همه ما نمي‌دانيم آيا ايران در حال حاضر قصد توسعه تسليحات هسته‌اي دارد يا خير اما پيش‌بيني ما اين است كه تهران حداقل گزينه توسعه تسليحات هسته‌اي خود را روي ميز به عنوان يك انتخاب مطرح نگه مي‌دارد.
ما گزارش اطلاعاتي كافي براي پيش‌بيني مطمئن درباره اين امر در اختيار نداريم كه آيا تهران خواهان ادامه توقف فعاليت‌هاي مرتبط با تسليحات هسته‌اي براي مدتي نامعلوم است در حالي كه گزينه‌هاي خود را سنگين و سبك مي‌كند يا اين كه تهران اخيرا يا در آينده ضربت‌الاجل‌ها يا معيارهايي را مشخص كرده كه فعاليت‌هاي تسليحاتي خود را مجددا آغاز كند. قضاوت ما اين است كه ايران توانمندي علمي، فني و صنعتي در اختيار دارد كه در نهايت به توليد تسليحات هسته‌اي منجر مي‌شود. در برآورد ما، فقط يك تصميم سياسي ايران براي كنار گذاشتن هدف تسليحات هسته‌اي به شكل موجهي ايران را نهايتا از توليد تسليحات هسته‌اي دور نگه مي‌دارد و چنين تصميمي [توليد تسليحات هسته‌اي] در صورت اين كه اتخاذ گردد ذاتا غير قابل بازگشت خواهد بود. من تاكيد مي‌كنم كه دو فعاليت از سه فعاليت مرتبط با توانمندي تسليحات هسته‌اي ادامه مي‌يابد: توسعه فناوري غني‌سازي اورانيوم كه توليد مواد شكافت‌پذير را در صورتي كه ايران آن را انتخاب كند، ممكن سازد، و توليد سامانه‌هاي موشك بالستيك كه توانايي حمل كلاهك داشته باشد.
ما برآورد مي‌كنيم كه متقاعد شدن سران ايران براي صرفنظر كردن از توسعه نهايي تسليحات هسته‌اي دشوار خواهد بود، با توجه به ارتباطي كه بسياري از كساني كه در زمره سران كشور هستند بين تسليحات نظامي و امنيت ملي حياتي و اهداف سياست خارجي ايران مشاهده مي‌كنند، و با توجه به تلاش قابل ملاحظه ايران از اواخر دهه 80 ميلادي تا سال 2003 براي توليد چنين تسليحاتي. تحليل ما حاكي است كه تركيب تهديدهاي امنيت بين‌المللي تشديد شده و فشارها در كنار فرصت‌هاي تهران براي دستيابي به امنيت و اهداف خود ممكن است -در صورتي كه از سوي رهبران ايران معتبر تلقي شود- تهران را به تمديد توقف فعاليت‌هاي مرتبط با تسليحات نظامي وا دارد. مشخص كردن اين كه تركيب اين تهديدها چگونه ممكن است باشد، دشوار است.
برآورد ما همچنان حاكي از آن است كه ايران در حال حاضر سلاح هسته‌اي در اختيار ندارد. ما همچنان برآورد مي‌كنيم ايران احتمالا دستكم مقداري مواد شكافت‌پذير قابل استفاده در تسليحات را از خارج وارد كرده اما با اين همه برآورد مي‌كنيم كه اين كشور مواد كافي براي ساخت سلاح هسته‌اي به دست نياورده است. ما نمي‌توانيم اين امر را رد كنيم كه ايران از خارج [مواد] به دست آورده يا در آينده سلاح هسته‌اي يا مواد شكافت‌پذير كافي براي يك سلاح به دست خواهد آورد. با مانع شدن از اين دسترسي‌ها، در صورتي كه ايران بخواهد تسليحات هسته‌اي داشته باشد بايد در داخل كشور و به صورت بومي مقادير كافي مواد شكافت‌پذير توليد كند. ما برآورد مي‌كنيم ايران هنوز به مقدار كافي توليد نكرده است.
ايران پيشرفت قابل توجهي در 2007 و 2008 براي نصب و راه‌اندازي سانتريفيوژها در تاسيسات غني‌سازي سانتريفيوژ اصلي در نطنز انجام داد. ما برآورد مي‌كنيم ايران احتمالا از لحاظ فني قادر به توليد اورانيوم با غناي بالا (HEU) براي ساخت يك سلاح در طي چارچوب زماني 2010 تا 2015 خواهد بود. برآورد سازمان INR اين است كه ايران بعيد است تا پيش از 2013 به اين توانمندي به دليل مشكلات فني قابل پيش‌بيني و برنامه‌اي‌ريزي دست‌ يابد.

تهديد موشكي ايران

به غير از توان سلاح‌هاي كشتار جمعي، قدرت نظامي متعارف ايران كشورهاي خليج فارس را تهديد مي‌كند و منافع آمريكا را به چالش مي‌كشد. ايران در حال افزايش توانايي خود براي به تصوير كشيدن قدرت نظامي خود است كه عمدتا توسط موشك‌هاي بالستيك و نيروي دريايي با هدف تسلط بر منطقه خليج [فارس] و بازدارندگي دشمنان احتمالي صورت مي‌گيرد. تهران به دنبال دستيابي به توانايي ايجاد اختلال در عمليات‌ و تقويت نيروهاي آمريكايي مستقر در منطقه خاورميانه، ارعاب بالقوه متحدان منطقه‌اي براي امتناع از حمايت از سياست آمريكا و افزايش هزينه‌هاي سياسي، مالي و انساني براي آمريكا و متحدان آن است.
ذخاير موشك‌هاي بالستيك در حال افزايش ايران- در حال حاضر بزرگترين دارنده ذخاير موشك بالستيك درخاورميانه است- و دستيابي به موشك‌هاي كروز ضد كشتي است تا امكان افزايش قدرت‌نمايي خود را فراهم كند. تهران موشك‌هاي متعارف خود را به عنوان بخش جدايي‌ناپذير راهبرد بازدارندگي خود و در صورت لزوم استفاده از آنها براي اقدامات تلاقي‌جويانه عليه نيروها از جمله نيروهاي آمريكا در منطقه مي‌داند. موشك‌هاي بالستيك آن ذاتا داراي قابليت حمل سلاح‌هاي كشتار جمعي دارند و در صورتي كه چنين باشد موشك‌هاي [متعارف] نيز در زمره همان راهبرد قرار مي‌گيرند.

تهديد ترويستي سي.‌بي‌.آر.ان (شيميايي، بيولوژيكي، راديولوژيكي و هسته‌اي)

در سال‌هاي آينده، ما همچنان با تهديدي اساسي روبرو خواهيم بود كه در داخل آمريكا از جانب تروريست‌هايي است كه سعي در دستيابي به سلاح‌هاي بيولوژيك، شيميايي و احتمالا هسته‌اي و استفاده از آنها براي اجراي حملات گسترده را دارند. تسليحات و مواد منفجره متعارف همچنان پركاربردترين ابزارهاي نابودي در دست تروريستها خواهد بود؛ با اين وجود ترويست‌ها كه مصمم به توسعه توانمندي‌هاي سي.‌بي‌.آر.ان هستند فرصت‌هاي در حال افزايشي براي محقق شدن آن خواهند داشت كه به دليل اشاعه دانش فني مرتبط و توانايي كار با مواد سي.‌بي‌.آر.ان و طراحي در نقاط امن است.
بيشتر گروه‌هاي تروريستي كه علاقه، قصد يا توانايي خود براي انجام حملات سي.‌بي‌.آر.ان را نشان داده‌اند تنها روش‌هاي محدود و از لحاظ فني محدود را دنبال كرده‌اند كه تاكنون منجر به شمار زياد قربانيان نشده است.
به طور خاص، ما برآورد مي‌كنيم استفاده تروريست‌ها از عوامل بيولوژيكي ايجاد كننده تهديد در حال رشد است در حاليكه موانع دستيابي به بسياري از تجهيزات ابتدايي آن در حال از بين رفتن است و منابع فني در دسترس و تجهيزات آزمايشگاهي اساسي مي‌تواند توليد را تسهيل بخشد. حملات شيمايي تروريستي نيز تهديدي مهم به وجود مي‌آورد. حملات شيميايي در سطح كم كه در آن از سموم صنعتي استفاده مي‌شود شايع‌ترين نوع از حملات سي‌بي‌آران تا به امروز بوده است. حملات كلر در عراق از اكتبر 2006 تا تابستان 2007 نشان دهنده علاقه تروريست‌ها به استفاده از مواد شيميايي صنعتي و تجاري سمي در دسترس به عنوان تسليحات است.
القاعده گروه تروريستي است كه از لحاظ تاريخي به دنبال گسترده‌ترين دامنه توانمندي‌هاي حملات سي.‌بي‌.آر.ان است و ما برآورد مي‌كنيم كه اين گروه از هرگونه توانايي سي.‌بي‌.آر.ان كه در يك حمله ضد آمريكايي به دست مي‌آورد ترجيحا عليه آمريكا استفاده مي‌كند. همچنين تهديد حملات بيولوژيكي يا شيمايي از جانب گروه‌هاي انفرادي وجود دارد.

آسياي در حال ظهور

همانگونه كه تروريسم و تهديدات گسترش تسليحات كشتار جمعي در " منحني بي ثباتي " ادامه دارند، ‌شرق و جنوب آسيا درحال تبديل شدن به مركز قدرت طولاني مدت جهان هستند. چين و هند در حال بازپس‌گيري موقعيت‌هايشان كه در قرن هيجدهم از آن برخوردار بودند هستند، زماني كه چين تقريبا 30 درصد و هند 15 درصد از سرمايه جهان را توليد مي‌كنند. اين دو كشور به نظر مي‌رسد كه از لحاظ توليد خالص ملي تا سال 2025 از تمام كشورهاي جهان به جز آمريكا و ژاپن پيشي گيرند اگرچه بحران مالي كنوني جهان تا حدودي سرعت اين روند را كاهش داده است. ژاپن دومين اقتصاد بزرگ جهان و يك هم‌پيمان قدرتمند آمريكا در منطقه است اما ركود اقتصادي جهان هزينه بالايي براي اقتصاد اين كشور دربر خواهد داشت. براي اين كه جاه‌طلبي‌هاي اين كشور براي ايفا كردن نقش‌هاي فزاينده منطقه‌اي و جهاني به واقعيت برسد، ژاپن نيازمند رهبري قدرتمند و تصميم‌گيري‌هاي سخت سياسي است. روي‌هم رفته پيشرفت ژاپن واقصادهاي معروف به اقتصاد " ببر " همچون كره‌جنوبي و تايوان و همچنين كشورهاي بزرگ در حال رشد چين وهند، نشان‌دهنده "رشد اقتصادي آسيا " بعنوان يك ويژگي بارز در قرن 21 خواهند بود. ظهور مجدد چين بعنوان يك قدرت بزرگ با تاثيرات جهاني، بويژه بر موازنه قدرت در منطقه تاثير مي‌گذارد. آمريكا همچون خاورميانه روابط محكمي با آسياي شرقي، هم‌پيمانان ژاپن، كره جنوبي، فليپين، تايلند واستراليا دارد و از همكاري نزديكي با ديگر كشورها برخوردار است. اين كشور همچنين حضور نظامي رو به افزايش طولاني مدتي در اين منطقه دارد. كشورهاي اين منطقه، آمريكا را بعنوان كشور رهبر مي‌نگرند و بدنبال راههاي تشويق چين براي تبديل شدن به يك بازيگر مهم و مسئول در روابط جهاني و منطقه‌اي هستند. اگرچه چين از فرصت مساعدي براي ايفاء كردن نقش مثبت برخوردار خواهد بود اما اگر از قدرت و نفوذ در حال رشدش عليه آمريكا يا منافع بين‌المللي استفاده نمايد با چالش بالقوه‌اي روبر مي‌شود.

تغييرات چين

چين 30 سال است كه در دگرگوني بنيادين به سر مي‌برد كه براي تكميل شدن چندين دهه ديگر طول مي‌كشد. اگرچه مواقعي بوده است كه تلاش‌هاي دولت چين براي در دست گرفتن اوضاع، در آستانه شكست به نظر مي‌رسيد به‌ويژه بحران مربوط به ميدان "تيان آنمن " در سال 1989، اما دولت بطور قابل توجهي در اصلاحات اساسي موفق بوده است. چين از سرنوشت اكثر كشورهاي سوسياليست ديگر دوري كرده است، نه از فروپاشي سياسي و اقتصادي شوروي سابق رنج مي‌برد و نه از ركود كوبا و كره‌شمالي.
به عقيده ما رفتار بين المللي چين تركيبي است از اولوليت‌هاي داخلي، مقدمتا داشتن رونق اقتصادي و ثبات داخلي، و آرزوي طولاني مدت براي مشاهده نقش چين بعنوان يك قدرت بزرگ در شرق آسيا و جهان. رهبران چين حفظ ثبات داخلي را به‌ عنوان يكي از مهمترين چالشهاي امنيت داخلي در نظر مي‌گيرند.
مهمترين نگراني آنها آشوبهاي جدايي طلبان است و اينكه تظاهراتهاي محلي به جنبش ملي هماهنگي براي اصلاحات سياسي و يا پايان دادن به نظام حزبي تبديل شود. نيروهاي امنيتي به‌ سرعت و گاهي اوقات با فشار و زور براي پايان دادن به تظاهراتها حركت مي‌كنند. تظاهرات‌هاي مارس 2008 در تبت خطر ناآرامي جدايي طلبان را برجسته كرد و دولت پكن را بر آن داشت تا از منابع نظامي و شبه نظامي براي پايان دادن به تظاهرات‌ها استفاده نمايند.
اين اولويتهاي داخلي براي سياست خارجي چين بسيار اهميت دارند. آرزوي چين براي اطمينان حاصل كردن از دستيابي به بازارها، كالاها و منابع انرژي مورد نياز براي تقويت رشد اقتصادي داخلي بطور قابل توجهي بر موضوعات خارجي آن تاثير ميگذارد. ديپلماسي چين بدنبال روابط خوب با ديگر قدرتهاي بزرگ بويژه آمريكا است كه پكن آنرا براي موفقيت اقتصاد چين و دستيابي به ديگر اهداف استراتژيك آن حياتي مي‌داند. اما پكن همچنين در تلاش براي ساختن تصوير و تاثير جهاني خود به منظور ارتقاء منافع گسترده‌تر و مقاومت در برابر چالشهاي خارجي است كه اين منافع يا امنيت و تماميت ارضي چين با آنها روبرو مي‌شوند.
تايوان بعنوان يك منطقه چالش در روابط آمريكا چين از انتخابات ما ينگ يو در سال 2008 بطور اساسي آرامش يافت. رئيس جمهور جديد تايوان كه در ماه مه شروع به كار كرد پس از 9 سال وقفه مذاكرات پكن را از سر گرفت و رهبران هر دو جناح تنگه تايوان محتاطانه خوشبي هستند كه يك دوره جديد از روابط كم تنش آغاز شده است.
بسياري از تنش‌هاي اساسي باقي هستند و دو طرف در واقع نيازمند روبرو شدن با موضوعاتي همچون شركت تايوان در سازمانهاي بين المللي هستند. پكن مجددا به استفاده از زور عليه اين جزيره هشدار نداده است و رهبران چين كسب هدف اتحاد را براي مشروعيت اين رژيم حياتي مي‌دادند.

نوسازي ارتش آزادي مردم (PLA )

آمادگي براي درگيري احتمالي با تايوان موجب شده است كه چين به نوسازي اهداف ارتش آزادي مردم (PLA) و مجموعه دفاعي-صنعتي خود ادامه دهد. احتمالا اين موضوع تا زمانيكه كه وضعيت تايوان نامشخص باشد عامل اصلي باقي خواهد ماند. درهمين زمان ما فكر مي‌كنيم چين در سالهاي گذشته با ايجاد نقشها و ماموريت‌ها براي ارتش آزادي مردم كه در راستاي منافع ضروري ارضي چين بود مرحله جديدي از پيشرفتهاي نظامي را آغاز كرد.
به عنوان مثال رهبران چين ممكن است تصميم بگيرند كه نيروهاي جنگي را در عمليات‌هاي صلح‌باني، علاوه بر گسترش سطح جاري فرماندهي و پشتيباني لجستيك شركت دهند.
منافع امنيت ملي چين در حال افزايش است. اين امر چين را احتمالا به تلاش براي گسترش حداقل توانايي قدرت دريايي محدود ماوراي درياي چين جنوبي رهنمون مي‌سازد. اين امر پيشتر در تصميم پكن، د رماه دسامبر، براي شركت در عملياتهاي ضد دزدان دريايي در سواحل سومالي منعكس شد.
توانايي موشكي. چين به گسترش توانايي‌هاي موشكي كروز و بالستيك با برد متعارف ادامه ميدهد كه مي‌تواند نيروها و پايگاههاي منطقه‌اي آمريكا دراقيانوس آرام غربي و آسيا، شامل گوام دست يابند. چين همچنين در حال گسترش موشك‌هاي بالستيك كوتاه و ميانبرد متعارف با كلاهك‌هاي مانوري قابل هدايت است كه از آنها مي‌توان براي حمله به نيروها و پايگاههاي هوايي آمريكا استفاده كرد. به‌ علاوه سيستم‌هاي ضدفرمان، كنترل و سنسور شامل دستگاه‌هاي پارازيت انداز ماهواره‌هاي مخابراتي در ميان بالاترين اولويت‌هاي نظامي پكن قرار دارند.
سيستمهاي ضدفضا. چين به دنبال كردن يك برنامه طولاني مدت براي گسترش توانايي قطع و تخريب سيستمهاي حياتي فضاي خارجي شامل تسليحات ضد ماهواره (ASAT) ادامه مي‌دهد كه جزو مهمترين اولويتهاي نظامي اين كشور است.
توانايي هسته‌اي
از جنبه هسته اي ما عقيده داريم كه پكن بدنبال مدرن كردن قواي راهبردي (استراتژيك) خود است تا با نگراني‌هايي كه درباره بقاء سيستم‌هايي كه براي مقابله با حمله دقيق خارجي بويژه آمريكا و پيشرفتهاي شناسايي استراتژيك و دفاع موشكي وجود دارند مقابله نمايند. به نظر ما توانايي‌هاي هستهاي چين در ده سال آينده پيشرفت خواهند كرد.
ادامه دارد...
[FONT=Times New Roman] [FONT=Times New Roman]  و ایران را دوست میدارم    
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2952
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۲۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2399 بار
سپاس‌های دریافتی: 12644 بار

Re: براورد تهدید سالانه جامعه اطلاعاتی امریکا

پست توسط hani1459 »

ونزوئلا پل ارتباطي ميان ايران و آمريكاي لاتين است
خبرگزاري فارس: سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا در برآورد سالانه خود از تهديدات عليه آمريكا كه براي سناي اين كشور تهيه شده، با اشاره به رابطه نزديك ايران و ونزوئلا در سال‌هاي اخير، از كاراكاس به عنوان پل ارتباطي تقويت روابط تهران و آمريكاي لاتين ياد كردند.

به گزارش فارس، "دنيس بلر " رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا در فوريه 2009 گزارشي را به كميته منتخب سناي آمريكا در امور اطلاعاتي ارايه كرد كه در آن ارزيابي دستگاه‌هاي متعدد اطلاعاتي اين كشور از مواردي كه آمريكا را تهديد مي‌كند ارايه شده است.
اين گزارش مفصل علاوه بر موارد اقتصادي و داخلي آمريكا، موارد بين‌المللي از جمله نهادها، سازمان‌ها و كشورهاي جهان، جريان‌هاي تروريستي را از منظر اطلاعاتي و تهديدات بالقوه‌اي كه براي آمريكا به همراه دارند، بررسي كرده است.
خبرگزاري فارس نظر به اهميت موضوع و شناخت آنچه كه آمريكايي‌ها از آن به عنوان تهديد براي خود ياد مي‌كنند و همچنين معرفي موارد اعتراف شده دستگاه‌هاي اطلاعاتي اين كشور از كاستي‌ها و نواقص عملكرد دولتي اين كشور اقدام به تهيه و ترجمه مطلب كرده است كه به تدريج خدمت مخاطبين محترم عرضه مي‌گردد.

بخش ششم اين گزارش كه بيشتر مربوط به مسايل آمريكاي لاتين است به شرح زير است:

***

* مكزيك

سياست‌هاي پولي و مالي خوب مكزيك احتمالا اين كشور را از بحران مالي جهاني در امان مي‌دارد. مكزيك با توجه به اين كه 80 درصد صادراتش به مشتريان آمريكايي است و با توجه به قيمت‌هاي پائين نفت در جوامع بين‌المل، به هر حال ضربه سختي از ركود اقتصادي طولاني مدت آمريكا خواهد خورد. وزارت اقتصاد مكزيك نرخ رشد در سال 2008 را برابر با 5/1 درصد ارزيابي كرده و وزير اقتصاد اين كشور بطور آشكار اقرار كرد كه رشد اين كشور در سال جاري ممكن است يك درصد باشد. مكزيك در سال 2001 يك شكست در توليد خالص ملي را تجربه كرد. ميزان بيكاري تا اواخر سال گذشته تقريبا 5/4 درصد بود كه در سال 2007 به بالاتر نيز رسيد و ميزان بيكاري واقعي حتي از اين بيشتر است. بر اساس ارزيابي سازمان آمار مكزيك در همين زمان ميزان بيكاري در بخش عمران به بيشتر از 4 درصد رسيد.
ركود تند اقتصادي تاكنون هيچگونه نشانه‌اي از رنج بردن مكزيك از بدهي‌ها يا تحريك مهاجرت به سوي مناطق شمالي نداشته است. سازمان آمار مكزيك اواخر سال گذشته اعلام كرد كه مهاجرت مكزيكي‌ها به ميزان 42 درصد به نسبت سال 2006 كاهش يافته است كه احتمالا به خاطر كاهش تقاضا براي كار در آمريكا بوده است. اين امر احتمالا موجب كاهش انتقال درآمد كارگران خارجي مكزيك كه دومين منبع بزرگ ارز خارجي بعد از صادرات نفت در اين كشور است شده و همچنين موجب افزايش فشار بر دولت براي ايجاد كار خواهد شد. مكزيك مهمترين مسير دسترسي مواد مخدر قاچاق به آمريكاست. بيش از 90 درصد از كوكائيني كه به آمريكا انتقال پيدا مي‌كند و هروئين كلمبيا پيش از آنكه وارد آمريكا شود ابتدا به مكزيك منتقل مي‌شود. بر خلاف تلاش‌هاي موفقيت آميز اخير عليه سوء استفاده و انحراف غيرقانوني در مصرف مواد اوليه شيميايي و قاچاق مواد مخدر، مكزيك مهمترين منبع خارجي متآمفتامين و ماري‌جوانا به بازار آمريكا است و بيشترين هروئيني كه در غرب رودخانه مي‌سي‌سي‌پي مصرف مي‌شود را توليد مي‌كند.
نفوذ غيرقانوني و افزايش خشونت كارتل‌هاي قاچاق مواد مخدر مكزيك كه در ميان قدرتمندترين گروه‌هاي جنايات سازمان يافته دنيا قرار دارند توانايي دولت مكزيك براي اداره بخش‌هايي از خاك اين كشور و ايجاد سازمان‌هاي دموكراتيك تاثيرگذار را از بين برده است.
تقريبا 5 هزار 500 تن از مكزيكي‌هايي كه براي كارتل‌ها كار مي‌كردند و تا تعداد كمتري از آنهايي كه در پليس محلي مشغول بودند در خشونت‌هاي سال 2008 كشته شدند كه خود اين كارتلها بوجود آورنده اين خشونتها بودند. اين در حالي است كه در سال 2007 ميزان مرگ افراد در قاچاق مواد مخدر به ركورد 2 هزار 700 تن رسيد. همچنين كارتلها اشتياق و توانايي‌شان را براي مقابله با مقامات دولتي، رهبري و ارتش مكزيك نشان داده‌اند. به هر حال فشار دولت موجب قطع زنجيره منابع كوكائين شده كه با عمليات روزانه كارتل‌ها تركيب شده‌اند.
همانگونه كه شبكه هاي قاچاق با تلاش‌هاي ضد قاچاق مواد مخدر "كالدرون " رئيس جمهور مكزيك روبرو شده اند، عناصر قدرتمندترين كارتلها متجاوزتر و خشن تر شده‌اند. قتل كميسر پليس ملي در ماه مي گذشته،‌ حمله خمپاره‌اي به يك ميدان پرجمعيت در ايالت ميچوآكان در سپتامبر گذشته و اعدام سرتيپ "ماركو انريكه تلو كوئينونز " در ماه جاري نشان مي‌دهد كه عناصر كارتلها تمايل بيشتري براي كشتن مقامات سطح بالا، تلافي اقدامات سربازان و تحميل خسارت‌ها وآسيب‌هاي بعدي به مردم مكزيك پيدا كرده‌اند كه در تجارت مواد مخدر بصورت مستقيم نقش ندارند.
كالدرون تصميمش را براي روبرو شدن با فسادهاي مرتبط با مواد مخدر در تمام سطوح دولت از طريق پاكسازي عملياتي اعلام كرد. مهمتر اين كه اين موضوع موجب دستگيري يك معاون دادستان كل سابق و رئيس پليس اينترپل در مكزيك شد.

* كلمبيا

رئيس جمهور اوريبه تلاش فراواني براي شكست نيروهاي مسلح انقلابي كلمبيا (فارك) به خرج داده است. دوران رياست جمهوري وي در سال 2010 به پايان مي‌رسد. اظهارات عمومي وي نشان مي‌دهد كه او براي دستيابي به فشار نظامي نظامند كه بتواند نيروهاي فارك را شكست دهد، آنها را از خاك كلمبيا خارج كند و كنترل و فرماندهي نيروهاي فارك را كاهش دهد، مصمم است تا از نيروهاي فارك را همواره تحت تعقيب و متواري نگهدارد.
در ميان موفقيت‌هاي سال 2008 در كلمبيا مرگ رهبران كليدي فارك شامل اعضاي دبيرخانه حاكم، تعداد بالاي فراري‌هاي گروه فارك كه همچنان ادامه دارد و نجات 15 گروگان شامل سه شهروند آمريكايي در دوم ژوئيه گذشته ديده مي‌شوند.
برخلاف اين شكست‌ها، رهبري فارك هيچ گونه علامتي براي پايان دادن به دشمني‌ها يا شركت در مذاكرات جدي صلح از خود نشان نداده است. اين گروه داراي سابقه طولاني در تغيير موضع است و شانس آن براي باقي ماندن بعنوان يك نيروي شبه نظامي قابل دوام در سال‌هاي آتي به تشكيلات رهبري منسجم، درآمدهاي اساسي و گسترش مرزي در ونزوئلا و اكوادر نيازمند است.
اگرچه فارك به احياي مداوم خود تمايل دارد اما اين گروه هنوز قادر به اجراي حملات تروريستي و انجام عمليات چريكي در مقياس كوچك در سراسر جهان است. شهروندان رسمي و غيررسمي آمريكا در خطر قرار دارند. دولت موفقيت چشمگيري در برخورد با جرايم و جنايت، فعاليت‌هاي تروريستي، كشتار دسته جمعي و آدم ربايي داشته است. بوگوتا در حفظ اتحاديه‌هاي كارگري و ايجاد سياستهاي آموزشي به خدمات امنيتي در مورد معيارها و قوانين حقوق بشر پيشرفتهايي داشته است.
بوگوتا به تقويت سيستم قضايي نياز دارد تا بوسيله آن قتل اعضاي اتحاديه و كاركنان سازمان حقوق بشرپيگيري نمايد.
موفقيت‌هاي ضدقاچاق مواد مخدر بوگوتا شامل محاصره و استرداد سران كارتل "نورث والي " آخرين كارتل بزرگ قاچاق مواد مخدر باقيمانده (علاوه بر فارك)، هدفگيري رهبران رده مياني ، حضور قدرتمند نيروهاي امنيتي در مناطق انتقال مواد مخدر و مناطق رويش كوكائين و برنامه ريشه كني كوكائين آمريكا موجب شده تا عمليات قاچاق مواد مخدر فارك را مختل كرده است. گام‌هاي بوگوتا در مبارزه با فساد نيز چشمگير بوده است. بوگوتا قاچاق كنندگان مهمي همچون برادران "مجيا مونرا " معروف به لاس مليزوس در سال 2008 پس از اينكه مقامات آنها را از پيگرد قانوني نجات داده بودند، دستگير و اعدام كرد. تلاش‌هاي موفقيت‌آميز كلمبيا موجب افزايش دستگيري‌ها در سال 2008 شد. با اين حال كلمبيا هنوز بزرگترين توليدكننده كوكائين جهان و يك تغذيه كننده مهم هروئين به بازار آمريكاست. نظرسنجي تصويري دولت آمريكا در سال 2007 نشان مي‌دهد كه 167 هزار هكتار از زمينهاي كلمبيا زير كشت كاكائو رفته كه اين ميزان در سال 2006 157 هزار هكتار بود كه نشان از رشد چشمگيري دارد.اگر چه كل مناطق كشاورزي همچنان ثابت مانده است ريشه كني سطحي با از بين بردن برخي از گياهان در مناطق كشاورزي موجب شد كه برخي از كشاورزان فصل درو محصولاتشان را قبل از زير كشت دوباره بردن زمينها از دست بدهند
اين امر موجب كاهش توليد كوكائين از 550 تن در سال 2006 تا 535 در سال 2007 شد.
مناطقي زير كشت در سال 2007 اندكي كمتر از سال 2001 بود اما بدليل از بين بردن محصولات در حدود يك چهارم كمتر بود. ما هنوز در حال گردآوري اطللاعات از سال 2008 هستيم.


* ونزوئلا

هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا پس از اينكه مخالفانش توانستند در انتخابات شهرداري‌ها و فرمانداري‌ها در ماه نوامبر در پنج ايالت مهم و پايتخت اين كشور به پيروزي برسند در تلاش است به كسب حمايت‌هاي عمومي تمركز كند. چاوز همچنين بايد با نگراني هاي رو به رشد در مورد جرايم خشونت بار و وضعيت اقتصادي بحراني كنار بيايد. طبق اطلاعات ارائه شده از سوي معروفترين سازمان نظرسنجي كشور، چاوز به هر حال محبوبترين سياستمدار ونزوئلا است و سازمان‌هاي مهم اين كشور را كنترل مي‌كند. چاوز براي تحكيم انقلاب سوسياليستي خود در اين كشور در فوريه گذشته دستور برگزاري همه پرسي داد كه هدف آن انتخاب شدن نامحدود براي تمام مقامات منتخب بود. فشار وي احتمالا واكنشي در برابر نگراني‌هايي است كه درباره كاهش تدريجي سودهاي نفتي وجود دارد كه اين امر مي‌تواند توانايي وي را براي دستيابي به برنامه‌هاي داخلي محدود كند.
چاوز احتمالا براي دستيابي به رشد اقتصادي در سال‌هاي آتي، همانگونه كه قيمت نفت كاهش پيدا مي‌كند تلاش جدي خواهد كرد. وي در كنترل تورم بالا ناتوان بوده و سياستهاي اقتصاديش رشد بخش خصوصي را بشدت كاهش داده است. چاوز همچنين از سرمايه گذاري‌هاي كافي در زيرساخت‌ها بويژه در بخش حياتي نفت شكست خورد كه براي رشد درازمدت ضروري است. توليد2.3 ميليون بشكه نفت خام در روز ونزوئلا و صادرات آن به آمريكا به آرامي در حال كاهش است؛ توقع براي احياي عمده اين كشور محدود است مگر اين كه كاراكاس سياستهاي نفتي جاريش را تغيير دهد.
اگر قيمت هر بشكه نفت وست تگزاس اينترميدي‌ايت براي بيشتر سال 2009 زير 50 دلارباقي بماند چاوز احتمالا براي كاهش اساسي در سرمايه گذاري هاي خارجي و داخلي تحت فشار قرار خواهد گرفت يا اين كه مجبور خواهد شد ارزش پول ونزوئلا را كم كرده و ذخيره ارزي دولت را براي دوري از بحران اقتصادي شديد كاهش دهد.
چاوز احتمالا با محدوديت‌هاي جديدي در سال 2009 روبرو خواهد شد درحالي كه تلاش مي‌كند نفوذش را بر آمريكاي لاتين گسترش دهد. تمايل وي به اختصاص درآمدهاي نفتي به كمك‌هاي خارجي و پيام نامحدود پوپوليستي وي هزينه‌هاي بسياري داشته اما كشمكش مكرر وي با سران خارجي وجهه وي را خراب كرده و كاهش بهاي نفت مي‌تواند توانايي چاوز را براي تطميع دوستان بيشتر تحليل برد. بر اساس برآورد مركزمطالعاتي لاتين بارومتر، كه يك مركز مطالعاتي مطرح منطقه‌اي است، ميزان نفوذ چاوز در منطقه در حال كاهش است. چاوز حمايت مالي و سياسي قابل توجهي به اوو مورالس در بوليوي و دانيل اورتگا در نيكاراگوئه كرده است.
افشاگري هاي عمومي از روابط نزديك چاوز با نيروهاي مسلح انقلابي كلمبيا (فارك) كه در اسنادي كه از حافظه‌هاي رايانه‌هايي كه پس از مرگ يكي از اعضاي سازمان فارك در ماه مارس توقيف شده بود، به دست آمده چاوز را براي ارتقاء روابط، حداقل بصورت ظاهري، با بوگوتا تحت فشار گذاشت. ارزيابي ما اين است كه چاوزبدليل نزديكي‌هاي ايدئولوژيك با گروه فارك وعلاقه اش به نفوذ در سياست كلمبيا، با ارائه اماكن امن به اين گروه به روابط يك دهه‌ايش با فارك ادامه داده است.
آمريكا درسپتامبر دو تن از مقامات ارشد دولتي و يك مقام ارشد اسبق ونزوئلا را بر اساس قانون مجازات سران مواد مخدر خارجي، بخاطرهمكاري با فعاليت‌هاي قاچاق مواد مخدر گروه فارك تحت تعقيب قرار داد.
تلاشهاي چاوز براي گسترش دسترسي وي به فراتر از آمريكاي لاتين با اولويت ايران، روسيه و چين ادامه ادامه دارد. روابط شخصي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران و چاوز موجب تقويت روابط دوجانبه نظامي و اقتصادي شده است اگرچه هر دو كشور هنوز براي غلبه كردن بر موانع اداري براي اجراي قراردادها با مشكلاتي مواجه هستند. ونزوئلا همچنين همانند پلي براي كمك به ايران براي ايجاد روابط با ديگر كشورهاي آمريكاي لاتين عمل مي‌كند.
چاوز در ماههاي اخير توجه ويژه‌اي به تعميق روابط با روسيه از لحاظ سياسي، اقتصادي و نظامي داشته است. در اواخر 2008 وي طرحهايش را براي ساخت يك نيروگاه هسته‌اي در ونزوئلا با همكاري روسيه اعلام كرد.
بر خلاف منافع معين كاركاس در خريد بيشتر جنگ افزارهاي روسي، چيني واسپانيايي، شرايط بد اقتصادي احتمالي چاوز را براي كاهش چنين خريدهايي تحت فشار خواهد گذاشت. خريدهاي نظامي 5.3 ميليارد دلاري وي از سال 2005 مورد توجه منطقه بوده است اگرچه توانايي‌هاي نظامي ونزونلا بطور كلي در نتيجه نقصان‌هاي لجستيكي، حفظ و نگهداري، و حمل و نقل ضعيف باقي مي‌ماند. خريدهاي قابل توجه از روسيه شامل 24 جنگنده Su-30MK2، هلي كوپترو تفنگهاي نيمه خودكاراست. روابط روبه رشد چاوز با ايران با قوانين مالي و كنترلهاي مرزي ضعيف ونزوئلا پيوند خورد و فساد گسترده آن موجب بوجود آمدن فضايي مناسب براي حزب‌الله شد تا از فرصتهايش استفاده نمايد. در ژوئن 2008 دو ونزوئلايي، كه يكي از آنها يك ديپلمات ونزوئلائي بود، توسط وزارت خزانه‌داري آمريكا بعنوان حمايت كنندگان تروريسم منصوب شدند تا از حمايت مالي و لجستيكي ونزوئلا از اعضاي حزب‌الله اطلاعات گردآوري كنند.
ونزوئلا بعد از كلمبيا مهمترين كشورآمريكاي جنوبي است كه بيشترين انتقال كوكائين از آن انجام مي‌شود و اين كشور بزرگترين كشوري است كالاهاي قاچاق از طريق آسمان آن به بازارهاي جهاني راه مي يابند.
سهم ونزوئلا از انتقال كوكائين آمريكاي جنوبي از 5 درصد در سال 2004 به 15 درصد در فصل سوم 2008 افزايش يافت . همكاريهاي ضد مواد مخدر بدنبال انفجار سفارت آمريكا توسط چاوز و امتناع وي از دادن ويزا به مقامات جديد آژانس مبارزه با فروش و قاچاق مواد مخدر ( DEA) براي كار در ونزوئلا بشدت كاهش يافته است.

* كوبا

سابقه رائول كاسترو رئيس جمهور كوبا، از زمان بدست گرفتن رسمي قدرت در فوريه 2008 نشان ميدهد كه هدف اوليه وي در سال آينده موثرترساختن اقتصاد غيرعملياتي سوسياليستي كوبا خواهد بود. وظيفه وي با خسارتهاي فراواني كه در نتيجه سه طوفان عظيم و بزرگي كه سال گذشته به بخش ضعيف كشاورزي و زيرساختهاي وارد شد سنگين‌تر شده است. بحران اقتصادي جهاني پيشرفت را كندتر ميكند و اختيارات رژيم براي جبران نارضايتيهاي عمومي از شرايط زندگي را كاهش ميدهد.
واكنش سريع و شايسته هاوانا در برابر توفانها به موثر بودن نظارتهاي رژيم تاكيد مي‌كند و نشان ميدهد كه اين اين كشور براي جلوگيري از مهاجرت گسترده غيرقانوني تواناست. با اين حال ارزيابي ما اينست كه حداقل سيل سالانه مهاجرين كوبايي به آمريكا همچنان در همان سطح بالاي 35 هزار نفر در سال بصورت قانوني و غيرقانوني باقي خواهند ماند كه در سالهاي گذشته افزايش يافته است.
رائول مطمئنا به حركت خود براي هرگونه اصلاحات در زمينه اقتصاد ادامه خواهد داد تا از موافقت و حمايت كلي در كشور برخوردار گردد و از افزايش انتظارات عمومي در مورد آنچه كه قادر يا علاقمند به ارائه است جلوگيري نمايد. ما هيچگونه نشانه اي از تغييراتي كه مدعي انجام دادن بود نديده‌ايم.
در بخش سياسي تمامي نشانه‌ها آنست كه رائول به تكذيب مخالفتهاي اجتماعات داخلي و مخالفين طرفدار دموكراسي و تمرين آزادي بيان معترضين ادامه خواهد داد.
عليرغم تلاشهاي كوبا براي جذب ديگر منابع از سرمايه‌گذاريهاي خارجي از كشورهايي همچون چين و روسيه، شرايط ممتاز ونزوئلا براي فروش نفت و پرداخت حقوق پرسنل بيمارستاني كوبا و ديگر كارشناسان فني تنها راه نجات اقتصاد كوبا است.
چاوز احتمالا كمك به هاوانا را در برابر ديگر تعهدات سياست خارجي، در اولويت قرار خواهد داد. ما ارزيابي ميكنيم كه رائول با ارائه تصوير سياسي معتدل‌تر به تلاشهايش براي تقويت مشروعيت بين‌المللي هاوانا ادامه خواهد داد. با اين حال كوبا مطمئنا در پشت صحنه سياسي مشاوره و حمايت از دولتهاي مردمگراي قدرت طلب آمريكاي لاتين خواهد ايستاد و در غيراينصورت بدنبال تخريب نفوذ آمريكا در اين منطقه خواهد بود.

* بوليوي

پس از گذشت تقريبا يك سال از ناآراميهاي گاه و بيگاه و افزايش تنشها، ايوو مورالس رئيس جمهور بوليوي و قانونگذاران مخالف در ماه اكتبر گذشته به يك توافق براي برگزاري يك همه پرسي در اواخر ژانويه در مورد پيش نويس قانون اساسي كه بيشتر طرحهاي اصلاحات اقتصادي و اجتماعي مورالس را محدود مي‌كند دست يافتند.
اين سازش، تنشهاي بوجود آمده از يك رشته تظاهراتهاي خشونت بار در پائيز گذشته را رفع كردند اما برخي از سران نواحي شرقي اين توافق را رد كردند. با اين حال همه پرسي مذكور با موافقت بالايي به تصويب رسيد. اين پيش نويس قانون اساسي بسياري از موضوعات چالش برانگيز و مبهم را ايجاد ميكند ه برخي از سران دولت و اپوزيسيون اعتراف كرده اند كه به احتمال بسيار زياد اين پيش نويش قانون اساسي منجر به مشاجرات و چالشهاي بيشتر در مورد اجراي آن براي انتخابات جديد رياست جمهوري در دسامبر 2009 خواهد شد.
اگرچه خطر خشونت عليه شهروندان آمريكايي موقتا كاهش يافته است اما مورالس مصرانه سازمانهاي رسمي آمريكا، سفارت امريكا، آژانس مبارزه با صادرات و قاچاق مواد مخدر و سازمان امداد آمريكا را به توطئه چيني عليه وي متهم كرده است. مورالس در ماه سپتامبر سفير آمريكا را از بوليوي اخراج نمود و در ماه نوامبر پرسنل آژانس مبارزه با قاچاق مواد مخدر را از اين كشور بيرون كرد. مورالس در ماه ژانويه بصورت عمومي تهديد به بستن مجلس و اجراي قانون اساسي جديد كرد.
چاوز قول داد كه از دولت مورالس حمايت كند و به لاپاز كمك مالي مهمي ارائه كرد. از سال 2006 ونزوئلا به بوليوي بيش از 95 ميليون دلار كمك مالي مستقيم كرده است.

* آفريقا: پسرفت بيشتر

آفريقا در دهه گذشته پيشرفتهاي سياسي و اقتصادي چشميگري داشته است. بااين حال دوام رشد مثبت كنوني اين منطقه بويژه در كشورهاي وابسته به صادرات مواد اوليه و كمكهاي مهم خارجي،‌ با افت قيمتهاي مواد اوليه و ركود اقتصادي آمريكا و اروپا مورد آزمايش قرار خواهد گرفت. حتي پيش از بحران اقتصادي نرخ 6 درصدي رشد توليد خالص ملي براي تغييرات اساسي و مورد نياز در اقتصاد اين قاره كافي نبود. رشد اقتصاد آفريقا با تعداد كمي از كشورهاي توليد كننده نفت سنجيده ميشود اما حتي كشورهاي بدون منابع نفتي،‌ نرخهاي رشد توليد خالص ملي را تجربه كرده‌اند. كشاورزي،‌ بنيان اكثر اقتصادهاي آفريقا از دستيابي به تنهايي كافي نيست اما دستورالعملهاي فني و پيشرفتهاي زيرساختي توانايي كشاورزان براي تقويت توليد دركشورهاي مالي، مالاوي و زيمبابوه را ثابت كرده است. تغييرات اساسي بيشتر بخاطرادامه ممنوعيت اتحاديه اروپا در مورد غذاهاي اصلاح شده ژنتيكي در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.
علاوه بر بحران اقتصادي جهان آفريقا با ديگر چالشهاي اقتصادي امنيتي و اجتماعي روبروست. مناطق صحرايي آفريقا درحال روبرو شدن با كمبود پرنسل بيمارستاني ماهر، از بين رفتن سيستمهاي بهداشتي و بودجه كم براي مبارزه با بيماريهايي همچون اچ آي وي /ايدز، مالاريا و سل هستند. جرايم گسترده تا خارج از مرزها بويژه انتقال داروهاي غيرقانوني به اروپا و فساد مالي در بخشهايي از آفريقا در حال افزايش است كه رشد اقتصادي اين قاره را كند ميكند و كارآيي دولت را كاهش ميدهد و سرويسهاي امنيتي كشورهاي آفريقايي را به زوال خواهد كشانيد. حضور چين در دهه گذشته رشد زيادي داشته است. تجارت دوجانبه بني چين و قاره آفريقا از كمتر از 4 ميليارد دلار در سال 1995 به 100 ميليارد در سال 2008 رسيد اما اتحاديه اروپا و آمريكا هنوز شركاي اقتصادي بزرگتري براي منطقه محسوب مي شوند.
هدف چين تامين دستيابي به بازارهاي آفريقا و منابع ملي ، انزواي تايوان، ‌و ارتقاء موضع بين‌المللي است كه در همه موارد به پيشرفتهايي رسيده است. با اين حال نقش چين موجب بوجود آمدن خشم داخلي شده است تا جايي كه كارخانجات چيني در حال از رده خارج كردن رقباي آفريقايي خود در زمينه تضمين قرارداهاي تجاري و غيره هستند.
جدي ترين مشكل آفريقا ادامه درگيريهاي جدي در سه كشور مهم و بزرگ آفريقا يعني جمهوري دموكراتيك كنگو، سودان و نيجريه است. مناقشات در سودان و كنگو در مناطق مرزي اين كشورها وجود دارد كه گاهگاهي در بعد منطقه ‌اي بروز مي‌كند. در شاخ آفريقا، چالش رو به رشد در سومالي و فروپاشي اقتصاد اين كشور به رشد دزدي دريايي كه در خليج عدن بصورت ايپدمي در آمده است منجر شد و پناهگاه امني براي تروريستها در مناطق جنوبي سومالي بوجود آورده است.
[FONT=Times New Roman] [FONT=Times New Roman]  و ایران را دوست میدارم    
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”