براورد تهدید سالانه جامعه اطلاعاتی امریکا
ارسال شده: یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۲:۱۷ ق.ظ
هر كسي در انتخابات ايران پيروز شود حامي جمهوري اسلامي است
خبرگزاري فارس: جامعه اطلاعاتي آمريكا در برآورد سالانه خود درباره تهديدات عليه اين كشور كه به سنا ارائه كرد با بررسي تلاشهاي ايران براي تحكيم جايگاه منطقهاي و با اشاره به انتخابات رياست جمهوري كشورمان اعتراف كرد هر فردي كه در انتخابات آتي ايران پيروز شود از حاميان قدرتمند جمهوري اسلامي خواهد بود.

به گزارش فارس، "دنيس بلر " رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا در فوريه 2009 گزارشي را به كميته منتخب سناي آمريكا در امور اطلاعاتي ارايه كرد كه در آن ارزيابي دستگاههاي متعدد اطلاعاتي اين كشور از مواردي كه آمريكا را تهديد ميكند ارايه شده است.
اين گزارش مفصل علاوه بر موارد اقتصادي و داخلي آمريكا، موارد بينالمللي از جمله نهادها، سازمانها و كشورهاي جهان، جريانهاي تروريستي را از منظر اطلاعاتي و تهديدات بالقوهاي كه براي آمريكا به همراه دارند، بررسي كرده است.
خبرگزاري فارس نظر به اهميت موضوع و شناخت آنچه كه آمريكاييها از آن به عنوان تهديد براي خود ياد ميكنند و همچنين معرفي موارد اعتراف شده دستگاههاي اطلاعاتي اين كشور از كاستيها و نواقص عملكرد دولتي اين كشور اقدام به تهيه و ترجمه مطلب كرده است كه به تدريج خدمت مخاطبين محترم عرضه ميگردد.
بخش دوم اين برآورد تهديد به شرح زير است:
***
تهديدات رشديافته در داخل آمريكا
قضاوت ما اين است كه هيچكدام از تندروهاي رشد يافته در داخل آمريكا هنوز از نظر سطح عددي يا نشان دادن سرعت عملياتي يا مهارتي به آن حدي نرسيدهاند كه ما در اروپاي غربي شاهد آن بودهايم. دامنهاي از عوامل داخلي در آمريكا ممكن است به توسعه سلولها يا گروههاي تندروي داخلي آن هم در سطح اندك، كمك كند. با اين همه ما درباره امكان الهام تندروهاي داخلي از ايدئولوژي شبه نظاميان القاعده براي طراحي حملات در داخل آمريكا، اروپا يا هر جاي ديگري بدون اين كه آنها از گروههايي كه به آن وابسته هستند، دستور بگيرند، نگران هستيم. در اين زمينه، در طي سال آينده ما بر شناسايي هر گونه رابطه بين افرادي كه در آمريكا مستقر هستند و شبكههاي تندروي خارج از آمريكا متمركز خواهيم ماند. با اينكه بررسي گسترش وبسايتهاي سلفي تندرو كه توجيه مذهبي براي حملات فراهم ميكنند؛ لفاظيهاي شديد و خشن ضد غربي و نشانههاي حاكي از اين كه گروههاي خودبخودي در آمريكا با اهداف خشونت بار بن لادن شناسايي شوند، دشوار است، اما همه حاكي ازاين احتمال است كه شمار اندك اما خشني از گروهها [تروريست] در آمريكا توسعه پيدا كنند.
تلاشهاي تبليغاتي القاعده شامل پيامهايي به زبان انگليسي و تبليغاتي است كه به طور خاص يك مخاطب آمريكايي را يا به صورت ترجمه شده يا مستقيما از طريق ايمن الظواهري مرد شماره دو القاعده مورد خطاب قرار ميدهد. نمونه اين تبليغات پيام ويدئويي الظواهري است كه نوامبر 2008 پس از انتخابات رياست جمهوري آمريكا منتشر شد. اعضاي القاعده متولد آمريكا مانند "آدام گيدان " كه در اكتبر 2006 از طرف هيئت عالي منصفه به خيانت محكوم شد، اقدام به پشتيباني اطلاعاتي براي يك سازمان تروريست خارجي مشخص و كمك و همدستي با تروريستها و همچنين شركت در ساخت اين پيامهاي تبليغاتي به زبان انگليسي كرده بود.
تهديد از جانب حزبالله لبنان
حزبالله لبنان همچنان يك دشمن سرسخت با توانايي حمله به خاك آمريكا و منافع اين كشور در خارج از آن باقي مانده است. حزب الله يك سازمان چند بعدي منظم است كه از عوامل سياسي، اجتماعي، پارلماني تشكيل شده است. ارزيابي ما اين است كه هر گونه تصميم اين گروه براي متوسل شدن به اسلحه يا تاكتيكهاي تروريستي اقدامي كاملا سنجيده است. از سوي ديگر ما برآورد ميكنيم كه درگيري مسلحانه به ويژه عليه اسرائيل به عنوان ايدئولوژي و راهبرد اصلي حزبالله باقي بماند.
ارزيابي ما اين است حزبالله لبنان كه در گذشته حملات ضد آمريكايي انجام داده، ممكن است حمله به منافع آمريكا را در نظر بگيرد كه براي اين امر بايد تهديد مستقيم آمريكا به بقاي اين گروه، رهبري آن يا زيرساخت حزبالله يا ايران متمركز شده و اين گروه اين تهديد را احساس كند. با اين وجود ما برآورد ميكنيم كه حزبالله براي اتخاذ هر گونه تصميمي براي اقدام عليه آمريكا به دقت اوضاع را بررسي كند و تمام جوانب را بسجند. حزبالله احتمالا به حمايت از افراد و گروههاي عامل ادامه ميدهد كه اين امر براي حزبالله امكان انكار موجهي را در زمينه حملات احتمالي به غرب يا اسرائيل فراهم ميكند.
ما برآورد ميكنيم كه حزبالله منتظر درگيري با اسرائيل بوده و آن را پيشبيني كرده و تلاش خواهد كرد به اجراي درسهاي آموخته شده از جنگ تابستان 2006 [جنگ 33 روزه] ادامه دهد. در جنگ احتمالي آينده، حزبالله احتمالا از آمادگي بهتر برخوردار است و از سال 2006 توانمندتر است.
منحني بيثباتي
منطقه بزرگي از خاورميانه گرفته تا جنوب آسيا، كانون بسياري از چالشهاي پيش روي آمريكا در قرن بيست و يكم است. در حالي كه ما در حال پيشرفت در زمينه مبارزه با تروريسم هستيم، ريشهها و مسايل مرتبط با بسياري مشكلات در اين منطقه عميقتر ميشوند و بسيار پيچيده هستند. ايالات متحده ابزارهاي قدرتمندي در اختيار دارد از نيروي نظامي گرفته تا ديپلماسي در منطقه و روابط خوب با اكثريت قريب به اتفاق كشورها. تقريبا يك شناخت جهاني درباره اين مسئله وجود دارد كه آمريكا براي هر راه حلي ضروري است و اين امر به گونهاي ميتواند تاثير گذار باشد كه به آمريكا و منطقه سود برساند. من با بررسي به كشورها به صورت انفرادي آغاز خواهم كرد اما تحليل جامعه اطلاعاتي كه من در اين گزارش ارائه ميدهم بر پيوندهاي منطقهاي كه مشكلات را وخيمتر كرده و فراهم كردن فرصتهايي كه براي برخورد با مشكلات در دسترس هستند، تاكيد ميورزم.
چشمانداز ژئوپلتيكي در حال تغيير در خاورميانه
در خاورميانه تجديد قواي ايران به عنوان يك قدرت منطقهاي، عميق شدن اختلافات قومي، فرقهاي و اقتصادي در بيشتر منطقه خاورميانه و بروز تلاش براي جانشيني آمريكا در ميان متحدان آمريكا در حال شكل دادن به چشم انداز راهبردي در منطقه است. حزبالله و حماس به شكل موفقيت آميزي كسوت مقاومت در برابر اسرائيل را از رژيمهاي ميانهرو كه هدايت آن را مليگراهاي عرب سكولار در اختيار دارند به خود اختصاص دادهاند و باعث بياعتبار شدن آنها در اذهان عمومي شده است. خطوط نبرد به طور فزايندهاي نه تنها فقط در بين اسرائيل و كشورهاي عربي كشيده شده بلكه بين مليگراهاي عرب سكولار و جنبشهاي اسلامي مليگرا روبه رو شد در داخل كشورهاي ميانهروي عربي نيز كشيده شده است. نفوذ ايران در عراق، روابط راهبردي ديرپاي آن با سوريه، تلاش براي دستيابي به توانمندي هستهاي و موفقيت متحدان تهران يعني حماس و حزبالله، آرمانهاي ايران براي برتري منطقهاي را تقويت ميكنند. رهبران سني عرب در تلاش براي محدود كردن دستاوردهاي ايران هستند به گونهاي كه ديپلماسي منطقهاي فعالتر عربستان سعودي به شكل قابل ملاحظهاي در محدود كردن آزادي عمل ايران كم آورده است. اهداف ايران با ادامه مناقشات در عراق، لبنان و سرزمينهاي فلسطيني تركيب شده كه نشان دهنده نقاط حساس اصلي براي درگيري تشديد شده در منطقه است.
اهداف ديرين سياست خارجي ايران حفظ حكومت اسلامي، محافظت از حاكميت ايران، دفاع از اهداف هستهاي آن و گسترش نفوذ آن در منطقه و جهان اسلام است. رهبران ايران متوجهاند كه تحولات منطقهاي از جمله بركناري صدام و طالبان، چالشهاي پيش روي آمريكا در عراق و افغانستان، نفوذ افزايش يافته حماس و حزب الله و تا همين اخير درآمدهاي نفتي بالا، به تهران فرصتها و آزادي بيشتري براي تعقيب هدف تبديل به يك قدرت منطقهاي، داده است. اين برداشت باعث ايجاد يك سياست خارجي جسورانهتر شده است به گونهاي كه تهران بر گسترش روابط خود با عراق، افغانستان و شرق تمركز كرده تا نفوذ و بهرهبرداري بهتري از تحولات سياسي، اقتصادي و امنيتي منطقه داشته باشد. تعقيب دستيابي به توانمندي هستهاي از جانب ايران عامل ديگر در سياست خارجي جسورانهتر ايران است و اين جنبهاي است كه من بعدا درباره آن بحث خواهم كرد.
در تهران، جناح محافظهكار ايران به تسلط خود بر دولت ادامه ميدهد.[آيت الله]خامنهاي رهبر معظم، قدرت سياسي را در دفتر خود تحكيم بخشيده اما اعتماد وي به عوامل محافظه كار تندرو يعني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بازنشستههاي جنگ، سياستمداراني چون محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري را بازگرداند و روحانيون گزينش شده را براي تقويت مقام خود توازن جناحي اوليه در سياستهاي ايران تغيير داده است.
با اين كه حكومت ايران هنوز از جناحهاي رقيب زيادي تشكيل شده است اما تنها آنهايي كه از مفهوم يك رهبر معظم قدرتمند و ارزشهاي انقلابي حمايت ميكنند اكنون سهمي قابل توجه در تصميمگيري دارند.
احمدي نژاد از دورنماي كمتري براي انتخاب مجدد در انتخابات ماه ژوئن [خرداد 88] برخوردار است زيرا مديريت اقتصاد و سياست خارجي تهاجمي همراه با لفاظي وي منشاء انتقادهاي داخلي و اختلافنظرهاي سياسي فراوان شده است. سياستهاي اقتصادي احمدي نژاد بيكاري را به مقدار اندكي كاهش داده اما باعث تورم قابل ملاحظهاي شده است كه به منتقدانش سلاح قدرتمندي داده است شايستگي وي را زير سوال ميبرد. افت شديد قيمتهاي جهاني نفت به مشكلات اقتصادي ايران اضافه خواهد شد اما تهران پشتوانه قابل توجهي از ذخاير خارجي دارد تا اولويتها اجتماعي و ديگر هزينهها را حمايت كند. درآمدهاي كمتر انرژي نيز ممكن است به كاهش ماجراجويي سياست خارجي آن كمك كند.
ما نميدانيم آيا [آيتالله] خامنهاي به طور فعال از انتخاب مجدد احمدينژاد حمايت ميكند يا خير. رهبر معظم انقلاب به طور علني حمايت خود از دولت احمدينژاد را اعلام كرده اما برآورد ما اين است كه اظهارات وي بيشتر براي كاستن از انتقادات وارد به حكومت صورت گرفته نه تاييد احمدينژاد.
با اينكه پيش بيني ميكنيم هر كسي كه انتخاب شود حامي سرسخت جمهوري اسلامي خواهد بود، اما اشاره ميكنيم كه با انتخاب يك چهره عملگراتر ممكن است با گذشت زمان ممكن است شاهد رفتار كم و بيش متعادل ايران باشيم. به اين صورت ورود به روند تصميمگيري دامنه وسيعتري از گزينهها را نسبت به دوره احمدي نژاد شامل ميشود.
از لحاظ نظامي ايران به افزايش قدرت سه ستون بازدارندگي راهبردي خود ادامه ميدهد:
موشكهاي سطح به سطح، راكتهاي دوربرد و هواپيما براي اقدامات تلافي جويانه؛ نيروي دريايي براي اختلال عبور و مرور دريايي از طريق آبراههاي كليدي؛ و نيروهاي غيرمتعارف و داوطلباني براي اجراي عملياتهاي استشهادي در سراسر جهان. با اين كه بسياري از اظهارات آنها اغراق است، اما مقامات ايران در طول سال گذشته مكرر ادعا كردهاند كه توانمنديهاي بهتر موشك بالستيك كه بتواند منافع آمريكا و متحدانش را تهديد كند و توانايي بستن تنگه هرمز با استفاده از عملياتهاي قايقهاي كوچك غيرمتعارف، موشكهاي كروز ضد كشتي و ديگر سيستمهاي نيروي دريايي را در اختيار دارند. برخي مقامات مانند "محمد علي جعفري نجفآبادي " فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشاره كرده است كه ايران در حملات عليه منافع آمريكا حتي در مكانهاي دور دست خواهد داشت. وي اعلام كرده است كه ايران طرحهاي احتمالي براي جنگ و نبرد غيرمتعارف عليه آمريكا و متحدان آن در اختيار دارد.
اهداف ايران در عراق شامل جلوگيري از ظهور تهديد از جانب خاك عراق يا از جانب خود دولت عراق يا از جانب آمريكاست. براي دستيابي به اين امر، ايران احتمالا به دنبال دولتي در عراق است كه در آن متحدان شيعه تهران اكثريت قدرت سياسي، اقتصادي و امنيتي را برخوردار باشد. ايران همچنين به دنبال آسيب رساندن به آمريكا از طريق سياسي، اقتصادي و هزينههاي انساني به منظور محدود كردن مشاركت عراق در منطقه و اطمينان از اين است كه واشنگتن حضور نظامي دائم خود در عراق را حفظ نكند يا از ارتش خود براي فشار يا حمله به ايران استفاده نكند.
اقدامات ايران براي تثبيت نفوذ خود در عراق شامل دامنه وسيعي از فعاليتها از جمله استفاده از تبليغات، فراهم كردن كمكهاي بشردوستانه، ايجاد روابط بازرگاني و اقتصادي و حمايت از عوامل شيعه كه عليه نيروهاي ائتلاف مبارزه ميكنند، است. ايران براي گروههاي متفاوتي از شبهنظاميان شيعي حمايت كرده است.
ما برآورد ميكنيم كه ايران بر اساس موارد زير همچنان به كمك خود به شبه نظاميان شيعي عراق ادامه خواهد داد: با توجه به تهديدي كه از جانب نيروهاي آمريكا در عراق احساس ميكند ادامه ميدهد، وضعيت روابط آمريكا-ايران، نگراني تهران از شورش بعثيها، تمايل تهران براي كمك به دفاع شيعيان عراق عليه خشونت فرقهاي و حفظ توانايي ايفاي نقش نابودكننده در عراق در صورتي كه ايران متوجه شود دولت عراق به يك تهديد راهبردي تبديل شده است.
علي رغم تلاشهاي تهران، ما پيشبيني ميكنيم مليگرايي عراقي و تواناييهاي در حال افزايش دولت عراق نفوذ ايران در عراق را محدود كند. براي مثال بغداد با وجود مخالفت ايران توافقنامه امنيتي آمريكا-عراق را امضا كرد.
ايران در افغانستان بر ارتقاي يك دولت مركزي دوستانه در كابل و محدود ساختن نفوذ و قدرت غرب تمركز كرده است. سياست ايران در افغانستان از مسيرهاي چندگانهاي پيروي ميكند كه شامل فراهم آوردن پشتيباني سياسي و اقتصادي به دولت كرزي و توسعه روابط با بازيگران طيف سياسي افغانستان است.
ايران با گفتگوهاي آشتي افغانستان با طالبان همزمان با خطر افزايش نفوذ و مشروعيت اين گروه مخالفت ورزيده است.
ارزيابي ما اين است كه ايران به طالبان بياعتماد بماند و با بازگشت آن به قدرت مخالفت كند اما از تدارك كمك مرگبار به عنوان راهي براي اعمال فشار بر نيروهاي غربي، جمعآوري اطلاعات و ايجاد روابطي كه بتواند منافع ايران را در صورت كنترل دوباره افغانستان توسط طالبان حفظ كند، استفاده ميكند.
تهران در همسايگي غربي خود بر ايجاد نفوذ درلبنان و توسعه توانمندي متحدان كليدي خود متمركز شده است. تهران به حمايت از گروههايي مانند حزبالله، حماس، جهاد اسلامي فلسطين (PIJ) ادامه ميدهد. تهران حمايت از اين گروهها را به عنوان مكملي براي تلاشهاي خود به منظور به چالش كشيدن نفوذ اسرائيل و غرب در خاورميانه تلقي ميكند.
حزبالله بزرگترين دريافت كننده كمك اقتصادي، آموزش و تسليحات است و رهبري ارشد ايران حزبالله را به عنوان الگويي براي ديگر گروههاي شبهنظامي ذكر كرده است. برآورد ما اين است كه تهران به تامين حزبالله با مقادير قابل توجهي پول، آموزش و تسليحات از جنگ 2006 [33 روزه] با اسرائيل ادامه داده است كه باعث افزايش توانمنديهاي اين گروه براي اعمال فشار بر ديگر جناحهاي لبناني و تهديد اسرائيل شده است.
ارائه آموزش، تسليحات و پول به حماس از انتخابات 2006 فلسطين توانايي اين گروه براي حمله به اسرائيل مخالفت با تشكيلات خودگردان فلسطين را تقويت كرده است.
وخيمتر شدن مناقشات در خاورميانه
سرزمينهاي فلسطين و لبنان دو منطقه هستند كه ارتباطات چندگانه هركدام كه درباره آن صحبت كردم در اين كمان بيثباتي بيشترمشخص است. دو بازيگر غير دولتي يعني حماس و حزبالله، نقشهاي مهمي را بازي ميكنند، اين كه هر كدام اعلام ميكنند كه به مانند ايران و سوريه با منافع آمريكا مخالف هستند نيز با اهميت است. در اين دو كشور ما درباره وخيمتر شدن جنگ و امكان افزايش افراط گرايي خشونتآميز نگرانيم.
جنگ ميان اسرائيل و حماس در نوار غزه در نيمه ژانويه فروكش كرد و دنبال خود ديدگاههاي خشنتري را در ميان اسرائيليها و فلسطينيان برجاي گذاشت، اختلافات سياسي فلسطين را عميقتر كرد و شكاف بين كشورهاي ميانهروي منطقهاي كه از جانب مصر،عربستان سعودي و اردن رهبري ميشد را با تندروهايي كه شامل ايران، حزبالله و سوريه است افزايش داد. چالش كليدي براي سياست آمريكا در سال آتي ميلادي يافتن راههايي براي تقويت كشورهاي ميانهروي منطقه و احياي امكان مذاكرات صلح، پرهيز از اختلاف و خشم پس از جنگ در منطقه كه چشماندازهاي صلح را بيش از اين كاهش ميدهد، خواهد بود.
با به دست گرفتن كنترل نوارغزه توسط حماس و قدرتمندتر شدن حزبالله در لبنان، پيشرفت در زمينه يك توافق فلسطيني-اسرائيلي نيز دشوارتر ميشود. با توجه به توسعه توانمندي هستهاي ايران و اينكه اسرائيل مصمم است كه به ايران اين اجازه را ندهد، امكان رويارويي ايران-اسرائيل يا بحران در اين زمينه نيز وجود دارد. كشورهاي عربي ميانهرو نگران هستند كه ايران مجهز به توانمندي هستهاي، خواهان پيشرفت در زمينه صلح فلسطين باشد كه غياب هر كدام [در اين موضوع] متحدان عرب آمريكا را از سرمايه سياسي ضروري براي دفاع از روابط راهبردي آنها با آمريكا محروم كند و[بنابراين] خواهان حفظ سياستهاي ميانهرو و دولت محور براي منطقه هستند. پيشرفت در روند صلح اسرائيل-فلسطين فرصتهاي آمريكا براي افزايش مشاركت خود با افكار عمومي اعراب را افزايش ميدهد. اين افكار عمومي شامل آنهايي است كه با ايدئولوژي در حال افزايش مليگرايي اسلامي موافق هستند.
به نظر ميرسد افكار عمومي اسرائيل عمدتا از اقدام نظامي اسرائيل حمايت ميكنند و بر اين باور است اسرائيل بايد براي جلوگيري از حملات سرزمين تحت كنترل فلسطينيان [نوار غزه] اقدام قاطعانه انجام دهد. از سوي ديگر اقدامات نظامي اسرائيل در غزه خشم فلسطينيان در قبال اسرائيل را هم در نوار غزه و هم در كرانه باختري افزايش داد و باعث برافروخته شدن خشم و اعتراضات در سراسر جهان عرب و جهان اسلام شد.
حماس و تشكيلات خودگردان در يك رقابت فشرده به سر ميبرند و هر دو طرف به دنبال خروج از اين درگيري با داشتن يك جايگاه سياسي قدرتمندتر هستند اما روبط بين اين دو سازمان به دليل بحران [غزه] دچار سردي بيشتر شده است. تشكيلات خودگردان (PA) حماس را به برانگيختن بي جهت حمله اسرائيل متهم كرد و حماس كه اعلام كرده با جان سالم به در بردن از عمليات اسرائيل "پيروز " شده و به كنترل نوار غزه ادامه ميدهد تشكيلات خودگردان را به همدستي اساسي با حمله اسرائيل متهم كرد.
كشورهاي ميانهرو عربي و تندروهاي منطقهاي در حال رقابت براي شكل دادن تحولات منطقهاي و ديدگاههاي عمومي پس از بحران غزه هستند. ميانهروها به دنبال آشتي جناحهاي فلسطيني و از سرگيري گفتگوهاي صلح بين اسرائيل و فلسطينيان هستند، در حاليكه تندروها حماس را به حفظ موضع عدم سازش در قبال اسرائيل ترغيب ميكنند. اين گروههاي منطقهاي مخالف هم در حال رقابت براي به دست گرفتن رهبري انتقال كمكهاي بشردوستانه به فلسطينيان در غزه هستند. كشورهاي ميانهرو از تلاشهاي آمريكا براي ايجاد يك آتشبس و رژيم امنيتي مرزي حمايت ميكنند كه از تسليح مجدد حماس جلوگيري خواهند كرد و اين در حالي است كه ايران احتمالا رهبري تلاش براي تامين تسليحات براي حماس به منظور ايجاد توانمنديهاي نظامي اين گروه را به دست ميگيرد.
تنشهاي ميان حماس و فتح از زمان به دست گرفتن كنترل نوار غزه توسط حماس در ژوئن 2007 افزايش يافته و تلاشها براي دستيابي به آشتي ناكام مانده است. هر دو جناح به حمله به يكديگر، عمليات ايذايي و اسير كردن اعضاي گروه ديگر در كرانه باختري و نوار غزه ادامه ميدهند كه باعث افزايش تنفر دوجانبه ميشود و رسيدن به توافق بين آنها را دشوار ميسازد. گفتگوهاي آشتي ميان فتح و حماس كه براي ماه نوامبر در قاهره برنامهريزي شده بود برگزار نشد زيرا حماس شركت در اين نشستها را رد كرد كه تا حدي در اعتراض به اقدامات امنيتي جاري تشكيلات خودگردان در كرانه باختري در هدف كردن اعضاي حماس صورت گرفت.
عدم توافق بين فتح و حماس درباره دامنهاي از مسائل مانند زمانبندي انتخابات ملي و تشكيل يك دولت وحدت توانست حماس را به چالش كشيدن مشروعيت دولت عباس رهنمون كند و موانعي براي آشتي فتح-حماس خواهد ماند.
در سال 2008 تنشهاي ديرين بين عوامل ضد دموكراتيك فتح وخيمتر شد كه عمدتا و نه اختصاصا به اصطلاح "گارد قديم " معروف بودند و به طور معمول عوامل جوانتر خواستار اصلاحات داخلي در درون اين جناح بودند. اين اختلاف در سال 2008 همزمان با بحثها درباره محل و شركتكنندگان در ششمين كنگره عمومي به تاخير افتاده فتح بدتر شد. اين درگيريهاي داخلي تهديدي براي شكست حزب بود و به چشماندازهاي آن پيش از انتخابات رياست جمهوري و قانونگذاري تشكيلات خودگردان در سال 2009 يا اوايل 2010 آسيب ميزند. هيچ توافق نظري بين مقامات فتح درباره جانشيني براي محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان وجود ندارد. عباس كسي را براي جانشيني آماده نكرده و هيچ رهبر بالقوهاي حمايت كامل فتح را به دست نياورده است.
در لبنان پس از يك بنبست طولاني، روند سياسي تحركاتي را سال گذشته ميلادي نشان داد كه منجر به يك اجماع شكننده شد كه در نتيجه آن به حزبالله و مخالفان قدرت وتو در دولت لبنان داد. توافق دوحه در ماه مه 2008 به درگيريهاي مسلحانه ميان حزبالله و غيرنظاميان لبناني و 18 ماه بنبست سياسي پايان داد. اين توافق همچنين راه را براي انتخاب ميشل سليمان فرمانده سابق نيروهاي مسلح لبنان (LAF) به عنوان رئيس جمهور در 25 مه 2008 هموار كرد. سليمان خود را به عنوان يك ايجاد كننده توافق بين ائتلاف 14 مارس و مخالفان به رهبري حزبالله قرار داد و پيشرفتهايي هم در اين مسايل داشت كه عبارتند از تشكيل يك كابينه وحدت ملي، تهيه پيشنويس بيانيه كابينه و تشكيل مجدد قانون انتخابات.
صحنه سياسي لبنان از ماه مه 2008 شاهد يك دوره آشتي و آرامش نسبتا آرام بوده كه احتمالا به دليل اين است كه تمام گروههاي لبناني بر آمادهسازي و تشكيل اتحادهاي انتخابات مجمع ملي [پارلمان] در ژوئن 2009 است. رايدهندگان مسيحي لبنان كه بين انتخاب از ميان دو گروه سياسي اختلاف دارند، در تعيين اكثريت پيروز در انتخابات نقش سرنوشتساز خواهند داشت.
اوضاع امنيتي در لبنان به ويژه در شمال كه شاهد درگيري بين جوامع اهل سنت و علوي در اواخر تابستان بود، هنوز ناآرام است. خشونتي كه از جانب حزبالله در ماه مه آغاز شد تمام گروههاي فرقهاي به ويژه اهل سنت را درباره امنيت آنها نگران كرد.پاسخ محدود نيروهاي مسلح لبنان و قدرت نظامي مخالفان به رهبري حزبالله اين نگرش را تقويت كرد كه جوامع فرقهاي بايد از خود دفاع كنند. تمام طرفها در حال تلاش براي توسعه نيروهاي شبهنظامي كه اساس فرقهاي دارند، هستند. حزبالله به تقويت قدرت نظامي خود ادامه ميدهد به گونهاي كه از زمان جنگ 2006 [جنگ 33 روزه] اين گروه به تسليح مجدد و آموزش پرسنل اضافي در تدارك براي جنگ احتمالي آينده با اسرائيل پرداخته است. تلاشهاي حزبالله براي آشتي با ديگر احزاب لبناني اقدامي براي نشان دادن تعهد اين گروه به اصل مليگرايي لبناني در تدارك براي انتخابات است. آنها همچنين قصد كاهش آسيب وارده به چهره حزبالله را دارند كه در نتيجه كنترل نظامي بخشهايي از بيروت در ماه مه ايجاد شد.
بشار اسد از زمان تصدي سمت رياست جمهوري سوريه در ژوئن 2000 تسلط خود بر قدرت را در سوريه افزايش داده است. جايگاه اسد با موفقيت مشاهده شده وي در بحرانهاي منطقهاي و فشار بينالمللي و به وسيله توانايي حكومت سوريه براي برجسته كردن دور بودن نسبي سوريه از ناآرامي در عراق و لبنان افزايش يافته است. اسد در سوريه، در حالي ستونهاي كنترل رژيم را كه توسط پدرش ايجاد شده حفظ كرده كه به تدريج از نقل و انتقال پرسنل براي انتصاب وفاداران استفاده ميكند و پايگاه قدرتش را افزايش ميدهد.
عليرغم نارضايتي وسيع از شرايط اقتصادي، دلسرد شدن به دليل فقدان اصلاحات سياسي و بيزاري خاموش برخي اهل سنت از تسلط اقليت "علوي " در سوريه رهبران اين كشور به سوء استفاده از "مقاومت " در برابر اسرائيل و رد فشار آمريكا براي وحدت سوريها در حمايت از حكومت سوريه ادامه ميدهند.
دمشق به تلاشهاي خود براي استحكام بخشيدن به نفوذ خود در لبنان با ارائه كمك اقتصادي و ديگر كمكها به متحدان خود درگروه مخالفان دولت لبنان ادامه ميدهد. سوريه از نقش خود در كمك به تضمين توافقنامه دوحه 2008 كه به ناآرامي سياسي لبنان در بهار گذشته پايان داد و براي بهبود روابط با اروپا و كشورهاي عرب ميانهرو به ايجاد يك دولت وحدت منجر شد، سوءاستفاده كرده است. سوريه به زودي سفير خود در لبنان را منصوب ميكند و ما پيشبيني ميكنيم سوريه به دخالت در امور لبنان با هدف ترغيب منافع خود ادامه خواهد داد.
همكاري نظامي سوريه با ايران شامل همكاري سه جانبه با حزبالله نيز هست، كه در طول سال گذشته افزايش يافته است. سوريه روابط خود با ايران را به عنوان ابزاري براي اعمال فشار و بازدارندگي دشمنان به ويژه اسرائيل و ايجاد اهرمي براي دستيابي به اهداف بزرگ داشتن نقشي مهم در جهان عرب، حفظ نفوذ سوريه در لبنان و بازگرداندن بلنديهاي جولان، مينگرد. براي ناحيه سوريه، ايران در 25 سال گذشته اثبات كرده است كه قابل اعتمادترين متحد سوريه است. منافع مشترك در طول چند سال گذشته- حمايت از حزبالله لبنان، حفظ سرزمينهاي فلسطيني و مقابله با مقاصد منطقهاي آمريكا- ايران و سوريه را به سوي يك اتحاد نزديكتر كشاند. حمايت نظامي سوريه از حزبالله طي 5 سال گذشته به ويژه از جنگ اسرائيل-لبنان در سال 2006 به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. دمشق همچنين از گروههاي سازشناپذير فلسطيني مانند حماس كه رهبري خارجي خود را در سوريه قرار دادهاند، حمايت ميكند. سوريه احتمالا رويكرد خود با شورشيان عراق را همانطور كه اوضاع عراق بهبود مييابد، سازگار خواهد كرد. همانطور كه آمريكا از عراق خارج ميشود، ما برآورد ميكنيم كه دمشق به دنبال روابط سياسي و اقتصادي بهبوديافته با بغداد باشد و احتمالا از مخالفاني كه با حضور طولاني مدت آمريكا در عراق حمايت ميكند. سوريه دروازه مهم ورود جنگجويان خارجي به عراق باقي خواهد ماند. سوريه حمله 26 اكتبر 2008 آمريكا را محكوم كرد كه ابوقاديه فراهم كننده كمك جنگجوي خارجي القاعده در عراق را هدف قرار داده بود و خروج موقتي تعدادي از نيروهاي گارد مرزي خود را نمايش داد.
دمشق همچنين موسسات آمريكا در سوريه را از جمله "مدرسه جامعه دمشق " و "مركز فرهنگي آمريكايي " تعطيل كرد.
ادامه دارد
منبع خبرگزاری فارس
خبرگزاري فارس: جامعه اطلاعاتي آمريكا در برآورد سالانه خود درباره تهديدات عليه اين كشور كه به سنا ارائه كرد با بررسي تلاشهاي ايران براي تحكيم جايگاه منطقهاي و با اشاره به انتخابات رياست جمهوري كشورمان اعتراف كرد هر فردي كه در انتخابات آتي ايران پيروز شود از حاميان قدرتمند جمهوري اسلامي خواهد بود.

به گزارش فارس، "دنيس بلر " رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا در فوريه 2009 گزارشي را به كميته منتخب سناي آمريكا در امور اطلاعاتي ارايه كرد كه در آن ارزيابي دستگاههاي متعدد اطلاعاتي اين كشور از مواردي كه آمريكا را تهديد ميكند ارايه شده است.
اين گزارش مفصل علاوه بر موارد اقتصادي و داخلي آمريكا، موارد بينالمللي از جمله نهادها، سازمانها و كشورهاي جهان، جريانهاي تروريستي را از منظر اطلاعاتي و تهديدات بالقوهاي كه براي آمريكا به همراه دارند، بررسي كرده است.
خبرگزاري فارس نظر به اهميت موضوع و شناخت آنچه كه آمريكاييها از آن به عنوان تهديد براي خود ياد ميكنند و همچنين معرفي موارد اعتراف شده دستگاههاي اطلاعاتي اين كشور از كاستيها و نواقص عملكرد دولتي اين كشور اقدام به تهيه و ترجمه مطلب كرده است كه به تدريج خدمت مخاطبين محترم عرضه ميگردد.
بخش دوم اين برآورد تهديد به شرح زير است:
***
تهديدات رشديافته در داخل آمريكا
قضاوت ما اين است كه هيچكدام از تندروهاي رشد يافته در داخل آمريكا هنوز از نظر سطح عددي يا نشان دادن سرعت عملياتي يا مهارتي به آن حدي نرسيدهاند كه ما در اروپاي غربي شاهد آن بودهايم. دامنهاي از عوامل داخلي در آمريكا ممكن است به توسعه سلولها يا گروههاي تندروي داخلي آن هم در سطح اندك، كمك كند. با اين همه ما درباره امكان الهام تندروهاي داخلي از ايدئولوژي شبه نظاميان القاعده براي طراحي حملات در داخل آمريكا، اروپا يا هر جاي ديگري بدون اين كه آنها از گروههايي كه به آن وابسته هستند، دستور بگيرند، نگران هستيم. در اين زمينه، در طي سال آينده ما بر شناسايي هر گونه رابطه بين افرادي كه در آمريكا مستقر هستند و شبكههاي تندروي خارج از آمريكا متمركز خواهيم ماند. با اينكه بررسي گسترش وبسايتهاي سلفي تندرو كه توجيه مذهبي براي حملات فراهم ميكنند؛ لفاظيهاي شديد و خشن ضد غربي و نشانههاي حاكي از اين كه گروههاي خودبخودي در آمريكا با اهداف خشونت بار بن لادن شناسايي شوند، دشوار است، اما همه حاكي ازاين احتمال است كه شمار اندك اما خشني از گروهها [تروريست] در آمريكا توسعه پيدا كنند.
تلاشهاي تبليغاتي القاعده شامل پيامهايي به زبان انگليسي و تبليغاتي است كه به طور خاص يك مخاطب آمريكايي را يا به صورت ترجمه شده يا مستقيما از طريق ايمن الظواهري مرد شماره دو القاعده مورد خطاب قرار ميدهد. نمونه اين تبليغات پيام ويدئويي الظواهري است كه نوامبر 2008 پس از انتخابات رياست جمهوري آمريكا منتشر شد. اعضاي القاعده متولد آمريكا مانند "آدام گيدان " كه در اكتبر 2006 از طرف هيئت عالي منصفه به خيانت محكوم شد، اقدام به پشتيباني اطلاعاتي براي يك سازمان تروريست خارجي مشخص و كمك و همدستي با تروريستها و همچنين شركت در ساخت اين پيامهاي تبليغاتي به زبان انگليسي كرده بود.
تهديد از جانب حزبالله لبنان
حزبالله لبنان همچنان يك دشمن سرسخت با توانايي حمله به خاك آمريكا و منافع اين كشور در خارج از آن باقي مانده است. حزب الله يك سازمان چند بعدي منظم است كه از عوامل سياسي، اجتماعي، پارلماني تشكيل شده است. ارزيابي ما اين است كه هر گونه تصميم اين گروه براي متوسل شدن به اسلحه يا تاكتيكهاي تروريستي اقدامي كاملا سنجيده است. از سوي ديگر ما برآورد ميكنيم كه درگيري مسلحانه به ويژه عليه اسرائيل به عنوان ايدئولوژي و راهبرد اصلي حزبالله باقي بماند.
ارزيابي ما اين است حزبالله لبنان كه در گذشته حملات ضد آمريكايي انجام داده، ممكن است حمله به منافع آمريكا را در نظر بگيرد كه براي اين امر بايد تهديد مستقيم آمريكا به بقاي اين گروه، رهبري آن يا زيرساخت حزبالله يا ايران متمركز شده و اين گروه اين تهديد را احساس كند. با اين وجود ما برآورد ميكنيم كه حزبالله براي اتخاذ هر گونه تصميمي براي اقدام عليه آمريكا به دقت اوضاع را بررسي كند و تمام جوانب را بسجند. حزبالله احتمالا به حمايت از افراد و گروههاي عامل ادامه ميدهد كه اين امر براي حزبالله امكان انكار موجهي را در زمينه حملات احتمالي به غرب يا اسرائيل فراهم ميكند.
ما برآورد ميكنيم كه حزبالله منتظر درگيري با اسرائيل بوده و آن را پيشبيني كرده و تلاش خواهد كرد به اجراي درسهاي آموخته شده از جنگ تابستان 2006 [جنگ 33 روزه] ادامه دهد. در جنگ احتمالي آينده، حزبالله احتمالا از آمادگي بهتر برخوردار است و از سال 2006 توانمندتر است.
منحني بيثباتي
منطقه بزرگي از خاورميانه گرفته تا جنوب آسيا، كانون بسياري از چالشهاي پيش روي آمريكا در قرن بيست و يكم است. در حالي كه ما در حال پيشرفت در زمينه مبارزه با تروريسم هستيم، ريشهها و مسايل مرتبط با بسياري مشكلات در اين منطقه عميقتر ميشوند و بسيار پيچيده هستند. ايالات متحده ابزارهاي قدرتمندي در اختيار دارد از نيروي نظامي گرفته تا ديپلماسي در منطقه و روابط خوب با اكثريت قريب به اتفاق كشورها. تقريبا يك شناخت جهاني درباره اين مسئله وجود دارد كه آمريكا براي هر راه حلي ضروري است و اين امر به گونهاي ميتواند تاثير گذار باشد كه به آمريكا و منطقه سود برساند. من با بررسي به كشورها به صورت انفرادي آغاز خواهم كرد اما تحليل جامعه اطلاعاتي كه من در اين گزارش ارائه ميدهم بر پيوندهاي منطقهاي كه مشكلات را وخيمتر كرده و فراهم كردن فرصتهايي كه براي برخورد با مشكلات در دسترس هستند، تاكيد ميورزم.
چشمانداز ژئوپلتيكي در حال تغيير در خاورميانه
در خاورميانه تجديد قواي ايران به عنوان يك قدرت منطقهاي، عميق شدن اختلافات قومي، فرقهاي و اقتصادي در بيشتر منطقه خاورميانه و بروز تلاش براي جانشيني آمريكا در ميان متحدان آمريكا در حال شكل دادن به چشم انداز راهبردي در منطقه است. حزبالله و حماس به شكل موفقيت آميزي كسوت مقاومت در برابر اسرائيل را از رژيمهاي ميانهرو كه هدايت آن را مليگراهاي عرب سكولار در اختيار دارند به خود اختصاص دادهاند و باعث بياعتبار شدن آنها در اذهان عمومي شده است. خطوط نبرد به طور فزايندهاي نه تنها فقط در بين اسرائيل و كشورهاي عربي كشيده شده بلكه بين مليگراهاي عرب سكولار و جنبشهاي اسلامي مليگرا روبه رو شد در داخل كشورهاي ميانهروي عربي نيز كشيده شده است. نفوذ ايران در عراق، روابط راهبردي ديرپاي آن با سوريه، تلاش براي دستيابي به توانمندي هستهاي و موفقيت متحدان تهران يعني حماس و حزبالله، آرمانهاي ايران براي برتري منطقهاي را تقويت ميكنند. رهبران سني عرب در تلاش براي محدود كردن دستاوردهاي ايران هستند به گونهاي كه ديپلماسي منطقهاي فعالتر عربستان سعودي به شكل قابل ملاحظهاي در محدود كردن آزادي عمل ايران كم آورده است. اهداف ايران با ادامه مناقشات در عراق، لبنان و سرزمينهاي فلسطيني تركيب شده كه نشان دهنده نقاط حساس اصلي براي درگيري تشديد شده در منطقه است.
اهداف ديرين سياست خارجي ايران حفظ حكومت اسلامي، محافظت از حاكميت ايران، دفاع از اهداف هستهاي آن و گسترش نفوذ آن در منطقه و جهان اسلام است. رهبران ايران متوجهاند كه تحولات منطقهاي از جمله بركناري صدام و طالبان، چالشهاي پيش روي آمريكا در عراق و افغانستان، نفوذ افزايش يافته حماس و حزب الله و تا همين اخير درآمدهاي نفتي بالا، به تهران فرصتها و آزادي بيشتري براي تعقيب هدف تبديل به يك قدرت منطقهاي، داده است. اين برداشت باعث ايجاد يك سياست خارجي جسورانهتر شده است به گونهاي كه تهران بر گسترش روابط خود با عراق، افغانستان و شرق تمركز كرده تا نفوذ و بهرهبرداري بهتري از تحولات سياسي، اقتصادي و امنيتي منطقه داشته باشد. تعقيب دستيابي به توانمندي هستهاي از جانب ايران عامل ديگر در سياست خارجي جسورانهتر ايران است و اين جنبهاي است كه من بعدا درباره آن بحث خواهم كرد.
در تهران، جناح محافظهكار ايران به تسلط خود بر دولت ادامه ميدهد.[آيت الله]خامنهاي رهبر معظم، قدرت سياسي را در دفتر خود تحكيم بخشيده اما اعتماد وي به عوامل محافظه كار تندرو يعني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بازنشستههاي جنگ، سياستمداراني چون محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري را بازگرداند و روحانيون گزينش شده را براي تقويت مقام خود توازن جناحي اوليه در سياستهاي ايران تغيير داده است.
با اين كه حكومت ايران هنوز از جناحهاي رقيب زيادي تشكيل شده است اما تنها آنهايي كه از مفهوم يك رهبر معظم قدرتمند و ارزشهاي انقلابي حمايت ميكنند اكنون سهمي قابل توجه در تصميمگيري دارند.
احمدي نژاد از دورنماي كمتري براي انتخاب مجدد در انتخابات ماه ژوئن [خرداد 88] برخوردار است زيرا مديريت اقتصاد و سياست خارجي تهاجمي همراه با لفاظي وي منشاء انتقادهاي داخلي و اختلافنظرهاي سياسي فراوان شده است. سياستهاي اقتصادي احمدي نژاد بيكاري را به مقدار اندكي كاهش داده اما باعث تورم قابل ملاحظهاي شده است كه به منتقدانش سلاح قدرتمندي داده است شايستگي وي را زير سوال ميبرد. افت شديد قيمتهاي جهاني نفت به مشكلات اقتصادي ايران اضافه خواهد شد اما تهران پشتوانه قابل توجهي از ذخاير خارجي دارد تا اولويتها اجتماعي و ديگر هزينهها را حمايت كند. درآمدهاي كمتر انرژي نيز ممكن است به كاهش ماجراجويي سياست خارجي آن كمك كند.
ما نميدانيم آيا [آيتالله] خامنهاي به طور فعال از انتخاب مجدد احمدينژاد حمايت ميكند يا خير. رهبر معظم انقلاب به طور علني حمايت خود از دولت احمدينژاد را اعلام كرده اما برآورد ما اين است كه اظهارات وي بيشتر براي كاستن از انتقادات وارد به حكومت صورت گرفته نه تاييد احمدينژاد.
با اينكه پيش بيني ميكنيم هر كسي كه انتخاب شود حامي سرسخت جمهوري اسلامي خواهد بود، اما اشاره ميكنيم كه با انتخاب يك چهره عملگراتر ممكن است با گذشت زمان ممكن است شاهد رفتار كم و بيش متعادل ايران باشيم. به اين صورت ورود به روند تصميمگيري دامنه وسيعتري از گزينهها را نسبت به دوره احمدي نژاد شامل ميشود.
از لحاظ نظامي ايران به افزايش قدرت سه ستون بازدارندگي راهبردي خود ادامه ميدهد:
موشكهاي سطح به سطح، راكتهاي دوربرد و هواپيما براي اقدامات تلافي جويانه؛ نيروي دريايي براي اختلال عبور و مرور دريايي از طريق آبراههاي كليدي؛ و نيروهاي غيرمتعارف و داوطلباني براي اجراي عملياتهاي استشهادي در سراسر جهان. با اين كه بسياري از اظهارات آنها اغراق است، اما مقامات ايران در طول سال گذشته مكرر ادعا كردهاند كه توانمنديهاي بهتر موشك بالستيك كه بتواند منافع آمريكا و متحدانش را تهديد كند و توانايي بستن تنگه هرمز با استفاده از عملياتهاي قايقهاي كوچك غيرمتعارف، موشكهاي كروز ضد كشتي و ديگر سيستمهاي نيروي دريايي را در اختيار دارند. برخي مقامات مانند "محمد علي جعفري نجفآبادي " فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشاره كرده است كه ايران در حملات عليه منافع آمريكا حتي در مكانهاي دور دست خواهد داشت. وي اعلام كرده است كه ايران طرحهاي احتمالي براي جنگ و نبرد غيرمتعارف عليه آمريكا و متحدان آن در اختيار دارد.
اهداف ايران در عراق شامل جلوگيري از ظهور تهديد از جانب خاك عراق يا از جانب خود دولت عراق يا از جانب آمريكاست. براي دستيابي به اين امر، ايران احتمالا به دنبال دولتي در عراق است كه در آن متحدان شيعه تهران اكثريت قدرت سياسي، اقتصادي و امنيتي را برخوردار باشد. ايران همچنين به دنبال آسيب رساندن به آمريكا از طريق سياسي، اقتصادي و هزينههاي انساني به منظور محدود كردن مشاركت عراق در منطقه و اطمينان از اين است كه واشنگتن حضور نظامي دائم خود در عراق را حفظ نكند يا از ارتش خود براي فشار يا حمله به ايران استفاده نكند.
اقدامات ايران براي تثبيت نفوذ خود در عراق شامل دامنه وسيعي از فعاليتها از جمله استفاده از تبليغات، فراهم كردن كمكهاي بشردوستانه، ايجاد روابط بازرگاني و اقتصادي و حمايت از عوامل شيعه كه عليه نيروهاي ائتلاف مبارزه ميكنند، است. ايران براي گروههاي متفاوتي از شبهنظاميان شيعي حمايت كرده است.
ما برآورد ميكنيم كه ايران بر اساس موارد زير همچنان به كمك خود به شبه نظاميان شيعي عراق ادامه خواهد داد: با توجه به تهديدي كه از جانب نيروهاي آمريكا در عراق احساس ميكند ادامه ميدهد، وضعيت روابط آمريكا-ايران، نگراني تهران از شورش بعثيها، تمايل تهران براي كمك به دفاع شيعيان عراق عليه خشونت فرقهاي و حفظ توانايي ايفاي نقش نابودكننده در عراق در صورتي كه ايران متوجه شود دولت عراق به يك تهديد راهبردي تبديل شده است.
علي رغم تلاشهاي تهران، ما پيشبيني ميكنيم مليگرايي عراقي و تواناييهاي در حال افزايش دولت عراق نفوذ ايران در عراق را محدود كند. براي مثال بغداد با وجود مخالفت ايران توافقنامه امنيتي آمريكا-عراق را امضا كرد.
ايران در افغانستان بر ارتقاي يك دولت مركزي دوستانه در كابل و محدود ساختن نفوذ و قدرت غرب تمركز كرده است. سياست ايران در افغانستان از مسيرهاي چندگانهاي پيروي ميكند كه شامل فراهم آوردن پشتيباني سياسي و اقتصادي به دولت كرزي و توسعه روابط با بازيگران طيف سياسي افغانستان است.
ايران با گفتگوهاي آشتي افغانستان با طالبان همزمان با خطر افزايش نفوذ و مشروعيت اين گروه مخالفت ورزيده است.
ارزيابي ما اين است كه ايران به طالبان بياعتماد بماند و با بازگشت آن به قدرت مخالفت كند اما از تدارك كمك مرگبار به عنوان راهي براي اعمال فشار بر نيروهاي غربي، جمعآوري اطلاعات و ايجاد روابطي كه بتواند منافع ايران را در صورت كنترل دوباره افغانستان توسط طالبان حفظ كند، استفاده ميكند.
تهران در همسايگي غربي خود بر ايجاد نفوذ درلبنان و توسعه توانمندي متحدان كليدي خود متمركز شده است. تهران به حمايت از گروههايي مانند حزبالله، حماس، جهاد اسلامي فلسطين (PIJ) ادامه ميدهد. تهران حمايت از اين گروهها را به عنوان مكملي براي تلاشهاي خود به منظور به چالش كشيدن نفوذ اسرائيل و غرب در خاورميانه تلقي ميكند.
حزبالله بزرگترين دريافت كننده كمك اقتصادي، آموزش و تسليحات است و رهبري ارشد ايران حزبالله را به عنوان الگويي براي ديگر گروههاي شبهنظامي ذكر كرده است. برآورد ما اين است كه تهران به تامين حزبالله با مقادير قابل توجهي پول، آموزش و تسليحات از جنگ 2006 [33 روزه] با اسرائيل ادامه داده است كه باعث افزايش توانمنديهاي اين گروه براي اعمال فشار بر ديگر جناحهاي لبناني و تهديد اسرائيل شده است.
ارائه آموزش، تسليحات و پول به حماس از انتخابات 2006 فلسطين توانايي اين گروه براي حمله به اسرائيل مخالفت با تشكيلات خودگردان فلسطين را تقويت كرده است.
وخيمتر شدن مناقشات در خاورميانه
سرزمينهاي فلسطين و لبنان دو منطقه هستند كه ارتباطات چندگانه هركدام كه درباره آن صحبت كردم در اين كمان بيثباتي بيشترمشخص است. دو بازيگر غير دولتي يعني حماس و حزبالله، نقشهاي مهمي را بازي ميكنند، اين كه هر كدام اعلام ميكنند كه به مانند ايران و سوريه با منافع آمريكا مخالف هستند نيز با اهميت است. در اين دو كشور ما درباره وخيمتر شدن جنگ و امكان افزايش افراط گرايي خشونتآميز نگرانيم.
جنگ ميان اسرائيل و حماس در نوار غزه در نيمه ژانويه فروكش كرد و دنبال خود ديدگاههاي خشنتري را در ميان اسرائيليها و فلسطينيان برجاي گذاشت، اختلافات سياسي فلسطين را عميقتر كرد و شكاف بين كشورهاي ميانهروي منطقهاي كه از جانب مصر،عربستان سعودي و اردن رهبري ميشد را با تندروهايي كه شامل ايران، حزبالله و سوريه است افزايش داد. چالش كليدي براي سياست آمريكا در سال آتي ميلادي يافتن راههايي براي تقويت كشورهاي ميانهروي منطقه و احياي امكان مذاكرات صلح، پرهيز از اختلاف و خشم پس از جنگ در منطقه كه چشماندازهاي صلح را بيش از اين كاهش ميدهد، خواهد بود.
با به دست گرفتن كنترل نوارغزه توسط حماس و قدرتمندتر شدن حزبالله در لبنان، پيشرفت در زمينه يك توافق فلسطيني-اسرائيلي نيز دشوارتر ميشود. با توجه به توسعه توانمندي هستهاي ايران و اينكه اسرائيل مصمم است كه به ايران اين اجازه را ندهد، امكان رويارويي ايران-اسرائيل يا بحران در اين زمينه نيز وجود دارد. كشورهاي عربي ميانهرو نگران هستند كه ايران مجهز به توانمندي هستهاي، خواهان پيشرفت در زمينه صلح فلسطين باشد كه غياب هر كدام [در اين موضوع] متحدان عرب آمريكا را از سرمايه سياسي ضروري براي دفاع از روابط راهبردي آنها با آمريكا محروم كند و[بنابراين] خواهان حفظ سياستهاي ميانهرو و دولت محور براي منطقه هستند. پيشرفت در روند صلح اسرائيل-فلسطين فرصتهاي آمريكا براي افزايش مشاركت خود با افكار عمومي اعراب را افزايش ميدهد. اين افكار عمومي شامل آنهايي است كه با ايدئولوژي در حال افزايش مليگرايي اسلامي موافق هستند.
به نظر ميرسد افكار عمومي اسرائيل عمدتا از اقدام نظامي اسرائيل حمايت ميكنند و بر اين باور است اسرائيل بايد براي جلوگيري از حملات سرزمين تحت كنترل فلسطينيان [نوار غزه] اقدام قاطعانه انجام دهد. از سوي ديگر اقدامات نظامي اسرائيل در غزه خشم فلسطينيان در قبال اسرائيل را هم در نوار غزه و هم در كرانه باختري افزايش داد و باعث برافروخته شدن خشم و اعتراضات در سراسر جهان عرب و جهان اسلام شد.
حماس و تشكيلات خودگردان در يك رقابت فشرده به سر ميبرند و هر دو طرف به دنبال خروج از اين درگيري با داشتن يك جايگاه سياسي قدرتمندتر هستند اما روبط بين اين دو سازمان به دليل بحران [غزه] دچار سردي بيشتر شده است. تشكيلات خودگردان (PA) حماس را به برانگيختن بي جهت حمله اسرائيل متهم كرد و حماس كه اعلام كرده با جان سالم به در بردن از عمليات اسرائيل "پيروز " شده و به كنترل نوار غزه ادامه ميدهد تشكيلات خودگردان را به همدستي اساسي با حمله اسرائيل متهم كرد.
كشورهاي ميانهرو عربي و تندروهاي منطقهاي در حال رقابت براي شكل دادن تحولات منطقهاي و ديدگاههاي عمومي پس از بحران غزه هستند. ميانهروها به دنبال آشتي جناحهاي فلسطيني و از سرگيري گفتگوهاي صلح بين اسرائيل و فلسطينيان هستند، در حاليكه تندروها حماس را به حفظ موضع عدم سازش در قبال اسرائيل ترغيب ميكنند. اين گروههاي منطقهاي مخالف هم در حال رقابت براي به دست گرفتن رهبري انتقال كمكهاي بشردوستانه به فلسطينيان در غزه هستند. كشورهاي ميانهرو از تلاشهاي آمريكا براي ايجاد يك آتشبس و رژيم امنيتي مرزي حمايت ميكنند كه از تسليح مجدد حماس جلوگيري خواهند كرد و اين در حالي است كه ايران احتمالا رهبري تلاش براي تامين تسليحات براي حماس به منظور ايجاد توانمنديهاي نظامي اين گروه را به دست ميگيرد.
تنشهاي ميان حماس و فتح از زمان به دست گرفتن كنترل نوار غزه توسط حماس در ژوئن 2007 افزايش يافته و تلاشها براي دستيابي به آشتي ناكام مانده است. هر دو جناح به حمله به يكديگر، عمليات ايذايي و اسير كردن اعضاي گروه ديگر در كرانه باختري و نوار غزه ادامه ميدهند كه باعث افزايش تنفر دوجانبه ميشود و رسيدن به توافق بين آنها را دشوار ميسازد. گفتگوهاي آشتي ميان فتح و حماس كه براي ماه نوامبر در قاهره برنامهريزي شده بود برگزار نشد زيرا حماس شركت در اين نشستها را رد كرد كه تا حدي در اعتراض به اقدامات امنيتي جاري تشكيلات خودگردان در كرانه باختري در هدف كردن اعضاي حماس صورت گرفت.
عدم توافق بين فتح و حماس درباره دامنهاي از مسائل مانند زمانبندي انتخابات ملي و تشكيل يك دولت وحدت توانست حماس را به چالش كشيدن مشروعيت دولت عباس رهنمون كند و موانعي براي آشتي فتح-حماس خواهد ماند.
در سال 2008 تنشهاي ديرين بين عوامل ضد دموكراتيك فتح وخيمتر شد كه عمدتا و نه اختصاصا به اصطلاح "گارد قديم " معروف بودند و به طور معمول عوامل جوانتر خواستار اصلاحات داخلي در درون اين جناح بودند. اين اختلاف در سال 2008 همزمان با بحثها درباره محل و شركتكنندگان در ششمين كنگره عمومي به تاخير افتاده فتح بدتر شد. اين درگيريهاي داخلي تهديدي براي شكست حزب بود و به چشماندازهاي آن پيش از انتخابات رياست جمهوري و قانونگذاري تشكيلات خودگردان در سال 2009 يا اوايل 2010 آسيب ميزند. هيچ توافق نظري بين مقامات فتح درباره جانشيني براي محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان وجود ندارد. عباس كسي را براي جانشيني آماده نكرده و هيچ رهبر بالقوهاي حمايت كامل فتح را به دست نياورده است.
در لبنان پس از يك بنبست طولاني، روند سياسي تحركاتي را سال گذشته ميلادي نشان داد كه منجر به يك اجماع شكننده شد كه در نتيجه آن به حزبالله و مخالفان قدرت وتو در دولت لبنان داد. توافق دوحه در ماه مه 2008 به درگيريهاي مسلحانه ميان حزبالله و غيرنظاميان لبناني و 18 ماه بنبست سياسي پايان داد. اين توافق همچنين راه را براي انتخاب ميشل سليمان فرمانده سابق نيروهاي مسلح لبنان (LAF) به عنوان رئيس جمهور در 25 مه 2008 هموار كرد. سليمان خود را به عنوان يك ايجاد كننده توافق بين ائتلاف 14 مارس و مخالفان به رهبري حزبالله قرار داد و پيشرفتهايي هم در اين مسايل داشت كه عبارتند از تشكيل يك كابينه وحدت ملي، تهيه پيشنويس بيانيه كابينه و تشكيل مجدد قانون انتخابات.
صحنه سياسي لبنان از ماه مه 2008 شاهد يك دوره آشتي و آرامش نسبتا آرام بوده كه احتمالا به دليل اين است كه تمام گروههاي لبناني بر آمادهسازي و تشكيل اتحادهاي انتخابات مجمع ملي [پارلمان] در ژوئن 2009 است. رايدهندگان مسيحي لبنان كه بين انتخاب از ميان دو گروه سياسي اختلاف دارند، در تعيين اكثريت پيروز در انتخابات نقش سرنوشتساز خواهند داشت.
اوضاع امنيتي در لبنان به ويژه در شمال كه شاهد درگيري بين جوامع اهل سنت و علوي در اواخر تابستان بود، هنوز ناآرام است. خشونتي كه از جانب حزبالله در ماه مه آغاز شد تمام گروههاي فرقهاي به ويژه اهل سنت را درباره امنيت آنها نگران كرد.پاسخ محدود نيروهاي مسلح لبنان و قدرت نظامي مخالفان به رهبري حزبالله اين نگرش را تقويت كرد كه جوامع فرقهاي بايد از خود دفاع كنند. تمام طرفها در حال تلاش براي توسعه نيروهاي شبهنظامي كه اساس فرقهاي دارند، هستند. حزبالله به تقويت قدرت نظامي خود ادامه ميدهد به گونهاي كه از زمان جنگ 2006 [جنگ 33 روزه] اين گروه به تسليح مجدد و آموزش پرسنل اضافي در تدارك براي جنگ احتمالي آينده با اسرائيل پرداخته است. تلاشهاي حزبالله براي آشتي با ديگر احزاب لبناني اقدامي براي نشان دادن تعهد اين گروه به اصل مليگرايي لبناني در تدارك براي انتخابات است. آنها همچنين قصد كاهش آسيب وارده به چهره حزبالله را دارند كه در نتيجه كنترل نظامي بخشهايي از بيروت در ماه مه ايجاد شد.
بشار اسد از زمان تصدي سمت رياست جمهوري سوريه در ژوئن 2000 تسلط خود بر قدرت را در سوريه افزايش داده است. جايگاه اسد با موفقيت مشاهده شده وي در بحرانهاي منطقهاي و فشار بينالمللي و به وسيله توانايي حكومت سوريه براي برجسته كردن دور بودن نسبي سوريه از ناآرامي در عراق و لبنان افزايش يافته است. اسد در سوريه، در حالي ستونهاي كنترل رژيم را كه توسط پدرش ايجاد شده حفظ كرده كه به تدريج از نقل و انتقال پرسنل براي انتصاب وفاداران استفاده ميكند و پايگاه قدرتش را افزايش ميدهد.
عليرغم نارضايتي وسيع از شرايط اقتصادي، دلسرد شدن به دليل فقدان اصلاحات سياسي و بيزاري خاموش برخي اهل سنت از تسلط اقليت "علوي " در سوريه رهبران اين كشور به سوء استفاده از "مقاومت " در برابر اسرائيل و رد فشار آمريكا براي وحدت سوريها در حمايت از حكومت سوريه ادامه ميدهند.
دمشق به تلاشهاي خود براي استحكام بخشيدن به نفوذ خود در لبنان با ارائه كمك اقتصادي و ديگر كمكها به متحدان خود درگروه مخالفان دولت لبنان ادامه ميدهد. سوريه از نقش خود در كمك به تضمين توافقنامه دوحه 2008 كه به ناآرامي سياسي لبنان در بهار گذشته پايان داد و براي بهبود روابط با اروپا و كشورهاي عرب ميانهرو به ايجاد يك دولت وحدت منجر شد، سوءاستفاده كرده است. سوريه به زودي سفير خود در لبنان را منصوب ميكند و ما پيشبيني ميكنيم سوريه به دخالت در امور لبنان با هدف ترغيب منافع خود ادامه خواهد داد.
همكاري نظامي سوريه با ايران شامل همكاري سه جانبه با حزبالله نيز هست، كه در طول سال گذشته افزايش يافته است. سوريه روابط خود با ايران را به عنوان ابزاري براي اعمال فشار و بازدارندگي دشمنان به ويژه اسرائيل و ايجاد اهرمي براي دستيابي به اهداف بزرگ داشتن نقشي مهم در جهان عرب، حفظ نفوذ سوريه در لبنان و بازگرداندن بلنديهاي جولان، مينگرد. براي ناحيه سوريه، ايران در 25 سال گذشته اثبات كرده است كه قابل اعتمادترين متحد سوريه است. منافع مشترك در طول چند سال گذشته- حمايت از حزبالله لبنان، حفظ سرزمينهاي فلسطيني و مقابله با مقاصد منطقهاي آمريكا- ايران و سوريه را به سوي يك اتحاد نزديكتر كشاند. حمايت نظامي سوريه از حزبالله طي 5 سال گذشته به ويژه از جنگ اسرائيل-لبنان در سال 2006 به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. دمشق همچنين از گروههاي سازشناپذير فلسطيني مانند حماس كه رهبري خارجي خود را در سوريه قرار دادهاند، حمايت ميكند. سوريه احتمالا رويكرد خود با شورشيان عراق را همانطور كه اوضاع عراق بهبود مييابد، سازگار خواهد كرد. همانطور كه آمريكا از عراق خارج ميشود، ما برآورد ميكنيم كه دمشق به دنبال روابط سياسي و اقتصادي بهبوديافته با بغداد باشد و احتمالا از مخالفاني كه با حضور طولاني مدت آمريكا در عراق حمايت ميكند. سوريه دروازه مهم ورود جنگجويان خارجي به عراق باقي خواهد ماند. سوريه حمله 26 اكتبر 2008 آمريكا را محكوم كرد كه ابوقاديه فراهم كننده كمك جنگجوي خارجي القاعده در عراق را هدف قرار داده بود و خروج موقتي تعدادي از نيروهاي گارد مرزي خود را نمايش داد.
دمشق همچنين موسسات آمريكا در سوريه را از جمله "مدرسه جامعه دمشق " و "مركز فرهنگي آمريكايي " تعطيل كرد.
ادامه دارد
منبع خبرگزاری فارس