جملات قصار استاد امجد

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

تصویر
</blogphoto>حضرت آیت الله شيخ محمود امجد به سال 1318 هـ.ش درخانواده اى روحانى در شهرستان كنگاور از توابع شهر «كرمانشاه» به دنياآمد، پدرش از واعظان توانا و از علماي آن ديار بود كه به عنوان پايگاهي درمسير ايران به كربلا، ميزبان علماي هم عصر خويش بود. ، و جدّشان از عالمانذى فنون ملقّب به «افصح المتكلّمين» بود. پدر بزرگ ايشان از علما و شعرايبا اخلاص و ارادتمند خاندان عصمت و طهارت است كه تضمين هاي عاشورايي ايشاناز اشعار حافظ مشهور است.

در حدود 18 سالگى تحصيلات جديد را رهاو به انگيزه تحصيل علوم دينى به شهر مقدّس قم مشرّف شد و در مدّت كوتاهىدوره مقدّمات و سطح را به پايان رسانده و به دروس خارج مشغول گرديد. دردرس خارج فقه و اصول از محضر استادانى چون حضرات آيات عظام: امام خمينى،داماد، حاج آقا حسين فاطمي ، بهاءالدينى و بهجت ـ قدّس الله اسرارالماضين، و دامت بركات الباقين منهم ـ و در فلسفه و عرفان عملى از محضرپربار علاّمه طباطبايى قدّس سرّه استفاده فراوان برد. و در حدود 20 سالپايان عمر گهربار معظّم له با ايشان انس داشت و در جلسات عمومى و خصوصىايشان شركت مى كرد ارادت علامه نيز به ايشان مشهود بوده است بطوري كه ميفرموده اند به او امجد كرمانشاهي نگوييد بلكه امجد كربلايي بگوييد.

بزرگتريناستاد اخلاق و عرفان ايشان مرحوم آيت الله العظمي بهاءالديني است که ازسال 1351 هـ.ش. با آيت الله العظمى بهاء الدينى مأنوس و استفاده فراوانبرد. و نيز در حدود سال 1350 با آيت اللّه العظمى بهجت ـ دامت بركاته ـمرتبط شد و افزون بر بهره بردارى از دروس خارج فقه و اصول آن عارف ارتباطخاص و نزديك با معظّم له داشت و اينك حدود یک دهه است كه ايشان در تهرانساكن و دانشجويان و جوانان از جلساتش بهره هاى اخلاقى مى برند و علامهطباطبايي مي گفت: «ايشان قوي است.»

روش تربيتي و رفتاري و اخلاقاجتماعي و زهد بي نظير ايشان باعث شده، جوانان خصوصا دانشجويان، اين عالمگرانقدر را همچون نگيني در آغوش بگيرند. مباحث اخلاقي و نماز جماعت ايشاندر مسجد كوي دانشگاه تهران و مراسمي چون عزاداري ايام محرم و احياء شبهايقدر، همه عاشقان فضيلت را به سوي خويش جذب كرده است.

از خصوصياتبارز ايشان اخلاص عجيب و بي اعتنايي او به دنياست به طوري كه بسيار ديدهاند كه مجالس بسيار كوچك و در ظاهر كم اهميت و افراد بي نام و نشان را برمجالس بسيار بزرگ ترجيح داده اند. آنچه در نظر ايشان اهميت دارد ارادت واخلاص به اهل بيت عصمت طهارت عليهم السلام است. عشق به جوانان، دلسوزيبراي آنان و محبت پدرانه ايشان باعث شده است كه جوانان هم به او عشق ورزندو با ايشان رابطه اي صميمي داشته باشند.
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

به نام خدا
به این جملات باید بیشتر فکر کرد

جملات قصار استاد امجد

هزارتا مهندس که بنایی می سازند ، یک عمله می تواند با یک بلدوزر آن را خرابکند . الان {در کارهای فرهنگی}یک مهندس هم نداریم ولی هزاران عمله بلدوزرسوار داریم!!

2- از یک نفر پرسیدند فلان دختر چگونه دختری است (آیابرای ازدواج مناسب هست یا نه و ..) . او با این که می دانست آن دختر دخترخوبی است گفت : نمی دانم . او مدتها در برزخ گرفتار همین حرفش بود .

3- نگو ناز نفست بگو طیب الله یعنی همون دمت گرم .

4- شخصیت ما این است که نوکر سادات باشیم.

5-به ضرس قاطع می گویم هزاران سال عبادت و اخلاق و نماز شب و ... به یک پفشیطان بند است . باید رفت تو دامن امام حسین علیه السلام .

6- امام رضا علیه السلام نوکر می خواهد . اگر نوکر او شدی ولو به زیارت او نرفتی مساله ای نیست .

7-(قابل توجه آدمای وسواسی) در غسل مثل عرق کردن هم کافی است آب برسد . لازمنیست خیلی تر شود و آب جاری شود . با یک کهنه و ابر هم می شود .

8- یک عمر هوا پرست نباشیم به اسم خدا پرستی . فکر کنیم . پناه بر خدا .

9- یکی از عرفا می گفت من هنوز نتوانسته ام دعای کمیل را یکبارتا آخرش بخوانم . هر کلمه اش آدم را می گیرد.

10- دل تو ترمینال همه چیز شده است . دل تو که از یک کندوی عسل کمتر نیست ! آنجا نمی گذارند زنبوری که گل مسموم چشیده وارد شود .

11- پرخوری بد است ، پر خوابی هم بد است .

12 – بزرگترین ریاضت (در راه خدا و عرفان) انجام واجبات و ترک محرمات است .

13- هر چه کمال می خواهید در حدیث معراج هست .

14- اولیاء خدا همیشه خود را بدترین می دانند .

15-علامه طباطبایی له شده بود . ذره ای هوی ( و هوس) در او نبود . اگر بچه ایدو ساعت با ایشان صحبت می کرد گوش می دادند و به تک تک هم جواب می دادند .

16- خیلی به عبادات نپردازید ، بلکه بیشتر فکر کنید .

17 – دنبال آدم های بی سواد نباید رفت .

18- غلط است که به پسر های خوب نگویی من دختر خوب دارم .

19- اگر پول دادن برایت آسان باشد ولی گرفتنت مشکل باشد شرک است .

20- آدم یا باید عالم ربانی باشد یا دستش تو دست عالم ربانی باشد .

21- حتی نباید عینکمان را روی کتاب های دین بگذاریم . نهایت احترام .

22- آدمی که طمع داشته باشد هیچی نمی فهمد . حتی تا شب عاشورا فکر می کردند سلطنتی در کار است .

23- قانونمندی خیلی خوب است . زیرا از خودخواهی های انسان می کاهد .

24-این دلیل بر کمال نیست که هر چه از خدا بخواهی به تو بدهد . خیلی ها راخدا به خود وامی گذارد و همه چیز هم به آنها می دهد تا دیگر دم خانه اونیایند .

25- دانشمند نمی شود عاشق خدا نشود .

26- حب دنیا با حب خدا نمی سازد .

27- ما زنده ای مردنی هستیم .

28- در تشییع های جنازه احوال پرسی و ... نکنید تا به یاد مرگ باشید .

29-امام حسین علیه السلام اهل فحش نبودند که به حر بفرمایند ثکلتک امک (مادرتبه عزایت بنشیند). بلکه حضرت می خواستند با این حرف او را بپیچانند ! حضرتآقای بهجت حفظه الله می گفت ما فحش هایی بلدیم که اگر بگوییم امت اصلاح میشود ولی اجازه نداریم .

30- هر که می خواهد شاکر بشود برود تیمارستان یا بیمارستان .

31- قرآن عشق نامه است .

32- عادت بر اساس عبادت باید باشد نه عبادت بر اساس عادت .

33- خداوند فقط از ما اطاعت فرمان خواسته نه حال خواسته نه قال خواسته نه ..

34- پوز بند نفس فقط عشق است.

35- اگر قضای نماز شب را بخوانی خدا تو را نماز شب خوان می کند .

36-پیرزنی با سیصد تا تک تومانی برای عمره ثبت نام می خواست بکند ! دو تاجوانمرد بانی شدند و او ثبت نام کرد . در بقیع هم دفن شد . ما خدا را نمیشناسیم . ما اسباب را نمی شناسیم.

37- اگر نفس نقطه ضعف نداشته باشد ، شیطان نمی تواند کاری بکند .

38-بعضی ها یک سری گناهانی می کنند و به این وسیله شیاطین به آنها یک خبرهایغیبی می دهند و آن شخص از عمل های پنهانی خبر می دهد . گول نخورید.

39- این چند روز عمر را صرف خدا کنیم .

40- نسخه عمومی جامعه ما برای رفع مشکلات و رشد پیدا کردن : نماز را اول وقت خواندن و اهمیت دادن به آن .



اللهم عجل لوليك الفرج

   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

41-مرحوم حضرت آیت الله حجت رحمت الله علیه 40 سال سیگار می کشیدند . اصلاسیگار با سیگار روشن می کردند . دکتر ها به ایشان گفتند برای شما ضرر دارد، ایشان سیگار را به کلی رها کردند .

42- مرحوم آقای قاضی ، علامه طباطبایی علیه الرحمه را با نوشتن کتاب سنن النبی ساخت .

43- المیزان دریاست . با استاد بروی جواهر در می آوری .

44- لقمان حکیم علیه السلام گفته جراتت بر معصیت به اندازه طاقتت بر عذاب باشد.عملت برای آخرت به اندازه قامتت در آخرت باشد .

45- اگر تا نفخ صور زنده بودیم بیش از این که الان می کنیم نمی کردیم !!؟

46- حضرت آقای بهجت در جوانی هم دارای کرامت ها بودند .

47- دنیا مثل سایه است . بروی دنبالش به او نمی رسی . دنبالش نروی خودش می آید دنبالت .

48- فقط بگردیم ببینیم رضای خدا در چیست همان را بگیریم .

49- ظرفیت داشته باش همه چیز به تو می دهند .

50-یکی می خواست خود کشی کند آمده بود پیش من . به او گفتم این کار از نظر منجایز است . او تعجب کرد . گفتم زود باش دماغت را بگیر و نفس نکش . میخواستم به او بفهمانم که چقدر نعمت به ما داده است خداوند متعال و ما قدرناشناسیم . خنده اش گرفت .

51- صداقت با خلق و خالق می خواهند و بس

52- آقای بهجت می فرمودند حرم مشرف می شوید حواستان جمع باشد . گوشه وکنارها افرادی هستند که از افکار و نیات شما آگاهند .

53- حرف زدن و نامه نوشتن به آقا امام زمان علیه السلام برای خودمان خوب است و بعد ریز ریز کنید و در آب روان بریزید .

54- امام صادق علیه السلام فرموده اند که شیعیان جملگی شان به شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها به بهشت می روند .

55-هر کاری که از خدا و پیامبر اکرم و حضرت زهرا و ائمه هدی علیهم صلوات اللهتعالی بر می آید از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز بر می آید .اگر از ایشان توانستی چیزی بگیری و کاری کردی کردی . و الا مشهد و مدینه وهر جای دیگر بروی خبری نخواهد بود .

56- تا انسان لال از بیهوه گویی و زیاده گویی نشود به جایی نمی رسد .

57- ان شاء الله تعالی از آرزوهای جهان روزه بگیرید.

58- آدم عاقل دیر حرف می زند ، کم حرف می زند .

59- شیطان به قدری بلد است ما را گمراه کند که حساب ندارد . خدا لعنتش کند.

60- دعای ابو حمزه ثمالی و مناجات شعبانیه و کمیل و ... وقت خاصی ندارد .

61-مسلمان بر مسلمان 30 حق دارد . آسانترین آن حقوق : هر چه برای خود میخواهی برای او هم بخواهی و هرچه نمی خواهی برای او هم نخواهی . مرحوملواسانی رحمه الله علیه هر چه برای خود می خرید برای امام قدس سره هم میخرید .

62- در حجره ایام طلبگی سر سفره رفقا بر سر پلو ها بریکدیگر سبقت می گرفتند و ... من با قیافه ای جدی آنها را بازداشتم و گفتمدر شان طلبه ها و بزرگانی مانند شما نیست . آنها آرام شدند و کنا ر کشیدند. در بین ظرف پلو را قاپیدم و از حجره زدم بیرون !

- من نمي گمموسيقي ، ولي هر چه انسان را از خدا دور مي کند اين يا حرامه يا مکروه ايطلبه ، اي دانش آموز ، اي استاد و هر چي که انسان را به خدا نزديک ميکند يا واجب است يا مستحب


64- الان دو تا حرف تو اين مملکت هستيکي مي گه بگو مولا و هر غلطي مي خواهي برو انجام بده آقا اين غلط استبعضي ها هم مي گن تو دامن امام حسين هم باشي يک گناه بکني مي رويجهنم اين هم غلط اندر غلط است مردم را بايد اميدوار کرد.


65- اشخاص نبايستي مطرح بشوند غير از خاندان عصمت و طهارت هيچکس مدال حق نيست .


66- گول کرامات را نخوريد گول خرق عادت را نخوريد فقط حق .


67- مااز يک جنين و بچه تو شکم مادر کمتر مي فهميم حالا يک H2O و يک ضَرب وضِرب ياد گرفتيم احساس مي کنيم درياي علميم هيچي نمي فهميم من نسبت بهيک کسي خيلي بيچاره ام اون سقراط است مي گه اگر مرا متهم به علمنکنند ادعا مي کنم هيچي نمي فهمم البته با نمي فهمم علما و بزرگان با نميفههم من زمين تا آسمان فرق مي کند.


68- هيچ خيانتي به اندازهخيانت به اعتقادات مردم بالاتر نيست مگر شغل آخوندي کسب است اگر آخونديشغل باشد بدترين مشاغل شغل آخوندي است .


69 - بحث کردن در کيفيت معاد ضرورت ندارد اگر گمراهي نياورد هدايت هم نمي آورد.


70- امام زمان کي مي آيد به ما مربوط نيست تعيين کنيم که يعني چي برخيافراد وقت خودشان را با اين حرف ها تلف مي کنند آقا ظهور نزديک است زمين وزمان داد مي کشند ظهور نزديک است ولي به ما چه که کي مي آيد ما بايدخودمان را براي آن روز آماده بکنيم.


   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

- قرآن را كه مى‏خوانید، این طور فكر كنید، كه هیچ كس نیست، مگر شما و قرآن كه قرآن با شما حرف مى‏زند.

- اگر با قرآن انس بگیریم، در قیامت بما خواهند گفت: اقرأ و ارفع.

- یك قرآن در شب قدر نازل شد و یازده قرآن ناطق، از نور فاطمه (س) بجا ماندند.

- روایت داریم كه: «ثواب خواندن سوره حمد هفت برابر كل قرآن است.»

- اگر انسان با قرآن انس بگیرد، حكیم مى‏شود و «القرآن الحكیم» و علاوه بر حكمت سایر چیزها...

- خلاصه قران را مرحوم طباطبائى در این آیه بیان كرد: «قل تعالوا الى كلمة اللّه و لا تشركوا بى شیئا و بالوالدین احسانا.» (انعام / 5)

- تو باید كنار بروى، تا خدا بیاید ما برویم، كنار مى‏نگریم؛ كه خدا هست یا نیست.

جز یك نیست نقد این عالم بازبین و به عالمش مفروش

- اسم اعظم، خودت هستى؛ پس خودت را كشف كن.

- در حوادث معلوم مى‏شود، كه خدا را چه كسى قبول دارد.

- اگر ما، بازار را براى پول و علم را براى قبولى دانشگاه و دكتر را فقط براى شفا مى‏بینیم فرقى با كمونیست‌ها نداریم.

- همه دم از خدا مى‏زنند، چند نفرشان خدا را مى‏شناسند و به آن ایمان دارند؟!

- خداشناسى، بستگى به اطاعت دارد و نشستن پشت تلسكوپ و این همه عظمت را دیدن، چه فایده‏اى دارد؟!

- معرفت تفصیلى خدا، از اهل بیت علیه السلام شروع مى‏شود.

- انسان قدرتش خیلى زیاد است، ولى نمى‏خواهد خرج كند، بابى ساندز، 60روز نه آب خود نه غذا!!

- مقام انسان به حدى است كه خدا همه‏ى عالم به این عظمت خلق كرد نگفت: ناز شستم! ولى، در خلقت گفت: «فتبارك اللّه احسن الخالقین.»

- مرحوم قاضى، به مردم در ماه رمضان مى‏فرمود: «مردم خود بین نباشید خدابین باشید».

- از خود بینى خارج شدن، كافى نیست، باید خدابین شد.

- ماه رجب، شعبان و رمضان، براى سرعت در سیر وضع شده‏اند.

- آدم حقیقى على است. سجده‌ى ملائك در واقع به على بود. قبر على (ع) و نوح و حضرت آدم، در كنار هم بود و این بر اساس مصلحت الهى است.

- اولین سنگى كه به ولایت على ایمان آورد، احجار كریمه ى عقیق و فیروزه است، لذا؛ در قنوت با نگاه به آنها، متوجه ولایت مى‏شویم.

- عالم جمع شوند نمى‏توانند دست على را ببندند و یا باز كنند.

- محبّت على (ع)، اكسیرى در جان ماست، كه سرمایه ى اصلى همین است.

- حداقل اگر مى‏خواهید سالم باشید، سكوت كنید، دانا باشید و ساكت.

- چه بسا، یك كلمه لغو، باعث قضا شدن نماز مى‏شود و یا سر درد و كمر درد و...

- به كس نگو، كم حرف بزن، كه اگر خودش عقل داشت؛ مى‏فهمید.

- شیطان دائم انسان را از دعایى به دعاى دیگر مشغول مى‏سازد؛ دعاى بدون مغز و تدبر. دعاها همه یك كلمه‏اند و آنهم؛ خدا.

- چاره‏اى جز توسل نیست. شیطان بایك اشاره مى‏تواند آدم را به جهنم بكشاند و لو، اعلمِ علماء باشد.

- شیطان در وهله اول مى‏خواهد انسان را كافر كند؛ اگر توانست او را به گناه مى‏كشاند و اگر هم نتوانست انسان را به وسواس دچار مى‏سازد.

- شیطان ولایت را قبول نداشت، كه مطرود شد.

- سوء ظن به خودى خود حرام است؛ زیرا مبدأ خیلى از كارهاى گناه مى‏شود.

- آدمهاى خبیث، همیشه عیبها را مى‏بینند؛ امّا افراد طیب به عیوب خود انسان مشغولند.

- راه اصلاح انسان، بدبینى نسبت به خود و خوش بینى نسبت به دیگران است.

   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

آیت الله امجد:

ما خلق شده ايم براي بندگي خدا نه عبادت

ما متولی جامعه نیستیم ما باید خودمان را درست کنیم / دوره گردی ، حمالی و لبو فروشی از پستی میزو قدرتی که تو را بی دین کند بهتر است قدرت نباید بر ما سوار شود / اسلام هیچگاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم/ آيا كفر بهتر از اين اسلام نيست؟ / هركس با ما باشد را خوب مي دانيم و هركس با ما نباشد بد است!/ امروز پول و تبليغات و قدرتها بر دموكراسي حاكم شده­اند/ نبايد در امور مردم تجسس كرد و به دين مردم شك كرد / مشكل اين است كه ما دوا را به درد تبديل مي كنيم / يكي از خصوصيات بسيار مهم و درس آموز حضرت علامه طباطبايي تحمل قول مخالف بود/ احساس برتري نسبت به ديگران خوب نيست / متاسفانه ما به جاي توجه به اخلاق ديني، سليقه خود را بر دين تحميل كرده ايم و بيشتر به ظاهر دين چسبيده ايم و از اين ظاهر قصد ديگري داريم! نبايد مردم را از دين ترساند/ حوادثي نظير سقوط هواپيما نياز به حسن تدبير دارد. به خصوص تكرار اين حوادث درست نيست و نشان از بي­تدبيري دارد و نبايد بي­تدبيري خود را به پاي مشيت الهي بگذاريم! خداوند به ما عقل و تدبير داده تا از آن استفاده كنيم/ در جامعه علي رغم همه شعارهايي كه داده مي شود به زنان ظلم مي شود زنها هرچقدر هم كه بد باشند اما مظلومند

1- مسلمانی ما با اسلام واقعی خیلی تفاوت دارد یکی از معجزات اسلام اینست که ما با اعمال و رفتارمان تیشه برداشته و به ریشه آن می زنیم اما هنوز اسلام زنده است.

2- ما متولی جامعه نیستیم ما باید خودمان را درست کنیم

3- دوره گردی ، حمالی و لبو فروشی از پستی میزو قدرتی که تو را بی دین کند بهتر است قدرت نباید بر ما سوار شود

4- اسلام هیچگاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم یا منکری را برای ترک منکر دیگر انجام دهیم این مسئله غلط اندر غلط است

5- ما در كثرت گير كرده ايم و غافليم و به دستگاهي كه فيلم هستي را پخش مي كند توجه نداريم . اين جهان مظهر است و قرآن مي فرمايد اين عالم سراسر آيه خدا است. سراسر عالم معجزه است. همه چيز آيات خدا است. شب و ستاره ها و كهكشان ها و ... حيوانات و ... ايات الهي هستند و اگر انسان به هوش باشد جز آيات خدا نمي بيند. تمام موجودات آيات الهي هستند. آيا برگ درخت معجزه نيست؟ ايا ژن آيات خدا نيست؟ عميت عين لا تراك. كور است چشمي كه تو را نمي بيند. حيف است انسان در اين عالم بيايد و همين جور غافل از اين دنيا برود!

6- استغفار باعث مي شود تا همه گناهان انسان بريزد و بايد زياد استغفار كنيم ولي متاسفانه ما مردم را از استغفار ترسانده ايم. استغفار سبك است و آسان و پرنتيجه! خيرالدعا الاستغفار .... انبيا و ائمه استغفار مي گردند ولي متاسفانه استغفار از ما گرفته شده و از آن ترسيده ايم. توبه با استفغار متفاوت است. استفغار نوعي معذرت خواهي است و طبيعت انسان گناهكار است و انسان گناهكار مي تواند با استغفار به خاطر گناهان خود از خداوند عذرخواهي كند و هيچ كريمي نيست كه اگر از او معذرت بخواهي تو را نبخشد. اگر كسي از ما انسانهاي معمولي هم معذرت بخواهد او را مي بخشيم چه برسد به خداي اكرم الاكرمين! استغفرالله يعني هرچي بدي هست از من است آن را رفع و دفع كن و هرچه خوبي هست به من بده! و اين كليد كار است و قبلا به استفغار توجه بيشتري مي شد.

7- هر عبادتي خدايي نيست و ممكن است شيطاني باشد. ما خلق شده ايم براي بندگي خدا نه عبادت. عبادتي كه در آن بندگي نباشد عبادت نيست. خدمت به خلق بالاترين عبادت ها است. و عبادتهاي ظاهري ملاك نيست. گاهي بايد نماز اول وقت را براي كارهاي ديگري به عقب انداخت ....

8- دعا منكر اسباب نيست. خلاف اسباب خلاف توحيد است! چون خلاف امر الهي است و خداوند به استفاده از اسباب امر نموده است. بدون كاشت گندم برداشت نمي شود. خداوند فرموده كه بايد درس بخواني تا عالم شوي آيا مي توان درس خواندن را به بهانه اينكه باباطاهر بدون درس خواندن و زير آب رفتن عالم شد، رها كرد و منتظر عالم شدن بود؟ مسلما نه! هرچند اين اتفاق ميان بر به نظر مي رسد ولي اين اتفاق نيز بدون سبب نبوده است. بايد اوامر الهي را گوش كرد و انتخاب را به دست خدا سپرد. ما بارها امتحان كرده ايم كه دعا كردن و يا خواندن حمد باعث شفا، تسكين دردها مثلا درد دندان مي شود اما آيا درست است كه در مواقعي كه دارو و درمان و پزشك هست از آن استفاده نكرد؟ و اسباب را كنار گذاشت؟ مسلما خير! بايد به دكتر مراجعه كنيم اما شفا را از خدا بخواهيم! بايد انتخاب را به دست خدا سپرد.

9- دعا آدابي دارد اما نبايد فقط به آداب ظاهري اكتفا كرد و از حقيقت آن بازماند. مثلا قرآن بر سرگذاشتن يعني به قرآن پناه آوردن و قرآن را قبول داشتن اما متاسفانه ما گاهي ظاهر قرآن بر سر مي گذاريم ولي حقيقت آن است كه باطن قرآن را زير پا گذاشته ام، چون غيبت مي كنيم، تهمت مي زنيم و حق مردم را رعايت نمي كنيم. متاسفانه ما همه چيز را بر خدا ترجيح مي دهيم و معاذالله خدا را پوچ مي دانيم در حاليكه غير خدا پوچ است.

10- متاسفانه ما در نماز خيلي حواسمان پرت است. نماز اقامه است نه خواندن. آنهايي كه امام حسين(ع) را كشتند نيز نماز مي خواندند. هيچ يك از ما در خواندن نماز به پاي خوارج نمي رسيم. پيشاني آنها از نمازخواندن پينه بسته بود ولي بهترين كار را كشتن اميرالمؤمنين(ع) در شب قدر مي دانستند. آيا كفر بهتر از اين اسلام نيست؟

11- كجا است خدا در زندگي ما؟ آيا ما لااله الا الله را باور كرده ايم؟ ما يك عمر با نام الله در خدمت شيطان بوده ايم! با خدا بودن به حرف و لفظ و نماز خواندن و الله الله گفتن و ... نيست. و ما كه روحاني هستيم از همه بيچاره تريم! ما زياد گول مي خوريم و به ظاهر توجه داريم. مثلا فلان مجلس حال خوبي داشت و چند نفر غش كردند! و ما هم خيلي گريه كرديم. اينها اسلام نيست. اينها دين نيست. به جاي شور بايد به شعور توجه كرد. شور تنها مشكلي را حل نمي كند.

12- اسلام مي گويد اگر زبانت را حفظ كردي به همه دين عمل كرده اي! به خصوص در روزگار ما كار خيلي سخت شده و بايد به خدا پناه ببريم و از خدا استمداد كنيم. خدايا به تو پناه مي بريم به خاطر اينكه پيوند با عقل و شرع نداريم ولي اعمال ظاهري فراوان داريم و اين منشاء مشكلات ما است. بايد به ميزان توجه كرد. ميزان عقل است و تفكر و اخلاق نه خود. متاسفانه ما اينطور هستيم كه هركس با ما باشد را خوب مي دانيم و هركس با ما نباشد بد است!

13- شناخت حجت الهي نورانيت خاص خود را مي خواهد. شناخت خدا باعث شناخت رسول و شناخت رسول باعث شناخت حجت خدا مي شود. معرفت حجت الهي به ديدار ظاهري نيست و بايد به حقيقت امام توجه و توسل پيدا كرد هر چند ديدار ظاهري توفيقي است كه اگر خدا بخواهد بدست مي آيد.

14- واقعيت دموكراسي در دنياي كنوني غير از اين است. پول و تبليغات و قدرتها بر دموكراسي حاكم شده­اند و مشكل با دموكراسي حل نشده است. بايد بين مشروعيت قانوني و حقانيت تفاوتهايي قايل شد. مسئله مهم اداره جامعه توسط انديشمندان است و بزرگان ممكلت(اداره كنندگان) در جامعه بسيار مؤثرند و مي توانند مردم را به سمت هدايت و يا عكس آن سوق دهند. تشويق خوبان توسط اداره كنندگان جامعه باعث ترويج خوبي ها ميشود و برعكس! مدير بي لياقت فاضل نيست و فضيلت نيست كه مديريتها توسط افراد ظاهرالصلاح كه توانايي اداره كردن ندارند اشغال شود. مسئله مهم وجدان كاري است. بايد كارها توسط اهلش انجام شود و نبايد در امور مردم تجسس كرد و به دين مردم شك كرد.

15- فضاها متفاوت است و در حال حاضر فضاي معنوي وجود ندارد و در حال حاضر انسانهاي بزرگ معنوي كمتر ساخته مي­شوند.

16- هركه را از بهر كاري ساختند. يك فيزيكدان كه قصد خدمت داشته باشد از يك فقيه فاسد ارزشمند­تر است. در اينجا اهداف مهم است. هركس از استعداد خودش خوب استفاده كند سلمان زمان است. اما در شرايط مساوي هر علم ارزش خودش را دارد و بايد بين عالم و قصد او و خود علم تفاوت قايل شد. بايد به اين نكته توجه كرد كه يك دانشمند علم فيزيك هم مي­تواند به توحيد توجه كند و اصل، آن چيزي است كه به آخرت مي­پردازد و اين علوم بايد در خدمت آخرت باشد نه دنيا!

17- هر كس را كه بر خلاف علم و واضحات علما حرفي بزند را بايد به ديوار زد! استاد داشتن خوب است، بدون استاد بودن مشكل است اما پيدا كردن استاد خوب مشكل است. ملاك كشف و كرامات ظاهري و غيب گويي نيست و كوچكترين انحراف از شرع جايز نيست. دين اسلام دين عقل است. هيچ كس جز چهارده معصوم مطلق نيست. حرف خلاف علم و عقل از هركس صادر شود قابل اتباع نيست و بايد مواظب بود و گول نخورد. ملاك انزوا، ظاهر و ... نيست! ملاك شغل يا حرفه هم نيست. در هر شرايطي مي توان بسوي خدا رفت. به هر حال نبايد دستورالعمل ها منجر به خروج فرد از حدود متعارف و طبيعي شود. مشكل اين است كه ما دوا را به درد تبديل مي كنيم. وقتي براي ادعا و پزدادن و يا پول به منبر مي رويم، متاسفانه ما دوا را به درد تبديل مي كنيم.

18- وضع مطلوب ما غير از وضع موجود است. با وضع موجود بايد ساخت و راضي بود ولي وضع مطلوب را خواست. مي توان به مريض بودن راضي بود و براي شفا يافتن دعا كرد! البته افراد خاصي هستند كه اصلا دعا نمي كنند و در كلاس ديگري هستند. آنها از روي تواضع اصلا دعا نمي كنند، به جاي دعا كردن، دنبال صيقلي كردن هستند و اين به خاطر اين است كه آنها با سر قدرآشنا هستند. اگر انسان تسليم امر خدا باشد خداوند بهترين كارها را براي او مي كند. اگر زن و فرزند شما به آنچه شما مي گويي و مي كني راضي باشند، شما بهترين كارها را براي آنها نمي كنيد؟! ما نيز عيال خدا هستيم. بهترين حالت بنده تسليم است و خدا مي داند با بنده اي كه تسليم اوست چه كند. همه چيز به نفع بندة تسليم تمام مي شود!

19- يكي از خصوصيات بسيار مهم و درس­آموز حضرت علامه طباطبايي تحمل قول مخالف بود.

20- اگر انسان در درون خود به دنبال هدايت و سعادت و معرفت باشد حتي يك شعر و يك نكته از يك مرد الهي مي­تواند او را به سعادت برساند. اما اگر شخصي به طالب حق و حقيقت نباشد حتي اگر صبح تا شب هم ملازم اولياي الهي باشد، هيچ تاثير مثبتي نمي­گيرد و حتي ممكن است بدتر هم بشود! ملاك استفاده است!

21- احساس برتري نسبت به ديگران خوب نيست اما حركت در جهت بهترين شدن خوب است. خود را بزرگ ديدن باعث جلوگيري از پيشرفت مي­شود. اصلا ما نمي­دانيم چه كسي نزد خدا برتر است، پس چطور خود را برتر از ديگران بدانيم؟! اگر خود را برتر از ديگران ندانيم، در جهت اصلاح خود اقدام مي­كنيم. البته بايد به اين نكته هم توجه كرد كه گاهي براي تربيت افراد متكبر بايد با آنها طوري رفتار كرد كه به اشتباه خود پي­ببرند حتي گاهي نبايد به اين افراد سلام كرد چه برسد به تواضع! البته قصد تربيت نبايد با احساس برتري نسبت به او باشد. چرا كه ما از آينده هيچ كس خبر نداريم. از كجا معلوم كه حتي يك فرد گناهكار كه علي الظاهر ما خود را از او برتر مي­دانيم(بر فرض صحت اين برتري كه نمي­شود تشخيص داد)، بعدا بهتر از ما نشود؟ ما در تاريخ خودمان هم ديده­ايم كه انسانها چه تغييرات عجيبي مي­كنند!

22- شهيد محراب حضرت آيت الله مدني با آن عظمت در شب احياء فرموده بودند: اي مردم اگر شما آمده ايد از گناهان خود توبه كنيد، من هم آمده ام از صوابهاي خود توبه كنم!

23- متاسفانه ما به جاي توجه به اخلاق ديني، سليقه خود را بر دين تحميل كرده ايم و بيشتر به ظاهر دين چسبيده ايم و از اين ظاهر قصد ديگري داريم! نبايد مردم را از دين ترساند.

24- حوادثي نظير سقوط هواپيما نياز به حسن تدبير دارد. به خصوص تكرار اين حوادث درست نيست و نشان از بي­تدبيري دارد و نبايد بي­تدبيري خود را به پاي مشيت الهي بگذاريم! خداوند به ما عقل و تدبير داده تا از آن استفاده كنيم. بايد صداقت و حسن نيت داشته باشيم!

25- اصل ذكر به دل است و به زبان نيست. ورد بر زبان جاري مي شود. اگر وردي به زبان جاري شود و در دل ياد نباشد فايده اي ندارد. و منظور از "ذكرا كثير"ا . ياد در دل است! آنچيزي كه حد ندارد، ياد دل است. اما ورد محدود است و انسان را خسته مي كند و اين خطرناك است و حتي ممكن است كار را به جنون بكشاند. حتي نماز اگر باعث خستگي شود درست نيست! حتي بي حساب و زياد درس خواندن هم درست نيست!... در اينجا بايد به ادبار و اقبال توجه كرد. اما ما متاسفانه تنبلي خود را با اين حرفها توجيه مي كنيم. جداي از واجبات كه ترك آن هيچ توجيهي ندارد! انسان بايد در مستحبات تعمل كند يعني خود را به عمل بزند، تا دل اقبال كند و شوق تحريك شود. مثلا چه اشكال دارد انسان قرآن را بازكند و به آن نگاه كند! شايد وقتي يك آيه خوانده شد، دل اقبال مي كند و ادامه پيدا كرد تا يك جزء! نبايد تنبلي كرد ولي اگر در حين خواندن خستگي پيش آمد بايد استراحت كرد ... پس در مستجبات اقبال و ادبار شرط است.

26- دين اسلام دين سختي نيست و نبايد به خاطر ظاهر دين ، مردم را به زحمت انداخت تا از اصل دين بيزار شوند. تكليف به اندازه توان و وسعت است!

27- توسل هم به ظاهر نيست. خيلي­ها پنجاه سال خود را به ضريح ائمه مي­بندند اما اتفاقي برايشان نمي­افتد! عمده مطلب سنخيت است. سنخيت باشد اصل مسئله حل شده و توسل ظاهري خيلي مهم نيست نه اينكه درست نباشد. خوب هم هست. به هر حال خداوند دست عده­اي را بازگذاشته است ...

28- زنها هرچقدر هم كه بد باشند اما مظلومند. اين كه گفته اند زن دنده كج است حرف بدي نيست! يعني شما بايد با او بسازي و نبايد طوري رفتار كني تا بشكند. شما بايد مروت داشته باشي. آن بنده خدا به اندازه كافي جور شما را مي كشد. در جامعه هم علي رغم همه شعارهايي كه داده مي شود به زنان ظلم مي شود. آخرين كلام پيامبر هم اين بود كه النساء النساء . تشخيص رضاي خدا در اين موضوع با اين اصل است كه خداوند در اينجا از ما خشونت نخواسته است. نبايد در خانه خشونت باشد. صلابت با خشونت فرق مي كند. اگر صلابت و لينت با هم باشد امكان سوء استفاده هم گرفته مي شود. افراط و تفريط در اين موضوع از يك طرف ممكن است موجب سوء استفاده و از طرفي ديگر ممكن است باعث زبوني و عقده حقارت شود. از طرفي براي ما انسانهاي عادي انتظار اين نيست كه بيش از حد توان تحمل كنيم و البته به همين سادگي ها هم نبايد اجازه داد كار به جدايي و طلاق بكشد. تحمل بعضي از بزرگان در اين موارد مثال زدني است! سير انسان در همه چيز بايد معتدل باشد و هنگامي كه امتحاناتي پيش آمد مواظبت نمود و ...
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

آیت الله محمود امجد:



شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد

*
خداي تعالي واجبي است كه شريك ندارد. چون واجب الوجود بالذات است. همه فقيرند و همه غير اوست در ذات خود عدم هستند. مگر در پرتو عنايت او ... قرآن كلام الهي است و اين كلامي است كه مانند ندارد. واجب الوجودي كه شريك ندارد خدا است و ممكن الوجودي كه نظير ندارد اباعبدالله الحسين(ع) است. اباعبدالله مخلوق است اما نظير ندارد. او مخلوق است اما شريك ندارد. البته اين انوار چهارده معصوم(ع) يكي است اما بصورت چهارده اسم در اين عالم ظاهر شده اند ... آنها در عالم نور امتيازي به هم ندارند اما در اين عالم هر كدام به گونه اي ظاهر شده اند. براي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) 300 امتياز برشمرده اند كه هيچ يك كس ديگر اين امتيازات را ندارد. همه فقها خوردن خاك را حرام مي دانند اما خداوند در تربت امام حسين(ع) شفا قرارداده است! يك قطره اشك بر اباعبدالله الحسين(ع) حد و حساب ندارد. يك قطره اشك بر امام حسين(ع) از سربريدن فرزند(قرباني فرزند) در راه خدا با ارزش تر است و دليل آن هم ماجراي قرباني كردن حضرت اسماعيل، توسط حضرت ابراهيم است.


*
يك قطره اشك بر امام حسين جهنم را خاموش مي كند. مسلماني كه بر اساس مكتب اسلام زندگي مي كند نبايد بر هيچ مصيبتي گريه كند به جز مصيبت اهل بيت(ع). بايد به گريه جهت داد. بايد مصيبت ها را بهانه كرد و براي امام حسين(ع) گريه كرد! نه اينكه امام حسين(ع) را بهانه كرد و براي مصيبت هاي ديگر گريست!چرا در همه مصيبت ها براي اهل بيت گريه نكنيم؟! درحاليكه اگر يك قطره اشك بر حسين(ع) جهنم را خاموش مي كند! ... اين امتيازات حاصل مصيبتهاي عظيمي است كه هيچ كس جز اباعبدالله در راه خدا آنها را تحمل نكرد. هدف او هم ياري دين خدا بود و مي خواست تا بقيه هم در اين راه، او را ياري كنند. وقتي كه حسين(ع) يكه و تنها صدا مي زد هل من ناصر ينصرني همه موجودات از جن و ملائكه و ... اعلام آمادگي كردند اما او نپذيرفت، چون هدفش نابودي دشمن نبود، هدفش هدايت بود. و فقط با كشته شدن او اين هدف محقق مي شد. او تا آخرين لحظه قبل از شهادت تلاش كرد تا دشمناني كه به قصد ريختن خون او آمده بودند را هدايت كند. همه اتفاقاتي كه براي ايشان و اصحاب و اهل بيت و حضرت زينب(س) اتفاق افتاد براي هدايت بود و واضح است كه اين برنامه اي از پيش تعيين شده بود تا انسانها هدايت شوند. بعد از گذشت سالها از اين حادثه، هرانساني مي تواند از اين ماجرا راه درست را پيدا كند و اين مسئله مختص به شيعيان يا مسلمانان نيست. هيچ كس همانند حسين(ع) نيست. ... حسين(ع) فرزند زهرا(س) و فرزند علي(ع) اميرالمؤمنين است. ... و بزرگان گفته اند كه: واجب لاشريك له خدا است و ممكن لاشريك له حسين است!


*
نبايد نسبت به بندگان خدا حتي اگر گناهان آشكار دارند بدبين بود. ممكن است اين افراد متحول شوند و از اولياي خدا شوند! همه قابل احترام هستند. حضرت حر(س) مگر اينچنين نبود؟! حضرت زهير چطور؟! ... در دستگاه حسين بن علي(ع)، در يك لحظه، با يك جذبه مي شود از قعر جهنم به اوج آسمان رسيد و از اين صحنه هاي زيبا در كربلا بسيار است! و مارايت الا جميلا ... خدايا چقدر زيبا است! ...


*
در كربلا همه چيز در اوج است! فضائل و ردائل! در اينجا مي توان صحنه هايي بي نظير را مشاهده كرد! گاهي به خاطر يك انگشتري، انگشت را قطع ميكنند و ... از آن طرف پيرمردي مانند عابس در اوج عشق و شور از همه چيز خود گذشته است ... و عرفان اين است ... نمايشگاه بزرگي از زيباييهاي بي نظير ... جايي كه مرگ در راه خدا در كام جوانان آن شيرين تر از عسل است ... و حسين در همه لحظات در مسير رسيدن به كربلا در همه منازل، راه حق را از باطل نشان مي داد و ياران خود را بر سر دوراهي انتخاب مرگ با عزت مخير گذاشته بود و اين مسئله فقط در شب عاشورا اتفاق نيفتاد. حسين رحمت واسعه ي الهي است! السلام عليك يا رحمه الله الواسعه. ... حسين بي نظير است.



*
از يك طرف در باره نعمتهاي الهي كه خداوند به ما داده مي گوييم: « دادِ حق را قابليت شرط نيست! » يعني ما هيچ استحقاقي نداريم و خداوند خودش تفضل مي كند. از طرفي گاهي به دلايلي خداوند با جود و كرم خودش عده اي را مورد عنايت خاص خودش قرار مي دهد. چيزهايي هست كه باعث ريزش بيشتر رحمت خداوند مي شود. مثلا دعا! يكي از چيزهايي است كه زمينه را ايجاد مي كند. به هر حال وقتي انسان الفبا را ياد گرفت مي تواند كتاب را بخواند. مثالهايي از اين دست زياد است كه به دليل خاصي رحمت خاص خدا بر بندگان نازل شده است. مثلا فضيل كه سارق بزرگي بود! و يك تنه از عهده هزار نفر برمي آمد با شنيدن يك آيه از قرآن در تاريكي شب در حال دزدي متحول شد! و تصميم گرفت تا همه بدي هايش را كنار بگذارد! حتي مي گويند كتاب مصباح الشريعه از او است! الم يأن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و مانزل من الحق! ... (حديد، آيه 16) حال اين سؤال مطرح است كه چرا من از اين آيه متحول نمي شوم! شنيدن اين آيات مرد مي خواهد! حتما در فضيل چيزهاي بوده كه اين آيه را فهميده است! از ذالنون مصري نقل كرده اند كه: روزي مشاهده كرد كه عقربي بر لاك پشتي سوار بود تا اينكه بر بالاي سر جواني كه خواب بود رسيد. ماري بزرگ قصد داشت اين جوان را نيش بزند كه عقرب آن مار را نيش زد و از پا درآورد و جوان نجات پيداكرد! ذالنون وقتي از جوان پرسيد كه تو چه كرده اي؟ گفت امروز ركاب عالمي را گرفتم به او كمك كردم تا سوار شود. به هر حال بعضي از كارها هر چند كوچك به نظر مي رسد اما اثرات بزرگي دارد كه بر ما معلوم نيست!



*
ما بايد در مسير باشيم! ما بايد مثل براده هاي آهن باشيم! ما بايد خورد شويم! ... ماجراي پورياي ولي را كه همه ما شنيده ايم درس بزرگي دارد! يك لحظه تصميم گرفت تا براي استجابت دعاي آن مادر پير بازنده ميدان باشد! ... آيا مي تواني در ميدان شهر، در مقابل همه مردم و حتي مقامات كشوري و لشكري و در ميدان مسابقه اي كه همه از تو انتظار برتري دارند، خود را در مقابل ضعيف تر از خودت براي رضاي خدا بشكني؟! مي گويند ملكوت آسمانها و زمين برروي پورياي ولي(محمود خوارزمي) گشوده شد! كو؟ آيا ما مي توانيم؟



*
راه باز است! گاهي ممكن است هشتادسال عبادت به يك حركت كوچك نرسد! يك استكان چاي دادن! يك استكان خالي چاي را از سر راه بلند كردن! يك پيراهن سياه پوشيدن! ...



*
بايد دقت كرد. كار مردم واجب تر است از نماز غفيله! تعداد دفعات مكه رفتن هم مهم نيست! چيزهايي كه در درون انسان هست، اهميت دارد.



*
بعضي افراد نمي توانند از خودشان و عادتهايشان بگذرند! اگر كسي نتواند كارهاي خوبي مانند نمازغفيله و زيارت عاشورا و ... را به خاطر انجام وظيفه اي كه در آن لحظه بر عهده اوست ترك كند، هيچ ارزشي ندارد. رساندن مادر به بيمارستان مهم تر است يا خواندن زيارت عاشورا؟! كار مردم را راه انداختن مهم تر است يا خواندن نماز غفيله؟! هميشه و در همه حال از ما انجام وظيفه را خواسته اند! از ما بندگي خواسته اند نه عبادت! شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد چون نتوانست به خاطر خدا از خودش بگذرد. داستانهاي زيادي هست كه در آنها انجام بعضي كارهاي كوچك كه اكثرا جنبه از خودگذشتگي دارد انسان هاي علي الظاهر آلوده را به جاهاي بزرگي رسانده است. بايد گذشت تا رسيد!



*
انسان خود را توجيه مي كند! من مي دانم كه سيگار بد است اما مي كشم! مثلا مي گويد عادت كرده ام و اين كار مضّر را اينطور توجيه مي كند. توجيهات مانع مي شود وگرنه انسان حقيقت را مي فهمد!



*
اي بسا كارهايي كه به خيال خوب بودن انجام مي دهيم. هيهات! ... وقتي انسان گمراه شد ديگر نياز به توجيه هم نمي بيند و كار از توجيه مي گذرد و به «خيال» خودش كار خوبي مي كند. خيالِ انسانِ گمراه، توجيهي براي انجام عمل اوست! ... وقتي فطرت پوشيده شد، انسان موجود عجيبي مي شود. مثلا حجاج يا عبدالملك مروان وقتي به قدرت رسيدند و رئيس شدند همه دانسته هاي خود را زير پا گذاشتند. خيلي بايد مواظب بود! به قول حضرت آيت الله بهجت به دانسته هاي خود عمل كنيد، آنچه نمي دانيد روشن مي شود! اگر به دانسته ها عمل كنيم، عرفان است وگرنه گمراهي است! ما در ظاهر قرآن را روي سر مي گذاريم اما در اصل زير پا مي گذاريم. چون به آن عمل نمي كنيم.



*
ما حق نداريم با يك انسان مست برخورد تند داشته باشيم چه برسد به تجسس در امور افرادي كه آبرو دارند!



*
ما خيلي پرتيم! از مسير اصلي خيلي دور افتاده ايم! وقتي قدرت به ما رو مي آورد از اين رو به آن رو مي شويم و همه چيز را زير پا مي گذاريم. پناه بر خدا. خدا رحمت كند علامه جعفري را! ايشان در كنكره آيت الله بهاءالديني فرمودند كه دو سال است اين دعا مرا رها نمي كند: «خدايا هرچه به من مي دهي اول ظرفيت آن را بده». يك دوچرخه به ما مي دهند خودمان را گم مي كنيم ... اگر ظرفيت داشته باشيم هرچه به ما بدهند يا از ما بگيرند اصلا برايمان فرقي نمي كند. قدرت بسيار خطرناك است و خدا نكند كه كسي بدون ظرفيت به قدرت برسد. حب رياست از همه چيز خطرناك تر است. وقتي حب رياست به دل كسي افتاد مانند گرگي است كه به جان گله افتاده است و حاضر است براي حفظ آن هركاري را انجام دهد و همه اطرافيانش را به هر طريقي بكوبد. اينها لازمه قدرت است مگر اينكه از مكتب علي(ع) درس بگيريم كه حكومت بر مردم براي او از يك كفش كهنه بي ارزش تر بود! او حاضر نبود به خاطر بدست آوردن حكومت يك دروغ بگويد! و حال آنكه اگر به حكومت مي رسيد آلان بشر اينهمه گرفتاري را نداشت. در مكتب علي دروغ جايز نيست. خدايا حب دنيا را از دل بيرون ببر و دل ما را پر از حب خودت و اولياءت قرار بده. هرچي بدي است از ما رفع و دفع بگردان و هرچه خوبي است به ما عنايت كن.



*
مكتب حضرت امير (ع) كناره گيري از حكومت را بر دروغ گفتن براي رسيدن به حكومت ترجيح مي دهد. شايد مي شد يك دروغ را توجيه كرد اما ديگر از هدايت خبري نبود! حكومتي كه با دروغ برسركار بياد بايد با شمشير حفظ شود و جز اجبار و زور چيزي از آن عايد انسانها نمي شود! ...
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

استاد امجد:


ترس قبل از گناه خوب است ولي بعد از گناه نبايد ترسيد


* تلاوت سوره حمد برابر با هفت بار ختم قرآن مي باشد. در "بسم الله الرحمن االرحيم" دو صفت رحمن و رحيم براي الله بيان شده كه اولي بر رحمت عام و دومي بر رحمت خاص پرودگار اشاره مي كند. همه عالم دائما زير اين دو بال رحمت الهي قرار دارد. رحمت عام همه موجودات را در بر مي گيرد و رحمت خاص براي كساني است كه در مسير بندگي خدا قرار دارند. كساني كه در مسير رحيميت قرار مي گيرند با نگاه ديگري به نعمت هاي عمومي پرودگار نظر مي كنند و از آن استفاده مي كنند. به عنوان مثال "آب" از نگاه بنده اي كه در مسير بندگي و رحيميت قرارگرفته با شخص غير موحدي كه از اين نعمت استفاده مي كنند، متفاوت است! الحمد لله رب العاليمن: يعني تمام حمد و ثناء مخصوص پرودگار جهانيان است. يعني از هركس تعريف كني از خدا تعريف كرده اي. يعني كسي چيزي از خودش ندارد. كل جمال و جلال از خداوند است. كل جمالك جميل و كل كمالك كامل. جالب اينجاست كه ما در نماز به اين خدايي كه اينهمه موجودات را اداره مي كند مي گوييم سبحان ربي! ... يعني خداي من. الرحمن الرحيم: بين اين الرحمن الرحيم با آنچه در بسم الله الرحمن الرحيم آمده تفاوتي وجود دارد. الرحمن الرحيم در بسم الله ... اشاره به صفات ذات دارد اما در اينجا به فعل مربوط است. مالك يوم الدين: ما از ين آيه مي فهيم كه خداوند نه فقط مالك روز قيامت بلكه هميشه مالك است. خوب وقتي بفهميم كه تمام حمد مخصوص خدا است و او رحمن و رحيم است و مالك هميشگي است، با تمام وجود مي گوييم اياك نعبد و اياك نستعين! فقط تو را مي پرستيم و از تو ياري مي جوييم. اهدنا الصراط المستقيم: صراط مستقيم غير از سبیل خداوند است. صراط مستقيم راهي است كه انسان را ببرند. اين صراط راه محبت است و با پيروي از محمد و آل محمد(ص) پيموده مي شود. صراط الذين انعمت عليهم: راه كساني كه به آنها نعمت داده اي. خداوند به چه كساني نعمت داده است؟ من النبيين و والصديقين و الشهدا ... نعمت وقتي نعمت است كه انسان را به سعادت و مغفرت برساند و گرنه نعمت نيست! ... اگر همه عالم هم داشته باشيم ولي عاقبت به خير نشويم به چه درد مي خورد! غيرالمغضوب عليهم ولاالظالين: به غير از كساني كه بر آنها غضب كردي يعني كساني كه تو را فراموش كردند و در مبدأ تو را قبول ندارند و گمراهان يعني كساني كه خدا را قبول دارند ولي راه را اشتباه مي روند. همان كساني كه مذهب دارند ولي گمراهند! اين هنر خداي تعالي است كه همه قرآن را در هفت آيه سوره مباركه حمد فهرست كرده است. و نماز بدون سوره حمد صحيح نيست ... اگر توجه كنيم مي فهميم كه همه چيز در سوره حمد هست! خدا، عشق خدا، مبدأ و معاد، ... همه چيز به بسم الله كه در ابتداي سوره است، برگشت مي كند. همه چيز در نقطه باء بسم الله است و منظور از نقطه باء يعني نقطه شروع است كه فيوضات از آن آغاز شده و آن ولايت است! كلمه لااله الاالله حسني و من دخل حسني امن من عذابي، من شرطها و انا من شروطها! يعني فيوضات خداوند از طريق ولايت جاري است!



* از لحاظ قرآن و تجربيات ديني شكي در تسبيح گويي موجودات عالم نيست و بزرگاني نظير ملاي كاشي و حضرت آيت الله قاضي بيان كرده اند كه صداي اين تسبيحات را مي شنيده اند. تاثيرو تاثر دراين عالم شكي نيست اما الفاظ چه كتبي و شفاهي اثري ندارد. آنچه اثر دارد نيت است. مسائلي مانند چشم زخم كه در اصل فكرزخم است قابل انكار نيست! آنچه مسلم است اين است كه نيت مهم است و خود الفاظ مهم نيست. به عنوان مثال اگر كلمه فرعون يا حتي حرف "ف" فرعون را با نيت قرآن بنويسيم و آن را بي وضو مسح كنيم درست نيست اما اگر كلمه محمود را بدون قصد قرآن يا لقب حضرت رسول(ص)بنويسيم و آن را بدون وضو مسح كنيم اشكال ندارد! الفاظ به تنهايي مهم نيستند و آنچه مهم است نيت هاست. البته معمولا الفاظ بيان كننده نيات هستند و با آنها نيات و حالات دروني منتقل مي شود. امكان انتقال نورانيت و يا خداي ناكرده خباثت دروني فرد بوسيله الفاظ وجود دارد. حركات نيز چنين است. گاهي يك لبخند ارزش خيلي زيادي دارد و اگر براي رضاي خدا و خشنود كردن بنده اي از بندگان خدا باشد، بصورت يك همنشين بسيار خوب و زيبا مجسم شده و با انسان محشور مي شود.



* بسياري از مطالب هست كه براي آنها دليل علمي وجود ندارد اما نمي توان منكر آنها شد. اگر دليل علمي وجود داشت مي پذيريم و اگر دليلي بر رد آن نداشتيم بايد بگوييم نمي دانيم. يكي محاسن دانشمندان اين است كه هر چيزي را بسادگي قبول نمي كنند و يكي از آفت ها هم اين است كه هر چيز به علم ناقص ما جور در نيامد را منكر شويم و بكلي رد كنيم. در اين گونه موارد مي توان سكوت كرد. همه چيز قابل استلال نيست. براي چشم زخم چه استدلالي وجود دارد؟



* انسان خداگونه است! و قدرتِ انسان مي تواند به اندازه قدرت خداوند باشد. خداوند مطيع كسي است كه او را اطاعت كند و همنشين كسي كه ياد او باشد. انا مطيع من اطاعني و جليس من ذكرني! خداوند اراده كرده تا انسانِ مطيع خود را مِثل يا مَثَل خود قرار دهد. انساني كه همنشين خدا شد رنگ و بوي خدا مي گيرد و از خدا استفاده مي كند! يكي از راههاي همنشيني با خدا نماز شب است كه رسول اكرم فرمود نماز شب رهبانيت امت من است. يعني اگر از همه چيز گريزاني و مي خواهي بروي در كوهها زندگي كني، نماز شب بخوان! با خدا جلسه درست كني! جلسه ويژه! عبدي اطعني حتي اجعلك مِثلي او مَثَلي! در بهشت همه اينگونه هستند اما در اين دنيا عدة كمي. ولي خدا مثل يا مثل خدا است! ... "ولي خدا" مي تواند همه كاري انجام دهد اما توجه داشته باشيم كه "ولي شيطان" هم داريم! ولي شيطان هم خيلي كارها مي تواند انجام دهد. شيطان بسيار عجيب و پيچيده عمل مي كند و اوليايي دارد كه از قدرت جن استفاده مي كنند و كارهاي عجيب و غريبي انجام مي دهند. انسان يا بايد شيطاني باشد يا خدايي! اين بينابين خدا و شيطان هم جاي خوبي نيست! بهتر است كاملا خدايي باشيم!



* شيطان از رفقاي جن استفاده مي كند و اعمال قدرت مي كند. اين اعمال قدرت در مسائل مادي هم هست. شيطان بر مؤمنين تسلط ندارد اما بر دوستان خود وحي مي كند. مسئله طلسم و جادو و اينها نيز واقعيت دارد. بايد به خدا پناه برد. البته بيشتر مشكلات از زبان و رفتار خود ما ناشي مي شود ولي قدرت هاي شيطاني نيز قابل انكار نيست! در همه گرفتاريها بايد بسوي خدا رفت. تنها راه نجات, پناه بردن به خدا است. قرائت آيه الكرسي، معوذتين، توسلات و ... در رفع گرفتاريها مؤثر است.



* گاهي افرادي با جسارت به مقدسات به قدرتها و مقاماتي! دست پيدا مي كنند اما هميشه اين طور نيست. گاهي انسانهاي مدعي وجود دارند و بايد از آنها پرهيز كرد. اين ادعاها گاهي از روي نفهمي است! مدعي خودش هم نمي فهمد كه دارد ادعا مي كند. بسياري از ادعاها نشانه نقص است. گاهي در اثر عبادات يك احوالاتي در اشخاصي پيدا ميشود كه حتي ممكن است منشاء گمراهي ديگران بشود! انسان ناقص قابل اتكا نيست! گاهي اشتباهاتي از انسانهاي ناقص سر مي زند كه موجب گمراهي و به اشتباه افتادن ديگران مي شود.



* ترس قبل از گناه خوب است ولي بعد از گناه نبايد ترسيد و مأيوس شد. شيطان قبل از گناه انسان را به گناه وسوسه مي كند و بعد از ارتكاب گناه انسان را مي ترساند و مأيوس مي كند. بايد قبل از گناه ترسيد و بعد از گناه به رحمت خدا اميدوار بود. يأس از شيطان است.از حضرت امام رضا(ع) نقل شده است كه: صلوات گناهان را بمباران مي كند!



* بايد با ذوق و سليقه منقولات و سنت هاي الهي را در جاي خودش مطرح كرد.



* حكمت بسيار اهميت دارد، همه چيز را همه جا نمي توان گفت!



* بايد ثابت شود كه نقل صحيح بوده و از معصوم صادره شده است.



* به فضا و قلمروي نقل نيز بايد توجه كرد و استفاده از نقل در ظرف خود قابل استفاده است. گاهي فضا و قلمرو از خود نقل اهميت بيشتري دارد و برداشت امروزي را تغيير مي دهد.



* بايد توجه كرد كه تبيين عرفاني منافي تبيين علمي نيست و برعكس!



* در جامعه ما هيچ چيز شرط چيز ديگري نيست اما در عالم همه چيز شرط همه چيز است!



* هرچند دنيا دار كيفر نيست اما در كارهاي شخصي مي توان تشخيص داد كه اعمال انسان چه اثري دارد.



* بدون شك بلاها و اتفاقات براي مؤمن يا ترفيع مقام است يا كفاره گناه و در مجموع خير اوست!



* سنت هاي طبيعي ساده تر هستند. اينها آثاري دارند و نشانه هايي هستند كه ما در مقابل آنها وظايف مشخصي داريم.



* سنت هاي اجتماعي پيچيدگي هايي دارد و تشخيص آنها مشكل تر است. امت ها نيز اجل هايي دارند.



* نگاه عارف از عالم وحدت با نگاه ما در عالم كثرت متفاوت است. نگاه عارف به حقيقت عالم است!



* هرچه خوبي است زير بال و پر تقوي است و هرچه بدي است از گناهان انسان است.



* خداشناسي اصل و اساس انسانيت است و ارزش انسان به توحيد است و بالاترين و بهترين و عالي ترين مسئله اي كه در قرآن مطرح مي شود توحيد است. منتها خدا شناسي سه راه دارد:راه اول ـ راه آفاق يعني راه طبيعيات و جهان خلقت: اينهمه آثار در عالم نشان مي دهد كه او حكيم است، او عليم است، او حليم است! او رحيم است و او رحمان است . اين عالم نشان مي دهد كه همه از اوست و او همه است! راه دوم ـ راه انفس يعني نفسانيات و دگرگوني هايي كه در حالات انسان رخ مي دهد. مثلا اميد و خوف، و محبت و بغضي كه در نفس پيدا مي شود. توجه به فقر و عجز انسان و ديگر مسائل نفسي راهي ديگر براي خداشناسي است. اينكه گاهي ما گمان مي كنيم شرايط براي انجام كاري صددرصد مهيا است و بايد حتما انجام بشود اما نمي شود و برعكس، نشان از اين است كه كارها بدست ديگري است و« لاحول و لاقوه الا بالله». اينكه انسان گاهي از كسي خوشش مي آيد و گاهي بدش مي آيد و گاهي اين حالت در نفس انسان برعكس مي شود، نشانه چيست؟! راه سوم ـ راه شهود يعني راه ديدن حق، «يا من دل علي ذاته بذاته»، آفتاب آمد دليل آفتاب! ... عالم تجلي خدا است. خوشبختانه يا متاسفانه ما عاشق خدا بوديم و هستيم اما توجه نداريم! او ما را عاشق خودش قرار داد. علم به وجود پيدا كرديم و وجود يعني كمال! ما به دنبال كمال مطلق هستيم ولي اشتباه مي كنيم. ما عاشق خلق شده ايم، چه بخواهيم و چه نخواهيم! ولي فراموش كرده ايم. همه ذرات عالم فرياد مي زند كه اناالله! اناالله لا اله الا انا! خدا مي گويد من هستم. اما ما مي گوييم مائيم و اين نمي شود!گفت كيستي؟ گفت من! گفت برو! دوباره آمد، گفت كيستي؟ گفت تو! گفت حالا بيا!جز يكي نيست نقد اين عالم باز بين و به عالمش مفروش!

با يكي عشق ورز از دل و جان تا به عين اليقين عيان بيني

كه يكي هست و نيست جز او وحده لااله اله الا هو



* قرآن سراسر اين مطلب را مي گويد و پيامبر خدا(ص) فرمود يك كلمه به شما مي گويم كه همه چيز در آن هست و آن اين است: لا اله الا الله! آري: لا مؤثر الا الله، لا معبود الا الله، لا موجود الا الله، وجود حقيقي خدا است و اين كثرات همه آيينه او است و در ذات خود چيزي نيستند و «اگر نازي كند در هم فرو ريزند!»



* بسياري از راه ها و مسائلي كه مطرح مي شود تنبيهات است نه دليل يعني فطرت را شكوفا مي كند اما راه اصلي همان راه شهود است. اين راه شهود كلاس ديگري است كه فراتر از استدلال و ... اينها است. عالم همه تجلي خدا است و به قولي:

چون نوركه ازمهرجداهست وجدانيست عالم همه مرآت خدا هست وخدا نيست

در آينه گر كوري نبيند صورت خود را آن صورت آيينه چو محسوس شما نيست



* خداي تعالي خواسته خودش را ببيند و ديگران هم او را ببيند، پس آيينه اي را به نام جهان و انسان خلق نمود است. جهان را براي انسان و انسان را براي خودش(خدا) خلق كرده كه به كمال برسد و خداگونه شود. ... انسان را با دو دست جمال و جلال خودش خلق كرد و نفخت فيه من روحي! انسان چيز ديگري است اما متاسفانه انسان خودش را ارزان مي فروشد! گفت:

اي دلبر ما نباش بي دلبر ما يك دل برما به ز دوصد دل برما

نه دل برما، نه دلبر اندر برما يا دل بر ما فرست يا دلبرما

يك عمر به جستجوي دلبر گشتيم سرگشته به هربحر و به هر برگشتيم

دلبر بر ما بود و دل اندر بر ما با دلبر دل به سوي دل برگشتيم



* عشق حقيقي عشق خدا است و اين در ذات و وجود ما هست اما ما غافليم و به خاطر اين است كه انسان به سوي چيزهاي ديگر مي رود. به سوي پول، به سوي مقام و گرفتاري هاي ديگر! صراط مستقيم همين محبت و عشق به خدا است! ... والذين آمنوا اشد حبا لله... (بقره، 165) و گرنه اين جهان هم در ذات خودش چيزي نيست چه رسد به اين خيالات ما ... به قول آن شاعر عالم اصفهاني:

عشقِ به جهان جمله چو نقشي است بر آب آن آب نه آب، بلكه موجي است بر آب

آن موج چه موج؟ چون خيالي در خواب! آن خواب چه خواب؟ خواب مستان خراب!

عالم چو حبابي است وليكن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلكه بر روي سراب!

آنهم چه سرابي؟ كه بينند به خواب! آن خواب چه خواب؟ خواب بدمست خراب!



* مستي فقط به شراب و قرص هايي نيست كه امروزه جوانان از آن مي خورند! شايد ما هم مست باشيم! مست علم و قدرت و مقام و ... پناه بر خدا!

دنيا همه هيچ و كارِ دنيا، همه هيچ! اي هيچ، به هر هيچ، برِ هيچ، مپيچ!

تا اينجا همه هيچ! و اين درست! اما آيا جز هيچ، ديگري نيست؟ قرآن كريم پاسخ داده است كه:

ذالك بان الله هوالحق و ان ما يدعون من دونه هوالباطل! ... (حج، 62- لقمان،30) ، ... فذالكم الله ربكم الحق فما ذا بعدالحق الا الضلال ... (يونس، 32)

پيامبر خدا(ص) فرمودند كه: جز خدا همه چيز باطل است. ... چه كنيم كه ما خوابيم! وقتي مرديم بيدار مي شويم. دستمان خالي و راه طولاني است . خدايا دستمان را بگير كه اسير اين كثرات نشويم!



* هر جا وجود هست، علم هم هست. منتها وقتي انسان به اصل وجود توجه مي كند در مي يابد كه وجود حد و نهايت ندارد و مساوي علم و كمال است و لذا به خدا توجه كرده است. اگر منيت و من بودن را از موجودات حذف كنيم به خدا مي رسيم. ... ماهيت مساوي است با يك سلسله ليسييات (نيستي ها) ...

بدادم عقل را ره توشه از مي به شهر هستي اش كردم روانه

وجود ما معمايي است حافظ كه تحقيقش فسون است و فسانه

البته اين كلاس، كلاس بالايي است و براي ما همين كه كمالات را از خدا بدانيم كافي است. مگر مي شود كه اين انسانِ زيبا خالقي نداشته باشد؟! ما فعلا بفهيم كه خالقي دارد تا بعد معلوم شود كه همه اش زيباست! و كل جمالك جميل! عجب دعايي است اين دعاي سحر! ... استفاده از صفت تفضيلي براي خداوند درست نيست! خدا بزرگتر است جمله درستي نيست! خدا با چه چيزي مقايسه مي شود؟!


* بسياري از افراد مانند حيوانات به دنيا مي آيند، چند روزي در اين دنيا زندگي مي كنند و از اين دنيا مي روند بدون اينكه به مبداء و معاد توجه داشته باشند! ما انسانها غالبا اينطور هستيم و اين به خاطر غفلت است. غفلت و فراموشي هم ناشي از نداشتن عشق و محبت به خدا است! مگر مي شود خدا را دوست داشت و از او غافل بود؟ بعضي از عرفا اصلا غير عشاق را انسان نمي دانند. مايه اصلي و جوهر انسان همين عشق است. انسان سرمايه بزرگي دارد و شيطان اين را خوب مي داند و لذا شيطان به دنبال غافل كردن انسان ها است. شيطان چنان انسان را غافل مي كند كه انسان هم مانند حيوان به دنيا بيايد، زندگي كند و بميرد. از آنطرف خداوند تعالي هم اسباب هدايت را فراهم كرده و حتي براي بيداري انسان گوشمالي هم به او مي دهد. اين گوشمالي هم از روي محبت و دوست داشتن است. خداوند در ابتدا انسان را به حال خودش رها نمي كند، حجت بر همه انسانها تمام مي شود. حتي افرادي مثل صدام هم مورد توجه خدا بوده اند اما كاري كردند كه به حال خود واگذار شدند. داستانهاي فراواني در زمينه عنايت خدا به بندگانش وجود دارد و همه ما در زندگي خود با اين مسئله مواجه بوده و هستيم. بعضي ها مي گيرند و بعضي ها نمي گيرند!



* بايد التماس كرد! اصلا معلوم نيست چه خبر است! انسانهايي بوده اند كه با اينكه يك عمر در بدي ها بوده اند يكدفعه و به صورت عجيبي نجات پيدا كرده اند و برعكس كساني كه يك عمر در خوبي ها بوده اند اما عاقبت به خير نشده اند.



* ادب و تواضع از خصلتهايي است كه موجب نجات انسان مي گردد! آنچه مهم است سنخيت است. كسي كه عناد دارد با كسي كه خيرخواه است متفاوت است. نبايد زياد غصه مردم را خورد چونكه خداوند خلقش را دوست دارد و براي رحمت آنها را خلق كرده است! به هر حال با كمي سختي و آتش! بسياري از آنها را پاك مي كند. ما بايد كمي بيشتر به فكر خودمان باشيم!!



* پناه بر خدا! «ما اكثرالعبر و اقل الاعتبار» بايد عبرت گرفت، نه اينكه ملامت كرد! ملامت به اين معني است كه من مستثني هستم! بايد توجه كنيم كه اگر من هم آن راه را بروم مي شوم او! من هم اگر خود را مهار نكنم مي شوم او! انسان همين است و نمي شود گفت صدام استثنايي است. نه خير اينطور نيست! خدا نكند خدا انسان را رها كند. در اين صورت است كه «... و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا (كهف، 104)» ... بعضي وقتها انسان ها به گمان اينكه كارهاي خوبي انجام مي دهند، كارهايي انجام مي دهند كه انسان تعجب مي كند، انسان توجيه گر است و تظاهر به خوبي ها دليل نيست!



* بايد توجه كنيم كه اين علم و عقل معمول و مصطلح هم هيچ اثري ندارد مگر اينكه تاييد خدا در آن باشد.



* بعضي افراد از بديها و آنچه بوي بدي مي دهد و ممكن است منجر به بدي شود ذاتا بدشان مي آيد نه اينكه خوششان نمي آيد! بلكه بدشان مي آيد و از طرف خدا نوعي حفاظت و عصمت نصيبشان شده است! اين انسانها از كساني هستند كه از آنچه به حالشان مضر است بدشان مي آيد. نه اينكه خوششان بيايد و پرهيز كنند، يا خوششان نيايد. ما كساني را ديده ايم كه مثلا اصلا از رياست بدشان مي آمده است و از زير بار مرجعيت فرار مي كرده اند. البته از آن طرف هم افرادي هستند و بوده اند كه دلشان براي رياست مي تپد! در اينجا بايد به اين نكته توجه كرد كه منظور از رياست، رياست ديني است و اين موضوع با مديريت امور متفاوت است. البته شانه خالي كردن از مسئوليت در اداره امور مردم در صورت توانايي درست نيست.
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

اا
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

تقوی از نگاه حضرت آقای امجد

تصویر

· نبايد موضوع تقوي را با وسواس! اشتباه كرد. وسواس نوعي بي تقوايي است. نبايد مسائل شرعي را به گونه اي مطرح كرد كه مردم به وسواس بيفتند. دين اسلام دين سمحه سهله است. اسلام دين تعبد است. اصول دين تعقلي است اما احكام تعبدي است! نبايد در اين موارد اينقدر سخت گرفت. انسان وسواسي اگر راست مي گويد بايد جلوي زبانش را بگيرد. تهمت مي زند، دروغ مي گويد، ... اما صد مرتبه خود را آب مي كشد! مردم آزاري نكن. تقوي يعني خدا داري!



· خداوند هم خودش را اهل تقوي دانسته! در عرفان مي گويند تقوي از وقايه است يعني انسان بدي ها را به خودش نسبت دهد و سپر خدا شود. مانند حضرت ابراهيم كه فرمود و اذا مرضت فهو يشفين. او مريض شدن را به خدا نسبت نداد اما شفا يافتن را به خدا نسبت داد اما شيطانِ بي ادب گفت فبما اغويتني! يعني تو مرا گمراه كردي! درست است كه خداوند همه كاره است اما هرچيزي را نبايد در گفتار به خدا نسبت داد بايد ادب را رعايت كرد. به هرحال تقوي يعني وقايه يعني خود را سپر خدا قرار دهد و بدي ها را به خودش نسبت دهد. مثلا: سبحانك اني كنت من الظالمين! يا در دعاي كميل مي گوييم: ظلمت نفسي! و ... اين دعا خيلي عجيب است... علامت انسان متقي اين است كه خود را پست ترين مي داند اما مي خواهد كه برترين بشود. بزرگترين كاري كه شيطان با ما مي كند اين است كه ويروس خود بيني و خودخواهي و خيريت را در مغز ما مي كند. چرا محراب امام جماعت گود است؟! يعني امام جماعت مي گويد: من پايين تر از همه هستم و به خاطر نماز بقيه نماز مرا هم قبول كن! هيچ امام جماعتي نبايد خود را برتر از بقيه بداند اگر برتر بداند ساقط است. علامت اصلي متقين اين است كه خود را پايين تر مي داند اما مي گويد: واجعلني للمتقين اماما يعني مي خواهم برترين باشم. نقطه سقوط اين است كه خود را برتر از ديگران بداند و نقطه شروع حركت انسان موقعي است كه بفهمد پايين تر از بقيه است. با حرف و تعارف هم نمي شود. بايد بفهميم كه پايين تريم وگرنه ممكن است از تعريف و تمجيد ديگران خوشمان بيايد اما از روي تظاهر و براي خوب نشان دادن خود در جمع به كسي كه از ما تعريف كرده بگوييم از ما تعريف نكن! مثلا اينكه بگوييم الاحقر اما خود را بالاتر از ديگران بدانيم درست نيست! ...



· اگر كسي مي خواهد آدم شود ببيند پيامبر خدا چگونه بوده است! البته پيامبر آمده است تا ما را به موطن خودمان برساند. پيامبر به همه بلند سلام مي كرد. چه خوب است ما نيز به همه بلند سلام كنيم.



· غالب مشكلات فردي و اجتماعي كه با آن دست به گريبان هستيم دقيقا و مسلما ناشي از ضعفهاي اخلاقي ما است و مشكلات و گرفتاريهاي و بن بستهاي جهاني نيز درست از فقراخلاقي جامعه ها و مخصوصا سران بسياري از كشورهاي جهان سرچشمه ميگيرد. آري اخلاق سرمايه اصلي اقوام و ملت ها است اخلاق كليد حل مشكلات مهم اجتماعي است . اخلاق خمير مايه تمدن و ستون فقرات يك زندگي اجتماعي سالم است و اخلاق بهترين وسيله انسان در سير الهي است. بهمين دليل تا مسائل اخلاقي در جوامع انساني حل نشود، هيچ مسئله اي حل نخواهد شد. و باز به همين دليل تهذيب نفوس و تزكيه قلوب و تكميل مكارم اخلاق به عنوان يكي از اهداف اصلي بعثت پيامبر اسلام در كتاب آسماني قرآن و روايت اسلامي بيان شده است پيشوايان اسلام و بزرگان دين قسمت عمده عمر پربركت خود را براي اين منظور صرف كرده اند.



· حضرت رضا(ع) براي عاقل 10 علامت را بيان فرموده اند كه دهمين علامت اين است كه انسان خود را شر خلق بداند! انسان بايد در اثر تفكر و تجربه و تمرين وقتي به فردي مي رسد كم كم باور كند كه اين فرد بهتر از او است يا او بدتر از اين فرد است. البته ملكه شدن اين موضوع نياز به تمرين و تكرار و … دارد. حتي اگر ما به انساني برسيم و شري را در او مشاهده كنيم بايد توجه كنيم كه ممكن است شر او ظاهر شده باشد و خير او هنوز ظاهر نشده است و اگر فكر كنيم ما بهتر از او هستيم بايد توجه كنيم كه شايد خير ما ظاهر شده باشد ولي شر ما ظاهر نشده باشد. از كجا معلوم كه اين وضع ادامه پيدا كند؟! ممكن است ما مثل يك استخر آرام و زلالي باشيم كه لجن در ته آن است اما ممكن است با يك تلاطم آلودگي ها خودش را نشان دهد! يك نقطه ضعف گاهي انسان را ساقط مي كند! به خصوص خود بزرگ بيني و حسادت خرمن زندگي انسان را آتش مي زند.

غره مشو كه مركب مردان مرد را

در تگناي باديه پي ها بريده اند

نوميد هم مباش كه رندان جرعه نوش

ناگه زيك ترانه به منزل رسيده اند


· ملامتي شدن و خود را به ملامتهاي غيرعادي انداختن راه حل درستي نيست. ... تعريف و تمجيدهاي ديگران حتي تعريف امام معصوم نيز مشكلي از ما را حل نمي كند. مگر اينكه امام معصوم دعا كند كه عاقبت به خير شويم يا خبر دهد كه عاقبت به خير هستيم. مهم عاقبت به خير شدن است. به قول حضرت آيت الله بهجت: شيطان تا آخرين لحظه با انسان كار دارد. ايشان به همين علت اجازه ندادند تا موقعي كه در قيد حيات هستند برايشان كنگره بزرگداشت گرفته شود. شيطان قسم خورده است كه همه ما را گمراه كند. هركسي را به طريقي گمراه مي كند. از طريق منبر، از طريق مداحي، از طريق عبادت، از طريق نمازشب، ... علامتش اين است كه ما پيش خودمان مغرور مي شويم! و عاقبت به شري مربوط به غرور است و هركس پيش خدا شكسته نفسي كند عاقبت به خير است. با كمي تمرين مي توان به اين باور رسيد كه ديگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از ديگران!


· توجه به اين نكته كه خير و شر در انسان مخفي است كليد كار است. ممكن است خير شخص پنهان باشد و شر او ظاهر شده باشد و يا برعكس! و لذا نمي توان به آنچه ظاهر است اطمينان پيدا كرد! چه درمورد خودمان و چه در مورد ديگران. در درون انسان هفت طبقه وجود دارد! چه مي دانيم در باطن و درونِ درون ما چه اتفاقاتي مي افتد! واقعا ما نمي دانيم. «بنده شناس خدا است!» اين از جمله هم از جملات عجيبي است كه اگر به جا بكار برده نشود انسان جهنمي مي شود و اگر درست بكار برده شود انسان را بهشتي مي كند. اگر تعريف كسي را كردند و شما از روي حسادت يا براي ايجاد شبهه گفتيد «بنده شناس خدا است!» جهنمي شده ايد و اگر تعريف خودتان را كردند و گفتيد «بنده شناس خدا است!» بهشتي شده ايد! خباثت و طهارت باطن شرط است و ظواهر هيچ دليل و شرط نيست. عبادتهاي ظاهري و رعايت ظواهر براي پاك شدن درون است وگرنه ارزشي ندارد. هيچ وقت علامه طباطبايي و حضرت امام(ره) خودشان را بالاتر از بقيه نمي دانستند. نامه هاي امام(ره) به مرحوم سيداحمدآقا را نگاه كنيد! واقعا چيزهايي كه امام(ره) به خودشان نسبت داده اند عجيب است. آنچه امامان معصوم(ع) مي فرمودند انسان را مبهوت مي كند! ان اقل الاقلين!، ان اذل الاذلين!... ما ديگر چه بگوييم؟! ما چطور خودمان را برتر از ديگران بدانيم؟! ...



· حساب دستگاه الهي با حسابهايي كه ما داريم متفاوت است. آيا ارزش آن دختر جوان مسيحي كه به دورافتاده ترين نقاط آفريقا مي رود و مردم را به نام حضرت مسيح(ع) به بهداشت دعوت مي كند و مردم را به دين علاقمند مي كند با من كه هر روز زيارت عاشورا و نماز شب هم مي خوانم، ولي به احدي رحم و مروت ندارم يكسان است؟! آنچه مسلم است اين است كه بايد درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسايل هدايت را فراهم مي كند. اينجانب اعتقاد داشتم حتي اين ماركسيست هايي كه در دوران انقلاب در تظاهرات شركت مي كنند اگر كشته شوند بعید نيست شهيد باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از اين جهت خيلي اميدوار هستيم كه مخالف خدا نيستيم و خدا هم ارحم الراحمين است. هر چيزي به جاي خودش! ... جوان بايد از گناهان گذشته خود استغفار كند و ديگر گناه نكند و پيرمرد هم بايد به لطف و رحمت بي منتهاي خدا اميدوار باشد! ... چيزهايي هست كه باعث عاقبت به خيري مي شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خيري مي شود. چيزهايي هم باعث عاقبت به شري مي شود. ... تشخيص اينكه در كجا چه بايد كرد ظرافتهاي خاصي دارد. هيچ كس نبايد به خودش مغرور شود. انسان بايد همه را بهشتي بداند و خود را جهنمي و سعي كند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد!



· پرهيز به معني كناره گيري يا انزوا نيست. پرهيز در متن اجتماع و در حين انجام عمل اتفاق مي افتد. بايد وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! بايد از اين آتش ترسيد و مال يتيم را نخورد! اتقو يوما، اتقوا ... يعني پروا كنيد نه اينكه انزوا كنيد. اسلام دين اجتماعي است. وظيفه انسان اين است كه خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظايف افراد هم با هم فرق مي كند. يكي ممكن است ذخيره باشد. در تاريكي نشسته اما روشنايي را مي بيند. منتظر انجام وظيفه است. در موقع خودش وارد مي شود و وظيفه اش را انجام مي دهد! معمولا هم نقطه عطفي را به وجود مي آورد! با يك حركت يك مملكت را نجات مي دهد. هر كس حد خودش را نگهدارد بهترين خدمت را به جامعه كرده است. براي ما ورود به جامعه و تحمل سختي ها و شنيدن ناسزاها و ... باعث خودسازي مي شود. تقوي يعني حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نيز بسيار مهم است. نبايد در موقعيتي وارد شد كه از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظيم و تجربه خوبي بود اما متاسفانه خودسازي كم بود. افرادي ممكن است گاهي با دست بوسي سوار شوند! ما به امثال مدرس نياز داريم. خدا رحمت كند او را



· تمام بدبختي ها و مشكلات بشر مربوط به بي تقوايي و همه سعادتهاي او مربوط به تقوا است!



· كوچكترين مصيبتي كه بر سر انسان مي آيد از بي تقوايي است. ممكن است اين سؤال مطرح شود كه مصيبتهايي كه بر امامان معصوم و حضرت سيدالشهداء وارد شد به چه علت است؟ پاسخ اين است كه ايشان خودشان همه مصيبت ها را براي هدايت بشر قبول كردند و با موضوع مصيبت هايي كه ناخواسته براي امثال ما به وجود مي آيد متفاوت است. ما بايد دقت كنيم كه هميشه هر بي تقوايي نتيجه مشخصي برايمان دارد. اگر انسان اينطور باشد ديگر در اين جامعه يك ذره كار خلاف نمي كند. همه تلاش بشر براي نجات از مشكلات و آگاهي است و اين در تقوي است. خداوند فرمودند من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لايحتسب. پيامبر اعظم (ص) در باره اين آيه فرمودند: لواخذالناس كلهم لهذه الايه لكفيتهم يعني اگر تمام مردم اين آيه را بگيرند كفايت مي كند! چون خدا فرموده كسي كه با تقوي باشد درهاي بسته را بسويش باز مي كند. كسي كه بر اساس فطرت و شرع و عقل رفتار كند مشكلات برايش حل مي شود،درهاي بسته بسويش باز مي شود. حضرت يوسف(ع) بسوي در بسته رفت اما اين در برايش باز شد! دري كه آن موقع باز نمي شد و هيچكس هم نمي توانست باز كند، اين در كه با كليد مخصوص سلطنتي و در مواقعي خاص باز مي شد به رويش باز شد. او را در چاه انداختند ولي به تخت سلطنت رسيد. من يتق الله يجعل له مخرجا و لذا راه نجات از مشكلات تقوي است، با تقوي مشكلات شكلات مي شود! شيرين مي شود و يرزقه من حيث لايحتسب يعني از جاهايي كه گمان و حساب نمي كند روزي هاي مادي و معنوي برايش مي رسد. يك دانشمند نياز به الهامات و جذبات معنوي دارد وگرنه در اين عمر كم و اين كارهاي زياد نمي شود انسان به مقاصد بلند برسد و زمينه الهامات تقوي است!



· اين الله اكبر كه در نماز مي گوييم يعني خدا بزرگ است و ديگر هيچ. هيچ چيز ارزش ندارد جز خدا. وقتي فقط خدا پيش آنها ارزش داشت به همان لااله الالله كه به قول رسول اكرم(ص) سبب خداشناسي و رستگاري است رسيده اند. كسي هم كه خدا شناس شد ديگر نه حسادت دارد، نه كبر دارد، نه بخل دارد، نه خودبيني دارد، نه خودخواهي دارد! اين صفات و رذايل و فضايل زنجيري است! يك رذيله رذيله ديگر را مي آورد، يك فضيله فضايل ديگر را با خود مي آورد! اما اصل فضيلت توحيد است. اگر موحد شد ديگر هيچ بدي نمي كند، بدي ندارد، نيت بد نمي كند و ... تمام صفات تابع اين كلمه است كه خدا پيش آنها بزرگ است و ديگر هيچ چيز ارزش ندارد. در جنب خدا هيچ چيز ارزش ندارد! البته با توجه به ارزش هايي كه خدا قرار داده، حب محبوب خداوند هم حب خداوند است!



· تقوي مساوي است با احساس مسؤليت در برابر پروردگار و عدم بي تفاوتي در باره جامعه و عقايد مردم، از بي رنگي در آمدن و جامه صبغه الهي پوشيدن صبغه الله و من احسن من الله صبغه. تقوي منجي عقيده از سرگرداني و جهت دهندة آن است و لذا يك انسان داراي تقوي و يك متقي واقعي يعني كسي كه به دستورات الهي پايبند است.



· نتيجه تقوي اين است كه همه كارهاي انسان اصلاح مي شود!



· نفسانيات كار را سخت مي كند وگرنه تقوي سخت نيست. حضرت آيت الله دستغيب مي فرمودند: اگر هزار دكتر بگويند اين ميوه يا غذا براي شما بد است ولي شما ميل داشته باشيد حتي اگر يك بچه بگويد دكتر اشتباه مي كند از آن استفاده مي كنيد. مبداء ميل مهم است! اگر انسان بر اساس فطرت و عقل مي خواهد حركت كند آنچه كه برايش خوب است را انتخاب ميكند نه آن چيزي كه مي خواهم! بنده معتقدم كه منظور از متقين در آيه مباركه ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين كساني هستند كه طالب حق مي باشند. حد اقل بايد انسان دنبال حق باشد تا هدايت شود ... بعد كم كم راه بازتر مي شود ...



· شهوت فقط جنسي نيست! دستبوسي هم شهوت است! رياست هم شهوت است! دلش مي خواهد رساله بنويسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد!



· گاهي انسان به خاطر يك شهوت پا روي همه چيز خود مي گذارد! شخصيت اجتماعي اش، شخصيت خانوادگي اش ، خدمات و كمالاتش را به خاطر يك شهوت قرباني مي كند!



· تنها توشه اي كه در جهان باقي به درد مي خورد تقوي است.



· تقوي لباسي است كه موجب زينت و حفاظت انسان و پوشش عيوب مي شود.



· بهشت براي اهل تقوي است.



· خداوند اهل تقوي و صبر را مدح و ثنا كرده است.



· تقوي انسان را از كيد دشمنان محافظت مي كند.



· تقوي موجب نصرت الهي مي شود.



· تقوي موجب اصلاح عمل و بخشش گناه مي گردد.



· تقوي موجب محبت الهي مي شود.



· تقوي باعث قبولي اعمال مي گردد.



· تقوي ملاك و موجب اكرام است.



· تقوي سبب بشارت در موقع مرگ مي شود.



· تقوي موجبات نجات از عذاب الهي را فراهم مي كند.



· همه در جهنم وارد مي شوند فقط اهل تقوي موقع ورود از سوختن مصون مي مانند.



· بهشت براي متقين آماده شده است.



· نجات از شدايد و مصيبات و مشكلات با تقوي امكان پذير است.



· اقل تقوي اين است كه انسان طالب حق باشد. اگر ديني هم ندارد اگر حرف حقي از يك بچه هم شنيد قبول كند. بايد تابع حق بود.



· مي گويند آقاي بهاءالديني را در خواب ديدند فرمود كه اينجا تقوي به درد مي خورد! البته درست است قرآن نيز در بيداري همين را فرموده است.
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

 

  آقای امجد: 
  شيخ عباس قمي پس از عمل به تمامي مفاتيح آن را چاپ  
 تصویر 
آيت‌اللهمحمود امجد كرمانشاهي درباره مفاتيح الجنان گفت: شيخ عباس قمي پس آن كه بهتمامي اعمال مندرج در آن عمل كرد، حاضر به چاپ اثرش شد.
آيت‌اللهامجد پنج‌شنبه شب در يكي از مجالس انس كه با حضور ده‌ها نفر از عاشقان اهلبيت(ع) و جمعي از جوانان برگزار شد، گفت: دين اسلام دين عقل است و عقل بهانسان مي‌گويد به دنبال پيامبر برو.
وي دربارهتأكيد اسلام بر عقل و رد اخباري‌گري گفت: مي‌گويند فيض كاشاني اخباري است،اما من معقول‌تر از فيض در عصر حاضر نديده‌ام. او كاملا معقول عمل مي‌كرد.اخباري‌گري اصلا امكان ندارد، معنا ندارد. دين اسلام دين عقل است و عقلانسان به او مي‌گويد سراغ پيامبر برو. و او خود اين‌گونه بود.
آيت‌اللهامجد در بخش ديگري از سخنان خود با بيان حديثي از معصومين درباره فضلصلوات بر پيامبر و آلش گفتند: صلوات گناهان را بمباران مي‌كنند. وقتي«الحمدلله» مي‌گوييم از حيوان جدا مي‌شويم، وقتي «استغفر الله» مي‌گوييموارد حيطه فرشتگان مي‌شويم و با صلوات وارد حريم اهل بيت مي‌شويم. بهتر ازصلوات در عالم هيچ چيز نيست.
ايشان درادامه افزودند: انسان در هر چيز بايد اندازه را نگه دارد صلوات هم نه بايدزياد بلند باشد و نه خيلي آرام. خدا توفيق دهد در همه چيز حد وسط را نگهداريم.
ايشان دربيان پركاري و زياد كاري و تفاوت آنها گفتند: كار زياد خوب است، اما كارزيادي خوب نيست. اما كار زياد كردن تنوع مي‌خواهد. شيخ عباس قمي ازپركارترين‌ها بود وقتي نگارش مفاتيح را به اتمام رساند و خواستند آن را بهچاپ برسانند، گفت يك سال صبر كنيد پس از يك سال كه مفاتيح به چاپ رسيد،پرسيدند چرا همان پارسال اجازه چاپ نداديد؟ گفت: خواستم يك بار خودم به آنعمل كنم و ببينم مشكلي در آن نباشد. امروز مفاتيح در همه خانه‌ها، مساجد وحرم‌ها هست و هر كس كه از آن استفاده مي‌كند با شيخ عباس شريك است.
آيت‌اللهامجد در پايان ضمن بيان مصائب حضرت زهرا در باره تأثر ابي عبدالله الحسين(ع) از فراق مادر گفتند: همه بر غربت حسين(ع) گريه مي‌كنند و حسين(ع) برغربت مادر.

 
   تصویر     
  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: جملات قصار استاد امجد

پست توسط RAHVAR »

توصیه های اخلاقی استاد محمود امجد(۳)





استاد محمود امجد ، معارف اسلامى را با بيانى نو، شيوا، جذاب و آميخته با ملاحت و طراوت دراختيار علاقه مندان قرار مى دهد. امجد پس از اتمام دوره دبيرستان در تهران به شهر قم عزيمت نموده و از محضر بسيارى از بزرگان اهل علوم ظاهرى و باطنى از جمله مر حوم آيت اللَّه بهاءالدينى، آیت الله طباطبائی و آيت اللَّه العظمى بهجت، دام ظله العالى، كسب فيض نمودند. آنچه در پى مى آيد سومین قسمت توصیه ها و نکات اخلاقی وی است که درباره مسائل مبتلا به جامعه ، جوانان، نهج البلاغه و اتحاد ملی و انسجام اسلامی انتخاب گردیده و بدینوسیله تقديم خوانندگان محترم مى شود.



استاد محمود امجد









امروزخیلی ها دم از عرفان می زنند ولی هیچکدام بویی از عرفان نبرده اند/ هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است/ برخی فکر می کنند اردو بردند و گروه تواشیح و قرآن خوان درست کردند همه چی حل شد اساس باید درست شود/الان به فکر هیچ مشکل مردم نیستیم به فکر بهشت و جهنم هستیم دنبال این هستیم تا مردم به بهشت بروند و جهنم نروند/ این منطق معاویه صفتان است که بگویند همه فدای من/ با ختنه شدن که آدم مسلمان نمی شود فرهنگ اسلام با فرهنگ جامعه کشور ما از زمین تا آسمان تفاوت دارد/ غربی ها که بی خود به جایی نرسیدند شبانه روز تلاش کردند به این مرحله از علم و پیشرفت نایل شدند.







۱- بسم الله اسم اعظم است اگر بدانید چه هست با بسم الله همه کار می توانید انجام دهید رحمن و رحیم دوتا کلمه است بسط وجود و کمال وجود.این غذایی که ما می خوریم زهر است اگر بسم الله الرحمن الرحیم بگوییم می شود شفا ، حتی قرآن بدون بسم الله هم می شود زهر.







2- امروز خیلی ها دم از عرفان می زنند ولی هیچکدام بویی از عرفان نبرده اند مدعیان آن ، چنان از عرفان صحبت می کنند که گویی می خواهند به این و آن پز دهند این عرفان است ؟ عرفان نور است عرفان حقیقت است عرفات همین اطاعت خداست.







3- هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است بله نسبت به اهل بیت صادق است ولی غیر از اهل بیت برای کس دیگری صادق نیست. باید خودخواهی را کنار بگذاریم ما خدا پرست نیستیم در عمرمون یکبار لا اله الا الله نگفتیم .







4- آقایان کار مشکل است . این حرف ها را آخوند ها درست نکردند تنها احساس کافی نیست باید تعقل هم باشد .چرا به مجالس علمی علاقمند نیستم متاسفانه ما مردم قدرناشناسی هستیم ما مردم ناسپاسی هستیم باید به کلاس های اخلاق روی بیاوریم وقتی هم سر کلاسهای اخلاق حاضر می شویم برای نشان دادن خود و پز دادن می رویم ما در کارهامون تصمیم شیطان را تصویب و تایید کرده ایم .







5- یک جایی بودیم روز عاشورا همه داد می زدند علمدار نیامد علمدار نیامد وقتی آبگوشت ها رو آوردند مثل اینکه آقایون عروسی تشریف بردند همه ابوالفضل یادشون رفت.مثل اینکه فرج رسید.







6- برخی می گویند کلید بهشت دست ماست فقط اهل مسجد ما اهل بهشت هستند این خیلی بد است این زمان.متاسفانه با همه چیزی بازی می کنیم گریه گردن و روضه خوانی هم باندی شده مثلا من گریه می کنم همه گریه می کنند من می خوانم همه گریه می کنند برای همدیگر می خوانیم و برای یگدیکر گریه می کنیم خدایا ما را از بازیگری نجات بده .







7- متاسفانه برخی وقتشون را تلف می کنند و دنبال علوم غریبه می روند و دنبال علومی که به دردشون نمی خورد می روند.







8- در معارف کسی مثل علی (ع) سخن نگفته است.اهل بیت معیار حق هستند و غیر از قول معصوم و برهان حرف احدی در دنیا اعتبار ندارد.







9- بگذارید همه جا گفتم اینجا هم بگویم این دردی است برای من که به آموزش و پرورش رسیدگی نمی شود چرا؟ منتظر وزیرند وزیر بیاید ببینیم چه می گوید مگر وزیر چکاره است وزیر محترم است ولی وزیر عامل اجرایی است .چرا یک عده متفکر در این مملکت جمع نمی کنند با مختصر وجهی که می شود اداره نمود بیایند برنامه ریزی کنند؟ این همه آدم آزموده ، مجرب ، فکور و متفکر در این مملکت هست مردم که نفهم نیستند این بچه ها در آموزش و پرورش 12 سال در امانت ما هستند مومی در دست ما هستند بابا بریم به کی بگیم به کجا بگیم این درد مرا کشت که با دردشناسان درد دل خود گفتم ما روی منبر داد می زنیم تا گوش ها پاره شود و دلها تکان بخورد.خیلی خوشحال هستیم که یک گروه تواشیح داریم قرآن می خوانیم یک اردوهایی داریم ، بچه ها را اینطوری اصلاح و تربیت می کنند با دوازده سال می شود همه چی در این مملکت ساخت ولی افسوس کو ؟ کی ؟ کجا ؟ من وظیفه ام فریاد زدن است همه جا هم می گویم دانشگاه ها و حوزه ها همه باید دست به دست هم بدهند جامعه شناسان ، روانشناسان ، روانکاوان همه باید بیندیشند و این نسل جوان و نوجوان ما را دریابند بچه های ما توی آتش دارند می سوزند ازدواج جوانان هم درست می شود.نخیر آقا تربیت نشده ازدواج ها هم درست نیستند.باید در سراسر مملکت بپرسیم که چه باید بکنیم اردو می برند!! و گروه تواشیح درست می کنند!! اساس باید درست شود خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است .







10- علامه طباطبائی می گفت:« اگر یک کاه برداری، در همه عالم(هستی) اثر می گذارد! » پس گناه کردن چه اثری بر هستی می گذارد؟







بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را







هـرگز نتوان ديد جمال احـدی را







11- نه سنی ها سنی کامل هستن نه ما شيعه ها شیعه واقعی هستیم .قرآن می گوید اهل بيت ؛ اهل بيت هم می گویندقرآن ؛ نتيجه ی تقوا و عمل ، محبت اهل بيت هست ؛ نتيجه ی محبت اهل بيت هم تقواست .در حديث ثقلين می گوید لن يفترقا ؛ نگفته جدا نکنيد گفته قران و اهل بيت جدا نمی شوند.







12- نگو هر غلطی دلم می خواهد می کنم بعد می گویم مولا و همه چی درست می شوداز آن طرف هم نيفت که بگویی اگر يک بار نماز صبح ات قضا شد می روی جهنم.







13- حالا تا نصف شب برو بگو حسين ، مادرت هم در خانه دلش هزار راه برودمرجع تقليد مادرت هم بوده باشی مادرت راضی نباشد نمی توانی پای منبر و عزاداری هيچ کسی بروی.







14- شخصی از حضرت رسول اکرم(ص) می پرسد آیا می توان بهشت را خرید ؟ چنانکه یهودیان و نصارا آن را خرید و فروش می کنند.و اینکه غیر از یهود و نصارا کس دیگری به بهشت نخواهد رفت. اینست که پیامبر خدا در جواب آن شخص پاسخی به همین مضمون می فرمایند: کلید بهشت در اعتقاد به توحید ، اخلاق و عمل صالح و دوست داشتن اهل بیت من است . آقایان عالم آخرت جای کار نیست .







15- متاسفانه الان به فکر هیچ مشکل مردم نیستیم به فکر بهشت و جهنم هستیم دنبال این هستیم تا مردم به بهشت بروند و جهنم نروند.





16- این منطق معاویه صفتان است که بگویند همه فدای من اما منطق امام حسین اینست که من قربانی و فدای بقیه.







17- کارهای ما بر اساس فرهنگ اسلام نیست اصلا ما مسلمان نیستیم با ختنه شدن که آدم مسلمان نمی شود فرهنگ اسلام با فرهنگ جامعه کشور ما از زمین تا آسمان تفاوت دارد.







18- غربی ها که بی خود به جایی نرسیدند شبانه روز تلاش کردند به این مرحله از علم و پیشرفت نایل شدند حالا ما خیال کنیم همشون اوباش و اراذل هستند ادیسون در شب عروسی می گوید یک ساعت به من مهلت دهید بروم اتاق کارم ، می رود اتاق کارش و تا صبح مطالعه می کند و یادش رفته که عروس در حجله منتظرش بوده است (البته قسمت مثبت این قضیه را در نظر بگیرید) اینها با تلاش و کوشش به جایی رسیدن با تنبلی نمی شود به جایی رسید.







19- رهبری، مسير وحدت و انسجام ملی و اسلامی را مشخص كرده است و اگر قرار است در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی تلاشی موفق باشد، تنها در پناه قرآن و اهل بيت محقق خواهد شد. افراد جاهل در بيان خود موجب تفرقه ميان شيعه و سنی می‌شوند. بحث منطقی اشكالی ندارد. بزرگان و عالمان دينی دور هم می‌نشينند، با هم فكر می‌كنند، مشورت می‌كنند، بحث منطقی می‌كنند و هيچ مشكلی با هم ندارند. مشكل زمانی است كه مسائل حساس جامعه اسلامی ورد زبان جاهلان شود. بله آن وقت تخطئه هست و هزار و يك مشكل ديگر..نقاط آسيب پذير وحدت در جامعه ايران اسلامی خودخواهی، خودپسندی و خودبينی است بايد اينها را كنار گذاشت. بايد به فكر مصالح كلی جامعه باشيم و منافع خلق‌الله را بر منافع شخصی و خودخواهی‌ها ترجيح دهيم.







20- حرم امام رضا رفتن مهم و اصل نيست بلکه حرم در دل شماست (اگر بدانيد معناي اين حرف چيست.) چطور قلب يک بنده گناهکار حرم انسان کامل و حرم الهي مي شود؟ از خدا گشتي همه چيز از تو گشت از خدا گشتي همه چيز از تو گشت.







21- حضرت آية اللّه العظمى بهجت دامت بركاته از نوادر روزگار و از فقها و عرفاى بزرگى مى باشند كه نيل به شخصيت نورانى و آنِ معظم له براى عده معدودى هم ممكن نيست . ما كجا و آن فرشته روى زمين تا بتوانيم مطلبى عرضه بداريم .







22- اگر انسان با تهذيب نفس به سوی خدا حركت كند راه‌های جديد معارف بر او گشوده می‌شود و بسياری از حقايق را در می‌يابد در بخشی از موضوع مبدا و مقصد سالك راه خدا آمده است: برای شناخت و توجه بيشتر به مبدا و معاد بايد سه دسته از آيات بيشتر ملاحظه شود الف: آيات ناظر به اين معنا كه مبدا فاعلی حركت صحيح انسان، خدا است و انسان برای آن كه ارتباطش با خدا قطع نشود بايد همواره او و نعمت‌های او را به ياد داشته باشد همان گونه كه فرموده است: «واذكروا نعمة الله عليكم». ب ـ آيات ناظر به اين معنا كه هدف غايی سلوك، خدا است، در اين بخش آمده است: از نظر قرآن كريم، مردم در دنيا و آخرت يا روشن دل‌اند و يا نابينا و كوردل؛ روشندلان كسانی هستند كه در قيامت نامه اعمالشان به دست راستشان داده می‌شود و می‌توانند آن را بخوانند و ببينند و ديگران، خواه نامه اعمالشان را با دست چپ و يا از پشت بگيرند همه كورند و اين كوری باطن از دنيا شروع می‌شود. ج ـ آياتی كه راه كسب فراموش نكردن مبدا و مقصد را زياد به ياد خدا بودن می‌داند همان گونه كه فرموده است: « يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا» در باب زاد و توشه از صفحات مورد بحث می‌خوانيم: قرآن بهترين زاد و توشه را تقوا می‌داند«فان خير الزاد التقوی و التقون يا اولی الالباب» زيرا زاد هر مسافری به اندازه طول سفر او است؛ آن كس كه مقصد او لقاء الله است ره توشه بهتر و با دوام‌تری را می‌طلبد و خداوند در عين آن كه آخرت و آن چه را نزد خدا است بهتر و پايدارتر از دنيا و ديگر كالاها می‌داند بهترين و پايدارترين هستی را ذات خود اعلام می‌كند.





23- عده‌ای كر و لال و كورند و بدين جهت از راه باطل برنمی‌گردند؛ منظور قرآن ، محروميت از حواس ظاهری نيست، چه بسا بسياری از آنان از چشم و گوش سالم و قوی برخوردار باشند و قرآن آنان را كرو كور می‌داند بلكه منظور فقدان حواس و مشاعر درونی است.







24- همه ما گرفتار زندگی روزمره خود هستيم اما باز هم به دنبال اسباب و علل مادی می‌رويم در حالی كه تقوا به عنوان راه خروج از مشكلات و گشايش در كارها مطرح شده است.







25- راه‌های جزيی برای شناخت واجب نامحدود است؛ زيرا هر موجودی و هر شان وجودی در حد خود آيتی از آيات الهی است «بسيط‌ الحقيقه كل الاشياء»







26- هنگامی كه برادران حضرت يوسف(ع)برای بار سوم به مصر آمده بر آن حضرت وارد شدند، حضرت يوسف به آنان فرمود: آيا دانستيد هنگامی كه نادان بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟ فرزندان حضرت يعقوب با شنيدن اين سخن با تامل در جمال حضرت يوسف (ع) بدون اين كه از ديگری بپرسند و برای شناخت يوسف(ع) در غير او جستجو كنند، با دقت در جمال وی گفتند: آيا راستی تو يوسفی؟ و نگفتند، يوسف تويی بلكه گفتند: «تو يوسفی»،‌ حضرت يوسف نيز در معرفی خود نفرمود، يوسف منم بلكه فرمود: من يوسفم؛ يعنی همان كسی را كه می‌شناسيد، يوسف است و در روايتی ديگر منقول است كه برادران، يوسف را به خود يوسف شناختند، نه به غير او.







27- علامه طباطبائی فرمود: « باطن دنیا، صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) است.» اکثر افراد تصور می کردند که شاید فیلسوف بزرگی چون علامه طباطبایی کمتر به زیارت برود، روزی در سفر مشهد یکی از حاضرین از علامه پرسید: شما هم به حرم می روید؟علامه پاسخ داد: «آری»آن فرد پرسید: آیا شما هم مثل عامه مردم ضریح حضرت را می بوسید؟! علامه فرمود: « نه تنها ضریح، خاک و تخته در حرم را و هر چه متعلق به اوست می بوسم. »او حتی در حل مسایل علمی و فلسفی و تفسیری، از معنویت ارواح معصومین علیهم السلام، استمداد می جست و گاهی برای حل مسایل تفسیری چندین ساعت، حتی یک شبانه روز به درون گرایی می پرداخت و از خدا و پیامبر و ائمه استمداد می طلبید. علامه می گفت:« ما هر چه داریم از اهل بیتِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داریم. »هر کسی که اندک بی مهری ای نسبت به خاندان پیغمبر و مقام ولایت داشت نمی پذیرفت و با این قبیل افراد آشتی ناپذیر بود. ز اشتباهات علمی اشخاص، فراوان می گذشت و در تصحیح و نقد آنها همواره ادب علمی را حفظ می کرد، اما در مقابل افرادی که با مقام ولایت اهل بیت(ع) تا اندازه ای سر ناسازگاری داشتند نمی توانست ساکت بماند و به هر نحوی که بود سخنش را می گفت.... دلباختگی، شیفتگی و علاقه وی نسبت به خاندان پیغمبر تا حدی بود که کتاب و علم را در مواردی که مصیبت و مرثیه و امثال آن بود به یک سو می نهاد.. غالباً در مجالس روضه و مرثیه روزهای جمعه شرکت می کرد و گاهی با تمام وجود زار زار گریه می کرد؛ بطوریکه تمام بدنش می لرزید و از چشمهای درشت و جذابش اشک سرازیر می شد و بی گمان بسیاری از موفقیت های که داشت مولود همین خصلت بود. آیت الله طباطبائی می فرمود:« در بازبینی و تصحیح جلد اول المیزان، دو هزار غلط فاحش یافتم! ( مثلاً به جای «روز» نوشته بودم «شب»! ) و در بار دوم تصحیح، ششصد غلط! و حالا بهتر می فهمم «معصوم» و «عصمت» یعنی چه! »به مرحوم علامه عرض کردم:وقتی به حرم مشرف می شویم، چگونه زیارت کنیم؟ فرمودند: « مگر چیزی جز خدا مشاهده می شود؟! »علامه(ره) با نهج البلاغه و کتاب های حدیثی همان معامله را می کرد که با قرآن معامله می کرد، یعنی آن را می بوسید و روی چشم می گذاشت. اگر در مجلسی، کتاب روایی، مانند بحارالانوار، روی زمین بود، آن را برمی داشت و می بوسید و روی طاقچه می نهاد؛ و به قفسه کتابی که کتاب حدیث در آن بود، پشت نمی کرد.علامه به این بیت از اشعار استادش، آیت الله اصفهانی ( که در مدح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است) خیلی علاقمند بود:

مفتقرا! متاب رو،از در او به هیچ سو

زان که مس وجود را فضّه او طلا کند!







28- وصله بمب اتمی، به ملت مسلمان ايران نمی‌چسبد ما نمی‌خواهيم بمب اتمی بسازيم و بر سر مردم بريزيم. آمريكايی‌ها بدانند كه اين وصله‌ها به ملت شريف و مسلمان ايران نمی‌چسبد. ما هزاران استفاده علمی از انرژی هسته‌ای خواهيم كرد. اين سرنوشت ماست و كسی حق دخالت در آن را ندارد. مگر آنها ولی مردم هستند، آنها خود حيوانات درنده‌ای بيش نيستند. همه ملت‌های دنيا حق دستيابی علمی به اين انرژی مفيد را دارند. اما اينها چون خودشان نيتشان بد است، نسبت به همه خيرخواهان عالم بدبين هستند. داشتن انرژی هسته‌ای مثل نفس كشيدن، حق ماست. كسی كه نمی‌تواند حق نفس كشيدن را از ما بگيرد. ذخائر مملكت ما اين جوانها هستند. تا اين جوان‌های عالم و عابد را داريم، از تحريم باكی نيست.







29- هدف از قيام امام حسين(ع) انسان‌سازی جهت حيات در جامعه توحيدی است. منشأ همه فضيلت‌ها، قرآن و اهل‌بيت است و امام حسين(ع)، مسير دفاع از آن را در طول تاريخ ترسيم كرد. عمل منكر، جامعه آن زمان را فرا گرفته بود و هيچ معروفی در ميان نمانده بود و امام حسين(ع) با شهادتش، نفس مسيحايی خود را بر روح مرده جامعه آن روز دميد. امام حسين(ع) در مسير رسيدن به كربلا،‌ برای يارانش از شهادت در راه خدا می‌گفت تا در طی راه، ياران مخلص و آماده شهادت را غربال كند و همين طور هم شد. كسانی بودند كه در طی راه امام را رها كردند و چه بسا مشتاقانی كه در اين مسير با امام همراه شدند. البته پيامی را كه امام با اين كار قصد انتقال آن را داشتند، امروز به وضوح در جامعه خودمان می‌بينيم.جهالت و نادانی مردم آن زمان نه به معنای فقر دانش و علم است، بلكه به معنای فقر فرهنگی و فقر نگرش صحيح سياسی است.



30- ‌ اين صحيفه سجادیه حاوی مسائل تربيت دينی جامعه است و اگر ما صحيفه سجاديه را داشته باشيم، هيچ كم نداريم.صحيفه سجاديه زبان دعاست و اين زبان را اگر خوب ياد بگيريم، برای دنيا و آخرتمان كافی است. مقررات اسلامی جنبه تكميلی دارد و اگر ما خود را با آن كامل كنيم، شيطنت‌های دشمنان تأثيری بر ما نخواهد داشت.







31- برای اينكه بندگی خدا را كرده باشيم، بايد خدمات اجتماعی برای رفاه مردم انجام دهيم.







32- تعبير نهج البلاغه را سيد شريف رضى از اين جهت بر اين كتاب نهاده است كه او كلمات بليغ و فصيح حضرت را انتخاب كرده است. اين كتاب قرن هاست كه در ميان علما و بزرگان از جنبه هاى ادبى و معنوى مورد توجه بوده است. منتهى نهج البلاغه خود اقيانوسى است از مطالب و موضوعات مختلف علوم انسانى و آنچه كه انسان در دنيا و آخرت لازم دارد. مباحث فلسفى، معارف و اخلاقى و تربيتى و به طور خلاصه در نهج البلاغه درباره همه مباحث علوم انسانى عميقاً بحث شده است و در همه زمينه ها مى توان از نهج البلاغه استفاده كرد.چون سطح مطالب نهج البلاغه بالا و بلند است توده مردم معمولاً از آن محروم بوده اند و علما به خاطر آن جنبه هاى بلاغت و فصاحت و معارفى كه دارد با نهج البلاغه انسى داشته اند امّا نتوانسته اند آنچه كه درك مى كنند به جامعه منتقل كنند و جامعه مسلمان و شيعه را به نهج البلاغه نزديك كنند. خدا رحمت كند آنها كه به ترجمه هاى ساده اى پرداخته و مردم را تاحدى با نهج البلاغه آشنا كرده اند. در يك كلمه نهج البلاغه درس زندگى مادى و معنوى است. درس هاى حكومتى، درس هاى اخلاقى، پرورشى و... همه اش را در آن مى توان يافت.



33- متأسفانه براى جوان ها و روى آنها آنطور كه بايد و شايد كار نشده است. جوان ها به انس با خوبان نياز دارند، بايد افراد مهذبى با آنها انس بگيرند. آنها هم تحت تأثير واقع مى شوند. جوان ها الگو مى خواهند و متأسفانه با آنها برخوردهاى خوبى نمى شود، يعنى دنيا دنياى ديگرى شده است.سابقاً در ارتباطات ميان كوچكترها و بزرگترها ادب و احترام ديده مى شد، امّا حالا چون آن آداب و رسوم و احترامات كوچك و بزرگى در جامعه كمرنگ شده نوعاً جوانان ما از حضور با بزرگان محرومند. بايد قدرى جوانان آداب را رعايت كنند، بزرگان ما هم بايد با تواضع و با آغوش باز و پدرانه و مشفقانه و طبيبانه با جوانان برخورد كنند حال چه فرزندان خودشان باشند و چه فرزندان ديگران، اگر محبتشان صادقانه باشد، جوانان گرايش زيادى به آنان پيدا مى كنند.







34- بالاخره يك روز از اين جهان به سوى جهان ابدى خواهيم رفت بنابراين ما بايد ذخيره اى براى آن عالم داشته باشيم و راهش اين است كه فكر كنيم از كجا آمده ايم و در كجا هستيم و به كجا خواهيم رفت. گذشتگان ما چگونه بوده اند، آنها افسانه شده اند و روزى هم ما افسانه خواهيم شد. اين چه زندگى است كه انسان بدون خدا و ياد خدا زندگى كند. (و لا تبع آخرتك بدنياك)؛ آخرت خود را به دنيا مفروش. دنيا ارزش ندارد كه ارزش هاى اخروى را فداى آن بكند (ودع القول فى ما لا تعرف)؛ آنچه را نمى دانى نگو. اين خيلى مهم است كه انسان زبانش را كنترل كند و مسائلى را كه نمى داند نگويد. (و الخطاب فى ما لم تكلف و أمسك عن طريق إذا خفت ضلالته)؛ دنبال آن راه هايى كه خطرناك است نرو. انبيا به ما دستور داده اند كه دنبال علم برويد و اگر جايى ديديد خطرناك است توقف كنيد. به لقمان گفتند: حكمت از كه آموختى؟ گفت: از نابينايان كه تا جاى پايى نبينند پاى نگذارند. انسان در مسائلى زندگى بايد با احتياط رفتار كند و در جايى كه علم دارد رفتار كند. (و امر بالمعروف و تكن من أهله)؛ امر به معروف كن و خودت هم اهلش باش. (و أنكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بجهدك)؛ از كسانى كه منكرات انجام مى دهند كنار بكش حتى الامكان با تمام قدرت با منكرات مبارزه كن. (و جاهد فى اللَّه حق جهاده و لا تأخذك فى اللَّه لومة لائم)؛ سرزنش سرزنش كنندگان شما را از پا درنياورد. (و خض الغمرات للحق حيث كان)؛ هر جا حق هست بر. (و تفقّه فى الدين)؛ در دين تفقّه كن، تفقه و بصيرت در دين مهم است. حالا چه معارف باشد چه احكام و اخلاق و غير آن. (و عوّد نفسك بالتصبّر على المكروه)؛ عادت به صبر بر مكروهات كن. (و نعم الخفلق التصبر فى الحقّ)؛ بهترين خوى ها بردبارى در طريق حق است. (و ألجى ء نفسك فى الأمور كلّها إلى إلهك)؛ در همه حالات به خداى خودت پناه ببر. همه و مخصوصاً نسل جوان راهى جز پناه بردن به خدا ندارند و همه مشكلاتشان رابه خداى تعالى عرضه كنند كه او قدرت بر همه چيز دارد و همه قدرت و علم و توانايى و حكمت مال خداست. (فإنّك تلجئها إلى كهف حريز و مانع عزيز)؛ همانا تو نفست را به پناهگاهى محكم و نفوذناپذير سپرده اى. پناهگاه محكم خداست (و أخلص فى المسألة لربك)؛ سؤالات و نيت خود را از خدا خالص كن (فإنّ بيده العطاء و الحرمان)؛ همه چيز به دست خداست. (و أكثر الإستخاره)؛ زياد استخاره كن. يعنى زياد از خدا طلب خير كن. (و تفهّم وصيتى و لا تذهبنّ عنها صفحاً)؛ روى خود را به اين طرف و آن طرف نگردان. (فإنّ خير القول ما نفع و اعلم لا خير فى علم لاينفع)؛ بهترين سخن ها، سخنى است كه در آن سودى باشد و بدان علمى كه نفع ندارد خير هم ندارد (و لا ينتفع بعلم لا يحقّ تعلمه)؛ و از علمى كه آموختن آن شايسته نيست سودى حاصل نمى شود.







35- آقایان ما اگر نماز گزار باشیم همه کارهامون درست می شه نماز گزار نیستیم نماز خوانیم ما در عمرمان یک سجده نکردیم چرا تعارف می کنیم من که صد خروار تکبر دارم من سجده کردم سجده اوج نماز است یک ذره تکبر می گذارد بماند. خدایا به آبروی نماز گزاران عالم ما را جزو نماز گزاران قرار بده.
   تصویر     
  
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”