بزرگترين اشتباهي كه كردم

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 494
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶, ۴:۱۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 82 بار
سپاس‌های دریافتی: 65 بار
تماس:

بزرگترين اشتباهي كه كردم

پست توسط soroush.b »

سلام
اين تايپيك رو باز كردم تا دوستان اگه تمايل دارند كاري رو كه به اشتباه انجام دادن و اين اشتباه شايد به نوعي زندگي يا روش زندگي رو براي اونا عوض كرده رو بيان كنن يا اشتباهي كه هنوز هم به خاطره انجام اون خودشون رو سرزنش مي كنن اميدوارم براي ديگران تجربه باشه
پيشاپيش از همه ي عزيزان سپاسگزارم :D
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 494
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶, ۴:۱۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 82 بار
سپاس‌های دریافتی: 65 بار
تماس:

پست توسط soroush.b »

براي اين كه ساير دوستان هم حرف هاشون رو بيان كنن بهتر ديدم كه خودم پيش قدم باشم :D
واقعيت اينه كه من تو زندگيم اشتباهات زيادي زو مرتكب شدم اما شايد بزرگترين اشتباهي كه انجام ددام اين بود كه
بعد از گرفتن ديپلم يعني پايان سوم دبيرستان به پيشنهاد يكي از دوستام كه اونم بچه ي درس خوني بود تصميم گرفتيم پيش دانشگاهي رو غير حضوري بگيريم تا اين جوري زمان بيشتري براي درس خوندن داشته باشيم و به جاي اين كه مدرسه بريم با كلاس كنكوري اون درس ها رو هم مي خونيم و ساير درس ها مثل بينش و زمين شناسي ... خودمون مي خونيم زمان گذشت اما من كه خيلي كم اورده بودم حتي ترم اول رو چند واحد افتادم :lol: خيلي بد بود پيش خانواده هم خيلي شرمنده شدم اين حركت در سراشيبي سقوط هم چنان ادامه داشت ترم 2 هم اين جوري شد البته دور بودن از محيط مدرسه منو تنبل كرده بود به جاي درس خوندن با play station سرگرم ميشدم حتي بعضي وقت ها كه از حانواده خجالت مي كشيدم يواشكي بازي مي كردم همش امروز و فردا مي كردم كه درس مي خونم اما نخوندم كه نخوندم 3 بار كنكور دادم هر 3 بار هم خراب كردم اخرش رفتم دانشگاه ازاد البته 2 بار قبل رو ازاد شركت نكرده بودم 2 سال از همه چي جا موندم خيلي تاسف ميخورم بابت اين موضوع(البته من هر 3 سال دبيرستان شاگرد ممتاز مدرسه بودم توي المپياد فيزيك مرحله ي اول قبول هم شدم اما به دلايلي نشد ادامه بدم )اما هر چي كه بود تموم شد ولي اثرات اين چند سال خيلي روي من تاثير گذاشت هنوز هم ادامه داره ............................موفق باشيد
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 532
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۵:۲۵ ب.ظ
محل اقامت: در همين نزديكي...
سپاس‌های ارسالی: 48 بار
سپاس‌های دریافتی: 189 بار

پست توسط Masoud »

yasamine, جان
تاپيك خوبيه. بزودي من هم ليستي بلند بالا از اشتباهاتم رو ميگذارم :o :o
تصویر
Captain II
Captain II
پست: 386
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
محل اقامت: کرمان
سپاس‌های ارسالی: 1523 بار
سپاس‌های دریافتی: 1169 بار

پست توسط SA@M »

من هم اشتباهات زیادی کردم که اصل کاری رو براتون میگم!
آقا ما عشق پرواز بودیم (از بچگی) اول دبیرستان ترم اول رو خوب تموم کردم اما امان از ترم دوم.........
با بچه ها از مدرسه فرار میکردیم! درس نمیخوندیم! اصلا طوری شده بود که از درس متنفر شده بودم! خلاصه آقا هر کی بما گفت درس بخون ما گفتیم این دیگه صداش از جای گرم در میاد! ترم دوم که تموم شد فهمیدم چه گندی زدم! ریاضی افتادم و بقیه درس ها رو با بدبختی رسوندم. وقتی که نیگا کردیم دیدم که فقط کاردانش و ادبیات و علوم انسانی رو رسوندیم برای انتخاب رشته! اشتباه بزرگتر این بود که بدون مشورت رفتم کاردانش رشته الکتروتکنیک ثبت نام کردم! نگو تو کشور ما هیچ ارزشی برای فنی جماعت قائل نمیشن و اصلا آدم حسابشون نمیکنن. الان من دیپلم گرفتم تو 2 سال کاردانش ، ریاضی و فیزیک نداشتیم ولی تو کنکور بود و کنکور قبول نشدم دارم میخونم که امسال به امید خدا قبول شم. ولی برای همیشه تو کف خلبانی موندم ::sa
اندکی صبر...
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 674
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۳۳ ق.ظ
محل اقامت: جايگاهم آسمان است...
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 104 بار
تماس:

پست توسط atropak »

من هم مثل SAAMY4 جان عشق خلباني هستم ، به همين خاطر از تابستان قيد درس خوندن براي کنکور را زدم و فکر مي کردم برم خلباني ديگه دانشگاه نمي خواد برم :sad:
از تابستان لحظه شماري مي کردم تا ايران اير اطلاعيه اش را در مورد کلاس هاي خلباني منتشر کنه ، همش توي سايت IranAir بودم تا نکنه يک وقت اين فرصت از دستم بپره ، من خيلي درس مي خوندم ، ولي از وقتي فهميدم براي خلبان شدن (غير نظامي ) نياز به کنکور نيست براي درس خوندن شل شدم :lol: :lol:
اين قضيه گدشت و ما هر روز توي Iran Air بوديم تا اينکه اسفند شد ما يادمون رفت بريم توي سايت ايران اير و شانس گند ما توي همون اسفند اطلاعيه اش منتشر شد :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: تا 23 اسفند وقت داشت که مدارکمون را پست کنيم ، خوب ما هم خبر نداشتيم. 19 فروردين گفتم برم يه سري به سايت ايران اير بزنم ديدم زده ( قابل توجه شرکت کنندگان تربيت دوره ي خلباني) خيلي خوشحال شدم ، فکر کردم تازه مي خوان ثبت نام کنند ، وقتي که با هول و وحشت مطلبش را خوندم ديدم که ، به به بايد 2 ارديبهشت بريم کارتمون را بگيريم بريم 6 اردبيهشت امتحان بديم ، ديدم راجع به ثبت نام چيزي ننوشته ، يه سرچي توي اينترنت کردم گفتم نکنه وقتش تموم شده باشه ، دستم داشت مي لرزيد ، تا سايت بازار کار که فکر کنم براي وزارت جهاد هست را پيدا کردم ، ديدم بله کار از کار گذشته ، بايد توي اسفند مدارکم را پست مي کردم که بنده هم يادم رفته ، انقدر عصباني شدم که زدم موسم را شکستم :grin: :sad: بعدش هي توي سر خ.دم زدم ، ديدم حالا که به اميد خلباني نشسته بودم ، نتونستم برم پس حداقل براي کنکور بخونم يه جا قبول شم الان که 2 ماه مونده به کنکور نشستم به خوندن...
شايد هم اين کار خدا بود ، حتما يه مصلحتي تو کاره :? :? :?
انشاالله سال ديگه مي رم خلباني :-o

--------- تاپيک خيلي خوبي را زدي ، بچه هاي انجمن مي تونند از کار هاي همديگر عبرت بگيرند و حداقل اين اشتباهات را تکرار نکند-------
 [External Link Removed for Guests] 
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 30
تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: amir_malekm@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 18 بار
سپاس‌های دریافتی: 39 بار

پست توسط amir_malekm »

2 روز دیگه میرم سربازی
:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
بهتر باش
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 234
تاریخ عضویت: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
محل اقامت: ايران
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 40 بار
تماس:

پست توسط Damavand »

amir_malekm,

من ميگم سربازي خوش بگذره
سربازي جايي که از آدم مرد ميسازه! بهترين دوران زندگي يک پسر اول سربازي دوم دانشگاهه البته به نظر من
انشاالله موفق باشي و از اين دوران خوب استفاده کن

با تشکر از yasamine
من هم اشتباهاتم را سعي ميکنم بنويسم تا دوستان درس عبرت بگيرند
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

درود

شايد بزرگترين اشتباهم اينکه فکر ميکنم اشتباه بزرگي نکردم !!! :-x :eek:

:razz: :razz: :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 494
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶, ۴:۱۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 82 بار
سپاس‌های دریافتی: 65 بار
تماس:

پست توسط soroush.b »

از نظرات دوستان خيلي ممنونم با اشتياق منتظر سخنان ساير عزيزان هستم :)
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 234
تاریخ عضویت: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
محل اقامت: ايران
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 40 بار
تماس:

پست توسط Damavand »

اين داستان که ميخواهم براتون تعريف کنم يکي از بزرگترين و در عين حال آموزنده ترين اشتباه عمرم بود ؛ داستان اينجوريه :

شروع داستان مهم نيست ، بخش مهم داستان اينکه يک روز به سرم زد تا برم به دختري که دوستش داشتم و دارم پيشنهاد آشنايي بدم و رفتم به دانشگاه از اونجا که من آمار کلي دختره رو داشتم و ميدونستم اون روز کجاها کلاس داشت رفتم به جايي که اون رد ميشد بره کلاس و آمد و دختره از اونجا رد شد و خواستم برم جلو و بهش بگم که دوست دارم و ميخوام باهات آشنا بشم ولي اون با دوستاش بود و من اصلا آماده اين موقعيت نبودم ، يه چند ساعتي توي دانشگاه بودم اون کلاس را رفت و تموم شد اومد بيرون ؛ از اونجا که دخترها موجودات زرنگ و باهوش و... هستند فهميده بود که من چند وقته که نگاهش ميکنم و به همين خاطر ميرفت اينور دانشگاه و اونور دانشگاه و هر دفعه که نگاهم به نگاهش ميافتد انگار يه چيزي توي قلبم آب ميشد و زبون من را مي بست و نميتونستم حرف دلم را بهش بزنم ؛ تا اين که يکي از دوستام را ديدم و بهش گفتم که ميخوام با اين دختره آشنا بشم و نميتونم برم جلو و به دختره پيشنهاد آشنايي بدم ، ميتوني کمکم کني؟ دوستم که فکر ميکرد که داستان شوخي بازيه گفت من ميتوانم بهش بگم و من بهش گفتم پس اين کاغذ را برو و بهش بده و اون هم گرفت و با تمام سرعت رفت پيش دختره و دوستهاش و ايستاد و کاغذ را داد به دختره و همزمان منو با دست نشان داد ؛ دختره که شکه شده بود نامه را نگرفت و يک نگاهي به من کرد و رفت :K:L ؛ بعد ديگه کار خراب شده بود چون هم من ضايع شده بودم و هم دختره که پيش دوستهاش يک پسر به صورت ضايع نامه بهش داده بود و ديگه من هر َکاري ميکردم فايده اي نداشت چون من ترسيده بودم و ناسنجيده عمل کرده بودم و عجله کرده بودم :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
((((((به همين خاطره که من توي هر جايي به دوستان عاشق ميگم : عاشق شدي نترس)))))))



ولي کار من تموم نشده بود و ادامه دادم که ديگه بي خيال بقيه داستان
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر
[External Link Removed for Guests]
Novice Poster
Novice Poster
پست: 75
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۶, ۸:۵۱ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 16 بار

پست توسط mortezaf »

[کسي که هيچ گاه اشتباهي مرتکب نشده هرگز کار جديدي را هم شروع نکرده است.
يادم اينوتو يه کتاب خوندم که انشتين گفته بود. به هر حال انسان جايز الخطاست خطاي بزرگ منم اعتماد بيش از حد به خيليها
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”