..... استرس .....
مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

-
- پست: 47
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸, ۸:۰۸ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 14 بار
Re: ..... استرس .....
تپش قلب و استرسی که در یک جلسه عمومی می گیری ناشی از چیست . مثلا در یک کلاس درس . کمی توضیح دهید. ممنون.
[External Link Removed for Guests]

- پست: 486
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 4873 بار
- سپاسهای دریافتی: 2877 بار
Re: ..... استرس .....
, دوست عزیز
اگر این تپش در موقعیت های حساسه کاملا طبیعی است.
مثل جلسه امتحان، هنگام سخنرانی، یه موقعیت مهم و سرنوشت زا و... چون بدن از حالت نرمال یعنی پاراسمپاتیک به موقعیت سمپاتیک میره و یعنی بدن در این حالت خودشو با موقعیت جدید آماده میکنه.
از نشانه های اون هم تپش قلب، تعرق، رنگ پریدگی، گشاد شدن مردمک چشم، افزایش فشار خون و... است.
در کل تغییر، استرس زاست . چه تغییر مثبت باشه چه منفی. چون فرد باید با موقعیت جدید سازگار بشه.
اگر این تپش در موقعیت های حساسه کاملا طبیعی است.
مثل جلسه امتحان، هنگام سخنرانی، یه موقعیت مهم و سرنوشت زا و... چون بدن از حالت نرمال یعنی پاراسمپاتیک به موقعیت سمپاتیک میره و یعنی بدن در این حالت خودشو با موقعیت جدید آماده میکنه.
از نشانه های اون هم تپش قلب، تعرق، رنگ پریدگی، گشاد شدن مردمک چشم، افزایش فشار خون و... است.
در کل تغییر، استرس زاست . چه تغییر مثبت باشه چه منفی. چون فرد باید با موقعیت جدید سازگار بشه.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

- پست: 356
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: Victoria, Australia
- سپاسهای ارسالی: 6778 بار
- سپاسهای دریافتی: 2887 بار
Re: ..... استرس .....
چگونه فشار رواني را ميتوان كاهش داد
[BLOCKQUOTE]
*بسياري از فشارهاي رواني را ميتوان تغيير، خاموش و يا به حداقل رساند. در زير بعضي از روشهاي كه ميتوانيد براي كاهش فشار مورد استفاده قراردهيد، ذكر مي شوند:
[/BLOCKQUOTE]
[BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] واكنشهاي خود نسبت به فشار، آگاهي كسب كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هاي مثبت خود را افزايش دهيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] ها و تكاليف كامل شده خود تمركز كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] رقابت غير ضروري بپرهيزيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] جرأتمندانه خود را افزايش دهيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] خود را شناخته و بپذيريد. بخاطر داشته باشيد كه هركسي، منحصر به فرد و با ديگران متفاوت است.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هايي براي خودتان در نظر بگيريد، حالت آرامش خود را حفظ كرده و شوخ طبع باشيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] منظم ورزش كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] غذاهاي متعادل به صورت روزانه استفاده كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هاي (كاري ) خود را بشناسيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هنگام مطالعه براي يك امتحان، مطالعه را با دورههاي كوتاه شروع كنيدو سپس زمان را به تدريج افزايش دهيد. هاي كوتاه و مكرر براي خود در نظربگيريد. [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] روشهاي آرامش بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال به هنگام احساس تنش براي دقيقه دم و بازدم آرام (و عميق ) را تمرين كنيد. [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE]
[BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] منبع:روان شناسي ومشاوره [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE]
[BLOCKQUOTE]
*بسياري از فشارهاي رواني را ميتوان تغيير، خاموش و يا به حداقل رساند. در زير بعضي از روشهاي كه ميتوانيد براي كاهش فشار مورد استفاده قراردهيد، ذكر مي شوند:
[/BLOCKQUOTE]
[BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] واكنشهاي خود نسبت به فشار، آگاهي كسب كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هاي مثبت خود را افزايش دهيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] ها و تكاليف كامل شده خود تمركز كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] رقابت غير ضروري بپرهيزيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] جرأتمندانه خود را افزايش دهيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] خود را شناخته و بپذيريد. بخاطر داشته باشيد كه هركسي، منحصر به فرد و با ديگران متفاوت است.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هايي براي خودتان در نظر بگيريد، حالت آرامش خود را حفظ كرده و شوخ طبع باشيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] منظم ورزش كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [FONT=Times New Roman] غذاهاي متعادل به صورت روزانه استفاده كنيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هاي (كاري ) خود را بشناسيد.
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] هنگام مطالعه براي يك امتحان، مطالعه را با دورههاي كوتاه شروع كنيدو سپس زمان را به تدريج افزايش دهيد. هاي كوتاه و مكرر براي خود در نظربگيريد. [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] روشهاي آرامش بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال به هنگام احساس تنش براي دقيقه دم و بازدم آرام (و عميق ) را تمرين كنيد. [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE]
[BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] منبع:روان شناسي ومشاوره [/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE]
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۵۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
استرس
ضمن عرض سلام و خسته نباشيد
من دو فرزند پسر دارم. مادرم سال 81 به علت بيماري سرطان كلون فوت كردند.
تا يكسال پيش مشكلي نداشتم. اما يكسال قبل شبي در خواب ديدم كه پسر بزرگم سرطان گرفته. تا مدتها اعصابم بهم ريخته بود و بعد از اينكه كتابهاي "راز " و " معجزه ي فكر" و ... را خواندم با خودم مبارزه كردم كه اين افكار منفي را از خودم دور كنم.
اما الان حدود يكماه است كه دوباره دچار همان افكار منفي شده ام بطوريكه خواب و خوراكم مختل شده و دائما سردرد دارم. هر كاري هم مي كنم قادر نيستم اين افكار منفي را از خودم دور كنم. آنقدر اين افكار را در ذهنم پرداخته ام (بطور ناخودآگاه) كه هر روز كه پسرم را بعد از اتمام ساعت كاريم مي بينم خدا را شكر مي كنم كه خوب است و يكروز ديگر هم بدون اينكه مشكلي پيش بيايد سپري شده.
حتي صحنه هاي بيماري پسرم جلوي چشمم مجسم مي شود.... نمي دانم چه كنم....
با اينكه مي دانم فكر كردن به چيزهاي منفي موج منفي دارد، اما قار نيستم اين فكر لعنتي را از خودم دور كنم.
ناگفته نماند كه كلا من از اين بيماري خيلي مي ترسم. براي بچه هاي محك هر ماه مبلغي پول مي فرستم و مرتب براي شفايشان دعا مي كنم. از طرفي فرزندانم را خيلي زياد دوست دارم و بغير از دو فرزندم كسي را ندارم.
لطفا مرا راهنمايي كنيد؟
اين افكار فقط در مورد فرزند بزرگم به ذهنم ميآيد. چرا؟ با خودم مي گويم : نكند مي خواهد اتفاقي بيوفتد كه در مورد اين فرزندم اين افكار به ذهنم مي رسد؟؟؟ چرا در مورد فرزند دومم اين مشكل را ندارم؟؟؟؟ مي ترسم. اعصابم بهم ريخته است.
پسر بزرگم 14 سال و پسر كوچكم 9 سال دارد. و هر دو بسيار باهوش هستند.
آيا اين افكار بي اساس است؟
چطور اين افكار را از خودم دور كنم؟ هر چقدر سرم را گرم مي كنم حتي در اداره با مشغله زياد باز هم اين موضوع آزارم ميدهد.
آيا بيماري روحي دارم؟
با تشكر فراوان از شما
من دو فرزند پسر دارم. مادرم سال 81 به علت بيماري سرطان كلون فوت كردند.
تا يكسال پيش مشكلي نداشتم. اما يكسال قبل شبي در خواب ديدم كه پسر بزرگم سرطان گرفته. تا مدتها اعصابم بهم ريخته بود و بعد از اينكه كتابهاي "راز " و " معجزه ي فكر" و ... را خواندم با خودم مبارزه كردم كه اين افكار منفي را از خودم دور كنم.
اما الان حدود يكماه است كه دوباره دچار همان افكار منفي شده ام بطوريكه خواب و خوراكم مختل شده و دائما سردرد دارم. هر كاري هم مي كنم قادر نيستم اين افكار منفي را از خودم دور كنم. آنقدر اين افكار را در ذهنم پرداخته ام (بطور ناخودآگاه) كه هر روز كه پسرم را بعد از اتمام ساعت كاريم مي بينم خدا را شكر مي كنم كه خوب است و يكروز ديگر هم بدون اينكه مشكلي پيش بيايد سپري شده.
حتي صحنه هاي بيماري پسرم جلوي چشمم مجسم مي شود.... نمي دانم چه كنم....
با اينكه مي دانم فكر كردن به چيزهاي منفي موج منفي دارد، اما قار نيستم اين فكر لعنتي را از خودم دور كنم.
ناگفته نماند كه كلا من از اين بيماري خيلي مي ترسم. براي بچه هاي محك هر ماه مبلغي پول مي فرستم و مرتب براي شفايشان دعا مي كنم. از طرفي فرزندانم را خيلي زياد دوست دارم و بغير از دو فرزندم كسي را ندارم.
لطفا مرا راهنمايي كنيد؟
اين افكار فقط در مورد فرزند بزرگم به ذهنم ميآيد. چرا؟ با خودم مي گويم : نكند مي خواهد اتفاقي بيوفتد كه در مورد اين فرزندم اين افكار به ذهنم مي رسد؟؟؟ چرا در مورد فرزند دومم اين مشكل را ندارم؟؟؟؟ مي ترسم. اعصابم بهم ريخته است.
پسر بزرگم 14 سال و پسر كوچكم 9 سال دارد. و هر دو بسيار باهوش هستند.
آيا اين افكار بي اساس است؟
چطور اين افكار را از خودم دور كنم؟ هر چقدر سرم را گرم مي كنم حتي در اداره با مشغله زياد باز هم اين موضوع آزارم ميدهد.
آيا بيماري روحي دارم؟
با تشكر فراوان از شما

- پست: 356
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: Victoria, Australia
- سپاسهای ارسالی: 6778 بار
- سپاسهای دریافتی: 2887 بار
Re: استرس
جواب سوال در pm به دوست عزيز ، گ عنايتي داده شد 

هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

-
- پست: 2755
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۴۶ ب.ظ
- محل اقامت: شیراز
- سپاسهای ارسالی: 22364 بار
- سپاسهای دریافتی: 5559 بار
Re: استرس
سلام دوست عزیز سعیکنید در زمان حال زندگی کنید شما در حال حاضر بعضی وقتها در آینده و در بعضی وقتها در گذشته زندگی می کنید
سعید کنید مراقبه کنید البته یکی از روشهای مراقبه کردن همان دعا کردن هست ولی من و برادرم بعضی وقتها سعی می کنیم که از این روش استفاده کنیم
ابتدا یک جای ارام بخش و ساکت مثل یک ساحل خلوت و کم تردد رو پیدا می کنیم ( معمولا ساحل نیروگاه اتمی بوشهر) بعد چشمها رو می بندیم و سعی می کنیم به هیچ چیز فکر نکنیم و نیروهایی که از اطراف به جسمون وارد میشه رو حس کنیم
دفعه های اول برای ذهن فضولی مثل ذهن من خیلی سخت بود ولی کمکم عادت می کنید و بعد از مدت احساس ارامش و اسودگی خواصی بهتون دست میده در بعضی از موارد اینقدر این انرژی مثبت که از اطراف می گیرید زیاده که باعث خواب آلودگی شما میشه برای همین بهتون تاکید می کنم که پشت فرمان اتومبیل و هنگام کارهای پر مخاطره این کار رو انجام ندهید
البته شاید این روش علمی نباشه ولی برای من که خیلی جالب و جذاب بود
امیدارم تونسته باشم به درستی روش کار رو منتقل کنم
لابد می گید چرا کنار ساحل نیروگاه اتمی بوشهر اونجا که پر از استرس و ترس هست من بهتون میگم تا به حال جایی اروم تر از اونجا رو پیدا نکردم البته بعضی از مواقع نیروهای ساحلی گیر میدن ولی خوب دیگه اونا هم کارشون رو انجام میدن ما هم کارمون رو
سعید کنید مراقبه کنید البته یکی از روشهای مراقبه کردن همان دعا کردن هست ولی من و برادرم بعضی وقتها سعی می کنیم که از این روش استفاده کنیم
ابتدا یک جای ارام بخش و ساکت مثل یک ساحل خلوت و کم تردد رو پیدا می کنیم ( معمولا ساحل نیروگاه اتمی بوشهر) بعد چشمها رو می بندیم و سعی می کنیم به هیچ چیز فکر نکنیم و نیروهایی که از اطراف به جسمون وارد میشه رو حس کنیم
دفعه های اول برای ذهن فضولی مثل ذهن من خیلی سخت بود ولی کمکم عادت می کنید و بعد از مدت احساس ارامش و اسودگی خواصی بهتون دست میده در بعضی از موارد اینقدر این انرژی مثبت که از اطراف می گیرید زیاده که باعث خواب آلودگی شما میشه برای همین بهتون تاکید می کنم که پشت فرمان اتومبیل و هنگام کارهای پر مخاطره این کار رو انجام ندهید
البته شاید این روش علمی نباشه ولی برای من که خیلی جالب و جذاب بود
امیدارم تونسته باشم به درستی روش کار رو منتقل کنم
لابد می گید چرا کنار ساحل نیروگاه اتمی بوشهر اونجا که پر از استرس و ترس هست من بهتون میگم تا به حال جایی اروم تر از اونجا رو پیدا نکردم البته بعضی از مواقع نیروهای ساحلی گیر میدن ولی خوب دیگه اونا هم کارشون رو انجام میدن ما هم کارمون رو
پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم / شمعم که سوزم و دودی نیاورم
گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !
به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم
گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !
به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم

-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۵۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
Re: استرس
سلام دوست عزيزم
از اينكه زحمت كشيديد و به سوال من با عنوان "استرس" پاسخ داديد ممنونم. اما پاسخ شما بر روي Pm من متاسفانه نرسيده است. ضمن سپاس مجدد.
آدرس ايميل ديگر من: gh_nastaran@yahoo.con
از اينكه زحمت كشيديد و به سوال من با عنوان "استرس" پاسخ داديد ممنونم. اما پاسخ شما بر روي Pm من متاسفانه نرسيده است. ضمن سپاس مجدد.
آدرس ايميل ديگر من: gh_nastaran@yahoo.con

- پست: 583
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3433 بار
- سپاسهای دریافتی: 3949 بار
Re: ..... استرس .....
نگرانی خوب
_____________________________


همان طور که میدانیم، نگرانی باعث به وجود آمدن استرس میشود و استرس نیز خطری جدّی برای سلامتی ماست. نگرانی میتواند فشار خون را افزایش دهد، باعث بیخوابی گردد، و بر سیستم تغذیه، سیستم ایمنی و حتی امور جنسی ما تاثیر بگذارد. امّا نگرانی تمامش بد نیست. توانایی نگران شدن درباره خطرات احتمالی و آماده شدن برای مقابله، عامل حیاتی در رشد و بقای نوع بشر بوده است. در زیر توصیههایی برای استفاده از این حق طبیعی و تکاملی و این که چگونه استرس را به خدمت خود بگیرید آورده شده است.
1- استرس را به دوست خود تبدیل کنید- یاد بگیرید که چه موقع نگران شوید
هزاران سال پیش، نگران شدن بقای ما را تضمین کرد. انسان، یکی از ضعیفترین و کندترین موجودات بود که مشکل جدّی در تامین مواد خوراکی داشت. برای این منظور انسان به شکار حیوانات میپرداخت امّا علت اصلی بقای نوع بشر، تشخیص موقعیتهای خطرناک و دور نگاه داشتن خود از آنها بود.
ما چگونه این کار را کردیم؟ با نگران شدن! یا به عبارت دیگر، استفاده از توانایی فکر کردن برای بررسی احتمالات مختلف، قبل از آن که خود را در مخاطره قرار دهیم. احتمالاتی چون «شاید یک ببر پشت آن درخت باشد» باید قبل از هر چیز دیگری بررسی میشد! امروزه موقعیتهای معدودی وجود دارند که بقای فیزیکی ما را مورد تهدید قرار دهند امّا هنوز به گونهای رفتار میکنیم که انگار تعدادشان زیاد است. اغلب ما هر روز با بسیاری موقعیتهای نگران کننده و آزارنده روبرو میشویم که اگر از همه آنها اجتناب کنیم، به جایی نخواهیم رسید.
2- نگرانی را سازنده کنید- یاد بگیرید که چگونه «خوب» نگران شوید
سر فرصت به تمام نگرانیها، محظورات و مشکلات خود فکر کنید. نیم ساعت را در طول روز برای نگران شدن کنار بگذارید. هنگامی که در زمانهایی خارج از این نیم ساعت خود را نگران یافتید، آن را یادداشت کنید و پرداختن به آن را برای بعد بگذارید. هنگامی که مورد نگرانی خود را یادداشت کنید، میتوانید آن را واقعیتر در نظر بگیرید و برای مدتی آن را کنار بگذارید.
از الگوهای زیر استفاده کنید:
* «من درباره .......... نگرانم»
* «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد عبارت است از ..... »
* «بهترین اتفاقی که ممکن است بیفتد عبارت است از ......»
* «کارهایی که الان میتوانم بکنم عبارتند از ..........................»
* «سایر عواملی که باید به یاد داشته باشم عبارتند از .....»
همچنین به یاد داشته باشید که خستگی، گرسنگی، اضطراب و دیگر وضعیتهای این چنینی باعث میشوند که جلوی افکار مثبت شما گرفته شود. بنابراین، پرداختن به نگرانیها را به بعد از صرف غذا، صبح بعد از یک خواب خوب، یا بهتر از همه، بعد از 20 دقیقه ورزش کردن، موکول کنید.
3- فشار را از خود دور کنید- تصمیمگیریهای مهم را به تعویق اندازید
شما ممکن است هنگامی که سخت نگران یک تصمیمگیری برای آینده هستید، نتوانید به هیچ چیز دیگری فکر کنید. قبول کنید که گاهی اوقات میتوانید تصمیم بگیرید که فعلاً هیچ تصمیمی نگیرید. به خود بگوئید: «من اکنون آمادگی لازم برای تصمیمگیری را ندارم. 5 روز دیگر دوباره دربارهاش فکر خواهم کرد.» و تاریخش را در یادداشتهای خود بنویسید.
اگر نگرانیها را مدتی طولانی همراه خود داشته باشید میتوانند اثرات تخریبی و زیانآوری بر روی خلق و خو، الگوی خواب، حافظه و توانایی حل مساله شما بگذارند. ماندن بر روی یک مساله میتواند یافتن راهحلی برای آن را مشکلتر سازد. اگر مدتی به ذهنتان «مرخصی» بدهید و فکر کردن درباره آن را کنار بگذارید، دید بهتری پیدا خواهید کرد و یافتن راهحل برایتان آسانتر خواهد شد. نگرانیهای خود را یادداشت کنید و آنها را کنار بگذارید تا وقتی که تصمیم بگیرید به سراغشان بروید. اجازه دهید هم ذهن خودتان و هم آنها فعلاً استراحت کنند!
4- افکارتان را کنترل کنید
نگرانی مزمن به سرعت شما را خسته و ناامید میکند. شما مرتب مشکلات بیشتر و بیشتری را در نظر میگیرید تا به نقطهای میرسید که احتمالاً نمیتوانید همه آنها را حل کنید. معمولاً با خود میگویید: «اگر این اتفاق بیفتد، آنگاه آن اتفاق خواهد افتاد و سپس به فاجعه منجر خواهد شد!»
به جای این کار، سعی کنید با سوالاتی از قبیل «چه شواهدی برای آن وجود دارد؟» و «براساس تجربیات قبلی، چقدر احتمال وقوع دارد؟»، افکار نگران کننده و آزارنده را به مبارزه بطلبید. یاد بگیرید که بین احتمالات و امکانات فرق قایل شوید.
نگران شدن معمولاً زاییده انتخاب بین انجام دادن یا ندادن یک کار است. اگر مجبور به انتخاب کردن بودید، چیزی که لازم دارید «آمادگی» است نه نگرانی. برای مثال، برای صحبت کردن در جمع، از نظر ذهنی خود را با یادگیری مطالبی که میخواهید ارائه کنید و از نظر هیجانی خود را با به کارگیری تکنیکهای آرمش (ریلکس شدن) آماده سازید.
5- سخن آخر
برای تصمیمگیریهای کاری، فکر کردن در مورد فرزندان یا حفظ رابطه با دیگران، نگرانی مفید است. امّا به شرطی که درست انجام شود. «خوب» نگران شدن، باعث صرفهجویی زمان و انرژی میشود، ناراحتیهای هیجانی را از بین میبرد و شما را قادر میسازد که تصمیمهای بهتری بگیرید. بنابراین، برای اجتناب از نگرانی فزاینده و مخرّب، میتوانید به توصیههای بالا عمل کنید و یاد بگیرید که بلاتکلیفیها و دودلیها را بهتر تحمل کنید.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روانیار
منبع
“Worrying Well-Learn to worry well and benefit from stress”,Roger Ellitt,
[External Link Removed for Guests]
ravanyar.com
_____________________________

همان طور که میدانیم، نگرانی باعث به وجود آمدن استرس میشود و استرس نیز خطری جدّی برای سلامتی ماست. نگرانی میتواند فشار خون را افزایش دهد، باعث بیخوابی گردد، و بر سیستم تغذیه، سیستم ایمنی و حتی امور جنسی ما تاثیر بگذارد. امّا نگرانی تمامش بد نیست. توانایی نگران شدن درباره خطرات احتمالی و آماده شدن برای مقابله، عامل حیاتی در رشد و بقای نوع بشر بوده است. در زیر توصیههایی برای استفاده از این حق طبیعی و تکاملی و این که چگونه استرس را به خدمت خود بگیرید آورده شده است.
1- استرس را به دوست خود تبدیل کنید- یاد بگیرید که چه موقع نگران شوید
هزاران سال پیش، نگران شدن بقای ما را تضمین کرد. انسان، یکی از ضعیفترین و کندترین موجودات بود که مشکل جدّی در تامین مواد خوراکی داشت. برای این منظور انسان به شکار حیوانات میپرداخت امّا علت اصلی بقای نوع بشر، تشخیص موقعیتهای خطرناک و دور نگاه داشتن خود از آنها بود.
ما چگونه این کار را کردیم؟ با نگران شدن! یا به عبارت دیگر، استفاده از توانایی فکر کردن برای بررسی احتمالات مختلف، قبل از آن که خود را در مخاطره قرار دهیم. احتمالاتی چون «شاید یک ببر پشت آن درخت باشد» باید قبل از هر چیز دیگری بررسی میشد! امروزه موقعیتهای معدودی وجود دارند که بقای فیزیکی ما را مورد تهدید قرار دهند امّا هنوز به گونهای رفتار میکنیم که انگار تعدادشان زیاد است. اغلب ما هر روز با بسیاری موقعیتهای نگران کننده و آزارنده روبرو میشویم که اگر از همه آنها اجتناب کنیم، به جایی نخواهیم رسید.
2- نگرانی را سازنده کنید- یاد بگیرید که چگونه «خوب» نگران شوید
سر فرصت به تمام نگرانیها، محظورات و مشکلات خود فکر کنید. نیم ساعت را در طول روز برای نگران شدن کنار بگذارید. هنگامی که در زمانهایی خارج از این نیم ساعت خود را نگران یافتید، آن را یادداشت کنید و پرداختن به آن را برای بعد بگذارید. هنگامی که مورد نگرانی خود را یادداشت کنید، میتوانید آن را واقعیتر در نظر بگیرید و برای مدتی آن را کنار بگذارید.
از الگوهای زیر استفاده کنید:
* «من درباره .......... نگرانم»
* «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد عبارت است از ..... »
* «بهترین اتفاقی که ممکن است بیفتد عبارت است از ......»
* «کارهایی که الان میتوانم بکنم عبارتند از ..........................»
* «سایر عواملی که باید به یاد داشته باشم عبارتند از .....»
همچنین به یاد داشته باشید که خستگی، گرسنگی، اضطراب و دیگر وضعیتهای این چنینی باعث میشوند که جلوی افکار مثبت شما گرفته شود. بنابراین، پرداختن به نگرانیها را به بعد از صرف غذا، صبح بعد از یک خواب خوب، یا بهتر از همه، بعد از 20 دقیقه ورزش کردن، موکول کنید.
3- فشار را از خود دور کنید- تصمیمگیریهای مهم را به تعویق اندازید
شما ممکن است هنگامی که سخت نگران یک تصمیمگیری برای آینده هستید، نتوانید به هیچ چیز دیگری فکر کنید. قبول کنید که گاهی اوقات میتوانید تصمیم بگیرید که فعلاً هیچ تصمیمی نگیرید. به خود بگوئید: «من اکنون آمادگی لازم برای تصمیمگیری را ندارم. 5 روز دیگر دوباره دربارهاش فکر خواهم کرد.» و تاریخش را در یادداشتهای خود بنویسید.
اگر نگرانیها را مدتی طولانی همراه خود داشته باشید میتوانند اثرات تخریبی و زیانآوری بر روی خلق و خو، الگوی خواب، حافظه و توانایی حل مساله شما بگذارند. ماندن بر روی یک مساله میتواند یافتن راهحلی برای آن را مشکلتر سازد. اگر مدتی به ذهنتان «مرخصی» بدهید و فکر کردن درباره آن را کنار بگذارید، دید بهتری پیدا خواهید کرد و یافتن راهحل برایتان آسانتر خواهد شد. نگرانیهای خود را یادداشت کنید و آنها را کنار بگذارید تا وقتی که تصمیم بگیرید به سراغشان بروید. اجازه دهید هم ذهن خودتان و هم آنها فعلاً استراحت کنند!
4- افکارتان را کنترل کنید
نگرانی مزمن به سرعت شما را خسته و ناامید میکند. شما مرتب مشکلات بیشتر و بیشتری را در نظر میگیرید تا به نقطهای میرسید که احتمالاً نمیتوانید همه آنها را حل کنید. معمولاً با خود میگویید: «اگر این اتفاق بیفتد، آنگاه آن اتفاق خواهد افتاد و سپس به فاجعه منجر خواهد شد!»
به جای این کار، سعی کنید با سوالاتی از قبیل «چه شواهدی برای آن وجود دارد؟» و «براساس تجربیات قبلی، چقدر احتمال وقوع دارد؟»، افکار نگران کننده و آزارنده را به مبارزه بطلبید. یاد بگیرید که بین احتمالات و امکانات فرق قایل شوید.
نگران شدن معمولاً زاییده انتخاب بین انجام دادن یا ندادن یک کار است. اگر مجبور به انتخاب کردن بودید، چیزی که لازم دارید «آمادگی» است نه نگرانی. برای مثال، برای صحبت کردن در جمع، از نظر ذهنی خود را با یادگیری مطالبی که میخواهید ارائه کنید و از نظر هیجانی خود را با به کارگیری تکنیکهای آرمش (ریلکس شدن) آماده سازید.
5- سخن آخر
برای تصمیمگیریهای کاری، فکر کردن در مورد فرزندان یا حفظ رابطه با دیگران، نگرانی مفید است. امّا به شرطی که درست انجام شود. «خوب» نگران شدن، باعث صرفهجویی زمان و انرژی میشود، ناراحتیهای هیجانی را از بین میبرد و شما را قادر میسازد که تصمیمهای بهتری بگیرید. بنابراین، برای اجتناب از نگرانی فزاینده و مخرّب، میتوانید به توصیههای بالا عمل کنید و یاد بگیرید که بلاتکلیفیها و دودلیها را بهتر تحمل کنید.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روانیار
منبع
“Worrying Well-Learn to worry well and benefit from stress”,Roger Ellitt,
[External Link Removed for Guests]
ravanyar.com

- پست: 1930
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹, ۹:۰۱ ب.ظ
- محل اقامت: IRAN
- سپاسهای ارسالی: 2144 بار
- سپاسهای دریافتی: 7633 بار
- تماس:
Re: استرس
مردم اغلب چنان به استرس عادت كرده اند كه از وجود آن در خود بی خبرند. بسیاری از ما به رغم این كه عصبی و هیجان زده نمی شویم ، از تأثیرات وعوارض ضعیف كننده و مخّرب استرس در امان نیستیم . حتی در صورتی كه احساس یأس و اضطراب نكنیم، استرس می تواند شیوه و طرز رفتار ما را با دیگران تغییر داده ، یا به بدن ما آسیب جدی وارد سازد. عوامل بسیاری سبب بروز استرس می شوند. مثلاً بیماری ، دیر رسیدن به محل كار ، ترافیك و ... اما مهمترین عامل طرز برخورد ، نوع نگاه و نگرش ما به حوادث و اتفاقاتی است كه پیرامون ما می افتد.
ما می توانیم احساسات خود را تغییر دهیم. این كار از طریق تغییر در رفتار یا تغییر در تفكر و طرز فكرمان میسر می شود. به عنوان مثال انجام دادن مقداری از یك كار می تواند ما را از نگرانی درباره ی آن برهاند. ایجاد یك برداشت و فهم جدید از یك وضعیت خاص ، از هراس و استرس ناشی از آن می كاهد.
توصیه هایی برای كاهش استرس
1- یاد بگیرید كه برنامه ریزی كنید.
آشفتگی ، بی نظمی و عدم سازمان دهی در كارها و برنامه ها می تواند تولید استرس كرده ، یا نقطه ای برای شروع آن باشد. در دست داشتن برنامه ها و طرح های متعدد كه به صورت همزمان پیش می روند اغلب منجر به سردرگمی ، فراموشی و احساس ترس از شكستِ طرح های ناتمام می شود. هر زمان كه امكانش باشد طرح ها را یكی بعد از دیگری به انجام برسانید . به این صورت كه طرحی را شروع كرده ، روی آ ن كار كنید تا تمام شود.
2- محدویت ها و ضعف های خود را بشناسید و آنها را قبول كنید.
بسیاری از ما برای خود اهداف دست نیافتنی ، آرمان گرایانه و غیرمنطقی تعیین می كنیم ، در نتیجه هر قدر هم كه كارایی و عملكرد ما بالا باشد یك نوع حس شكست یا عدم كفایت و صلاحیت در خود احساس می كنیم . این نكته ی مهم را نباید فراموش كنیم كه ما هرگز نمی توانیم كامل و بی نقص باشیم. پس برای خود اهدافی تعیین كنید كه دست یافتنی و قابل دستیابی باشند.
3- یاد بگیرید كه در زندگی بازی ، تفریح و سرگرمی داشته باشید.
شما هر از چند گاه نیاز دارید كه از فشار زندگی فرار كنید و به تفریح و سرگرمی روی آورید. صرف نظر از سطح توانایی و مهارتتان در بازی ، سرگرمی ها و بازی هایی پیدا كنید كه برایتان جذاب و لذت بخش باشند.
4- شخصی مثبت ، سازنده ومفید باشید.
از انتقاد و عیب جویی دیگران خودداری كنید . یاد بگیرید از چیزهایی كه خوشتان می آید و دوستشان دارید و در وجود دیگران هست تعریف و تمجید كنید. سعی كنید به صفات و خصوصیات خوب و پسندیده ی اطرافیانتان توجه نمایید. اطمینان حاصل كنید كه برای خود ارزش قائلید و صفات خوب و ویژگی های برتر خود را تحسین می كنید.
5- یاد بگیرید كه گذشت داشته باشید و دیگران وعقاید آنها را تحمل كنید.
تحمل نكردن دیگران و عقاید آنها منجر به یأس ، ناكامی وعصبانیت می شود. تلاش برای فهمیدن این كه واقعاً مردم چگونه فكر می كنند و چه احساسی دارند می تواند باعث شود كه شما آنها را بیشتر بپذیرید. خودتان را نیز باور داشته باشید و از خطای خود چشم پوشی كنید.
6- از رقابت ها و چشم و هم چشمی های بیجا و غیر ضروری پرهیز كنید.
موقعیت هایی در زندگی وجود دارد كه جنبه ی رقابتی دارد و ما نمی توانیم از آنها اجتناب كنیم . درگیر شدن افراطی ، می تواند ایجاد تنش و اضطراب شدید كند و ما را تبدیل به فردی پرخاشگر كند.
7- به طور مرتب ورزش كنید.
اگر به جای ورزش و نرمش هایی كه انجام آنها برایتان سخت و طاقت فرساست ، ورزشی را انتخاب كنید كه واقعاً از آن لذت می برید ، احتمالاً بیشتر به آن خواهید پرداخت و وقت بیشتری را به آن اختصاص خواهید داد.
8- یاد بگیرید كه روش شما برای استراحت و آرامش ، منظم و عاری از داروهای آرام بخش و مسكن باشد.
مدیتیشنMeditation( مراقبه و تفكر ) ، یوگا یا هر نوع از فنون مربوط به آرامش ذهن را می توان از معلمان و مربیان مختلف و روان پزشكانی كه به صورت رسمی تأیید شده اند و مجوز دارند، فرا گرفت.
9- مشكلات و مسائل خود را در درون خود نگه ندارید .
یك دوست ، عضوی از هیأت علمی دانشگاه ، یك مشاور یا یك روان پزشك پیدا كنید تا بتوانید آزادانه و به راحتی با او صحبت كنید. بیان احساسات و تنش های درونی خود به یك شخص درد آشنا و دلسوز می تواند به صورت فوق العاده ای مفید باشد.
10- تفكر خود را عوض كنید .
این كه از نظر احساسی و هیجانی چگونه حس می كنیم ، بستگی به دیدگاه و فلسفه ما درباره زندگی دارد . دگرگونی و تغییرعقاید ، یك فرایند مشكل وپرزحمت است . دانش و آگاهی عملی در دنیای پیشرفته برای راهنمایی ما در حیاتمان كمتر وجود دارد . هیچ كس تمام جواب ها را ندارد، اما بعضی جواب ها در دسترس اند.
زهره پری نوش - سایت تبیان
ما می توانیم احساسات خود را تغییر دهیم. این كار از طریق تغییر در رفتار یا تغییر در تفكر و طرز فكرمان میسر می شود. به عنوان مثال انجام دادن مقداری از یك كار می تواند ما را از نگرانی درباره ی آن برهاند. ایجاد یك برداشت و فهم جدید از یك وضعیت خاص ، از هراس و استرس ناشی از آن می كاهد.
توصیه هایی برای كاهش استرس
1- یاد بگیرید كه برنامه ریزی كنید.
آشفتگی ، بی نظمی و عدم سازمان دهی در كارها و برنامه ها می تواند تولید استرس كرده ، یا نقطه ای برای شروع آن باشد. در دست داشتن برنامه ها و طرح های متعدد كه به صورت همزمان پیش می روند اغلب منجر به سردرگمی ، فراموشی و احساس ترس از شكستِ طرح های ناتمام می شود. هر زمان كه امكانش باشد طرح ها را یكی بعد از دیگری به انجام برسانید . به این صورت كه طرحی را شروع كرده ، روی آ ن كار كنید تا تمام شود.
2- محدویت ها و ضعف های خود را بشناسید و آنها را قبول كنید.
بسیاری از ما برای خود اهداف دست نیافتنی ، آرمان گرایانه و غیرمنطقی تعیین می كنیم ، در نتیجه هر قدر هم كه كارایی و عملكرد ما بالا باشد یك نوع حس شكست یا عدم كفایت و صلاحیت در خود احساس می كنیم . این نكته ی مهم را نباید فراموش كنیم كه ما هرگز نمی توانیم كامل و بی نقص باشیم. پس برای خود اهدافی تعیین كنید كه دست یافتنی و قابل دستیابی باشند.
3- یاد بگیرید كه در زندگی بازی ، تفریح و سرگرمی داشته باشید.
شما هر از چند گاه نیاز دارید كه از فشار زندگی فرار كنید و به تفریح و سرگرمی روی آورید. صرف نظر از سطح توانایی و مهارتتان در بازی ، سرگرمی ها و بازی هایی پیدا كنید كه برایتان جذاب و لذت بخش باشند.
4- شخصی مثبت ، سازنده ومفید باشید.
از انتقاد و عیب جویی دیگران خودداری كنید . یاد بگیرید از چیزهایی كه خوشتان می آید و دوستشان دارید و در وجود دیگران هست تعریف و تمجید كنید. سعی كنید به صفات و خصوصیات خوب و پسندیده ی اطرافیانتان توجه نمایید. اطمینان حاصل كنید كه برای خود ارزش قائلید و صفات خوب و ویژگی های برتر خود را تحسین می كنید.
5- یاد بگیرید كه گذشت داشته باشید و دیگران وعقاید آنها را تحمل كنید.
تحمل نكردن دیگران و عقاید آنها منجر به یأس ، ناكامی وعصبانیت می شود. تلاش برای فهمیدن این كه واقعاً مردم چگونه فكر می كنند و چه احساسی دارند می تواند باعث شود كه شما آنها را بیشتر بپذیرید. خودتان را نیز باور داشته باشید و از خطای خود چشم پوشی كنید.
6- از رقابت ها و چشم و هم چشمی های بیجا و غیر ضروری پرهیز كنید.
موقعیت هایی در زندگی وجود دارد كه جنبه ی رقابتی دارد و ما نمی توانیم از آنها اجتناب كنیم . درگیر شدن افراطی ، می تواند ایجاد تنش و اضطراب شدید كند و ما را تبدیل به فردی پرخاشگر كند.
7- به طور مرتب ورزش كنید.
اگر به جای ورزش و نرمش هایی كه انجام آنها برایتان سخت و طاقت فرساست ، ورزشی را انتخاب كنید كه واقعاً از آن لذت می برید ، احتمالاً بیشتر به آن خواهید پرداخت و وقت بیشتری را به آن اختصاص خواهید داد.
8- یاد بگیرید كه روش شما برای استراحت و آرامش ، منظم و عاری از داروهای آرام بخش و مسكن باشد.
مدیتیشنMeditation( مراقبه و تفكر ) ، یوگا یا هر نوع از فنون مربوط به آرامش ذهن را می توان از معلمان و مربیان مختلف و روان پزشكانی كه به صورت رسمی تأیید شده اند و مجوز دارند، فرا گرفت.
9- مشكلات و مسائل خود را در درون خود نگه ندارید .
یك دوست ، عضوی از هیأت علمی دانشگاه ، یك مشاور یا یك روان پزشك پیدا كنید تا بتوانید آزادانه و به راحتی با او صحبت كنید. بیان احساسات و تنش های درونی خود به یك شخص درد آشنا و دلسوز می تواند به صورت فوق العاده ای مفید باشد.
10- تفكر خود را عوض كنید .
این كه از نظر احساسی و هیجانی چگونه حس می كنیم ، بستگی به دیدگاه و فلسفه ما درباره زندگی دارد . دگرگونی و تغییرعقاید ، یك فرایند مشكل وپرزحمت است . دانش و آگاهی عملی در دنیای پیشرفته برای راهنمایی ما در حیاتمان كمتر وجود دارد . هیچ كس تمام جواب ها را ندارد، اما بعضی جواب ها در دسترس اند.
زهره پری نوش - سایت تبیان
بزرگ ترين گناه ترس است .
امام علي (عليه السلام)
________________________
امام علي (عليه السلام)
________________________

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
استرس برای سلامتی مفید است!
تحقیقات دانشمندان میدهد استرس میتواند فوایدی هم برای سلامتی داشته باشد.
محققانمعتقدند استرس همیشه هم چیز بدی نیست. اگرچه استرس مداوم یا شدید میتواندخطر ابتلا به بیماریهای قلبی، فشار خون بالا و دیگر بیماریها را افزایشدهد، مطالعات دانشمندان نشان میدهد استرس در حد متوسط میتواند برایسلامت شما فوایدی هم داشته باشد.
کن رابینس استاد روانشناسیدانشگاه ویسکانسین مدیسون در این باره گفت: جنبه های مثبت استرس مورد توجهقرار نگرفته است.زمانی که شما استرس دارید، غدههای فوق کلیوی شما چندهورمون متفاوت از جمله آدرنالین ترشح میکند که باعث افزایش ضربان قلب وانرژی می شود. همچنین هورمون کورتیزول نیز میزان گلوکز را در جریان خونشما افزایش میدهد.
اگر این هورمونها برای مدت طولانی در بدن شما وجود داشته باشند، بعد از چند هفته یا چند ماه شما احساس بیماری خواهید کرد.
اما در صورتی که زمان استرس شما محدود باشد، برای مثال یک روز یا کمتر باشد ، باعث افزایش کارایی و قدرت مغز شما میشود.
استرس شما را باهوشتر میکند:
تحقیقاتیکه در دانشگاه راکرفلر در نیویورگ انجام شدهاست نشان میدهد استرس باعثافزایش قدرت حافظه و یادگیری میشود که دلیل اصلی آن هم ترشح هورمونکورتیزول در مغز است.
استرس شما را اجتماعیتر میکند
زمانیکه شما احساس استرس دارید، بدن شما هورمون اکسیتوسین را ترشح میکند کهباعث افزایش تمایل به ارتباط و معاشرت با دیگران میشود. همین عامل سببمیشود که در زمانی که شما استرس دارید با دوستانتان تماس بگیرید.
پاولروش از کالج پزشکی نیویورک در یان باره گفت: زنان در هنگامی که استرسدارند بیشتر به دنبال حمایت اجتماعی میگردند. ملاقات با دوستان در اینزمان میتواند باعث آرامتر شدن و کاهش میزان استرس شود.
استرس شما را سالمتر میکند
تحقیقاتموسسه پزشکی استنفورد نشان میدهد استرسهای کوتاه مدت به بدن شما درمبارزه با بیماریها کمک میکند. این استرسها باعث افزایش قدرت سیستمایمنی بدن انسان میشود. بنابراین در زمانی که دچار استرسهای کوتاه مدتشدید نگران نباشید و به فواید محافظتی آن از بدنتان فکر کنید. اما اگر مدتزمان استرش ما طولانیتر شد، حتما سعی کنید برای کاهش آن اقدام کنید.
محققانمعتقدند استرس همیشه هم چیز بدی نیست. اگرچه استرس مداوم یا شدید میتواندخطر ابتلا به بیماریهای قلبی، فشار خون بالا و دیگر بیماریها را افزایشدهد، مطالعات دانشمندان نشان میدهد استرس در حد متوسط میتواند برایسلامت شما فوایدی هم داشته باشد.
کن رابینس استاد روانشناسیدانشگاه ویسکانسین مدیسون در این باره گفت: جنبه های مثبت استرس مورد توجهقرار نگرفته است.زمانی که شما استرس دارید، غدههای فوق کلیوی شما چندهورمون متفاوت از جمله آدرنالین ترشح میکند که باعث افزایش ضربان قلب وانرژی می شود. همچنین هورمون کورتیزول نیز میزان گلوکز را در جریان خونشما افزایش میدهد.
اگر این هورمونها برای مدت طولانی در بدن شما وجود داشته باشند، بعد از چند هفته یا چند ماه شما احساس بیماری خواهید کرد.
اما در صورتی که زمان استرس شما محدود باشد، برای مثال یک روز یا کمتر باشد ، باعث افزایش کارایی و قدرت مغز شما میشود.
استرس شما را باهوشتر میکند:
تحقیقاتیکه در دانشگاه راکرفلر در نیویورگ انجام شدهاست نشان میدهد استرس باعثافزایش قدرت حافظه و یادگیری میشود که دلیل اصلی آن هم ترشح هورمونکورتیزول در مغز است.
استرس شما را اجتماعیتر میکند
زمانیکه شما احساس استرس دارید، بدن شما هورمون اکسیتوسین را ترشح میکند کهباعث افزایش تمایل به ارتباط و معاشرت با دیگران میشود. همین عامل سببمیشود که در زمانی که شما استرس دارید با دوستانتان تماس بگیرید.
پاولروش از کالج پزشکی نیویورک در یان باره گفت: زنان در هنگامی که استرسدارند بیشتر به دنبال حمایت اجتماعی میگردند. ملاقات با دوستان در اینزمان میتواند باعث آرامتر شدن و کاهش میزان استرس شود.
استرس شما را سالمتر میکند
تحقیقاتموسسه پزشکی استنفورد نشان میدهد استرسهای کوتاه مدت به بدن شما درمبارزه با بیماریها کمک میکند. این استرسها باعث افزایش قدرت سیستمایمنی بدن انسان میشود. بنابراین در زمانی که دچار استرسهای کوتاه مدتشدید نگران نباشید و به فواید محافظتی آن از بدنتان فکر کنید. اما اگر مدتزمان استرش ما طولانیتر شد، حتما سعی کنید برای کاهش آن اقدام کنید.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1863
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸, ۳:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان/رفسنجان
- سپاسهای ارسالی: 10774 بار
- سپاسهای دریافتی: 12391 بار
- تماس:
Re: ..... استرس .....
رابطه استرس و موفقیت شما در زندگی
اکنون حدود یک قرن است که از اثر شوک بر موشها آگاه شدهایم. در 1908 دو محقق به نامهای رابرت یرکر و جان دادسون موشهایی را در قفس قرار داده و آنها را در انتخاب بین دو راه مختلف آزاد گذاشتند. هربار که یکی از موشها از راه سیاه عبور میکرد، شوک الکتریکی به او وارد میشد؛ اما راه سفید امن و بیخطر بود.
یرکر و دادسون قدرت شوکها را به درجات متفاوت تنظیم کرده بودند. بر برخی از موشها همیشه شوکهای قوی وارد میشد و بر برخی دیگر شوکهای ضعیف. آنها به این نتیجه رسیدند که موشهایی که سریعتر از همه یاد میگرفتند آنهایی بودند که شدت شوک الکتریکی شان جایی بین این دو در نوسان بود، یعنی شوکهای معتدل. وقتی که انگیزه یادگیری بیش از حد بزرگ بود، اثر معکوس بر جای میگذاشت.
این درباره موشها، اما آیا درباره آدمها و انگیزههای مالی آنها هم وضع چنین است؟ برای پاسخ به این پرسش چهار اقتصاددان به نامهای دن ارایلی، اوری نیزی، جورج لوونشتاین و نینا مازار به مناطق روستایی هندوستان سفر کردهاند. آنها میدانستند که هرچه داوطلبان آزمایش فقیرتر باشند شوکه کردن آنها با پرداختهای مالی آسانتر است.
اگر داوطلبان موفق به غلبه بر برخی چالشهای ذهنی و فیزیکی طراحی شده توسط محققان میشدند، مبالغی به عنوان جایزه دریافت میکردند. این چالشها از پرتاب توپ به یک هدف مشخص، تا اعمالی که به تمرکز بالا نیاز داشتند، متغیر بودند. درست مثل موشهای آزمایشگاهی دادسون و یرکر اینجا هم انگیزش شرکتکنندگان به سه درجه کم، متوسط و زیاد تقسیم شده بود.
شرکتکنندگان میتوانستند مبلغی تا سقف درآمد یک روز، یک هفته یا حتی شش ماه شان را در این آزمایش برنده شوند؛ اما این طور نشد، آنها تحت فشار آزمایش خود را میباختند. آنهایی که برای دریافت مبالغ کم یا متوسط انتخاب میشدند تنها قادر به کسب حدود 35 درصد درآمد اختصاص یافته بودند و کسانی که مبالغ بالاتر برایشان در نظر گرفته شده بود حتی کمتر – فقط حدود 20 درصد جایزه – را به دست میآوردند.
هرچند، لازم نیست که حتما روستاییان هندوستان را شکنجه کنیم تا دریابیم که انسانها تحت فشار خود را میبازند؛ خیلی بهتر است که فوتبالیستهای حرفهای را عذاب دهیم. شکنجهای که این روزها بسیار هم هواخواه دارد ضربات پنالتی است.
در این قبیل ضربات قبل از هر چیز ممکن است همواره فشار مضاعفی بر تیمی که دوم پنالتی میزند، وجود داشته باشد؛ زیرا معمولا اکثر ضربات پنالتی گل میشود و آن وقت تیم دوم با این اضطراب روبهرو است که پیش بودن حریفش را جبران کند.
از سال 1970 تا سال 2003 اینکه چه تیمی اولین ضربه پنالتی را بزند به طور شانسی انتخاب میشد؛ اما از 2003 پرتاب سکه این شانس را به کاپیتانها داده است که انتخاب کنند تیم شان اولین پنالتی زن باشد یا دومی. این تغییر قوانین به دو اقتصاددان به نام ای خوزه آپستوگیا و ایگناسیو هوئرتا این شانس را داد تا اثر استرس را در شرایطی بسیار مخاطره آمیز و جدی بررسی کنند. آنها دریافتند که تا پیش از 2003 تیمی که شانس اول بودن در ضربات پنالتی را بهدست میآورد به احتمال بیش از 60 درصد برنده از زمین مسابقه بیرون میآمد.
این مزیت بزرگی است که حرفهایها به خوبی از آن آگاهند. از زمان تغییر قانون قبلی، اکثر کاپیتانها در پرتاب سکه اولین بودن در ضربات پنالتی را برگزیدهاند. با این حال استثنائاتی هم وجود دارد. ایتالیا اخیرا یک بازی را در ضربات پنالتی به اسپانیا باخت، چون کاپیتان شان جانلوییجی بوفون در پرتاب سکه تصمیم گرفت، تیم شان پنالتی زن دوم باشد.
او شاید به عنوان یک دروازه بان زاویه دید متفاوتی داشته است، چون وقتی هم تیمیهای او دوم پنالتی بزنند، به این معنی است که او ابتدا در دروازه میایستاد. به هرحال این کار هر دلیلی که داشت، انتخاب او همانطور که سوابق نشان میداد، نتیجه خوبی به همراه نداشت.
این دو اقتصاددان از نتایجی که بهدست آوردهاند، بسیار خوشحال هستند. البته دلیل خوشحالی آنها احتمالا مستحکم بودن پیشبینیهای مدل شان است، نه اسپانیایی بودن خودشان.
[External Link Removed for Guests]
اکنون حدود یک قرن است که از اثر شوک بر موشها آگاه شدهایم. در 1908 دو محقق به نامهای رابرت یرکر و جان دادسون موشهایی را در قفس قرار داده و آنها را در انتخاب بین دو راه مختلف آزاد گذاشتند. هربار که یکی از موشها از راه سیاه عبور میکرد، شوک الکتریکی به او وارد میشد؛ اما راه سفید امن و بیخطر بود.
یرکر و دادسون قدرت شوکها را به درجات متفاوت تنظیم کرده بودند. بر برخی از موشها همیشه شوکهای قوی وارد میشد و بر برخی دیگر شوکهای ضعیف. آنها به این نتیجه رسیدند که موشهایی که سریعتر از همه یاد میگرفتند آنهایی بودند که شدت شوک الکتریکی شان جایی بین این دو در نوسان بود، یعنی شوکهای معتدل. وقتی که انگیزه یادگیری بیش از حد بزرگ بود، اثر معکوس بر جای میگذاشت.
این درباره موشها، اما آیا درباره آدمها و انگیزههای مالی آنها هم وضع چنین است؟ برای پاسخ به این پرسش چهار اقتصاددان به نامهای دن ارایلی، اوری نیزی، جورج لوونشتاین و نینا مازار به مناطق روستایی هندوستان سفر کردهاند. آنها میدانستند که هرچه داوطلبان آزمایش فقیرتر باشند شوکه کردن آنها با پرداختهای مالی آسانتر است.
اگر داوطلبان موفق به غلبه بر برخی چالشهای ذهنی و فیزیکی طراحی شده توسط محققان میشدند، مبالغی به عنوان جایزه دریافت میکردند. این چالشها از پرتاب توپ به یک هدف مشخص، تا اعمالی که به تمرکز بالا نیاز داشتند، متغیر بودند. درست مثل موشهای آزمایشگاهی دادسون و یرکر اینجا هم انگیزش شرکتکنندگان به سه درجه کم، متوسط و زیاد تقسیم شده بود.
شرکتکنندگان میتوانستند مبلغی تا سقف درآمد یک روز، یک هفته یا حتی شش ماه شان را در این آزمایش برنده شوند؛ اما این طور نشد، آنها تحت فشار آزمایش خود را میباختند. آنهایی که برای دریافت مبالغ کم یا متوسط انتخاب میشدند تنها قادر به کسب حدود 35 درصد درآمد اختصاص یافته بودند و کسانی که مبالغ بالاتر برایشان در نظر گرفته شده بود حتی کمتر – فقط حدود 20 درصد جایزه – را به دست میآوردند.
هرچند، لازم نیست که حتما روستاییان هندوستان را شکنجه کنیم تا دریابیم که انسانها تحت فشار خود را میبازند؛ خیلی بهتر است که فوتبالیستهای حرفهای را عذاب دهیم. شکنجهای که این روزها بسیار هم هواخواه دارد ضربات پنالتی است.
در این قبیل ضربات قبل از هر چیز ممکن است همواره فشار مضاعفی بر تیمی که دوم پنالتی میزند، وجود داشته باشد؛ زیرا معمولا اکثر ضربات پنالتی گل میشود و آن وقت تیم دوم با این اضطراب روبهرو است که پیش بودن حریفش را جبران کند.
از سال 1970 تا سال 2003 اینکه چه تیمی اولین ضربه پنالتی را بزند به طور شانسی انتخاب میشد؛ اما از 2003 پرتاب سکه این شانس را به کاپیتانها داده است که انتخاب کنند تیم شان اولین پنالتی زن باشد یا دومی. این تغییر قوانین به دو اقتصاددان به نام ای خوزه آپستوگیا و ایگناسیو هوئرتا این شانس را داد تا اثر استرس را در شرایطی بسیار مخاطره آمیز و جدی بررسی کنند. آنها دریافتند که تا پیش از 2003 تیمی که شانس اول بودن در ضربات پنالتی را بهدست میآورد به احتمال بیش از 60 درصد برنده از زمین مسابقه بیرون میآمد.
این مزیت بزرگی است که حرفهایها به خوبی از آن آگاهند. از زمان تغییر قانون قبلی، اکثر کاپیتانها در پرتاب سکه اولین بودن در ضربات پنالتی را برگزیدهاند. با این حال استثنائاتی هم وجود دارد. ایتالیا اخیرا یک بازی را در ضربات پنالتی به اسپانیا باخت، چون کاپیتان شان جانلوییجی بوفون در پرتاب سکه تصمیم گرفت، تیم شان پنالتی زن دوم باشد.
او شاید به عنوان یک دروازه بان زاویه دید متفاوتی داشته است، چون وقتی هم تیمیهای او دوم پنالتی بزنند، به این معنی است که او ابتدا در دروازه میایستاد. به هرحال این کار هر دلیلی که داشت، انتخاب او همانطور که سوابق نشان میداد، نتیجه خوبی به همراه نداشت.
این دو اقتصاددان از نتایجی که بهدست آوردهاند، بسیار خوشحال هستند. البته دلیل خوشحالی آنها احتمالا مستحکم بودن پیشبینیهای مدل شان است، نه اسپانیایی بودن خودشان.
[External Link Removed for Guests]

- پست: 583
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3433 بار
- سپاسهای دریافتی: 3949 بار
Re: ..... استرس .....
تصویر استرس در مغز انسان -----------------------------------------------------
دانشمندان برای نخستین بار توانستند تأثیرات استرسهای روانی روزمره را در مغز انسان به تصویر بکشند
پژوهشگران در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از (كاركردی MRI) fMRI موفق شدند از فعالیت مغز افراد عکسبرداری کنند. پژوهشگران از افراد مورد آزمایش در خواست کردند که به سرعت فعالیتهای چالش برانگیز ذهنی را انجام دهند و بدین ترتیب به آنها استرس وارد کردند و در همین حال فعالیت مغزی آنها را زیر نظر داشتند.
در خلال این آزمایش، واکنشهای هیجانی افراد نظیر استرس، اضطراب و عصبانیت و نیز تغییرات در هورمونهای استرس و ضربان قلب مورد ارزیابی قرار گرفت. بسیاری از افرادی که تحت این آزمایش قرار گرفتند اعلام کردند که در خلال آزمایش «دستپاچه، آشفته و ناراحت» شدهاند.
در خلال «آزمایش استرس» نتایج نشان داد که جریان خون به قشر راست قسمت قدامی لوبهای پیشانی مغز، یعنی همان ناحیهای که به اضطراب و افسردگی ارتباط دارد، افزایش یافت. این افزایش جریان خون، حتی پس از خاتمه آزمایش نیز ادامه داشت. این نتایج نشانگر ارتباط قوی بین استرس روانی و هیجانهای منفی بود.
احتمال دیگری که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت این بود که چون قشر قسمت قدامی لوبهای پیشانی مغز به توانایی انجام وظایف اجرایی مانند حافظه کاری و رفتارهای هدفگرا نیز مربوط است، این نتایج می تواند آن فعالیتها را نیز برجسته سازد.
به گفته جیونگ وانگ، سرپرست این پروژه پژوهشی: «چگونگی واکنش مغز تحت استرس روانی برای متخصصان علم اعصاب هنوز موضوعی بکر است، امّا مطمئناً یک تکّه مهم از پازل درک تأثیرات استرس بر سلامت انسان است. یافتههای تازه میتواند به پیشبرد درک ما از این فرایند، کمک شایانی نماید.»
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روانیار
منبع
"Psychological Stress in the Healthy Human Brain", Bjorn Carey, Proceedings of the National Academy of Science, Nov. 21, 2006 .
[External Link Removed for Guests] ravanyar.com
دانشمندان برای نخستین بار توانستند تأثیرات استرسهای روانی روزمره را در مغز انسان به تصویر بکشند
پژوهشگران در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از (كاركردی MRI) fMRI موفق شدند از فعالیت مغز افراد عکسبرداری کنند. پژوهشگران از افراد مورد آزمایش در خواست کردند که به سرعت فعالیتهای چالش برانگیز ذهنی را انجام دهند و بدین ترتیب به آنها استرس وارد کردند و در همین حال فعالیت مغزی آنها را زیر نظر داشتند.
در خلال این آزمایش، واکنشهای هیجانی افراد نظیر استرس، اضطراب و عصبانیت و نیز تغییرات در هورمونهای استرس و ضربان قلب مورد ارزیابی قرار گرفت. بسیاری از افرادی که تحت این آزمایش قرار گرفتند اعلام کردند که در خلال آزمایش «دستپاچه، آشفته و ناراحت» شدهاند.
در خلال «آزمایش استرس» نتایج نشان داد که جریان خون به قشر راست قسمت قدامی لوبهای پیشانی مغز، یعنی همان ناحیهای که به اضطراب و افسردگی ارتباط دارد، افزایش یافت. این افزایش جریان خون، حتی پس از خاتمه آزمایش نیز ادامه داشت. این نتایج نشانگر ارتباط قوی بین استرس روانی و هیجانهای منفی بود.
احتمال دیگری که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت این بود که چون قشر قسمت قدامی لوبهای پیشانی مغز به توانایی انجام وظایف اجرایی مانند حافظه کاری و رفتارهای هدفگرا نیز مربوط است، این نتایج می تواند آن فعالیتها را نیز برجسته سازد.
به گفته جیونگ وانگ، سرپرست این پروژه پژوهشی: «چگونگی واکنش مغز تحت استرس روانی برای متخصصان علم اعصاب هنوز موضوعی بکر است، امّا مطمئناً یک تکّه مهم از پازل درک تأثیرات استرس بر سلامت انسان است. یافتههای تازه میتواند به پیشبرد درک ما از این فرایند، کمک شایانی نماید.»
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روانیار
منبع
"Psychological Stress in the Healthy Human Brain", Bjorn Carey, Proceedings of the National Academy of Science, Nov. 21, 2006 .
[External Link Removed for Guests] ravanyar.com