بررسی شبهاتی در روانشناسی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷, ۱:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

بررسی شبهاتی در روانشناسی

پست توسط pedmehr »

mahshid-banoo نوشته شده:

خلاصه...
اگه ریاضی پدر همه علوم هست، روانشناسی هم مادر همه علوم محسوب میشه ::ss

:razz:


اگر فرقی بین علم و مهارت قائل هستید ( نه فقط در معنای کلمه) باید بگم به نظر من روان شناسی بیشتر یک مهارت هست تا یک علم مطق که هر شخصی تا حدی از اون بهره مند هست .

(در وافع روانپزشکی هست که یک علم محسوب میشه )
در روح و جان من میمانی ای وطن
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط noora »

pedmehr نوشته شده:
mahshid-banoo نوشته شده:

خلاصه...
اگه ریاضی پدر همه علوم هست، روانشناسی هم مادر همه علوم محسوب میشه ::ss

:razz:


اگر فرقی بین علم و مهارت قائل هستید ( نه فقط در معنای کلمه) باید بگم به نظر من روان شناسی بیشتر یک مهارت هست تا یک علم مطق که هر شخصی تا حدی از اون بهره مند هست .

(در وافع روانپزشکی هست که یک علم محسوب میشه )



سلام تصویر

جناب pedmehr نظر شما قابل احترام و متينتصویر

ولي مگر لزوم كسب مهارت در هر زمينه اي، گذاراندن دوره هاي آموزشي آن نيست ؟اين دوره هاي آموزشي و اصول و مباحثي كه مطرح مي شونند بر چه اساسي هستند ؟ غير از اينه كه بر اساس دستاوردها و پژوهش هاي محققان و دانشمندان هستند!
اگر كمي دقت كنيم متوجه مي شويم اين دو مسئله جداي از هم نيستند ، مثلا همين هوش هيجاني ، مباحثي كه در اين اينگونه كارگاه ها مطرح مي شود، از طريق نتايج پژوهش ها و مقالات و كتاب هايي كه در اين زمينه نوشته شده،به دست مي آيد ،كه اين موضوعات در حيطه روان شناسي قرار دارد و كاملا علمي است به دليل اينكه از طريق روش علمي كسب مي شود ،علوم از آن جهت علمي محسوب مي شوند كه داراي روش مشترك اند ،نه از آن جهت كه موضوع مطالعه آنها مشترك هست.

و همچنين مي شه با مطالعه مباحث روان شناسي و كسب علم در اين حيطه، استفاده عملي از آنها كرد كه همان مهارت است، البته ناگفته نماند كه بعضي از مباحثي كه امروزه مطرح مي شونند، بازاري هستند و بايد بين روان شناسي علمي و روان شناسي بازاري و برداشت عمومي كه مردم از آن دارنند تفاوت قائل شد و نبايد هر آنجه را كه به اسم روان شناسي مطرح مي شود ، بخشي از روان شناسي علمي دانست .

روان شناسي و روانپزشکی در بسياري از مباحث درماني و ... در كنار هم هستند ! و به نوعي كامل كننده هم هستند و در بيشتر موراد به مراجعه كننده توصيه مي كنند كه اول به روان شناس مراجعه كند و در صورت لزوم به روانپزشک و بيشتر روش هاي درماني تلفيقي از دارو درماني و روان درماني است.


موفق باشيدتصویر
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط Solver »

بحث منحرف شد اما خوب لازم دیدم در دنباله همین مباحث مطرح کنم:

اون چیزی که به قول دوستمون مهارت هست، در حقیقت در تقسیم بندی به عنوان علوم مدنی طرح میشود. و ریاضیات را به عنوان علوم نظری.

مثلاً روانشناسی را اگر بخواهیم به شکل فلسفه یونانی نگاه کنیم جزو شاخه علوم تجربی است. حالا نسبت این شاخه ها به یکدیگر، و اینکه جایگاه روانشناسی از منظر هر فلسفه در کدام حوزه میباشد، همون بحثی هست که من هم اشاره کردم خارج از حوصله این مبحث هست. اگر دوست داشتید بحث جالبی از آب در میاد و فکر کنم موجب روشن تر شدن مثبت یا منفی بودن اون اصلی هم که بالاتر بهش اشاره کردم (توسعه طلبی روانشناسی) خواهد شد.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط mahshid-banoo »

  , عزیز

همونطور که دوست عزیزم، نورا فرمودن یه روانشناس خوب و حرفه ای باید هم علم داشته و هم مهارت.
فنون مشاوره شاید مهارتی باشه اما از نظریات علمی استفاده میکنه.
مثال واضح اون هم تست های شخصیتی هست.
تابستون یه دوره تحلیل شخصیت کار میکردیم، با اینکه از مبانی نظری اگاهی داشتیم ولی نباید زیاد به کسی میگفتیم، و نباید تا حرفه ای و ماهر نشده ایم به اونها جواب تست ها رو میدادیم.
:-)

Negar.int, عزیز
شما هم اگه مطلب و مورد خاصی مد نظرتون هست خوشحال میشیم با یک تاپیک جدید اونو مطرح کنید و به بحث بشینیم :m:a
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷, ۱:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط pedmehr »

noora نوشته شده:"]

سلام تصویر

جناب pedmehr نظر شما قابل احترام و متينتصویر

ولي مگر لزوم كسب مهارت در هر زمينه اي، گذاراندن دوره هاي آموزشي آن نيست ؟اين دوره هاي آموزشي و اصول و مباحثي كه مطرح مي شونند بر چه اساسي هستند ؟ غير از اينه كه بر اساس دستاوردها و پژوهش هاي محققان و دانشمندان هستند!
اگر كمي دقت كنيم متوجه مي شويم اين دو مسئله جداي از هم نيستند ، مثلا همين هوش هيجاني ، مباحثي كه در اين اينگونه كارگاه ها مطرح مي شود، از طريق نتايج پژوهش ها و مقالات و كتاب هايي كه در اين زمينه نوشته شده،به دست مي آيد ،كه اين موضوعات در حيطه روان شناسي قرار دارد و كاملا علمي است به دليل اينكه از طريق روش علمي كسب مي شود ،علوم از آن جهت علمي محسوب مي شوند كه داراي روش مشترك اند ،نه از آن جهت كه موضوع مطالعه آنها مشترك هست.

و همچنين مي شه با مطالعه مباحث روان شناسي و كسب علم در اين حيطه، استفاده عملي از آنها كرد كه همان مهارت است، البته ناگفته نماند كه بعضي از مباحثي كه امروزه مطرح مي شونند، بازاري هستند و بايد بين روان شناسي علمي و روان شناسي بازاري و برداشت عمومي كه مردم از آن دارنند تفاوت قائل شد و نبايد هر آنجه را كه به اسم روان شناسي مطرح مي شود ، بخشي از روان شناسي علمي دانست .

روان شناسي و روانپزشکی در بسياري از مباحث درماني و ... در كنار هم هستند ! و به نوعي كامل كننده هم هستند و در بيشتر موراد به مراجعه كننده توصيه مي كنند كه اول به روان شناس مراجعه كند و در صورت لزوم به روانپزشک و بيشتر روش هاي درماني تلفيقي از دارو درماني و روان درماني است.


موفق باشيدتصویر
[/quote][/quote]


یه چیزی علم میگیم که اصول پایه ای و نظریه هاش بر اساس عینیت و همراهی منطق اثبات شده باشه . ( کاری به بحث آموزش و نحوه کسبش ندارم )

من حالا سئوالی که دارم اینجاست که شما فکر میکنید روانشناسی الان در مقامی هست که بتونه تمام اختلالات و آشفتگی های ذهن و مغز بشر رو با نظریه ها و اصولش

پوشش بده ؟ اصلا ذهن آدمی چنین امکانی رو واسه روانشناسی میگذاره ؟ پیچیدگی و بیکران بودن ذهن انسان با خیلی از جنبه های روانشناسی به هیچ وجه جور در نمیاد که

البته خود روانشناسی هم همچین ادعایی نداره ( پس در واقع خیلی چیزهارو از معادلات خودش حذف کرده) !

کاری که روانشناسی میکنه یه جور استفاده از منطق ارسطوئی هست که توش لوگوی زیادی وجود نداره .

روانشناسی داره روی تمام جنبه های ذهن کار میکنه در حالیکه اطلاعات خیلی مختصری از اساس و بنیادش داره . پس در واقع کاری که روانشناسی میکنه بیشتر بازی با این

ذهن هست تا درمان و بهبود و یا هرچیز دیگه ای که اسمش رو میگذارید . دقیقا مثل کاری که یه بچه کوچک با یه کامپیوتر میکنه !

در آخر بگم علم چیزی هست که یا به حیطه موضوعش تسلط داره یا در حال تسلط یافتن هست . اما روانشناسی همه جنبه ها رو محدود کرده, ذهن رو با تعاریف خودش معنی

کرده ( حق هم داره چون در واقع خیلی از ابعاد ذهن غیر قابل معنا هست ), خیلی از جنبه هایی رو هم که نرسیده و نمیتونه برسه رو هم از مطالعاتش روی انسان حذف کرده .

حالا شما به چنین برخوردی علمی میگید ؟
در روح و جان من میمانی ای وطن
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط noora »

pedmehr نوشته شده:
یه چیزی علم میگیم که اصول پایه ای و نظریه هاش بر اساس عینیت و همراهی منطق اثبات شده باشه . ( کاری به بحث آموزش و نحوه کسبش ندارم )


روان شناسي، علم مطالعه رفتار و فرايندهاي رواني است بنابراين خصوصيات و ويژگي هاي علمي بودن را از جمله تجربه پذير ي ،عينيت داشتن ،قابليت پيش بيني كردن رفتار انسان و كنترل آن را داراست .رفتار انسان به دو بخش رفتار قابل مشاهده و غير قابل مشاهده ( نا آشكار ) تقسيم مي شونند كه رفتارهاي آشكار را به وسيله مشاهده طبيعي بررسي مي كنيم و رفتارهاي غير قابل مشاهده را از طريق نمودهاي آن و ابزارهاي خاصي بررسي مي كنيم به عنوان مثال فرايندهاي شناختي (هوش) به وسيله رفتار مناسبي كه در موقعيت هاي گوناگون نشان مي دهد نمود پيدا مي كند و ارتباطي كه فرد با محيط بيروني خود دارد و همچنين به وسيله مقياس هاي اندازه گيري هوش از جمله مقياس وكسلر و نمره اي كه فرد در آن به دست مي آورد .

در پژوهش هاي علمي ، موضوع هاي مورد بررسي ( متغيير ) علاوه بر تعريف مفهومي ، آنها را به صورت عيني و عملياتي تعريف مي كنند و به تبع آن در روان شناسي نيز چنين روشي به كار گرفته مي شود مثل نشانه هاي بيماري شناختي براي يك اختلال و يا همان مثالي كه براي هوش زدم و نمره فرد در مقياس وكسلر.


pedmehr نوشته شده:
من حالا سئوالی که دارم اینجاست که شما فکر میکنید روانشناسی الان در مقامی هست که بتونه تمام اختلالات و آشفتگی های ذهن و مغز بشر رو با نظریه ها و اصولش پوشش بده ؟ اصلا ذهن آدمی چنین امکانی رو واسه روانشناسی میگذاره ؟ پیچیدگی و بیکران بودن ذهن انسان با خیلی از جنبه های روانشناسی به هیچ وجه جور در نمیاد که البته خود روانشناسی هم همچین ادعایی نداره ( پس در واقع خیلی چیزهارو از معادلات خودش حذف کرده) ! کاری که روانشناسی میکنه یه جور استفاده از منطق ارسطوئی هست که توش لوگوی زیادی وجود نداره .روانشناسی داره روی تمام جنبه های ذهن کار میکنه در حالیکه اطلاعات خیلی مختصری از اساس و بنیادش داره . پس در واقع کاری که روانشناسی میکنه بیشتر بازی با این ذهن هست تا درمان و بهبود و یا هرچیز دیگه ای که اسمش رو میگذارید . دقیقا مثل کاری که یه بچه کوچک با یه کامپیوتر میکنه !




مسلما در هيچ زماني ، هيچ علمي نخواهد توانست كه به همه ججنبه هاي ذهن بشر بپردازد ولي تمام تلاش علوم براي نيل به يك چنين هدفي است ، روان شناسي نيز از اين قائده مستثنا نيست ، با اينكه يك علم نو پا است ولي پيشرفت هاي چشمگيري داشته و در ميان علوم ديگر جايگاه خاصي پيدا كرده است ، اگر چه در ايران روان شناسي پيشرفت چنداني نكرده است اما در كشورهاي غربي روان شناسي تا انجايي پيشرفت كرده كه حتي رفتار گياهان را نيز مورد بررسي قرار مي دهد چه برسد به انسان !، پياژه از جمله كساني بود كه رفتار گياهان را نيز مورد بررسي قرار مي داد به" گفته وي روان شناسي علم رفتار است بنابر اين اگر رفتار حتي در درون ياخته يافت مي شود، پس حوزه رفتار به ميزان چشمگيري گسترده است "
و در جايي ديگر گفته كه :"روان شناسي منحصر به علم خود آگاهي نيست بلكه علم رفتار است. رفتارها مورد مطالعه قرار مي گيرنند كه آگاهي را نيز در بر دارنند اما اگر به آگاهي دسترسي نباشد مسئله اي ايجاد نمي كند . به نظر من در هر سطحي ميزاني از آگاهي ديده مي شود ... فقط ميزاني ".

در درمان نيز ، روان شناسي مانند علوم پزشكي كه كامل نيستند ، كامل نيست كه بتواند همه اختلال ها را درمان كند همانطور كه پزشكان نيز نمي توانند بسياري از بيماري ها از جمله سرطان ، ايدز ،هپاتيت و .... درمان كند ، اما مي تواند در كنترل و پيشگيري اختلال ها كمك شاياني كند .

و هيچ علمي به دنبال بازي كردن با ذهن نيست !! حتي در آزمايش هاي روان شناسي نيز قانوني تصويب شده است كه كمترين آسيبي نيز به انسان وارد نشود ، چه برسد به بازي و.....!!


pedmehr نوشته شده:
در آخر بگم علم چیزی هست که یا به حیطه موضوعش تسلط داره یا در حال تسلط یافتن هست . اما روانشناسی همه جنبه ها رو محدود کرده, ذهن رو با تعاریف خودش معنی کرده ( حق هم داره چون در واقع خیلی از ابعاد ذهن غیر قابل معنا هست ), خیلی از جنبه هایی رو هم که نرسیده و نمیتونه برسه رو هم از مطالعاتش روی انسان حذف کرده .

حالا شما به چنین برخوردی علمی میگید ؟




هيچ علمي كاملا بر حيطه خود مسلط نيست بنابر اين در حال دستيابي به حيطه هاي خود است به اين معني كه در حال پيشرفت است، كه اين روال شامل علم روان شناسي هم مي شود .
براي اينكه يك علم بتواند موضوعي را مورد بررسي قرار دهد ، ابتدا آن را محدود و مختصر مي كند و سپس نتيجه بدست آمده را تعميم مي دهد و همانطور كه مي دانيد تعميم پذيري يكي از ديگر خصوصيات بررسي علمي است .
از آنجايي كه امروزه علوم مختلف در تعامل با هم هستند پيشرفت يك علم بر روي پيشرفت يك علم ديگر تاثير گذار است ، بنابر اين روان شناسي نيز در تعامل با علوم ديگر در سالهاي آتي ؟، به پيشرفتهايي در جنبه هايي كه به آن نرسيده است ان شاالله خواهد رسيد آنچنان كه در 100 سال گذشته ، روان شناسي به مانند آنجه امروز به آن دست يافته ، نبوده است .

و تا اونجايي كه من اطلاع دارم روان شناسي هيچ موضوعي را حذف نمي كند بلكه در يك مبحثي يا مقوله اي بيشتر ،پيش مي رود و در مقوله ديگر كمتر و به اين معني در هر مكتبي موضوع خاص به خودش را مورد بررسي قرار مي دهد و اين به معني حذف آن نيست .

بنابر اين با توجه به مواردي كه تا به اين لحظه گفتم و منتقدان اين علم نيز گفته اند ، روان شناسي يك علم است ، علم بررسي رفتار و فرايند هاي رواني .

حال ديگر، قضاوت با شماست !

تصویر
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط Solver »

البته من لازم دیدم چن نکته را متذکر بشم:

روانشناسی،

شاید به تازگی در دانشگاه ها مورد توجه قرار گرفته شده باشد، اما خودش چیز جدیدی نیست و عمرش خیلی کمتر از ریاضیات و الهیات نیست.
پس در این مورد نباید به عنوان اینکه تازه در دانشگاه های غرب یا کشور خودمان متداول شده و چند صد سال بیشتر سن ندارد در موردش تحلیل کرد.

نکته دیگر این است، هر روانشناس اگر نداند، قرار است چه سوالات سختی در ادامه از وی پرسیده شود، بدون تردید، خواهد گفت مشاوره های اجتماعی هم زیر مجموعه روانشناسی است (همانطور که دوستان اینجا گفتند). اما وقتی سوالات بعدی طرح شود این ادعا سریعاً تغییر چهره خواهد داد.

روانشناسی 3 نقطه ضعف بزرگ دارد که حتی اگر آن را یک علم و در شاخه نظری هم قرار بدهیم باز تفاوتی در ان حاصل نمیشود.

نخست این مسئله است که لزوم تسلط به این علم و پذیرفتن برخی استدلال هایش بر پایه انکار برخی مسائل بنا شده است. مسائلی که نه برخی مکاتب که برخی ادیان بر پایه اون بنا شده است.

دیگر اینکه، اثراتی که این علم بر جامعه میگذارد و به دنبالش است، جامعه را به سمتی رشد می دهد که از نظر رفتار اجتماعی (مدنی) خلاف خواست برخی مکاتب و البته برخی ادیان است.

نهایتاً نیز همانند علوم مشابه از منظر ادیان، به علت ماهیت ماسه ای این علم، استفاده از آن شما را محتاج تر به آن خواهد کرد. این مورد آخر را با مثال میگم، مثل بانکداری که اگر شرکت شما حقوق شما را بخواهد به حساب بانکی شما واریز کند شما محتاج افتتاح حساب بانکی هستید.

بنابراین عدم دسترسی عموم به این علم میشود یک توجیح در نبود عدل جهانی و از آن مهمتر باور این بی عدالتی به معنای انکار نظم جهانی و نداشتن اعتقاد به نظم جهانی موجب میشود به هر سو که دلمان خواست برویم چرا که نظمی وجود ندارد که لازم باشد از آن پیروی کنیم.

تعاریف آشنا در روانشناسی در بالا پدیدار شد، بخش هایی از توضیحات بالا مربوط به استاد محمد تقی جعفری بود که پیرامون علم روانشناسی و البته برخی علوم دیگر طرح شده است.

نمود واقعی این موضوع را در جوامع غرب شاهد هستیم. درست است آنجا روانشناسی بیشتر پیشرفت داشته به همین دلیل بیشتر شاهد انکار نظم جهانی هستیم، بیشتر شاهد اعتقاد به نبود عدالت جهانی هستیم و از همه مهمتر شاهد پدیده هایی مثل سکولاریسم که میشه گفت فرزند ارشد روانشناسی است :?
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

بررسی شبهاتی در روانشناسی

پست توسط mahshid-banoo »

درود

تاپیکی ایجاد شد تا در مورد مباحث و نظریات مختلف روانشناسی و شبهات آن به بحث و گفتگو بپردازیمتصویر.

و در آغاز بحثی که اخیرا در پست "به نظر شما مشکلش چیه؟" ایجاد شد، را در اینجا قرار دادم.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

پست توسط mahshid-banoo »

Negar.int,

مسائلی که در ذهنتون هست رو خیلی سربسته بیان کردید و باید مصادیق اون رو مطرح کنید تا بشه در موردش نظر داد.
اینطور که شما گفتید الان باید همه روانشناسان و اساتید روانشاسی در ایران کافر شده باشند :::P .

ولی از اونجایی که همه راه ها به روم ختم میشه، حدس میزنم ماجرا برمیگرده به نظریات فروید خدا بیامرز.
و اگر اینطور باشه، لازم نمیدونم در موردش باز هم بحث بشه چون بارها این اتفاق افتاده و بحث بیش از این نوعی دور و تسلسل میشه.

مانند این لینک:
topic-t64447-12.html

naghme نوشته شده:  درود بر تمامی دوستان گرامی تصویر  
این مطلب را برای تمام دوستانی ارسال می کنم که نسبت به فروید و مکتبش ابهاماتی را دارند که مایل هستند رفع شود ( به مانند خودم قبل از دوره دانشجویی )   
فروید دانشمند اتریشی متخصص اعصاب، پس از آزمون روش های خواب انگیزی و تلقین که از استادان فرانسوی خویش آموخته بود برای دستیابی به ریشه اختلالات در بیماران روانی به ابداع یک روش جدید روان درمانگری که ریشه یابی و تشخیص رانیز در خود داشت دست زد و نام روش یا به نوعی نظام خود را روان تحلیل گری نامید.   
فروید نظام خود را بر مبنای دو اصل بیان کرد
1 - ناهشیاری 2 - جنسیت   
بنابر اصل اول فرایند های روانی به خودی خود ناهشیار هستند
و بنابراصل دوم برانگیختگی های جنسی نقش مهمی در شکل گیری بیماری های عصبی و روانی دارد. وبین این دو اصل وابستگی های قابل ملاحظه ای نیز وجود دارد.   
خوب لازم است که گفته شود روان شناسان مختلف مراحل رشد را از دیدگاه های مختلف مطالعه و بررسی برای مثال ژان پیازه از دیدگاه شناختی و دیگر روان شناسان .... اما زیگوند فروید مراحل رشد را از دیدگاه روانی – جنسی مطالعه و بررسی کرده است .   
دوستان توجه کنند که اگر واژه های خاصی بکار می رود کاملاً جنبه علمی دارد و مستند است و مقتضای رساندن مفهوم است.   
نظام روان تحلیل گری فروید شامل مراحلی می باشد . 6 مرحله است . ( مراحل رشد روانی _ جنسی )
منظور از مراحل در روان تحلیل گری مراحل لیبیدوئی است ( لیبیدو به معنای انرژی کشاننده جنسی یا انرژی غرایز زندگی می باشد ).
با جابجا شدن لیبیدو از یک ناحیه شهوتزا به ناحیه دیگر مراحل تغییر میابد ( بدین معنا که از مرحله اول به دوم می رود و ... ).   
کوشش فروید در این راه برای برجسته نشان دادن اهمیت غرایز جنسی نیست بلکه می خواهد تمام دستگاه روانی را بر این اساس تبیین کند.   
حال به بیان 6 مرحله می پردازیم . ( لازم به ذکر است که مراحل به صورت بسیار مختصر بیان می شود زیرا در حوصله بحث نیزنمی گنجد )   
مرحله اول دهانی می باشد ( از تولد تا یک سالگی )
در این مرحله رابطه کودک با دنیای خارج از طریق دهان است .
بدین معنا است که همانطور که از طریق دهان تغذیه می کند از طریق دهان نیز به شناخت دنیای پیرامون خود می پردازد و احساس ایمن می کند . برای مثال اکثر کودکان در این سن اشیاء را به طرف دهان خود می برند که عموم فکر می کنند همه چیز را کودک می خواهد بخورد با آنکه هدف کودک شناخت شیء موجود است و به نوعی شناخت دنیای اطراف است .   
مرحله دوم مقعدی است ( از یک تا دو سالگی )
مقعد با تمام گستره مخاط گوارشی سرچشمه لیبیدوئی و کشاننده ای به حساب می آید. مرحله ای که در مرحله قبلی بر حفره دهان یا ابتدای لوله گوارش متمرکز بود و اینک در انتهای آن بکار رفته است .   
مرحله سوم احلیلی است ( تقریباً 3 سالگی )
اشتغال ذهنی کودک پسر یا دختر متمرکز بر آلت تناسلی لست و عملاً مجرای بول سرچشمه فعالیت کشاننده ای می باشد.  
مرحله چهارم ادیپی یا تناسلی اول یا کودکانه می باشد ( از 4 تا 7 سالگی )

در این مرحله بی آنکه فعالیت تناسلی به معنای واقعی کلمه در کار و دستگاه تناسلی از نمو برخوردار باشد. تظاهرات کشاننده ای جلوه گر می شود.
لازم به ذکر است که فعالیت تناسلی به معنای واقعی در مرحله آخر ( ششم ) است.   
مرحله پنجم نهفتگی و رکود است ( از هفت سالگی تا بلوغ )
این مرحله در حکم راکد سازی رغبت های تناسلی مرحله چهارم و آماده سازی شرایط سازماندهی فعالیت تناسلی نهایی در مرحله ششم است . این مرحله در حقیقت، مرحله کاهش یافتن تعارض ها و تعدیل بسیاری از زمینه ها و وسعت بخشیدن به سطح سازش و آماده شدن برای پذیرش زندگی اجتماعی است.   
مرحله ششم تناسلی واقعی ( بزرگسالانه ) یا بلوغ است
این مرحله زمانی است که دستگاه تناسلی آماده بهره برداری است. نوجوانان با یک تغییر بدنی بزرگ و ناگهانی در قالب یک بحران که به دوره آرامش ظاهری یا نهفتگی پایان می دهد روبرو می شودو این بحران همراه با اضطراب های شدید است.   
خوب دوستان گرامی همانطور که مشاهده می کنید گرایش غریزی از سازه های فکری مهم نظام فروید می باشد
اما در اینجا جا داره که توجه کنید که همانطور که در بالا گفته ام فروید آمده و از این جنبه مراحل رشد را بیان کرده است. جنبه مورد مطالعه فروید صرفاً یکی از جنبه های با اهمیت وجود انسان است که او روی آن مطالعه و بررسی کرده است صرفاً همین .
و کوشش فروید در این راه برای برجسته نشان دادن اهمیت غرایز جنسی نیست بلکه می خواهد تمام دستگاه روانی را بر این اساس تبیین کند.   
و از جمله اهداف فروید آن بود که با شرح این مراحل و نظریه اش بیان کنید که اگر هر نیاز در هر مرحله به صورت درست ارضاء نشود سبب ناخوشنودی فرد می شود ( سبب اختلال روانی یا برانگیختگی جنسی می شود )و آن مرحله را درست پشت سر نمی گذارد و لازم به ذکر است که بدون شک در بزرگسالی این عدم ارضاء کودکسالی برایش ایجاد مشکل می نماید ( برای مثال شاید شنیده باشید که افرادی که در بزرگسالی سیگار می کشند می گویند به این سبب است که شیر مادر کم خورده اند اما حقیقت آن است که ارضاء کامل در مرحله اول صورت نگرفته است حالا البته جدای از مبحث اختیار در افراد ) بنابراین لازم است که صحیح ارضا شود .   
طبق نظریه فروید :این یک واقعیت است البته واقعیتی که افسوس به دنبال دارد که شخصیت افراد بعد ار طی 6 مرحله ساخته شده است و افسوس به این خاطر که درست مراحل طی نشود.   
فروید ارضاء مناسب را بیان کرده است نه بی بندو باری را، فروید بیان کرده که باید این جریان طی شود اما بیان نکرده است به هر صورتی که است طی شود.   
همچنین فروید بر طبق پایگاه های شخصیتش که در لینک زیر توضیح کامل آن را می توانید ببینید بیان می کند که بهتر است افراد مطیع پایگاه اول ( بن ) نباشند که صرفاً هدفش ارضای آنی نیاز است و افراد باید بتوانند میان نیاز هایشان و واقعیت تعادل برقرار کنند .  
 http://www.centralclubs.com/forum-f146/topic-t47307-12.html  
آنوقت چطور چنین فردی بی بند و باری را رواج دهد و توصیه کند .
حال اگر در محافل مختلف شاهد هستیم که نسبت های نادرستی را به فروید می دهند و مورد بدگمانی قرار می گیرد .
پاسخش را جداً می توان حدس زد به این دلیل که غرایز جنسی، برانگیختگی جنسی و امثال این مفاهیم که کاربرد مهمی در نظریه فروید دارد از جمله مفاهیمی است که از جایگاه خاصی برخوردار است و به نوعی مفاهیم نظریه فروید زمینه سوء تعبیر ها را ایجاد می کند اما حقیقت کاری علمی است و خدمتی که به مانند بسیاری از دیگر برجستگان برای بشریت کرده است.   
همچنین البته قبلاً گفته ام و مجدداً می گویم که فروید در دوره خود از دیگر روان شناسان بسیار اخلاقی تر بوده است .
خلاصه این ساخت شخصیت روانی – جنسی انسان از نگاه فروید بود و توجه کنید که برای جنبه های دیگر شخصیت روان شناسان دیگر مراحل خاص دیگری را بیان کرده اند.   
من و دیگر دوستان ( نورا و مهشید بانو ) سعی داشتیم که تا جای امکان مفاهیم را گویا و خلاصه کنیم و به عرض دوستان برسانیم .   
منبع: کتاب روان شناسی ژنتیک ( تحول روانی از تولد تا پیری )
نویسنده: دکتر محمود منصور
  
امیدوارم گویا بوده باشد و مفید واقع شود .  
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

پست توسط Solver »

mahshid-banoo,

چند نکته جهت روشن تر شدن آن چه که شما سر بسته دانستید،

1. من استناد به دین یا مذهبی نکردم که روانشناس نسبت به اون کافر باشند.

2. فروید هم وضعش خیلی مطلوب نیست، اگر بحث سر فروید بود که با چند پارگراف میشد حلش کرد چون تفهیم نقاط ضعف فلسفه بر پایه نظریات فروید از فلسفه مارکس هم آسان تر است. اینجا موضوع بحث ما فروید نیست.

3. اشتباه نکنید، شناخت رفتارهای ما بسیار اهمیت دارد (واکنش ها نسبت شرایط که همان پایه مباحث روانشناسی است). اما اینکه چطور و بر اساس کدام اصول، این رفتار تحلیل شود اهمیت دارد. اینطور نیست که روانشناس ها از روی حیله یک علمی ساختند و الان هر کس این علم را دنبال میکند فریب خورده است و ... . بنابراین جبهه گیری نسبت به حقایق بیان شده نداشته باشید.

من جای پیچیده تر شدن بحث و به میان آوردن پای دیگران در بحث همان 3 مسئله بالا را گسترده تر بیان میکنم:

متذکر میشوم اینجا حقیقت باطنی مورد نظر است نه آنچه که در قالب لباس پوشانیده شده به این علم، چه در کشور خودمان چه در خارج از کشور.

1. لزوم انکار که گفتم موارد زیر هست که اگر شما قبول نداشتید تا بنده مستند تر براتون بیانشون کنم:

  • فطرت (نه خود روح بلکه مقام روح همان چیزی که در مباحث عرفانی پیمانه انسان میگویند.)
  • مادون و ماواراء طبیعه (این علم برای عالی ترین سطح روابط گشته و توانسته نهایتا بگوید: تلقین قدرتش زیاد است و باور داشتن کلید موفقیت است" به عبارت دیگر این را هم درون ذهن میداند و همچنان بر انکار ماوارا اصرار دارد.)
  • عدالت (که در بالا در مورد سوم با مثال بانک کاملاً برای دوستان شفاف شده است.)
  • سنخیت (چه از نوع ادیان الهی ، چه از نوع مکاتب شرق و البته سرخپوستی، به علت نداشتن توجیح مشترک)
  • و ...
بهتر است، مورد به مورد پیش برویم، فعلاً همین اشکال اول را اینجا شرح دادم تا پس از بحث روی این موارد، در صورت موافقت سراغ اون 2 مورد هم بریم. :-)

اما یک نکته، افرادی که مطالعاتی در این زمینه داشته اند بسیار بستر فکری خوبی دارند، اما اشکال اینجاست اگر بخواهند آنچه که این علم یا فلسفه های متکی به این علم بنا میکنند را روی آن بستر بنا کنند در جامعه دچار مشکل میشوند که این را به شکل وسیع شاهد هسیتم. مطرح کردن مبحث حاضر هم با این هدف بود بنده نظرم را بیان کنم که جای فلسفه های بر مبنای این علم بهتر است فلسفه های دیگر را روی بستر اطلاعاتی این علم بنا کرد. درست شبیه کمونیست که یک فلسفه غلط است که روی زیر ساخت صحیح و درست عدالت محوری بنا شده اما خودش بنای پایداری نیست.

این توضیح بود که روشن بشید، و اشتباهاً فکر نکنید منظور این هست که روانشناس ها کافر و مطالعه این علم جرم هست، من حتی متکی به اصول یکتا پرستی هم نشدم در ارتباط با اشکالاتی که گرفتم... همه موارد نمونه های مکتبی هم در کنار دینی دارند.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷, ۱:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

Re: به نظر شما مشکلش چیه؟

پست توسط pedmehr »

روان شناسي، علم مطالعه رفتار و فرايندهاي رواني است بنابراين خصوصيات و ويژگي هاي علمي بودن را از جمله تجربه پذير ي ،عينيت داشتن ،قابليت پيش بيني كردن رفتار انسان و كنترل آن را داراست .رفتار انسان به دو بخش رفتار قابل مشاهده و غير قابل مشاهده ( نا آشكار ) تقسيم مي شونند كه رفتارهاي آشكار را به وسيله مشاهده طبيعي بررسي مي كنيم و رفتارهاي غير قابل مشاهده را از طريق نمودهاي آن و ابزارهاي خاصي بررسي مي كنيم .در پژوهش هاي علمي ، موضوع هاي مورد بررسي ( متغيير ) علاوه بر تعريف مفهومي ، آنها را به صورت عيني و عملياتي تعريف مي كنند و به تبع آن در روان شناسي نيز چنين روشي به كار گرفته مي شود مثل نشانه هاي بيماري شناختي براي يك اختلال و يا همان مثالي كه براي هوش زدم و نمره فرد در مقياس وكسلر.


بحث سر همین جاست که آیا رفتار انسان که شما روانشناسی رو علم شناخت اون میدونید, تعریف مشخص و یکدستی داره ؟

قبول کنید تمام تعاریفتون بوی ماشینیزه بودن روح و روان انسان رو میده .

"کنترل, پیشبینی, تعمیم"
... این افعال شما داره نفس انسانیت رو سرکوب میکنه . ذهن انسان با اینها در تضاده در حالیکه شما اینها رو اصول روانشناسی میدونید !

براي اينكه يك علم بتواند موضوعي را مورد بررسي قرار دهد ، ابتدا آن را محدود و مختصر مي كند و سپس نتيجه بدست آمده را تعميم مي دهد و همانطور كه مي دانيد تعميم پذيري يكي از ديگر خصوصيات بررسي علمي است .


بله تعمیم پذیری در علم خیلی مهم هست اما حیطه ی اون علم رو در نظر نمیگیرد ؟ ما در مورد الجبرا و مثلثات بحث نمیکنیم. ذهن انسان sin x نیست که بین یک و منفی یک

تناوب داشته باشه. تا ما کران چیزی رو پیدا نمیکنیم بحث تعمیم دادن شما رو به یک فرضیه دیگه میرسونه که گرچه به اصل نزدیک میشه اما نتیجه قطعی نیست, ولی متاسفانه

روانشناسی از اون به عنوان نتیجه قطعی و عمومی استفاده میکنه.

و تا اونجايي كه من اطلاع دارم روان شناسي هيچ موضوعي را حذف نمي كند بلكه در يك مبحثي يا مقوله اي بيشتر ،پيش مي رود و در مقوله ديگر كمتر و به اين معني در هر مكتبي موضوع خاص به خودش را مورد بررسي قرار مي دهد و اين به معني حذف آن نيست .


موضوع خاص روانشناسی چیه ؟ خود شما میفرمایید بررسی و شناخت رفتار ...به طور مثال فردیّت و منحصر بودن یکی از مهمترین شاخص های ذهن و روان انسان هست,

روانشناسی چقدر بهش بها میده ؟ بدون بها دادن ( به قول شما کمتر پیش رفتن ) به این جنبه ذهن چطور میشه بررسی درستی داشت ؟

من نمیتونم و در حد و اندازه ای هم نیستم که بخوام روانشناسی رو تایید یا نفی کنم, اما قبول کنید کاری که روانشناسی میکنه همونطور که میلاد گفت با فطرت, قداست روح جهان در تضاده ... ما در حدی نیستیم که بخوایم روح و ذهن انسان رو تعریف, پیشبینی با کنترل کنیم

با تشکر تصویر

من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: بررسی شبهاتی در روانشناسی

پست توسط SAMAN »

سلام تصویر

بنده قصد دارم چند نکته را عرض کنم:

اگر فرقی بین علم و مهارت قائل هستید ( نه فقط در معنای کلمه) باید بگمبه نظر من روان شناسی بیشتر یک مهارت هست تا یک علم مطق که هر شخصی تا حدیاز اون بهره مند هست .


1- مهارت در نظر من یک فن تجربی در یک کار, برای رسیدن به نتیجه ثابت است و پایه هر علمی هم از مهارت هست. و رکن علوم ( حالا من منظورم علوم نظری هست) بر اساس روابط , فرمول ها ی ثابت است و این فرمول ها , متدها و روابط همه از طریق آزمون و آزمایش نتیجه گیری شده اند! در واقع انجام آزمایش ها برای رسیدن به هدف یک نوع مهارت هست.



فقط شما نباید فرضا" با شنیدن کلمه مهارت بیاد یک شاگرد مکانیک بیفتید که می تونه موتور یک خود رو رو بدون اینکه از روابط سیستمی موتور اطلاع داشته باشه, باز و بسته می کنه.با شنیدن کلمه مهارت به آزمایش های تجربی که مهندسان برای بهینه کردن موتور خودرو انجام می دهند, فکر کنید.

اصولا" هر شخص ماهری ,مهارتش رو از جایی کسب کرده و مهارتش ذاتی نیست! پس ما نمی توانیم روانشناسی را یک مهارت ذاتی بدونیم! پس درنتیجه می فهمیم که با برسی و تحقیق و آزمودن افراد ,نتایجی بدست آمده که ثابت هستند و در مورد افراد مختلف صدق می کنه و نتیجه اش پیدایش یک علم با نام روانشناسی هست.

پس این بحث مهارت و علم که نتیجه اش علم= مهارت ( اصلا" این دو مکمل یکدیگر هستند)

من حالا سئوالی که دارم اینجاست که شما فکر میکنید روانشناسی الان درمقامی هست که بتونه تمام اختلالات و آشفتگی های ذهن و مغز بشر رو با نظریهها و اصولش پوشش بده ؟ اصلا ذهن آدمی چنین امکانی رو واسهروانشناسی میگذاره ؟ پیچیدگی و بیکران بودن ذهن انسان با خیلی از جنبه هایروانشناسی به هیچ وجه جور در نمیاد که البته خود روانشناسی هم همچین ادعایی نداره


2- یک نکته را فکر میکنم شما فراموش کرده اید, اولا" که ذهنی که بیمار هست حیطه ی عملش محدود هست! پس با روانشناسی قابل برسی هست. دو دوم اینکه شما فکر می کنید که همه افراد جامعه به روانشناسی و برسی و تحلیل شدنشان توسط روانشناس ها نیاز دارد! باید عرض کنم که خیر چنین نیست!

ضمنا" ذهن انسان مستعد بیکران بودن است نه قطعا" بیکران!

روانشناسی داره روی تمام جنبه های ذهن کار میکنه در حالیکه اطلاعات خیلیمختصری از اساس و بنیادش داره . پس در واقع کاری که روانشناسی میکنه بیشتربازی با این ذهن هست تا درمان و بهبود و یا هرچیز دیگه ای که اسمش رو میگذارید


خیــــــــر! چنین نیست! ذهن بیمار و آشفته, نقاط مثبت , راه های مستقیم و هر آنچه که عقل و ذهن سالم تایید می کند را , یا نمی بیند یا گم کرده است! بنابراین روانشناسی کارش نفوذ در ذهن و هدایت آن به مسیری هست که هر عقل سالمی آن را تایید می کنه هست!

اما روانشناسی همه جنبه ها رو محدود کرده, ذهن رو با تعاریف خودش معنی کرده


آیا تعاریفی از روانشناسی هست که شما نپذیرید؟ قطعا" جوابش مثبت هست چون با اعتقادات شما سازگار نیست و هر فرد هم اعتقادات خاص خود را دارد. و ممکن است که این اعتقادات اشتباه باشد اما آیا فرد خواهد پذیرفت؟

اما بعضی صحبت های آقای Negar.int

نخست این مسئله است که لزوم تسلط به این علم و پذیرفتن برخی استدلال هایشبر پایه انکار برخی مسائل بنا شده است. مسائلی که نه برخی مکاتب که برخیادیان بر پایه اون بنا شده است.


دیگر اینکه، اثراتی که این علم بر جامعه میگذارد و به دنبالش است، جامعهرا به سمتی رشد می دهد که از نظر رفتار اجتماعی (مدنی) خلاف خواست برخیمکاتب و البته برخی ادیان است.


البته این دو مورد در واقع یکی هستند تصویر و حرف شما مغایر بودن یک سری تفکرات با یک سری اصول پذیرفته شده توسط ماها هست! باید عرض کنم که علت این امر در اثر انحرافاتی که ما انسان ها ایجاد کرده ایم و از مسیر دور شده ایم.

نهایتاً نیز همانند علوم مشابه از منظر ادیان، به علت ماهیت ماسه ای این علم، استفاده از آن شما را محتاج تر به آن خواهد کرد


به هیچ عنوان چنین نیست! تصویر


اگر تمایل دارید مقداری واضح تر بیان بفرمایید.
mahshid-banoo
مسائلی که در ذهنتون هست رو خیلی سربسته بیان کردید و باید مصادیق اون رو مطرح کنید تا بشه در موردش نظر داد.


100% موافقم . تصویر

در ادامه مطالب شما که تا حدودی میشه گفت نوعی حمله بود, بایدعرض کنم که این تنها دیدگاه شماست و کلیت ندارد. اعتقاد نداشتن به برخی مسائل در غرب ربطی به روانشناسی ندارد بلکه ساختار و ایین خود جهان غرب, این چنین است!
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”