zector,
دوست من همه از سن و سال من باخبر هستند و لازم نيست شما در اين باره چيزي بگي!
من نيز طعم تلخ تحريم و نبود امکانات و ... را با چشمان خود ديده ام.

ولي هر چي که هست تحريم بهتر از مفتخوري است و من حاضرم گرسنه باشم ولي از بيگانه درخواست کمک نکنم.
در مورد اينکه بعضي از مردم گرسنه و فقير هستند بايد بگويم که اکثرا مشکل از خودشان هست!

اولا که عرضه و توان کار کردن ندارند و شدن سربار جامعه و ثانيا وقتي يک نادان پنج ده تا بچه و ... دارد با حقوق کم و نبود خانه و ... همان به که فقير باشد چون اين يارو حالا که چيزي نيست اين همه با ناداني خودش به جامعه ضرر ميزند چه برسد به زماني که کسي بشود!
الان من خدا را شکر ميکنم که به خيلي چيزها و فقط با زور بازوي خود رسيده ام و از شهريه دانشگاه و دفتر و سرور و کلي هزينه هاي ديگر و ... را خودم تامين ميکنم و در بين دوستان هم مفتخر هستم که تنها کسي هستم که بچه سوسول پول توجيبيگير نيستم.
بحث به حد کافي منحرف شد. لطفا دوستان به اصل موضوع بازگردند.
همچنين لطفا پيشگوئي و ... را ببريد به يک تاپيک ديگر چون ما کاري با پيشگوئي که حتي اگر راست باشد ولي زمان تحققش حال نباشد کاري نداريم و الان بايد درباره مسائلي بحث کرد که وجود دارد.
مقدمه
هم اکنون در آمريکا تمام شرکتهاي تسليحاتي و نفتي و ... موافق و حامي حمله به ايران يا هر کشور ديگري از جمله چين و روسيه و کره شمالي هستند تا فقط سود کسب کنند!

وقتي در حدود يک قرن قبل دانشمندان مشهوري همچون اديسون و وستينگهاوس و ... با هم توافق کردند که بجاي مبارزه با هم بهتر است بازار را در بين خود تقسيم کنند تا با همکاري يکديگر حوضه نفوذ و در نتيجه سود خود را افزايش دهند اولين پايه هاي تراست برداشته شد!

شايد اين چند نفر نميدانستند که چه ميکنند ولي نتيجه کار آنها اختراعي به نام کارتلهاي چند مليتي شد که فقط پول را ميشناسند و حتي براي کشور و مردم خود هم اهميتي قائل نيستند!
کارتلها در همان اوائل و سپس بعد از دو جنگ جهاني مذاکرات زيادي کردند و بازار جهاني را بين خود تقسيم کردند و هر کدام متهد به همکاري با يکديگر و عدم ضربه زني به ديگري شدند.

اين ماجرا ادامه يافت تا سال 1991 که شوروي فروپاشيد و تقريبا نصف بازار جهاني تسليحات بدون صاحب شد و کارتلهاي روسي هم آنقدر ضعيف شده بودند که ديگر مجبور به موافقت با خواستهاي کارتلهاي آمريکايي شدند!

اين شد که بيش از نصف بازار تسليحات جهان به دست آمريکا افتاد ولي مشکلي ديگر در راه بود؟!

چين که خود هم اکنون به يک کشور قدرتمند در عرصه هاي نظامي و غيرنظامي تبديل شده است پنجه در پنجه کارتلهاي سنتي غربي انداخته است و از ديگر سو ايران و کره شمالي هم به قطبهاي نظامي مهم مناطق خود تبديل شده اند و اين سه کشور با همراهي روسيه در مقابل کارتل آمريکايي قرار گرفته اند و حق خود را ميخواهند. چيزي که منجر به جنگ خواهد شد. اکنون روسيه خواهان استرداد بازارهاي قبل از فروپاشي شوروي توسط کارتل آمريکايي به اين کشور است منتهي آمريکا که دست بالا را دارد با اين ايده مخالفت ميکند.
روسيه مجبور هست تا با نفوذ در حوضه نفوذ آمريکا بازارهاي جديدي براي خود ايجاد کند و اين يعني کاهش سود کارتلهاي تسليحاتي آمريکا.
بعد از مقدمه فوق به بحث درباره خودمان ميرسيم يعني اينکه شرکتهاي تسليحاتي آمريکا مجبور به کسب بازارهاي جديد هستند تا در سايه نفوذ روز افزون چين و روسيه با ضرردهي مواجه نشوند. بهترين بازار براي شرکتهاي تسليحاتي آمريکا جنگ با ايران هست که در مجموع چند تريليون دلار سود نصيب آنها خواهد کرد! در اين راه هم حتي اگر 100 ميليون آمريکايي کشته شود اصلا مهم نيست!
بنابراين ما بايد به اين نکته پي ببريم که تلفات براي آمريکا مهم نيست و فقط پول مهم هست بنابراين مجبور هستيم تا زماني که خودکفا و قدرتمند شديم کاري کنيم که روسيه و چين به بازارهاي آمريکا دست اندازي نکنند؟!

بهترين راه بستن يک قرار سنگين 10 ساله نظامي با روسيه و چين هست.
نظر بدهيد بد نيست!
