آيا اشتون مذاكره كننده قابلي براي موضوع هستهاي ايران است؟
خبرگزاري فارس: زماني كه كاترين اشتون به عنوان ميراثدار سولانا به شكل غير منتظرهاي به سمت وزير خارجه اتحاديه اروپا برگزيده شد، اعتراضهاي گزندهاي به گوش رسيد مبني بر اين كه وي بيتجربهتر از آن است كه بتواند نظرات اتحاديه اروپا را در برابر آمريكا، روسيه يا ايران عرضه كند.

به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، زماني كه كاترين اشتون در سال 2008 به شكل غيرمنتظره سه سمت نماينده سياست خارجي اتحاديه اروپا، كميسر خارجي اتحاديه اروپا و وزير خارجه اتحاديه اروپا را از سولانا به ارث برد، اين سؤال براي همه به وجود آمد كه اين خانم كمتر شناخته شده انگليسي كيست؟ آيا ميتواند نماينده گروهي باشد كه با مشكلات عديدهاي روبروست؟
اين خانم 55 ساله جامعه شناس كه فقط طي 11 سال توانست از سمت رياست بهداشت و سلامت در سطح استاني به سمت مهمي چون وزير خارجه اتحاديه اروپا برسد، همواره سعي ميكند نشان دهد كه بهترين شخص براي اين سمت است؛ اما منتقدانش معتقدند كه او در زمينه سياست خارجي تجربه چنداني ندارد و تخصص وي بيشتر در رابطه با موضوعات اقتصادي است.
پيش از اشتون قرار بود توني بلر نخست وزير اسبق انگليس كانديداي اين سمت باشد كه در اين زمينه بسياري از مفسران نوشتند اشتون و «هرمان وان رومپوي» رئيس جديد اتحاديه اروپا به اين خاطر راي آوردند كه اتحاديه اروپا نميخواست اشخاصي به شدت سياسي همچون توني بلر را برگزيند چرا كه انتخابشان ميتوانست دولتها را با هم درگير كند.
اما اشتون به عنوان ميراثدار سولانا، دائماً با سولانا مقايسه ميشود و اين در حالي است كه او نميتواند از اين مقايسه سربلند بيرون بيايد زيرا سولانا فردي قدرتمند با سوابق فراوان بود كه مسئوليت پروندههاي مهمي را بر عهده داشت.
كاترين اشتون از زمان آغاز به كار به عنوان رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا همواره از سوي وزراي فرانسوي، روزنامهها و برخي مقامهاي اروپايي به تصميمگيريهاي ضعيف و عدم بينش متهم شده است و يكي از سنگينترين انتقادات وارده به وي در زمان روي كار آمدنش به عنوان سياستمدار اين بود كه او هيچگاه سمتي را به دست نياورده كه از راه برگزاري انتخابات باشد.
اما با گذشت مدتي نه چندان كوتاه از روي كار آمدنش هنوز هم با موجي از انتقادات روبروست چرا كه قادر به حل چالشهايي همچون برنامه هستهاي ايران، گسترش ناتو به شرق، مسئله انرژي، موضوع سپر دفاع موشكي، موضوع حضور آمريكا در درياهاي جنوبي چين و..... نيست.
ديويد ميليبند وزير خارجه انگليس چند ماه پيش در نامهاي خطاب به كاترين اشتون از عملكرد ضعيف وي انتقاد كرد.
وي در اين نامه افزود كه از زمان آغاز فعاليت وي به عنوان رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا قدرت بروكسل در معرض خطر قرار گرفته است.
اشتون همچنين با هجمههايي از سوي روزنامههاي غربي روبروست، به طور مثال روزنامه آلماني تاگس اشپيگل در تحليلي كه پس از گذشت 100 روز از مسئوليت كاترين اشتون منتشر كرد، با تأكيد بر اينكه ترديدها درباره كارساز بودن پست وزير امور خارجه اتحاديه اروپا براي اين اتحاديه روز به روز افزايش مييابد اشتون را در اروپا منزوي توصيف كرد.
اين روزنامه در ادامه نوشت كه در شهرهاي مهم اروپايي انتقادات وارده به اشتون افزايش يافته است.
هفته نامه سوئيسي نويه سوريشر سايتونگ آم زونتاگ در اين خصوص نوشت، اشتون كه زاده روستايي كوچك است با ترديدها نسبت به خود آشناست و زماني كه اشتون به شكل غير منتظره به سمت وزير خارجه اتحاديه اروپا و معاون رئيس كميسيون اتحاديه اروپا برگزيده شد، اعتراضهاي گزندهاي به گوش رسيد كه اين زن رنگ پريده بيتجربهتر از آن است كه بتواند اتحاديه اروپا را در برابر آمريكا، روسيه يا ايران عرضه كند.
از نظر كارشناسان اتاق فكر چتم هاوس، اشتون "خستهكننده " و از نظر روزنامه عوام پسند ديلي ميل، او كي است كه اكثر مردم هيچگاه نام او را نشنيدهاند.
از زاويه ديگر كاترين اشتون وابسته به حزب كارگر انگليس بود كه چندي پيش سقوط كرد در نتيجه ميتوان گفت كه وي پشتوانه سياسي داخلي كشورش را نيز از دست داده است.
اما در عين حال به نظر ميرسد همانگونه كه ويليام هيگ وزير خارجه انگليس در تشريح اولويتهاي سياست خارجي دولت ائتلافي اين كشور اعلام كرد، انگليس خواهان نفوذ بيشتري در اتحاديه اروپا باشد و اشتون به عنوان فردي انگليسي در سمت مهمي چون وزير خارجه اتحاديه اروپا بيارتباط با سياستهاي دولت انگليس نباشد.
در اين زمينه ميتوان از بكارگيري افرادي انگليسي همچون رابرت كوپر به عنوان معاون اشتون و فردي كليدي در اين اتحاديه نام برد.
يكي از حوزههايي كه اشتون تلاش ميكند تا با از سرگيري مذاكرات در خصوص آن از هجمههاي وارده به خود بكاهد، موضوع هستهاي ايران است.
اما نكته جالب توجه در رابطه با بياطلاعي خانم اشتون از گفتوگوهاي هستهاي ايران كه بارز بود اين كه وقتي منوچهر متكي وزير خارجه ايران اواخر اكتبر و اوايل نوامبر را زمان مناسبي براي گفتگوهاي هستهاي با نمايندگان گروه 1+5 اعلام كرد، سخنگوي خانم اشتون گفت كه هيچ تاريخ رسمي براي مذاكرات هستهاي بين 1+5 و ايران تعيين نشده است.
سخنگوي رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا در اين رابطه افزود: اين براي ما تازگي دارد.
در اين خصوص نيز خبرنگاري در نشست هفتگي رامين مهمانپرست سخنگوي وزارت خارجه كشورمان در خصوص اين واكنش رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا سؤال كرد كه وي در اين باره گفت: آقاي متكي تاريخ مذاكرات را اعلام كرد. به نظر ميآيد فعاليت خانم اشتون نسبت به آقاي سولانا حجم كمتري را دارد. آقاي سولانا حداقل در چارچوب خودشان فعالتر بود. اگر خانم اشتون به مطالب اظهار شده آقاي متكي مراجعه كند متوجه ميشود كه ما تاريخ را اعلام كرديم، اگر واقعاً مايل به مذاكره هستند،بايد تحرك بيشتري داشته باشند.
اما اشتون كه پس از اين اظهارات به تكاپو افتاد، سپس براي از سرگيري گفتوگوها در خصوص برنامه انرژي هستهاي ايران استقبال كرد و پيشنهاد برگزاري دور جديدي از گفتوگوهاي سه روزه بين ايران و گروه 1+5 ( انگليس، چين، فرانسه، روسيه، آمريكا بعلاوه آلمان) در خصوص برنامه هستهاي تهران را در اواسط ماه نوامبر در پايتخت اتريش مطرح كرده است.
در اين زمينه بايد اين موضوع را مورد توجه قرار داد كه اشتون كه در ميان درگيريهاي اعضاي 1+5 قرار دارد، قصد دارد به نمايندگي از گروهي با ايران مذاكره كند كه خود در داخل با بسياري موضوعات حل نشده روبروست و از طرفي زماني كه از وي به عنوان فردي بيتجربه در مباحث سياسي ياد ميشود كه حتي از حمايت كشورهاي اروپايي هم برخوردار نيست و مشخصاً سياست انگليس را در اتحاديه اروپا پيگيري ميكند اين سؤال متصور ميشود كه آيا او به عنوان نماينده اروپا صلاحيت مذاكره با ايران درباره برنامه هستهاي را دارد؟
اين موضوع را بايد مورد توجه قرار داد تا زماني كه 1+5 به يك انسجام دروني نرسد اشتون نميتواند به عنوان نمايندهاي قدرتمند از جانب اين گروه درباره برنامه هستهاي ايران مذاكره كند.
از طرف ديگر ظاهراً گزينه طرف غربي در مقابل ايران مذاكره نيست و سعي دارد از طريق اعمال فشار، موضع ايران را پيش از ورود به مذاكرات بشكند در نتيجه مذاكرات امري تشريفاتي باشد لذا بر اين اساس كاركرد اشتون در مذاكرات هستهاي با ايران ضعيف خواهد بود.
در واقع ميتوان گفت كه كاترين اشتون فقط قرار ملاقاتها را تعيين ميكند و به منشي آمريكاييها در اروپا تبديل شده چرا كه اساساً ماموريتي براي وي تعريف نشده است.
با اين حال بررسي سياستهاي اتحاديه اروپايي درباره برنامه هستهاي ايران نشان ميدهد كه اين اتحاديه هنوز از بالندگي لازم در مواجهه با مسائلي نظير برنامه هستهاي ايران برخوردار نشده و به نظر ميرسد كه اتحاديه اروپا بيشتر بر مسائل اقتصادي اشراف دارد.
از طرفي در جايي كه منافع كشورهاي عضو اين اتحاديه در خطر باشد تا جايي كه امكان دارد سياست خارجي و منافع ملي خود را دنبال ميكنند و هماهنگي در عرصه سياست خارجي واحد در درجه اهميت بعدي قرار ميگيرد.
انتهاي پيام/خ
