آمريكا بايد در پخش برنامههاي تلويزيوني دولتي ايران اخلال كند
خبرگزاري فارس: "فارين سرويس ژورنال " در گزارشي به نقل از تحليلگر شوراي روابط خارجي آمريكا نوشت كه مقامات دولتي آمريكا بايد گام را فراتر بگذارند و در پاسخ به ارسال پارازيت از سوي ايران در پخش برنامههاي رسانههاي دولتي آن اخلال ايجاد كنند.

به گزارش فارس، "رابرت مك ماهون " ( ROBERT McMAHON) تحليلگر شوراي روابط خارجي آمريكا در مقالهاي كه در جديدترين شماره نشريه آمريكايي "فارين سرويس ژورنال " (Foreign Service Journal) منتشر شد، به بررسي رسانههاي تحت حمايت آمريكا كه عليه ايران برنامه پخش ميكنند، پرداخت.
رسانههاي آمريكايي در در پخش پيامهاي خود با چالش مواجهند
وي در بخش دوم مقاله خود به كاهش بينندگان تلويزيونهاي ماهوارهاي در ايران اشاره كرده و مينويسد: البته سخنپراكنان و خبر رسانان آمريكايي در تعيين كارآيي رسانههايي كه استفاده ميكنند و پيامهايي كه پخش ميكنند، با چالشهايي مواجه هستند.
به نوشته ماهون، نظرسنجيها نشان ميدهد كه مخاطبان تلويزيون ماهوارهاي PNN (تلويزيون صداي آمريكا) از حدود 30 درصد بيننده هفتگي در سال 2009، به 20 درصد در ابتداي امسال كاهش يافته است.
وي مدعي شد: اين موضوع تا حدي به تشديد ارسال پارازيت روي سيگنالهاي ماهوارهاي و تا حدي به اكراه پاسخدهندگان از اذعان به تماشاي رسانههاي ممنوعه باز ميگردد. درصد شنوندگان هفتگي راديو فردا به مدت چندين سال تك رقمي بوده است، دستكم تا حدودي به اين دليل كه ايران ارسال پارازيت بر روي امواج AM را افزايش داده است.
اين نويسنده در ادامه برخلاف اظهارات خود ادعا كرد: با اين حال هر دوي اين مجراها نشانههايي را ميبينند دال بر اينكه برنامههايشان از طريق سكوهاي مختلف به گوش مردم ايران ميرسند.
نويسنده در بخش ديگري از مقاله خود به نقل از "استيو رديش " (Steve Redisch) آورده است: تعداد بازديدكنندگان سايت اصلي PNN از 2.5 ميليون نفر در ژوئن 2009 به 1.8 ميليون نفر در طي يك سال بعد كاهش يافت اما بازديد از وبسايت فارسي آن از طريق سايتهاي پروكسي، صدها هزار مورد افزايش داشته است.
به گفته رديش، اين شبكه همچنين بيش از 68000 طرفدار در صفحه فيسبوك خود دارد و در ژوئن 2010 بيش از 160 هزار بازديد از ويدئوهايي كه به يوتيوب آپلود كرده بود را ثبت كرد.
مك ماهون در ادامه مقاله خود ادعا كرده است: وبسايت راديو فردا با كمك ف_ * ل*_ ت رها ماهانه 900 هزار بازديد كننده را جذب ميكند. اين راديو نزديك به 40 هزار طرفدار در فيسبوك دارد، و از سال 2008، به طور ميانگين سالانه بيش از 90 هزار پيام از طريق پست صوتي، ايميل و پيام كوتاه دريافت كرده است.
اين مقاله ميافزايد: به عنوان مثال از نحوه عملكرد اين بازخورد، راديو فردا چندين گزارش مربوط به پرونده "شهرام اميري " - دانشمند هستهاي كه در اوايل جولاي به ايران بازگردانده شد- را در صفحه فيسبوك خود منتشر كرد. آن گزارشها در طول 10 روز اول پس از اين رويداد بيش از 600 نظر از سوي خوانندگان دريافت كردند و به گفته مقامات اين راديو، در يك نظرسنجي درباره اين موضوع بيش از 4000 نفر شركت كردند.
در بخش ديگري از مقاله آمده است: گزارش ژوئن 2010 در مورد سخنپراكني بينالمللي آمريكا و ديپلماسي عمومي (با عنوان "آيا كسي گوش ميدهد؟ ")، كه از سوي "ريچارد لوگار " (Richard Lugar) سناتور جمهوريخواه اينديانا تدوين شد، استفاده اين دو مجراي سخنپراكني از رسانههاي جمعي را مورد ستايش قرار ميدهد.
به نوشته ماهون، اين مطالعه نتيجه ميگيرد كه اين ايستگاهها "با قادر ساختن شهروندان ايراني به افشاي سركوب تلاشهاي دموكراتيك خود از سوي تهران، به آنها قدرت و منزلت داده است.
نويسنده مقاله در ادامه با ستناد به گفتههاي " ميلاني " از موسسه هوور ادعا ميكند: "صداي آمريكا و راديو فردا ميزان انزواي حكومت ايران را اساساً به خوانندگان و شنوندگان منتقل كردهاند. "
كاهش آمار مخاطبان رسانههاي خارجي در ايران
تحليلگر شوراي روابط خارجي آمريكا در ادامه به مشكلات آمار دقيق بينندگان رسانههاي خارجي در ايران اشاره كرده و تصريح ميكند: با اين حال، سنجش سطوح مخاطبان استفاده كننده از رسانههاي سنتي و جديد در ايران كاملاً دقيق نيست. اينترمديا، كه شركت اصلي اجرا كننده پايش مخاطبان براي سخنپراكنان بينالمللي است، بر پايه هزاران مصاحبه با ايرانيان (از طريق گفتگوي تلفني يا صحبت رودررو با آنهايي كه به خارج از كشور، مثلا دوبي مسافرت ميكنند) يك مرور ساليانه براي PNN و راديو فردا انجام ميدهد.
گدمين ميگويد: به خاطر اين روش، ارزيابي ميزان نفوذ اينها بسيار مشكل است.
رديش اضافه ميكند كه شمارش ترافيك و بازديدكنندگان وب - و متمايز كردن آنهايي كه در داخل و خارج ايران هستند - به خاطر استفاده رو به رشد از سرورهاي پروكسي به طور فزايندهاي مشكل ميشود.
وي ميافزايد: در همين حال هر دو سازمان(پيان.ان و راديو فردا) به پالايش تركيب برنامههاي خود ادامه ميدهند. آقاي وطنخواه با ستايش حركتهاي خلاقانه اخير از سوي PNN ميگويد اين تلويزيون بايد هم خلاقيت و هم حرفهايگري خود را افزايش دهد، به ويژه اگر ميخواهد با سرويس 24 ساعته تلويزيون فارسي BBC، كه پس از شورشهاي 2009 راهاندازي شد، رقابت كند.
رقابت با BBC براي جذب مخاطب
رديش با اذعان به كيفيت برنامههاي فارسي BBC ميگويد: استخدام فارسي زبانان ماهر در زمينه توليد تلويزيوني و روزنامهنگاري، و خلق يك برنامه بديع براي پر كردن 6 ساعت و 15 دقيقه در روز "كه باب ميل ايرانيان باشد " كار مشكلي است.
PNN در حال حاضر روزانه يك برنامه 45 دقيقهاي را كه به فارسي برگردانده شده، از "كانال تاريخ " History Channel)) دريافت ميكند. اين برنامه بخشي از 7 ساعت محتواي جديد روزانه PNN است. اين شبكه همچنين در سالروز انتخابات رياست جمهوري ايران با همكاري Home Box Office يك مستند درباره ندا آقا سلطان، كه صحنه مرگش در اعتراضات پس از انتخابات با موبايل فيلمبرداري و در سراسر جهان منتشر شده بود، نشان داد.
گزارش دفتر سناتور لوگار عنوان ميكند كه "بهرهبرداري بيشتر از همكاري بخش خصوصي با دولتي محتواي مورد نياز را در اختيار سخنپراكنان آمريكايي قرار خواهد داد. "
نويسنده مقاله به مشكلات ديگري در خصوص جذب مخاطب ايراني اشاره ميكند و مينويسد: چالش ديگر در ايجاد محتوا به بعد خبري مربوط ميشود. در اين قسمت گويندگان هر دو سازمان با جريان ثابتي از گزارشها، تصاوير، ويدئوها و چيزهاي ناخواسته ديگري كه از سوي مردم ايران يا جامعه ايرانيان خارجنشين در اختيار آنها قرار ميگيرد سروكار دارند.
ماهون ميافزايد: اين دو سازمان دست به ايجاد دستورالعملهايي با هدف مديريت جريانهاي جديد اطلاعات و بازخورد زدهاند اما مقامات راديو آزادي و VOA ميگويند نياز به كاركنان بيشتر براي دستچين كردن اطلاعات كماكان باقي است.
رديش ميگويد: "يكي از چيزهايي كه همه رسانهها نياز به انجام آن دارند، اين است كه به كاربران خود به خاطر شركت در برنامهها بازخورد دهند ما بايد قادر باشيم اين بازخورد را به آنها بدهيم و اين كار مستلزم منابع انساني است. "
براي ارسال اخبار به ايرانيان بايد ميدان نبرد اطلاعاتي ايجاد كرد
مك ماهون معتقد است براي ارائه اخبار به ايرانيان بايد موارد ذيل را مدنظر قرار داد: كوشش براي ارائه اخبار و اطلاعات به ايرانيان از برخي جهات تداعي كننده نبردهاي اطلاعاتي حماسي دوران جنگ سرد با شركت رسانههاي خارجي و مقامات بلوك شوروي است. طيفي از رسانههاي جديد جاي راديوي موج كوتاه و اعلاميهها را گرفتهاند، اما چالشهاي پيش روي سخنپراكنان آمريكايي از آهنگي مشابه برخوردارند:
1- نظارت بر رويدادهاي داخلي ايران و منطقه و بررسي گزارشها براي افزايش دقت گزارشهاي خبري.
اين كار مستلزم آموزش مناسب روزنامهنگاري و به احتمال زياد سطوح بالاتر كاركنان، بويژه در خلال رويدادهاي مهيجي همچون اعتراضات پس از انتخابات 2009 خواهد بود.
2- ادامه تلاشها براي غلبه بر ارسال پارازيت بر روي سرويسهاي راديويي و تلويزيوني اصلي.
پارازيت دوران شوروي بيامان بود اما گزينههاي متعدد براي پخشهاي موج كوتاه در آن دوره، ريسمان حياتي را براي مخالفان فراهم ميساخت.
مقامات سخنپراكني، حوزه پوشش PNN را با استفاده از 6 ماهواره با هفت كانال پخش متفاوت گسترش دادهاند تا بلكه بر بخشي از پارازيتهاي ايران فائق آيند. آقاي ميلاني از مؤسسه هوور ميگويد مقامات دولتي آمريكا بايد گام را فراتر بگذارند و در پاسخ به ارسال پارازيت از سوي ايران در پخش برنامههاي رسانههاي دولتي آن اخلال ايجاد كنند.
3- پيگيري يك تلاش سخت براي جمعآوري دادههاي بيشتر و بهتر درباره نحوه دسترسي ايرانيان به اطلاعات.
مصاحبه با آنها در محلهايي چون دبي موثر خواهد بود، اما اين تلاش بايد بهطور مداوم گسترش يابد تا مسافران ايراني در جاهاي ديگر را نيز شامل شود.
نظر به اهميت اين كشور و منابعي كه صرف سخنپراكني به زبان فارسي ميشوند، نظرسنجي از مخاطبان نيز بايد بيش از يك بار در سال انجام بگيرد.
مك موهان در ادامه با اشاره به بحران مالي آمريكا مينويسد: در شرايط مالي كنوني آمريكا، بهدست آوردن منابع اضافي لازم براي حفظ خدمات رسانهاي سطح بالا به ايران مشكل به نظر ميرسد اما در بحبوحه افزايش تقاضا براي انزواي اقتصادي و سياسي ايران در كنگره، طرحهاي سخنپراكني تحت حمايت دولت براي اين كشور كليدي سزاوار تاييد، حمايت و توجه بيشتر است.
انتهاي پيام/ح
