خبرگزاري فارس: كارشناسان امور بينالملل در نشست مركز مطالعاتي بروكينگز آمريكا با اشاره به تمايل شركتهاي چيني به همكاري با ايران تاكيد كردند كه متعهد ساختن چين به قطعنامه تحريم ايران دشوار است.

به گزارش فارس، سه مركز پژوهش سياسي بروكينگز -مركز ايالات متحده و اروپا، مركز چيني جان ال.ثورنتون و مركز سياست خاورميانه سابان- با مشاركت "شركت كارنگي نيويورك " در تاريخ 9 جولاي 2010 يك كارگاه آموزشي درباره بررسي روابط بين روسيه، چين و ايران برگزار كردند.
در اين كارگاه آموزشي كارشناساني از روسيه، چين و خاورميانه و همچنين متخصصاني از مراكز مطالعاتي واشنگتن شركت كرده بودند. كارگاه مذكور بر تاثيرات سياست كنوني آمريكا از جمله قطعنامه تحريمهاي ضدايراني (قطعنامه 1929) تصويب شده در 9 ژوئن كه با حمايت آمريكا صورت گرفت، پرداخت.
اين كارگاه آموزشي با عنوان "وراي تحريمها " بر چگونگي تعامل روسيه، چين و ايران با يكديگر در حوزههاي سياسي، اقتصادي و امنيتي متمركز بود. "وراي تحريمها " عوامل تعيين كننده جنبههاي مختلف روابط اين كشورها، چگونگي نگاه اين سه كشور به يكديگر به عنوان بازيگران بزرگ منطقهاي (و بالقوه از لحاظ جهاني)و چگونگي متغيرهاي خارجي مانند روابط با آمريكا، روابط با اتحاديه اروپا را بررسي ميكند. همچنين اين كارگاه آموزشي به بررسي فاكتور ديگر بازيگران مهم منطقهاي در ارتباط با محاسبات روسيه، چين و ايران درباره روابط آنها با يكديگر ميپردازد. اين كارگاه همچنين به چگونگي نقشهاي روسيه و چين در نهادهاي چندجانبه (براي مثال، در شوراي امنيت، آژانس بينالمللي انرژي اتمي، انپيتي) كه ممكن است بر تصميم گيري و سياست گذاري آنها در قبال ايران تاثير بگذارد، پرداخته است.
شركت كنندگان در اين كارگاه آموزشي همچنين درباره نحوه همگرايي يا واگرايي سياستهاي روسيه و چين در قبال ايران در حوزه مسايل كليدي به بحث پرداختند. آنها همچنين درباره ديدگاههاي روسيه و چين در قبال تحريمها و چگونگي چشماندازهاي حفظ همكاري آمريكا و اتحاديه اروپا با روسيه و چين در زمينه تلاشها براي محدود كردن و جلوگيري از اهداف هستهاي ايران بحث و گفتوگو كردند.
علاوه بر اين، بحث و گفتوگوي قابل توجهي درباره ديدگاه ايران در خصوص اين مباحث و چگونگي تاثير احتمالي محاسبات تهران در زمينه برنامه هستهاي آن و روابط آن با جامعه جهاني گستردهتر و نهادهاي آن وجود داشت.
در خصوص چين، شركت كنندگان بر اين واقعيت تاكيد كردند كه تصويب قطعنامههاي سازمان ملل اكنون اين احتمال را بيشتر كرده است كه پكن با انتخابهاي دشوارتري در زمينه روابط خود با هم تهران و هم واشنگتن روبرو خواهد بود.
***چين درباره حمايت از تحريم ايران ترديدهاي جدي دارد***
شركت كنندگان به اين نتيجه رسيدند كه چين به تحريمها به عنوان يك ابزار كارآمد كشوري نمينگرد و ترديدهاي جدي درباره حمايت از اعمال تحريمها دارد. پكن به مانند مسكو تمايل ندارد شاهد اين باشد كه ايران مجهز به سلاح هستهاي باشد اما پكن همچنين به مانند واشنگتن نميخواهد تهران را در آستانه دستيابي به سلاح هستهاي ببيند. به علاوه پكن ايران را به عنوان يك تهديد امنيتي نميانگارد و هيچ حس فوريتي در خصوص تقابل با ايران ندارد.
***پكن از هر گونه آسيب به روابطش با تهران اجتناب ميكند***
كارشناسان امور چين در بسياري جهات بر اين باورند كه چين چيزي بيش از يك منفعت در "موضوع ايران " دارد كه به سرعت قابل حل نيست چرا كه پكن ميتواند از اين عدم قطعيت بهره ببرد و مجبور نشود كه تصميماتي را اتخاذ كند. كارشناسان چين معتقدند كه چين زماني در مسير قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل افتاد كه تمام ديگر كشورهاي بزرگ به طور موثر با آن موافقت كردند و آن را امضا نمودند. چين بيشتر ترجيح ميدهد كه در لبه اتحاد ضد ايراني تشكيل شده باقي بماند- يعني ظاهرا با آن متعهد باشد اما از انجام هر گونه تعهد قاطعانه كه به روابطش با تهران آسيب ميزند سرباز زند. اين موضع چين تا حدي از حس عدم امنيت در پكن ناشي ميشود به ويژه در عين حال توسط آمريكا، اتحاديه اروپا و ديگر كشورها براي بر عهده گرفتن بيشتر مسئوليت جهاني تحت فشار است. چينيها كاملا مطمئن نيستند كه به دنبال چيزي هستند يا بايد به دنبال چه چيزي باشند.
شركت كنندگان در كارگاه آموزشي "وراي تحريمها " نهايتا بر اين باورند كه چين خواستار ايفاي نقش سياسي بزرگتري در جهان است اما درحال حاضر پكن علاقمند افزايش نفوذ خود بدون افزايش مسئوليتهاي خود است- به ويژه در صورتيكه به نظر ميرسد تعريف "مسئوليت " توسط واشنگتن و بروكسل و ديگر كشورها به پكن ديكته ميشود.
***چين رابطه پيچيدهاي با ايران دارد***
مانند روسيه، چين يك رابطه پيچيده با ايران دارد. در حاليكه كره شمالي در گسترهاي از منافع امنيتي چين دخيل است، ايران از ابهام بيشتري برخوردار است با اين وجود چين به ايران به عنوان يك همپيمان بالقوه در جلوگيري از نفوذ بالقوه طالبان در استان متزلزل سين كيانگ خود واقع در غرب اين كشور مينگرد.
نهايتا شركت كنندگان به اين نتيجه رسيدند كه انرژي عامل اصلي رابطه چين با ايران است و رهبران بلندپايه چين بايد منافع بخش قدرتمند انرژي را با منافعي در وزارت امورخارجه [چين] متعادل كنند.
***ايران تامينكننده كليدي نفت خام چين است***
كارشناسان انرژي چين در اين كارگاه آموزشي بر اين واقعيت تاكيد كردند كه ايران هم يك تامين كننده با اهميت نفت خام براي چين است و هم كشوري است كه شركتهاي ملي نفت چين ميتوانند در شناسايي و اكتشاف ميادين نفت و گاز طبيعي مشاركت كنند و از سوي ديگر نيز با رقابت شركتهاي بينالمللي نفت با توجه به سازمان و ديگر تحريمها رو برو نشوند. روساي شركتهاي ملي نفت چين داراي جايگاه وزارتي هستند و از نيروي نفوذي سياسي داخلي قابل توجهي برخوردارند. ايران در كنار عراق، به مركز توجه جريان رشد انرژي شركتهاي ملي نفت چين تبديل شدهاند و تحريمهاي فرصتي را براي شركتهاي ملي نفت چين به وجود آورده تا جايگاه برتر خود در بخش انرژي ايران را امنيت بخشند.
در نتيجه، ايران نيز در حال فشار به شركتهاي چيني براي افزايش سرمايهگذاريهاي بزرگ به اميد بي اثر كردن تاثير تحريمها است. حتي بدون اعمال تحريمهاي سازمان ملل، تقاضا و ظرفيت انرژي چين براي سرمايهگذاري گسترده كه ديگر بازيگران بينالمللي قادر رقابت با آن نيستند، چين را به يك شريك به طور خاص جذاب براي ايران در بخش انرژي آن ميكند.
كارشناسان چين با وجود نگرانيهاي امنيت انرژي چين بر اين باورند كه رابطه آمريكا-چين يك عامل بزرگ در روابط پكن با تهران است. چين از اهميت سياست منع گسترش تسليحات دولت اوباما و نقش مهمي كه در مقابله با برنامه هستهاي ايران در دستور كار آمريكا بازي ميكند، آگاه است. شركتها و مقامات چين پيش از اين از نبود راه حلي روشن در زمينه تحريمهاي ايران براي امضاي توافقنامههاي غيرالزام آور فراواني بهره بردند تا با قرار گرفتن در اين توافقات بتوانند سرمايه گذاري سنگينتري در ايران در يك زمان مناسبتر انجام دهند. با اين وجود در حال حاضر قانون تحريمهاي جديد آمريكا كه تكميل كننده قطعنامه سازمان است نيازمند اين خواهد بود كه دولت اوباما نسبت به گذشته نظارت بسيار دقيقتري بر سرمايهگذاريهاي شركتهاي ملي نفت چين در ايران داشته باشد.
***تحريم ايران و مانعي به نام "تخطي شركتهاي چيني "***
شركت كنندگان در كارگاه آموزشي فوق همچنين درباره دشواريهاي پيش روي سازمان ملل در صورتي كه سرمايهگذاريهاي شركت ملي نفت چين از قانون تحريمهاي ثانويه آمريكا تخطي كنند، بحث كردند.
آيا آمريكا بايد شركتهاي ملي نفت چين را تحريم كند و پكن را تحت فشار قرار دهد يا از آنها صرفنظر كند و كنگره و همچنين شركتهاي اروپايي كه به عدم سرمايهگذاري در ايران مجبور شدهاند را تحت فشار بگذارند؟ در كل نتيجه اين بود كه پكن بايد اولويتهايي بين منافع انرژي آن و رابطه با واشنگتن برقرار كند و اينكه حفظ تعهد پكن به قطعنامه اخير عليه ايران دشوار خواهد بود.
***روسيه ايران را يك قدرت منطقهاي ميداند***
در خصوص روسيه، شركتكنندگان كارگاه آموزشي "وراي تحريمها " به تحليل پيچيدگيهاي جديد يك محيط ژئوپوليتيكي به سرعت در حال تغيير پرداختند و اينكه چگونه مسكو -همانند واشنگتن- در حال تلاش براي سازگار شدن با چشم انداز جديد قدرتهاي در حال ظهور است چرا كه موقعيت ابرقدرت قبلي آن [شوروي سابق] به تاريخ پيوست. در حالي كه روسيه در حال پذيرفتن ظهور چين (و هند) است، مسكو ايران را به عنوان يك قدرت منطقهاي مشتاق ميبيند نه به عنوان يك قدرت منطقهاي در حال ظهور. روسيه ايران را در هر دو زمينه يعني هم به عنوان يك بازيگر مهم در خاورميانه گستردهتر و هم به عنوان يك "بازيگر منطقي " با سابقه تاريخي طولاني در نظر ميگيرد. تاريخي كه البته با رويدادهايي سخت در رابطه دوجانبه روسيه-ايران مشخص ميشود. شركت كنندگان به اين نتيجه رسيدند كه سياست ايران روسيه توسط تركيبي از منافع مسكو در منطقه و رابطه روسيه با ايالات متحده مشخص ميشود و اينكه در خصوص اهميت منافع اقتصادي روسيه در ايران نبايد اغراق شود. مسايل اقتصادي به عنوان عوامل ابتدايي يا حتي مهم سياست خارجي روسيه در قبال ايران در نظر گرفته نميشود. روابط روسيه با چين همچنين به عنوان يك عامل تعيين كننده ابتدايي براي سياست مسكو در نظر گرفته نميشود.
شركت كنندگان در اين كارگاه آموزشي موقعيت روابط ايران-روسيه را مورد بررسي قرار دادند و به اين مسئله اشاره كردند كه روسيه و ايران در خصوص قطعنامه جنگ داخلي در تاجيكستان در دهه 1990 همكاري نزديك داشتند؛ روسيه از اعلام صريح ايران مبني بر عدم دخالت در چچن و قفقاز شمالي طي سري جنگهاي آن منطقه تشكر كرد. از سوي ديگر ايران نيز پا را فراتر گذاشت و براي كرسي روسيه در سازمان كنفرانس اسلامي رايزني كرد. روسيه هم حمايت ايران از حماس و حزب الله را به عنوان "بخشي از بازي كه مردم در آن بخش از جهان كه قدرت چنداني ندارند " به جاي محكوم كردن قطعي آن ناديده گرفت.
***وخامت روابط با واشنگتن، مسكو را به سمت تهران سوق مي دهد***
در خصوص چگونگي روابط روسيه با ايران با در نظر گرفتن روابط آمريكا-روسيه، شركت كنندگان به اين نتيجه رسيدند زماني كه روابط دوجانبه با ايالات متحده به وخامت ميگرايد، مسكو همواره به دنبال ايده روابط نزديكتر با تهران به صورت جذابتر و همچنين ممانعت از سياست آمريكا در قبال ايران است. براي مثال از سال 2003 تا 2008 مسكو از تهران براي ايجاد موازنه عليه واشنگتن بهره برد اما كارشناسان روسيه بر اين باورند كه -با وجود سياست "از سرگيري " روابط دولت اوباما با روسيه- روسيه اكنون از اهميت ايران كاسته است.
شركت كنندگان در اين كارگاه آموزشي همچنين به اين واقعيت اشاره كردند كه تقاضاي ايران براي عضويت واقعي (به جاي عضويت ناظر كنوني آن) در "سازمان همكاريهاي شانگهاي " به طور مداوم از سوي چين و روسيه رد شده بر اساس اين امر كه كشورهاي تحت تحريم بينالمللي نميتوانند عضو دائم باشند، اما در حقيقت به اين دليل است كه هيچكدام از دو كشور فوق نميخواهند روابط خود را با واشنگتن قطع كنند.
كارشناسان بر اين باورند كه روسيه در صورتي كه گزينه روشني به آن ارائه شود همواره به روابط خود با ايالات متحده اولويت خواهد داد. شركت كنندگان در اين كارگاه آموزشي با اين وجود هشدار دادند در صورتي كه روسيه احساس كند در حوزههايي كه منافع حياتي در آن دارد توسط آمريكا مورد تهديد قرار ميگيرد، آنگاه شاهد معكوس شدن سياست كنوني مسكو در قبال ايران خواهيم بود. حوزههايي كه روسيه در آن منافع حياتي دارد عبارتند از گرجستان، اوكراين يا مسايل حساس امنيت انرژي.
***مسكو و واشنگتن موضع واحدي در قبال ايران هستهاي ندارند***
روسيه و ايالات متحده همچنين با توجه به زمان و چگونگي برخورد با برنامه هستهاي ايران در يك سطح قرار ندارند. مسكو احترام چنداني براي مهارت تكنولوژيكي ايران قائل نيست با اين وجود بر اين باور است كه حجم زيادي از تكنولوژي ضروري و مورد نياز را ميتوان در اختيار ايران گذاشت. در اين برهه زماني خاص، كارشناسان روس بر اين باورند كه روسيه افق زماني بسيار طولاني تري در خصوص توانايي ايران براي ساخت يك سلاح هستهاي دارد، بنا بر اين از اين لحاظ به مانند آمريكا همان حس فوريت را در قبال ايران ندارد.
ضمنا روسيه تمايلي ندارد كه ايران در حوزه نظامي به يك قدرت هستهاي تبديل شود از اين رو پيچيدگيهاي رابطه مسكو با تفكر حمله نظامي را رد ميكند و روسيه از سوي ديگر آموخته است كه با واقعيت "پاكستان هستهاي " كنار بيايد، پاكستاني كه روسيه آن را بيثبات تر و تهديد كننده تر از ايران ميداند.
در افكار دولتمردان روس، احتمال زيادي وجود دارد كه تهديد خارجي براي اسرائيل به حمله توسط آمريكا و يا اسرائيل منجر شود. براي مثال در دوران دولت جرج بوش، مسكو با اعمال تحريمها عليه ايران با اين باور مخالفت ورزيد كه آمريكا به تغيير رژيم تهران تمايل دارد و همچنين از شكست تحريمها براي توجيه حمله نظامي متعاقب آن توسط واشنگتن استفاده ميكرد.
سياست روسيه درحال حاضر بر بازداشتن ايران از برداشتن گامهايي به سوي دستيابي به سلاح هسته اي متمركز است اما همچنين از حق ايران براي برخورداري از توانمندي انرژي هستهاي غيرنظامي بر اساس نظارت سازمان ملل و آژانس بينالمللي انرژي اتمي حمايت ميكند.
***ايران توانمندي توليد سلاح هستهاي را داشته باشد، اما آن را توليد نكند***
كارشناسان بر اين باورند كه روسيه تمايل دارد كه "مدل ژاپن " براي ايران را بپذيرد-يعني تهران به توانمندي توليد يك سلاح هستهاي دست پيدا كند اما در عمل آن را توليد نكند- با اينكه اين آشكارا يك مدل قابل قبول در نظر ايالات متحده، اسرائيل يا ديگر بازيگران كليدي منطقه نخواهد بود.
كارشناسان روس معتقدند كه مسكو به طور روز افزوني در چند سال گذشته و به خصوص در چند ماه گذشته از ايران نااميد شده است. با توجه به تغيير در سياست آمريكا و پيشنهادات زودهنگام دولت اوباما به ايران، نگاه كنوني مسكو اين است كه تهران بايد با آمريكا، سازمان ملل و جامعه جهاني همراهتر باشد زيرا اين "بهترين گزينه براي آنان است ". روسيه از ارسال يك پيغام قوي به ايران بهوسيله تصويب قطعنامه تحريمهاي سازمان ملل در ماه ژوئن به منظور ترغيب ايران به بازگرداندن آن به ميز مذاكره حمايت كرد اما بعيد است مسكو از اعمال تحريمهاي شديدتر عليه ايران حمايت كند.
تا آنجا كه رابطه روسيه با چين مدنظر گرفته ميشود، شركت كنندگان در كارگاه آموزشي "وراي تحريمها " درباره تغيير قابل توجه و مثبت در روابط دوجانبه در طي دهه گذشته به بحث پرداختند اما همچنين اين حقيقت كه پس از يك دوره تاريخي طولاني برتري روسيه، همه چيز تغيير اساسي كرده است و روسيه اكنون با چالش كنار آمدن با يك چين قدرتمند روبروست.
كارشناسان روس به طور خاص هماهنگي نزديكي بين روسيه چين در قبال ايران نميبينند و بر اين باورند كه روابط روسيه با آمريكا، اروپا و ديگر بازيگران بينالمللي از جمله اسرائيل و عربستان سعودي عوامل مهمتر تصميم گيري مسكو در خصوص تحريمها بوده است.
يكي از كارشناسان معتقد است كه رهبران روسيه ديگر بر اين باور نيستند كه "جهان فردا " متعلق به چين است؛ آنها هنوز احترام زيادي براي اقتصاد آمريكا و توانايي ايالات متحده براي نوآوري قائل هستند. شركت كنندگان همچنين به افزايش رقابت بين روسيه و چين در آسياي مركزي اشاره كردند و ايجاد سازمان همكاري شانگهاي را به عنوان تاييد حضور چين در آسياي مركزي ميدانستند؛ اما رقابت گستردهاي بر سر ايران در حوزه انرژي وجود ندارد.
كارشناسان روس بر اين باورند كه روسيه نگران منافع انرژي چين در ايران نيست به اين دليل كه تقاضاي چين ممكن است به تغيير مسير صادرات گاز به اروپا كمك نمايد. روسيه قصد دارد جايگاه خود را به عنوان تامين كننده اروپايي برتر حفظ كند و ايران با در اختيار داشتن دومين منابع گازي جهان (بعد از روسيه) اهداف خود براي صادرات انرژي به اروپا را دارد كه به اين ترتيب اين كشور را به رقيب مستقيم روسيه تبديل ميكند.
تحليلگران بخش انرژي كارگروه فوق تاكيد كردند كه روسيه با شرايط موجود در قبال ايران راضي است يعني شرايطي كه در آن تهران از تبديل شدن به يك صادركننده بزرگ گاز منع ميشود حتي در صورتي كه اين بدان معني باشد كه چين در حال به خطر انداختن بيش از پيش سرمايه خود در بخش انرژي ايران باشد. پيش بيني نهايي اين بود كه با توجه به تمام اين مسايل، همكاري آمريكا-روسيه در قبال ايران دستكم براي 6 ماه آينده ادامه خواهد يافت (جولاي تا دسامبر 2010).
انتهاي پيام/ص
